فلسفه و جنگ رمضان
این قسمت: مذاکره با آمریکا؟! بررسی فلسفی- تاریخی اندیشه امپریالیسم
به روایت استاد سراجی پورــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگرچه در دنیای امروز مذاکره و گفتگو امر عقلانی و منطقی است اما مذاکره میان ایران و آمریکا در جنگ رمضان به دلیل بنیادهای فکری سلطه طلبی و امپریالیستی آمریکا و غرب نتیجه بخش نیست . منظومه فکری آمریکا در مذاکره با ایران مبانی فلسفی و سیاسی دارد .که ریشه در اندیشه فیلسوفان مغرب زمین دارد. هدف ایران از مذاکره رسیدن به حقوق حقه خود و در طرف دیگر هدف اعمال قدرت برای بدست آوردن منافع بیشتر و به عبارت دیگر ادامه طریق استعمار است.
سوال این است که این نگاه استعمار گرانه و سلطه طلبانه و منفعت طلبانه از کدام اندیشه سرچشمه گرفته است؟
واقعیت این است که مبانی فکری سلطه و منفعت طلبی گاهی غیر مستقیم و گاهی مستقیما از سوی فیلسوفان مطرح شده. برخی از فیلسوفان نمیدانستند که قرار است اندیشه های آنان در شکل گیری سیاست های استعماری موثر باشد اما به نحو غیر مستقیم از برخی اندیشه های آنها بعنوان مبنایی برای توجیه رفتار های سیاسی استعمار گرانه و سلطه طلبانه استفاده شده است. در ادامه به به برخی عناصر مبنایی نظام سلطه و استعمار غربی اشاره می شود:
محوریت قدرت : توماس هابز معتقد است سلطه طلبی و گسترش قدرت ،ضامن امنیت و بقا در نظام بی دولت جهان است. این منطق بعدها در قرن های 18 و 19 در تحلیل های امپریالیسم اروپایی دیده می شود. با این تحلیل که کشورها برای حفظ امنیت و منابع خود حق دارند ملتهای دیگر را کنترل یا استثمار کنند. البته این تحلیلی است که از اندیشه هابز اخذ شده است زیرا قدرت معانی متعددی دارد.
از نظر هابز انسان موجودی ذاتا خودخواه است و در پی برتری و حفظ امنیت خود می باشد بنابراین سلطه جویی و تصرف یک رفتار طبیعی قلمداد می شود.
از نظر فرانتس فانون و ادوارد سعيد اين ديدگاه هابز مبناي مدرنيته اي است كه به جاي گفت و گو ،نظم از طريق اقتدار و قهر را به دنبال دارد .در خوانش هاي فلسفي بعد، هابز به پايه گذار فلسفه قدرت محور شناخته مي شود.
ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻧﮋادي :ﺟﺎن ﻻك در ﮐﺘﺎب دو رﺳﺎﻟﻪ در ﺑﺎب ﺣﮑﻮﻣﺖ، اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ را ﺑﻪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ داراي ﺗﻤﺪن ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ دارﻧﺪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎي ﻣﺘﻤﺪن ﮐﻪ ﻏﺮﺑﯽ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺣﻖ دارﻧﺪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎي داراي زﻧﺪﮔﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ را در ﺧﺪﻣﺖ ﺧﻮد ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺣﺘﯽ ﺗﻼش ﺷﺪ ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻧﮋادي در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻋﻠﻤﯽ رخ ﺑﻨﻤﺎﯾﺪ ﯾﻌﻨﯽ داﻧﺸﻤﻨﺪاﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﯿﻖ و اﺛﺒﺎت ﺑﺮﺗﺮي ﺗﮋاد ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻗﻮه درك ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ آن ادﻋﺎﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ داﻧﺸﻤﻨﺪان دﯾﮕﺮ ﻣﺮدود ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ. اﺳﺘﺮﯾﮑﻠﻨﺪ اﺳﺘﺎد ﻓﻠﺴﻔﻪ داﻧﺸﮕﺎه منچستر ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻓﻠﺴﻔﻪ اروﭘﺎﯾﯽ ﻋﻤﯿﻘﺎ ﻧﮋادﭘﺮﺳﺘﺎﻧﻪ اﺳﺖ و ﮐﺎﻧﺖ و ﻫﮕﻞ اﻧﺪﯾﺸﻪ را ﻓﻘﻂ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ژرﻣﻦ ﻫﺎي ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ از ﺗﻔﮑﺮ، اﻣﺮي ﻧﮋادي و ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ.
ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻃﻠﺒﯽ: ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻃﻠﺒﯽ در آرای ﻣﺎﮐﯿﺎول ﻣﺸﻬﻮد اﺳﺖ او از رذاﯾﻞ اﺧﻼﻗﯽ و اﻋﻤﺎل ﻏﯿﺮ اﻧﺴﺎﻧﯽ در راﺳﺘﺎی ﺣﻔﻆ ﻗﺪرت ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﺮد و ﺳﯿﺎﺳﺖ را از اﺧﻼق ﺟﺪا ﮐﺮد. از ﻧﻈﺮ او در ﻋﺮﺻﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ، ﻫﺪف وﺳﯿﻠﻪ را ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﺮای ﺣﻔﻆ ﻗﺪرت ﻣﺠﺎز اﺳﺖ. او اﺻﻮل ده ﮔﺎﻧﻪ ای در اﯾﻦ زمینه دارد: ۱. در پی سود خود باش. ۲.ﺟﺰ ﺧﻮﯾﺶ ﻫﯿﭽﮑﺲ را ﻣﺤﺘﺮم ﻧﺸﻤﺎر ۳.ﺑﺪی ﮐﻦ اﻣﺎ واﻧﻤﻮد ﮐﻦ ﮐﻪ نیکی میکنی ۴.ﺣﺮﯾﺺ ﺑﺎش و آﻧﭽﻪ را ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯽ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻦ ۵.در ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﯽ دﯾﮕﺮان را ﺑﻔﺮﯾﺐ ۶.ﺧﺸﻦ ﺑﺎش ۷.خسیس باش ۸.دﺷﻤﻨﺎﻧﺖ را ﺑﮑﺶ ۹.ﺑﻪ زور ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﻮ ﻧﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ۱۰.ﻫﻤﻪ ﺗﻼش ﺧﻮد را در ﺟﻨﮓ متمرکز کن. از ﻧﻈﺮ ﻣﺎﮐﯿﺎول ﻓﺮد ﭼﻨﺎن ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﻮد ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ دﯾﮕﺮان را ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺧﻮد فریب میدهد. ﻓﺮد در اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﺎﮐﯿﺎول ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺖ و اﯾﺜﺎر اﻋﺘﻘﺎدی ﻧﺪارد و نتیجه برد-برد در ﻣﯿﺎن اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪارد.
رفتارهای غربیان در دهه اخیر :نسل کشی در غزه ، استثمار عراق، لیبی و سوریه بخوبی اثبات می کند: مادامیکه ایران به دنبال حق خود براساس موازین انسانی و اخلاقی در مذاکره است با آمریکا که به دنبال منفعت طلبی ، قدرت طلبی و تفکر برتری نژادی بر ملیتهای دیگر است، مذاکره برد-برد بی معناست .
#فلسفه_و_جنگ#فلسفه_در_میدان__انجمن فلسفه و کلام دانشگاه امام صادق (علیه السلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
اگرچه در دنیای امروز مذاکره و گفتگو امر عقلانی و منطقی است اما مذاکره میان ایران و آمریکا در جنگ رمضان به دلیل بنیادهای فکری سلطه طلبی و امپریالیستی آمریکا و غرب نتیجه بخش نیست . منظومه فکری آمریکا در مذاکره با ایران مبانی فلسفی و سیاسی دارد .که ریشه در اندیشه فیلسوفان مغرب زمین دارد. هدف ایران از مذاکره رسیدن به حقوق حقه خود و در طرف دیگر هدف اعمال قدرت برای بدست آوردن منافع بیشتر و به عبارت دیگر ادامه طریق استعمار است.
