مریدی استاد را گفت: «یا استاد، شنیدهام در پایان هر دوره، چند تن از طلاب را برگزینید و به کار گمارید و مواجبی بیشمار دهید.»
استاد گفت: «چنین است.»
مرید گفت: «ملاک انتخاب چیست؟ دانش؟»
گفت: «احسنت، مهم است.»
گفت: «مهارت؟»
گفت: «چه زیبا.»
گفت: «پشتکار؟»
گفت: «بسیار.»
مرید به وجد آمد و گفت: «شادمانم که هر سه در من جمع است! پس امیدی هست صاحب منصب شوم؟»
استاد نگاهی به وی کرد و گفت: «هست؛ لیک هنوز مهمترین مهارتت را ندیدهایم.»
مرید گفت: «دیگر کدام مهارت؟»
استاد پای خویش پیش نهاد و به پاچهاش اشارتی کرد و گفت:
«از همینجا شروع کن؛ الباقی را حین کار میآموزی!»
گرچه باید داشت علم و دانش و صدها هنر
هست اما پاچهخواری، فوتِ آخر، کوزهگر!
هر که از تدبیر و علم و دانشش جُست او ثمر
چون به پاچه دست نازد، عاقبت شد او به در!
زاکان عبیدی
۲۷۰
۱۲:۲۲
۲۵۴
۱۲:۰۹
پنگوئن امپراطور راه میانبری برای ورود به سکوی پرتاب و شروع حرکت در مسیر موفقیته، قصد از دست دادنش رو که ندارین؟
۳۴۱
۱۸:۵۳
در کارگاههای «تصمیم کبری» قراره ابتدا خودت رو بهتر بشناسی، بعد مسیرهای مختلف رو در حوزه کامپیوتر ببینی و با آگاهی بیشتری برای مسیر تحصیلی و شغلی آیندهات تصمیم بگیری. بخشهای این کارگاه:
تصمیم کبری؛ یک قدم برای شناخت بهتر مسیر آینده.
ثبتنام ویژه شاخه فنیوحرفهای
ثبتنام ویژه شاخه ریاضی
مدرسه تکمیلی پارت رو در شبکههای اجتماعی دنبال کنید...
۲۲۱
۱۴:۵۹
۲۳۶
۱۵:۴۸
جوانی بر درِ کالج پارت، پیری دید خمیدهپشت و عصازنان، با رزومهای در دست.
گفت: «یا شیخ، در این سن ثبتنام کردهای؟»
گفت: «نه فرزندم؛ در جوانی و تجرد ثبتنام کردم، اکنون که نوبتم شده، نوه چهلمم در کالج از ذوق، جامه هممکتبیهایش میدرد.»
جوان گفت: «و ناامید نشدی؟»
گفت: «شدم؛ لیک هر بار از پسِ ناامیدی، ثبتنام دورهٔ بعد آغاز شد و امیدوار گشتم؛ لیک کمر همت قرص و سفت گردانیدم و باز نام نوشتم!»
جوان گفت: «پس این موی سپید و قامت خمیده و کمر قرص را دَهر رایگانت نداده!»
گفت: «چرا؛ همهچیز در کالج پارت رایگان است؛ اگر دوره نصیبت نشود، پیریاش رایگان نصیبت شود!»
گفتی به صبر کار میسر شود عبید
تدبیر چیست جان برادر، نمیشود...
زاکان عبیدی
۲۱۱
۹:۴۵