ا
اعضای جدید کتابخانه من
این روزها چند کتاب جذاب و الهامبخش به کتابخانهام اضافه شده که هرکدام از زاویهای متفاوت به رشد فردی، تفکر و مهارتهای حرفهای میپردازند:
از یادگیری هنر روایت و تجربهنگاری گرفته تا درک بهتر انرژی و معنا،از الهام گرفتن از سخنرانیهای تأثیرگذار TED تا نگاهی عمیقتر به روایت و توسعه فردی.
چیزی که این مجموعه را برایم خاص میکند، تنوع نگاهها و کاربردی بودن آنها در زندگی و کار روزمره است. هر کدام از این کتابها میتوانند جرقهای برای یک تغییر کوچک اما مهم باشند.
در حال حاضر بیشترین کنجکاویام درباره این است:چطور میتوانیم با روایت بهتر، تأثیرگذارتر باشیم؟و چطور انرژی و نگرشمان را در مسیر رشد هدایت کنیم؟
اگر شما هم این کتابها را خواندهاید یا پیشنهادی در همین حوزه دارید، خوشحال میشوم به اشتراک بگذارید
#کتاب #مطالعه #توسعه_فردی #رشد_حرفهای #یادگیری #LinkedIn
این روزها چند کتاب جذاب و الهامبخش به کتابخانهام اضافه شده که هرکدام از زاویهای متفاوت به رشد فردی، تفکر و مهارتهای حرفهای میپردازند:
از یادگیری هنر روایت و تجربهنگاری گرفته تا درک بهتر انرژی و معنا،از الهام گرفتن از سخنرانیهای تأثیرگذار TED تا نگاهی عمیقتر به روایت و توسعه فردی.
چیزی که این مجموعه را برایم خاص میکند، تنوع نگاهها و کاربردی بودن آنها در زندگی و کار روزمره است. هر کدام از این کتابها میتوانند جرقهای برای یک تغییر کوچک اما مهم باشند.
اگر شما هم این کتابها را خواندهاید یا پیشنهادی در همین حوزه دارید، خوشحال میشوم به اشتراک بگذارید
#کتاب #مطالعه #توسعه_فردی #رشد_حرفهای #یادگیری #LinkedIn
۶۵۶
۸:۲۴
۲۰۳
۱۵:۲۲
تورم، مالیاتی پنهان بر دوشِ فقراست — و قابلِ پیشگیری.اینجا ساده و دقیق یاد میگیریم: چرا، و چگونه.هر مفهوم در یک ویدیوی کوتاه؛ جستارهای بلندتر در وبسایت.
پول را بفهم، ثروتِ واقعی بساز.
www.earthiannotes.comhttps://t.me/earthiannotes
۵۱۵
۱۱:۴۴
از نفت همیشه خبر میآید@naftkhabarha
۱۲۷
۱۲:۳۰
۱۴۲
۱۲:۳۲
پیام به ثروتمندان ایران
اگر خانه خراب شود، دیگر فرقی نمیکند چند اتاق داشته است.
یادتان باشد که باشگاه چلسی را بدون محاکمه از رومن آبراموویچ گرفتند. آن سوی آب هم هیچ تضمینی برای امنیت اموالتان وجود ندارد.
اگر میخواهید اتاق خودتان هم باقی بماند، برای حفظ اصل خانه قدم بردارید.
چند پیشنهاد:
۱. از بانکها بخواهید وام شما از محل پسانداز واقعی مردم تأمین شود، نه از طریق خلق پول جدید که تورم ایجاد میکند. امنترین روش، تأمین مالی مستقیم از پساندازکنندگان از طریق صکوک یا قراردادهای مستقیم، از جمله سازوکارهای پیشبینی شده در ماده ۱۳۸ مکرر، است.
۲. فرار مالیاتی نکنید. کشوری که درآمد مالیاتی سالم نداشته باشد، دیر یا زود هزینه آن را همه، از جمله صاحبان سرمایه، خواهند پرداخت.
۳. دولت را به انتشار اوراق قرضه جهادی تشویق کنید. بخشی از داراییهای راکد خود، مانند ملک، ارز، سکه و طلا را به فروش برسانید و اوراق دولت بخرید تا سرمایه به جای سفتهبازی، صرف حفظ و بازسازی اقتصاد کشور شود.
۴. از دولت بخواهید بر عایدی سرمایه و سود تقسیمی مالیات وضع کند. شاید در کوتاه مدت بخشی از سود شما کاهش یابد، اما در بلندمدت ثبات اقتصادی، امنیت سرمایه و ارزش داراییهایتان حفظ خواهد شد.
۵. خودتان را با آرزوی رفع تحریم فریب ندهید. تورم، پیش از هر چیز، ریشه در سیاستهای پولی و بانکی دارد. رفع تحریمی که تنها درآمدهای ارزی را افزایش دهد و بیماری هلندی را تشدید کند، درمان نیست، بلکه میتواند درد را بیشتر کند. رفع تحریم را همراه با راهکاری برای مدیریت عایدی نفت مطالبه کنید.