سوال این است که این نگاه استعمار گرانه و سلطه طلبانه و منفعت طلبانه از کدام اندیشه سرچشمه گرفته است؟
واقعیت این است که مبانی فکری سلطه و منفعت طلبی گاهی غیر مستقیم و گاهی مستقیما از سوی فیلسوفان مطرح شده. برخی از فیلسوفان نمیدانستند که قرار است اندیشه های آنان در شکل گیری سیاست های استعماری موثر باشد اما به نحو غیر مستقیم از برخی اندیشه های آنها بعنوان مبنایی برای توجیه رفتار های سیاسی استعمار گرانه و سلطه طلبانه استفاده شده است. در ادامه به به برخی عناصر مبنایی نظام سلطه و استعمار غربی اشاره می شود:
محوریت قدرت : توماس هابز معتقد است سلطه طلبی و گسترش قدرت ،ضامن امنیت و بقا در نظام بی دولت جهان است. این منطق بعدها در قرن های 18 و 19 در تحلیل های امپریالیسم اروپایی دیده می شود. با این تحلیل که کشورها برای حفظ امنیت و منابع خود حق دارند ملتهای دیگر را کنترل یا استثمار کنند. البته این تحلیلی است که از اندیشه هابز اخذ شده است زیرا قدرت معانی متعددی دارد.
از نظر هابز انسان موجودی ذاتا خودخواه است و در پی برتری و حفظ امنیت خود می باشد بنابراین سلطه جویی و تصرف یک رفتار طبیعی قلمداد می شود.
از نظر فرانتس فانون و ادوارد سعيد اين ديدگاه هابز مبناي مدرنيته اي است كه به جاي گفت و گو ،نظم از طريق اقتدار و قهر را به دنبال دارد .در خوانش هاي فلسفي بعد، هابز به پايه گذار فلسفه قدرت محور شناخته مي شود.
ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻧﮋادي :ﺟﺎن ﻻك در ﮐﺘﺎب دو رﺳﺎﻟﻪ در ﺑﺎب ﺣﮑﻮﻣﺖ، اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ را ﺑﻪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ داراي ﺗﻤﺪن ﻫﺴﺘﻨﺪ و اﻧﺴﺎﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ زﻧﺪﮔﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ دارﻧﺪ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎي ﻣﺘﻤﺪن ﮐﻪ ﻏﺮﺑﯽ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺣﻖ دارﻧﺪ اﻧﺴﺎﻧﻬﺎي داراي زﻧﺪﮔﯽ ﻃﺒﯿﻌﯽ را در ﺧﺪﻣﺖ ﺧﻮد ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ. ﺣﺘﯽ ﺗﻼش ﺷﺪ ﺗﺒﻌﯿﺾ ﻧﮋادي در ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﻋﻠﻤﯽ رخ ﺑﻨﻤﺎﯾﺪ ﯾﻌﻨﯽ داﻧﺸﻤﻨﺪاﻧﯽ ﺑﻪ ﺗﺤﻘﯿﻖ و اﺛﺒﺎت ﺑﺮﺗﺮي ﺗﮋاد ﺳﻔﯿﺪ ﺑﻪ ﻟﺤﺎظ ﻗﻮه درك ﭘﺮداﺧﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻌﺪﻫﺎ آن ادﻋﺎﻫﺎ ﺗﻮﺳﻂ داﻧﺸﻤﻨﺪان دﯾﮕﺮ ﻣﺮدود ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ. اﺳﺘﺮﯾﮑﻠﻨﺪ اﺳﺘﺎد ﻓﻠﺴﻔﻪ داﻧﺸﮕﺎه منچستر ﻣﻌﺘﻘﺪ اﺳﺖ ﻓﻠﺴﻔﻪ اروﭘﺎﯾﯽ ﻋﻤﯿﻘﺎ ﻧﮋادﭘﺮﺳﺘﺎﻧﻪ اﺳﺖ و ﮐﺎﻧﺖ و ﻫﮕﻞ اﻧﺪﯾﺸﻪ را ﻓﻘﻂ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ژرﻣﻦ ﻫﺎي ﺳﻔﯿﺪ ﻣﯽداﻧﺴﺘﻨﺪ ﺑﺪﯾﻦ ﺗﺮﺗﯿﺐ ﻏﺮﺑﯽﻫﺎ از ﺗﻔﮑﺮ، اﻣﺮي ﻧﮋادي و ﺟﻐﺮاﻓﯿﺎﯾﯽ ﺳﺎﺧﺘﻨﺪ.
ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻃﻠﺒﯽ: ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺣﺲ ﻣﻨﻔﻌﺖ ﻃﻠﺒﯽ در آرای ﻣﺎﮐﯿﺎول ﻣﺸﻬﻮد اﺳﺖ او از رذاﯾﻞ اﺧﻼﻗﯽ و اﻋﻤﺎل ﻏﯿﺮ اﻧﺴﺎﻧﯽ در راﺳﺘﺎی ﺣﻔﻆ ﻗﺪرت ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﺮد و ﺳﯿﺎﺳﺖ را از اﺧﻼق ﺟﺪا ﮐﺮد. از ﻧﻈﺮ او در ﻋﺮﺻﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ، ﻫﺪف وﺳﯿﻠﻪ را ﺗﻮﺟﯿﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ و ﺗﻮﺳﻞ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻋﻤﻠﯽ ﺑﺮای ﺣﻔﻆ ﻗﺪرت ﻣﺠﺎز اﺳﺖ. او اﺻﻮل ده ﮔﺎﻧﻪ ای در اﯾﻦ زمینه دارد: ۱. در پی سود خود باش. ۲.ﺟﺰ ﺧﻮﯾﺶ ﻫﯿﭽﮑﺲ را ﻣﺤﺘﺮم ﻧﺸﻤﺎر ۳.ﺑﺪی ﮐﻦ اﻣﺎ واﻧﻤﻮد ﮐﻦ ﮐﻪ نیکی میکنی ۴.ﺣﺮﯾﺺ ﺑﺎش و آﻧﭽﻪ را ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﯽ ﺗﺼﺎﺣﺐ ﮐﻦ ۵.در ﻫﺮ ﻓﺮﺻﺘﯽ دﯾﮕﺮان را ﺑﻔﺮﯾﺐ ۶.ﺧﺸﻦ ﺑﺎش ۷.خسیس باش ۸.دﺷﻤﻨﺎﻧﺖ را ﺑﮑﺶ ۹.ﺑﻪ زور ﻣﺘﻮﺳﻞ ﺷﻮ ﻧﻪ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ۱۰.ﻫﻤﻪ ﺗﻼش ﺧﻮد را در ﺟﻨﮓ متمرکز کن. از ﻧﻈﺮ ﻣﺎﮐﯿﺎول ﻓﺮد ﭼﻨﺎن ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﺧﻮد ﻣﺘﻤﺮﮐﺰ ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ دﯾﮕﺮان را ﺑﺮای رﺳﯿﺪن ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺧﻮد فریب میدهد. ﻓﺮد در اﻧﺪﯾﺸﻪ ﻣﺎﮐﯿﺎول ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺖ و اﯾﺜﺎر اﻋﺘﻘﺎدی ﻧﺪارد و نتیجه برد-برد در ﻣﯿﺎن اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪارد.
رفتارهای غربیان در دهه اخیر :نسل کشی در غزه ، استثمار عراق، لیبی و سوریه بخوبی اثبات می کند: مادامیکه ایران به دنبال حق خود براساس موازین انسانی و اخلاقی در مذاکره است با آمریکا که به دنبال منفعت طلبی ، قدرت طلبی و تفکر برتری نژادی بر ملیتهای دیگر است، مذاکره برد-برد بی معناست .
