عکس پروفایل نزهت‌الملوک ن

نزهت‌الملوک

۵۵۶ عضو
thumbnail
شعر امروز از صائب:
به خموشی نشود راز محبت مستورچه زنی مهر بر آن نامه که مضمون پیداست
عکس از مقبره صائب است که سنگ قبری محراب‌شکل و گود دارد. در گودی آب می‌ریزند برای پرندگان. شاید گُل هم.
#صائب #ادبیات_کهن #نزهت‌_الملوک undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۲۵
undefined۱
undefined۱

۴۶۰

۱۶:۱۳

روزنوشت جنگ ؟ روزهروز صدم:
یکشنبه ۱۷ خرداد
شمار روزهای جنگ سه رقمی شد. امشب که این را می‌نویسم چند ساعتی از حمله اسرائیل به ضاحیه و چند دقیقه‌ای از آغاز انتقام موشکی ایران از اسرائیل گذشته است. نمی‌دانم باید روزنوشت جنگ جدیدی بنویسم و نمی‌دانم این حمله، موج ۱۰۱ وعده صادق ۴ حساب می‌شود یا نه؟ در هرحال اگر بخواهم امشب روی واژه‌ای دست بگذارم واژه بازدارندگی است. صد موج عملیات وعده صادق ۴ ما فقط صد روز آن هم فقط برای اسرائیل و نه آمریکا بازدارندگی داشت. پس نباید فکر کنیم با چند موج موشکی و راندن چند نفتکش و حتی پالایشگاه زدن و .... کار خیلی زود و راحت تمام است؛ نه! حالا حالاها باید پارو بزنیم و شدیدتر هم باید بزنیم. بازدارندگی ما هنوز تکمیل نشده گرچه انصافا در مرحله خوبی قرار دارد ولی اینکه اسرائیل در همه ساحات دارد نقشه نحسش را گسترش می‌دهد یعنی بازدارندگی هنوز جای کار دارد. بازدارندگی یعنی طرف برایش نصرفد حمله کند، نه اینکه با وجود صد موج موشکی باز هم برایش بصرفد و باز هم پیش برود. بی‌تعارف بخواهم بگویم بازدارندگی ما فعلا مورد سوال است و برای همین مدام آزمایشش می‌کنند و با خط قرمزهایمان بازی می‌کنند. بازدارندگی یعنی جلوگیری از جنگ نظامی از طریق نمایش قدرت و قاطعیت. متاسفانه بازدارندگی ما از جنگ ۱۲ روزه زیر سوال رفته و باید دوباره به وضعیت قبلی برش گردانیم.
خب! راستش عصر که ضاحیه را زدند، یک دو کار نیمه‌تمام دفتر را تمام کردم. احتمال خیلی کمی دادم که ایران جواب دهد و نت قطع شود یا من دوباره بروم باغ. اما خب ایران زودتر از انتظارم جواب داد. حالا نمی‌دانم ساک جنگ ببندم یا نه؟ بروم باغ یا نه؟ از صدای گرومپ روشن شدن کولر همسایه، صدای وحشتناک رعدوبرقی که همین الان آمد، صدای موتور سیکلت‌ها از دور و صدای هوهوی باد بترسم یا نه؟ اصلا نمی‌دانم امشب بخوابم یا نه؟! اما احتمالا باحجاب بخوابم.مامان الان از تجمع آمده و از صف طولانی پمپ بنزین‌ها خبر داد. البته که به اهالی محله ما حق بدهید. در جنگ چهل روزه تقریبا هر چهل روز خوردیم!
اگر بمباران امروز ضاحیه را حساب کنیم، تا حالا میز مذاکره ما سه بار بمباران شده است. گرچه حالا یک هفته‌ای هست که با میز قهر کرده‌ایم. قهر هم که نکرده بودیم اسرائیل هرگز نمی‌گذاشت توافقی بین ایران و آمریکا صورت بگیرد. بنابراین اسرائیل باید نابود شود. به خاطر حفظ همه چیزهای خوب دنیا.
همین الان دعا کنید برای همدیگر و به‌خصوص بچه‌های مقاومت ایران و لبنان و فلسطین
پ.ن: نوشته امروز تقدیم می‌شود به سید مجید موسوی که چند دقیقه پیش پیام زد: الوعده وفا
پ.ن۲: شرم امروز نثار آنها که به ساز اسرائیل می‌رقصند.
ظاهرا آتش‌بس ۶۰ روزه بوده که حالا تمام شده یعنی ۴۰ روز جنگ + ۶۰ روز آتش‌بس
پ.ن۳: اگر شما هم روزنوشت می‌نویسید و مثل من در شماره‌ها گیج می‌شوید اینطوری ترفند بزنید:۴۰+۱۴۰+۲...۴۰+۶۰
#واژه_آموزی #نزهت_نویس #نزهت‌_الملوک undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۴۳
undefined۴
undefined۲
undefined۱

