لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل مجتبی دادبام | PedarGPTم
۳۱۳ عضو

مجتبی دادبام | PedarGPT

مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۳۰ اردیبهشت

Recording_89.m4a

۱۱:۰۰-۷.۶ مگابایت
#پادکست_چهار_صبحروز بیستمundefined ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
undefinedهوش مصنوعی همه جا هست؛ توی کار واقعی هنوز نیست، اعداد و آمار این و میگن! این اون فرمول جادویی همه ما خواهد بود!
undefined#مجتبی_دادبام
@PedarGPT
undefined۶

۲۹۱

۹:۰۱

عبور از تنگه هرمز حالا اجازه‌ی ایران رو می‌خواد. امروز سه تا ابرنفتکش این اجازه رو گرفتن. برای این مسیر ۶۰ روز تو صف بودن. دو تا چینی، یکی کره‌جنوبی. جمعاً ۶ میلیون بشکه. محاصره‌ی دریایی آمریکا رفت‌وآمد کشتی‌هایی رو هدف گرفته که به بنادر ایران ربط دارن. ترامپ اما موقع نشست پکن، اجازه داد یه ابرنفتکش چینیِ حامل نفت خام ایران رد بشه. سنا هم دیروز با رأی ۵۰ به ۴۷ به محدود کردن اختیارات جنگی ترامپ در قبال ایران رأی داد. راهبردی‌ترین گلوگاه نفتی دنیا حالا عملاً دو تا حکومت داره.
ابرنفتکش‌های Yuan Gui Yang و Ocean Lily نفت خام بصره‌ی عراق رو حمل می‌کردن. Universal Winner هم محموله‌ی کویت رو می‌برد. هر سه‌تا از مسیری خارج شدن که ایران تعیین کرده بود؛ جنوب جزیره لارک. وزارت خارجه کره‌جنوبی تأیید کرد نفتکش‌شون «با همکاری مقامات ایرانی» عبور کرده. رویترز و Kpler خروج‌ها رو ردیابی کردن. Lloyd’s List Intelligence هم گزارش داده بین ۱۱ تا ۱۷ مه، ۵۴ کشتی از هرمز رد شدن؛ در حالی‌که هفته‌ی قبلش ۲۵ تا بود، ولی هنوز هم بیش از ۹۰٪ پایین‌تر از سطح قبل از جنگه. تنگه معمولاً یک‌پنجم نفتِ حمل‌شده با کشتی تو دنیا رو عبور می‌ده.
سنا دیروز با رأی ۵۰ به ۴۷ به پیشبرد «قطعنامه اختیارات جنگی» تیم کِین رأی داد؛ قطعنامه‌ای که می‌گه ترامپ برای ادامه‌ی درگیری‌ها با ایران باید از کنگره مجوز بگیره. این اولین باره که از هشت تلاش، همچین رأیی تصویب می‌شه. چهار جمهوری‌خواه خط رو شکستن. بیل کسیدی بعد از این‌که ۱۶ مه انتخابات مقدماتی لوئیزیانا رو به رقیبی که ترامپ حمایتش می‌کرد باخت، موضعش عوض شد. سوزان کالینز، لیزا مورکافسکی و رَند پال هم باهاش همراه شدن. جان فترمن تنها دموکراتی بود که رأی مخالف داد. این قطعنامه تو مجلس نمایندگان راه سختی جلو رو داره و احتمال وتوی ترامپ هم زیاده.
فرماندهی مرکزی آمریکا (CENTCOM) از وقتی محاصره از ۱۳ آوریل شروع شده، مسیر ۸۴ کشتی تجاری رو که از بنادر ایران می‌اومدن یا می‌رفتن عوض کرده و ۴ نفتکش با پرچم ایران رو هم از کار انداخته. یک استثنا خیلی شفاف اعلام شده: این محاصره «آزادی کشتیرانی رو برای کشتی‌هایی که به بنادر غیرایرانی می‌رن و از اون‌جا برمی‌گردن، مختل نمی‌کنه.» موقع نشست پکن هم یه ابرنفتکش چینیِ حامل نفت خام ایران بعد از یک ماه انتظار اجازه عبور گرفت. الان عبورهای «غیرایرانی» ۲۱٪ از کل جریان تردد رو تشکیل می‌دن. ایران مسیر تردد تجاری رو هدایت می‌کنه. محاصره‌ی آمریکا هم دقیق و گزینشی تنظیم شده. واردکننده‌های آسیایی هم عملاً دارن با هر دو طرف کنار میان و قواعد هر دو رو رعایت می‌کنن.
ایران اوایل همین ماه «سازمان تنگه‌ی خلیج فارس» رو فعال کرد. وزارت امور اقتصادی هم ۱۶ مه سرویسی به اسم Hormuz Safe راه انداخت تا بیمه‌ی دریایی رو با بیت‌کوین تسویه کنه. مقام‌های ایرانی جداگانه تهدید کردن که می‌تونن کابل‌های زیردریاییِ حامل پیام‌های SWIFT که از آب‌های سرزمینی ایران رد می‌شن رو هم «درآمدزا» کنن. وزیر خزانه‌داری آمریکا، بسِنت، ۴ مه گفت روی تنگه «کنترل مطلق» دارن. تو ۱۵ روز سه لایه‌ی تازه از «حاکمیت» اضافه شده؛ هر لایه هم روی لایه‌ی قبلی سوار شده.
بعد از این‌که ترامپ حمله‌ی سه‌شنبه رو عقب انداخت، نفت برنت ۱.۹٪ ریخت و رسید به ۱۱۰.۰۱ دلار برای هر بشکه. هم برنت هم WTI از وقتی جنگ ۲۸ فوریه شروع شده، بیش از ۵۴٪ رشد کردن. انتظار می‌ره مجلس نمایندگان همین هفته درباره‌ی قطعنامه‌ی مشابه اختیارات جنگی رأی‌گیری کنه.
برای ۴۶ سال «دکترین کارتر» آمریکا رو تضمین‌کننده‌ی اصلی آزادی کشتیرانی تو خلیج فارس کرده بود. دیگه نه. ایران روی اون نظم قبلی، یه رژیم موازیِ مسیردهی ساخته. امروز سه ابرنفتکش آسیایی هزینه‌ی این انتظار رو دادن. سنا هم به محدود کردن پاسخ نظامی رأی داد. این گلوگاهِ «دوگانه/ترکیبی» دیگه فرضی و تئوریک نیست؛ عملیاتی شده.
undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۸
undefined۳