۶. خودتان الفبای اقتصاد را بیاموزید و برای آموزش عمومی اقتصاد وقت بگذارید. مردم باید بدانند بیماری هلندی چیست، خلق پول چگونه انجام میشود، حجم نقدینگی چه معنایی دارد، ریشه بهره چیست، اندازه اقتصاد چگونه سنجیده میشود و سیاست نرخ بهره واقعی منفی چه اثری بر تولید، سرمایهگذاری و زندگی روزمره دارد. شما، به عنوان کسی که این مفاهیم را در عمل و در اداره بنگاه اقتصادی لمس کردهاید، میتوانید بسیاری از این مسائل را ملموستر از آموزشهای دانشگاهی برای مردم توضیح دهید.
۷. تغییر سیاست اقتصادی، بدون تغییر فهم عمومی ممکن نیست. از توان بازاریابی، ارتباطات و روایتسازی تیمهای خود برای تبیین مفاهیم اقتصادی استفاده کنید. بسیاری از اقتصاددانان در انتقال پیام به عموم جامعه موفق نیستند. اگر خود شما حاضر نیستید پنج دقیقه به یک سخنرانی تخصصی اقتصاد گوش دهید، انتظار نداشته باشید مردم چنین کنند. اقتصاد را به زبان مردم ترجمه کنید و به این گفتوگوی ملی کمک کنید.
اگر خانه بماند، اتاق شما هم خواهد ماند.
اگر خانه خراب شود، دیگر فرقی نمیکند چند اتاق داشته است.
یادتان باشد که باشگاه چلسی را بدون محاکمه از رومن آبراموویچ گرفتند. آن سوی آب هم هیچ تضمینی برای امنیت اموالتان وجود ندارد.
اگر میخواهید اتاق خودتان هم باقی بماند، برای حفظ اصل خانه قدم بردارید.
چند پیشنهاد:
۱. از بانکها بخواهید وام شما از محل پسانداز واقعی مردم تأمین شود، نه از طریق خلق پول جدید که تورم ایجاد میکند. امنترین روش، تأمین مالی مستقیم از پساندازکنندگان از طریق صکوک یا قراردادهای مستقیم، از جمله سازوکارهای پیشبینی شده در ماده ۱۳۸ مکرر، است.
۲. فرار مالیاتی نکنید. کشوری که درآمد مالیاتی سالم نداشته باشد، دیر یا زود هزینه آن را همه، از جمله صاحبان سرمایه، خواهند پرداخت.
۳. دولت را به انتشار اوراق قرضه جهادی تشویق کنید. بخشی از داراییهای راکد خود، مانند ملک، ارز، سکه و طلا را به فروش برسانید و اوراق دولت بخرید تا سرمایه به جای سفتهبازی، صرف حفظ و بازسازی اقتصاد کشور شود.
۴. از دولت بخواهید بر عایدی سرمایه و سود تقسیمی مالیات وضع کند. شاید در کوتاه مدت بخشی از سود شما کاهش یابد، اما در بلندمدت ثبات اقتصادی، امنیت سرمایه و ارزش داراییهایتان حفظ خواهد شد.
۵. خودتان را با آرزوی رفع تحریم فریب ندهید. تورم، پیش از هر چیز، ریشه در سیاستهای پولی و بانکی دارد. رفع تحریمی که تنها درآمدهای ارزی را افزایش دهد و بیماری هلندی را تشدید کند، درمان نیست، بلکه میتواند درد را بیشتر کند. رفع تحریم را همراه با راهکاری برای مدیریت عایدی نفت مطالبه کنید.
۶. خودتان الفبای اقتصاد را بیاموزید و برای آموزش عمومی اقتصاد وقت بگذارید. مردم باید بدانند بیماری هلندی چیست، خلق پول چگونه انجام میشود، حجم نقدینگی چه معنایی دارد، ریشه بهره چیست، اندازه اقتصاد چگونه سنجیده میشود و سیاست نرخ بهره واقعی منفی چه اثری بر تولید، سرمایهگذاری و زندگی روزمره دارد. شما، به عنوان کسی که این مفاهیم را در عمل و در اداره بنگاه اقتصادی لمس کردهاید، میتوانید بسیاری از این مسائل را ملموستر از آموزشهای دانشگاهی برای مردم توضیح دهید.
۷. تغییر سیاست اقتصادی، بدون تغییر فهم عمومی ممکن نیست. از توان بازاریابی، ارتباطات و روایتسازی تیمهای خود برای تبیین مفاهیم اقتصادی استفاده کنید. بسیاری از اقتصاددانان در انتقال پیام به عموم جامعه موفق نیستند. اگر خود شما حاضر نیستید پنج دقیقه به یک سخنرانی تخصصی اقتصاد گوش دهید، انتظار نداشته باشید مردم چنین کنند. اقتصاد را به زبان مردم ترجمه کنید و به این گفتوگوی ملی کمک کنید.
