اولین سلام صبحگاهی،تقدیم به ساحت قدسے قطب عالم امکانحضرت صاحب الزمان(عج) ...
السَّلامُ علیکَ یا بقیَّةَ اللهِ یا اباصالحَ المهدی یا خلیفةَالرَّحمن و یا شریکَ القران ایُّها الاِمامَ الاِنسُ و الجّانّ سیِّدی و مَولایْ الاَمان الاَمان
أللَّهُمَ عَجلْ لِوَلِیکْ ألْفَرَج بحق زینب کبری(س)
به قصد زيارت ارباب بی کفن :
السلام عليك يا اباعبداللهو علي الارواح التي حلت بفنائكعليك مني سلام الله أبداما بقيت و بقي الليل و النهارو لا جعله الله آخر العهد مني لزيارتكمالسَّلامُ عَلي الحُسٓين و عٓلي عٓلي اِبن الحُسَين و عَلي اولاد الحُسَين وَعلَي اصحابِ الحُسَين.
أللهم ارزقنا زیارت الحسین (ع)اللهم ارزقنا شفاعة الحسین (ع)
السلامُ عَلَیک یا امام الرئوف یا ﻋَﻠِﻲِّ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ المُرتضی
ﺍﻟﻠَّﻬُﻢَّ ﺻَﻞِّ ﻋَﻠَﻰ ﻋَﻠِﻲِّ ﺑْﻦِ ﻣُﻮﺳَﻰ ﺍﻟﺮِّﺿَﺎ ﺍﻟْﻤُﺮْﺗَﻀَﻰ ﺍﻟْﺈِﻣَﺎﻡِ ﺍﻟﺘَّﻘِﻲِّ ﺍﻟﻨَّﻘِﻲِّ ﻭَ ﺣُﺠَّﺘِﻚَ ﻋَﻠَﻰ ﻣَﻦْ ﻓَﻮْﻕَ ﺍﻟْﺄَﺭْﺽِ ﻭَ ﻣَﻦْ ﺗَﺤْﺖَ ﺍﻟﺜَّﺮَﻯ ﺍﻟﺼِّﺪِّﻳﻖِ ﺍﻟﺸَّﻬِﻴﺪِ ﺻَﻠَﺎﺓً ﻛَﺜِﻴﺮَﺓً ﺗَﺎﻣَّﺔً ﺯَﺍﻛِﻴَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺻِﻠَﺔً ﻣُﺘَﻮَﺍﺗِﺮَﺓً ﻣُﺘَﺮَﺍﺩِﻓَﺔً ﻛَﺄَﻓْﻀَﻞِ ﻣَﺎ ﺻَﻠَّﻴْﺖَ ﻋَﻠَﻰ ﺃَﺣَﺪٍ ﻣِﻦْ ﺃَﻭْﻟِﻴَﺎﺋِﻚَ
أللَّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکَ ألْفَرج وَ العافیةَ وَ النَصر بِحَقِّ حضرت زینب(س)...
بياد مولا، به رسم ادب،اولین حاجت امروزمان را از خداوند رحمان،فرج منجی عالم میخواهیمبه حرمت دعای فرج آن حضرت :
بسم الله الرحمن الرحيم
اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ ،وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاْرْضُ ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى ، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُفِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ ؛ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ،اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِاَوْ هُوَ اَقْرَبُ ؛ يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُاِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ ، وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ ؛يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ ؛ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ ،اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني ، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ ،الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل ؛ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَبِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ...
و برای سلامتی محبوب:
اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهفي هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةوَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناحَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا .
الهی...یا حَمیدُ بِحَقِّ مُحَمَد،یا عالیُ بِحَقِّ علی،یا فاطِرُ بِحَقِّ فاطمه،یا مُحْسِنُ بِحَقِّ الحسن،یا قَدیمَ الاِ حسان بِحَقِّ الحُسَیْن،عجِّلْ لِوَلیِّکَ الْفَرَجَ وَ العافیةَ وَ النَصر بِحَقِّ حَضرَتِ زِینَب(س)
سلامتی و تعجیل در فرج آقا #صلوات ... 
