انتقام از نوع سوم این روزها جنگ زرگری یا کشمکش بیهودهای شکل گرفته است درباره انتقام قتل رهبر شهید. عدهای انتقام را فوری و شخصی از عاملان و آمران این ترور میدانند و عدهای دیگر انتقام را در گرو اخراج آمریکا از منطقه و آزادی قدس شریف. فکر میکنم روشن است که اینها باهم قابل جمعاند؛ هواداران یکی نباید نگران آن یکی دیگر باشند که انجام یکی نسبت به دیگری کفایت کند یا از آن ممانعت کند. هرچه هست، این بار بیش از همه روی دوش نهادها و کنشگران مسئول حقوقی، قضایی، امنیتی و نظامی است. آنچه برای منِ کنشگر اجتماعی میماند، فریاد انتقام است تا سوخت پشتیبان طراحی و عملیات آنها باشد. اما لایه دیگری از انتقام هست که کمتر به آن توجه میشود. پرونده خونخواهی #آقای_شهید_ایران و تکتک شهروندان شهید که هر کدام پرونده جداگانهای برای انتقام دارند، یک مسئولیت شخصی متوجه ما شهروندان ایران اسلامی میکند. اگر من معلمی در مدرسه یا دانشگاه هستم، باید بدانم چگونه شاگردانی در مکتب خامنهای بپرورانم؟ شاگردانی که با الهام از مایههای فکری او و پایبندی به آن، مرزهای مکتب او را پیشتر هم ببرند. اگر زنی خانهدار هستم، بدانم چگونه خانه و خانوادهای باید بسازم تا پناهگاه و سنگری برای زندگی مبارزان مکتب خامنهای باشد. اگر کارگر هستم، بدانم چگونه کار کنم تا ستون اقتصاد ملی مولد را محکم کنم و چرخهای آن را به کار بیندازم. «ایران قوی» که با عاملیت تکتک شهروندان این کشور با همه تکثرشان ساخته میشود، عمیقترین لایه انتقام است؛ همچنان که عالیترین سرفصل وصیتنامه واقعی آقای خامنهای است. برای من، پویا نگه داشتن مکتب فکری خامنهای شهید در نهاد علم و کشف پنجرههای تازهای رو به انسان و جامعه و جهان برای آن، پرونده همیشهباز خونخواهی اوست. خون رهبر به ایدههایش جان میدهد؛ پس خونخواهی او پیش بردن و پیادهسازی ایدهها هم هست. و چرا چنین رویشهایی در واقع انتقام نباشد؟ وقتی هدف از ترور، ریشهکنی ایدههاست؟ این کار اولا نیازمند آموزش، پژوهش و پرورش با نگاهی باز و ژرف است؛ ثانیا نیازمند رساندن دست نهاد علم به دست نهاد قدرت تا آنچه یافتهایم و یاد گرفتهایم، به ساحت حکمرانی برسد و ناوبری کشتی ایران قوی را در دریای متلاطم جهان امروز و فردا به دست گیرد.بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا مصطفی غفاری نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۳۴۰
۱۰:۰۰
مدل شیخ اسماعیل رمضانی یا مدل سپاه یکم مدل شیخ.شیخ اسماعیل رمضانی پیشنهاد دادند کمپین «آتش زدن توافق» راه بیفتد؛ چرا؟ چون اجرا نشده است. یعنی رهبری فرمودند شروط توافق را مطالبه کنید شیخ ما نوشت: آتش بزنید. البته به نظرم، اصل اجرای توافق هم موضوعیت نداشت. چون فردای روزی که امام جامعه گفتند شروط توافق را مطالبه کنید ایشان گفت توافق را کنار بگذارید و علی الاصول را مطالبه کنید. البته اشکالی هم ندارد؛ بالاخره این هم یک نظر است، هرچند دوبار در مقابل نظر صریح رهبری باشد. دوم. مدل سپاه - آمریکا توافق را با ایجاد مسیر جدید در عمان دور زد. - سپاه چند کشتی متخلف را زد. -آمریکا جنوب ایران را زد-ایران با زدن کویت و بحرین و اردن تلافی کرد- عراقچی رفت عمان تا بگه فقط یک مسیر. -عمان از آمریکا می ترسد و تا الان قبول نکرده است-ترامپ تهدید کرد ایران باید علنا بگوید که دیگه کشتی نمیزند. -سپاه با بی محلی چند کشتی متخلف دیگر را هم زد. -آمریکا دوباره جنوب را زد. ایران سخت تر جواب داد. -اینبار برای اولین بار عمان را هم زد. -قالیباف نوشت گفته بودیم توافق اجرا نشود می زنیم. -سپاه بیانیه داد تنگه بسته شد و خلاص. سوم. کدام راه؟ خب دو راه داریم. یکی مدل امثال شیخ اسماعیل رمضانی که دلسوزند ولی غیر نظر رهبری را دنبال می کنندیک مدل هم سپاه.به شخصه ترجیح میدهم مطالبه امام جامعه را پیش ببرم تا منبری های پرشور محسن مهدیان نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۴۶۴
۱۳:۱۶
پاسخ به منتقدین درباره ادامه مذاکرات، برجام، علی الاصول و منافع تفاهمنامه چند توضیح در پاسخ به منتقدینمطلبی که در پاسخ به اظهار نظر استاد شیخ علی رمضانی نوشتم گرچه با استقبال بسیاری روبرو شد اما باعث برآشفتگی عده ای شد. برخی توضیحات در قبال نقدها را لازم می دانم: به صراحت نوشتم، هیچ مذاکرهای قبل از اینکه شروط محقق شود و موارد نقض تفاهم نامه برطرف شود نداریم لذا #تحریف نکنید. همینکه میروید سراغ تخریب قدیمی دروغ موضع من درباره برجام به این معنی است که حرف حسابی ندارید گرچه آنجا هم حرف حساب نداشتید چون من با افتخار اعلام می کنم موضع من در برجام موضع آقای شهید بود یعنی تایید مشروط این شما بودید که از آقای شهید عبور کردید همانطور که اکنون عبور می کنید. شما مواضع صریح آقا در موضوع تفاهم نامه را با تفسیر به رای غلطی که از یک جمله داشتید به حاشیه بردید. تخصص شما در تفسیر به رای نظرات آقا مطابق با علایق خودتان است. ضمنا اگر علنی یا خصوصی توصیه شود که پیگیری اجرایی شدن تفاهم نامه را کنار بگذارید قالیباف اولین نفر است که با علاقه کنار میگذارد اما تا این لحظه تکلیف همان است که در پیام بود یعنی تحقق شروط تفاهم نامه.معتقدم مشکل اصلی عده ای از مخالفان این است که نگران هستند که شروط تفاهم نامه محقق شود البته هم آقای دکتر قالیباف هم ما بارها گفته ایم امیدی نداریم که آنها به تعهدات پایبند باشند اما برخلاف شما تلاش می کنیم حقوق ملت ایران را از حلقوم آمریکایی ها بیرون بکشیم نه اینکه از نقض عهد آنها در ایران و لبنان خوشحال شویم. برخلاف ادعاهای بی مبنا هیچ تفاهمنامهای خلاف نظر آقا منعقد نشدهاست. نظراتی که برخی با کلیدواژه علی الاصول به آقا نسبت میدهند هیچ مبنایی ندارد، چرا که جزئیات نظر ایشان در موضوع "علیالاصول مشخص نشده است که میتوان درباره آن جداگانه صحبت کرد اما آنچه قطعی است این است که: ایشان مخالف مذاکره نبودند چرا که قبل از سفر اسلام آباد، مجوز مذاکرات عزتمندانه را با رعایت چارچوبی تایید کردند همچنین ایشان پس از بررسی پاسخ های اعضای شعام به سوالاتی که کرده بودند، ابتدا موافقت شان را در صورت رای سه چهارم شعام اعلام کردند و سپس رای گیری شد یعنی اگر ایشان نظر مثبت درصورت رای سه چهارم نداشتند، اصلا در شورای عالی امنیت ملی رایگیری صورت نمیگرفت و دلیلی که 12نفر از 13 عضو به آن رای دادند همین مساله بود. البته مهمتر از این مباحث این نکته بدیهی است که برخی مغرضانه چگونه با یک تفسیر غلط از یک جمله، تصریح روشن و دستور مشخص آقا را کنار میگذارند!؟ آیا نص صریح پیام آقا این نیست که اذن تفاهم نامه را دادند و پیگیر محقق شدن شروط گفته شده در آن هستند؟ آیا باید در برابر نص صریح ولی جامعه اجتهاد کرد یا وظیفه ما عمل به فرمان آقا است؟ مجدد تاکید می شود اولین نفراتی که با خوشحالی آماده کنار گذاشتن تفاهم نامه در صورت نظر معظم له هستند، هیئت مذاکره کننده هستند و معتقدیم تفاهم نامه اگر همینجا نیز متوقف شود، توانسته است، بیش از 70میلیون بشکه نفت از خط محاصره عبور دهدکه درآمد چند ماه آینده را تضمین می کند، چندین کشتی با ظرفیت بیش از 30میلیون بشکه نفت خالی به مناطق نفتی برگشته است، حداقل بیش از 30کشتی کالاهای اساسی و مواد اولیه موردن نیاز در بنادر کشور تخلیه شود(حتما آمارهای جدید عدد بالاتری را نشان می دهد)، حجم آتش علیه مردم لبنان را به شدت کاهش دهد، نیروهای نظامی ما ظرفیت های خود را بازسازی کنند و خلاصه اجرای ناقض همین تفاهم نامه باعث شده است ما آماده تر وارد جنگ بعدی شویم. این درحالی است که براساس آخرین اطلاعات منتشر شده ذخایر استراتژیک نفت آمریکا تا روز گزارش کاهشی بوده و به پایین ترین سطح خود در سال های اخیر رسیده است یعنی آمریکا از بازگشایی تنگه صرفا منفعت کوتاه مدت کاهش قیمت نفت را برده و منفعت بلند مدت نصیبش نشده است. محمدسعید احدیان نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۲۰۰
۱۶:۴۵
ترامپ در باتلاق فرسایش بازگشت رسمی آمریکا به جنگ آنهم در وضعیتی که ذخایر استراتژیک نفت آمریکا به کمترین میزان از ۱۹۸۳ رسیده و نرخ بازدهی اوراق بهادار به عدد خطرناک ۴.۶۲ رسیده است، یعنی ترامپ واقعا در باتلاق است. از طرفی شرایط جنگیدن را ندارد و از طرف دیگر راهی جز جنگیدن ندارد. او که با تفاهم به خواستههای خود در باز شدن کامل تنگه هرمز و گرفتن کنترل آن از ایران نرسید، مجبور است که دوباره به جنگ برگردد. اما وضعیت اقتصاد سیاسی لازم را ندارد. از یک طرف هرچه بیشتر بجنگد، نفت کمتری عبور میکند و اگر نجنگد نفت به اندازه کافی عبور نمیکند و کنترل ایران هم تثبیت میشود. این تناقض، نتیجه حماقت او در حمله به جمهوری اسلامی ایران و به شهادت رساندن امام عزیزمان است. در این میان، وضعیت احتمالا به زودی به سمت درگیری پرتنشتر خواهد رفت. چرا که زمان به ضرر دشمن است. مسئله لبنان نیز برای افزایش فشار به زودی دوباره داغ خواهد شد. در عینحال باید دقت داشت که جنگ در خط ساحلی به سمت فرسایش قدرت ایران در کنترل تنگه هرمز نرود. ضربه به امارات و ضربات هوشمندانه به دشمن در عرصه پشتیبانی و فرماندهی باید در دستور کار باشد. همچنین موازنه نفتی برای بازدارندگی در مقابل احتمال حملات به زیرساخت باید مکرراً تکرار شود. یعنی بیان شود که در مقابل هر ضربه به زیرساخت ایرانی، ظرفیت تولید نفت در منطقه مورد حمله قرار خواهد گرفت. در حوزه معیشت مردم و اقتصاد کلان نیز باید آمادگیها افزایش یابد. تفاهم، فرصتی یک ماهه برای صادرات ۸۰ میلیون بشکهای و واردات کالاهای اساسی را مهیا ساخت. این ظرفیت باید در سراسر کشور پخش شده و برای هر سناریویی فکر شود. امروز وقت جنگ است و باید با تکیه بر خداوند، با قدرت جنگید. بازگشت سریعتر قیمت نفت نیز نشانه خوبی است که دوباره فشار را بر ترامپ افزایش خواهد داد. باید امید داشت که اشتباه سعودی در یمن عمیقتر شود تا اهرم بابالمندب نیز به مرور بر این معادله افزایش یابد. نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۴۱
۱۸:۳۵