۳۳۴

۱۲:۰۵

۳۱ اردیبهشت
بازارها هنوز دارن فقط روی زیرساخت هوش مصنوعی قیمت‌گذاری می‌کنن؛ هنوز نفهمیدن که قصه اصلی «ادغام حاکمیتیه».
پنجره‌ی ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۲ همون وقتیه که «کلید قطعِ خارجی» رسماً میاد توی هزینه‌های اصلی (Capex) شرکت‌ها و دولت‌ها.
یه دولت که نتونه هوش مصنوعی خودش رو از نظر انرژی تأمین کنه، مواد اولیه‌اش رو جور کنه، محاسباتش رو انجام بده، اتصالاتش رو برقرار کنه، راستی‌آزمایی‌اش کنه، بیمه‌اش کنه و در نهایت فرماندهی‌اش کنه، در واقع صاحبش نیست. فقط داره یه حلقه تصمیم‌گیری اجاره‌ای و قابل‌لغو رو استفاده می‌کنه.
این همون تغییر رژیمیه که بازار هنوز قشنگ هضمش نکرده.
پنج لایه عملیاتی دارن با یه مکانیزم به هم گره می‌خورن: محاسبات، انرژی، مواد اولیه، پهنای باند و اعتماد.
معماریِ «انطباق با مقررات» اول داره ساخته می‌شه، بعدش معماریِ «خرید و تدارکات» میاد. اگه از لایه خرید به ماجرا نگاه کنی، همه چی پراکنده به‌نظر میاد، ولی اگه از لایه انطباق نگاه کنی، می‌بینی که یکپارچه‌سازی همین الان شروع شده.
تاریخ‌ها هم که روی تقویم نشسته:
اول ژانویه ۲۰۲۷.
بند DFARS 252.225-7052 با قدرت اجرا می‌شه. بعد از این تاریخ، هیچ آهنربای نئودیمیوم-آهن-بورونی که منشأش چین، روسیه، ایران یا کره شمالی باشه، نباید توی هیچ کجای زنجیره تأمینِ محصولات دفاعی پیدا بشه. همون روز، NSA هم با مجموعه الگوریتم‌های «امنیت ملی ۲.۰» میاد که دیگه هیچ سیستم امنیتی بدون انطباق با اون، وارد سیستم نشه. یعنی «اعتماد» و «مواد اولیه» رو با هم قفل می‌کنن به یه لولا.
منشأ این مواد اولیه هم خودش داستانی داره. چهار آوریل ۲۰۲۵، وزارت بازرگانی چین با «اعلامیه ۱۸» هفت دسته از عناصر خاکی کمیاب رو برد زیر چتر مجوزهای صادراتی دوگانه. این رژیم هنوز برقراره. قیمت «اکسید ایتریوم» تو اروپا ده برابر شده و واردات «دیسپروزیم» ژاپن هم که به ته دیگ رسیده.
دیگه نمی‌شه گفت دفاع یه داستان فرعیه. طبق گزارش «بروکینگز»، کل بودجه فدرال برای جوایز هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ حدود ۹۱.۸ میلیارد دلاره که ۹۰.۷ میلیاردش فقط مال وزارت دفاعه؛ یعنی ۹۸.۹ درصدِ کل پول! یه رشد ۱۶۰۵ درصدی نسبت به ۲۰۲۴.پنتاگون هم شرکت MP Materials رو از یه تولیدکننده ساده کالا، تبدیل کرده به «ابزار اعتباری حاکمیتی». ۴۰۰ میلیون دلار سرمایه ترجیحی داده و کف قیمت ۱۱۰ دلار رو برای هر کیلو NdPr برای ده سال تضمین کرده. الان دیگه ریسک اصلی، کاهش قیمت از طرف چین نیست، ریسک، تعهدِ دولت‌هاست.
انرژی هم که کفِ بازیه. IEA پیش‌بینی کرده تقاضای برق دیتاسنترهای دنیا تا ۲۰۳۰ دو برابر می‌شه و به ۹۴۵ تراوات‌ساعت می‌رسه. توی خیلی از مناطق آمریکا، اتصال به شبکه برق سال‌ها طول می‌کشه، ولی چرخه‌های آموزش هوش مصنوعی تو چند ماه تموم می‌شن. این ناهماهنگی، برق رو از یه هزینه عادی، تبدیل کرده به «فرمانروای حاکمیت». راه‌اندازی دوباره نیروگاه Crane برای مایکروسافت، دقیقاً جواب به همین مسئله است.
شرکت Marvell پیش‌بینی کرده درآمدش از پروژه «سلستیال» تا ۲۰۲۸ به ۵۰۰ میلیون دلار برسه و تا ۲۰۲۹ دو برابر شه. انویدیا هم تو شرکت‌های Lumentum و Coherent سرمایه‌گذاری کرده. هر پلتفرم NVLink Fusion داره از همین اکوسیستم عبور می‌کنه.
یه ویفر که تو آریزونا تولید بشه ولی برای بسته‌بندی بره تایوان، دیگه «تراشه حاکمیتی» نیست، فقط یه تراشه‌ایه که «از تایوان رد شده». پروژه Amkor آریزونا می‌خواد این شکاف رو ببنده؛ تولید از اوایل ۲۰۲۸ شروع می‌شه.
این پشته فناوری فقط هزینه سرمایه‌ای نمی‌سازه، «تمرکز ریسک» هم می‌سازه. Swiss Re پیش‌بینی کرده حق بیمه دیتاسنترها تا ۲۰۳۰ برسه به ۲۴.۲ میلیارد دلار. الان یه سری سایت‌ها وقتی تجهیزاتشون نصب می‌شه، بیشتر از ۲۰ میلیارد دلار ارزش دارن.
دو تا ریسک خیلی جدی وجود داره:
۱. ادامه پیدا کردنِ مدل «اجاره ابری» تو لایه خرید دولت‌ها تا اواخر ۲۰۲۷.
۲. شکست تو فرآیند «گواهی‌گیری» لایه ابریِ حاکمیتی.
هر کدوم از اینا نشون می‌ده که آیا مقررات قبل از پایان این پنجره، خریدها رو قفل می‌کنن یا نه. احتمال هر کدومشون هم حدود یک‌سومه. اگه مقررات رو قبل از خرید بخونی، کل نقشه ریسک برات عوض می‌شه.
حرف آخر اینه:
دولتی که نتونه هوش مصنوعی خودش رو تأمین انرژی کنه، موادش رو جور کنه، محاسبه‌اش کنه، متصلش کنه، راستی‌آزمایی‌اش کنه، بیمه‌اش کنه و فرماندهی‌اش کنه، صاحبش نیست.
فقط یه حلقه تصمیم‌گیریِ قابل‌لغو رو اجاره کرده.
این همون «معامله بزرگ» بین ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۲ئه.undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۷
undefined۲

