بازارسال شده از استاد عالی
05 اخلاق بندگی.mp3
۵۲:۴۹-۳۶.۳۴ مگابایت
اخلاق بندگی . بسیار عالی . مجدد گوش کنید
۱
۱۶:۳۳
. زیباترین و کامل ترین رابطه، رابطه ی رحمت خدا با ما انسان ها است که همچنان برقرار است و ما نیز در ادامه ی این ارتباط سهیم هستیم. انسان همواره در زندگی خود باید رابطه ای عاشقانه با خدا داشته باشد تا درهای رحمت به روی او باز شود و به حقایق دست یابد. انسان در این ارتباط باید اموری ارزشمند را طلب نماید. او نباید حد و اندازه ای دنیایی داشته باشد و به خواستن اموری از این دست راضی شود. اما این ارتباط نباید خودخواهانه باشد و اگر خدا خواسته ای را بر طرف نکرد، راضی شود و ایراد نگیرد. ما بنده ایم و خدا آفریدگار ماست و ما نیز باید بندگی کرده و تسلیم باشیم. اولیاء الهی برای برقراری این ارتباط آمده و ما را در این مسیر همراهی و هدایت می نمایند. عملکرد ما باید بر اساس نزدیک شدن به خدا و بندگی او باشد تا برکات در زندگی ما وارد شوند و جز با همراهی ولی خدا این امر دست یافتنی نخواهد بود.دل انسان به شکلی آفریده شده که در هر زمان باید مطلوبی داشته باشد و اگر به مطلوب اصلی که خدواند است نرسد، مطلوب بدلی را جایگزین آن می کند و به انحراف کشیده می شود.. علم لَدُنّی دانشی است که از جانب خداوند و از راههای غیرعادی و بدون یادگیری، به برخی از انسانها داده میشود. منشأ این اصطلاح را عبارت «وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًاً؛ از نزد خود، به او دانشی آموخته بودیم» در آیه ۶۵ سوره کهف دانستهاند.برخی علم لدنّی را همان علم به غیب از راه غیرعادی میدانند. در مقابل، برخی بر این باورند که متعلَّق علم لدنّی میتواند امور غیبی یا امور عادی باشد که از راههای عادی نیز قابل کسب است.به باور برخی مفسران، آیاتی از قرآن به علم لدنّی در افراد خاصی چون پیامبران اشاره دارند. همچنین به گفته برخی عالمان شیعه، در روایات نقلشده از امامان شیعه نیز به علم لدنّی پیامبر(ص) و امامان(ع) تصریح شده است.
۲۷۸
۴:۵۸
این تفاوت عقلها را نیک داندر مراتب از زمین تا آسمانهست عقلی همچو قرص آفتابهست عقلی کمتر از زهره و شهابهست عقلی چون چراغی سرخوشیهست عقلی چون ستارهٔ آتشیزانک ابر از پیش آن چون وا جهدنور یزدانبین خردها بر دهدعقل جزوی عقل را بدنام کردکام دنیا مرد را بیکام کردآن ز صیدی حسن صیادی بدیدوین ز صیادی غم صیدی کشیدآن ز خدمت ناز مخدومی بیافتوآن ز مخدومی ز راه عز بتافتآن ز فرعونی اسیر آب شدوز اسیری سبط صد سهراب شدلعب معکوسست و فرزینبند سختحیله کم کن کار اقبالست و بختبر خیال و حیله کم تن تار راکه غنی ره کم دهد مکار رامکر کن در راه نیکو خدمتیتا نبوت یابی اندر امتیمکر کن تا وا رهی از مکر خودمکر کن تا فرد گردی از جسدمکر کن تا کمترین بنده شویدر کمی رفتی خداونده شویروبهی و خدمت ای گرگ کهنهیچ بر قصد خداوندی مکنلیک چون پروانه در آتش بتازکیسهای زان بر مدوز و پاک باززور را بگذار و زاری را بگیررحم سوی زاری آید ای فقیرزاری مضطر تشنه معنویستزاری سرد دروغ آن غویستگریهٔ اخوان یوسف حیلتستکه درونشان پر ز رشک و علتست
۲۸۲
۱۴:۰۳
پيامبر صلي الله عليه و آله: شَرُّ النّاسِ مَنْ اَكْرَمَهُ النّاسُ اتِّقاءَ شَرِّهِ؛بدترين مردم كسى است كه ديگران از ترس شرش به او احترام بگذارند.
