لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل پیریت PIRITپ
۲۲ عضو

پیریت PIRIT

پیریت نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
مشاهده در وب بله
۱۳ تیر
مسئله سریع‌القلم نیست؛ مسئله تحمل نقد است
undefined پیریت
در روزهای گذشته، ویدئویی از سخنرانی دکتر محمود سریع‌القلم، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی، در شبکه‌های اجتماعی بار دیگر منتشر شد؛ سخنرانی‌ای که در فضای سیاسی امروز کشور ایراد نشده اما در چنین فضایی مورد توجه گرفته است. او در این سخنان، همانند بسیاری از آثار و گفتارهای خود، تحلیلی انتقادی از سیاست خارجی و جایگاه ایران در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهد.
اما آنچه بیش از خود این سخنرانی جلب توجه کرد، موجی از حملات رسانه‌ای و شخصی علیه او بود؛ حملاتی که بیش از آنکه پاسخی به استدلال‌های مطرح‌شده باشد، رنگ و بوی تخریب شخصیت و تسویه‌حساب سیاسی داشت.
فارغ از اینکه با تحلیل‌های دکتر سریع‌القلم موافق باشیم یا مخالف، یک پرسش اساسی پیش روی ما قرار دارد؛ آیا در ایران هنوز می‌توان درباره مسائل مهم سیاست خارجی و توسعه، بحثی دانشگاهی و مبتنی بر استدلال داشت، یا هر دیدگاه متفاوتی باید با هجمه‌های رسانه‌ای پاسخ داده شود؟
دکتر سریع‌القلم، مانند هر پژوهشگر دیگری، ممکن است در برخی تحلیل‌های خود درست یا نادرست گفته باشد. این ویژگی ذاتی علم است؛ هیچ نظریه‌ای مصون از نقد نیست. اما نقد علمی، با تخریب شخصیت تفاوت دارد. اگر استدلالی نادرست است، بهترین پاسخ، ارائه استدلالی دقیق‌تر و مستندتر است، نه حمله به سابقه، انگیزه یا شخصیت گوینده.
واقعیت آن است که شمار استادان ایرانی که در حوزه روابط بین‌الملل و توسعه، دهه‌ها پژوهش مستمر، تدریس دانشگاهی و انتشار آثار علمی داشته باشند، چندان زیاد نیست. محمود سریع‌القلم یکی از این چهره‌هاست؛ همان‌گونه که در سایر شاخه‌های دانش، استادان شناخته‌شده‌ای در عرصه علم درخشیده و می‌درخشند و سرمایه‌های علمی کشور به شمار می‌آیند. طبیعی است که می‌توان با دیدگاه‌های آنان موافق یا مخالف بود، اما انکار جایگاه علمی آنان، کمکی به ارتقای کیفیت گفت‌وگو نمی‌کند.
نگران‌کننده‌تر آن است که در سال‌های اخیر، به جای آنکه اندیشه‌ها در فضای دانشگاه و رسانه با استدلال نقد شوند، خودِ صاحبان اندیشه به سوژه منازعات سیاسی تبدیل می‌شوند. این روند، نه تنها به غنای گفت‌وگوی عمومی نمی‌افزاید، بلکه این پیام را به جامعه علمی منتقل می‌کند که هزینه حضور در عرصه عمومی، بیش از فایده آن است.
جامعه‌ای که نتواند میان «نقد اندیشه» و «تخریب اندیشمند» مرز روشنی ترسیم کند، به تدریج سرمایه‌های علمی خود را به حاشیه می‌راند. نتیجه چنین وضعیتی نیز چیزی جز کاهش کیفیت سیاست‌گذاری، گسترش خودسانسوری در میان نخبگان و فاصله گرفتن دانشگاه از عرصه تصمیم‌سازی نخواهد بود.
دفاع از حق اظهار نظر یک استاد دانشگاه، به معنای تأیید همه دیدگاه‌های او نیست؛ همان‌گونه که نقد علمی نیز نباید بهانه‌ای برای حذف یا تخریب شخصیت افراد شود. جامعه‌ای که ظرفیت شنیدن دیدگاه‌های متفاوت را از دست بدهد، فرصت اصلاح خطاهای خود را نیز از دست خواهد داد.
سرمایه علمی هر کشور به آسانی شکل نمی‌گیرد. اعتبار دانشگاهی حاصل دهه‌ها پژوهش، تدریس و تولید دانش است و با موج‌های مقطعی رسانه‌ای از میان نمی‌رود. اگر دغدغه پیشرفت ایران را داریم، باید بیش از هر چیز از فرهنگ گفت‌وگوی علمی، تحمل نقد و احترام به سرمایه‌های فکری کشور پاسداری کنیم؛ زیرا در نهایت، آنچه به تصمیم‌گیری بهتر کمک می‌کند، رقابت استدلال‌هاست، نه تقابل شخصیت‌ها.
پی‌نوشت: پیریت نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
undefined پیریت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام: https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۲۲۴