۶۱۹

۲۰:۱۵

نزهت‌الملوک
روزنوشت جنگ ؟ روزه روز صدم: یکشنبه ۱۷ خرداد شمار روزهای جنگ سه رقمی شد. امشب که این را می‌نویسم چند ساعتی از حمله اسرائیل به ضاحیه و چند دقیقه‌ای از آغاز انتقام موشکی ایران از اسرائیل گذشته است. نمی‌دانم باید روزنوشت جنگ جدیدی بنویسم و نمی‌دانم این حمله، موج ۱۰۱ وعده صادق ۴ حساب می‌شود یا نه؟ در هرحال اگر بخواهم امشب روی واژه‌ای دست بگذارم واژه بازدارندگی است. صد موج عملیات وعده صادق ۴ ما فقط صد روز آن هم فقط برای اسرائیل و نه آمریکا بازدارندگی داشت. پس نباید فکر کنیم با چند موج موشکی و راندن چند نفتکش و حتی پالایشگاه زدن و .... کار خیلی زود و راحت تمام است؛ نه! حالا حالاها باید پارو بزنیم و شدیدتر هم باید بزنیم. بازدارندگی ما هنوز تکمیل نشده گرچه انصافا در مرحله خوبی قرار دارد ولی اینکه اسرائیل در همه ساحات دارد نقشه نحسش را گسترش می‌دهد یعنی بازدارندگی هنوز جای کار دارد. بازدارندگی یعنی طرف برایش نصرفد حمله کند، نه اینکه با وجود صد موج موشکی باز هم برایش بصرفد و باز هم پیش برود. بی‌تعارف بخواهم بگویم بازدارندگی ما فعلا مورد سوال است و برای همین مدام آزمایشش می‌کنند و با خط قرمزهایمان بازی می‌کنند. بازدارندگی یعنی جلوگیری از جنگ نظامی از طریق نمایش قدرت و قاطعیت. متاسفانه بازدارندگی ما از جنگ ۱۲ روزه زیر سوال رفته و باید دوباره به وضعیت قبلی برش گردانیم. خب! راستش عصر که ضاحیه را زدند، یک دو کار نیمه‌تمام دفتر را تمام کردم. احتمال خیلی کمی دادم که ایران جواب دهد و نت قطع شود یا من دوباره بروم باغ. اما خب ایران زودتر از انتظارم جواب داد. حالا نمی‌دانم ساک جنگ ببندم یا نه؟ بروم باغ یا نه؟ از صدای گرومپ روشن شدن کولر همسایه، صدای وحشتناک رعدوبرقی که همین الان آمد، صدای موتور سیکلت‌ها از دور و صدای هوهوی باد بترسم یا نه؟ اصلا نمی‌دانم امشب بخوابم یا نه؟! اما احتمالا باحجاب بخوابم. مامان الان از تجمع آمده و از صف طولانی پمپ بنزین‌ها خبر داد. البته که به اهالی محله ما حق بدهید. در جنگ چهل روزه تقریبا هر چهل روز خوردیم! اگر بمباران امروز ضاحیه را حساب کنیم، تا حالا میز مذاکره ما سه بار بمباران شده است. گرچه حالا یک هفته‌ای هست که با میز قهر کرده‌ایم. قهر هم که نکرده بودیم اسرائیل هرگز نمی‌گذاشت توافقی بین ایران و آمریکا صورت بگیرد. بنابراین اسرائیل باید نابود شود. به خاطر حفظ همه چیزهای خوب دنیا. همین الان دعا کنید برای همدیگر و به‌خصوص بچه‌های مقاومت ایران و لبنان و فلسطین پ.ن: نوشته امروز تقدیم می‌شود به سید مجید موسوی که چند دقیقه پیش پیام زد: الوعده وفا پ.ن۲: شرم امروز نثار آنها که به ساز اسرائیل می‌رقصند. ظاهرا آتش‌بس ۶۰ روزه بوده که حالا تمام شده یعنی ۴۰ روز جنگ + ۶۰ روز آتش‌بس پ.ن۳: اگر شما هم روزنوشت می‌نویسید و مثل من در شماره‌ها گیج می‌شوید اینطوری ترفند بزنید: ۴۰+۱ ۴۰+۲ ... ۴۰+۶۰ #واژه_آموزی #نزهت_نویس #نزهت‌_الملوک undefinedundefinedundefined @Nozhatolmolouk
ظاهرا آتش‌بس ۶۰ روزه بوده که حالا تمام شده یعنی ۴۰ روز جنگ + ۶۰ روز آتش‌بس
اگر شما هم روزنوشت می‌نویسید و مثل من در شماره‌ها گیج می‌شوید اینطوری ترفند بزنید:۴۰+۱۴۰+۲...۴۰+۶۰
undefined۱۵
undefined۲

