لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل پرچمت بالا ایرانپ
۳.۳ هزار عضو

پرچمت بالا ایران

undefinedروایت‌هایی درباره پرچمی که این روزها در مشهد برافراشته است
محتوا: @masoud_nabi
دریافت نوبت پرچم undefined@parchamdar_bot
@parchamdar_iran
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۷ تیر
پرچمت بالا ایران
undefined این روزها که بگذره، من این عکس رو قاب می‌گیرم و می‌زنم به عزیزترین دیوار خونه‌ام. زیرش هم می‌نویسم: ایران جان! قربونت! تصدقت! همیشه یادت باشه؛ ما این‌طور پات وایستادیم. undefined ◇◇◇◇◇◇◇◇●●◇◇◇◇◇◇◇◇ پرچمت بالا ایران @parcham_bala
این عکس را ببینید!نوشتاری درباره تصویر کودک خاصی که پرچمدار ایران بود و حالا با بُهت تماشایش می‌کنیم
این عکس رو ببینید، دقایقی روی عکس خلوت کنید، تأمل کنید، فکر کنید، جزییات رو بیاندیشید که خدا چه صحنه‌ای رو برای این ایام ما خلق کرده.این عکس حجت و برهان خداست برای این ایام ما. خدا از پشت این عکس به عکاسش چشمکی زده و من نمی‌دانم عکاس در آن لحظه آن را دیده یا نه؟ خدا این لحظه را و این عکس را خلق کرده تا به همه‌ی جهان ثابت کند "من هستم". حالا در هر کجای جهان این عکس را می‌بینی باید از خودت بپرسی "آیا خدا هست؟"پاها را ببین. به دقت ببین. ساده نگذر. سریع و زود رد نشو. بعد کم‌کم برو و دست‌ها را ببین. دست‌ها را و انگشت‌هایی را که خدا چندتایش را پنهان کرده تا وجدان‌ها را با آن آشکار کند. می‌دانی این دست‌ها چه چیز را گرفته؟ چوب پرچم ایران را؟ نه! اینقدر ساده نیاندیش! خدا با این دست‌ها همه ایران را در آغوش گرفته. کدام ایران را؟ ...بعد کم‌کم اگر وجدانت بیدارتر شد و اگر اشک‌ها اجازه‌‌‌ات داد، برو و صورتش را ببین؛ گوش‌ها و سمعک‌هایش را. میدانی داستان این سمعک‌ها چیست؟ آری خود خدا برایش سمعک گذاشته تا درِ گوشی و تنها خودش با او حرف بزند و دیگر این طفل معصوم حرف‌های غیر خدا را در این زمانه نشنود!بعد چشم‌ها و عصمتش را ببین. بعد پیراهن مشکی عزای حسینی‌اش را. در آخر روی قلبش برو، قلب رنگی ایران...حالا دوباره برگرد و همه عکس را با هم چندباره ببین. پدر بچه را که پشت و پناهش است، دیدی با پیراهن مشکی‌اش؟ بنظرم حالا دیگر وقت خلوت است با خودت...
حجت‌الاسلام جواد قاسم‌پور◇◇◇◇◇◇◇◇●●◇◇◇◇◇◇◇◇پرچمت بالا ایران@parcham_bala
undefined۸۵
undefined۱۲