۲۸۸

۱۰:۱۸

انویدیا (NVIDIA) همین الان گزارش داده که درآمده سه‌ماهه‌اش رسیده به ۸۱.۶ میلیارد دلار. یعنی ۸۵ درصد رشد. برای سه‌ماهه بعد هم پیش‌بینی کرده ۹۱ میلیارد دلار درآمد داشته باشه. ولی قیمت سهم تکون خاصی نخورده. تقاضا سهمی (Parabolic) شده. «هوش مصنوعیِ عامل‌محور» (Agentic AI) از راه رسیده.
بزرگ‌ترین سه‌ماهه تاریخ برای فروش تراشه، با یه رشد ناچیزِ ۱.۳ درصدی بسته شد. بازار قبل از اینکه گزارش بیرون بیاد، همه‌چیز رو پیش‌خور کرده بود.
هوش مصنوعیِ عامل‌محور، نسبت به هوش مصنوعی مولدِ معمولی، ۱۰ تا ۱۰۰۰ برابر بیشتر توکن برای هر تسک مصرف می‌کنه. اقتصادِ توکن (Token Economics) یه‌شبه عوض شده و انویدیا هم داره از همین تغییر بهره‌برداری می‌کنه.
طبق گزارش رسمی ۲۰ مِی، درآمد سه‌ماهه اولِ سال مالی ۲۰۲۷، پیش‌بینی ۷۸.۹ میلیارد دلاریِ فکت‌ست (FactSet) رو با اختلاف ۲.۷ میلیارد دلار رد کرده. طبق حرفای کولت کرس (مدیر مالی انویدیا)، پیش‌بینی سه‌ماهه دوم ۹۱ میلیارد دلاره (با ۲ درصد نوسان). حاشیه سود ناخالص هم روی ۷۵ درصد ثابت مونده.
به گفته جنسن هوانگ در کنفرانس، ساخت «کارخانه‌های هوش مصنوعی» بزرگ‌ترین توسعه زیرساختی تو کل تاریخ بشریته. ظرفیت پردازش، همون سودِ خالصه. تقاضا سهمی شده چون «هوش مصنوعیِ عامل‌محور» دیگه اومده.
درآمد «دیتا سنتر» به رکورد ۷۵.۲ میلیارد دلار رسیده (۹۲ درصد رشد). درآمد «شبکه» (Networking) با ۱۹۹ درصد جهش، رسیده به ۱۴.۸ میلیارد دلار. درآمد «محاسبات» هم ۷۷ درصد رشد کرده و شده ۶۰.۴ میلیارد دلار.
هایپراسکِیلرها، ابرهای هوش مصنوعیِ سازمانی، مشتریانِ حاکمیتی و پروژه‌های لبه (Edge)؛ مشتری‌ها دیگه همه هستن.
سود هر سهم (GAAP) رسیده به ۲.۳۹ دلار (۲۱۴ درصد رشد نسبت به پارسال، که شامل سودِ تحقق‌نیافته سرمایه‌گذاری‌های خصوصی هم می‌شه). سود خالصِ GAAP شده ۵۸.۳ میلیارد دلار. سود غیرِ GAAP شده ۴۵.۵ میلیارد دلار. جریان نقدی عملیاتی شده ۵۰.۳ میلیارد دلار و جریان نقدی آزاد شده ۴۸.۶ میلیارد دلار. همه‌چیز رکورد زده.
هئیت‌مدیره مجوزِ خریدِ مجدد ۸۰ میلیارد دلار از سهام خودش رو صادر کرده. سود نقدی هر سهم از ۱ سنت رسیده به ۲۵ سنت؛ یعنی ۲۵ برابر افزایش (که ۱۸ مِی اعلام شد). انویدیا تو همین سه‌ماهه ۱۸.۶ میلیارد دلار روی شرکت‌های خصوصی و صندوق‌های زیرساختی سرمایه‌گذاری کرده.چهار تا هایپراسکِیلرِ بزرگ، ۷۲۵ میلیارد دلار رو برای هزینه‌های سرمایه‌ایِ (Capex) هوش مصنوعی تو سال ۲۰۲۶ متعهد شدن (۷۷ درصد رشد): مایکروسافت ۱۹۰ میلیارد، آمازون ۲۰۰ میلیارد، آلفابت تا ۱۹۰ میلیارد، متا ۱۴۵ میلیارد. طبق حرفای سوندار پیچای، انویدیا الان با محدودیتِ ظرفیت پردازش طرفه. اوراکل هم داره کل این مبلغ رو به سمت ۸۰۰ میلیارد دلار هُل میده.
دیگه محدودیت از سمت «تراشه» نیست. محدودیت، «انرژیه».
طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، تقاضای برق دیتاسنترها تا ۲۰۳۰ دو برابر می‌شه. گلدمن ساکس می‌گه تقاضا تا ۲۰۲۷ پنجاه درصد بالا میره. TSMC هم می‌گه ظرفیت بسته‌بندی پیشرفته‌اش (CoWoS) تا پایان ۲۰۲۶ کامل پیش‌فروش شده.
فروش به چین رسماً صفره. دولت ترامپ آوریل ۲۰۲۵ صادرات تراشه‌های H20 رو به چین ممنوع کرد. اون ضربه‌ی ۵.۵ میلیارد دلاری رو هم وارد کردن. پیش‌بینی سه‌ماهه دوم هم فرض رو بر صفر گذاشته. خندقِ دورِ انویدیا تنگ‌تر شده.
به گفته هوانگ، انویدیا پلتفرمِ اجرایِ تمام مدل‌های هوش مصنوعیِ مرز دانش (Frontier AI) رو تأمین می‌کنه؛ از آنتروپیک و OpenAI گرفته تا SpaceXAI، متا و جمینایِ گوگل، همه‌شون روی این پلتفرم سوارن.
ارزش بازار انویدیا در پایان جلسه معاملاتی به ۵.۴ تریلیون دلار رسید. بزرگ‌تر از کل بازار سهام آلمان! سه برابرِ ارزشی که دیروز برای عرضه اولیه عمومی (IPO) اسپیس‌اکس اعلام کردن.
انویدیا تو ۲۳ سه‌ماهه از ۲۴ سه‌ماهه اخیر، پیش‌بینی‌ها رو زده. اقتصادِ توکن عوض شده. «هوش مصنوعیِ عامل‌محور» اومده. قیمت سهم هم که تکونِ خاصی نخورد. بازار همه‌چیز رو از قبل می‌دونست.
تقاضا پارابولیک (Parabolic) شده.
undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۴