#فلسفه_و_جنگ#فلسفه_در_میدان__انجمن فلسفه و کلام دانشگاه امام صادق (علیه السلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
۵۴۰
۶:۵۷
«ققنوسان خدمت؛ در تلاقی خاک و افلاک»تاریخ، گاه در سکوت مه آلود کوهستان ها، فصلی را می گشاید که فراتر از ادراک خاکی ماست. سالگرد عروج «شهدای خدمت»، تنها یادبود یک واقعه نیست؛ بلکه تامل در فلسفه وجودی انسان هایی است که دریافتند «بودن» در «شدن» است و «شدن» در «فدایی شدن برای کشور».خدمت، برترین تجلی اراده خیر است؛ آنجا که «من» فردی در برابر «ما»ی جمعی رنگ می بازد و سیاست، نه ابزاری برای قدرت، که محرابی برای عبادت می گردد. آنان که در مسیر گره گشایی از کار خلق، جام شهادت نوشیدند، اثبات کردند که فاصله میان زمین و آسمان، به اندازه یک «قدم» برای مردم است.آن پرواز ناتمام در میان صخره های سخت و مه غلیظ، در واقع تمام شکوه وظیفه شناسی بود. گویی طبیعت می خواست شاهد عینی عروجی باشد که در آن، خستگی معنایی نداشت. آن ها رفتند تا در حافظه جمعی یک ملت، چونان ستاره ای راهنما، جاودانه بمانند.امروز، در سالگرد آن غروب تلخ، ما نه بر فقدان جسمانی شان، که بر عظمت راهشان درود می فرستیم. آموختیم که مرگ، پایان یک خدمت گزار نیست؛ بلکه آغاز زیستنی نو در تار و پود دعای خیر محرومان و لبخند رضایت خالق است.نامشان مانا و مسیر سبزشان پر رهرو باد که در مکتب عشق، «شرط اول قدم آن است که مجنون باشی...»
مهدیه نوری
#شهدای_خدمت_انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
#شهدای_خدمت_انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
۴۴۳
۱۸:۴۷
بزرگداشت ملاصدرا، تنها تجلیل از یک نام نیست؛ تکریم مسیری است که در آن «عقل»، «عشق» و «شهود» در هم آمیختند تا حکمت متعالیه متولد شود. در این برهه که ایران عزیز در میانه نبردی سرنوشتساز برای صیانت از عزت خویش است، «حرکت جوهری» صدرایی به ما میآموزد که ایستادگی در میدان، میوه تحول باطنی و معرفت عمیق به افعال است. امروز، حکمت نه یک بحث انتزاعی در کتابخانهها، که ضرورت اقتدار ملی ماست تا با رهایی از وهمهای گذرا و تکیه بر خرد پویا، همچون «سربازی در میدان تاریخ»، مسیر عزت را تا غایت کمال بپیماییم.
اول خرداد، روز بزرگداشت حکیم مجاهد، صدرالمتألهین گرامی باد.

#روز_بزرگداشت_ملاصدرا__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
اول خرداد، روز بزرگداشت حکیم مجاهد، صدرالمتألهین گرامی باد.
#روز_بزرگداشت_ملاصدرا__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
۴۳۷
۵:۲۷
فلسفه و جنگ رمضان
این قسمت: منطق قرآن در مواجهه با جنگ و صلح
🧩 درصورتی که خطدهی مشخصی از طرف حاکم اسلامی نباشد (مثل شرایط فعلی) ، در تصمیم گیریهای مهم کشور (مثل جنگ و صلح یا آتشبس) مردم باید خودشان نظر بدهند یا باید منتظر فرمان حاکم اسلامی بمانند؟
گاهی ما تصور میکنیم رهبر هم میخواهند چنان کنند که ما میگوییم ولی برخی نمیگذارند. این تحلیل تا چه اندازه صحیح است؟!
به روایت استاد فلسفه و کلام اسلامی، دکتر محمودکلایه
#فلسفه_و_جنگ#فلسفه_در_میدان__انجمن فلسفه و کلام دانشگاه امام صادق (علیه السلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
🧩 درصورتی که خطدهی مشخصی از طرف حاکم اسلامی نباشد (مثل شرایط فعلی) ، در تصمیم گیریهای مهم کشور (مثل جنگ و صلح یا آتشبس) مردم باید خودشان نظر بدهند یا باید منتظر فرمان حاکم اسلامی بمانند؟
#فلسفه_و_جنگ#فلسفه_در_میدان__انجمن فلسفه و کلام دانشگاه امام صادق (علیه السلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
۲۸۴
۱۶:۳۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
https://www.skyroom.online/ch/rooydadestan/dialecticroom
راه ارتباطی:@haha_1383@armane_enghelab313
۴۳۲
۱۸:۳۰
نشست فلسفه و رسانه: جستجویی در عمق تفکر و تأثیرات رسانهای
در دنیای امروز، رسانهها به عنوان یکی از اصلیترین ابزارهای انتقال اطلاعات و شکلدهی به افکار عمومی شناخته میشوند. این نشست فرصتی است تا با نگاهی فلسفی به بررسی تأثیرات رسانه بر جامعه، فرهنگ و هویت فردی بپردازیم.