۲.۳K

۱۵:۵۰

۲۸ تیر
thumbnail
undefinedروایت ۴۲سرعت باید چند تا باشد؟!
آن روز از آن روزهایی بود که آسمان مشهد دیوانه می‌شود. درست از همان روزهایی که صبح با ژاکت بیرون می‌روی و ظهر دنبال بادبزن می‌گردی. روزهایی که وقتی از خانه بیرون می‌زنی، مردد می‌شوی اگر چتر همراهت برداری، در نگاه عابران متهم به جنون نشوی و عصر خودت را بابت تردید صبحگاهی‌ات سرزنش می‌کنی.خانم پرچمدار کمی با تاخیر رسید، اما وجدش از اینکه بالاخره رسیده از چهره‌اش پیدا بود. گفت از راه دور آمده و من توی ذهنم آمد لابد از قاسم‌آباد. نوبتش همزمان با اذان مغرب بود و مثل خیلی‌های دیگر خبر نداشت که مدت‌هاست هر سه وعده، نماز جماعت پای پرچم برقرار است. رگبار ناگهانی تازه تمام شده بود و زیراندازها روی زمین نمدار احمدآباد پهن شده بودند. نماز که تمام شد، دخترک هنوز بهانه می‌گرفت و مادر که وسیله سرگرم‌کننده دیگری جز موبایل نداشت، همان را داد دست دخترک. مثل همیشه که کرم کشف داستان پرچمدارها تمام وجودم را پر کرده بود، دیگر تاب نیاوردم و سر حرف را باز کردم. پرچمدارهایی که داستان دارند، فقط منتظر یک تلنگرند تا قصه را برایت تعریف کنند. مادر و دختر از قوچان آمده بودند. پدر برای سفر کاری تهران بود و مادر می‌خواسته نوبت را لغو کند، اما پدر گفته: "شما بروید، من خودم را می رسانم." ساعت ده صبح از تهران حرکت کرده بود و مادر می‌گفت: "نزدیک است و دارد می رسد." توی دلم خندیدم که "ای خانم! از من که سلطان جاده تهران مشهدم بشنو که همسرت حداقل دو ساعت دیگر توی راه است!"توی ذهنم داشتم حساب و کتاب سرعت و ساعت را می‌کردم که دیدم لب خانم به لبخند باز شد و در مقابل چشمان ناباور من، پدر رسید. با همسرش دست گرمی داد و لابد از جمع خجالت کشید که بغلش کند. دخترک ذوق‌زده رفت در آغوش پدر. خوش‌وبششان که تمام شد، پدر رفت سراغ نماز و دختر سراغ ادامه موبایل. و من همچنان داشتم حساب و کتاب می‌کردم که سرعت باید چند کیلومتر در ساعت باشد که تو را از دو شهر مختلف، سر یک ساعت مشخص، بکشد پای پرچمی در میانه مشهد، فقط برای نیم ساعت پرچمداری.
راوی و عکاس: زهرا افشار◇◇◇◇◇◇◇◇●●◇◇◇◇◇◇◇◇پرچمت بالا ایرانble.ir/parcham_bala
undefined۱۰۵
undefined۱۶
undefined۲