۴۰۱

۱۵:۲۲

۱ خرداد
پیش‌نویس نهایی که از توافق ایران لو رفته، هیچ بندی برای تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای نداره. اصلِ جنگ هم سرِ همین هسته‌ای بودنه.
خبرگزاری ایلنا دیروز با استناد به العربیه این شرایط رو منتشر کرد. نفت برنت ۵ درصد ریخت. کریپتو پامپ شد و سهام بالا رفت.
توافق تضمین میکنه که رفت‌وآمد کشتی‌ها انجام بشه. تحریم‌ها رو برمیداره. یه مکانیزم نظارتی مشترک میسازه. مسائل باقی‌مونده میره برای مذاکرات هفت‌روزه. ولی اصلاً حرفی از غنی‌سازی نیست. حرفی از تحویل دادن اورانیوم نیست. اسمی از نطنز، فردو یا اصفهان نیومده.
پیشنهاد ۱۴ ماده‌ای آمریکا خواهانِ توقف ۲۰ ساله غنی‌سازی، تحویل ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد و جمع کردنِ نطنز، فردو و اصفهانه. هیچی از این‌ها توی شرایط لو رفته نیست. ضدپیشنهادِ ۱۲ ساله ایران هم ۸ سال با خواسته آمریکا فاصله داره. ترامپ این جواب رو «کاملاً غیرقابل‌قبول» دونست. اون به فارغ‌التحصیل‌های گارد ساحلی گفت که ممکنه آمریکا مجبور بشه «خیلی سخت‌تر بهشون ضربه بزنه.»
همون روز، «سازمان مدیریت تنگه خلیج‌فارسِ» ایران، محدوده قضایی دریایی‌اش رو اعلام کرد. این منطقه از کوه مبارک تا جنوب فجیره و از جزیره قشم تا ام‌القوین کشیده شده. قشنگ میره توی آب‌های سرزمینی امارات. انور قرقاش، مشاور اماراتی، این رو «توهمات» و نتیجه‌ی یه «شکست نظامیِ واضح» دونست. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان وارد تهران شد. نخست‌وزیر پاکستان، شریف، هم داشت تو خلیج‌فارس می‌گشت. پوتین و شی هم تو پکن یه بیانیه چندقطبی رو امضا کردن.
سنا در ۱۹ مه قطعنامه اختیارات جنگی «تیم کین» رو با ۵۰ رأی در برابر ۴۷ رأی جلو برد، ولی روز بعد با ۵۲ رأی در برابر ۴۷ رأی ردش کرد. مجلس نمایندگان در ۲۱ مه، ۲۱۲ به ۲۱۲ مساوی کرد. اختیارات ترامپ هنوز سر جاشه. ناتو قراره در نشست ۸-۷ جولای آنکارا درباره مأموریت اسکورت کشتی‌ها تصمیم بگیره. سپاه پاسداران هم از طریق تسنیم تهدید کرد که «ضربات خردکننده‌ای در جاهایی که فکرش رو نمی‌کنید» خارج از منطقه میزنه.
نفت برنت چند ساعت بعد دوباره تا ۱۰۶.۹۲ دلار بالا رفت، چون بازارها فهمیدن اون توافق چی داره و چی نداره. مدیرعامل ادنوک (ADNOC) هشدار داد که بعیده تا اواخر ۲۰۲۷ بازیابیِ کامل صورت بگیره. بیش از یک میلیارد بشکه نفت از دست رفته. ترافیکِ تنگه هرمز قبل از جنگ، میانگینِ ۳ هزار کشتی در ماه بود؛ آوریل فقط ۱۹۱ کشتی ثبت شد.
جنگِ پروتکل‌ها الان چهار لایه داره. سه لایه‌اش فیزیکیه: مجوز کشتیرانی، بیمه بیت‌کوین و تهدید به پول‌سازی از کابل‌های زیردریایی که سوئیفت رو جابه‌جا میکنن. لایه چهارم، جنگِ روایته. لو رفتنِ پیش‌نویس توسط ایلنا بازارها رو برای یک روز تکون داد. سنا رد کرد. مجلس مساوی شد. امارات گفت توهمه. توافق هیچ بندِ هسته‌ای‌ای نداره. جنگ سرِ شرایط هسته‌ایه. بازار داره «یه یادداشتِ هیچی» رو قیمت‌گذاری میکنه
undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۶
undefined۳

