عکس پروفایل اخلاق و عرفان_مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینیا

اخلاق و عرفان_مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

۳۴۴ عضو
undefined پرسش:علم بهتر است يا ثروت؟undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: با عرض سلام و ادب خدمت شما از حسن اعتمادتون سپاسگذارم اميدوارم زندگي بسيار خوب و موفق و با عاقبت بخيري را داشته باشيدپرسشگر محترم؛براي اينكه جوابي متقن و زيبا خدمتتان ارايه دهيم، به داستاني از اميرالمونين(ع) در همين راستا اشاره مي كنيم كه جواب شما را كامل مي دهد.از سلمان فارسي روايت شده است كه رسول خدا (ص) فرمود: «انا مدينة العلم وعلي بابها» خوارج وقتي اين حديث را شنيدند به امام علي(ع) حسد ورزيدند. از اين رو ده نفر از سران خوارج گرد آمدند و گفتند: يك سؤال واحد را هر يك از ما تك تك از علي(ع) بپرسد تا ببينيم چگونه جواب مي دهد. اگر به هر يك از ما جواب يكساني داد، معلوم مي شود كه او علمي ندارد. يكي از آنان آمد و گفت: يا علي العلم افضل أم المال؟ حضرت علي (ع) جواب داد: «إن العلم افضل» علم برتر است.آن مرد پرسيد: به چه دليل؟فرمود:«لان العلم ميراث الانبياء والمال ميراث قارون وهامان وفرعون وعاد وشداد» زيرا علم ميراث پيامبران است و مال ميراث قارون و هامان و فرعون و شدّاد است.آن مرد نزد دوستان خود رفت و اين جواب را به آنان گفت. نفر دوم برخاست نزد ايشان آمد و همان سؤال را از وي پرسيد.امام علي (ع) پاسخ داد: «العلم افضل» علم بهتر است. عرض كرد: به چه دليل؟ فرمود: «لان المال تحرسه والعلم يحرسك» زيرا تو مال را بايد نگهداري كني، ولي علم ترا حفظ مي كند.او نيز اين جواب را به دوستانش خبر داد، گفتند: علي راست گفته است. سومي برخاست و آمد پرسيد: اي علي علم بهتر است يا ثروت؟فرمود: «بل العلم أفضل» علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟فرمود: «لان لصاحب المال اعداء كثيرة ولصاحب العلم اصدقاء كثيرة» زيرا ثروتمند دشمنان بسياري دارد و دانشمند دوستان فراواني دارد.او نيز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان گفت. چهارمي برخاست و آمد پرسيد: يا علي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟ فرمود: «بل العلم أفضل» علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟فرمود: «لان المال إذا تصرفت فيه ينقص والعلم إذا تصرفت فيه يزيد»زيرا وقتي در مال تصرّف كني كاهش مي يابد، ولي وقتي در علم تصرّف كني افزوده مي شود. او نيز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان خبر داد.پنجمي آمد پرسيد: يا علي العلم افضل ام المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟فرمود: «بل العلم أفضل» علم بهتر است. گفت: به چه دليل؟فرمود: «لان صاحب المال يدعي باسم البخل واللوم، و صاحب العلم يدعي باسم الاكرام والاعظام» زيرا ثروتمند به نام بخيل و لئيم خوانده مي شود، و دانشمند با اكرام و اعظام خوانده مي شود.او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به اطلاع داد.ششمي آمد و پرسيد: يا علي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟فرمود: «بل العلم» علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟فرمود: «لان المال يخشي عليه من السارق والعلم لا يخشي عليه» زيرا اين ترس وجود دارد كه مال را دزد ببرد ولي در مورد علم ترسي وجود ندارد.او نيز نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان گفت.هفتمي پرسيد: يا علي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟حضرت جواب داد: «بل العلم أفضل» علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟فرمود: «لان المال يندرس بطول المدة و مرور الزمان والعلم لا يندرس ولا يبلي» زيرا مال با طول مدّت و گذر زمان فرسوده و كهنه مي شود. و علم كهنه نمي شود و دچار آفت نمي گردد.او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را اطلاع داد.[ شيخ يوسف بحراني مي گويد: سؤال نفر هشتم و جواب آن از نسخه ي اصلي افتاده بود.]نفر نهم پرسيد: ياعلي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟حضرت جواب داد: «بل العلم» علم بهتر است.گفت: به چه دليل؟فرمود: «لان المال يقسي القلب والعلم ينور القلب» زيرا ثروت باعث قساوت و سنگدلي مي شود و علم قلب را نوراني مي كند.او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به خبر داد.نفر دهم آمد پرسيد: يا علي العلم افضل أم المال؟ اي علي علم بهتر است يا ثروت؟فرمود: «العلم» علمعرض كرد: به چه دليل؟فرمود: «لان صاحب المال يتكبر و يتعظم بنفسه و ربما ادعي الربوبية وصاحب العلم خاشع ذليل مسكين»زيرا ثروتمند تكبّر مي ورزد و خود را بزرگ مي شمارد و چه بسا گاه ادّعاي ربوبّيت كند، ولي دانشمند خاشع و افتاده و مسكين است.او هم نزد دوستانش برگشت و جواب را به آنان خبر داد.آنگاه ده نفر همگي گفتند: خدا و رسولش راست گفته اند و شكّي نيست كه علي(ع) باب همه ي علوم است.در پي اين ماجرا امام علي عليه السلام فرمود: «والله لو سألني الخلق كلهم ما دمت حيا لم اتبرم، ولأجبت كل واحد منهم بجواب غير جواب الآخر الي آخر الدهر من فضل الله علينا ونعمته.»به خدا سوگند اگر تمام مردم تا پايان عمرم از من سؤال مي كردند، آزرده و خسته نمي شدم و به هر يك از آنان جوابي غير از جواب ديگري مي دادم تا ابد و [ اين] از لطف و نعمت خدا بر ماست.(1)- توضيح اين واقعه:ناگفته پيداست كه امام(ع) صرفا در مقام مقايسۀ علم و ثروت و بيان وجوه برتري علم است، و از سخن گهربار ايشان به دست نمي آيد كه ثروت چيز بدي است و نبايد در كسب آن كوشيد، سيرۀ عملي اهل بيت(ع) بخصوص خود حضرت مؤيد اين مطلب است. اهل بيت عليهم السلام در كسب معاش بسيار كوشا بودند، ولي با قناعت و ساده زيستي زندگي مي كردند و از مازاد ثروت خود فقرا و نيازمندان و يتيمان و بيوه زنان را تأمين مي كردند و براي آخرت خود ذخيره مي نمودند.پي نوشت:1. كشكول شيخ يوسف بحراني، ج1، ص27. به نقل از امام علي‌بن‌ابي‌طالب، ص142.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۱۷:۱۵