۲۸۴
۶:۰۰
بازارسال شده از استاد عالی
06 اخلاق بندگی.mp3
۴۰:۲۸-۲۷.۸۷ مگابایت
اخلاق بندگی
۱
۶:۴۰
. انسان نسبت به همه نعمتها، حوادث و پيش آمدها در معرض امتحان و آزمايش و به عبارت ديگر يك سلسله تكاليف عبادى و اخلاقى قرار مىگيرد، كه اگر به آن عبادات، يا حالات اخلاقى مانند صبر و استقامت و توکل قيام كند در حقيقت از عهده امتحان بر آمده و شايسته الطاف و فيوضات و مقامات معنوى، و پاداش دنيائى و اخروى خواهد شد، و اگر از انجام تكاليف عبادى، و تحقق حالات اخلاق امتناع ورزد، و اعراض نمايد، و سستى و تنبلى و فرار از مسئوليت نشان دهد، از درک فيوضات محروم، و از رحمت الهی مطرود، و در امور زندگى دچار شكست مىشود.جهان همواره دستخوش تغییر و دگرگونی است و در واقع مجموعهای است از خوشیها و ناخوشیها، آسایش و سختیها، درشتیها و نرمیها، پستیها و بلندیها و ... البته شاید این تنوع و فراز و نشیب در زندگی برخی افراد، کم و یا بیشتر از دیگران باشد؛ ولی نمیتوان کسی را یافت که زندگی او همیشه به یک صورت و یک نواخت باشد.سختیها و بلاها ابعاد مختلفی دارد و برای هر کسی بسته به شرایط زندگی و اجتماعی یا وضعیت روحی، بهگونهای بروز میکند: بیمار شدن خود یا فرزند و یا یکی از نزدیکان، از دست دادن کسی که با او مانوس است، مرگ خویشان و نزدیکان، گرفتاریهای مالی، بلاهای طبیعی مثل سیل و زلزله، مشکلات شخصی همچون ناسازگاری با همسر، غم و اندوه و پریشانی، غربت، تنهایی، ورشکستگی، ترس، اسارت، فقر و خلاصه هر آنچه بتوان نام بلا و سختی یا مصیبت و ناگواری بر آن نهاد، همگی از دو زاویه قابل مشاهده است.اگر کسی به مشکلات و مصیبتها فقط از زاویه جهان مادی نگاه کند، شاید بتواند برای هر کدام دلیلی مادّی بیابد؛ مثل اینکه: خشکسالی را معلول نیامدن باران، مریضی به علّت عدم رعایت بهداشت و ورشکستگی را نشانهای بر عدم آگاهی از تجارت دانست.اما از دیدگاه دین مبین اسلام، عوامل متعددی در این حوادث و بلاها اثرگذار مترتب است که علل مادّی، تنها بخشی از آنها شمرده میشود. قرآن و ائمه: علل متعددی را برای گرفتاری و مصیبتها ذکر نمودهاند که به برخی از آنها اشاره میشود:یکی از حکمتهای بلا این است که خداوند با سختیها و بلاها بندگانش را آزمایش میکند و در این آزمایش تنها کسانی که صبر پیشه میکنند پیروز و رستگار هستند. پروردگار متعال میفرماید: «وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْاَمْوَالِ وَالْاَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ؛ قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوهها، آزمایش میکنیم و بشارت ده به استقامت کنندگان!».آزمایش الهی برای جداساختن و شناخته شدن راستگویان از مدعیان دروغگو و برای خالص و ناب گرداندن مؤمنین صورت میپذیرد. «وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ؛ و به تحقیق کسانی که قبل از آنها بودند را نیز امتحان کردیم، پس خداوند هم کسانی که صادق هستند و هم دروغگویان را مشخص و معلوم میکند.»موارد زیر از آیات و روایات بدست میآید:الف. آزمایشهای الهی همگانی است و مختص گروه خاص نیست. همه انبیا و اولیای الهی در معرض آزمایشهای الهی قرار گرفتهاند. قرآن مجید با اشاره به امتحان عمومی انسانها میفرماید «اَحَسِبَ النَّاسُ انْ یُتْرَکُوا انْ یَقُولُوا آمَنَّا و هُم لا یُفتَنُونَ؛[۳] آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: ایمان آوردیم به حال خود رها میشوند و آزمایش نخواهند شد؟»