أللَّهُمَ عَجلْ لِوَلِیکْ ألْفَرَج بحق زینب کبری(س)
به قصد زيارت ارباب بی کفن :
أللهم ارزقنا زیارت الحسین (ع)اللهم ارزقنا شفاعة الحسین (ع)
أللَّهُمَ عَجِّلْ لِوَلیِکَ ألْفَرج وَ العافیةَ وَ النَصر بِحَقِّ حضرت زینب(س)...
بسم الله الرحمن الرحيم
اِلـهي عَظُمَ الْبَلاءُ ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ ، وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ ،وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاْرْضُ ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ ، وَاِلَيْكَ الْمُشْتَكى ، وَعَلَيْكَ الْمُعَوَّلُفِي الشِّدَّةِ والرَّخاءِ ؛ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد ،اُولِي الاْمْرِ الَّذينَ فَرَضْتَ عَلَيْنا طاعَتَهُمْ ، وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُم، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَريباً كَلَمْحِ الْبَصَرِاَوْ هُوَ اَقْرَبُ ؛ يا مُحَمَّدُ يا عَلِيُّ يا عَلِيُّ يا مُحَمَّدُاِكْفِياني فَاِنَّكُما كافِيانِ ، وَانْصُراني فَاِنَّكُما ناصِرانِ ؛يا مَوْلانا يا صاحِبَ الزَّمانِ ؛ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ ،اَدْرِكْني اَدْرِكْني اَدْرِكْني ، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ ،الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل ؛ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَبِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرينَ...
اَللّـهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِصَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهفي هذِهِ السَّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةوَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناحَتّى تُسْكِنَهُ اَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طویلا .
۱
۲:۴۵
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۵
#تدبر_در_قرآن
از چرخش وقایع زندگی دلگیر مباشبسیاری از این وقایع فراسوی درک ما هستندتلاش برای فهم هدف خداوند با ذهن محدودمان، مانند سنجش حجم اقیانوس با پیمانه استبیایید سعی کنیم چراهای امور را درنیابیمبیایید کاملا بپذیریم که در هر وضعیت نامطلوب،نیکی پنهانی برای همه وجود دارد
خدایا،تو بزرگیبزرگ تر از آنچه که هستمن بی تو هیچمیقین دارم که تمام کارهایت از سر حکمت است و جز خیر برای بندگانت نمیخواهی
قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿٥١﴾
بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر کرده، نخواهد رسید، او سرپرست و یار ماست و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
سوره توبه
┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•https://ble.ir/pelakeshohada┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•
خدایا،تو بزرگیبزرگ تر از آنچه که هستمن بی تو هیچمیقین دارم که تمام کارهایت از سر حکمت است و جز خیر برای بندگانت نمیخواهی
قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ﴿٥١﴾
بگو: هرگز به ما جز آنچه خدا لازم و مقرّر کرده، نخواهد رسید، او سرپرست و یار ماست و مؤمنان فقط باید بر خدا توکل کنند.
سوره توبه
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۵
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۶
و بیگانگانی که از هزاران کیلومتر دورتر، طمعکارانه در آن شرارت میکنند، جایی در آن ندارند مگر در قعرِ آبهایش. ۱۴۰۵/۰۲/۱۰
متن بیشتر
خلیج فارس یک حوزهی محدود و یک منطقهی دربسته و سربستهیی است که از لحاظ مرز، بیشترین سهم را جمهوری اسلامی دارد؛
طبیعی است که در امنیت و حراست از آن نقش داشته باشد. ۱۳۷۰/۱۱/۱۹
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۷
...
آرزوی شهادت را همه دارند اما...تنها اندکی#شهید✨ میشوندچون،تنها اندکی شهیدانه زندگی میکنند...
🩹
《شهید سید سجاد خلیلی》#کلام_شهدا
┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•https://ble.ir/pelakeshohada┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•
آرزوی شهادت را همه دارند اما...تنها اندکی#شهید✨ میشوندچون،تنها اندکی شهیدانه زندگی میکنند...
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۷
#تلنگر_روز
زندگی در واقع مثل
یک فنجان قهوه است
️سیاه، تلخ و داغاما میشه توش شیر
ریخت تا روشن بشهمیشه توش شکر
ریخت تا شیرین بشهو میشه کمی صبر کردتا خنک بشهقهوهی زندگیتون 🫕به کام

┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•https://ble.ir/pelakeshohada┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•
زندگی در واقع مثل
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۷
#در_محضر_شهدا
۱۷مردادماه #سالروز_شهادت #شهید_رشید_پاریاو_فلاح گرامی باد.