آقای خاتمی! این صلح همه صلحها را بر باد میدهد اخیراً متنی از آقای سید محمد خاتمی درباره شرایط کشور منتشر شده که دو معنا در آن پررنگتر است؛ نخست دعوت حاکمان و سیاستمداران و گروههای داخلی به صلحطلبی و دوم هشدار درباره بیتدبیری و فرصتسوزی. معنای صلح چیست؟ آقای خاتمی تلاش دارد مسئولان کشور را به سمت صلحطلبی هدایت کند، اما کدام صلح؟ صلح از آن واژههایی است که مشترک لفظی است، مثل جامعه مدنی که در زمان ریاستجمهوری آقای خاتمی بارها از زبان او تکرار شد و آخر هم معلوم نشد مرادش از جامعه مدنی چیست؟ 8 سال جماعتی از نظرگاه افلاطونی تا هگل و گرامشی و هابرماس و... به خط شدند تا معنای جامعه مدنی را توضیح دهند و دست آخر یکی گفت منظور آقای خاتمی همان جامعه مدینه النبی زمان پیامبر(ص) است! حالا صلح اینجا به معنای چیست؟ ترامپ چندینبار در ایام جنگ از صلح سخن گفت و بلافاصله آن را مترادف با تسلیم ملت ایران برشمرد، آیا منظور آقای خاتمی هم همین است. انشاءالله اینطور نیست. آیا صلح به معنای پایان دشمنی آمریکا با ایران است؟ این هم بعید است؛ چون آقای خاتمی احتمالاً میداند فردی که ملت ایران را شرور و خبیث و کلاهبردار میداند دشمنی را با ایران تحت هیچشرایطی رها نمیکند. آیا منظور آقای خاتمی از صلح پایان یک درگیری مقطعی است؟ ممکن است. مغز استدلال آقای خاتمی از اینجا به بعد این است که گویی در جنگ و نزاعی که دوباره رخداده ایران مقصر است. گویی صلحی پایدار و عمیق در دسترس بوده که ایران از سر لجاجت و ماجراجویی میخواهد آن را به هم بزند. این گزاره علاوه بر اینکه یک خطای شناختی بزرگ است یک پاس گل مهم به ترامپ و نتانیاهو هم حساب میشود. فرض کنیم معنای سوم از صلح که بالا مطرح شد مدنظر آقای خاتمی است. آیا تفاهمنامه اسلامآباد که ایران آن را امضا کرد همان صلح مدنظر در معنای سوم نبود؟ این تفاهم چگونه نقض شد؟ آیا ترامپ از همان روز اول بند 1 تفاهمنامه را نقض نکرد؟ آیا آمریکا زیر میز اعمال حاکمیت ایران در تنگه هرمز نزد؟ آیا ترامپ دوباره محاصره دریایی را برنگرداند؟ آقای خاتمی چرا میخواهد با ناراستی و طرح گزارههای غیردقیق القا کند ایران طرف جنگطلب و بههمزننده توافق بوده است؟ آیا باید تفاهمی را که به شکل یکطرفه نقض شده و طرف مقابل به هیچبخشی از آن پایبند نیست، یکطرفه ادامه داد؟ آقای خاتمی در جایی از بحث میگوید: «جداکردن قطعاتی از تاریخ از زمینهها و زمانه و شرایط آن و بهرهگیری برای توجیه روشها خسارتبار و خطرآفرین است.» طنز تلخ اینجاست که خودش بهسرعت بحث صلح امام حسن(ع) را مطرح میکند و میگوید در نامهای به رهبر شهید از شرایط آن دوران و دعوت به صلح گفته! خاتمی متأسفانه خونخواهی را نه بهعنوان ایدهای برای تولید بازدارندگی ملت و افزایش هزینههای دشمن در جنایتهای بعدی، بلکه بهعنوان یک مسئله عاطفی و حسی سادهسازی میکند. او در بخشی دیگری از متن، طیفی از مردم و سیاسیون را نه اسرائیلی و هم دل با آنها، بلکه در عمل ادامهدهنده راه اسرائیل میداند. این را که این جمله با انسجام ملی و مردمسالاری دینی و... چه نسبتی دارد فعلاً کاری نداریم؛ اما آیا با همین روش نمیتوان درباره سخنان خود آقای خاتمی صحبت کرد و او را ادامهدهنده راه اسرائیل دانست؟ اینکه آقای خاتمی با تاریخ اسلام چه میکند یا چه بلایی بر سر مفاهیمی مثل صلح و... میآورد مهم است؛ اما مهمتر از آن خطری است که اینجور سادهسازیها به بار میآورند؛ در خوشبینانهترین حالت آقای خاتمی و مشاورانش افراد دلسوزی هستند که در ایستارهای استدلالی 20 سال قبل ماندهاند و فهمی که از مناسبات جدید دنیا دارند ماقبل مسائل کنونی است. سادهسازیهایی که این حرفهای با روکش عقلانیت میکنند تقریباً در حد سادهسازیهایی است که معمولاً جناح رقیب آقای خاتمی انجام میداد؛ چیزی از جنس تولید شغل با یک میلیون تومان. در حالت بدبینانه هم استدلالهایی از این جنس که آقای خاتمی تولید کرده است و جمهوری اسلامی را عملاً به جنگطلبی متهم کرده، میتواند با هدف تولید نارضایتی در بین مردم و ایجاد شکاف بین طیفهایی از مردم و حاکمیت تفسیر شود که بهتر است بدبین نباشیم. البته احتمال سومی هم وجود دارد؛ تحلیل این متن نشان میدهد بخشهای مهمی از آن در پاسخ به سخنرانی آقای سیدعلی خمینی است که در قم ایراد شد. کاش آقای خاتمی و دوستان اصلاحطلب تولید استدلال از طرف بیت امام برای جمهوری اسلامی و همافقی نوادگان امام عزیز با رهبری سوم را به شکل تهدید نبینند و آن را فرصتی برای ایجاد انسجام بیشتر در کشور قلمداد کنند. واقعاً در شرایطی هستیم که باید عینکهای جناحی را برداریم و چشمنگران منافع ملی باشیم. محمد زعیمزاده نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۴۳۳
۹:۱۷
وحدت کلمه و اعتماد به مسئولین در مقابل دشمن عهدشکن پیام رهبر معظم انقلاب دوباره بر اصل وحدت تاکید دارد؛ اصلی که در اکثر پیامهای قبلی ایشان مورد تاکید واقع شده بود. اتحاد مقدس، دستور و توصیهای است که امام شهیدمان نیز بر آن بارها تاکید داشتند. البته هر وطندوست دارای عقلی میتواند لزوم این اصل در دوره جنگ و منازعه با دشمن وحشی را فهم کند اما این تاکیدهای چندباره، برخی ذهنیتهای اشتباه را کنار زده تا صداهای وحدتشکن دیگر تکرار نشود. صداهایی که متاسفانه به اسم انقلابیگری، انواع تهمتها را به گروهها و گفتمانهای دیگر وارد میساخت. سخنانی که «تفرقه و تنازع، اختلافات سیاسی» را شعلهور میساخت. مسئله اساسی دیگر در این متن، «تداوم بر اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه» است. متاسفانه برخی رسانههای به اصطلاح انقلابی و برخی کانالهای اصطلاحا ایتایی در این ایام انواع تهمتها را نسبت به مسئولین ارشد نظام برچسب میزدند. موضوع آنقدر شدید و خارج از چارچوب شده بود که تعداد قلیلی در تشییع امام عزیزمان به برخی مسئولین فحاشی کرده و سخنان بیجا زده بودند. رفتاری که حالا مشخص شده با نظر و بیان رهبر معظم انقلاب تا چه اندازه فاصله دارد. در نگاه ایشان، تلاش مسئولین هر سه قوه «برای رفاه و سعادت ملت مشهود میباشد» و حتی نیازی به تاکید ندارد اما بازی سیاسی باعث میشود تا این فشارها به این نقطه برسد و ایشان مجبور به واکنش علنی بشوند. بدون شک در این مسیر، نقد و انتقاد معقول حتما لازم است. اما نباید مستوجب گناه و ظلم باشد و از آن مهمتر «موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد». متاسفانه در این روزها انواع دروغبستنها و بیاعتمادسازیها را شاهد بودیم که امیدواریم با این پیام واضح از آن دست بردارند. برخی روایتسازیها که تلاش داشت ایران را فریب خورده و شکست خورده معرفی کند و حتی اعتماد به نظامیان کشور را زیر سوال میبرد. این موارد باید زیرسوال برود چراکه «دشمن نباید هیچ علامت ضعفی و از جمله این ضعف را از ما دریافت کند». در نهایت این وحدت کلمه و اعتماد به مسئولین باید تبدیل به نیرویی عظیم شود تا در مقابل دشمن عهدشکن، «زورگویی، تمامیتخواهی و وحشی» یکپارچه مقابله کند و او را مانند دفعات قبل به عقب بزند. در این مسیر، تبعیت از ولایت مطلقه فقیه، ضامن نصرت الهی خواهد بود انشالله. نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۱
