۱۶
۹:۳۸
تصور کنید دو ساعت کاملاً دقیق داریم؛ یکی روی زمین قرار دارد و دیگری همراه یک فضانورد با سرعت بسیار زیاد حرکت میکند.آیا هر دو ساعت دقیقاً یک زمان را نشان میدهند؟نه!طبق نظریهی نسبیت اینشتین، گذر زمان برای ناظران مختلف میتواند متفاوت باشد. هرچه سرعت یک ناظر نسبت به ناظر دیگر بیشتر باشد، زمان برای او آهستهتر میگذرد. به این پدیده اتساع زمان میگوییم.اما ماجرا به سرعت محدود نمیشود؛ گرانش هم روی گذر زمان تأثیر میگذارد. در یک میدان گرانشی قویتر، زمان نسبت به ناحیهای با گرانش ضعیفتر آهستهتر میگذرد.
حالا نظر شما دربارهی این سوال چیست؟اگر یک نفر با سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور به فضا سفر کند و بعد به زمین برگردد، به نظرت او جوانتر خواهد بود یا کسی که روی زمین مانده است؟منتظر پاسخ باشید...
۲۳
۹:۳۹
۱۵
۱۸:۱۴
انجمن علمی فیزیک دانشگاه بوعلی سینا
آیا زمان برای همه یکسان میگذرد؟ تصور کنید دو ساعت کاملاً دقیق داریم؛ یکی روی زمین قرار دارد و دیگری همراه یک فضانورد با سرعت بسیار زیاد حرکت میکند. آیا هر دو ساعت دقیقاً یک زمان را نشان میدهند؟ نه! طبق نظریهی نسبیت اینشتین، گذر زمان برای ناظران مختلف میتواند متفاوت باشد. هرچه سرعت یک ناظر نسبت به ناظر دیگر بیشتر باشد، زمان برای او آهستهتر میگذرد. به این پدیده اتساع زمان میگوییم. اما ماجرا به سرعت محدود نمیشود؛ گرانش هم روی گذر زمان تأثیر میگذارد. در یک میدان گرانشی قویتر، زمان نسبت به ناحیهای با گرانش ضعیفتر آهستهتر میگذرد. 
پس در فیزیک، زمان یک ساعت جهانی و ثابت برای همه نیست؛ نحوهی گذر آن به سرعت و گرانش وابسته است. شاید عجیب به نظر برسد، اما ساعت شما و ساعت فردی که در شرایط متفاوتی قرار دارد، واقعاً میتوانند مقدار یکسانی از زمان را تجربه نکنند. حالا نظر شما دربارهی این سوال چیست؟ اگر یک نفر با سرعتی بسیار نزدیک به سرعت نور به فضا سفر کند و بعد به زمین برگردد، به نظرت او جوانتر خواهد بود یا کسی که روی زمین مانده است؟ منتظر پاسخ باشید...
@Physics_BASU
اما چرا؟طبق نسبیت خاص، هرچه سرعت یک جسم نسبت به ناظر دیگر بیشتر و به سرعت نور نزدیکتر شود، ساعت همراه آن جسم نسبت به ساعت ناظر، آهستهتر پیش میرود.بنابراین، در پایان سفر، ساعت همراه سفینه زمان کمتری را ثبت میکند.البته یک نکتهی مهم وجود دارد: این دو نفر در تمام سفر شرایط کاملاً یکسانی ندارند. مسافر باید مسیر خودش را تغییر بدهد، سرعتش را کم و زیاد کند و در نهایت به زمین بازگردد. همین تفاوت در مسیر حرکت باعث میشود وضعیت دو دوقلو کاملاً مشابه نباشد و وقتی دوباره کنار هم قرار بگیرند، هر دو واقعاً مقدار متفاوتی از زمان را تجربه کردهاند.و این یعنی سفر به آینده، دستکم در معنای نسبیتی آن، فقط یک داستان علمیتخیلی نیست؛ اثر اتساع زمان واقعاً در فیزیک وجود دارد!...