۵۲۸

۴:۴۱

thumbnail
شعر امروز:
حافظ از دولت عشق تو سليمانی شد
يعنی از وصل تواش نيست بجز باد به دست
حافظ جان بفرمودند.
#حافظ_جان #ادبیات_کهن #نزهت_الملوک undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۱۴

۴۴۹

۲۰:۴۳

روزنوشت جنگ؟ روزهروز صدویکم:
دوشنبه ۱۸ خرداد
روز صدم می‌خواستم از مرجان ساتراپی بگویم که رفت پیش آن هفت هشت رییس‌جمهور آمریکا که آرزوی نابودی ایران را به گور بردند و می‌خواستم از بینش بلور که به قیصر خواننده می‌شناسندش هم بگویم. همینطور می‌خواستم از این بگویم که ۳۹ روز جنگ داشتیم و ۶۰ روز است داریم مهمات عمل‌نکرده را پاکسازی می‌کنیم. حجم عظیم مهمات به کنار، حجم امدادهای غیبی را ببینید در این مهمات عمل نکرده و از دعا ناامید نشوید. و البته می‌خواستم به خودم دستمریزاد بگویم که با وجود رها کردن انواع و اقسام کارهای نیمه‌کاره، صد روز بی وقفه از جنگ نوشتم. شاید چیزی حدود بیش از ۷۰ هزار کلمه. اما خب "خدا را شناختم در شکستن اراده‌ها" و روزنوشت روز صدم با حمله حمایتی ایران به اسراییل، راه خودش را پیدا کرد. نه آنچه من می‌خواستم.
وقتی خبر حمله را شنیدم انتظار داشتم یک جنگ حسابی دربگیرد. پس با خودم فکر کردم که در مدت بین این دو جنگ چه کارهایی کرده‌ام. در بین دو جنگ یک نیمچه خواستگاری کوچک برای برادرم رفتیم، زبان خواندن را شروع کردم، کارهای ثبت‌نام دانشگاهم را به سرانجام رساندم، یک کار اداری فرسایشی را بالاخره درست روز حمله تمام کردم، چند لباس خریدم و موافقت یک ناشر را برای چاپ بخشی از روزنوشت‌ها گرفتم. اما همچنان دکترها و چکاپ‌های سلامتی را پشت گوش انداختم. و دوستان عزیزم را ندیدم. خب خوشبختانه یا بدبختانه این زدوخورد که به عملیات نصر معروف شد طولانی نشد. با این‌حال من امروز را احتیاطا سرکار نرفتم. قرار شد پیش پسرم بمانم تا مطمئن باشد.نمی‌دانم احساس من است یا واقعا هست ولی همه چیز مثلا محله ما و بله کمی خلوت است. احساس من این است که بعد از هر آتش‌بس ولو اینکه مثل دیشب جنگ فقط چند ساعت باشد، مردم ایران احساس عقبگرد می‌کنند. هم در جنگ هشت ساله، هم در جنگ ۱۲ روزه، هم نبرد رمضان و هم این زدوخورد، آدم‌ها با اعلام آتش‌بس کمی باید با خودشان کنار بیایند که چرا بهتر نجنگیدیم و چرا کم زدیم و چرا توقف آتش شد و چرا کار را یکسره نکردیم. بخواهیم و نخواهیم این احساس هست. آدم‌ها بعد از آتش‌بس نیاز به خلوت دارند چون باید خودشان را قانع کنند که به بهترین شکل برای جنگ تصمیم گرفته‌ شده است و آنها هم در جنگ، بهترین خودشان بوده‌اند. البته هستند این بین آدم‌هایی که می‌گویند لبنان به ما چه؟ که تمام دیروز سعی کردم درباره پاسخ این سوال بنویسم. متن نهایی هنوز زیاده‌گویی دارد، مرتب شد اینجا می‌گذارمش. لطفا حوصله کنید بخوانید و نشرش دهید. دوستم البته می‌گوید اینها که نوشتی لازم نیست. فقط بنویس لبنان اسلحه ما روی شقیقه اسرائیل است.
فنچ نر امشب مرد. بعد از چند روز بی‌حالی. پسرک این سه روز اضطراب داشت و مدام گریه می‌کرد که نکند فنچش بمیرد. من می‌گفتم نمی‌میرد ولی فنچ بالاخره امشب مرد و در یک ساعتی که من و پسرک توی اتاق برای تولدش برنامه می‌ریختیم و از بافتنی و سرگرمی و پول حرف می‌زدیم، برادرم به سرعت برق به پرنده فروشی محل رفت و یک فنچ عین همان فنچ نر خرید و با فنچ مرده جایگزین کرد. حالا پسرک خیال می‌کند دستان مادرش معجزه دارد و به خاطر آن تکه سیب‌زمینی آب‌پز که در قفس فنچ‌ها گذاشتم حال فنچ نر خوب شده است. راستش اما کمی عذاب وجدان دارم و البته دلم برای فنچ ماده می‌سوزد. اگر روزی او هم بمیرد جایگزین کردنش به این آسانی نیست چون زیر چشمهایش دو خط مشکی ریخته، عین زنی که با ریمل گریه کرده.
پ.ن: نوشته امروز تقدیم می‌شود به برادران یمنی که زود پشتمان درآمدند و باب‌المندب را برای اسراییل بستند.
پ‌.ن۲: لعن و نفرین امروز باز هم بر آن اهالی رسانه که سعی در القای "مردم ایران فدای حزب‌الله شدند" دارند.
#نزهت_نویس #نزهت‌_الملوک undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۳۹
undefined۱۷
undefined۱