اگر خانه بماند، اتاق شما هم خواهد ماند.
۹۷
۹:۲۳
#لنز ۸
تجربه، همیشه شما را رهبر بهتری نمیکند
تجربه، نعمت بزرگی است. اما اگر مراقب نباشیم، همان چیزی که روزی بزرگترین سرمایه ما بوده، میتواند به بزرگترین مانع یادگیریمان تبدیل شود. سالها کار کردهایم. بارها بحران را پشت سر گذاشتهایم. صدها تصمیم گرفتهایم. کمکم ذهن ما شروع میکند به ساختن میانبُرها. دیگر لازم نیست زیاد سؤال بپرسیم. به محض دیدن یک موقعیت، احساس میکنیم پاسخ را میدانیم. شاید همینجا، خطر آغاز میشود. ادگار شاین، از برجستهترین پژوهشگران رفتار سازمانی، معتقد بود بسیاری از مدیران نه به دلیل کمبود دانش، بلکه به این دلیل دچار خطا میشوند که خیلی زود از پرسیدن دست میکشند. آنها بیشتر توضیح میدهند تا اینکه کشف کنند.بیشتر پاسخ میدهند تا اینکه گوش بدهند. بیشتر هدایت میکنند تا اینکه یاد بگیرند. در همین نقطه است که پژوهشهای جدید، مفهوم رهبری متواضع را مطرح میکنند. نه به عنوان یک فضیلت اخلاقی بلکه به عنوان یک شایستگی مدیریتی.
رهبر متواضع، کسی نیست که دانش کمتری دارد. اتفاقاً ممکن است از همه بادانشتر یا باتجربهتر باشد. اما یک تفاوت اساسی دارد: او تجربه را پایان یادگیری نمیداند. هر بار که وارد گفتوگویی میشود، این احتمال را برای خودش زنده نگه میدارد که شاید چیزی وجود داشته باشد که هنوز نمیبیند.
شاید مهمترین تفاوت میان یک مدیر معمولی و یک رهبر یادگیرنده، همین باشد. یکی از تجربه خود برای تأیید دانستههایش استفاده میکند. دیگری از همان تجربه استفاده میکند تا سؤالهای بهتری بپرسد.
پژوهشهای سالهای اخیر نیز نشان دادهاند تیمهایی که رهبرانشان چنین نگرشی دارند، بیشتر یاد میگیرند، دانش را بیشتر با هم به اشتراک میگذارند و در تصمیمگیری عملکرد بهتری دارند.
شاید به همین دلیل است که امروز، تواضع دیگر فقط یک ویژگی اخلاقی نیست. بلکه به یکی از مزیتهای رقابتی رهبران تبدیل شده است.
شاید هرچه تجربه ما بیشتر میشود، باید بیشتر مراقب یک خطر باشیم: نه اینکه پاسخها را ندانیم، بلکه اینکه خیلی زود مطمئن شویم پاسخ را میدانیم.
#سکان#هم_مسیر_ارتقای_عملکرد_سازمانها
تجربه، همیشه شما را رهبر بهتری نمیکند
تجربه، نعمت بزرگی است. اما اگر مراقب نباشیم، همان چیزی که روزی بزرگترین سرمایه ما بوده، میتواند به بزرگترین مانع یادگیریمان تبدیل شود. سالها کار کردهایم. بارها بحران را پشت سر گذاشتهایم. صدها تصمیم گرفتهایم. کمکم ذهن ما شروع میکند به ساختن میانبُرها. دیگر لازم نیست زیاد سؤال بپرسیم. به محض دیدن یک موقعیت، احساس میکنیم پاسخ را میدانیم. شاید همینجا، خطر آغاز میشود. ادگار شاین، از برجستهترین پژوهشگران رفتار سازمانی، معتقد بود بسیاری از مدیران نه به دلیل کمبود دانش، بلکه به این دلیل دچار خطا میشوند که خیلی زود از پرسیدن دست میکشند. آنها بیشتر توضیح میدهند تا اینکه کشف کنند.بیشتر پاسخ میدهند تا اینکه گوش بدهند. بیشتر هدایت میکنند تا اینکه یاد بگیرند. در همین نقطه است که پژوهشهای جدید، مفهوم رهبری متواضع را مطرح میکنند. نه به عنوان یک فضیلت اخلاقی بلکه به عنوان یک شایستگی مدیریتی.
رهبر متواضع، کسی نیست که دانش کمتری دارد. اتفاقاً ممکن است از همه بادانشتر یا باتجربهتر باشد. اما یک تفاوت اساسی دارد: او تجربه را پایان یادگیری نمیداند. هر بار که وارد گفتوگویی میشود، این احتمال را برای خودش زنده نگه میدارد که شاید چیزی وجود داشته باشد که هنوز نمیبیند.