۴۳۴

۱۵:۳۶

۴ خرداد
هنری کیسینجر ۸ ژوئن ۱۹۷۴، توافق پترو‌دلار با عربستان سعودی رو امضا کرد.
این یکشنبه، آمریکا و ایران قرار بود جایگزین همون توافق رو امضا کنن.
پنجاه‌ویک سال و یازده ماه بعد، تو همون تنگه.
هشت تا رئیس‌ دولت مسلمان با یک پیام با ترامپ تماس گرفتن:
امضا کن.
دو مذاکره‌کننده آمریکایی، چهار میلیارد دلار سرمایه‌ خصوصی از خلیج فارس دارن.
کوه بُرد.
رهبران عربستان سعودی، امارات، قطر، پاکستان، ترکیه، مصر، اردن و بحرین، شنبه از اتاق بیضی کاخ سفید با رئیس‌جمهور مشورت کردن.
نخست‌وزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو هم مشورت داد.
نتانیاهو تنها رهبری بود که جنگ رو توصیه می‌کرد.
معاون رئیس‌جمهور، ونس، از اوهایو برگردونده شد.
وزیر دفاع، هگست هم از وست‌پوینت فراخوانده شد.
مارشال پاکستانی، عاصم منیر، تو تهران با پزشکیان دیدار کرد و با چیزی که پاکستان اسمش رو گذاشت «پیشرفت امیدبخش» برگشت.
وزیر خارجه، مارکو روبیو، تو هند بود.
مذاکره‌کننده اصلی آمریکایی، یه سازنده املاک به اسم استیو ویتکاف بود. شرکت رمزارزی‌ش، World Liberty Financial، دو میلیارد دلار سرمایه استیبل‌کوین از یه نهادِ مرتبط با امارات گرفته.
هم‌مذاکره‌کننده، داماد رئیس‌جمهور، جرد کوشنره؛ شرکتی که دستشه، Affinity Partners، دو میلیارد دلار از صندوق سرمایه‌گذاری عمومی عربستان (PIF) گرفته.
به‌گفته دو مقام آمریکایی که نیویورک‌تایمز بهشون استناد کرده، نسخه آمریکایی توافق، شامل خروج حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم ۶۰ درصد از خاک ایران می‌شه.
نسخه ایرانی، طبق گفته یک مقام ارشد ایرانی که رویترز یکشنبه بهش استناد کرد، هیچ تعهدی از این جنس نداره.
مسائل هسته‌ای می‌مونه برای یه زمان نامعلومِ بعدی.
ترامپ گفته تنگه هرمز دوباره باز می‌شه.خبرگزاری تسنیم یکشنبه گفت تنگه به وضعیتِ قبل از جنگ برنمی‌گرده.
ایران کنترل عبور و مرور رو نگه می‌داره.
هر دو نسخه، همون یادداشت تفاهم واحد رو توصیف می‌کنن.
گمان می‌ره اورانیوم، داخل مجموعه تونلی اصفهان مهر و موم شده.
سه دهانه تا فوریه با خاک پُر شده.
آوریل سر راه‌ها بلوک و ایست‌ بازرسی گذاشتن.
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رو راه ندادن.
رویترز گزارش داد که رهبر ایران دستور داده ذخیره اورانیوم داخل خاک ایران بمونه.
بازدارندگی هسته‌ای ایران، «سلاح» نیست.
یک کوهه.
آمریکا داره توافقی رو امضا می‌کنه که اون کوه رو همون‌جا نگه می‌داره.
ترامپ به Axios گفت شانسِ توافق «پنجاه‌–‌پنجاه» است و اگر توافقی نباشه، ایران رو «به باد می‌ده».
نتانیاهو رو «دو دل» توصیف کرد.
یه مراسم خانوادگی رو نرفت که تو کاخ سفید بمونه.
جمعه، قاضی کلارنس توماس، کوین وارش رو به‌عنوان رئیس فدرال رزرو سوگند داد.
ترامپ میزبان این مراسم بود؛ اولین‌بار بعد از ریگان و گرینسپن در ۱۹۸۷.
جمهوری‌خواه‌هایی مثل مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق، این توافق رو برگشت به سیاست‌های دوره اوباما خوندن.
ارتش ایران یکشنبه، یه پهپاد جاسوسی اسرائیل رو روی هرمزگان زد.
صدای تیراندازی نزدیک کاخ سفید، صبح یکشنبه باعث قرنطینه امنیتی شد.
چارچوب توافق اینه:
آتش‌بس شصت روزه، باز شدن هرمز، فروش نفت توسط ایران، پایان محاصره، آزاد شدن دارایی‌ها، و سی روز مذاکره هسته‌ای.
هشت رئیس دولت مسلمان، موافقن.
نخست‌وزیر اسرائیل، نه.رهبری جمهوری‌خواه این هفته رأی‌گیری اختیارات جنگی رو لغو کرد.
رئیس مجلس ایران، پیش‌نویس توافق رو تأیید کرد.
رهبر ایران دستور داده اورانیوم بمونه.
وزیر خارجه در هند است.
مذاکره‌کننده‌های اصلی آمریکا، چهار میلیارد دلار از دولت‌های خلیج فارس گرفتن که توافق رو می‌خوان.
رئیس‌جمهور آمریکا، توافقی رو امضا می‌کنه که ایران نوشته.
کوه بُرد.
هر دو طرف دارن صلح رو اجرا می‌کنن
در حالی که برای جنگ آماده می‌شن.
تاریخ، این آخر هفته رو ثبت می‌کنه.@PedarGPT
undefined۷
undefined۱