۱
۱۸۶
۱۷:۲۷
کدام روایت از جنگ؟ در این ایام که جنگ دوباره شعلهور شده و دشمن آمریکایی باردیگر پا روی مذاکره و تفاهم گذاشته است، رفتاری سیاسی و رسانهای در داخل کشور آغاز شده که بسیار خطرناک است؛ آن هم وضعیتی است که در آن، وحدت تاریخی کنار گذاشته شده و نوعی چارچوب روایت ساخته میشود که ایران را طرف شکست خورده یا فریب خورده جنگ معرفی میکند. این دو عنصر سیاسی و رسانهای به هم متصل هستند. در این دعوای سیاست داخلی، یکی برای تخریب رقیب خود، ایران را شکست خورده معرفی میکند که با فریب خوردن از آمریکا، تفاهمی را پذیرفته و سپس آمریکا دوباره قدرتمند شده و حمله کرده است و حالا هم ایران پاسخ نظامی درخور نمیدهد. انگار که مسئله جنگ بسته به چند سیاستمدار است که دلشان فقط مذاکره شکست خورده میخواهد و همین موجب شده تا آمریکا جری شود و حمله کند و ایران را زیر ضرب ببرد. در این دعوای سیاسی، طرف دیگری هم وجود دارد که برای پاسخ به این تخریب، جنگ جدید را نتیجه تندروی گروه اول معرفی میکند. انگار نه انگار که آمریکا عهدشکنی کرده و دوباره در میانه تفاهم اولیه و مذاکرات به ایران حمله کرده است. این آقایان با سوءاستفاده از کلمه صلح، دوباره دامن آمریکا را از جنایات شسته و ایرانیان را در مظان تهمت قرار میدهند. این ترکیب گزارهها، در نهایت ایرانی را تصویر میکند که اولا در زدوخورد کنونی شکست خورده و ثانیا خودش مقصر حملات آمریکاست. هر دو گزاره کاملا غیرمنطبق با واقعیت و کاملا در راستای منافع دشمن هستند. نتیجه این گزارههای نادرست میشود این که اخبار حملات آمریکا لحظه به لحظه و با آب و تاب فراوان در تمام شبکههای اجتماعی منتشر میشود و احساس شکست را در دل ملت ایجاد میکند. اما درمقابل، پاسخ گسترده و اساسی نیروهای مسلح با حداقل ضریب صرفا انتقال مییابد و احساس غروری ایجاد نمیکند. این را مقایسه کنید با ایام جنگ رمضان که هر موج عملیات نظامی ما تا چه اندازه شادی گسترده و عمومی برای مردم ایجاد میکرد. آن احساس گسترده پیروزی پس از تحمیل آتش بس به دشمن آمریکایی حالا جای خود را به روایت کلانی داده که ایران در آن شکست خورده است، پس هر ضربه نظامی کمتر از میزانی است که باید باشد و نمیتواند این اصل تثبیت شده در اذهان عمومی را اصلاح کند. این که برخی از کارشناسان نسبت به نوع پاسخ نظامی ایران نقدها و پیشنهادهایی داشته باشند، منطقی است. اما مشکل آنجایی شروع میشود که برخی بدون اطلاع کافی نسبت به توانمندیهای نظامی ایران صرفا غر میزنند و اصل پاسخها را نادیده میگیرند. افرادی که حتی سردار عبدالهی را نیز سیاسی معرفی کرده و اعتماد عمومی به نهادهای نظامی کشور را که انصافا با جانشان در حال اقدام هستند، زیرسوال میبرند. مشکل دقیقا همین نابود کردن اعتماد و احساس مثبت به نظامیان و مسئولان عالی است که در نتیجه آن، احساس شکست مداوم در بخشی از