شاید مهمترین تفاوت میان یک مدیر معمولی و یک رهبر یادگیرنده، همین باشد. یکی از تجربه خود برای تأیید دانستههایش استفاده میکند. دیگری از همان تجربه استفاده میکند تا سؤالهای بهتری بپرسد.
پژوهشهای سالهای اخیر نیز نشان دادهاند تیمهایی که رهبرانشان چنین نگرشی دارند، بیشتر یاد میگیرند، دانش را بیشتر با هم به اشتراک میگذارند و در تصمیمگیری عملکرد بهتری دارند.
شاید به همین دلیل است که امروز، تواضع دیگر فقط یک ویژگی اخلاقی نیست. بلکه به یکی از مزیتهای رقابتی رهبران تبدیل شده است.
شاید هرچه تجربه ما بیشتر میشود، باید بیشتر مراقب یک خطر باشیم: نه اینکه پاسخها را ندانیم، بلکه اینکه خیلی زود مطمئن شویم پاسخ را میدانیم.
#سکان#هم_مسیر_ارتقای_عملکرد_سازمانها
۶۵
۱۴:۰۳
خیلی از ما فکر میکنیم هر بار که با بجران، رخداد و یا چالش جدیدی روبه رو میشویم، «تجربه» کسب کرده ایم. اما اشتباه میکنیم.
۱. تعریف کلی (Definition):
· تجربه (Experience): به معنای دانش، مهارت یا درکی است که انسان در اثر تکرار، گذر زمان و انجام مکرر یک کار به دست میآورد. تجربه یک فرآیند تدریجی و انباشتی است دکتر عبدالکریم سروش مشاهدات تکرار پذیر را تجربه می نامد .
· مواجهه (Confrontation/Encounter): به معنای روبرو شدن با یک موقعیت، شخص یا پدیده خاص است، بدون اینکه لزوماً آن موقعیت قبلاً تکرار شده باشد. مواجهه یک رخداد نقطه ای و لحظه ای است. اساسا مشاهدات تکرار ناپذیر را از سوی دیگر دکتر عبدالکریم سروش مواحهه می نامدبیایید صادق باشیم:بسیاری از ما سالهاست یک مسئله را هزار بار «مواجهه» میشویم، اما چون یاد نمیگیریم، همان مسئله را هزار بار اشتباه میکنیم. این تجربه نیست؛ این تکرارِ فراموشیست.
۲. ماهیت (Nature):· تجربه: ماهیتی اکتسابی و بلندمدت دارد. شما برای کسب تجربه نیاز به زمان و تکرار دارید (مثلاً ۱۰ سال تجربه کاری)تجربه وقتی به مرز تکرار بی هدف نرسد و با تفکر و تحلیل همراه شود، به مهارت بدل میگردد. مهارت یعنی: «من نه فقط این موقعیت را میشناسم، بلکه میتوانم روی آن تأثیر بگذارم و آن را کنترل کنم.»
نظام مند کردن مهارتها = علم (Knowledge/Science) – "قانونِ صحنه"
· وقتی مهارتهای متعدد از تجربه های گوناگون را با اصول کلی و چارچوب نظری سازماندهی کنید، به علم میرسید.
علم یعنی: «من قواعد حاکم بر این صحنه را کشف کرده ام و میتوانم به دیگران هم آموزش بدهم.»-
روش علم، تجربه و مشاهده است و اما نه تحربه شخصی و درونی (تحارب عارفان مالامال است از تحربه های درونی که هیچکس جز شخص عارف در آن شرکت ندارد زبانی هم برای بیان و نوصیف این دریافت های عرفانی ساخته نشده است) تجارب علمی، تجربه ای است که در دسترس همه کس باشد تحربه ای سنجیده و بسامان.
و علم همان چیزیست که شما را از یک مجری به یک متخصص، و از یک متخصص به یک مرجع تبدیل میکند..مواجهه: ماهیتی ناگهانی و آنی دارد. مواجهه در یک لحظه خاص اتفاق میافتد، حتی اگر آن لحظه بسیار کوتاه باشد (مثلاً مواجهه با یک خطر ناگهانی).
مواجهه فقط یک برخورد لحظه ای و خام است.اگر یادگیری (آگاهانه) در این لحظه اتفاق نیفتد، همین لحظه از بین میرود و به فراموشی سپرده میشود.اگر تکرار نشود، یک "اتفاق" میماند، نه یک "دارایی" برای انسان.
۳. نقش اراده و انتخاب (Will & Choice):· تجربه: اغلب با اراده و برنامه ریزی همراه است. شما میتوانید تصمیم بگیرید که تجربه ای کسب کنید (مثلاً دوره آموزشی بروید).· مواجهه: گاهی اجتناب ناپذیر و غیرارادی است. شما ممکن است بدون خواست خود با یک بحران، یک بیماری یا یک آدم خاص مواجه شوید.