به ما بپیوندید تا در گفتوگو جذاب، به چالشها و فرصتهای رسانهها بپردازیم و درک بهتری از نقش آنها در زندگیمان پیدا کنیم.زمان: ۱۰ خرداد ، ساعت ۱۵:۵۰
لینک برگزاری جلسه:https://skyroom.online/ch/isuw/vice-chancellor-c-a-4
#فلسفه_رسانه
__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
در دنیای امروز، رسانهها به عنوان یکی از اصلیترین ابزارهای انتقال اطلاعات و شکلدهی به افکار عمومی شناخته میشوند. این نشست فرصتی است تا با نگاهی فلسفی به بررسی تأثیرات رسانه بر جامعه، فرهنگ و هویت فردی بپردازیم.
به ما بپیوندید تا در گفتوگو جذاب، به چالشها و فرصتهای رسانهها بپردازیم و درک بهتری از نقش آنها در زندگیمان پیدا کنیم.زمان: ۱۰ خرداد ، ساعت ۱۵:۵۰
لینک برگزاری جلسه:https://skyroom.online/ch/isuw/vice-chancellor-c-a-4
#فلسفه_رسانه
__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
۳۹۵
۰:۴۷
در جستوجوی نقطه تلاقی؛ غدیر، آینه تمامنمای هستیغدیر، تنها یک واقعه در تقویم تاریخ نیست؛ بلکه لحظه تلاقی «زمان» با «ابدیت» است. در آن نقطه، گویی تمام رودخانههای حقیقت به یک دریا رسیدند و تمام جستوجوهای بشریت برای یافتن معنا، در یک کلام خلاصه شد. غدیر یعنی «کمال پیوند». پیوندی میان زمین و آسمان، میان وحی و عمل، و میان خالق و مخلوق. وقتی حقیقت، در قامت یک انسان تجلی مییابد، دیگر حقیقت دستناپذیر نیست؛ بلکه لمسپذیر میشود. ولایت در این نگاه، چیزی فراتر از یک جایگاه سیاسی یا اجتماعی است؛ ولایت، یک «راهنمای وجودی» است. یعنی حضور حقیقتی در جهان که به ما میآموزد چگونه از لایههای سخت ماده عبور کنیم و به جوهره نور برسیم. بیایید غدیر را به چشم یک «تکامل» ببینیم. تکامل پیامبری که با اعلام ولایت، گویی آخرین قطعه از پازل هدایت را جایگذاری کرد تا هیچ انسانی در مسیر بازگشت به خانه، تنها و بیسرپرست نماند. غدیر، تداوم آن نوری است که از خلقت آغاز شد و در کمال انسانیت به اوج رسید. در این فضای قدسی، عشق و عدالت دو بال یک پروازند. عدالت بدون عشق، خشک و سرد است و عشق بدون عدالت، بیراهه و رنجآور. اما در غدیر، عشق در کالبد عدالت تجسد مییابد؛ جایی که محبت الهی، در قالب حمایتی دایمی از انسان، جاری میشود. پس غدیر، دعوت به یک «بیداری» است. بیداری از خواب غفلت و پیوستن به جریان جاری حقیقتی که هیچگاه نمیمیرد. غدیر میگوید که انسان، هرگز در این جهان رها نشده است؛ بلکه همواره رشتهای از نور، او را به سوی کمال میکشد. این نقطه، نقطه پایان سرگردانیهاست و آغاز سفری است که مقصدش، چیزی جز «عشق مطلق» نیست.غدیر، لبخند تاریخ به روی حقیقت است و ترانهای است که اگر با گوش دل شنیده شود، تمام جهان را در یک لحظه، سراسر بهار میکند.