undefined پرسش:دوستاني دارم که ميدانم دوست پسر دارند، هرچند نيت ازدواج دارند اما بدون اطلاع خانواده هايشان مي باشدبه عنوان يک دوست چگونه ميتوانم به وظيفه ي امر به معروف و نهي از منکر در اين مورد عمل کنم طوري که موثر واقع شود و مثل خيلي هاي ديگه بي تفاوت نباشم؟من واقعا خوبي دوستان و عزيزانم رو ميخوام اما نميدونم چطور و چگونه بگم؟undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركزمكاتبه شما با اين مركز در این مورد، بیانگر گرايش هاي فكري و عقيدتي پاك و تحسين برانگيز و گوياي حُسن اعتماد به اين مركز است. اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با این موضوع برای شما باشيم. پیش از راهنمایی دوستان خود باید اطلاعات کافی در مورد دوستی و رفاقت و آسیب های آن داشته باشید تا بهتر بتوانید آن ها را راهنمایی کنید. لذا مطالب ذیل را با دقت بخوانید و برای دوستانتان بیان کنید. مسأله ارتباط دختر و پسر يكي از معضلات فعلي جامعه ما مي باشد. بدون تردید از دیدگاه تربیتی و روان شناختی و بر اساس مقررات دینی اسلام،ارتباط با جنس مخالف ، به شیوه مرسوم در جامعه ما صحیح نیست؛ چه هر ارتباطی که بین انسان‌ها برقرار می شود، به هدف انجام مبادله ای خاص صورت می پذیرد. حال سخن آن است که دوستی با جنس مخالف، چه نوع ارتباطی است؟ و چه چیزی در این دوستی و ارتباط مبادله می‌گردد؟یقیناً رابطه اقتصادی برقرار نشده و کالا خرید و فروش نمی‌شود و یا ارتباط آموزشی در بین نیست و پیام آموزشی مبادله نمی‌گردد و... بلکه تنها چیزی که در این میان مبادله می شود، محبت و دوستی و عشق ورزی خاص فراتر از دوستی با جنس موافق است و پایه این ارتباط بر این نوع مبادله‌ها تکیه دارد وگرنه دوستی شکل نمی‌گیرد و محبتی ارزانی نمی‌گردد. در نزد تمام مکاتب و نظام‌های فکری عرضه و مبادله محبت و دوستی خاص که از دست دوست موافق برنمی آید بعد از اعمال شرایطی خاص باید انجام پذیرد که یکی از شرایط اساسی آن، اعتماد سازی است؛ به گونه ای که هر یک از طرفین در ابراز محبت و عشق خود به دیگری، وی را فردی مورد اعتماد بیابد و الا عشق را نثار بیگانه نمی‌سازد تا چه رسد به افراد غیر قابل اطمینان. این اعتماد تنها و تنها از طریق محرم بودن دوست فراهم می گردد. لذا به میزان محرمیت این محبت و عشق، تعمیق و خالص تر می شود. لذا این روابط شرایط خاص خود را اقتضا می کند و این شرایط باید رعایت گردد تا مجاز شمرده شود. از جمله آن شرایط انحصاری و بی چون و چرا «اعتماد سازی» است که کامل ترین شکل آن از رهگذر محرم بودن دو دوست فراهم می گردد. از این رو تا عقد ازدواج انجام نپذیرفته است، این دوستی با این احساسات و ثمره خاص مجاز شمرده نمی‌شود؛ چرا که شرط لازم را ندارد و چه بسا با تردید یکی از دو دوست در دوستی خویش، حسرتی در پی داشته باشد. حال اگر رابطه با جنس مخالف را با دید مثبت و به قصد ازدواج هم ببینیم ؛ باز هم هرگز این دوستی ها برای رسیدن به یک ازدواج موفق، مؤثر نیست. بلکه چه بسا تأثیر منفی هم به جای بگذارد. ازدواج موفق از مسیر دوستی قبلی با همسر آینده نمی‌گذرد؛ بلکه از مسیر شناخت، فارغ از احساسات عاشقانه و عواطف ارزانی شده بعد از اندیشه و شناخت و اعتماد فراهم آمده می گذرد.همان گونه که خود شما و دوستانتان می دانید و جو دوستی اقتضا می کند، روح حاکم بر این دوستی‌ها عشق ورزیدن است، نه خرد ورزی و پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است؛ در حالی که برای تصمیم گیری در مورد ازدواج با فرد خاص، جز بر عقل تکیه نمودن خطا است. ابتدا باید تعقل نمود و فارغ از دوستی و محبت، مشورت و تحقیق کرد و فرد مورد نظر را برگزید و آن گاه خالصانه ترین عشق و ناب‌ترین دوستی‌ها را بدون منت به دوست برگزیده (همسر خود) تقدیم نمود. در اینجا هر کاری جز عشق ورزی خطا است. دوستی‌های قبل از انتخاب همسرو تصمیم گیری در مورد ازدواج با فرد خاص، راه عقل را سد و چشم بصیرت را کور می سازد و اجازه نمی‌دهد تا یک تصمیم صحیح و عاری از خطا گرفت و فرد صد در صد مناسب را برگزید. این نوع انتخاب موجب دردسر و گرفتاری شده و زندگی را تلخ و آینده را تیره و تار می سازد.تجربه و سرگذشت انسان‌های مجرب نشان می دهد که علاج ماجرا غیر از این را می طلبد.به دوستانتان یادآوری کنید : چنین دوستی‌هایی با آسیب‌ها و خطرات و ناهنجاری‌های مختلف رو به رو است و آینده چنین دوستی‌هایی قابل پیش بینی نیست. غالباً با ادامه یافتن این نوع دوستی‌ها، مشکلات بسیاری برای آینده فردی و اجتماعی پسران و دختران فراهم می‌آورد.