۴۱۴

۶:۳۰

پرونده #لبنان_به_ما_چه؟یک. از نظر شما ممکن است لبنان برای خودش یک کشور باشد، فلسطین یکی، عراق یکی، مصر یکی، ایران یکی، ترکیه یکی؛ اما از نظر اسرائیل این تقسیمات کشوری معنا ندارد و زمین متعلق به قوم یهود است پس:
"زمین برای اسرائیل مرز ندارد."و"اسرائیل مرز هیچکس را به رسمیت نمی‌شناسد."و"اسرائیل حتی در مرز از نیل تا فرات هم متوقف نخواهد شد."
دو. ما در محاصره هستیم و محاصره دورمان هر لحظه دارد تنگ‌تر می‌شود. پارسال یادتان است وقتی فهمیدیم با کریدور زنگزور دورمان زده‌اند و دستمان را از قفقاز کوتاه کرده‌اند چقدر حرص خوردیم و چقدر خودمان را به در و دیوار زدیم که محاصره را بشکنیم و مسیر را دوباره به دست بیاوریم. حالا از طرف‌های دیگر هم این محاصره دارد تنگ‌تر می‌شود. مثلا از عراق که آمریکا رسما اعلام کرده باید رابطه اقتصادی و مقاومتی و همه چیزش را با ایران قطع کند و دولت خودباخته و تسلیم عراق که سال‌هاست تفاهم‌نامه امنیتی ذلیلانه‌ای با آمریکا دارد هم قبول کرده است. محاصره دریایی آمریکا شوخی نیست و به اقتصاد ما فشار می‌آورد و آثارش در تابستان بیشتر نمایان می‌شود. اینکه در اخبار تلویزیون مدام می‌گویند ما کلی مرز و کریدور زمینی داریم و از طریق راه‌های ارتباطی با همسایگان، محاصره را جبران می‌کنیم و فلان، تا حدی درست است اما همه ماجرا نیست.همسایه‌های دوروبر ما کیستند؟ارمنستان که خودش کشوری ضعیف و در معرض جنگ نظامی با آذربایجان است و ما به‌خاطر مسائلی که با جمهوری آذربایجان داریم خیلی نمی‌توانیم دست رویش بگذاریم.جمهوری آذربایجان که دوست خیلی خیلی خوب اسرائیل است و مرزهای شمال‌غرب را در اختیار موساد قرار داده است.ترکیه که حجم بالای روابط تجاری با اسرائیل را دارد و حتی بخش زیادی باروت سلاح‌های اسرائیل را تامین می‌کند. ترکیه که در پی احیای امپراتوری عثمانی است و جنایات فراوانی در سوریه کرد. ترکیه که اردوغانش برای من تجسد کفر و نفاق است و در هر لحظه‌ای که بتواند آجر را از زیر پای ما خواهد کشید.پاکستان که قبلا هم نوشتم اساس سیاست خارجیش بر تقلب است. تقلب یعنی از هرکس امتیازاتی بگیرد تا طرف مقابل را به او بفروشد. ایران و آمریکایش فرقی نمی‌کند، البته مطمئنا به طرف آمریکا غش دارد. دولت پاکستان را باید از شیعیان دوستدار ایرانش جدا کرد. دولت پاکستان هم با جریان وهابیت و هم با آمریکا روابط عالی‌ای دارد و در پی اینست قدرت بیشتری بگیرد. افغانستان که نسبتا تنها همسایه ضدآمریکایی ماست که قدرت چندانی ندارد. می‌توانیم با افغانستان مراودات تجاری با هم داشته باشیم اما نمی‌توانیم برای جبران کمبود غذا و مواد دیگر ناشی از محاصره چندان رویش حساب کرد.