مهدیه نوری
#روز_غدیر__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
#روز_غدیر__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران@philosophy_isuw
۲۲۸
۲۰:۲۳
مظلومیت یا قهرمانی؟ کدام صفحه را میخوانی؟
بسیاری از ما کربلا را فقط در «صفحه سیاه» جنایتها میبینیم و میگرییم. اما آیا تا به حال جرات کردهای به «صفحه سفید» نگاه کنی؟ همان صفحهای که در آن، شکوه انسانیت در اوج است.سوال بزرگ این است:آیا گریههای ما، گریه برای یک «مظلوم بیکس» است یا گریه در رثای یک «قهرمان بیباک»؟تفاوت این دو سوال، تفاوت میان «دلسوزی» و «الگوبرداری» است. اگر حسین (ع) برای ما یک قهرمان باشد، دیگر هرگز نمیتوانیم در برابر ظلم سر خم کنیم. اما اگر او را فقط یک قربانی ببینیم، هرگز از جایمان بلند نخواهیم شد.تو امروز کدام صفحه را میخوانی؟
#تفکر #بصیرت #کربلا #سوالی_از_عاشورا #شهید_مطهری
__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام)پردیس خواهران@philosophy_isuw
__انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام)پردیس خواهران@philosophy_isuw
۷۹
۲۳:۱۱
حماسه حسینی(قسمت اول)
کربلا؛ داستانی با دو صفحه (یکی سیاه و یکی سفید)
شهید مطهری میگوید اگر بخواهیم تاریخ کربلا را بخوانیم، باید بدانیم که این داستان دو صفحه دارد:۱. صفحه سیاه (تراژدی و اشک):این صفحهای است که ما معمولاً بیشتر میخوانیم. صفحهای که پر از جنایت است؛ صدای فریاد تشنهکامان، قتل کودکان، بیرحمیهای یزید و شمر و غمهای بیپایان. وقتی فقط این صفحه را میبینیم، دلمان میسوزد و گریه میکنیم. در این نگاه، امام حسین (ع) یک «مظلوم» است و ما برای او دلسوزی میکنیم. این صفحه، صفحه «رثاء و مصیبت» است.
۲. صفحه سفید (حماسه و نور):اما یک صفحه دیگر هم هست که بسیار درخشانتر است. صفحهای که در آن، امام حسین (ع) دیگر یک مظلومِ بیکس نیست، بلکه یک «قهرمان» است. صفحهای که در آن، ایستادگی در برابر ظلم، عزت نفس، شجاعت و عشق به حقیقت تجلی میکند. شهید مطهری میگوید: «جنبه حماسی این داستان، صد برابر بر جنبه جنایی آن میچربد.» این صفحه، صفحه «افتخار بشریت» است.
چرا نباید فقط گریه کنیم؟ (تغییر هدف از دلسوزی به بیداری)
شاید بپرسید: «پس یعنی نباید گریه کنیم؟»پاسخ شهید مطهری بسیار تکاندهنده است: بله، گریه کنید، اما بدانید برای چه کسی گریه میکنید!
ایشان میگویند نباید طوری گریه کنیم که انگار امام حسین (ع) یک «انسان رنجوری که بار سنگین زندگی بر شانههایش» است که نیاز به دلسوزی ما دارد. نه! ما باید «در رثای یک قهرمان» بگرییم.
تفاوت این دو چیست؟- وقتی برای یک «مظلوم» گریه میکنیم، فقط غمگین میشویم.- اما وقتی برای یک «قهرمان» گریه میکنیم، روح ما بیدار میشود. این اشکها باید تبدیل به «غیرت» شود تا ما هم یاد بگیریم با ظلم بجنگیم، برای آزادی احترام قائل شویم و بفهمیم «شرف و انسانیت» واقعاً یعنی چه.
حسین (ع)؛ فراتر از یک شخص، یک «مکتب»
یک نکته فوقالعاده در نگاه شهید مطهری این است که ایشان میفرمایند: «حسین یک مکتب است.»
بنیامیه خیال کردند با کشتن تن امام حسین (ع) و تخریب قبر ایشان، یاد او را پاک کردند. اما اشتباه کردند! چون حسین (ع) تبدیل به یک اندیشه، یک راه و یک مکتب شد. به همین دلیل است که شهید مطهری میگوید: «مردهی حسین از زندهی حسین مزاحمتر است!» یعنی یاد و خاطره ایشان، هر لحظه بیشتر از قبل سلطههای ظالم را به لرزه در میآورد.