۴۲۰

۶:۰۳

۷ خرداد
دیشب ایالات متحده به تنگه هرمز حمله کرد و بیت‌کوین هم تا حوالی ۷۳٬۳۰۰ دلار پایین اومد؛ یعنی بیش از ده درصد پایین‌تر از سقف ماه مه. تقریباً تمامِ تیترها هم فوری این اتفاق رو یک «شکستِ دیگر برای روایتِ داراییِ امن» تعبیر کردن. اما واقعیت اینه که دارن ابزارِ اشتباه رو می‌خونن. اتفاقِ تعیین‌کننده‌ی این بحران نه موشک‌های دیشب بود، نه کندلِ امروز. نقطه‌ی اصلی، دری بود که خیلی بی‌سروصدا در ماه مارس بسته شد؛ و جالب این‌که آن در، اصلاً هم درِ کریپتو نبود.
بذار توالیِ ماجرا رو همون‌طور که کمتر کسی کنار هم گذاشته، روشن کنیم. وقتی ایران در اواخر فوریه تنگه رو بست، حق‌بیمه‌ی ریسکِ جنگ برای نفت‌کش‌ها فقط بالا نرفت؛ منفجر شد. این رقم از حدودِ یک‌چهارمِ درصدِ ارزشِ بدنه‌ی کشتی، تا حوالی پنج درصد جهش کرد؛ یعنی عبوری که شاید پیش‌تر حدودِ پانصد هزار دلار هزینه داشت، حالا به دو تا هفت میلیون دلار رسید. بیمه‌گرها فقط مسیر رو گران‌تر قیمت‌گذاری نکردن؛ خیلی‌ها اساساً از آن خارج شدن. به بیانِ دقیق‌تر، آن نظامِ بیمه‌ی دلاری که ستونِ فقراتِ کشتیرانیِ جهانیه، ماه‌ها قبل از موشک‌های دیشب، خودش به یک سلاح تبدیل شده بود. پس محاصره‌ی مالی اول اتفاق افتاد؛ محاصره‌ی دریایی بعد از آن.
اولین راهِ دور زدنِ ایران، استیبل‌کوین‌ها بود. آن در هم بسته شد. در اواخر آوریل، تتر در هماهنگی با نهادهای اجراییِ آمریکا، ۳۴۴ میلیون دلار USDT مرتبط با ایران رو فریز کرد و در عرضِ فقط چند ساعت نشان داد که یک توکنِ دلاری، دقیقاً به همان اندازه قابلِ توقیف است که خودِ دلار. استیبل‌کوین، در نهایت، چیزی جز یک «مکانیزمِ فریز با یک لوگو» نیست. ایران هم بعد از آن، رفت سراغِ تنها ریلِ انتقالی که اساساً امکانِ فریز شدن نداره. در ۱۶ مه، پلتفرمِ «Hormuz Safe» رو راه‌اندازی کرد؛ یک سامانه‌ی دریاییِ تحتِ پشتیبانیِ دولت که تسویه‌ها رو نه از طریقِ نهادهایی که واشینگتن یا تتر بتونن به آن‌ها دسترسی داشته باشن، بلکه بر مبنایِ تأییدِ تراکنش‌های بیت‌کوین انجام می‌ده.
اینجا دقیقاً همون شکافیه که تابلوِ قیمت بهت نشون نمی‌ده. بیت‌کوین به‌عنوانِ دارایی، همراه با موجِ فرار از ریسک پایین اومد؛ آن هم در فضایی که بیش از ۱.۵ میلیارد دلار خروجِ هفتگی از ETFها ثبت شده بود. روی ترازنامه‌ی نهادهای مالی، بیت‌کوین فعلاً بیشتر شبیهِ یک موقعیتِ اهرمیِ تکنولوژیک معامله می‌شه. اما ارزشِ استراتژیکِ یک ریلِ تسویه که فریزشدنی نیست، درست در جهتِ عکس حرکت کرد؛ چون هر فریزِ جدید و هر حمله‌ی تازه، آن مسیرِ غیرقابلِ سانسور رو برای هر کسی که از نظامِ دلاری بیرون رانده شده، باارزش‌تر می‌کنه. قیمت پایین اومد، اما منطقِ بنیادی بالا رفت. این دو تا اصلاً یک متغیر نیستن، و از همان لحظه‌ای که درِ بیمه بسته شد، حرکتشون هم از هم جدا شد.پنجاه سال تمام، پول تقریباً همه‌ی کارکردهاش رو از مسیرِ یک ارز انجام می‌داد، و آن ارز هم دلار بود. اما این بسته‌بندیِ یکپارچه حالا زیرِ آتشِ واقعی داره از هم باز می‌شه. بیت‌کوین به‌عنوانِ دارایی، زیرِ نفوذِ اهرم، موقعیت‌گیریِ وال‌استریت و فضایِ ریسک‌گریز معامله می‌شه؛ و دیشب هم درست مثل هر چیزِ دیگری که در بحران‌های جنگی زیرِ فشار می‌ره، افت کرد. اما بیت‌کوین به‌عنوانِ زیرساخت، تنها لایه‌ی تسویه‌ایه که دکمه‌ی خاموشی نداره. و دقیقاً همین ویژگیه که یک دولتِ تحتِ تحریم، وقتی نظامِ قانون‌مندِ مالی به سلاح تبدیل شده و توکنِ پشتیبان هم تازه توقیف شده، به سراغش می‌ره.
خطایِ تحلیلیِ نهادهای بزرگ اینه که به قیمت نگاه می‌کنن و بعد نتیجه می‌گیرن که «داراییِ امن شکست خورد». در حالی که اساساً ماجرا هیچ‌وقت خودِ دارایی نبود. مسئله‌ی اصلی اینه که کدام ریل‌ها رو می‌شه بست و کدام‌ها رو نمی‌شه. بازارِ بیمه بسته شد. استیبل‌کوین فریز شد. اما آن چیزی که نه بسته شد و نه فریز شد، همان لایه‌ایه که حالا دولت‌های تحتِ تحریم دارن هرچه بیشتر بر پایه‌ی آن ساخت‌وساز می‌کنن؛ فارغ از این‌که کندلِ این هفته چه رنگی ثبت بشه. در زمانه‌ی آتش و فشار، باید دید چه چیزی زیرِ حمله در حالِ ساخته شدن است، نه این‌که قیمت‌ها زیرِ فشارِ اهرم چه رفتاری نشون می‌دن.
خلاصه‌ی ماجرا خیلی روشنه:
اول درِ بیمه بسته شد.
بعد استیبل‌کوین فریز شد.
اما دفترکل فریز نمی‌شه.
undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۶
undefined۳

