بابای آرمیتا.mp3
۰۷:۲۷-۸.۷۶ مگابایت
#پادکست
بابا سیدعلی و بچهها
قسمت پنجم: بابای آرمیتا
با صدای من فاطمه هم دویید و اومد تا ببینه تلوزیون داره چی نشون میده.
بابا سید علی توی اون فیلم داشتن یه دختر کوچولو همسن خودم
که پیرهن قرمز پوشیده بود رو ناز میکردن.
🥰
بعدم اون دختر کوچولو یه نقاشی کشید و داد به بابا سید علی.
بابا سید علی ازش پرسیدن:«نقاشی چی رو کشیدی؟»
دختر کوچولو هم گفت:«این یه پری دریاییه.» 

بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
برای دوستای مهربونتم بفرست تا اونا هم قصهمو گوش کنن
کانال بله| راه ارتباطی
قسمت پنجم: بابای آرمیتا
با صدای من فاطمه هم دویید و اومد تا ببینه تلوزیون داره چی نشون میده.
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
۵۰۱
۱۸:۰۴
از این به بعد هر شب یک پادکست جدید ساعت ۹ در کانال منتشر می شود!
می توانید نظرات خود را به ادمین کانال اطلاع دهید.
ما همه سرباز امام خامنهای هستیم
۱۳۴
۱۷:۵۵
دختر کلاه صورتی.mp3
۱۱:۰۶-۱۱.۰۷ مگابایت
#پادکست
بابا سیدعلی و بچهها
قسمت ششم: دختر کلاه صورتی
نهال کوچولو، عمامه بابا سید علی رو دید
اما چون کوچولو بود و فقط سه سالش بود، نمیدونست که اسمش عمامهست؛ فکر میکرد یه کلاهه 
به خاطر همین رو کرد به بابا سیدعلی و گفت: آقا! کلاهتو میدی به من؟
بابا سیدعلی خندید و با مهربونی گفت: آخه من با این کلاه نماز میخونم! 🥰نهال کوچولو گفت: مامانت کلاهتو برات درست کرده؟
بابا سیدعلی نهال کوچولو رو ناز کردن و با خنده گفتن: بله
نهال کوچولو گفت: پس یه کلاه صورتی به من میدی؟ حتما صورتی باشه هااااا!
🥳🩷
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
برای دوستای مهربونتم بفرست تا اونا هم قصهمو گوش کنن
کانال بله| راه ارتباطی
قسمت ششم: دختر کلاه صورتی
نهال کوچولو، عمامه بابا سید علی رو دید
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
۱۱۷
۹:۳۷
#سربازان_شجاع_امام_خامنه_ای#پرواز_فرشته_ها_۳#شجره_طیبه#شهدای_دانش_آموز
ما همه سرباز امام خامنهای هستیم
۱۰۶
۸:۴۸
از این به بعد هر شب یک پادکست جدید ساعت ۹ در کانال منتشر می شود!
می توانید نظرات خود را به ادمین کانال اطلاع دهید.
ما همه سرباز امام خامنهای هستیم
۹۱
۱۸:۴۷
خونه نقلی-1.mp3
۱۸:۱۹-۱۶.۷۸ مگابایت
#پادکست
بابا سیدعلی و بچهها
قسمت هفتم: خونه نقلی
گفتم: یعنی بابا سیدعلی با اینکه رهبر بودن، کنار مردم دیگه می رفتن کتاب می خریدن؟
مامان گفت: آره! تازه، اون روزی که خاله فهیمه توی نمایشگاه کتاب فروشنده یکی از غرفه ها شده بود، بابا سید علی رفته بودن و به غرفه شون سر زده بودن. خاله فهیمه هم کلی غافلگیر شده بود و از خوشحالی گریهش گرفته بود 🥹گفتم: واااااااااااااااااااااااااااااااااای مامان واقعا؟؟؟ کاش ما هم با خاله فهیمه رفته بودیم... 
راستی! مگه خاله فهیمه... 
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
برای دوستای مهربونتم بفرست تا اونا هم قصهمو گوش کنن
کانال بله| راه ارتباطی
قسمت هفتم: خونه نقلی
گفتم: یعنی بابا سیدعلی با اینکه رهبر بودن، کنار مردم دیگه می رفتن کتاب می خریدن؟
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
۸۷
۱۸:۵۲
از این به بعد هر شب یک پادکست جدید ساعت ۹ در کانال منتشر می شود!
می توانید نظرات خود را به ادمین کانال اطلاع دهید.
ما همه سرباز امام خامنهای هستیم
۷۹
۱۹:۱۲
بابای همه بچههای دنیا.mp3
۱۶:۰۶-۱۴.۷۴ مگابایت
#پادکست
بابا سیدعلی و بچهها
قسمت هشتم: بابای همه بچههای دنیا
مامان لبخند زد، گوشیشو روشن کرد و از توی گوشیش یه فیلم پیدا کرد و گفت: زهرا! بیا این فیلمو ببین.
توی اون فیلم یه خانوم و آقای سیاه پوست، اومده بودن توی یه برنامه تلوزیونی.


مجری گفت: این خونواده چهار تا پسر دارن. آقا! اسم پسر اولتون چیه؟آقای آفریقایی گفت... 


بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
برای دوستای مهربونتم بفرست تا اونا هم قصهمو گوش کنن
کانال بله| راه ارتباطی
قسمت هشتم: بابای همه بچههای دنیا
مامان لبخند زد، گوشیشو روشن کرد و از توی گوشیش یه فیلم پیدا کرد و گفت: زهرا! بیا این فیلمو ببین.
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
۹۹
۱۹:۱۳
می توانید نظرات خود را به ادمین کانال اطلاع دهید.
ما همه سرباز امام خامنهای هستیم
۸۱
۱۷:۴۴
یار امام مهدی.mp3
۲۱:۱۸-۱۹.۵۲ مگابایت
#پادکست
بابا سیدعلی و بچهها
قسمت آخر: یار امام مهدی
من و دوستام، رفتیم بالای اون کوه کنار بابا سیدعلی و پرچم ایرانو زدیم رو قله کوه.
بعد خودم و دوستامو کشیدم که جشن تکلیفمونه و چادر گل گلی پوشیدیم و رفتیم پیش بابا سید مجتبی و داریم براشون سرود می خونیم.

بعد امام زمان رو کشیدم که ظهور کردن و یه عالمه بچه، از همه جای دنیا، دور امام زمانن و با خوشحالی دارن می خندن. 

همه جا سرسبز بود و چند تا بچه هم تو بغل امام زمان نشسته بودن. 
بابا سید علی رو هم کشیدم که برگشتن و کنار امام زمان وایسادن و دارن لبخند می زنن... 
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
برای دوستای مهربونتم بفرست تا اونا هم قصهمو گوش کنن
کانال بله| راه ارتباطی
قسمت آخر: یار امام مهدی
من و دوستام، رفتیم بالای اون کوه کنار بابا سیدعلی و پرچم ایرانو زدیم رو قله کوه.
بقیه قصه رو توی پادکست برات تعریف کردم
۸۵
۱۷:۴۷