ترکمنستان که یک کشور بدوی و دیکتاتور و قبیله‌ای است و کلا به خاطر سیستم بدوی برای چیز خاصی نمی‌توان رویش حساب کرد.همسایه‌های دریایی ما هم که اعرابی هستند که سال‌هاست دندان تیز کرده‌اند برای نابودی ما و در جنگ دیدید چطور بچه‌هایمان را تکه و پاره کردند.پس اگر ما داریم روی مقاومت عراق و یمن و لبنان و ... سرمایه‌گذاری می‌کنیم به این دلیل است که یک راه تنفسی برای خودمان در این محاصره باز کنیم. اگر امروز بجنگیم و کار محاصره را مختل کنیم بهتر از فرداست. اگر همین ائتلاف مقاومت را در برابر ناتو و سنتکام حفظ کنیم خیلی مهم است. فکر نکنید اینها از لحاظ اقتصادی ضعیف هستند. به این فکر کنید که در جهان 9 میلیاردی اینها تنها پاکباختگانی هستند که هیچ ترسی از آمریکا و اسراییل ندارند و در کنار ما و حتی به نیابت از ما می‌جنگند. بی مزد و منت. اگر آنها را رها کنیم سال بعد این موقع معلوم نیست در چه وضعیت فلاکت‌باری باشیم.
سه. جنگ هشت ساله جز در موارد نادری، همیشه در مرزهای ایران در جریان بود و به داخل شهرها کشیده نشد. رزمندگان ما از مرزهای شمال‌غرب تا جنوب و خلیج فارس هشت سال جنگیدند تا جنگ نظامی و اشغال داخل شهرها نیاید. در جنگ رزمنده‌های ما با همه عالم چه کسی کمکمان می‌کرد؟ مردم خودمان! کمک‌های مردمی پشت جبهه بود که جنگ را سرپا نگه داشت. مردم با تحمل تحریم‌های اقتصادی و بی‌جنسی، راهی کردن عزیزانشان به جبهه، همکاری نکردن با دشمن و ستون پنجم، قناعت، زدن از شکم خودشان و ارسال کمک‌ به جبهه، ازدواج‌های خیلی ساده، تربیت ایمانی و غیرمادی فرزندان و از همه مهم‌تر با صبر پشت جبهه ایستادند. سوال اینست: آیا مردم پشت جبهه بابت اینها منتی سر رزمندگان جبهه‌ها داشتند؟ مطمئنا نه. نه تنها منت نداشتند که شرمنده هم بودند چون آن رزمنده از جان و جوانیش گذشته بود که تمام از خودگذشتگی‌های پشت جبهه در برابرش هیچ بود. شاید اگر بخواهم با امروز مقایسه کنم مثال ما مردم عادی باشد با آن رزمنده پشت لانچر(پرتابگر!). آیا ما می‌توانیم مثلا حضورمان در خیابان یا همکاری نکردنمان با دشمن یا اندک صرفه‌جویی‌مان در آب و برق را یکی
undefined۹۵۰
undefined۲۴
undefined۴
undefined۳
undefined۱
undefined۱