۲۰:۲۳

۱۴ مرداد
undefined سی ویژگی یک فرد پلورالیست
undefined دکتر محمود سریع‌القلم، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی
undefined بازنشر: پیریت
۱. به کسی نمی‌گوید مثل من باش؛
۲. تلاش می‌کند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوت‌های خود با اطرافیانش را فرصت تلقی می‌کند؛
۴. می‌گذارد دیگران بدی‌ها و خوبی‌ها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده می‌کند؛
۶. اکثر واکنش‌های او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت می‌کند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث می‌شود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعف‌های خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوت‌هایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر می‌کند؛
۱۲. چون سینوس‌های ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیب‌های مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمی‌گوید شما بی سواد هستید، فکر می‌کند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خوانده‌ایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی می‌کند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت می‌گذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمی‌کند؛
۱۸. در جمع به کسی نمی‌گوید: من صد در صد با شما مخالفم. می‌گوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت می‌گذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها می‌داند، واکنش‌ها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افق‌ها و برنامه‌های خود متمرکز است. از افق‌ها و برنامه‌های دیگران می‌آموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص می‌داند، خود را با کسی مقایسه نمی‌کند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی می‌کند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره می‌کند؛
۲۴. خود را از دالان سخت‌ترین آموزش‌ها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان می‌داند. کوشش می‌کند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید می‌گردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی می‌کند؛
۲۸. داوطلب نمی‌شود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح می‌دهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمی‌گذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت می‌برند.
undefinedمنبع: وبسایت دکتر محمود سریع‌القلم
undefined پی‌نوشت: پیریت نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
undefinedپیریت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام: https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۴۳۴

