پیروزی نامزد فلسطینیتبار در انتخابات مقدماتی سنای ایالت نیویورک
عبیر قواس، فعال فلسطینیتبار آمریکایی، در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات برای کرسی مجلس سنای ایالت نیویورک از حوزه ۱۲ در منطقه کویینز پیروز شد.
قواس در این رقابت توانست بر رقیب خود «استیون راگا» پیشی بگیرد و پیروزی مهمی را در مسیر انتخابات عمومی آینده به دست آورد.
این پیروزی از آن جهت اهمیت دارد که انتخابات عمومی قرار است در ماه نوامبر برگزار شود و حوزه انتخابیه ۱۲ از پایگاههای اصلی حزب دموکرات در ایالت نیویورک به شمار میرود.
عبیر قواس از چهرههای فعال اجتماعی با ریشه فلسطینی است و کارزار انتخاباتی خود را بر محور مسائلی مانند مسکن، عدالت اجتماعی و حقوق مهاجران پیش برده بود.

🫶
کانال های ما:
بله | ایتا
بله | ایتا
۹۹
۶:۵۲
نگرانی رژیم صهیونیستی از رشد توان نظامیمصر
پایگاه عبری «نیوز۱» گزارش داده است که برآوردهای امنیتی در رژیم صهیونیستی نسبت به افزایش توان نظامیمصر و برنامههای گسترده نوسازی ارتش این کشور نگران کننده است.
بر اساس این گزارش، محافل امنیتی اسرائیلی معتقدند سطح توسعه نظامیمصر فراتر از نیازهای دفاعی سنتی در مرزها است. همچنین نهادهای امنیتی اسرائیل بهطور دقیق تحرکات نظامیمصر در شبهجزیره سینا و روند توسعه زیرساختها و توان لجستیکی این کشور را زیر نظر دارند.
این گزارش تأکید میکند که با وجود توافق صلح و هماهنگیهای امنیتی میان دو طرف، رژیم اشغالگر نسبت به هرگونه تغییر در وضعیت نظامیسینا حساسیت ویژهای نشان میدهد.

🫶
کانال های ما:
بله | ایتا
بله | ایتا
۶۴
۹:۴۶
نامهای که در اتوبوس تیم ملی دستبهدست شد
از یک هوادار مکزیکی برای «ایران»
️ امروز نیز مانند روزهای گذشته، جمعی از هواداران ایرانی و مکزیکی در بیرون هتل حضور داشتند؛ برای دیدار با ملیپوشان، گرفتن عکس یادگاری و امضا. اما در میان این شلوغی آشنا، حضور یک هوادار مکزیکی با چندین نسخه چاپشده از یک نامه، توجهها را به خود جلب کرد.
️ او از همراهان تیم ملی خواست تا نامهاش را به دست سرمربی و بازیکنان برسانند؛ درخواستی که خیلی زود عملی شد. ملیپوشان نیز در مسیر کوتاه هتل تا زمین تمرین، در حالی که سوار بر اتوبوس بودند، مشغول خواندن این نامه شدند.
️ نامهای که به دو زبان اسپانیایی و فارسی نوشته شده بود و در آن آمده بود: «اجازه دهید با این جمله شروع کنم که ما از رفتار ناعادلانهای که از سوی افرادی که نه شما را میشناسند و نه کوچکترین احترامی برای انسانهایی که تنها هدفشان افتخارآفرینی برای کشورشان است قائل هستند، خشمگین هستیم. با این حال، به جای احترام، با تبعیض، موانع و بدرفتاری روبهرو شدهاید.
️ امروز، بیش از هر زمان دیگری، ما اعضای گروه فوقالعادهتان را تحسین میکنیم؛ زیرا مطمئناً هر قدم، هر مسابقه، هر اشک و هر قطره عرق شما سرشار از عزت، اراده و عزم راسخ است؛ ویژگیهایی که بسیاری از افراد قادر به تشخیص آن نیستند.
️ مطمئن باشید که شما با ایستادگی در برابر چالشهای زندگی، با سربلندی و حفظ وقار خود، احترام ما را به دست آوردهاید. همیشه به یاد داشته باشید که اگرچه دوستان زیادی در مکزیک دارید، اما اینجا در تیخوانا خانه دوم خود حضور دارید.»

