#خاطره📜
"سربندش رو بسته بود، اومد درحالي كه قاب عكست رو بغل كرده بود...گفتم مواظب باش الان ميوفته روي پاهات خيلي سنگینه! عزيزم چكار به قاب عكس بابا داري؟!گفت ميخوام با بابا سجادم سلفي بگيرم..:)حرفي براي گفتن نداشتم..! قاب عكست رو گذاشت كنار ديوار و نشست كنارت وعكس دونفري كه ميخواست روگرفت...!گفت مامان عجب عكسي شد ببين انگار بابا سجاد منو بغل كرده انگار نشستم روي پاهاش...
🩹”#شهيد_سيد_سجاد_حسينى


@Noralhoda1348
"سربندش رو بسته بود، اومد درحالي كه قاب عكست رو بغل كرده بود...گفتم مواظب باش الان ميوفته روي پاهات خيلي سنگینه! عزيزم چكار به قاب عكس بابا داري؟!گفت ميخوام با بابا سجادم سلفي بگيرم..:)حرفي براي گفتن نداشتم..! قاب عكست رو گذاشت كنار ديوار و نشست كنارت وعكس دونفري كه ميخواست روگرفت...!گفت مامان عجب عكسي شد ببين انگار بابا سجاد منو بغل كرده انگار نشستم روي پاهاش...
۴۳
۱۳:۴۸
زیرآتیش ِسنگین دشمن رفت
و تا کلاهش و برنداشت ، برنگشت!
گفتم : اگه شهید میشدی چی؟!
گفت : این مال ِ بیتالمال بود
#شهیدحاجاحمدمتوسلیان
۴۲
۱۶:۴۳
#گزارش_تصویری
به وقت یازدهم خرداد۱۴۰۵ میهمان خانهای بودیم که عطر آسمان در آن جاری بود؛خانهٔ جوان ۱۹سالهای که با تمام آرزوهای دور و دراز دانشجوییاش،از زمین دل کند و تا بلندای شهادت پر کشید.
در نگاه صبور مادرش،شکوهی بود از جنس ایمان و دلتنگی..!این دیدار فرصتی برای ادای دینی کوچک به عظمت صبر و ایثار خانواده شهید مهدی عجب گلی بود.
وی از نودانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر بود که در جنگ رمضان به درجهٔ شهادت نائل شد.
| کاری از کارگروه شهدایی نورالهدی،انجمن اسلامی دانشجویان۱۳۴۸ |


@Noralhoda1348
| کاری از کارگروه شهدایی نورالهدی،انجمن اسلامی دانشجویان۱۳۴۸ |
۳۷۸
۱۳:۳۵
۳۷۸
۱۳:۳۵
۳۷۸
۱۳:۳۵
۳۷۸
۱۳:۳۵
۳۷۸
۱۳:۳۵
۳۷۸
۱۳:۳۵