۶:۰۷

۲۰ مرداد
undefined پیروزی فکر بر عصبانیت
undefined دکتر محمود سریع‌القلم، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی
undefined پیریت: دکتر محمود سریع‌القلم، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل، در تازه‌ترین نوشته خود، به اهمیت برخی سیاست‌مداران توسعه‌طلب در بازسازی اقتصاد و سیاست کشورها پرداخته و در این نوشته، رویکردهای گوناگون مائو تسه‌تونگ، رهبر چین و چوئن لای، سیاست‌مدار و وزیر امور خارجه این کشور را در اواخر دهه ۱۹۴۰ تا نیمه ۱۹۷۰، مورد بررسی قرار داده و از توسعه اقتصادی و سیاسی چین رمزگشایی کرده است.
۱. مائو بیشتر ایدئولوژیک و انتزاعی می‌اندیشید؛ چوئن لای بیشتر واقع‌گرا و مبتنی بر واقعیت‌ها و شرایط عمل می‌کرد.
۲. مائو در جلسات بیشتر متکلم وحده بود؛ چوئن لای به دیگران فرصت می‌داد نظر بدهند.
۳. مائو در پی حذف مخالفان بود؛ چوئن لای بیشتر به اقناع، هم‌پوشانی و جذب آنان فکر می‌کرد.
۴. مائو زبان تندتر و تلخ‌تری داشت؛ چوئن لای با ادب، نزاکت و کلمات سنجیده نفوذ می‌کرد.
۵. مائو می‌خواست تاریخ را شتاب دهد؛ چوئن لای می‌کوشید از شرایط موجود بهترین بهره را بگیرد.
۶. مائو تجربه مستقیم محدودی از جهان خارج داشت؛ چوئن لای سال‌ها در ژاپن و اروپا زندگی کرده و قدرت مقایسۀ بیشتری پیدا کرده بود.
۷. مائو بیشتر بر آرمان‌ها و خواسته‌های بزرگ متمرکز بود؛ چوئن لای پیامدهای عملی هر تصمیم را با دقت می‌سنجید.
۸. مائو بیشتر به یک تحلیل واحد گرایش داشت؛ چوئن لای در معرض دیدگاه‌های مختلف بود و ذهنی متکثرتر داشت.
۹. مائو در برابر مخالفت و نقد تحمل کمتری نشان می‌داد؛ چوئن لای تلاش می‌کرد اختلاف‌ها را مدیریت و ضابطه‌مند کند.
۱۰. مائو بیش از هر چیز نماد انقلاب و بسیج ایدئولوژیک بود؛ چوئن لای نماد دیپلماسی، ثبات، مذاکره و تقویت تدریجی قدرت ملی چین بود.
undefined پی‌نوشت ۱: مائو تسه‌تونگ (۱۸۹۳–۱۹۷۶) رهبر انقلاب کمونیستی چین، بنیان‌گذار جمهوری خلق چین و مهم‌ترین چهرۀ سیاسی این کشور از سال ۱۹۴۹ تا زمان مرگش بود. او نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری نظام سیاسی جدید چین داشت، اما بسیاری از سیاست‌های او، به‌ویژه «جهش بزرگ به جلو» و «انقلاب فرهنگی»، پیامدهای انسانی، اجتماعی و اقتصادی بسیار سنگینی بر جای گذاشت.
undefined پی‌نوشت ۲: چوئن لای (۱۸۹۸–۱۹۷۶) از مهم‌ترین رهبران نسل نخست جمهوری خلق چین، نخست‌وزیر این کشور از سال ۱۹۴۹ تا زمان مرگ و برای سال‌هایی وزیر امور خارجه بود. او به مهارت در مذاکره، آرامش، واقع‌گرایی، ادب سیاسی و نقش مهمش در تنظیم روابط چین با آمریکا، شوروی و دیگر قدرت‌ها شناخته می‌شود و در متن حاضر به‌عنوان چهره‌ای مکمل و تا حدی تعدیل‌کنندۀ مائو معرفی شده است.
undefined پی‌نوشت ۳: بعضی تصور می‌کنند معمارِ چینِ نوین دنگ شائو پینگ است. در حالی که مطالعۀ دقیق‌ترِ تاریخِ معاصرِ چین مشخص می‌کند که فکر، شخصیت و عملکرد چوئن لای از ۱۹۴۹ تا ۱۹۷۶، به مدت ۲۷ سال، نه تنها مسیر اقتصادی و سیاسی چین را تغییر داد بلکه با موقعیت فعلی چین، مسیر تحولات جهانی را رقم زد.
undefined پی‌نوشت ۴: شماره‌بندی مطلب بر اساس متن اصلی، از سوی "پیریت" صورت گرفته است. متن کامل و اصلی را می‌توانید در سایت "روایت‌نامه" در لینک زیر بخوانید.
https://revayatnameh.ir/fullcontent/Persian/31603
undefinedمنبع: وب‌سایت دکتر محمود سریع‌القلم
undefined "پیریت" نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
undefinedپیریت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام:https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان
undefined۴