۱۰۸.۷K

۱۲:۱۳

کنیم با کار آن رزمنده لانچری که هر آن می‌داند بمب و موشک دشمن او و دوستانش را نشانه می‌رود و اگر شهید نشود هم تمام بدنش دچار سوختگی می‌شود؟ ارزش از خودگذشتگی رزمنده لانچری قابل مقایسه با مثلا یک چراغی که من برای مصرف کمتر خاموش می‌کنم نیست. در کل هیچ کس در پشت جبهه نمی‌تواند بر سر آنکه مستقیما زیر آتش است منت بگذارد.اگر از پریشب برایتان سوال شده "لبنان به ما چه؟" پاسخ اینست: نسبت امروز ما با لبنان مثل نسبت آدم‌های پشت جبهه است به آنها که در خط مقدم و زیر آتش شدید دشمن هستند. دشمن امروز اسرائیل است و خط مقدم لبنان و فلسطین (پیشتر سوریه هم بود). پس باید به خط مقدم جبهه خودمان کمک کنیم. لبنان و فلسطین بخشی از پدافند ما هستند. پدافند از بین برود جنگ به خانه‌هایمان می‌رسد. کمااینکه پارسال مزه‌اش را چشیدیم و در کمتر از دوماه جنگ بیش از ۷۰۰۰ نفر را از دست دادیم. و به قول دوستی لبنان اسلحۀ ما روی شقیقۀ اسراییل است.چهار. اگر به هیچکدام اینها اعتقاد ندارید بالاخره آزاده که هستید. آزادگی حکم می‌کند ما به #لبنان کمک کنیم. کمااینکه کمک هم نکنیم آنها همچنان با همین شجاعت و از خودگذشتگی و به مانند اصحاب عاشورا خواهند جنگید.
undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۲۹۹
undefined۴۶
undefined۱