۱
۳:۰۸
روایت زندگانی تا شهادت
دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در ٢٨ اسفند سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای محروم اوریم سوادکوه چشم به جهان گشود و در آغوش طبیعت سرسبز و با نشاط روستا و در میان مردمی صمیمی و خونگرم، رشد نمود.حاج رشید ورود چشمگیرش را در فعالیتهای انقلابی و مذهبی از سال 59، با حضور مستمر در صحنه های مختلف انقلاب، به خصوص مبارزه بی امان با عناصر خود فروخته ضدانقلاب، به ویژه گروهک منافقین، به اوج رساند؛ که حاصل این مبارزات دلاورانه، مجروح شدن بدست عوامل منافق در چندین نوبت و نیز حضور مداوم در بحثهای خیابانی در جهت افشای چهره واقعی گروهک های آمریکایی بود. حاج رشید، همواره با مطالعه کافی و وافی، خود را جهت اینگونه مناظرات مسلح می نمود و در این راستا بعضاً موفق به جذب بعضی از عناصر این گروهک ها نیز می شد.در نیمه اول سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و این دوران نقطه عطفی بر زندگی معنوی اش بود. چرا که با ورود به واحد عقیدتی سیاسی ارتش در «پادگان 02 شاهرود»، حاج رشید، شیفته درس و بحث، حدیث و قرآن شد. و آن چهره پر جوش و خروش به شخصیتی سراپا معنوی و اخلاص، مبدل شد و او دیگر آن جوان صرفاً پر تب و تاب در مبارزات خیابانی نبود. او از نگاه همه دوستان و آشنایان معلمی شده بود که از محضرش درس می گرفتند. در همین دوران سربازی، حاج رشید برای اولین بار افتخار حضور در جبهه ها را پیدا می کند و شجاعانه به عنوان شیربیشه مازندران در لباس مقدس سربازی مقابل دشمن بعثی می تازداین بخش از زندگی پر افتخار حاج رشید در سال 62 به پایان رسید و تأثیرات حاصل از کلاسهای عقیدتی و جبهه ها، او را، وادار به ادامه زندگی در جمع با صفا و صمیمی و الهی طلاب حوزه کرد. از اینرو با ورود به حوزه علمیه امام صادق(ع) کوتنا قائمشهر، زندگی جدیدی را آغاز کرد و در همان سال از سپاه سوادکوه به عنوان نیروی داوطلب به جبهه های نور اعزام شد و به علت استعداد فراوانش در مداحی اهل بیت(ع) علاوه بر حضور در گردانهای رزمی، از جمله احیاگران مجالس دعای کمیل و توسل در لشکر ویژه 25 کربلا شده بود.در اواخر سال 64 با ورود به حوزه علمیه قم به درس طلبگی ادامه داد. تا آنکه بنا به پا فشاری و اصرار برادران از وجود مبارک او در بنیاد شهید سوادکوه دعوت به عمل آمد. حاج رشید با شروع فعالیت جدید در واحد فرهنگی بنیاد شهید، خدمت مقدس خود به خانواده های معظم شهیدان را آغاز کرد.حاج رشید باردیگر موفق به حضور در جبهه های نبرد شد و با حضور فعال و چشمگیرش در عملیات کربلای ٥، به عنوان یکی از عناصر ارکان گروهان، گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا به وظیفه الهی اش جامه عمل پوشاند.سال ٦٧ جهت ادامه تحصیل به شهر قم رفت که از همان روزها وارد جرگه سیاست خارجه شده و همکاریش را با وزارت امورخارجه آغاز کرد و به عنوان یکی از کارگزاران فعال و برگزیده سیاست خارجه مطرح گردید.در همان سال با ازدواج در یک خانواده مذهبی، پیوند صمیمی و الهی اش را با همسرش آغاز کرد که حاصل این پیوند مبارک ٣ فرزند پسر به نام های: محمدطاها، حسین و محسن است.