بنا بر این فراموش نکنید :1- ايام نوجواني و جواني دوره شور و احساسات، شوق جنسي و نشاط طبيعي است. با بيدار شدن قواي مختلف جسمي، توجه به مسائل عاطفي و جذابيت هاي ظاهري جنس مخالف زيادتر می شود. اين بلوغ طبيعي، در پيدايش دوستي ها و روابط دختر و پسر تأثير به سزائي دارد.2- واقعیت آن است که غریزه جنسی از نیرومندترین غرایز در وجود انسان است که بسیاری از رفتارهای انسانی را شکل می دهد و به گونه‌های مختلف ظهور و بروز دارد. اسلام که یک مکتب جامع است و می خواهد مردان و زنان مسلمان، از یک طرف روحی آرام و اعصابی سالم و چشم و گوشی پاک داشته باشند تا بتوانند قله‌های رفیع انسانی و رستگاری را فتح نمایند و از طرف دیگر به نیازهای غریزی و فطری خود نیز دست یابند. بنا بر این با حساسیت ویژه، اما واقع بینانه و لحاظ کردن طبیعت و امیال درونی و خواسته‌های نفسانی انسان، قوانین و احکامی را جهت حفظ و نگه داری فرد و جامعه در خط اعتدال و میانه روی وضع کرده است. از جمله آن احکام، چگونگی ارتباط با جنس مخالف است. اینها همه به سبب این است که اسلام از جانب کسی برای هدایت انسان‌ها فرستاده شده است که خالق فطرت و غریزه با تمامی استعدادهای بهینه و ذخیره شده در انسان است. بنا بر این هر عاملی که موجب تحریک انگیزه‌های شهوانی در جامعه گردد و به آرامش روحی و روانی و عفت عمومی، صدمه وارد کند، موردتأیید اسلام نیست. اسلام می خواهد انواع لذت‌های جنسی در محیط و درون خانواده شکل گیرد واز این طریق آرامش روحی و روانی و پیوند‌های عاطفی نیز برقرار بماند و با طرح آن در محیط جامعه به پیوند خانواده و اجتماع نیز آسیب وارد نشود. به جهت همان میل شدید جنسی گاهی اوقات بی آنکه دختر و پسر(به خصوص دختران ) بخواهند، در شرایطی قرار می گیرند که حتی ارادة خود را از دست می دهند و دیگر نمی‌توانند از ارتباط جنسی خود داری کنند و ناخود آگاه و بی آنکه که بخواهند،کم کم در آن شرایط بدون بازگشت قرار می گیرند و زمانی متوجه می شوند که کار از کار گذشته است، یعنی با فراهم شدن شرایط دیگر، اراده جلوگیری بسیار سخت و دشوار است. پس چرا نباید این جریان را از سرچشمه بست ؟ به همین خاطر در اسلام حتی خلوت کردن زن و مرد (دختر و پسر) نامحرم در مکانی که رفت و آمد نباشد، حرام و گناه است. در آخر این که مگر غیر از این است که تمام روابط جنسی بین دختران و پسران از همین ارتباط‌های به ظاهر ساده و دوستانه آغاز شده است ؟ و متأسفانه به همین ارتباط جنسی ختم نشده، بلکه عاملی برای پدید آمدن بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی و روانی نیز می شود. بهترین شاهد بر ادعای فوق مراجعه به واقعیات موجود در اجتماع است، شما در باره طلاق‌ها، فسادهای جنسی، اعتیاد و افسردگی‌ها مقداری تحقیق کنید، ببینید نقطه شروع این نابسامانی‌ها از کجا بوده؟ بسیاری از آنها با یک نگاه ساده یا یک ارتباط کلامی کوچک با نامحرم شروع شده و به تدریج به ایجاد محبت و عشق و مشغول شدن فکر انجامیده و در انتها به قرار و مدار و... بنا بر این احکام دین مقدس اسلام، بر اساس مصلحت زندگی انسان‌هاست و خداوند که بهتر از هر کس ساختمان فطری انسان را می‌شناسد، از روی محبت و به خاطر خود ما این احکام را وضع نموده و گرنه او نه بخیل است و نه نیازمند به این احکام. ما نیز در نگاه خود به زندگی بایستی عاقبت کارها را بنگریم و از زندگی دیگران عبرت بگیریم و به این نکته برسیم که؛ چه بسا لذت‌های کوتاه که رنج‌های طولانی به ارمغان می‌آورد. سخن در این باره زیاد است و اگر به طور خلاصه سخن بگوییم باید گفت: تنها راه بازداشتن دوستان از این روابط ، آشنا کردن آنها با آسیب ها و مضرات این روابط و نیز بیان تجربیات دیگران در این روابط و نیز بالابردن آگاهی های دینی و معرفتی آنها است که کاری بس دشوار اما ممکن است.مطالعه کتاب های زیر می تواند اطلاعاتی بیشتری در این زمینه به شما بدهد :1- بهشت جوانان ، اسد الله محمدی نیا ، ناشر : سبط اکبر - قم 2- تحلیل بر روابط دختر و پسر ، علی اصغر احمدی 3- نقش دین در خانواده ، جلد اول ، صادق احسان بخش 4- روابط دختر و پسر ، محمد علی رضایی 5- روابط دختر و پسر ، یوسف غلامی در مجلات « سپیده آگاهی » و مجله « معرفت » شماره 80 تا 85 و مجله « حدیث زندگی » مقالات ارزشمندی در این مورد چاپ شده است . از طریق اینترنت در سایت « دین و اندیشه » نیز می توانید مقاله: الف) چگونگی روابط دختر و پسر از دیدگاه قرآن و روایات، ب) تأملی در روابط دختر و پسر ، را ملاحظه فرمایید .موفق باشید!
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۱۸:۰۴