۳.۲K

۱۲:۱۳

thumbnail
شعر امروز از عرفی شیرازی:
غیرتم بین که برآرنده حاجات هنوزاز لبم نام تو هنگام دعا نشنیده است
این نیاوردن اسم معشوق در ادبیات کهن قدیم ریشه در فرهنگ ایرانی داره. درویش‌های و صوفی‌ها به خلاف قلندرها عادت به پنهان‌کاری داشتند. علت می‌تونست ترس از چشم‌زخم باشه یا ترس از حریف و رقیبی که نمی‌شد دست کم گرفتشون و ممکن بود معشوق رو اصطلاحا قاپ بزنند یا اصلا امید وصال نداشتند و اسم خودشون رو روی معشوق نمی‌گذاشتند. اما به‌هرحال ما می‌تونیم یه پرونده بریم درباره نیاوردن اسم معشوق در ادبیات کهن پارسی. این کلماتی که امروزه به همسر (زن) اطلاق میشه تحت عنوان عیال، منزل، مادر حسن، مادر بچه‌ها و .... هم ریشه در همین فرهنگ داره.
اینها هم برخی از عنوان‌هایی هست که در شعر فارسی به معشوق اطلاق میشه تا اسمش خودش رو بر زبان نیارند:
ماه، بت، عذرا، بهار، بوستان، آتش، طوطی، کعبه، نگار، جان، نوبهار، دلبر، نرگس، آفتاب، گل، حور، فتنه، گوهر، میوه، پری، رحمت، غزال، صیاد، رضوان، نور، یار، شاهد، چراغ شب افروز، گنج، سیمرغ، کیمیا، ترک، لعبت و ....

پ.ن: عکس را از تزیینات داخل ایستگاه متروی امام خمینی برداشته‌ام.
#واژه_آموزی#ادبیات_کهن #نزهت_نویس #نزهت_الملوک undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۱۹

