تشنگی آغاز شد
روز هفتم محرم سال ۶۱ هجری، یکی از تلخترین مراحل واقعه کربلا آغاز شد؛ مرحلهای که آثار آن تا روز عاشورا بر اردوگاه امام حسین باقی ماند.
تا پیش از این روز، با وجود محاصره نظامی، یاران امام هنوز به آب فرات دسترسی داشتند. اما در کوفه، عبیدالله بن زیاد تصمیم گرفت فشار را به اوج برساند.
عبیدالله نامهای به عمر بن سعد نوشت و دستور داد میان حسین و یارانش با آب فرات فاصله بیندازد و اجازه دسترسی آزاد به آب را ندهد.
اجرای این مأموریت به عمرو بن حجاج زبیدی سپرده شد. او همراه گروهی از نیروها در مسیر فرات مستقر شد تا رفتوآمد به رودخانه را کنترل کند.
از این روز به بعد، آب به مسئلهای حیاتی تبدیل شد. در خیمهها زنان، کودکان و سالخوردگان حضور داشتند و گرمای عراق در آغاز ماه محرم همچنان سنگین بود. ذخایر آب موجود نمیتوانست پاسخگو باشد.
یاران امام در برخی مواقع و با دشواری میتوانستند مقدار محدودی آب تهیه کنند، اما محاصره فرات آغاز شده بود و هر ساعت سختتر میشد.
اکنون دیگر تنها مسئله جنگ نبود؛ تشنگی نیز به یکی از دشوارترین آزمونهای پیش رو تبدیل شده بود.
در همان زمان، امام حسین بار دیگر کوشید تا سپاه مقابل را به اندیشیدن دعوت کند. او بارها یادآوری کرد که چه کسی است و با چه هدفی به این سرزمین آمده است. اما فضای اردوگاه کوفه هرروز بیش از پیش تحت تأثیر فرمانهای عبیدالله بن زیاد قرار میگرفت.
غروب روز هفتم، فرات همچنان در نزدیکی کربلا جاری بود؛ آبی که صدای موجهایش به گوش میرسید، اما دستیابی به آن دشوار شده بود.
کودکان هنوز فریاد تشنگی سر نداده...
۱۴۱
۵:۰۱
کربلا به آخرین روزها نزدیک میشود
روز هشتم محرم فرا رسید. اکنون چند روز از استقرار کاروان امام حسین بن علی در کربلا میگذشت و شرایط اردوگاه بهمراتب دشوارتر از روزهای نخست شده بود.
محاصره فرات که از روز هفتم آغاز شده بود، آثار خود را نشان میداد. آب در خیمهها کمیابتر شده بود و تهیه آن با خطر و دشواری همراه بود. یاران امام در این روزها برای تأمین آب تلاش میکردند، اما حلقه محاصره هر روز سختتر میشد.
در سوی دیگر میدان، سپاه کوفه همچنان بزرگتر میشد. گروههای تازهای از راه میرسیدند و دشت کربلا را پر میکردند. فرماندهان یزید میخواستند هیچ احتمال غیرمنتظرهای باقی نماند.
در این روزها، امام حسین بارها با مردم سپاه مقابل سخن گفت. او آنان را به یاد نامههایی انداخت که از کوفه برایش فرستاده بودند و یادآوری کرد که به دعوت خود آنان به سوی عراق آمده است. برخی از افراد سپاه کوفه سخنان او را میشنیدند و تحت تأثیر قرار میگرفتند، اما فضای حاکم بر اردوگاه اجازه تغییر جدی نمیداد.
عبیدالله بن زیاد خواهان تسلیم کامل بود و هیچ راه میانهای را نمیپذیرفت.
شب هشتم محرم فرا رسید. در تاریکی دشت، دو اردوگاه در برابر یکدیگر قرار داشتند؛ یکی هر روز پرشمارتر میشد و دیگری هر روز بیشتر در محاصره فرو میرفت.
اما در آن خیمههای کوچک خبری از تسلیم نبود.
۱۹۸
۵:۰۶
تاسوعا فرا رسید
روز نهم محرم، کربلا وارد حساسترین مرحله خود شد. روزی که در تاریخ با نام «تاسوعا» شناخته میشود؛ روزی که دیگر تقریباً هیچ امیدی به پایان مسالمتآمیز ماجرا باقی نمانده بود.