۱.۷K

۳:۲۰

پرچمت بالا ایران
undefined undefinedروایت ۴۲ سرعت باید چند تا باشد؟! آن روز از آن روزهایی بود که آسمان مشهد دیوانه می‌شود. درست از همان روزهایی که صبح با ژاکت بیرون می‌روی و ظهر دنبال بادبزن می‌گردی. روزهایی که وقتی از خانه بیرون می‌زنی، مردد می‌شوی اگر چتر همراهت برداری، در نگاه عابران متهم به جنون نشوی و عصر خودت را بابت تردید صبحگاهی‌ات سرزنش می‌کنی. خانم پرچمدار کمی با تاخیر رسید، اما وجدش از اینکه بالاخره رسیده از چهره‌اش پیدا بود. گفت از راه دور آمده و من توی ذهنم آمد لابد از قاسم‌آباد. نوبتش همزمان با اذان مغرب بود و مثل خیلی‌های دیگر خبر نداشت که مدت‌هاست هر سه وعده، نماز جماعت پای پرچم برقرار است. رگبار ناگهانی تازه تمام شده بود و زیراندازها روی زمین نمدار احمدآباد پهن شده بودند. نماز که تمام شد، دخترک هنوز بهانه می‌گرفت و مادر که وسیله سرگرم‌کننده دیگری جز موبایل نداشت، همان را داد دست دخترک. مثل همیشه که کرم کشف داستان پرچمدارها تمام وجودم را پر کرده بود، دیگر تاب نیاوردم و سر حرف را باز کردم. پرچمدارهایی که داستان دارند، فقط منتظر یک تلنگرند تا قصه را برایت تعریف کنند. مادر و دختر از قوچان آمده بودند. پدر برای سفر کاری تهران بود و مادر می‌خواسته نوبت را لغو کند، اما پدر گفته: "شما بروید، من خودم را می رسانم." ساعت ده صبح از تهران حرکت کرده بود و مادر می‌گفت: "نزدیک است و دارد می رسد." توی دلم خندیدم که "ای خانم! از من که سلطان جاده تهران مشهدم بشنو که همسرت حداقل دو ساعت دیگر توی راه است!" توی ذهنم داشتم حساب و کتاب سرعت و ساعت را می‌کردم که دیدم لب خانم به لبخند باز شد و در مقابل چشمان ناباور من، پدر رسید. با همسرش دست گرمی داد و لابد از جمع خجالت کشید که بغلش کند. دخترک ذوق‌زده رفت در آغوش پدر. خوش‌وبششان که تمام شد، پدر رفت سراغ نماز و دختر سراغ ادامه موبایل. و من همچنان داشتم حساب و کتاب می‌کردم که سرعت باید چند کیلومتر در ساعت باشد که تو را از دو شهر مختلف، سر یک ساعت مشخص، بکشد پای پرچمی در میانه مشهد، فقط برای نیم ساعت پرچمداری. راوی و عکاس: زهرا افشار ◇◇◇◇◇◇◇◇●●◇◇◇◇◇◇◇◇ پرچمت بالا ایران ble.ir/parcham_bala
عکس بالا، یکی از تصاویرِ مجموعه‌ایه که "زهرا افشار" با زاویه‌ نگاهی متفاوت ثبت کرده. بعضی دیگه از عکس‌های این مجموعه رو در ادامه می‌بینید. undefined
undefined۴۱
undefined۲

۱.۷K

۴:۰۱

thumbnail
undefined۷۹
undefined۱۶
undefined۳
undefined۲

۱.۸K

۴:۰۲

thumbnail
undefined۹۱
undefined۱۹
undefined۱

۱.۹K

۴:۰۲

thumbnail
undefined۶۲
undefined۴۹
undefined۲۲
undefined۲

۲.۴K

۴:۰۲

undefined با افتخار ۲۷۶۰ ساعت پرچمداریِ ایران
undefined۸۷
undefined۲۲
undefined۲

۱.۹K

۱۷:۰۵

۲۹ تیر
thumbnail
امروز رو با تبریک قهرمانی اسپانیا در جام جهانی آغاز کنیم. این پیروزی رو حالا دیگه میشه به همه‌ی آزادگان جهان تبریک گفت.
undefined۱۷۴
undefined۱۶
undefined۱۰
undefined۳
🥳۱

۲.۳K

۶:۴۹

۱ مرداد
undefinedاز عصر دیروز، ربات ثبت نوبت پرچمداری به دلیل یک مشکل فنی از دسترس خارج شده و در حال حاضر امکان ثبت نوبت وجود ندارد.
دوستان فنی در حال بررسی و رفع این مشکل هستند. به محض اینکه ربات دوباره در دسترس قرار بگیرد، همین‌جا به شما اطلاع می‌دهیم.
ممنون از صبوری و همراهی همیشگی‌تان. undefinedundefined
undefined۴۵
undefined۱۱
undefined۶
undefined۲

۱.۱K

۴:۴۱

undefinedبا توجه به اختلال پیش آمده در ربات ثبت نام پرچمداری ساعت‌های زیر در روز جمعه 2 مرداد جهت پرچمداری خالی می باشد:
7 تا 7:309 تا 9:3012:30 تا 1313 تا 13:3017 تا 17:3022 تا 22:30جهت رزرو خالی می باشد.جهت ثبت نوبت پرچمداری به آیدی زیر پیام دهید.undefined@parchamdar_iran
undefined۱۷
undefined۵

۵۶۶

۲۰:۲۴