۲۲۳

۲۱:۰۵

روزنوشت جنگ ؟ روزهروزنوشت صدودوم
سه‌شنبه ۱۹ خرداد
این را در بامداد روز چهارشنبه می‌نویسم. دیشب قبل از خواب به‌صورت نوتیفیکیشن دیدم ایران هلی‌کوپتر متجاوزی را در تنگه زده و گویا قرار است زدوخورد ادامه پیدا کند. حداقل در جنوب. اولین کاری که کردم چه بود؟ خوابیدم. خواب مهم‌ترین نیاز من بود. می‌دانستم اگر نوتیف را باز کنم می‌افتم در چرخه جستجوی خبر درگیری‌های جدید از این کانال به آن کانال. بعدش بی‌خوابی و بعدش توهم زدن اینکه این صدای گاز ماشین است که می‌آید یا پهپاد یا جنگنده؟! می‌دانید که شب‌ها آدم بیشتر توهم می‌زند به‌خصوص اینکه دو شب قبل هم از فکر و هول همین اخبار جنگ خوب نخوابیده باشد. اگر از من می‌پرسید می‌گویم در این حالت نقض مدام آتش‌بس که هیچ طرفی زیر بار نقضش نمی‌رود اولین چیزی که رعایت می‌کنید باید بهداشت خواب و خبر باشد. خواب درست و کافی و دوری از اخبار از زمان نزدیک به خواب تا بیداری صبح. حتی اگر می‌توانید صبحتان را هم با خواندن اخبار در موبایل آغاز نکنید که البته می‌دانم این یکی سخت است. روز دوشنبه که احتمال ادامه درگیری بعد از عملیات نصر بود نرفتم سرکار. اینطور راحت‌تر بودم که پیش پسرک باشم. سه‌شنبه را اما پسرک با من آمد. با مترو؟ نه! باز برگشتیم به نقطه صفر. فقط در همین دو سه هفته کمی مترو سوار شد و حالا که فهمیده دوباره جنگ است دوباره مترو سوار نمی‌شود. حالا شما بیا به این بچه‌های گوش به زنگ استرسی بگو بخدا صدای رعدوبرق بود یا محکم در بستن همسایه، می‌گوید نخیر! خودم می‌دانم بمب بود!به‌هرحال مترو برای ما معیار سنجیدن استرس پسرک شده است. سوار نشود یعنی سطح استرس بالاست.
دیشب بعد از سرکار با همکاران و بچه‌هایشان رفتیم باغ کتاب. کارگردان یکی از اپیزودهای سریال اهل ایران آنجا بود. این سریال نه اینکه خیلی شاهکار باشد اما چون درست زمان جنگ رمضان ساخته شده ارزش تولیدی و معنوی بالایی دارد. کارگردان کارش را از روزهای آخر اسفند تا شب سال تحویل ساخته بود. در تهران. زیر بمباران و موشکباران واقعی. با یک مشت دیوانه آرام عاشق سینما یا ایران یا هردو. می‌گفت روز اول بمباران که رفتم سر صحنه به بچه‌ها گفتم کدامتان می‌خواستید جنگ بشود؟ یک نفر دستش را بالا آورد. گفتم حالا خوب شد؟ گفت "بله. به‌هرحال جنگ باید می‌شد تا آخوندها بروند و من هم از اپوزیسیون فقط و فقط مراد ویسی را قبول دارم." گفت در طول کار سعی می‌کردم کمی با این آدم حرف بزنم. نتیجه این شد که روز آخر گفت "من که فقط مراد ویسی را قبول دارم ولی اینها هم دارند ما را نامردی می‌زنندها!" خیلی خندیدیم و خوش گذشت.
مطلب لبنان را بالاخره بارگذاری کردم. متن چیزی نشده بود که می‌خواستم ولی چون نمی‌فهمیدم عیبش کجاست و دیدم قضیه دارد از سکه می‌افتد، کمال‌گرایی را گذاشتم کنار و منتشرش کردم. رفت به پیشنهاد مجله و خیلی بیشتر از چیزی که انتظار داشتم دیده شد. گرچه اخبار جنگ آنقدر تندتند و ناگهانی به روز می‌شوند که نوشتن درباره اتفاق یک دو روز قبل مثل آبگوشت سرد از دهن افتاده است. با این‌حال چون حالا حالاها با لبنان کار داریم امیدوارم متنم گره‌ای از ذهن‌ها باز کند. نویسنده به این امید می‌نویسد.
پ.ن: نوشته امروز تقدیم می‌شود به علیرضا عبیری و سید بهمن حسینی که روز دوشنبه و در جریان حمله دشمن، به خیل شهدای پدافند ارتش پیوستند.
پ.ن۲: لعن و نفرین امروز بر مراد ویسی که بعد از آتش‌بس به خودش می‌پیچید و خواستار حمله دوباره به ایران بود. با این جملات چندش‌آور: «ببینید ترامپ و نتانیاهو چه رفتار محترمانه‌ای با مردم ایران داشتند! مردم خواستار حملات دوباره آمریکا و اسرائیل به ایران هستند!»
#نزهت_نویس #نزهت‌_الملوک undefinedundefinedundefined@Nozhatolmolouk
undefined۲۹
undefined۲

۱۶۶

۲:۱۰

نزهت‌الملوک
من چندباری سعی کردم ديدگاه‌های کانال را فعال کنم و نشد. درعوض بله یک گروه ديدگاه برایم تشکیل داد که این دوماه حرفی ازش نزدم و بنابراین عضوی هم ندارد. ولی حالا لینک آن را اینجا می‌گذارم. اگر کسی خواست چیزی بنویسد. و البته واقعا فرصت شرکت در بحث‌های احتمالی را نخواهم داشت. ان‌شاالله که همه‌شان منصفانه و با رعایت ادب باشند. ادب که بزرگترین ثروت هر آدمی است. ble.ir/join/2RLtgUKvcU
دوستان عزیز
دیدگاه‌ها باز است اما همچنان برای دیدگاه‌ها.لطفا لینک کانال‌های خبری و تبلیغی و سرگرمی دیگر و پیام‌های درخواست کمک نقدی و اینجور چیزها نگذارید.
اخبار کانال‌های دیگر را هم فوروارد نکنید. همه خودشان کانالی دارند که اخبار را دنبال کنند و کسی بی‌خبر از اخبار نمی‌ماند.
کانال دیدگاه‌ها قرار است یک جای دوستانه باشد صرفا برای دیدگاه‌ها. صحبت کردن. همین.
undefined۱۲

۹۶

۶:۱۶