دیدم که آدمی میتواند شفای آدمی شود
️
۳۹
۹:۱۹
تو در میان آن همه سیاهی، آبی بودیآبی آسمانی...🩵
۳۴
۱۶:۱۴
deltangi 3.mp3
۰۴:۵۰-۱۱.۱۳ مگابایت
۳۰
۱۲:۵۰
اولین باری که تنم به رعشه افتاد ومدیریت اوضاع از کنترلش خارج شد،ناچارا به آرامبخش های شیمیایی رو آوردیم.از نظرش با ۳۶ کیلو وزن شکننده و آسیب پذیر بودم.تو اون محیط سرد وزیر نور های سفید افقیِ مهتابیکه سقف رو مزین کرده بودن،خواستم بغل و نوازشم کنه.موقع خروج از بیمارستان کتش رو درآورد،دورم پیچید و بلندم کرد.لباسام کافی بود و سردم نبود.اون گفت:- انقدر نازُکی میترسم بغلت کنم آسیب ببینی...●پَنــآه
۳۲
۲۱:۰۷
4_5994757576133186150.mp3
۰۳:۵۴-۳.۶۱ مگابایت
۲۷
۷:۳۸
DARK SECRET 320 SPEED.mp3
۰۲:۲۹-۶.۰۶ مگابایت
۲۱
۱۳:۵۰
امن از نظر من یعنی یه جایی که با مرکز درمانی و خونم ۵ الی ۱۵ دقیقه فاصله داشته باشه.
۱۷
۲۰:۲۹
4_6033039465750991750.mp3
۰۲:۵۹-۲.۸۶ مگابایت
It's sad how sad this life can be
۷
۱۲:۲۱