#واواژهسازی (واژهسازیِ وارون) ❀
واژهٔ «پَگویْ» در واژهنامهٔ دهخدا به چِمِ «موبد» و «حکیم» و «دانا» یافته شد. با نگاهی ساده میتوان به این واژه جوری دیگر اندیشید. اینکه ما این واژه را از «*پَگُفْتَنْ» بدانیم و چِمِ «ناطق» را از آن بیرون بکشیم چون پَگُفْتَنْ بیشتر به فرایافتِ نُطق/منطق و logic میخورد.
پس داریم:
پَگُفْتَنْ = به منطق سخن گفتن. (انگلیسی؟)پَگویِشْ = منطق (logic) پَگو، پَگویَنْده، پَگُفْتارْ = ناطق (logician)پَگویِشی = بربسته به پَگویش (logicality)پَگویِشیک = بربسته به پَگویش (logical) پَگویوک = نَطّاق (انگلیسی؟) پَگویه، پَگُویَنْ = ابزارِ منطق. (انگلیسی؟)پَگُفْته = منطوق (انگلیسی؟)و ...













#پارسی #ایران #تاجیکستان #افغانستان #فردوسی #فرهنگ #دانش #پگویش












❀ https://ble.ir/Parsigostar ❀
پس داریم:
پَگُفْتَنْ = به منطق سخن گفتن. (انگلیسی؟)پَگویِشْ = منطق (logic) پَگو، پَگویَنْده، پَگُفْتارْ = ناطق (logician)پَگویِشی = بربسته به پَگویش (logicality)پَگویِشیک = بربسته به پَگویش (logical) پَگویوک = نَطّاق (انگلیسی؟) پَگویه، پَگُویَنْ = ابزارِ منطق. (انگلیسی؟)پَگُفْته = منطوق (انگلیسی؟)و ...
۲۸
۲۰:۲۹
#سرودهخوانی ❀هَسْتی تو سَزایِ این و صَدْ چَنْدینْ رَنْجْ. تا با تو که گُفْتْ کینْ هَمه بَرْ خودْ سَنْجْ؟اَزْ جْسْتَن و خواسْتْنْ بَرْآسایْ و مَباشْ،آرامْ گُزینْ که خُفْتهای بَرْ سَرْ گَنْجْ.
Ҳасте ту сазойи ин у сад чандин ранҷ.То бо ту ки гуфт кин ҳама бар худ санҷ?Аз ҷустан у хостан баросой у мабош,ором гузин ки хуфтае бар сар ганҷ.
#سنایی
| #Саноӣ
#چسبانک 













#پارسی #ایران #تاجیکستان #افغانستان #فردوسی #فرهنگ #همبستگی #دوستی












❀ https://ble.ir/Parsigostar ❀
Ҳасте ту сазойи ин у сад чандин ранҷ.То бо ту ки гуфт кин ҳама бар худ санҷ?Аз ҷустан у хостан баросой у мабош,ором гузин ки хуфтае бар сар ганҷ.
#سنایی
۳۴
۵:۱۱
ٱیا واژهٔ «پلیس» جهانی است؟
واژهٔ «پلیس» در برخی از زبانهایِ جهان:
چینی: 警察 (جینگْها)
تازی: شُرْطَة
اِبْری: מִשׁטָרָה (میشْتاقا)
ارمنی: ոստիկանություն (وُسْتیکانیتْسْیون)
تایلندی: ตำรวจ (تَمْروئُن)
مجاری: rendőrség (رِنْدُرْشیگ)
آمازیغی: ⵜⴰⵎⵙⵓⵍⵜⴰ (تَمْسولْتُ)
آوانگاریِ پارسی نزدیکِ آوایِشِ راستین است.













#پارسی #ایران #تاجیکستان #افغانستان #فردوسی #فرهنگ #پژوهش #زبان












❀ https://ble.ir/Parsigostar ❀
۳۲
۱۵:۵۰
- دیدگاهِ ریشهٔ تازی: اگر این واژه تازی باشد، گمان میرود که از ریشهٔ «خَلَجَ» به چِمِ «کَشیدن» (١)، «نیزه زدن» (٢) و «خَلانیدن» (٣) باشد که «نیزه زدن» و «خَلانیدن»، همان «فرو کردن» است. در پایانْ «خَلیج» بر آهنگِ «فَعیل»، در اینجا کاربردی شَوَندهنامی (اسم مفعولی) دارد و «کشیده و فروشده» [بهچراییِ پیشرویِ آبِ دریا در خشکی] میچِمَد.
- دیدگاهِ ریشهٔ پارسی: اگر این واژه از ریشهٔ پارسی باشد، گمان میرود که با «خَلیدن» به چِمِ «فرو کردن» (۴)، «سوراخ کردن» (۵) و «نفوذ کردن» (۶) و نیز پسوندِ «-ایج» پیوند داشته باشد. اگر چُنین باشد ساختَش خَلْ (بُنِ اکنونِ خَلیدن) + -ایج خواهد بود. آیا ما نمونهای داشتهایم که بُنِ اکنون با -ایج/-ایگ بیاید؟!در پاسخ میگوییم آری. دو نمونه را شناختهایم که در #پارسیگ گواه دارند:
١. واژهٔ sahīg به چِمِ «بَرجَسته» و «بهنظررَسیده» از sah، بُنِ sahistan (سَهِستَن) به چِمِ «به نظر رسیدن».
٢. واژهٔ warzīg به چِمِ «کارشده/عملشده» از warz، بُنِ اکنونِ warzīdan (وَرزیدن) به چِمِ «عمل کردن».
بدینسان واژهٔ «خَلیج» با این دستآویزِ گُفته، میشود «خَلیده» و «فُروشده» [بهچراییِ پیشرویِ آبِ دریا در خشکی].
۷
۱۰:۳۴