بازارسال شده از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
thumbnail
خدمتی دیگر از مرکز ملی پاسخگویی:undefinedتولید نرم افزار اندرویدی «پرسش کرونا»undefinedپرسش و پاسخ هایی با رویکردundefinedقرآنیundefinedحدیثیundefinedکلامیundefinedتاریخیundefinedاخلاقیundefinedمشاوره و روانشناسیundefinedاحکام شرعیundefinedارائه پاسخ ها به دو صورت اجمالی و تفصیلیundefinedذکر منابع پاسخ ها undefinedارائه پاسخ ها به دو صورت متنی و صوتیundefinedامکان ارسال پرسشundefinedدریافت از سایت مرکز ملی پاسخگوییلینک مستقیم دریافت نرم افزارhttp://pasokhgoo.ir/system/tdf/field/software/corona.apk?file=1&type=node&id=98116&force=1۸

۱۶:۵۶

undefined پرسش:ببخشيد در نمازم نميدانم حساس شدم يا چيز ديگر بعضي مو قعها به دلم ميچسبد ولي بعضي نه يعني طوري ميشوم که قلبم اين نماز را قبول نمکند مشکل اساسي من با قلبم است خيلي اذيت ميشوم خيلي پرس و جو کردم در نهايت جوابشان اين شد که نمازت را يه بار بخوان و تمام اين کار را کردم ولي حالم خوب نميشود برايم سوال است چطور ميشود انسان بعضي موقعها متواند با حضور قلب بخواند و بعضي موفعها نا نزديک اذان استرس ميگيرم ايا نمازم به دلم خواهد نسشت يا نه ان وعده ي که نمازم را خوب ميخوانم سر حالم و شاد ولي ان وعده که نمازم را نمتوانم خوب بخوانم کلافه بيقرار ميشوم انکار قلبم در تلاطم است و ميخواد به ان نقطه برسد تا ارام شود وچون بعضي موقعها حس لذت بخش برايم دست نمدهد هي نمازم را تکرار ميکنم ولي رفته رفته چندين بار تکرار ميکنم ولي بدتر ميشوم در تلاش ميشوم تا ان لذت را دست پيدا کنم ولي بد و بدتر همراه استرس سر نماز اصلا لذت نماز را از دست ميدهم شما راهکاري برايم نشان دهيد تا از اين شرايط نجات پيدا کنم
همه جور راهکار استفاده کردم بارها با خدا حرف زده ام به خدا گفته من فقط تو را ميخواهم همين الان که دارم مينويسم فکر نماز صبح هستم من چه کنم هي به خودم دلداري ميدهم خدا با اين شرايط با اين استرس ايا نمازت را قبول خواهد کردundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: با سلام و عرض ادب پرسشگر محترم، حساسیت زیاد نسبت به انجام وظیفه خصوصا نماز بسیار ارزشمند می باشد اما اگر از حد بگذر موجب وسواس فکری خواهد شد . اینکه فکر می کنید که مثلا از نماز لذت نمی برید ویا حال خوشی در نماز ندارید ، این حالت، خوب نیست ، وشما را به «وسواس» می اندازد ،(و این وسواس به نوعی از وسوسه و حربه های شیطان است تا شما را به بهانه اینکه از نماز لذت نمی برید از نماز دور کند و خدا ناکرده بعد از مدتی نماز خواندن را ترک نمایید چنانکه )دوست گرامی، برای دور شدن از«وسواس » ورسیدن به نماز با توجه ،بهتراست که به موارد زیر توجه بشود:۱- حال خوب همین است که انسان بندگی وعبادت خالصانه به درگاه خدا داشته باشدوآن راباحضور قلب وصفای باطن انجام دهد،۲- یکى از شاگردان علامه طباطبایى(ره) از نداشتن خشوع در نماز و عدم حضور قلب رنج مى برد. به خدمت علامه(ره) رسید و راهکارى خواست. ایشان نخست از پاسخ خوددارى کردند، پس از چند بار اصرار، ایشان فرمودند: «شما نمى توانى!» شاگرد گفت: آقا شما بفرمایید حداقل اگر کسى پرسید به او بگویم.علامه(ره) فرمودند: «فکر در نماز دنباله افکار شبانه روز است. کسى که صبح تا ظهر به یاد خدا نبوده نمى تواند هنگام نماز یاد خدا را استمرار دهد».۳- محیط اطراف خود را به گونه ای تغییر دهید که شما را در این مهم( یاد خدا) یاری رساند. با یک برنامه ریزى مناسب به کارهاى شخصى، درسى و روابط خوب با دیگران بپردازید، و به همه کارهاى روزانه خود رنگ خدایى بدهید و پیش خود بگویید: «خدایا من در زندگی و در طول روز آن چه تو دوست دارى انجام مى دهم. تو هم قلب مرا از محبت خود پر گردان و نگرانى آینده را از دل من بر گردان». چنین رازگویى و نیازخواهى صادقانه با خدا دریچه اى از نور و عرفان به سوى انسان مى گشاید. و تداوم این عهد و پیمان، مشکلات را یکى پس از دیگرى برطرف مى سازد.شناسائی کنید، آیا فکری و اتفاقی؛ دل مشغولی برای شما ایجاد نکرده است؟