۵۹۷

۱۲:۰۵

۳۱ شهریور
سی ویژگی یک استاد دانشگاه
undefined دکتر محمود سریع‌القلم، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی
۱- حداقل ۸۰ درصد وقت کاری او، صرف تدریس، تحقیق، مراکز تحقیقاتی و کنفرانس‌های علمی شود؛
۲- خود را در معرض دیدگاههای گوناگون قرار دهد؛
۳- تفاوت میان توجیه کردن و استدلال کردن را بداند؛
۴- تفاوت میان تبلیغ کردن و استدلال کردن را بداند؛
۵- در جریان مباحث و گفتمان‌های رشتۀ خود در سطح بین‌المللی قرار داشته باشد؛
۶- حداقل روزی چهار ساعت مطالعه کند؛
۷- از مرید پروری، پرهیز کند؛
۸- برای تبلیغ شخص خود، برنامه ریزی نکند؛
۹- مبلّغ افراد نباشد؛ بلکه بسط دهندۀ منطق و استدلال باشد؛
۱۰- دانشجو و مخاطب از نقد افکار او، احساس امنیت کامل کند؛
۱۱- روش تدریس او باعث فکر کردن بیشتر توسط دانشجویان و مخاطبان گردد؛
۱۲- اگر از متون او، نقد عالمانه‌ای شد، تشکر کرده و پاسخ دهد؛
۱۳- اگر به نظریه‌ای متفاوتی رسید بگوید قبلاً اشتباه کردم و خود را اصلاح کند؛
۱۴- نظریه پرداز صرف نباشد؛ برای بهبود وضع جامعه راه حل ارائه دهد؛
۱۵- آنقدر بی‌خوابی و زحمت بکشد تا نسبت به نظریه پردازی خود، اطمینان پیدا کند؛
۱۶- ضمن کار علمی، با منِ انضمامی خود مبارزه کند؛
۱۷- متانت گفتاری و رفتاری را در هر شرایطی حفظ کند؛
۱۸- در بحث و مناظره، عصبانی نشود، بی احترامی نکند، صدای خود را بالا نبرد و از القاب استفاده نکند؛
۱۹- استقلال فکری خود را در شرایط متفاوت اجتماعی و سیاسی حفظ کند؛
۲۰- دانشجوی قوی را تقدیر و دانشجوی ضعیف را تشویق کند؛
۲۱- با هم‌قطاران خود در سطح بین‌المللی در ارتباط باشد؛
۲۲- حداقل به یک زبان خارجی مسلط باشد؛
۲۳- ۹۰ درصد کار علمی و تحقیقاتی او به صورت نوشتن و متن باشد؛
۲۴- از همکاران خود بدگویی نکند؛
۲۵- یک کتاب تأثیرگذار و ماندنی در رشتۀ خود، تولید کند؛
۲۶- بنیان‌های فلسفی متون و افکار او با نهایت دقت پرورانده شده باشند؛
۲۷- برای روشنگری، بعضاً با رسانه‌ها مصاحبه کند؛
۲۸- از مراکز قدرت فاصله بگیرد تا بتواند بدون ملاحظه، نتایج فکر و تحقیقات خود را به جامعه علمی و شهروندان عرضه کند؛
۲۹- سراغ صاحبان منصب نرود؛ اگر برای جامعه و بسط علم مفید بود، دعوت بعضی از آن‌ها را بپذیرد؛
۳۰- کسی که بعضاً به دانشگاه سر می‌زند، به معنای دقیق علمی کلمه نمی‌تواند استاد دانشگاه باشد.

undefinedمنبع: وب‌سایت دکتر محمود سریع‌القلم
undefined "پیریت" نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
undefinedپیریت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام:https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۷۹