در سال 1370 با موفقیت در آزمون ورودی، جهت اخذ مدرک کارشناسی در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه شده که به طور نیمه وقت علاوه بر تحصیل به کار خود نیز ادامه می داد تا آنکه در حین تحصیل و در سال 1374 بعنوان یکی از کارگزاران سیاست خارجه اولین مأموریت موقتش را در کشور ستم دیده افغانستان آغاز کرد. باردیگر نیز در سال 75 مأموریت کوتاه خودش را در افغانستان به انجام رساند و در این مدت یکی از پر فراز و نشیب ترین لحظات عمر و زندگی مبارکش را در شهرهای کابل، بامیان و مزار شریف افغانستان پشت سر گذاشت. تا آنکه در سال 76 به عنوان مأمور ثابت در سرکنسولگری مزار شریف افغانستان مشغول به کار شد.حاج رشید در دیار افغانستان پیک پیام آور شادی ها و امیدها برای مظلومان و ستم دیدگان افغان شده بود کمتر کسی بود که گذری بر سفارت یا کنسولگری داشته باشد ولی شیفته اخلاق نیکوی حاجی نگردیده و مرهون تلاش های مخلصانه او نشده باشد.در همان سال ها موفق به رفتن سفر الهی حج شد که وقتی دوستان از او سوال کردند که چه حاجتی از خداوند خواستی؟ او گفت: «شهادت در راه خدا، بزرگترین حاجت و دعای من در آن سفر بود.»
دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در ٢٨ اسفند سال ۱۳۴۰ در خانواده ای مذهبی و مستضعف در روستای محروم اوریم سوادکوه چشم به جهان گشود و در آغوش طبیعت سرسبز و با نشاط روستا و در میان مردمی صمیمی و خونگرم، رشد نمود.حاج رشید ورود چشمگیرش را در فعالیتهای انقلابی و مذهبی از سال 59، با حضور مستمر در صحنه های مختلف انقلاب، به خصوص مبارزه بی امان با عناصر خود فروخته ضدانقلاب، به ویژه گروهک منافقین، به اوج رساند؛ که حاصل این مبارزات دلاورانه، مجروح شدن بدست عوامل منافق در چندین نوبت و نیز حضور مداوم در بحثهای خیابانی در جهت افشای چهره واقعی گروهک های آمریکایی بود. حاج رشید، همواره با مطالعه کافی و وافی، خود را جهت اینگونه مناظرات مسلح می نمود و در این راستا بعضاً موفق به جذب بعضی از عناصر این گروهک ها نیز می شد.در نیمه اول سال 1360 به خدمت مقدس سربازی رفت و این دوران نقطه عطفی بر زندگی معنوی اش بود. چرا که با ورود به واحد عقیدتی سیاسی ارتش در «پادگان 02 شاهرود»، حاج رشید، شیفته درس و بحث، حدیث و قرآن شد. و آن چهره پر جوش و خروش به شخصیتی سراپا معنوی و اخلاص، مبدل شد و او دیگر آن جوان صرفاً پر تب و تاب در مبارزات خیابانی نبود. او از نگاه همه دوستان و آشنایان معلمی شده بود که از محضرش درس می گرفتند. در همین دوران سربازی، حاج رشید برای اولین بار افتخار حضور در جبهه ها را پیدا می کند و شجاعانه به عنوان شیربیشه مازندران در لباس مقدس سربازی مقابل دشمن بعثی می تازداین بخش از زندگی پر افتخار حاج رشید در سال 62 به پایان رسید و تأثیرات حاصل از کلاسهای عقیدتی و جبهه ها، او را، وادار به ادامه زندگی در جمع با صفا و صمیمی و الهی طلاب حوزه کرد. از اینرو با ورود به حوزه علمیه امام صادق(ع) کوتنا قائمشهر، زندگی جدیدی را آغاز کرد و در همان سال از سپاه سوادکوه به عنوان نیروی داوطلب به جبهه های نور اعزام شد و به علت استعداد فراوانش در مداحی اهل بیت(ع) علاوه بر حضور در گردانهای رزمی، از جمله احیاگران مجالس دعای کمیل و توسل در لشکر ویژه 25 کربلا شده بود.در اواخر سال 64 با ورود به حوزه علمیه قم به درس طلبگی ادامه داد. تا آنکه بنا به پا فشاری و اصرار برادران از وجود مبارک او در بنیاد شهید سوادکوه دعوت به عمل آمد. حاج رشید با شروع فعالیت جدید در واحد فرهنگی بنیاد شهید، خدمت مقدس خود به خانواده های معظم شهیدان را آغاز کرد.