ب. امتحانات الهی به طرق مختلف صورت میپذیرد، چنانچه حضرت آدم (علیهالسّلام) با دستور نزدیک نشدن به درخت ممنوعه، و حضرت ابراهیم (علیهالسّلام) با امر به ذبح فرزند، و برخی با خیر و شر، «وَ َنَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَالْخَیرِ فِتْنَةً؛ و شما را با بدیها و خوبیها آزمایش میکنیم».[۴] مورد آزمایش قرار میگیرند.آزمایش الهی برای جداساختن و شناخته شدن راستگویان از مدعیان دروغگو و برای خالص و ناب گرداندن مؤمنین صورت میپذیرددر روایت است که امام محمدباقر (علیهالسّلام) نقل میفرماید: «دو فرشته از آسمان به زمین فرود آمدند، در بین هوا به هم رسیدند، یکی از آنها به دیگری گفت: برای چه فرود میآیی؟ گفت: خداوند عزّوجل مرا به طرف دریای اهل ایل فرستاده، تا ماهیای را صید نموده و به یکی از ستمکاران برسانم، چه آنکه وی از خداوند متعال ماهی این دریا را تقاضا و درخواست نموده است. از اینرو حق جلّ و اعلی مرا مامور ساخته، نزد صیّادی که ماهیهای آن دریا را صید میکند رفته، و او را به صید ماهی دریای مزبور ترغیب کنم تا بدین ترتیب، حق عزّوجلّ آن ستمکار و کافر را به منتهای آرزویش برساند. سپس او به رفیقش گفت: تو برای چه فرستاده شدی؟ گفت: خداوند عزّوجل مرا برای امری عجیبتر از آنچه ترا به آن مبعوث نموده فرستاده است. من مامورم به سراغ بنده مؤمنش که روزهدار و قائم اللیل است و دعا و ر
۲۸۶
۶:۵۰
وزهاش در آسمان معروف و مشهور میباشد، بروم و ظرف غذایی را که وی پخته و برای افطارش آماده کرده واژگون نمایم تا بدین وسیله، آزمایش نهایی ایمان او صورت گرفته باشد». [۵]ج. صبر و استقامت، استمداد از نیروی ایمان و الطاف الهی، و توجه به این حقیقت که همه حوادث در پیشگاه خداوند رخ میدهد و او از همه چیز آگاه است، رمز پیروزی در امتحانات الهی است.۲.۱ - انواع آزمایشقرآن کریم برخی از آزمایشهای الهی را که در مورد اقوام گذشته به عمل آمده اینگونه معرفی مینماید:۲.۱.۱ - امتحان عقیدتیدر یکی از جنگها که دشمن به مدینه حمله کرده بود، مسلمانها تحت فشار شدید قرار گرفتند؛ به نحوی که به خداوند متعال بدگمان شدند. در قرآن، خداوند این امر را ابتلایی برای مؤمنین محسوب میکند و پس از آن میفرماید که شما آنچنان از حیث اعتقادات در معرض خطر قرار گرفتید که اگر دشمنان بر شما چیره میشدند و پیشنهاد بازگشت به سوی شرک به شما میدادند میپذیرفتید. خداوند حکیم میفرماید: «اِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ اَسْفَلَ مِنْکُمْ وَاِذْ زَاغَتِ الْاَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا هُنَالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا... وَلَوْ دُخِلَتْ عَلَیهِمْ مِنْ اَقْطَارِهَا ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَآتَوْهَا وَمَا تَلَبَّثُوا بِهَا اِلَّا یسِیرً؛ [۶] (به خاطر بیاورید) زمانی را که آنها از طرف بالا و پایین (شهر) بر شما وارد شدند (و مدینه را محاصره کردند) و زمانی را که چشمها از شدّت وحشت خیره شده و جانها به لب رسیده بود، و گمانهای گوناگون بدی به خدا میبردید. آنجا بود که مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند ... (آنها چنان بودند که) اگر دشمنان از اطراف مدینه بر آنان وارد میشدند و پیشنهاد بازگشت به سوی شرک به آنان میکردند میپذیرفتند و جز مدت کمی (برای انتخاب این راه) درنگ نمیکردند.»