در این روز، فشار از سوی حکومت یزید به اوج رسید. عبیدالله بن زیاد که از طولانی شدن ماجرا ناخشنود بود، فرمانی قاطع برای عمر بن سعد فرستاد: یا از حسین بیعت بگیر یا کار را یکسره کن.
همراه این دستور، فردی به نام شمر بن ذیالجوشن نیز وارد کربلا شد. شمر حامل نامهای بود که در آن عبیدالله بن زیاد عمر بن سعد را به اجرای فوری دستور جنگ فراخوانده بود.
با رسیدن این فرمان، فضای اردوگاه کوفه تغییر کرد. دستور آمادهباش صادر شد و نشانههای آغاز نبرد آشکار شد.
در ساعات پایانی روز، حرکتهایی در سپاه کوفه آغاز شد که نشان میداد تصمیم حمله گرفته شده است. صفوف نظامی شکل گرفت و نیروها برای پیشروی آماده شدند.
در همین هنگام، امام حسین متوجه آماده شدن سپاه مقابل شد. او برادرش عباس بن علی را نزد عمر بن سعد فرستاد تا علت این تحرکات را جویا شود. پاسخ روشن بود: یا تسلیم و بیعت، یا جنگ.
امام حسین در برابر این وضعیت، درخواست یک مهلت کوتاه کرد؛ تنها یک شب.
در منابع معتبر آمده است که امام خواست تا نبرد به روز بعد موکول شود تا او و یارانش آن شب را به نماز، دعا، تلاوت قرآن و عبادت بگذرانند. این درخواست پذیرفته شد و حمله تا صبح عاشورا به تأخیر افتاد.
آن شب، امام یاران خود را گرد آورد. در گزارشهای تاریخی آمده است که ایشان بیعت خود را از آنان برداشت و فرمود هرکس میخواهد برود، میتواند از تاریکی شب استفاده کند و جان خود را نجات دهد. اما پاسخ یاران، یکی پس از دیگری، وفاداری بود.
مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و دیگران اعلام کردند که امام را تنها نخواهند گذاشت؛ حتی اگر بارها کشته شوند و دوباره زنده شوند.
باد در میان خیمهها میوزید. صدای دعا و تلاوت قرآن از اردوگاه امام به گوش میرسید و دشت کربلا آخرین شب آرام خود را سپری میکرد. فردا، عاشورا بود.
۷۹
۴:۵۳
http://rajanews.com/node/257439
۷۱
۱۷:۱۹
از طلوع خورشید تا غروب خون
صبح روز دهم محرم سال ۶۱ هجری فرا رسید. اکنون سپاه چند هزار نفری کوفه در برابر کاروانی ایستاده بود که شمار جنگجویانش از چند ده نفر فراتر نمیرفت.
امام حسین بن علی(ع) یاران خود را صفآرایی کرد. پرچم را به دست عباس بن علی سپرد و برای آخرینبار با سپاه کوفه سخن گفت. خود را معرفی کرد، از آنان پرسید آیا او فرزند دختر پیامبر نیست و آیا نامههای دعوت را آنان ننوشتهاند؟ اما سخنانش تأثیری بر فرماندهان یزید نگذاشت.
سرانجام عمر بن سعد نخستین تیر را پرتاب کرد و گفت: «نزد امیر گواهی دهید که من نخستین تیر را انداختم.» با بارش تیرها، نبرد آغاز شد.
در آغاز جنگ، گروهی از یاران امام به میدان رفتند و یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. از برجستهترین آنان میتوان به مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، زهیر بن قین، بریر بن خضیر و دیگر اصحاب اشاره کرد. آنان تا آخرین لحظه جنگیدند و شمار یاران امام لحظهبهلحظه کمتر شد.
هنگام ظهر، امام نماز را بهصورت نماز خوف اقامه کردند. درحالیکه تیرها از هر سو میآمد، یارانی همچون سعید بن عبدالله حنفی خود را سپر امام کردند و با پیکری آکنده از تیر به شهادت رسیدند.
پس از شهادت اصحاب، نوبت به خاندان بنیهاشم رسید. جوانان خاندان پیامبر یکی پس از دیگری به میدان رفتند. در میان آنان، شهادت علیاکبر بن حسین تأثیر عمیقی بر خیمهها گذاشت. سپس دیگر فرزندان، برادرزادگان و خویشاوندان امام نیز به شهادت رسیدند.