حاج رشید باردیگر موفق به حضور در جبهه های نبرد شد و با حضور فعال و چشمگیرش در عملیات کربلای ٥، به عنوان یکی از عناصر ارکان گروهان، گردان امام محمدباقر(ع) لشکر ویژه و خط شکن 25 کربلا به وظیفه الهی اش جامه عمل پوشاند.سال ٦٧ جهت ادامه تحصیل به شهر قم رفت که از همان روزها وارد جرگه سیاست خارجه شده و همکاریش را با وزارت امورخارجه آغاز کرد و به عنوان یکی از کارگزاران فعال و برگزیده سیاست خارجه مطرح گردید.در همان سال با ازدواج در یک خانواده مذهبی، پیوند صمیمی و الهی اش را با همسرش آغاز کرد که حاصل این پیوند مبارک ٣ فرزند پسر به نام های: محمدطاها، حسین و محسن است.در سال 1370 با موفقیت در آزمون ورودی، جهت اخذ مدرک کارشناسی در رشته علوم سیاسی وارد دانشگاه شده که به طور نیمه وقت علاوه بر تحصیل به کار خود نیز ادامه می داد تا آنکه در حین تحصیل و در سال 1374 بعنوان یکی از کارگزاران سیاست خارجه اولین مأموریت موقتش را در کشور ستم دیده افغانستان آغاز کرد. باردیگر نیز در سال 75 مأموریت کوتاه خودش را در افغانستان به انجام رساند و در این مدت یکی از پر فراز و نشیب ترین لحظات عمر و زندگی مبارکش را در شهرهای کابل، بامیان و مزار شریف افغانستان پشت سر گذاشت. تا آنکه در سال 76 به عنوان مأمور ثابت در سرکنسولگری مزار شریف افغانستان مشغول به کار شد.حاج رشید در دیار افغانستان پیک پیام آور شادی ها و امیدها برای مظلومان و ستم دیدگان افغان شده بود کمتر کسی بود که گذری بر سفارت یا کنسولگری داشته باشد ولی شیفته اخلاق نیکوی حاجی نگردیده و مرهون تلاش های مخلصانه او نشده باشد.در همان سال ها موفق به رفتن سفر الهی حج شد که وقتی دوستان از او سوال کردند که چه حاجتی از خداوند خواستی؟ او گفت: «شهادت در راه خدا، بزرگترین حاجت و دعای من در آن سفر بود.»
۱
۳:۰۸
آخرین لحظات زندگی
گروهک تروریستی طالبان در حمله ددمنشانه خویش به محل سرکنسولگری ایران در مزار شریف، در تاریخ 77/5/17، انتقام خودشان را از مکتب تشیع گرفته و حاج رشید به همراه ٨ تن دیگر از بهترین فرزندان این مرز و بوم و دیپلمات های عزیز ایرانی، به شهادت نائل آمدند.
اعلام خبر شهادت آنان به آن شکل مظلومانه که حتی با بی احترامی به پیکرهای شان از سوی طالبان همراه شد، ایرانیان را عزادار کرد؛ ابتدا کسی خبر نداشت، همه می دانستند که مزارشریف سقوط کرده اما براساس آخرین تماس شهید ریگی سرپرست کنسولگری به وزارت خارجه و شهید صارمی خبرنگار ایرنا همه می دانستند که طالبان وارد شهر شده اند.
خبرنگارشهید محمودصارمی که محل فعالیتش ساختمانی رو به روی سرکنسولگری بود و برای در امان ماندن و بودن در کنار دیپلمات ها به سرکنسولگری آمده بود، هنگامی آخرین گفت و گوی تلفنی خود با همکارانش را قطع کرد که گفته بود:
«من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط کرد؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید چه وظیفه ای...»
شهید صارمی همچنین تلفنی گفته بود:
«طالبان به زور وارد کنسولگری شدند، صدای شان در حیاط به گوش می رسد، من باید بروم، باید قطع کنم...»
هنوز کسی نمی دانست طالبان دیپلمات ها و خبرنگار ایرنا را پس از چند دقیقه در زیرزمین ساختمان جمع و بدون توجه به قواعد دیپلماتیک جهانی، به شکلی بسیار مظلومانه تیرباران کرده اند.