۱۹
۱۸:۱۵
اگر همیشه برایتان سؤال بوده که جهان چگونه آغاز شده، سیاهچالهها چه هستند، زمان چه معنایی دارد و آیندهی جهان به کجا میرود، «جهان در پوست گردو» میتواند سفری جذاب به دنیای فیزیک مدرن باشد.هاوکینگ در این کتاب سراغ مفاهیمی مثل نسبیت، مکانیک کوانتومی، سیاهچالهها، سفر در زمان و ابعاد بیشتر جهان میرود و تلاش میکند ایدههای پیچیدهی فیزیک را با توضیحها و تصویرسازیهای قابلفهمتر مطرح کند.یکی از جذابیتهای کتاب این است که فقط دربارهی فرمولها و محاسبات نیست؛ بیشتر تلاش میکند ما را با تصویر بزرگتری از جهان روبهرو کند و نشان دهد فیزیک چطور میتواند نگاه ما به فضا، زمان و واقعیت را تغییر دهد.
بخشی از متن کتاب: یک برآمد بسیار مهم نسبیت رابطة بین جرم و انرژی است. ادعای آلبرت اینشتین که سرعت نور باید برای تمام ناظران یکسان باشد ایجاب میکند که هیچ چیز نمیتواند تندتر از نور حرکت کند. در نتیجه استفاده از انرژی برای شتاب دادن هر چیز چه ذره باشد و چه سفینه فضائی، بر جرمش میافزاید و کار بیشتر را سخت تر میکنند. شتاب دادن یک ذره تا سرعت نور ناممکن خواهد بود. زیرا مقدار بینهایت انرژی لازم خواهد داشت. جرم و انرژی معادل هستند. آن طور که در فرمول معروف انیشتین خلاصه شدهاست: E=MC ۲ میتوان گفت این معادله در فیزیک، تنها معادلهای است که زبانزد خاص و عام است. در میان برآمدهای آن، درک این بود که اگر هسته یک اتم اورانیوم شکافته و به دو هسته با جرمهای تقریباً کمتر تقسیم شود، انرژی بی اندازهٔ زیادی تولید خواهد کرد...
🪐 مناسب برای علاقهمندان به فیزیک، کیهانشناسی و پرسشهای بزرگ دربارهی جهان.
۲۰
۹:۵۰
ما معمولاً صدا را به شکل یک موج در هوا تصور میکنیم؛ چیزی که ایجاد میشود، حرکت میکند و بهتدریج از بین میرود. اما در مقیاس کوانتومی، داستان متفاوت است.پژوهشگران دانشگاه استنفورد برای نخستینبار توانستند یک جهش کوانتومی در یک سیستم صوتی را بهصورت مستقیم و در زمان واقعی مشاهده کنند.
آنها از یک تشدیدگر مکانیکی بسیار کوچک استفاده کردند که میتوانست مانند یک زنگ بسیار ظریف به ارتعاش درآید. در فیزیک کوانتومی، این ارتعاش را میتوان بر اساس واحدهای گسستهی انرژی، یعنی فونونها (Phonons)، توصیف کرد. فونون را میتوان به زبان ساده، «کوانتومِ ارتعاش» دانست.نکتهی شگفتانگیز اینجاست که سیستم بهجای تغییر کاملاً پیوسته، میتواند از یک حالت انرژی به حالت دیگری پرش کند؛ پدیدهای که به آن «جهش کوانتومی» گفته میشود.پژوهشگران با اندازهگیری بسیار سریع وضعیت تشدیدگر، توانستند این تغییرات را دنبال کنند و لحظهی انتقال بین حالتهای کوانتومی را ثبت کنند. این یعنی برای نخستینبار، چیزی که پیشتر بیشتر بهصورت یک تغییر ناگهانی و غیرقابلمشاهده در نظر گرفته میشد، در یک سیستم صوتی با جزئیات بیشتری قابل ردیابی شده است.این دستاورد فقط دربارهی «دیدن یک صدای عجیب» نیست. توانایی مشاهده و کنترل چنین جهشهایی میتواند برای مطالعهی بنیادیتر مکانیک کوانتومی و همچنین توسعهی فناوریهایی مانند رایانش کوانتومی و حسگرهای فوقدقیق اهمیت داشته باشد.
۱۷
۸:۱۲
۹
۱۷:۵۹
فیزیکدانان در برخورددهندهی بزرگ هادرونی (LHC) در CERN شواهد قدرتمندی از درهمتنیدگی کوانتومی میان دو بوزون Z به دست آوردهاند؛ ذراتی بسیار سنگین که تنها برای مدت بسیار کوتاهی وجود دارند.