۴. نتیجه و خروجی (Outcome):· تجربه: خروجی آن تبدیل به حکمت، مهارت و پختگی است. تجربه باعث میشود شما در موقعیتهای مشابه، بهتر تصمیم بگیرید.· مواجهه: خروجی آن آشکار شدن واکنش واقعی شما است. مواجهه ماهیت شما را در آن لحظه خاص نشان میدهد، حتی اگر تجربه قبلی نداشته باشید.
۵. نسبت آنها با یکدیگر (The Relationship):· مهمترین نکته این است که مواجهه، بستر زایش تجربه است. شما تا با چیزی مواجه نشوید، نمیتوانید از آن تجربه کسب کنید. در واقع، مواجهه، جرقه اولیه است و تجربه، حاصل پردازش آن جرقه در طول زمان.
خلاصه در یک جمله:مواجهه دیدنِ صحنه نبرد است، اما تجربه دانستنِ اینکه در نبرد بعدی چگونه شمشیر بزنی
مواجهه = دیدن صحنه
تکرار + یادگیری = تجربه
تحلیل و تعمیم تجربه = مهارت
نظاممند کردن مهارتها = علم
پیام من به شما:
برخی هر روز سر کار میروند و فقط «مواجهه» را تکرار میکنند، پس از ۱۰ سال هنوز یک سال را ۱۰ بار تکرار کرده اند، نه اینکه ۱۰ سال تجربه داشته باشند.
از فردا، هر مواجهه ای را با یادگیری همراه کنید.از هر اشتباه، بازخورد بگیرید.از هر تکرار، «گزارش» بنویسید.
تا تبدیل شوید از کسی که فقط صحنه را میبیند، به کسی که قوانین صحنه را مینویسد.
شما در کدام مرحله ایستاده اید؟آیا هنوز درگیر مواجهه های تکراری هستید یا توانسته اید آنها را به علم و مهارت تبدیل کنید؟
#تجربه_یا_تکرار#یادگیری_مستمر#توسعه_فردی#مواجهه_تا_علم
۱. تعریف کلی (Definition):
· تجربه (Experience): به معنای دانش، مهارت یا درکی است که انسان در اثر تکرار، گذر زمان و انجام مکرر یک کار به دست میآورد. تجربه یک فرآیند تدریجی و انباشتی است دکتر عبدالکریم سروش مشاهدات تکرار پذیر را تجربه می نامد .
· مواجهه (Confrontation/Encounter): به معنای روبرو شدن با یک موقعیت، شخص یا پدیده خاص است، بدون اینکه لزوماً آن موقعیت قبلاً تکرار شده باشد. مواجهه یک رخداد نقطه ای و لحظه ای است. اساسا مشاهدات تکرار ناپذیر را از سوی دیگر دکتر عبدالکریم سروش مواحهه می نامدبیایید صادق باشیم:بسیاری از ما سالهاست یک مسئله را هزار بار «مواجهه» میشویم، اما چون یاد نمیگیریم، همان مسئله را هزار بار اشتباه میکنیم. این تجربه نیست؛ این تکرارِ فراموشیست.
۲. ماهیت (Nature):· تجربه: ماهیتی اکتسابی و بلندمدت دارد. شما برای کسب تجربه نیاز به زمان و تکرار دارید (مثلاً ۱۰ سال تجربه کاری)تجربه وقتی به مرز تکرار بی هدف نرسد و با تفکر و تحلیل همراه شود، به مهارت بدل میگردد. مهارت یعنی: «من نه فقط این موقعیت را میشناسم، بلکه میتوانم روی آن تأثیر بگذارم و آن را کنترل کنم.»
نظام مند کردن مهارتها = علم (Knowledge/Science) – "قانونِ صحنه"
· وقتی مهارتهای متعدد از تجربه های گوناگون را با اصول کلی و چارچوب نظری سازماندهی کنید، به علم میرسید.
علم یعنی: «من قواعد حاکم بر این صحنه را کشف کرده ام و میتوانم به دیگران هم آموزش بدهم.»-
روش علم، تجربه و مشاهده است و اما نه تحربه شخصی و درونی (تحارب عارفان مالامال است از تحربه های درونی که هیچکس جز شخص عارف در آن شرکت ندارد زبانی هم برای بیان و نوصیف این دریافت های عرفانی ساخته نشده است) تجارب علمی، تجربه ای است که در دسترس همه کس باشد تحربه ای سنجیده و بسامان.
و علم همان چیزیست که شما را از یک مجری به یک متخصص، و از یک متخصص به یک مرجع تبدیل میکند..مواجهه: ماهیتی ناگهانی و آنی دارد. مواجهه در یک لحظه خاص اتفاق میافتد، حتی اگر آن لحظه بسیار کوتاه باشد (مثلاً مواجهه با یک خطر ناگهانی).