جامعه ایجاد میشود. حال در این میان به دروغگویی برخی سیاسیون و رسانهایها درباره مسئله عبور نفت از تنگه هرمز در این ایام کار نداریم که همین انتقادهای بعضا درست هم باید با دقت بیشتری بیان شود. دقت کنید که مسئله ما «چارچوب روایت شکست» است که برخی در چشم جامعه میکنند تا به خواستههای سیاسی خود در تخریب مسئولان دست یابند. اما نتیجه آن ضربه حیاتی به روحیه عمومی در میانه جنگ است. چنین چارچوبی مانع از شنیده شدن اخبار مثبت ضربات نظامی ایران به دشمن صهیونی و آمریکایی میشود و ضربات دشمن را بیش از آنچه هست، برجسته مینماید. از طرف دیگر، آنان که طرف داخلی را در این بدعهدی دشمن موثر میدانند، باید نسبت به این چارچوب روایتی دقت نمایند. این روایت یعنی ما مقصر هستیم و نه دشمنی که بدعهد و وحشی است. چنین گزارهای منجر به اختلاف داخلی و احساس منفی به اصل جنگ تحمیلی خواهد شد. جامعه احساس میکند که این جنگ به علت تندروی داخلی است و اگر این نبود، جنگی هم نبود. درحالی که واقعیت برعکس است. آنچه وظیفه امروز سیاسیون و رسانهای هاست، تاکید بر وحدت، تمرکز بر جنگ با دشمن بدعهد و وحشی و اعتماد به نظامیون و سیاسیون عالی است. بدون این موارد، جنگ پیشرو قابل بردن نیست. باید همه یکصدا باشیم و بدانیم برای تمامیت ارضی و منافع بلندمدتمان راهی جز جنگیدن نداریم. بدانیم که برای این جنگیدن باید به نظامیان عزیز و جان برکفمان اعتماد داشته باشیم. در این مسیر، نصرت الهی تکیه گاه اصلی خواهد بود. نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۲۲۶
۱۸:۰۵
پیشروان بصیرت یا برهمزنندگان وحدت پس از پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب در موضوع وحدت و اعتماد به مسئولین، برخی از رسانههای سوپرانقلابی، عبارت ایشان درباره منتقدین را برای خود برداشته و عنوان «پیشروان بصیرت» را ردای خود کردند. حال اینکه متن پیام واضح است و این تفسیر به رای برای آن قطعا نادرست است. اولا ایشان درباره همه منتقدین از این عبارت استفاده نکرده و نوشتهاند «این عزیزان که بعضی از ایشان از زمرهی پیشروان بصیرت هستند باید مراقب باشند تا ...» پس هر کسی که منتقد بوده در زمره این بیان نیست و بعضی از ایشان چنین صفتی دارند. ثانیا آن عزیزانی که در زمره این افراد بصیر هستند باید دقت کنند که با اقدامات خود، تذکر واضح و مبرهن از رهبری دریافت کردهاند. یعنی گرچه انتقاد کرده و نیت خالص داشتهاند اما متاسفانه از «اصولیترین امور» دور شده و وحدت کلمه را مورد خدشه قرار دادند که زمینهساز پیام رهبری شده است. تازه این موارد درباره «منتقدین» و افرادی است که «با اخلاص تمام و از سر خیرخواهی» انتقاد کردهاند. حال اینکه برخی رسانههای زرد سوپرانقلابی و برخی از ایتاییها که از کودتا سخن گفتند، به مسئولین و فرماندهان در شورای عالی امنیت ملی تهمت زدند و حتی خواستار انحلال آن شدند، انواع سخنان وحدتشکن را برای مطامع سیاسی بیان کردند و... اصلا ربطی ندارد. اینان که تکلیفشان مشخص است و اصلا در ذیل مفهوم انتقاد کردن نمیگنجند؛ مسئله آنها نه انتقاد بلکه تخریب، تهمت، انحلال و پیاده کردن از قطار انقلابیگری ذهنی خودشان بوده است. پس بهتر است که این جماعت، آن عبارت سنگین را به خود نگرفته و از مسیر اشتباهی که رفتهاند، بازگردند. نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۱۶۹