اما این نتیجه دقیقاً یعنی چی؟درهمتنیدگی کوانتومی حالتی است که در آن نمیتوان وضعیت دو ذره را کاملاً مستقل از یکدیگر توصیف کرد. ویژگیهای کوانتومی آنها به شکلی عمیق با یکدیگر ارتباط دارند.
در این آزمایش، دانشمندان به رویدادهایی نگاه کردند که در آن بوزون هیگز به دو بوزون Z واپاشی میکند:Higgs → Z + Z
از آنجا که هیگز اسپین صفر دارد، حالتهای اسپینی دو Z تولیدشده باید رابطهی مشخصی با یکدیگر داشته باشند. همین رابطه میتواند نشانهای از درهمتنیدگی کوانتومی باشد.اما یک مشکل وجود دارد: بوزون Z تقریباً بلافاصله واپاشی میکند.بنابراین دانشمندان نمیتوانند خود Z را مستقیماً اندازهگیری کنند. در عوض، آشکارسازهای ATLAS و CMS محصولات حاصل از واپاشی Z، مانند الکترونها و میونها، را ثبت میکنند و از روی ویژگیهای آنها اطلاعات مربوط به Z اولیه را بازسازی میکنند.با بررسی تعداد زیادی از این رویدادها، پژوهشگران الگوهای آماری مشخصی پیدا کردند که با درهمتنیدگی کوانتومی دو بوزون Z سازگار است.
بیشتر آزمایشهای مشهور درهمتنیدگی کوانتومی در شرایط نسبتاً کنترلشده و با سیستمهایی مانند فوتونها انجام شدهاند. اما اینجا با ذرات بنیادی بسیار سنگین و برخوردهایی با انرژی فوقالعاده بالا سروکار داریم.این نتیجه میگه رفتار کوانتومی حتی در چنین محیطهای شدید و پرانرژی نیز پابرجاست و میتواند راه جدیدی برای مطالعهی هیگز، بوزونهای Z و برهمکنشهای بنیادی طبیعت فراهم کند.
اگه به خوندن کامل این خبر علاقمند شدید میتونید اونرو از اینجا مطالعه کنید.https://home.cern/strong-evidence-for-quantum-entanglement-between-z-bosons-found-by-atlas-and-cms/?utm_source=chatgpt.com
۱۷
۱۸:۰۰
۸
۱۳:۳۷
در فیزیک کوانتومی، بعضی ذرات بنیادی مثل کوارکها نمیتوانند بهتنهایی وجود داشته باشند و بهوسیلهی برهمکنش قوی در کنار یکدیگر محبوس میمانند. میتوان این پیوند را بهصورت یک «رشته» میان ذرات تصور کرد.
اما اگر این رشته بیش از حد کشیده شود، انرژی ذخیرهشده در آن میتواند آنقدر افزایش پیدا کند که بهجای ادامهی کشیدهشدن، جفتهای جدیدی از ذرات شکل بگیرند و رشته بشکند.
امروز، ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، پژوهشگران در مقالهای منتشرشده در Nature Physics نشان دادند که میتوان این فرایند را با یک شبیهساز کوانتومی مبتنی بر یونهای بهدامافتاده در یک مدل سادهشده، بهصورت زمانمند مشاهده و بررسی کرد.
در آزمایش، پژوهشگران مشاهده کردند که جفتهای بار در ابتدا نزدیک لبههای رشته شکل میگیرند و سپس، با افزایش کشش رشته، به سمت بخشهای داخلی گسترش پیدا میکنند.
این نتیجه فقط یک بازی آزمایشگاهی با ذرات نیست. چنین شبیهسازیهایی میتوانند به درک بهتر پدیدههایی مرتبط با فیزیک هستهای، برخوردهای پرانرژی و حتی شرایط جهان اولیه کمک کنند. البته شبیهساز فعلی خودِ نظریهی کامل کرومودینامیک کوانتومی (QCD) را بازسازی نمیکند، بلکه یک مدل سادهتر از آن را مطالعه میکند.
۱۰
۱۳:۳۸