پس از آن که حضرت موسی (علیهالسّلام) برای مناجات با پروردگار، به کوه طور رفت، راز و نیاز او از سی شب، به چهل شب افزایش یافت، به این وسیله قوم او مورد آزمایش قرار گرفتند؛ ولی نتوانستند از این امتحان سربلند بیرون آیند؛ چراکه شرک، در بدترین صورتش دامان بنی اسرائیل را گرفت. قرآن کریم با بیان این مطلب میفرماید:«قالَ فَانَّا قَد فَتَنِّا قَومَکَ مِن بَعدِکَ وَ اضَلّهُمُ السّامِرِیُّ؛[۷] گفت ما قوم تو را بعد از تو، آزمودیم و سامری آنها را گمراه ساخت»!.مهمتر آنکه قبل از این آزمایش، هارون جانشین حضرت موسی (علیهالسّلام) آن مردم را از چنین امتحانی مطلع ساخته بود؛ ولی آنها توجه نکرده و به پیروی از سامری به گوسالهپرستی روی آوردند.۲.۱.۲ - امتحان مالیقرآن کریم در آیات متعدد به این آزمایش الهی اشاره میکند: «فَاَمَّا الِانسانُ اِذا ما ابتَلاهُ رَبُهُ فَاکرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبّی اکْرَمَنِ وَ امَّا اِذا مَا ابتَلاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبّی اهانَن؛ [۸] اما انسان هنگامی که پروردگارش او را برای آزمایش، اکرام میکند و نعمت میبخشد (مغرور میشود و) میگوید: پروردگارم مرا گرامی داشته است! و امّا هنگامی که برای امتحان، روزیش را بر او تنگ میگیرد (مایوس میشود و) میگوید: پروردگارم مراخوار کرده است! »امام صادق (علیهالسّلام) میفرماید: «مَا بَلَی اللَّهُ العباد بِشَیءٍ اَشَدَّ عَلَیهِمْ مِنْ اِخْراجِ الدَراهِمَ؛ [۹] خدواند بندگان را به چیزی مبتلا نکرده که سختتر از انفاق درهم باشد.»۲.۱.۳ - امتحان جانیتاریخ گویای آزمایش بسیاری از انسانها در جنگها بوده است. امتحانات الهی در جنگها انسانهای مؤمن را از صف منافقان و ریاکاران جدا نموده است. مروری بر جنگها از صدر اسلام تاکنون، نشانگر آن است که برخی، تا زمانی ایمان دارند که کوچکترین خطری آنان را تهدید نکند و برخی منافع مالی را بر یاری امام حسین (علیهالسّلام) ترجیح میدهند و برخی غنایم جنگی را بر دستور رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) مقدم میدانند. خلاصه آنکه ترس از جبهه و جنگ، محاصره اقتصادی، کشته شدن عزیزان و ... موارد آزمایش افراد در جنگها بوده است. خداوند متعال در سوره محمد (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) با بیان اینکه؛ اگر ما بخواهیم میتوانیم دشمنان را مجازات نماییم، جنگ را سبب آزمایش افراد معرفی کرده میفرماید:«وَ لَو یشاءُ اللّهُ لانْتَصَرَ مِنْهُمْ وَلکنْ لِیَبْلُوَا بَعْضَکمْ بِبَعْضٍ؛[۱۰] و اگر خدا میخواست خودش آنها را مجازات میکرد؛ اما میخواهد بعضی از شما را با بعضی دیگر بیازماید».۲.۱.۴ - امتحان خانوادگیقرآن مجید همسر و فرزندان را امتحان الهی دانسته، میفرماید:«اِنَّمَا اَمْوَالُکُمْ وَاَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ؛[۱۱] اموال و فرزندان شما فقط وسیله آزمایش هستند».بسیاری از کسانی که به ظاهر، پایبند به امور دینی و مسائل اخلاقی هس
۲۸۳
۶:۵۰
تند، به هنگامی که پای فرزندشان به میان بیاید گویی پردهای بر افکارشان میافتد و تمام قوانین الهی و مسائل انسانی و عدالت، به دست فراموشی سپرده میشود. عشق به فرزند سبب میشود که حرام را حلال، و حلال را حرام بشمارند و برای تامین آینده خیالی او تن به هر کاری داده و هر حقی را زیر پا بگذارند؛ باید خود را در این میدان بزرگ امتحان، به خدا بسپاریم و به هوش باشیم که بسیار کسان، در این میدان لغزیده و سقوط کرده و نفرین ابدی را برای خود فراهم ساختهاند.