۲۱:۵۴

۲ مهر
۱۰ فکت از ریشه خطاهای سیاست‌گذاری در نظام حکمرانیِ اقتصادیِ ایران
undefined مسعود نیلی، عضو هیات علمی دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف
undefined بازنشر: پیریت
در ایدئولوژی حکمرانیِ اقتصادیِ ایران، ۱۰ نمونه زیر را می‌توان ریشه خطاهای سیاست‌گذاری دانست:
۱) نظام ارزی چند نرخی است و در آن، نرخ‌های «مصوب» بر اساس «مصالح اجتماعی و سیاسی» تعیین می‌شوند و نرخ ارز بازار آزاد، نباید به رسمیت شناخته شود. آنچه در طول زمان تغییر می‌کند، تنها اعداد اسمیِ رسمی است که این تغییر هم از سر اضطرار و تنها در شرایط اجتناب‌ناپذیر صورت می‌گیرد.
۲) «گرانی» پدیده‌ای مذموم و حاصل سوءِاستفاده فروشندگان و عرضه‌کنندگان محصولات مختلف مصرفی است و دولت موظف است از طریق قیمت‌گذاری طیف گسترده‌ای از کالاها و خدمات و «اعمال قاطعیت» از طریق به‌کارگیری نظام تعزیزات و سازمان‌های اداری متعدد با این سوءِاستفاده‌ها مقابله کند.
۳) نرخ‌های سود بانکی باید همواره پایین‌تر از تورم تعیین شوند و مسئولیت اصلی بانک مرکزی، حمایت همه‌جانبه از پیاده‌سازی این نظام نرخ‌گذاری برای پول داخلی و پول خارجی است.
۴) انرژی یکی از ابزارهای مهم عدالت اجتماعی شناخته می‌شود و لازم است قیمت آن، تا آنجا که امکان‌پذیر است، ثابت نگه داشته شود.
۵) نقدینگی و رشد بالای آن، فی‌نفسه نه خوب است نه بد! آنچه مهم است اینست که چگونه مورد استفاده قرار گیرد و در اصطلاح، اینکه چگونه «هدایت» شود. 
۶) تولید داخلی باید در مقابل تولیدات خارجی همواره مورد حمایت باشد. اعمال ممنوعیت یا تعیین نرخ‌های تعرفه‌ی بالا، از مهمترین سیاست‌های حمایت از تولید قلمداد می‌شود. اساساً، عرصه‌ی تولید کالاهای اساسی و کالاهای بادوام مصرفی مانند خودرو و لوازم خانگی، عرصه‌ی «مبارزه» با محصولات مشابه خارجی قلمداد می‌شود و نگاه صرفاً اقتصادی به آن‌ها، از سر ناآگاهی و سادگی است.
۷) تجارت خارجی، عرصه‌ی مبارزه با خارج است. صادرات به معنی فتح بازار دیگران و واردات به معنی واگذارکردن زمین بازی به بیگانگان است.
۸) خودکفایی والاترین آرمان اقتصادی است که در سایه‌ی آن، خواهیم توانست از وابستگی به بیگانگان رهایی یابیم. اهمیت این آرمان به‌قدری بالا است که حتی مواجه‌شدن با بحران آب هم نباید در تحقق آن، خللی ایجاد کند.
۹) وجود نرخ‌های ارز چندگانه، سهمیه‌بندی‌های مبتنی بر قیمت‌های دستوری، بهره‌مندی از تسهیلات رانتی، وجود تعرفه‌های بسیار متنوع و متعدد و بسیاری موارد دیگر، که در سطحی گسترده، نظام اداری و حتی مدیریتی در رده‌های مختلف را درگیر فساد می‌کند، نباید خللی در عزم و اراده برای تحقق آرمان‌های اقتصادی ایجاد کند. راه‌حل این مسأله «اعمال قاطعیت» در برخورد با متخلفین است. 
۱۰) دولت در ارائه‌ی خدمات و تأمین کالاهای مورد نیاز جامعه، نباید خود را محدود به منابع قابل حصول خود کند. رسالت دولت در انجام فعالیت‌ها، مهم‌تر از ملاحظات مربوط به کسری بودجه است.
undefined پی‌نوشت۱: این ۱۰ خطای حکمرانیِ اقتصادی در ایران عینا از مقدمه مسعود نیلی بر کتاب «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری؛ بررسی چهل سال تجربه مسعود نیلی» که به کوشش بهمن احمدی‌امویی، از سوی نشر نی منتشر شده، استخراج شده است.
undefined پی‌نوشت۲: تیتر و مقدمه کوتاه اول متن به قلم پیریت نوشته شده است.
undefinedمنبع: کانال تلگرام دکتر مسعود نیلی
undefined "پیریت" نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
undefinedپیریت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام:https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۵۳۷