۴- «حضور قلب حوصله می خواهد»حضور قلب باید به تدریج مستقر شود بنابراین کسی که در ابتدای راه کمال و خودسازی قرار دارد نباید از خود انتظار حضور قلب کامل داشته باشد و باید آن را به تدریج تمرین کند و بدست آورد. چون اگر در زندگی عرفا و صلحا دقت کنید در یک شبه یا چند ماه به این مقامات نرسیده اند بلکه با مجاهدت بسیار با مراقبت های زیاد به مرتبه بالای سلوک نایل شدند.لذا باید با نفس مانند کودکی نوآموز مدارا کرد و به تدریج و با آهستگی آن را مهار و رام نمود. بنابراین باید از مقدار بسیار کم شروع کرد و به تدریج بر میزان تمرکز و توجه و حضور قلب افزود.۵- حضور قلب شرط کمال نماز است و نمی توان به بهانه نداشتن حضور قلب ،درنماز شل شد و گفت فایده ای ندارد, زیرا همین نماز دست و پاشکسته ای که می خوانیم فواید و آثار فراوانی دارد و ما را از گناه و انحراف کلی از خدای متعال محافظت می کند. حضور قلب نیز دارای مراتب است و کسی می تواند آن را تحصیل کند که اهل نماز و عبادت باشد.۶- قلوب انسانها معمولا دارای دو حالت اقبال و ادبار است ؛ یعنی گاهی اوقات , انسان احساس می کند به معنویات میل و گرایش داشته , از آن لذت می برد ونه تنها احساس خستگی نمی کند (به این حالت اصطلاحا اقبال به نماز می گویند) بلکه با سوز خوبی آن را انجام می دهد؛ اما برخی مواقع به معنویات پشت کرده و میلی به انجام اعمال عبادی ندارد و احساس خستگی می کند (وبه این ... ادبار ...). مهمترین نکته و توصیه ی اخلاقی که باید به آن توجه کرد اینست که به هنگام ادبار قلب بر واجبات اکتفا کنیم و به امور مستحبی پرداخته نشود , چرا که نتیجه ی عکس خواهد داد ؛ یعنی به جای قرب به حق تعالی حالت دوری و دلزدگی ایجاد می کند .خدای حکیم بیشترین توجه را به کیفیت اعمال دارد نه کمیت آن ! شیطان شش هزار سال عبادت کرده بود ؛ تا جایی که همنشین ملائکه ی الهی شده بود اما وقتی خداوند تعالی دستور سجده ی بر آدم ( علیه السلام ) را داد , او تبعیت نکرد و به ظاهر جنس آدم که از گل بود و جنس خودش که از آتش بود توجه کرد و تصور کرد که از آدم برتر است !۷- هدف از همه ی عبادات رسیدن به مقام عبودیت است نه شمارش تعداد نمازها ! برای همین است که در ذکر تشهد , بهترین خصیصه ی حضرت رسول ( صلی الله علیه و آله ) را عبد بودن ذکر می کند : «اشهد ان محمداً عبده و رسوله »؛ بنده گی باصغری و کبری کردن، جور در نمی آید .کسی که بنده ی خداست حتی اگر حال و حوصله هم نداشته باشد ( یعنی در حالت ادبار قلب ) به خدا می گوید : چون تو گفتی نماز بخوان , می خوانم . از کجا معلوم در این نماز که بی حال , ولی با بندگی خوانده شد در محضر حضرت حق , قبول نباشد و نمازی که با حال ،خوانده شد , قبول باشد ؟ !چون شیطان از همین طریق رانده و طرد شد , بندگان خدا را نیز با ترفندهای مختلف گمراه می کند . خداست که تشخیص می دهد نماز بی حال ، بهتراست یانه .۸- اگر قرار بود هر وقت حال خوشی داشتیم نماز بخوانیم , آیا معلوم میشد چه کسی بنده ی خداست ؟ چرا که در این صورت هر وقت حال داشتم و دلم خواست , نماز می خواندم , نه هر وقت که خدا گفت !مهم اینست که خدا را باور کنیم و بدانیم که او نسبت به بندگانش مهربان است و عادل و حکیم . او نمی خواهد بنده را به زحمت اندازد , بلکه مصلحت بنده اش را بهتر می داند از راه صلاح و رستگاری او بهتر آگاه است . او هیچ نیازی به عبادات ما ندارد ؛ این ما هستیم که سرا پا فقریم و نیازمند او .موفق باشید التماس دعاundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۱۷:۲۱

بازارسال شده از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
thumbnail

خدمتی دیگر از مرکز ملی پاسخگویی:undefinedتولید نرم افزار اندرویدی «پرسش کرونا»undefinedپرسش و پاسخ هایی با رویکردundefinedقرآنیundefinedحدیثیundefinedکلامیundefinedتاریخیundefinedاخلاقیundefinedمشاوره و روانشناسیundefinedاحکام شرعیundefinedارائه پاسخ ها به دو صورت اجمالی و تفصیلیundefinedذکر منابع پاسخ ها undefinedارائه پاسخ ها به دو صورت متنی و صوتیundefinedامکان ارسال پرسشundefinedدریافت از سایت مرکز ملی پاسخگوییلینک مستقیم دریافت نرم افزارhttp://dte.bz/porsesh-coronaلینک نرم افزار در کافه بازار:https://cafebazaar.ir/app/com.pasokhgoo.corona