امام علی (علیهالسّلام) میفرماید: «لَا یَقُولَنَّ اَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ اِنِّی اَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَةِ لِاَنَّهُ لَیْسَ اَحَدٌ اِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَی فِتْنَةٍ وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ فَاِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ وَ اعْلَمُوا اَنَّما اَمْوالُکُمْ وَ اَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ مَعْنَی ذَلِکَ اَنَّهُ سُبْحَانَهُ یَخْتَبِرُهُم بِالْاَمْوَالِ وَ الْاَوْلَادِ لِیَتَبَیَّنَ السَّاخِطَ لِرِزْقِهِ وَ الرَّاضِیَ بِقِسْمِه؛ [۱۲] کسی از شما نگوید خدایا از فتنه به تو پناه میبرم! چه هیچکس نیست مگر اینکه در فتنهای است، لیکن آنکه پناه خواهد از فتنههای گمراه کننده (به خداوند) پناه برد که خدای سبحان فرماید: «بدانید که مال و فرزندان شما فتنه است» و معنی آن این است که خدا آنان را به مالها و فرزندان میآزماید تا ناخشنود از روزی وی، و خشنود از آنرا آشکار نماید».
۲۸۶
۶:۵۰
عاشورای امام حسین(ع) ظرفیت عظیمی برای رشد دادن انسانها دارد . شاید یکی از دلایل اینکه سایر ائمه (ع) عاشورایی دیگر را تکرار نکردند این بوده که همین یک صحنه عاشورا برای رساندن همه انسانها به نهایت قرب خداوند کافی است و سایر ائمه تلاششان بر حفظ عاشورا بوده است.انسان باید با عاشورای امام حسین(ع) سالک شود و درسنامه این سلوک هم زیارت عاشوراست.قدم اول:قدم اول برای این سلوک را امام(ع) برمی دارد. قدم اول عبادت بزرگ امام حسین(ع) است که همه بشریت را رشد می دهد. این عبادت بزرگ همان بلای بزرگی است که امام حسین(ع) تحمل نمودند. عبادت بزرگ امام(ع) این بود که در دل سنگین ترین مصیبت ها نه تنها صابر بلکه شاکر بود. امام در کربلا در دل سخت ترین بلاها خدا را اینگونه حمد می فرماید:«اُثْنِى عَلَى اللّه اَحْسَنَ الثَّناءِ وَاَحْمَدُهُ عَلَى السَّرّاءِ وَالضَّراءِ»؛ خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمتهایش سپاسگزارم.این بلاکشی و عبادت بزرگ امام(ع) رحمت خدا را نه فقط بر خود امام(ع) بلکه بر تمام عالم و در همه تاریخ نازل می کند تا هرکس به اندازه معرفت و ظرفیت خودش از این باران رحمت بهره مند شود و با آن سالک شود. پس اولین قدم سلوک عاشورایی بلاکشی امام(ع) است که رحمت واسع خدا را نازل کرد.قدم دوم:کاسه وارونه از باران بهره ای ندارد. بهره مند شدن از رحمتی که به واسطه بلاکشی معصوم(ع) نازل می شود قدمی است که ما باید برداریم و خودمان را به این رحمت برسانیم و از آن استفاده کنیم. کسی از این رحمت بهره مند می شود که به اندازه ظرفیت و معرفت خودش به بلای معصوم(ع) مبتلا شود. انسانها نسبت به حادثه عاشورا و مصیبت امام حسین(ع) چند دسته هستند. برخی از این مصیبت شادمان می شوند. «هذا یَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِیادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَیْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیْهِ» برخی هم بودند که بی تفاوت از کنار این ابتلای بزرگ می گذرند و بهره ای از آن نخواهند داشت. اما بعضی از انسانها با این بلا همراه می شوند و به اندازه خودشان و در حد ظرفیت خودشان به بلای معصوم(ع) نزدیک می شوند و سنخیت پیدا می کنند. دلشان با مصیبت امام(ع) همراه می شود در این مصیبت با امام(ع) شریک می شوند. اینها از آن رحمت عظیم خداوند بهره مند می شوند و با آن سالک می شوند.
۳۳۰
۷:۲۳