۳۳۵

۱۳:۱۳

۱۲ خرداد
طلا از ژانویه تا الان حدود ۲۰٪ ریخته.
بانک‌های مرکزی توی مارس، برای اولین بار توی این چرخه «فروشنده خالص» شدن.
ترکیه ۷۹ تن فروخت. روسیه سنگین‌ترین فروش طلای ۲۵ سال اخیرش رو زد.
همه تیترها گفتن: «پایانِ معامله‌ی دلارزدایی».
اما دقیقاً برعکس خوندنش.
طلا ۲۹ ژانویه رفت روی سقف تاریخی ۵,۵۹۶ دلار برای هر اونس. تا اواخر مارس حدود ۲۰٪ افت کرد و الان حوالی ۴,۵۰۰ دلار معامله می‌شه. نقره بدتر ریخت؛ از ۱۱۶ اومد تا محدوده پایین ۷۰. شورای جهانی طلا (WGC) هم گزارش داد بانک‌های مرکزی توی مارس در مجموع ۳۰ تن فروش خالص داشتن؛ اولین ماهِ فروش خالص توی این چرخه، بعد از سه سال خرید رکوردی.
اما باید «فروشنده» رو بخونی، نه «فروش» رو.
ترکیه توی سه‌ماهه اول ۷۹ تن خالی کرد تا طلا رو با دلار عوض کنه و از لیرِ در حال سقوط دفاع کنه. روسیه سنگین‌ترین فروش ماهانه ۲۵ سال اخیرش رو انجام داد تا یوآن جور کنه و کسری جنگیِ در حال باز شدن رو پوشش بده. صندوق نفت آذربایجان هم ۲۲ تن فروخت؛ اولین فروشش از وقتی که از ۲۰۱۲ شروع به خرید کرد. یعنی فروشنده‌های بزرگ، همشون کشورهایی‌ان که وسط بحران ارزی‌ان.
این همون جاییه که تیترها جا موندن:
یک کشورِ تحت فشار برای زنده موندن، «اوراق خزانه آمریکا» رو نمی‌فروشه؛ طلارو می‌فروشه. وقتی لیر فرو می‌ریزه و روبل کمر خم می‌کنه، اون دارایی‌ای که دست می‌برن سمتش همونیه که فوراً به هر ارزی تبدیل می‌شه و از کسی فرمان نمی‌گیره. اینا طلا رو ترک نکردن؛ دارن ثابت می‌کنن طلا دقیقاً برای چی ساخته شده.
فلز از «بخش رسمی» خارج نشد؛ فقط دست به دست شد. لهستان — که الان بیشتر از بانک مرکزی اروپا طلا داره — همچنان خریدش رو ادامه داد تا به هدف ۷۰۰ تن برسه. چین و ازبکستان هم همچنان جمع می‌کردن. طلا از دستِ «مجبور» رفت توی دستِ «استراتژیک». مضطرب‌ها فروختن؛ صبورها خریدن.
این تغییر رژیم، تاریخ تولد داره: سال ۲۰۲۲ آمریکا و متحدهاش یک‌شبه حدود ۳۰۰ میلیارد دلار از ذخایر بانک مرکزی روسیه رو فریز کردن. همون صبح، همه مدیرهای ذخایر دنیا یک درس واحد گرفتن:
دارایی دلاری‌ای که بیرون از کشورت نگه می‌داری، می‌تونه با تصمیم صادرکننده دلار «خاموش» بشه.
اما طلایی که توی گاوصندوق خودته، نمی‌تونه.
خریدی که بعدش اومد، «ترید» نبود؛ بیمه بود علیه مسلح شدن خودِ دلار. و بیمه رو چون حق‌بیمه یه فصل ارزون شد، کنسل نمی‌کنن.
و خطِ ساختاری هم هنوز سر جاشه: حتی با فروش مارس، بانک‌های مرکزی توی سه‌ماهه اول در مجموع ۲۴۴ تن خرید خالص داشتن. هنوز هم برای اولین بار از ۱۹۹۶ تا الان، طلای بیشتری از اوراق خزانه آمریکا نگه می‌دارن. سهم دلار از ذخایر تخصیص‌یافته هم زیر ۶۰٪ مونده و داره پایین‌تر میاد. یه حرکت ۲۰٪ی قیمت، نمی‌تونه تغییر رژیمی رو که ده سال طول کشیده بسازه، برگردونه.
اونایی که ذخایر رو نگه می‌دارن مسیرشون رو عوض نکردن. جی‌پی‌مورگان هنوز خرید ۷۵۰ تا ۸۰۰ تن توسط بانک‌های مرکزی توی امسال رو پیش‌بینی می‌کنه. WGC هم انتظار شکست روند رو نداره. و عمیق‌ترین نشونه، توی خودِ فروشه: روسیه الان داره اوراق دولتی‌ش رو به یوآن چین منتشر می‌کنه؛ درست بعد از برگشتن پوتین از پکن. یعنی دلار هم‌زمان داره «ذخیره» و «تسویه» رو با هم می‌بازه.
طلا ۲۰٪ ریخت.
بانک‌های مرکزی فروختن.
تیترها گفتن سقف زده.
اما دلار هنوز تاجِ ذخیره رو از دست داد.
قیمت اصلاح کرد؛ رژیم عوض نشد.
وقتی ارز می‌شکنه، هیچ‌کس دستش رو سمتِ خزانه‌داری آمریکا دراز نمی‌کنه.
undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۵