مواجهه فقط یک برخورد لحظه ای و خام است.اگر یادگیری (آگاهانه) در این لحظه اتفاق نیفتد، همین لحظه از بین میرود و به فراموشی سپرده میشود.اگر تکرار نشود، یک "اتفاق" میماند، نه یک "دارایی" برای انسان.
۳. نقش اراده و انتخاب (Will & Choice):· تجربه: اغلب با اراده و برنامه ریزی همراه است. شما میتوانید تصمیم بگیرید که تجربه ای کسب کنید (مثلاً دوره آموزشی بروید).· مواجهه: گاهی اجتناب ناپذیر و غیرارادی است. شما ممکن است بدون خواست خود با یک بحران، یک بیماری یا یک آدم خاص مواجه شوید.
۴. نتیجه و خروجی (Outcome):· تجربه: خروجی آن تبدیل به حکمت، مهارت و پختگی است. تجربه باعث میشود شما در موقعیتهای مشابه، بهتر تصمیم بگیرید.· مواجهه: خروجی آن آشکار شدن واکنش واقعی شما است. مواجهه ماهیت شما را در آن لحظه خاص نشان میدهد، حتی اگر تجربه قبلی نداشته باشید.
۵. نسبت آنها با یکدیگر (The Relationship):· مهمترین نکته این است که مواجهه، بستر زایش تجربه است. شما تا با چیزی مواجه نشوید، نمیتوانید از آن تجربه کسب کنید. در واقع، مواجهه، جرقه اولیه است و تجربه، حاصل پردازش آن جرقه در طول زمان.
خلاصه در یک جمله:مواجهه دیدنِ صحنه نبرد است، اما تجربه دانستنِ اینکه در نبرد بعدی چگونه شمشیر بزنی
پیام من به شما:
برخی هر روز سر کار میروند و فقط «مواجهه» را تکرار میکنند، پس از ۱۰ سال هنوز یک سال را ۱۰ بار تکرار کرده اند، نه اینکه ۱۰ سال تجربه داشته باشند.
از فردا، هر مواجهه ای را با یادگیری همراه کنید.از هر اشتباه، بازخورد بگیرید.از هر تکرار، «گزارش» بنویسید.
تا تبدیل شوید از کسی که فقط صحنه را میبیند، به کسی که قوانین صحنه را مینویسد.
شما در کدام مرحله ایستاده اید؟آیا هنوز درگیر مواجهه های تکراری هستید یا توانسته اید آنها را به علم و مهارت تبدیل کنید؟
#تجربه_یا_تکرار#یادگیری_مستمر#توسعه_فردی#مواجهه_تا_علم
۶۲
۱۶:۱۸
خیلی از ما فکر میکنیم هر بار که با بجران، رخداد و یا چالش جدیدی روبه رو میشویم، «تجربه» کسب کرده ایم. اما اشتباه میکنیم.
۱. تعریف کلی (Definition):
· تجربه (Experience): به معنای دانش، مهارت یا درکی است که انسان در اثر تکرار، گذر زمان و انجام مکرر یک کار به دست میآورد. تجربه یک فرآیند تدریجی و انباشتی است دکتر عبدالکریم سروش مشاهدات تکرار پذیر را تجربه می نامد .
· مواجهه (Confrontation/Encounter): به معنای روبرو شدن با یک موقعیت، شخص یا پدیده خاص است، بدون اینکه لزوماً آن موقعیت قبلاً تکرار شده باشد. مواجهه یک رخداد نقطه ای و لحظه ای است. اساسا مشاهدات تکرار ناپذیر را از سوی دیگر دکتر عبدالکریم سروش مواحهه می نامدبیایید صادق باشیم:بسیاری از ما سالهاست یک مسئله را هزار بار «مواجهه» میشویم، اما چون یاد نمیگیریم، همان مسئله را هزار بار اشتباه میکنیم. این تجربه نیست؛ این تکرارِ فراموشیست.
۲. ماهیت (Nature):· تجربه: ماهیتی اکتسابی و بلندمدت دارد. شما برای کسب تجربه نیاز به زمان و تکرار دارید (مثلاً ۱۰ سال تجربه کاری)تجربه وقتی به مرز تکرار بی هدف نرسد و با تفکر و تحلیل همراه شود، به مهارت بدل میگردد. مهارت یعنی: «من نه فقط این موقعیت را میشناسم، بلکه میتوانم روی آن تأثیر بگذارم و آن را کنترل کنم.»
نظام مند کردن مهارتها = علم (Knowledge/Science) – "قانونِ صحنه"
· وقتی مهارتهای متعدد از تجربه های گوناگون را با اصول کلی و چارچوب نظری سازماندهی کنید، به علم میرسید.