در ساعات بعد، نوبت به عباس بن علی رسید؛ مردی که پرچم سپاه را در دست داشت و تکیهگاه خیمهها بود. تشنگی کودکان به اوج رسیده بود. عباس برای آوردن آب به سوی فرات حرکت کرد. با شجاعت خود را به رود رساند و مشک را پر کرد.
عباس(ع) هنگام رسیدن به آب، با وجود تشنگی شدید، آب ننوشید و آن را برای اهلبیت و کودکان نگهداشت. سپس راه بازگشت را در پیش گرفت.
سپاه یزید راه را بر او بست. در نبردی سخت، دست راستش قطع شد. پرچم و مشک را به دست دیگر گرفت. اندکی بعد دست چپش نیز قطع شد. با این حال همچنان میکوشید آب را به خیمهها برساند. سپس تیری به مشک خورد و آب بر زمین ریخت. لحظاتی بعد ضربهای سنگین بر او فرود آمد و از اسب بر زمین افتاد.
امام خود را به بالین برادر رساند. با شهادت عباس، امید کودکان به رسیدن آب از میان رفت و خیمهها سنگینترین داغ خود را تا آن لحظه تجربه کردند.
اکنون تقریباً همه یاران و خاندان امام به شهادت رسیده بودند.
امام حسین برای آخرین بار به میدان رفت. مورخان نوشتهاند که با وجود تشنگی، خستگی و زخمهای فراوان، جنگی سخت و طولانی انجام داد. هربار که گروهی به او حمله میکرد، پراکنده میشد. بسیاری از افراد سپاه کوفه از رویارویی مستقیم با او هراس داشتند.
در نهایت، از هر سو به او حمله شد. زخمهای فراوان بر بدنش نشست و سرانجام بر زمین افتاد.
پس از آن، افراد مختلفی در حملهٔ نهایی شرکت کردند. در گزارشهای کهن، نامهایی چون سنان بن انس و خولی بن یزید اصبحی در ماجرای جدا کردن سر امام آمده است. مشهورترین روایت تاریخی آن است که سنان بن انس با دستور شمر نقش اصلی را در این جنایت داشت.
با شهادت امام، سپاهیان به خیمهها هجوم بردند. اموال را غارت کردند و به خیمهها آسیب رساندند. زنان و کودکان در میان آتش و هجوم دشمن پناه میجستند. در میان آنان، علی بن الحسین(ع) که بهعلت بیماری در جنگ شرکت نکرده بود، زنده ماند.
بر خاک کربلا پیکرهای حسین بن علی، عباس بن علی، علیاکبر، حبیب، زهیر، مسلم بن عوسجه و دهها شهید دیگر باقی مانده بود. خاندان پیامبر به اسارت میرفتند.
اما آنچه در عاشورای سال ۶۱ هجری رخ داد، پایان یک نبرد نبود؛ آغاز حادثهای بود که نام کربلا و حسین بن علی را برای همیشه در تاریخ اسلام زنده نگه داشت.
۶۴
۱۰:۳۲
بازارسال شده از سبک زندگی مومنان در نهج البلاغه
ذوالفقار علی علیه السلام پناه ماست...ما نه تنها از جنگ نمیترسیم بلکه از صلح خسارتبار میترسیم... و تنها، ملت تربیت شده پای معارف علوی چنین میاندیشد ...یاعلی یاعلی یاعلی
۱
۱۳:۵۵
بازارسال شده از سبک زندگی مومنان در نهج البلاغه
به دوستان خود معرفی کنید
https://ble.ir/Noorzendgi
#_بانهجالبلاغه_زندگی_میکنیم#_توصیهی_رهبر_شهید
۱
۱۳:۵۵
بازارسال شده از سبک زندگی مومنان در نهج البلاغه
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ
نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ
تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ
کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی
بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ
بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ
بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ
نَادِ عَلِیًّا مَظْهَرَالْعَجائِبِ
تَجِدْهُ عَوْنًا لَکَ فِی النَّوائِبِ
کُلَّ هَمٍّ وَ غَمٍّ سَیَنْجَلِی
بِعَظَمَتِکَ یا اَللهُ
بِنُبُوَّتِکَ یا مُحَمَّدُ
بِوِلایَتِکَ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ
۱
۱۳:۵۵
بازارسال شده از سبک زندگی مومنان در نهج البلاغه
595673112437464832_175845562457326.mp3
۱۱:۰۹-۱۰.۲۱ مگابایت
۱
۱۳:۵۵