۲۰۴

۱۷:۵۰

ژاپن ماه گذشته ۷۳.۶ میلیارد دلار خرج کرد تا یِن رو نگه داره.با این حال، ماه مِی رو به‌عنوان بدترین ارزِ بین ارزهای بزرگ دنیا تموم کرد.وقتی بزرگ‌ترین دفاعِ تاریخِت هم خط رو نگه نمی‌داره، مشکل «پول» نیست؛ مشکل رژیمی‌ه که زیرِ اون پول خوابیده.۳۰ اِپریل یِن رسید به ۱۶۰.۷ در برابر دلار؛ ضعیف‌ترین سطحش از ۲۰۲۴ تا الان. ژاپن یک بار مداخله کرد، بعد دوباره مداخله کرد. ین همین الان هم داره برای بار سوم به سمت ۱۶۰ سر می‌خوره. بانک مرکزی ژاپن (BoJ) هم تا ۱۶ ژوئن اصلاً جلسه نداره.این داستان، فقط داستان ژاپن نیست؛ داستان انتقال شوکه.۹۵٪ نفت خام ژاپن از خاورمیانه میاد. «۷۰٪»ش از تنگه هرمز رد می‌شه. اون تنگه الان ۹۴ روزه که بسته‌ست. واردات نفت ژاپن توی یک ماه ۶۴٪ سقوط کرده؛ شدیدترین ریزش از ۱۹۸۰. نفت هم بالای ۹۰ دلاره. ژاپن داره از ذخایر استراتژیکی که دقیقاً برای همین روز ساخته بود، خرج می‌کنه.هر بشکه‌ای که هنوز بتونه بخره، براش ین بیشتری درمیاد. پس فشار تورم وارداتی بیشتر می‌شه، ین ضعیف‌تر می‌شه، و بانک مرکزی می‌مونه توی بن‌بست. یا باید نرخ بهره رو بالا ببره تا ین رو دفاع کنه و تورم وارداتی رو بخوابونه؛ یا باید از اون «ماشین»ی محافظت کنه که بی‌سروصدا دو دهه‌ست داره بازارهای جهانی رو تأمین مالی می‌کنه. هر دو رو با هم نمیشه. مداخله فقط زمان می‌خره؛ جریان رو برنمی‌گردونه.اون ماشین، همون کری‌ترید ینه: ین رو با بهره نزدیکِ صفر قرض می‌گیرن، می‌فروشنش، بعد باهاش دارایی‌های پربازده‌تر رو هر جای دنیا می‌خرن. ارزِ تامین مالیِ دنیا با کمترین هزینه، نشسته زیرِ کلی پوزیشن ریسکی که اکثر سرمایه‌گذارها اصلاً ردش رو تا توکیو دنبال نمی‌کنن. وقتی ین واقعاً بشکنه و بانک مرکزی ژاپن مجبور بشه بالاخره نرخ بهره رو ببره بالا، این تامین مالی برعکس می‌شه: همون پولی که رفته بود بیرون، با عجله برمی‌گرده.همین چرخش الان توی همه بازارها داره دیده می‌شه: سرمایه از حاشیه‌ها خالی می‌شه—از بازارهای نوظهور، از ین، از بیت‌کوین—و می‌ریزه توی «مدت‌دارِ آمریکا» و داستانِ هوش مصنوعی. دلار bid می‌گیره، سهام آمریکا رکورد می‌زنه. ینِ ۱۶۰ همون داده‌ایه که بیت‌کوینِ زیر ۷۱ هزاره؛ فقط به یه زبانِ دیگه خونده می‌شه.اما ژاپن یه گره‌ی خاصه؛ همون نقطه‌ایه که می‌تونه جهتِ جریان رو برگردونه. چرخشِ پول به سمت دارایی‌های آمریکا تا وقتی «منظم» می‌مونه که کری‌ترید سرِ پا باشه. روزی که ین واقعاً بشکنه، این چرخش منظم تبدیل می‌شه به یه هجوم بی‌نظم برای رسیدن به یک خروجی مشترک.ژاپن سریع‌ترین ساعتِ این سیستمه: لحظه‌ای دفاع می‌کنه، روزبه‌روز ذخایرش رو می‌سوزونه، و بازم داره می‌بازه. آمریکا کندترین ساعتِ سیستمه: می‌تونه فقط جذب کنه. فاصله‌ی بین این دو ساعت، همون جاییه که بحران بعدی داره قیمت‌گذاری می‌شه.
قرائت بعدی ۱۶ ژوئنه؛ روزی که بانک مرکزی ژاپن جلسه داره و الان بازار، احتمال افزایش نرخ رو نزدیک ۸۰٪ قیمت‌گذاری کرده.اگر می‌خوای بفهمی داستان چطور روایت می‌شه، S&P رو نگاه کن.اگر می‌خوای بفهمی داستان کی تموم می‌شه، ین رو نگاه کن.
undefined<img style=" />undefinedمجتبی دادبام@PedarGPT
undefined۵
undefined۱

۲۷۷

۲۱:۰۸

۱ تیر
دو نفر در یک راهروی سوئیس قدم زدن.
همین.
اما وقتی کلیپ به میلیون‌ها بازدید رسید، قصه‌اش عوض شده بود: ایران از مذاکرات صلح بیرون زده، با ونس دست نداده، آمریکا رو تحقیر کرده.
فقط یک مشکل هست: هیچ‌کدوم از این‌ها در ویدیو نیست.
ویدیو فقط یک راهروه.
برای هر کلیپ مشکوکی که این روزها میبینی، یک تست ساده هست: کپشن رو بپوشون و بعد ویدیو رو نگاه کن.
در این ویدیو، عراقچی و قالیباف در نشست لوسرن از یک اتاق رد میشن. نه کسی جلوی‌شون ایستاده که دست بده. نه دستی دراز شده که ردش کنن. نه از دوربین فرار میکنن. نه صحنه‌ای از ترک مذاکره هست.
فقط راه میرن.
بعد کپشن میاد و بهت میگه باید چه حسی داشته باشی.یک میلیون نفر هم همون حس رو میگیرن.و چیزی که اتفاق نیفتاده، تبدیل میشه به چیزی که همه فکر میکنن «میدونن».
اما واقعیت، سند خودش رو داره.
نخست‌وزیر قطر، شیخ محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، یعنی کسی که کل این روند رو میانجی‌گری میکنه، بعد از نیمه‌شب کنار جی‌دی ونس و جرد کوشنر روی یک لپ‌تاپ خم شده بود؛ با این کپشن: «کار ادامه دارد.»
ایران ۸۰ دقیقه پشت میز نشست. بعد هر دو طرف یک نقشه راه ۶۰ روزه امضا کردن؛ نقشه‌ای با خط تماس فوری برای هرمز و یک سازوکار کاهش تنش برای لبنان.
اما چیزی که به تو نشون دادن، یک راهرو بود.چیزی که بهت فروختن، فروپاشی مذاکره بود.
طعنه ماجرا اینجاست که خودِ داستان واقعی، به اندازه کافی دراماتیک بود.
این توافق آخر هفته تا مرز مرگ رفت. حملات اسرائیل در لبنان ۸۳ نفر رو کشت. ایران اعلام کرد برای بار دوم هرمز رو بسته. آتش‌بس شنبه دوباره باید از نو ساخته میشد. و چند دقیقه بعد از اینکه ونس از پیشرفت حرف زد، رئیس‌جمهور آنلاین تهدید میکرد برای عبور از تنگه عوارض میگذاره.
نیازی نبود داستان خروج از مذاکره رو اختراع کنن.
ولی اختراعش کردن.
حالا سؤال اصلی همینه:
چرا؟و به نفع کی؟
@pedargpt
undefined۲

۱۵۸

۱۱:۳۰