۹:۱۴

undefined پرسش:با سلام و احترام.براي غلبه بر تنبلي چه کنيم؟بي‌زحمت کاربردي و مفيد بفرماييد.ممنون.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: با عرض سلام و ادب خدمت شما از حسن اعتمادتون سپاسگذارم اميدوارم زندگي بسيار خوب و موفق و با عاقبت بخيري را داشته باشيدپرسشگر محترم؛کسالت يا تنبلي يكي از آسيب هاي اخلاقي و انساني است كه كوتاهي و ضعف همت از آثار و نتايج آن به شمار مي رود. افراد تنبل واهمال كار معمولا از همت پاييني برخوردارند که همين مسئله زمينه ساز مشکلات زياد مادي و معنوي براي آنها خواهد بود.در آموزه هاي ديني ما نيز به مسأله تنبلي و اهمال كاري توجه خاصي شده است. امام باقر عليه السلام مي فرمايد: تنبلي و بي حالي به دنيا و آخرت شما ضرر مي زند (بحار، ج 78، ص 180)و نيز در حديث ديگر مي فرمايد: من از كسي كه در كارهاي دنيا تنبلي مي كند، بدم مي آيد، زيرا كسي كه نسبت به كارهاي دنيا تنبل باشد، نسبت به كارهاي آخرت تنبل تر خواهد بود (فروع كافي، ج 5، ص 85). در حديث ديگري اميرالمومنين علي عليه السلام مي فرمايد: هر كس سستي و اهمال كاري را پيشه خود كند وظايفي كه بر عهده اش گذاشته شده ضايع مي شود (بحار، ج 73، ص 160).
اما براي درمان اين مشكل لازم است علل و ريشه هاي آن را بررسي كنيم؛ زيرا اگر بتوانيم ريشه مشكل را بيابيم درمان آن آسان خواهد شد. برخي راه هاي درمان تنبلي: 1- قدرشناسي از فرصت هاي به دست آمده: وقتي کسي گذر زمان و ارزش فرصت هاي پيش آمده را درك نكند، ممکن است به راحتي آن را با تنبلي و بي حالي از دست بدهد و زماني حسرت آن را بخورد كه هيچ سودي نداشته باشد كه فرمودند: ضايع كردن فرصت ها نتيجه اي جز غصه ندارد(بحار، ج 71، ص 217). مسلما فهم و درك ارزش وقت و فرصت هاي به دست آمده، افراد را از تنبلي و اهمال كاري باز مي دارد.2- تلاش در ايجاد انگيزه: بسياري از موارد تنبلي و اهمال كاري به خاطر نداشتن انگيزه كافي است. در آموزه هاي ديني نكات جالبي براي ايجاد انگيزه در افراد نسبت به انجام وظايف شرعي بيان شده است. مثلا در روايتي آمده است كه شما خود را در دنيا مانند غريقي بدانيد كه براي نجات خود تلاش مي كند (بحار، ج 90، ص 307). يقينا كسي كه دنيا را چون دريايي پرتلاطم مي بيند و ساحل نجات را ايمان به خدا و انجام دستورات ديني مي داند، هرگز تنبلي و سستي در كارش پيدا نمي شود.3- تعيين وقت معين براي هر كار: افراد بايد براي هر كاري قبل از انجام آن وقت معيني در نظر بگيرند تا در آن وقت و فاصله زماني كار انجام شود. اگر وقت هر كاري از قبل مشخص نشود، ممكن است انسان در انجام آن امروز و فردا كند. 4- استفاده از فن جزء جزء كردن: كار خود را به بخش هاي كوچكتر تقسيم كنيد تا بتوانيد بر آن مسلط شده و از عهده انجامش برآييد. به عنوان مثال، هر پنج صفحه مقاله خود را بخشي به حساب آورده و پس از انجام هر بخش، پاداشي مناسب براي خود در نظر بگيريد سپس به انجام مسايل بخش ها بپردازيد.5- اولويت بندي كارها: تقسيم بندي کارها به ترتيب اهميت و فوريت، شما را مقيد خواهد كرد تا به كاري كه فوريت و اهميت بيشتري دارد بپردازيد.6- واقع بيني: هر كسي اول بايد توان خويش را در انجام كارها درست برآورد كند و سپس كاري در خور و مناسب با توانش بپذيرد. اگر انسان به كاري مبادرت كند كه از حد توان و طاقت او فراتر باشد، با انتخاب غلط، زمينه اهمال كاري خود را فراهم ساخته است. 7- تغيير محيط: گاهي تنبلي و اهمال كاري به خاطر شرايط محيطي خاصي است كه فرد در آن قرار گرفته است. تغيير و تحول در اين شرايط مي تواند تنبلي و بي حالي را از افراد دور كند.8- استفاده از عهد و پيمان: گاهي لازم است براي درمان تنبلي با خود عهد ببنديم كه در انجام آن كار كوتاهي نكنيم و در صورت شكستن عهد و پيمان براي خود تنبيهي در نظر بگيريم. در علم اخلاق اين شيوه را مشارطه گويند كه شخص براي اصلاح نفس خويش هر سحرگاه با خود شرط و قراردادي مجدد مي بندد تا كه به سوي كمال سير كند. در گفتاري حكيمانه از امام اميرالمؤمنين عليه ا لسلام در آثار پيمان آمده است: با نماز پيمان وفا ببند تا اين كه بر آن مواظبت كني(نهج البلاغه، خطبه 199، ص 418)9- هر يک از راهکارهاي فوق را نوشته و خود را به انجام آن مقيد سازيد و به هر بار عمل امتياز و به هر بار تخلف نيز کارت قرمز دهيد بعد ببينيد طي يک روز امتيازها بيشتر است يا کارتها سعي کنيد روز به روز به تعداد امتيازها بيافزاييد.تنبلي داراي علتهاي گوناگون فردي، خانوادگي، فرهنگي و اجتماعي است. در مواردي نيز ممکن است تنبلي ناشي از افسردگي باشد که تشخيص و درمان ان بر عهده متخصص است.به نکات ذيل نيز توجه فرماييد: از تلقين منفي نسبت به خود اجتناب کنيد و به جاي برچسب تنبلي خود را فردي توانمند بدانيد که مي تواند تغيير کند.
براي شروع قاطع باشيد، خود را دست کم نگيريد و منتظر محرک يا تشويق بيروني نباشيد اما فشار زيادي به خود تحميل نکنيد و از گامهاي کوچک شروع کنيد.
روز خود را پرانرژي آغاز کنيد، به اين منظور زودتر از خواب بيدار شويد، مختصري نرمش کنيد و صبحانه اي مقوي ميل کنيد.
به صورت منظم اما سبک ورزش و تحرک فيزيکي داشته باشيد. اين کار باعث مي شود تا احساس رخوت و سستي کمتري داشته باشيد و نشاط بيشتري تجربه کنيد. تجربه چنين نشاطي بزرگترين مشوق براي شما است.
اهداف کوچک و قابل دسترسي براي خود مقرر کنيد و براي رسيدن به آنها برنامه ريزي کنيد.
از پرخوري و نيز تنهايي اجتناب کنيد و با دوستان خود براي برخي فعاليتها قول و قرار بگذاريد.
_ از خود توقعات بالا نداشته باشيد و از شکست ترسي نداشته باشيد و ان را مقدمه پيروزي بدانيد.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۱۵:۱۵