۱۸:۳۰
دعا، گمشدهای این روزهای جنگ در این روزها که جنگ نمایان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران علیه دشمن آمریکایی برای همه واضح شده، باید بیش از پیش به دعا و عبودیت چنگ زد. آنچه ما را پیروز کرده و خواهد کرد، نه قدرت مادی که نصرت الهی است. همانطور که در جنگ ۱۲ روزه و رمضان نیز همین نصرت الهی بود که بر همهی برتریهای ظاهری و مادی دشمن غلبه کرد و آنها را عقب زد. برخلاف دورهای قبلی جنگ، اینبار عنصر دعا و تضرع در برابر پروردگار کمتر دیده میشود. لذا باید این توصیه عمومی را جدی گرفت تا ستون اصلی پیروزیهای جبهه حق تضعیف نشود. اجرای جمعی دعا و دعوت یکدیگر به آن، از وظایف ما در این دوره است که ان شالله به جد انجام خواهیم داد. در نهایت، این خداست که ما را بر دشمنان خود پیروز میکند. نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara
۱۶۹
۱۷:۳۰
بنبست راهبردی ترامپ معادله جدید اعلامی ترامپ مبنی بر پاسخ به زیرساخت ایرانی در مقابل هر اصابت به کشتی در تنگه هرمز، نشان از شکست آمریکا در مراحل کنونی و قبلی دارد. ترامپ که در جنگ چهل روزه، دوره آتشبس، اجرای تفاهمنامه و تشدید تنش دوازده روز اخیر نتوانست به اهداف خود برسد و حتی یک به یک عقب نشست، حالا مجبور شده تا وارد مرحله بعدی تصعید تنش شود. مرحلهای که میتواند برای اقتصاد منطقه و جهان بسیار خطیر و خطرناک باشد. در این دوازده روز، آمریکا امید داشت که بتواند ایران را مجبور به عقبنشینی در موضوع تنگه کند و متن تفاهم امضا شده را به نفع خود تغییر دهد. اما نتیجه برعکس شد. آنچه در میدان نظامی رخ داد، یک فاجعه برای آمریکا بود. تقریبا هیچ هدف مهم و راهبردی توسط آمریکا در ایران زیر ضرب نرفت و حتی برخی اهداف به غایت بیارزش مانند بشکههای قیر در خوزستان یا تخت چوبهای دور ریخته شده در بوشهر مورد اصابت قرار گرفت. در مقابل، آفند ایران به شکلی عجیب و خلاف انتظار همهی طرفها عمل کرد و ضرباتی را به دشمن وارد ساخت که در جنگ دوازده روزه و چهل روزه به این حد از دقت و قدرت مورد اصابت واقع نشده بود. نتیجه این بود که تیغ آفندی و توان پدافندی دشمن بسیار کمتر از دوره قبلی اهمیت راهبردی داشت. حالا نیز باید تهدید دشمن را با تهدید زیرساخت نفتی منطقه پاسخ داد. تنها چیزی که مستقیما برای آمریکا دردآور خواهد بود و بازار نیویورک را متاثر خواهد ساخت، ضربه به ظرفیت تولید منطقه است. چرا که چشم انداز کاهش قیمت نفت را (حتی اگر تنگه همین فردا باز شود) از بین خواهد برد. چراکه نفت لازم تولید نخواهد شد تا از تنگه عبور کند. از بین رفتن چشمانداز کاهش قیمت نفت یعنی عدم کاهش تورم و حتی افزایش پله به پله آن؛ و اگر تورم پایین نیاید، نرخ بازدهی اوراق بهادار آمریکا هم کاهش نخواهد یافت و مشکلات متعدد از جمله فشار به بودجه آمریکا و کاهش سهام بورس و... اتفاق خواهد افتاد. ترامپ به همین علل نمیتواند به نفت ایران ضربه بزند چراکه همین مشکلات توضیح داده شده را تعمیق خواهد بخشید و عرضه بیشتری را از بازار حذف خواهد کرد. پس باید در مقابل دشمن، از قاعده چشم در مقابل چشم بگذریم و بگوییم هر ضربه زیرساختی با ضربه در تولید نفت منطقه پاسخ داده خواهد شد. نواصولگرا؛ رسانهی عقلانیت و کارآمدی در بستر گفتمان انقلاب اسلامی@noosoolgara