بیایید ببینیم چطور با این تلهها برخورد کنیم.
Distractor یعنی اطلاعات یا گزینهای که در فایل صوتی میشنوید، اما پاسخ نهایی نیست.
مثلاً ممکن است گوینده بگوید:
“We originally planned to leave on Monday, but we decided to leave on Wednesday.”
اگر سؤال بپرسد:
What day will they leave?
شما ممکن است سریع Monday را انتخاب کنید؛ چون آن را شنیدهاید.
اما پاسخ درست Wednesday است.
شنیدن یک گزینه ≠ درست بودن آن گزینه
در بسیاری از سؤالهای Listening، ممکن است دو یا چند پاسخ احتمالی را بشنوید، اما فقط یکی از آنها با اطلاعات نهایی گوینده مطابقت دارد.
⸻
یکی از رایجترین شکلهای Distractor زمانی است که گوینده اطلاعات اولیه را بیان میکند و بعد آن را اصلاح میکند.
به عبارتهایی مثل اینها دقت کنید:
but…however…actually…no, I mean…rather…instead…we decided to…it was originally…, but…
گاهی پاسخ واقعی بعد از همین تغییر یا اصلاح میآید.
⸻
در Listening، لازم نیست دقیقاً همان کلمهای را که در سؤال دیدهاید بشنوید.
ممکن است سؤال بگوید:
The phone is very expensive.
اما در فایل صوتی بشنوید:
It costs quite a lot.
یا سؤال بپرسد:
What disadvantage does the speaker mention?
و در فایل صوتی از عبارتی کاملاً متفاوت برای بیان همان مفهوم استفاده شود.
پس هنگام تمرین، از خودتان بپرسید:
How can this idea be expressed differently?
این دقیقاً همان مهارتی است که Recognising Paraphrase روی آن تمرکز دارد.
⸻
در سؤالاتی که باید از بین چند گزینه انتخاب کنید، قبل از پخش فایل، همه گزینهها را با جزئیات نخوانید.
ابتدا Key Words / Key Ideas را پیدا کنید.
مثلاً:
What TWO disadvantages of the new mobile phone does the speaker mention?
A. not very user-friendlyB. very expensiveC. can’t take photographsD. short battery lifeE. quite big
قبل از شنیدن، بدانید که باید به دنبال دو disadvantage باشید و تفاوت اصلی گزینهها چیست.
این کار باعث میشود هنگام شنیدن، اطلاعات مرتبط را سریعتر تشخیص دهید.
⸻
در لسنینگ قرار نیست هر چیزی را که میشنوید، شکار کنید.
هنگام تمرین، بعد از هر سؤال از خودتان بپرسید:
1. چه گزینههایی را شنیدم؟2. کدامیک Distractor بود؟3. چه چیزی باعث شد بفهمم پاسخ درست نیست؟4. گوینده چگونه همان مفهوم را Paraphrase کرد؟
Follow for more:@novira_language_academy
۴۸
۱۷:۰۸
بازارسال شده از Mohammaditabar_elt
شاید کلاس خوب جایی نباشد که هیچوقت در آن گم نمیشویم.
بالاخره داریم چیزی را یاد میگیریم که هنوز بلد نیستیم. طبیعی است که گاهی وسط راه جا بمانیم.
یک کلمه یادمان نمیآید؛ با چند کلمهی دیگر منظورمان را میرسانیم.
تمرینی را خراب میکنیم؛ میبینیم کجای کار از دستمان در رفته و از همانجا برمیگردیم.
وسط حرف زدن گیر میکنیم؛ چند ثانیه مکث میکنیم، جمله را از نو میسازیم و ادامه میدهیم.
حتی ممکن است مدتی احساس کنیم اصلاً پیشرفت نمیکنیم؛ بعد کمکم متوجه شویم چیزهایی که زمانی برایمان سخت بود، حالا عادی شدهاند.
شاید یادگیری زبان بیشتر از اینکه هنرِ گم نشدن باشد، هنرِ برگشتن باشد.
کلاس خوب هم شاید جایی نباشد که هیچکس در آن گم نمیشود.
جایی جایی باشد که آدم کمکم یاد میگیرد وقتی گم شد، چطور دوباره راهش را پیدا کند.
بالاخره داریم چیزی را یاد میگیریم که هنوز بلد نیستیم. طبیعی است که گاهی وسط راه جا بمانیم.
یک کلمه یادمان نمیآید؛ با چند کلمهی دیگر منظورمان را میرسانیم.
تمرینی را خراب میکنیم؛ میبینیم کجای کار از دستمان در رفته و از همانجا برمیگردیم.
وسط حرف زدن گیر میکنیم؛ چند ثانیه مکث میکنیم، جمله را از نو میسازیم و ادامه میدهیم.
حتی ممکن است مدتی احساس کنیم اصلاً پیشرفت نمیکنیم؛ بعد کمکم متوجه شویم چیزهایی که زمانی برایمان سخت بود، حالا عادی شدهاند.
شاید یادگیری زبان بیشتر از اینکه هنرِ گم نشدن باشد، هنرِ برگشتن باشد.
کلاس خوب هم شاید جایی نباشد که هیچکس در آن گم نمیشود.
جایی جایی باشد که آدم کمکم یاد میگیرد وقتی گم شد، چطور دوباره راهش را پیدا کند.
۱
۲۰:۰۱