بازارسال شده از مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
thumbnail

۱۶:۳۷

undefined پرسش:سلام. منظوراز واژه (ابن الوقت) در صوفيه چيست؟undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: با سلاممراد آنکه از حاضر تمتع جوید بی نظری بگذشته و آینده. اشاره ای بر احوال عرفا و اهل معنویت که غصه گذشته و آینده را نمی خورند و به دنبال استفاده از زمان حال هستند. موفق باشیدundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۱۷:۲۸

undefined پرسش:سلاميه دغدغه فکري دارمپدر تنهايي دارم که مدت 6 ماهه که مادرم به رحمت خدا رفته و تنهاست...شرايط کرونا هم پيش امد...بيشتر دلتنگي کرد...چون قبل از کرونا هم با ايشان ديد و بازديد داشتيم تقريبا يک يا دو روز درميان،بعد از کرونا هم به ديدارش ميرفتم...و از اينکه خدايي نکرده در اين روزهاي تنها و دور از مادرم،و بدون ديد و بازديد اذيت شود،هوايش را داشتم...و معتقد بودم اگر خدايي نکرده از کرونا دچار مشکل نشود از تنهايي خدايي نکرده دق ميکند...من و خواهرم به او بسيار سر ميزديم...اما دو برادر ديگرم ...اين درحالي ست که آنها به خانه اق‌وام همسرانشان بازديد داشتند...البته من به برادرهايم زنگ زدم و گفتم با رعايت فاصله و ماسک و رعايت بهداشت به ديدن بابا بيايد حداقل بدون زن و فرزند...پيرمرد درک اين مسائل را ندارد...انهم امسال که مادر نيست......چند روز پيش هم تولد پدر بود.مردم در مترو کيپ کيپ نشسته اند...اينان هنوز به ديدار بابا نمي آيند.با يک کيک،دلش را شاد کرديم...حالا خانوم برادرم مرا نفرين کرده که تو و زنت قصد خود شيريني داريد، بالاخره باعث زندگي من ميشوي...نماز روزه تان قبول نيست و از اين حرفهاعذاب وجدان داريم....متاسفانه چون همسر من محجبه است ،بقيه اعصاي خانواده تا گير ميکنن ميگويند نمازش قبول نيستروزه اش قبول نيست...نميداگم چه کنم...مبادا شرمنده خلق و زن برادرها پيش خدا باشم...با پدر چه کنم؟راهنمايي ام کنيد که آيا نفرين انها اثر گذار است؟undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: با سلام و عرض ادبپرسشگر محترم، احترام به والدين يکي از واجبات الهي است خصوصا پدر و مادري که به سن پيري رسيده اند.پيري و سالخوردگي پدر و مادر ، موجب سنگين تر شدن وظيفه ترحم و مهرباني فرزند به آنان مي شود: چنانکه در قرآن کريم به امر تاکيد شده است:«وقضي ربک الاتعبدوا الا اياه وبالولدين احسـنا .....؛ پروردگارت فرمان داده جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيکي کنيد، هر گاه يکي از آنها - يا هر دو آنها - نزد تو، به سن پيري برسند کمترين اهانتي به آنها روا مدار، و بر آنها فرياد مزن، و گفتار لطيف و سنجيده بزرگوارانه به آنها بگو• بالهاي تواضع خويش را در برابرشان از محبت و لطف فرود آر، و بگو پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کوچکي تربيت کردند مشمول رحمتشان قرارده. »(اسرا/آيه 17)دوست گرامي، شما به وظيفه خود نسبت به پدرتان عمل کرديد و همچنين وظيفه داشتيد که برادران خود را امر به معروف کنيد لذا نفرين کردن آنها اثري بر زندگی و یا قبولی اعمال شما ندارد .چون نفريني که به ناحق باشد، تأثير گذار نخواهد بود. چنانکه حضرت امام باقر فرمودند: "کسي که چيزي را لعنت مي‌کند، اگر مستحق نباشد، لعنت به خود گوينده بر مي‌گردد. پس از لعن مؤمن بپرهيزيد، مبادا خود گرفتار شويد."(میزان الحکمه‌، محمدمحمدی ری شهری‌، ج 5، ص 616،)پرسشگر گرامی ، هر یک از فرزندان نسبت به والدین خود وظیفه ای دارند و اگر یک یا چند فرزند به وظیفه فرزندی خود عمل نکنند این وظیفه از عهده بقیه فرزندان ساقط نمی شود(بلکه آن فرزندانی که در این امر کاهلی کرده مورد عاق والدین قرار خواهند گرفت)لذا توصیه ما این است که: شما به وظیفه خود عمل کنید و ترسی از گوشه و کنایه و نفرین آنها نداشته باشید چون شما با احترام و کمک به پدرتان مورد حمایت خداوند هستید و کسی که مورد حمایت خداوند باشد گزندی به او نمی رسد.موفق باشید
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۲۰:۳۳