جمعبندی نهایی: پیام اصلی برای ما امروز
«عاشورا را فقط به عنوان یک غم و اندوه نبینید؛ عاشورا را به عنوان یک "درس قهرمانی" ببینید. بگذارید اشکهای شما، شما را به انسانیتر شدن، شجاعتر شدن و عدالتخواهتر شدن دعوت کند.»
به قول ایشان، امام حسین (ع) «سرود انسانیت» است و هر کسی که این سرود را درست بفهمد، دیگر هرگز در برابر ظلم سر خم نمیکند.
#فلسفه_عاشورا _انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران @philosophy_isuw
شهید مطهری میگوید اگر بخواهیم تاریخ کربلا را بخوانیم، باید بدانیم که این داستان دو صفحه دارد:۱. صفحه سیاه (تراژدی و اشک):این صفحهای است که ما معمولاً بیشتر میخوانیم. صفحهای که پر از جنایت است؛ صدای فریاد تشنهکامان، قتل کودکان، بیرحمیهای یزید و شمر و غمهای بیپایان. وقتی فقط این صفحه را میبینیم، دلمان میسوزد و گریه میکنیم. در این نگاه، امام حسین (ع) یک «مظلوم» است و ما برای او دلسوزی میکنیم. این صفحه، صفحه «رثاء و مصیبت» است.
۲. صفحه سفید (حماسه و نور):اما یک صفحه دیگر هم هست که بسیار درخشانتر است. صفحهای که در آن، امام حسین (ع) دیگر یک مظلومِ بیکس نیست، بلکه یک «قهرمان» است. صفحهای که در آن، ایستادگی در برابر ظلم، عزت نفس، شجاعت و عشق به حقیقت تجلی میکند. شهید مطهری میگوید: «جنبه حماسی این داستان، صد برابر بر جنبه جنایی آن میچربد.» این صفحه، صفحه «افتخار بشریت» است.
شاید بپرسید: «پس یعنی نباید گریه کنیم؟»پاسخ شهید مطهری بسیار تکاندهنده است: بله، گریه کنید، اما بدانید برای چه کسی گریه میکنید!
ایشان میگویند نباید طوری گریه کنیم که انگار امام حسین (ع) یک «انسان رنجوری که بار سنگین زندگی بر شانههایش» است که نیاز به دلسوزی ما دارد. نه! ما باید «در رثای یک قهرمان» بگرییم.
تفاوت این دو چیست؟- وقتی برای یک «مظلوم» گریه میکنیم، فقط غمگین میشویم.- اما وقتی برای یک «قهرمان» گریه میکنیم، روح ما بیدار میشود. این اشکها باید تبدیل به «غیرت» شود تا ما هم یاد بگیریم با ظلم بجنگیم، برای آزادی احترام قائل شویم و بفهمیم «شرف و انسانیت» واقعاً یعنی چه.
یک نکته فوقالعاده در نگاه شهید مطهری این است که ایشان میفرمایند: «حسین یک مکتب است.»
بنیامیه خیال کردند با کشتن تن امام حسین (ع) و تخریب قبر ایشان، یاد او را پاک کردند. اما اشتباه کردند! چون حسین (ع) تبدیل به یک اندیشه، یک راه و یک مکتب شد. به همین دلیل است که شهید مطهری میگوید: «مردهی حسین از زندهی حسین مزاحمتر است!» یعنی یاد و خاطره ایشان، هر لحظه بیشتر از قبل سلطههای ظالم را به لرزه در میآورد.
«عاشورا را فقط به عنوان یک غم و اندوه نبینید؛ عاشورا را به عنوان یک "درس قهرمانی" ببینید. بگذارید اشکهای شما، شما را به انسانیتر شدن، شجاعتر شدن و عدالتخواهتر شدن دعوت کند.»
به قول ایشان، امام حسین (ع) «سرود انسانیت» است و هر کسی که این سرود را درست بفهمد، دیگر هرگز در برابر ظلم سر خم نمیکند.
#فلسفه_عاشورا _انجمن فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه امام صادق (علیهالسلام) پردیس خواهران @philosophy_isuw
۷۵
۲۳:۱۲