۲۲:۳۹

۸ مهر
در نشست رونمایی از کتاب «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری» چه گذشت؟
محاکمه و دفاعیه مسعود نیلی
undefined علیرضا بهداد
جلسه که تمام شد، برخی اعتراض کردند که چرا فرصتی برای پرسش و پاسخ نیست؟ یکی از حاضران که به نظر حدود ۲۵ سال داشت، با لهجه‌ای لری- کردی که شاید فقط یک زاگرس‌نشین آن را تشخیص دهد، ایستاد و نقد اصلی را وارد کرد: «قرار بود در این نشست درباره «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری» بشنویم و بدانیم، اما فقط بحث‌های حاشیه‌ای شد.»
مسعود نیلی که دردمندتر، نگران‌تر، ناراضی‌تر و دفاعی‌تر از همه در جلسه سخن گفته بود، این نقد را پذیرفت. گویی آن جوان ۲۵ ساله به حدود ۷۰ نفری که در سالن اجتماعات ۸۰ متری طبقه پنجم نشر نی حضور یافته بودند، تلنگر زد که ما به خاطر موضوعی دیگر گرد هم آمده‌ایم، اما موضوعاتی دیگر می‌شنویم؛ موضوعاتی که نه مسئله اصلی روز ماست و نه آن‌قدر در فضای کنونی اهمیت دارد که تمام یک نشست را به خود اختصاص دهد.
در سمت راستِ مسعود نیلی، محمد طبیبیان نشسته بود؛ اقتصاددانی که در بازارِ روزنامه‌نگاری و روشنفکری به او برچسب نئولیبرالی می‌زنند؛ برچسبی که خودش قبول نداشت و در نفی آن به حاضران گفت که «من لیبرال می‌شناسم امااصلاً نمی‌دانم نئولیبرال چیست.» البته در جمله «اصلاً نمی‌دانم نئولیبرال چیست» طبیبیان شاید این معنی نهفته بود کسانی که برچسب نئولیبرال را به او و طیف فکرشی‌اش می‌زنند اصلاً نمی‌دانند نئولیبرال چیست.
در سمت چپِ نیلی، بهمن احمدی‌امویی نشسته بود؛ نوچپ‌گرای روزنامه‌نگار و پژوهشگر تاریخ شفاهی که خواسته بود از دل گفت‌وگوهای چهار ساله‌اش برای تدوین این کتاب، نقش مکتب لیبرالیسم و نئولیبرالیسم را در میان سیاستگذاران اقتصادی کشور {عمدتا اقتصاددانان معتقد به اقتصاد آزاد یا لیبرال} در ۴۷ سال گذشته نشان دهد و بخش مهمی از آنچه در این سال‌ها رخ داده را متوجه نیلی، استادان و برخی شاگردانش بداند.
نیلی از همین موضوع رنجیده بود؛ تا جایی که گفت نسبت به این کتاب حس دل‌چرکینی دارد، چراکه احساس می‌کند تدوین کننده کتاب از این فرصت استفاده کرده تا حرف‌های خودش را در مقدمه و پشت جلد کتاب بیاورد. {شاید بخشی از دل‌چرکینی نیلی، این جمله احمدی‌امویی در پشت جلد کتاب باشد: «مسعود نیلی یکی از نمادهای علمی و کارشناسی ایران در دوره جمهوری اسلامی است و تجربه‌اش حداکثر رشد و تاثیرگذاری تکنوکرات‌های برآمده در جمهوری اسلامی را به نمایش می‌گذارد؛ تجربه‌ای سراسر شکست و ناکامی.»
از لابه‌لای پچ‌پچ افراد هم مشخص بود که برخی حاضران چنین برداشتی دارند که تدوین‌کننده کتاب، مصاحبه با نیلی را محوری برای اثبات عقاید خود و نقد اقدامات نیلی و قضاوت غیرمنصفانه درباره عملکرد قرار داده؛ موضوعی که رد آن را می‌شد در مقدمه، پشت جلد و حتی سخنان مطرح‌شده در همین جلسه رونمایی دید.
احمدی‌امویی تنها نبود. همسرش، ژیلا بنی‌یعقوب که او نیز از روزنامه‌نگاران باسابقه و صاحب‌سبک است، گاه میان صحبت‌های نیلی سخن می‌گفت تا هم لیبرالیسم و نئولیبرالیسم را نقد کند و هم یار و یاور زندگی خود را تنها نگذاشته باشد.
من در ردیف آخر نشسته بودم، میان صندلی‌های به‌هم‌فشرده؛ جایی که ترکیب سنی حاضران را می‌شد بهتر دید. از جوانان و دانشجویان کافه‌نشین با تم روشنفکری گرفته تا استادان بازنشسته دانشگاه، برخی روزنامه‌نگاران و بازاریاب‌های روزنامه‌ها.
ترکیب جمعیتی بیشتر نظاره‌گر دعوای مکتبی بود که احمدی‌امویی، همسرش و چند دوست دیگرش به نمایندگی از جریان نوچپ‌گرایی با نیلی و طبیبیان به راه انداخته بودند. اما به نظر می‌رسید بخشی از حاضران این بحث را دوست ندارند؛ چراکه پاسخی برای همان پرسشی که در عنوان کتاب آمده بود، دلیل ناتوانی دولت‌ها در یادگیری، پیدا نمی‌کردند.
نیلی در مقام محاکمه قرار گرفته بود و سخنانش رنگ دفاعیه داشت؛ دفاعیه‌ای که ابتدا از تذکر نیلی به رعایت اخلاق، امانتداری و رفتار مسالمت‌آمیز شروع شد و سپس به دنیای این روزهای اقتصاد ایران رسید.
یکی از نقاط طلایی جلسه آنجا بود که نیلی خطاب به جوانان حاضر گفت: «به شما جوانان می‌گوییم این مکتب‌گرایی سوسیالیسم، لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و... را کنار بگذارید. اقتصاد می‌خواهید یاد بگیرید، بروید اقتصاد بخوانید. در آن همه‌چیز هست. خودِ علم اقتصاد را یاد بگیرید.»
هرچه بحث جلوتر رفت، نیلی بیشتر تلاش کرد آن را از جنگ مکتبی به وضعیت امروز اقتصاد ایران بکشاند. تا جایی که گفت بحث مکاتب اقتصادی مربوط به اقتصادهای سیر است نه اقتصاد گرسنه‌ای مثل ایران.
متن کامل این گزارش را در اقتصادنامه بخوانید:
https://eghtesadnamehiranian.ir/fullcontent/Persian/104300
undefined "پیریت" نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۱۵