undefined پرسش:سلام ببخشيد من يک مدت زيادي ذهنم درگير اين موضوعه ک چرا دخترهايي ک هيچ حدومرزي درمورد روابط جنسي بانامحرم ندارند آخر خوشبخت ميشوند و با فرد مورد علاقشون ازدواج ميکنند و سالهاي سال ديدم ک خوشبختن و ب ظاهرعاشق يعني هم از اينکه پسرا دختري ک باخودشون رابطه جنسي داشته رو قبول دارند هم اينکه چرا عدالت خدا اينه در دنيا و برعکس دخترهاي زياد پاکي رو اطرافم ميبينم ک مجرد موندن و خيلي خانوم و خوب و زيبا وازهمه مهمتر خانواده دارواصيلند طبيعتا ... خب بخاطر اينکه شايد مثل اون دخترا نتونستن خودشون رو ب پسري بندازن و وابستش کنن شايد نظر پسراي الان عوض شده شايد به قول عام بي عرضگي يا جلف نبودن و عشوه گري و آرايش توخيابون نکردن و نجيب بودن... خيلي تلخه آيا جوابي پشت اين هست؟؟!undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined پاسخ: پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركزمكاتبه شما با اين مركز در این مورد، بیانگر گرايش هاي فكري و عقيدتي پاك و تحسين برانگيز و گوياي حُسن اعتماد به اين مركز است. اميدواريم راهنماي خوبي در رابطه با این موضوع برای شما باشيم.دوست گرامی؛اگر به قرآن رجوع نماییم، در می‏یابیم كه خداوند در موارد متعددی می‏فرماید: «چنین می پندارید؟»، «چنان می اندیشید؟» و «این گونه گمان نبرید» كه همه این موارد، نشان دهنده نارسایی و غیر واقعی بودن داوری های سطحی و عجولانه است. انسان ها معمولاً به سبب دانش اندك خود، عجولانه تصمیم می‏گیرند. بر مبنای آن عمل می‏كنند و بسیاری از اسرار و مسائل بر آن ها پوشیده می‏ماند.آنچه شما در سؤال مطرح كرده اید، چنین است. این گونه نیست كه افرادی كه داراي فساد اخلاقي بوده و ظاهرا پايبندي به دين ندارند خوشبخت تر باشند و افراد بيشتري به آنها تمايل داشته باشند. بلكه وجود مواردی در اطراف ما نیز خلاف مدعای شما را ثابت می كند؛ زیرا ما موارد بسیاری را می شناسیم كه افراد هر چند خود تمایل به افراد داراي فساد اخلاقي داشته اند. اما در وقت عمل و كار حاضر به همكاری با این گونه افراد نشده اند و دلیلش را هم همین فساد اخلاقي و عدم پايبندي به دين دانسته اند. نظیر خواستگارانی كه به دلیل بی حجابی دختران بی حجاب، آنها را طرد كرده اند. بر فرض قبول این ادعا از شما، آنچه اشاره كرده اید، ظاهر امر است. به عنوان مثال دربسیاری از موارد، دخترانی كه بی حجاب بوده و یا احكام شرعی را در روابطشان خوب رعایت نكرده اند و به نظر برخی به خاطر همین بی حجابیشان توانسته اند زودتر ازدواج كنند، زندگیشان عاقبت خوبی ندارد. هر چند زودتر ازدواج می كنند.برخی این را خوشبختی می دانند. اما در حقیقت این دختران به خوشبختی واقعی نمی رسند و در مدت بسیار كوتاهی، رشته زندگی مشترك آن ها پاره می شود. دیری نمی پاید كه چیزی جز طلاق قانونی یا عاطفی، عملی نصیب آنان نمی‌گردد. آرزو می كنند كه ای كاش تن به ازدواج نمی دادند. آری، آواز دهل از دور شنیدن خوش است. پس غمگین نباشید؛ به این فكر كنید آن فردي كه داراي فساد اخلاقي بوده و ظاهرا پايبندي به دين ندارد، چه از دست داده و چه به دست آورده؟ آیا در این داد و ستد ضرر كرده یا سود برده است؟آری، شاید !!! از نظر دنیایی سود برده، اما از نظر آخرتی كه سرای ابدی است، دچار خسران شدیدی شده است.علاوه بر آن كه هنوز برای قضاوت زود است. مهم عاقبت كار است كه معلوم نیست. پس به خدا اعتماد كنید. بدان كه اگر پاك باشید،خدا شما را یاری خواهد كرد.توصیه می كنیم در ناكامی‌ها به جای بغرنج سازی، به ساده‌سازی و عادی سازی بپردازید؛ چرا كه ناكامی‌ها آن قدر هم كه فكر می‌كنیم، ناكامی نیستند. بر عكس، كامروایی‌های ما نیز آن قدر هم كامروایی محسوب نمی‌گردند. در صورت تمایل می توانید با مشاوران این مركز با شماره 09640 (بدون كد) تماس بگیرید.موفق باشید.undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedhttps://ble.ir/pasokhgoo5

۱۶:۴۶