ارادتمندیم ، هر حرفی که دوست دارید ، ( یه جمله کوتاه یا یه داستان ) رو توی ناشناس بگین از نثر تبدیل میکنم به شعر 𝖲𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗂𝗇 𝖺𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 𝗆𝗈𝖽𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗉𝗈𝖾𝗍𝗋𝗒
۱.۳K
۱۲:۲۸
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
ارادتمندیم ، هر حرفی که دوست دارید ، ( یه جمله کوتاه یا یه داستان ) رو توی ناشناس بگین از نثر تبدیل میکنم به شعر 𝖲𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗂𝗇 𝖺𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 𝗆𝗈𝖽𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗉𝗈𝖾𝗍𝗋𝗒
چه زود فراموش میکنند آن عهد و پیمانها را،چه بیرحمانه میسپرند به باد، خاطرات دیرین را.آن یارانی که روزی همنفس بودند و همراه،ناگهان، چون بادِ پاییز، رخ برمیتابند و میروند از ما.آسان میشکنند آن پیوندهای ناگسستنی را،و جای ما، که روزی بودیم در دلشان،مینشانند بیخیالی را، چون غریبهای ناخوانده.افسوس بر این دل که عمری بسته بود به مهر آنان.حال میسوزد در این آتش بیوفایی ناگهان.𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
۳۸۳
۲۲:۴۱
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
ارادتمندیم ، هر حرفی که دوست دارید ، ( یه جمله کوتاه یا یه داستان ) رو توی ناشناس بگین از نثر تبدیل میکنم به شعر 𝖲𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗂𝗇 𝖺𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 𝗆𝗈𝖽𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗉𝗈𝖾𝗍𝗋𝗒
آن روزها که اشکهایم، چون سیلاب، شبها را در بر میگرفت؛ نه از سرِ عادت، که از سوزِ بیتفاوتی تو. آری، تو مرا شکستی، اما من شکسته شدن را انتخاب کردم، نه تو را . ترجیح دادم خود را نابود کنم، نه آنکه زخمی بر تو نهم. آن آسیب که تو بر جانم زدی، چونان نقشی ماندگار، برای همیشه در من باقی مانده و هیچگاه، هیچگاه از یاد نخواهد رفت.
با این همه، به خاطر روزهای تلخ و شیرینمان، از تو سپاسگزارم. دلتنگ آن شبهایی هستم که بیخوابی ، مهمان چشمانم بود و اشک، همدم تنهاییام. شاید بپرسی چرا؟ راستش را بخواهی، پاسخی برایش ندارم. فقط میخواهم بدانی… همین. میخواهم بدانی که بودی، و این دانستن، گاهی تمام چیزی است که باقی میماند..𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
با این همه، به خاطر روزهای تلخ و شیرینمان، از تو سپاسگزارم. دلتنگ آن شبهایی هستم که بیخوابی ، مهمان چشمانم بود و اشک، همدم تنهاییام. شاید بپرسی چرا؟ راستش را بخواهی، پاسخی برایش ندارم. فقط میخواهم بدانی… همین. میخواهم بدانی که بودی، و این دانستن، گاهی تمام چیزی است که باقی میماند..𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
۹۵
۲۲:۴۲
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
ارادتمندیم ، هر حرفی که دوست دارید ، ( یه جمله کوتاه یا یه داستان ) رو توی ناشناس بگین از نثر تبدیل میکنم به شعر 𝖲𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗂𝗇 𝖺𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 𝗆𝗈𝖽𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗉𝗈𝖾𝗍𝗋𝗒
آغاز آشناییمان، از دل سوالی ساده سرچشمه گرفت؛ داستانی که اگر به گوش دیگران رسد، شاید به خندهای از سر تعجب مبدل شود. تو را، نخست برای سرگرمی برگزیدم، بیخبر از آنکه عشق، میهمانی ناخوانده، بر قلبم پا خواهد گذاشت؛ عشقی که حتی در خواب و خیال هم نمیدیدم.کمکم، پردهها فروافتاد و از آن غریبهی اولیه، رفیقی صمیمی ساختی. گامبهگام، وابستگیام به تو، ریشهدارتر شد. در آغاز، میپنداشتم بازیچهای بیش نیستم، اما آنگاه که تو نیز اقرار کردی، عشق، فصل مشترک وجودمان شده، جهان در چشمانم رنگ دیگری گرفت. هلیا! من و تو، در کنار هم، تابلویی بینظیر از زیبایی بودیم.اما، افسوس که سرنوشت، نقشهی دیگری در سر داشت. گویی ما را برای هم نسرشته بودند. تو، امروز از آنِ دیگری هستی و من نیز در مسیر دیگری گام برمیدارم. پذیرش این واقعیت، در ابتدا دشوار بود، اما با گذر زمان، آن را در آغوش کشیدم. خاطرات با تو بودن، هرگز دفن نخواهند شد؛ آنها را در گنجینهی دلم نگاه میدارم، چرا که بیاندازه دوستشان دارم.
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
۳۹۳
۱۱:۴۳
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
ارادتمندیم ، هر حرفی که دوست دارید ، ( یه جمله کوتاه یا یه داستان ) رو توی ناشناس بگین از نثر تبدیل میکنم به شعر 𝖲𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗂𝗇 𝖺𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 𝗆𝗈𝖽𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗉𝗈𝖾𝗍𝗋𝗒
افسوس که دل تنگم را جز این نمیتوانم آرام کنم هرچند ناگفته نماند که آرامی وجود ندارد تنها بهانه ای است برای تو نوشتن برای بغض دلی که خفه اش کرده است𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
۳۹۶
۱۶:۴۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
𝖯𝖺𝗉𝖾𝗋 𝖳𝗁𝗈𝗎𝗀𝗁𝗍𝗌
ارادتمندیم ، هر حرفی که دوست دارید ، ( یه جمله کوتاه یا یه داستان ) رو توی ناشناس بگین از نثر تبدیل میکنم به شعر 𝖲𝖺𝗒 𝗐𝗁𝖺𝗍𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗒𝗈𝗎 𝗐𝖺𝗇𝗍 𝗂𝗇 𝖺𝗇𝗈𝗇𝗒𝗆𝗈𝗎𝗌 𝗆𝗈𝖽𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝖨 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗎𝗋𝗇 𝗂𝗍 𝗂𝗇𝗍𝗈 𝗉𝗈𝖾𝗍𝗋𝗒
بهتر است دیگر به چیزهایی که از دست دادیم فکر نکنیم؛ حتی اگر آنها خودمان بودهایم.
۳۸
۲۳:۱۵