حتی هنوز کسی نمی دانست که عصر آن روز پیکر شهدا به گودالی در خارج از کنسولگری با اهداف مشخص منتقل شده بود تا نشان دهند که این افراد در بیرون از کنسولگری بوده اند و این جنایت، کار آنان نبوده است.
تا یک ماه از سرنوشت این 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور دسته جمعی در خرابههای پشت کنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پیکر آنان 24 شهریور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مبارک امام خامنه ای تشییع با شکوه و بی نظیری شد و سرانجام پس از 40 روز بی قراری پیکر پاک دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در 29شهریور77 در گلزار شهدای سیدنظام الدین قائمشهر در جوار شهدای گمنام به خاک سپرده شد.









سلام و صلوات هدیه به امام و شهدا
شادی روح پرفتوح شهید #صلوات و قرائت فاتحه
الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِین
┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•https://ble.ir/pelakeshohada┈┈••••✾•

•✾•••┈┈•
گروهک تروریستی طالبان در حمله ددمنشانه خویش به محل سرکنسولگری ایران در مزار شریف، در تاریخ 77/5/17، انتقام خودشان را از مکتب تشیع گرفته و حاج رشید به همراه ٨ تن دیگر از بهترین فرزندان این مرز و بوم و دیپلمات های عزیز ایرانی، به شهادت نائل آمدند.
اعلام خبر شهادت آنان به آن شکل مظلومانه که حتی با بی احترامی به پیکرهای شان از سوی طالبان همراه شد، ایرانیان را عزادار کرد؛ ابتدا کسی خبر نداشت، همه می دانستند که مزارشریف سقوط کرده اما براساس آخرین تماس شهید ریگی سرپرست کنسولگری به وزارت خارجه و شهید صارمی خبرنگار ایرنا همه می دانستند که طالبان وارد شهر شده اند.
خبرنگارشهید محمودصارمی که محل فعالیتش ساختمانی رو به روی سرکنسولگری بود و برای در امان ماندن و بودن در کنار دیپلمات ها به سرکنسولگری آمده بود، هنگامی آخرین گفت و گوی تلفنی خود با همکارانش را قطع کرد که گفته بود:
«من محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی هستم، گروه طالبان چند ساعت پیش وارد مزارشریف شدند، خبر فوری مزارشریف سقوط کرد؛ اینجا محل کنسولگری ایران در مزارشریف است، عده ای از افراد طالبان در محوطه کنسولگری دیده می شوند به من بگویید چه وظیفه ای...»
شهید صارمی همچنین تلفنی گفته بود:
«طالبان به زور وارد کنسولگری شدند، صدای شان در حیاط به گوش می رسد، من باید بروم، باید قطع کنم...»
هنوز کسی نمی دانست طالبان دیپلمات ها و خبرنگار ایرنا را پس از چند دقیقه در زیرزمین ساختمان جمع و بدون توجه به قواعد دیپلماتیک جهانی، به شکلی بسیار مظلومانه تیرباران کرده اند.
حتی هنوز کسی نمی دانست که عصر آن روز پیکر شهدا به گودالی در خارج از کنسولگری با اهداف مشخص منتقل شده بود تا نشان دهند که این افراد در بیرون از کنسولگری بوده اند و این جنایت، کار آنان نبوده است.
تا یک ماه از سرنوشت این 9 نفر گزارشی منتشر نشد، تا این که اجساد آنان در یک گور دسته جمعی در خرابههای پشت کنسولگری پیدا شد و در روز 21 شهریور77 شهادت آنان از رسانه ها اعلام شد و امام خامنه ای 3روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند و پیکر آنان 24 شهریور 77 به تهران منتقل شد و بعد از نماز جمعه با حضور مبارک امام خامنه ای تشییع با شکوه و بی نظیری شد و سرانجام پس از 40 روز بی قراری پیکر پاک دیپلمات شهید حاج رشید پاریاوفلاح در 29شهریور77 در گلزار شهدای سیدنظام الدین قائمشهر در جوار شهدای گمنام به خاک سپرده شد.
┈┈••••✾•
۱
۳:۰۸