علم یعنی: «من قواعد حاکم بر این صحنه را کشف کرده ام و میتوانم به دیگران هم آموزش بدهم.»-
روش علم، تجربه و مشاهده است و اما نه تحربه شخصی و درونی (تحارب عارفان مالامال است از تحربه های درونی که هیچکس جز شخص عارف در آن شرکت ندارد زبانی هم برای بیان و نوصیف این دریافت های عرفانی ساخته نشده است) تجارب علمی، تجربه ای است که در دسترس همه کس باشد تحربه ای سنجیده و بسامان.
و علم همان چیزیست که شما را از یک مجری به یک متخصص، و از یک متخصص به یک مرجع تبدیل میکند..مواجهه: ماهیتی ناگهانی و آنی دارد. مواجهه در یک لحظه خاص اتفاق میافتد، حتی اگر آن لحظه بسیار کوتاه باشد (مثلاً مواجهه با یک خطر ناگهانی).
مواجهه فقط یک برخورد لحظه ای و خام است.اگر یادگیری (آگاهانه) در این لحظه اتفاق نیفتد، همین لحظه از بین میرود و به فراموشی سپرده میشود.اگر تکرار نشود، یک "اتفاق" میماند، نه یک "دارایی" برای انسان.
۳. نقش اراده و انتخاب (Will & Choice):· تجربه: اغلب با اراده و برنامه ریزی همراه است. شما میتوانید تصمیم بگیرید که تجربه ای کسب کنید (مثلاً دوره آموزشی بروید).· مواجهه: گاهی اجتناب ناپذیر و غیرارادی است. شما ممکن است بدون خواست خود با یک بحران، یک بیماری یا یک آدم خاص مواجه شوید.
۴. نتیجه و خروجی (Outcome):· تجربه: خروجی آن تبدیل به حکمت، مهارت و پختگی است. تجربه باعث میشود شما در موقعیتهای مشابه، بهتر تصمیم بگیرید.· مواجهه: خروجی آن آشکار شدن واکنش واقعی شما است. مواجهه ماهیت شما را در آن لحظه خاص نشان میدهد، حتی اگر تجربه قبلی نداشته باشید.
۵. نسبت آنها با یکدیگر (The Relationship):· مهمترین نکته این است که مواجهه، بستر زایش تجربه است. شما تا با چیزی مواجه نشوید، نمیتوانید از آن تجربه کسب کنید. در واقع، مواجهه، جرقه اولیه است و تجربه، حاصل پردازش آن جرقه در طول زمان.
خلاصه در یک جمله:مواجهه دیدنِ صحنه نبرد است، اما تجربه دانستنِ اینکه در نبرد بعدی چگونه شمشیر بزنی
مواجهه = دیدن صحنه
تکرار + یادگیری = تجربه
تحلیل و تعمیم تجربه = مهارت
نظاممند کردن مهارتها = علم
پیام من به شما:
برخی هر روز سر کار میروند و فقط «مواجهه» را تکرار میکنند، پس از ۱۰ سال هنوز یک سال را ۱۰ بار تکرار کرده اند، نه اینکه ۱۰ سال تجربه داشته باشند.
از فردا، هر مواجهه ای را با یادگیری همراه کنید.از هر اشتباه، بازخورد بگیرید.از هر تکرار، «گزارش» بنویسید.
تا تبدیل شوید از کسی که فقط صحنه را میبیند، به کسی که قوانین صحنه را مینویسد.
شما در کدام مرحله ایستاده اید؟آیا هنوز درگیر مواجهه های تکراری هستید یا توانسته اید آنها را به علم و مهارت تبدیل کنید؟
#تجربه_یا_تکرار#یادگیری_مستمر#توسعه_فردی#مواجهه_تا_علم
۱. تعریف کلی (Definition):
· تجربه (Experience): به معنای دانش، مهارت یا درکی است که انسان در اثر تکرار، گذر زمان و انجام مکرر یک کار به دست میآورد. تجربه یک فرآیند تدریجی و انباشتی است دکتر عبدالکریم سروش مشاهدات تکرار پذیر را تجربه می نامد .
· مواجهه (Confrontation/Encounter): به معنای روبرو شدن با یک موقعیت، شخص یا پدیده خاص است، بدون اینکه لزوماً آن موقعیت قبلاً تکرار شده باشد. مواجهه یک رخداد نقطه ای و لحظه ای است. اساسا مشاهدات تکرار ناپذیر را از سوی دیگر دکتر عبدالکریم سروش مواحهه می نامدبیایید صادق باشیم:بسیاری از ما سالهاست یک مسئله را هزار بار «مواجهه» میشویم، اما چون یاد نمیگیریم، همان مسئله را هزار بار اشتباه میکنیم. این تجربه نیست؛ این تکرارِ فراموشیست.
۲. ماهیت (Nature):· تجربه: ماهیتی اکتسابی و بلندمدت دارد. شما برای کسب تجربه نیاز به زمان و تکرار دارید (مثلاً ۱۰ سال تجربه کاری)تجربه وقتی به مرز تکرار بی هدف نرسد و با تفکر و تحلیل همراه شود، به مهارت بدل میگردد. مهارت یعنی: «من نه فقط این موقعیت را میشناسم، بلکه میتوانم روی آن تأثیر بگذارم و آن را کنترل کنم.»