🫶
کانال های ما:
بله | ایتا
از یک هوادار مکزیکی برای «ایران»
بله | ایتا
۶۶
۹:۴۸
روز عاشورا، اوج همین حادثهی عظیم و بزرگ است. حسینبنعلی علیهالسّلام با ساز و برگ جنگ به كربلا نیامده بود. كسی كه میخواهد به میدان جنگ برود، سرباز لازم دارد؛ اما امام حسینبنعلی علیهالسّلام زنان و فرزندان خود را هم با خود آورده است. این به معنای آن است كه اینجا باید حادثهای اتفاق بیفتد كه عواطف انسانها را در طول تاریخ همواره به خود متوجّه كند؛ تا عظمت كار امام حسین معلوم شود. امام حسین میداند كه دشمن پست و رذل است. میبیند كسانی كه به جنگ او آمدهاند، عدّهای جزو اراذل و اوباش كوفهاند كه در مقابل یك پاداش كوچك و حقیر، حاضر شدهاند به چنین جنایت بزرگی دست بزنند. میداند كه بر سر زن و فرزند او چه خواهند آورد. امام حسین از اینها غافل نیست؛ اما درعینحال تسلیم نمیشود؛ از راه خود برنمیگردد؛ بر حركت در این راه پافشاری میكند. پیداست كه این راه چقدر مهم است؛ این كار چقدر بزرگ است...آنطور كه از مجموع قراین به دست میآید، از مردان رزمآور - غیر از كودك شش ماهه، یا بچهی یازده ساله - اباالفضل العبّاس آخرین كسی است كه قبل از امام حسین به شهادت رسیده است؛ و این شهادت هم باز در راه یك عمل بزرگ - یعنی آوردن آب برای لبتشنگان خیمههای اباعبداللَّه الحسین - است. در زیارات و كلماتی كه از ائمه علیهمالسّلام راجع به اباالفضل العبّاس رسیده است، روی دو جمله تأكید شده است: یكی بصیرت، یكی وفا. بصیرت اباالفضل العبّاس كجاست؟ همهی یاران حسینی، صاحبان بصیرت بودند؛ اما او بصیرت را بیشتر نشان داد. در روز تاسوعا، مثل امروز عصری، وقتی كه فرصتی پیدا شد كه او خود را از این بلا نجات دهد؛ یعنی آمدند به او پیشنهاد تسلیم و اماننامه كردند و گفتند ما تو را امان میدهیم؛ چنان بر خورد جوانمردانهای كرد كه دشمن را پشیمان نمود. گفت: من از حسین جدا شوم؟! وای بر شما! اف بر شما و اماننامهی شما! نمونهی دیگرِ بصیرت او این بود كه به سه نفر از برادرانش هم كه با او بودند، دستور داد كه قبل از او به میدان بروند و مجاهدت كنند؛ تا اینكه به شهادت رسیدند.
1379/01/26#در_مکتب_امام#یا_ابالفضل_العطشان

🫶
کانال های ما:
بله | ایتا
1379/01/26#در_مکتب_امام#یا_ابالفضل_العطشان
بله | ایتا
۵۷
۹:۵۲
میدانید كه آنها چهار برادر از یك مادر بودند: اباالفضل العبّاس - برادر بزرگتر - جعفر، عبداللَّه و عثمان. انسان برادرانش را در مقابل چشم خود برای حسینبنعلی قربانی كند؛ به فكر مادر داغدارش هم نباشد كه بگوید یكی از برادران برود تا اینكه مادرم دلخوش باشد؛ به فكر سرپرستی فرزندان صغیر خودش هم نباشد كه در مدینه هستند؛ این همان بصیرت است. وفاداری حضرت اباالفضل العبّاس هم از همه جا بیشتر در همین قضیهی وارد شدن در شریعهی فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفی در همهی دهانها است كه امام حسین علیهالسّلام حضرت اباالفضل را برای آوردن آب فرستاد. اما آنچه كه من در نقلهای معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابنطاووس - دیدم، اندكی با این نقل تفاوت دارد. كه شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر میكند. در این كتابهای معتبر اینطور نقل شده است كه در آن لحظات و ساعت آخر، آنقدر بر این بچهها و كودكان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگی فشار آورد كه خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حركت كرد و به طرف همان شریعهی فرات - شعبهای از نهر فرات كه در منطقه بود - رفتند، بلكه بتوانند آبی بیاورند. این دو برادر شجاع و قویپنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یكی امام حسین در سن نزدیك به شصت سالگی است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نامآوران بینظیر است. دیگری هم برادر جوان سیوچند سالهاش اباالفضل العبّاس است، با آن خصوصیاتی كه همه او را شناختهاند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهی پشت به پشت هم، در وسط دریای دشمن، صف لشكر را میشكافند. برای اینكه خودشان را به آب فرات برسانند، بلكه بتوانند آبی بیاورند. در اثنای این جنگِ سخت است كه ناگهان امام حسین احساس میكند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است كه اباالفضل به آب نزدیكتر شده و خودش را به لب آب میرساند. آنطور كه نقل میكنند، او مشك آب را پر میكند كه برای خیمهها ببرد. در اینجا هر انسانی به خود حق میدهد كه یك مشت آب هم به لبهای تشنهی خودش برساند؛ اما او در اینجا وفاداری خویش را نشان داد. اباالفضل العبّاس وقتی كه آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذكر عطش الحسین»؛ به یاد لبهای تشنهی امام حسین، شاید به یاد فریادهای العطش دختران و كودكان، شاید به یاد گریهی عطشناك علیاصغر افتاد و دلش نیامد كه آب را بنوشد. آب را روی آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است كه آن حوادث رخ میدهد و امام حسین علیهالسّلام ناگهان صدای برادر را میشنود كه از وسط لشكر فریاد زد: «یا اخا ادرك اخاك»
.۱۳۷۹/۰۱/۲۶
#در_مکتب_امام#یا_اباالفضل_العباس

🫶
کانال های ما:
بله | ایتا
.۱۳۷۹/۰۱/۲۶
#در_مکتب_امام#یا_اباالفضل_العباس
بله | ایتا
۶۶
۹:۵۶