نظام مند کردن مهارتها = علم (Knowledge/Science) – "قانونِ صحنه"
· وقتی مهارتهای متعدد از تجربه های گوناگون را با اصول کلی و چارچوب نظری سازماندهی کنید، به علم میرسید.
علم یعنی: «من قواعد حاکم بر این صحنه را کشف کرده ام و میتوانم به دیگران هم آموزش بدهم.»-
روش علم، تجربه و مشاهده است و اما نه تحربه شخصی و درونی (تحارب عارفان مالامال است از تحربه های درونی که هیچکس جز شخص عارف در آن شرکت ندارد زبانی هم برای بیان و نوصیف این دریافت های عرفانی ساخته نشده است) تجارب علمی، تجربه ای است که در دسترس همه کس باشد تحربه ای سنجیده و بسامان.
و علم همان چیزیست که شما را از یک مجری به یک متخصص، و از یک متخصص به یک مرجع تبدیل میکند..مواجهه: ماهیتی ناگهانی و آنی دارد. مواجهه در یک لحظه خاص اتفاق میافتد، حتی اگر آن لحظه بسیار کوتاه باشد (مثلاً مواجهه با یک خطر ناگهانی).
مواجهه فقط یک برخورد لحظه ای و خام است.اگر یادگیری (آگاهانه) در این لحظه اتفاق نیفتد، همین لحظه از بین میرود و به فراموشی سپرده میشود.اگر تکرار نشود، یک "اتفاق" میماند، نه یک "دارایی" برای انسان.
۳. نقش اراده و انتخاب (Will & Choice):· تجربه: اغلب با اراده و برنامه ریزی همراه است. شما میتوانید تصمیم بگیرید که تجربه ای کسب کنید (مثلاً دوره آموزشی بروید).· مواجهه: گاهی اجتناب ناپذیر و غیرارادی است. شما ممکن است بدون خواست خود با یک بحران، یک بیماری یا یک آدم خاص مواجه شوید.
۴. نتیجه و خروجی (Outcome):· تجربه: خروجی آن تبدیل به حکمت، مهارت و پختگی است. تجربه باعث میشود شما در موقعیتهای مشابه، بهتر تصمیم بگیرید.· مواجهه: خروجی آن آشکار شدن واکنش واقعی شما است. مواجهه ماهیت شما را در آن لحظه خاص نشان میدهد، حتی اگر تجربه قبلی نداشته باشید.
۵. نسبت آنها با یکدیگر (The Relationship):· مهمترین نکته این است که مواجهه، بستر زایش تجربه است. شما تا با چیزی مواجه نشوید، نمیتوانید از آن تجربه کسب کنید. در واقع، مواجهه، جرقه اولیه است و تجربه، حاصل پردازش آن جرقه در طول زمان.
خلاصه در یک جمله:مواجهه دیدنِ صحنه نبرد است، اما تجربه دانستنِ اینکه در نبرد بعدی چگونه شمشیر بزنی
پیام من به شما:
برخی هر روز سر کار میروند و فقط «مواجهه» را تکرار میکنند، پس از ۱۰ سال هنوز یک سال را ۱۰ بار تکرار کرده اند، نه اینکه ۱۰ سال تجربه داشته باشند.
از فردا، هر مواجهه ای را با یادگیری همراه کنید.از هر اشتباه، بازخورد بگیرید.از هر تکرار، «گزارش» بنویسید.
تا تبدیل شوید از کسی که فقط صحنه را میبیند، به کسی که قوانین صحنه را مینویسد.
شما در کدام مرحله ایستاده اید؟آیا هنوز درگیر مواجهه های تکراری هستید یا توانسته اید آنها را به علم و مهارت تبدیل کنید؟
#تجربه_یا_تکرار#یادگیری_مستمر#توسعه_فردی#مواجهه_تا_علم
۱۴۷
۱۶:۲۱
به اطلاع جامعهی علمی، اقتصادی و فنی کشور میرساند:
گروهی از پژوهشگران، مدلی متنباز برای مهار تورم مزمن ایران ارائه دادهاند. این پروژه با عنوان «جهاد با مال»، در مخزن زیر در دسترس عموم قرار گرفته است:
ادعای مرکزی: تورم مزمن ایران، پیامدِ شیوهی تأمین کسری بودجه از طریق پایهی پولی است. راهکار پیشنهادی، انتقال کامل به تأمین از طریق قرض داوطلبانه (حراج اوراق بدون سقف) و مالیات عادلانه است.
این ادعا ابطالپذیر طراحی شده و گزارش بهصراحت معیار شکست خود را اعلام کرده است.
دعوت به مشارکت:
۱۴۱
۱۲:۵۹