۲:۳۳

۱۰ مهر
سی پیشران برای آیندۀ توسعه ‌یافتگی ایران
undefined دکتر محمود سریع‌القلم، استاد اقتصاد سیاسی بین‌الملل دانشگاه شهید بهشتی
undefined بازنشر: پیریت
۱. تغییر چهره و تصویر: کشوری متمرکز بر تلفیق ثروت ‌یابی و حفظ هویت؛
۲. قطارهای سریع‌السیر از شمال به جنوب و از غرب به شرق کشور؛
۳. یاد گرفتن زبان انگلیسی توسط بخش خصوصی کشور؛
۴. عضویت فعال دولت در ۱۵۰ سازمان بین‌المللی؛
۵. زیربنا قرار دادن توسعه اقتصادی برای کسب امنیت ملی؛
۶. محدود کردن روابط منطقه‌ای به فرهنگ و تجارت؛
۷. کاهش قابل توجه جمعیت تهران؛
۸. برنامه‌‌ریزی همه جانبه برای نهادینه ‌کردن انرژی‌های پاک در کشور؛
۹. عضویت موثر در سازمان‌ تجارت جهانی (WTO)؛
۱۰. نهادینه کردن ورود بانوان در سمت‌های مدیریتی کشور؛
۱۱. آموزش ۲۰۰۰ مدیر و سیاست‌گذار مسلط به امور ایران و اقتصاد جهان؛
۱۲. انعقاد Joint Venture با خودروسازان برتر جهان؛
۱۳. حفظ فرهنگ و هویت از مسیر رضایتمندی و ثروتمند شدن شهروندان؛
۱۴. اتصال دانشگاه‌های برتر کشور به بیست دانشگاه برتر جهان؛
۱۵. روابط عادی با قدرت‌های جهانی (Hedging)؛
۱۶. قفل کردن اقتصاد کشور به اقتصاد جهانی به منظور جلوگیری از تعدی خارجی؛
۱۷. تخصیص حداقل ۵۰۰ کتابِ تخصصی برای مطالعه جهت گذراندن امتحان جامع دورۀ دکتری در رشته‌های علوم انسانی؛
۱۸. خرید ۵۰۰ هواپیمای مسافربری ایرباس و بوئینگ به عنوان محرکۀ رشد اقتصادی کشور؛
۱۹. تسهیل در ورود سرمایه و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی (FDI)؛
۲۰. اتصال به مراکز هوش مصنوعی: هلند، سنگاپور و کره جنوبی؛
۲۱. ارتقاء طبقه متوسط از ۱۷ به حداقل ۵۰ درصد جمعیت کشور؛
۲۲. حضور فعال در Silicon Valley؛
۲۳. یادگیری از سنگاپور در مدیریت نظام آموزشی دبیرستان؛
۲۴. ترویج تئاتر در کشور؛
۲۵. جهت تشویق کتاب‌خوانی: جلوگیری از دو رقمی شدن نرخ تورم؛
۲۶. بالاتر قرار دادن خبرنگاران نسبت به سیاست‌مداران در فرهنگ عمومی؛
۲۷. آموزش گستردۀ ملی و رسانه‌ای برای انتقال از هیجانی بودن به عقلانی بودن؛
۲۸. تسری دادن فرهنگ راستگویی و شفافیت از طریق حفظ نرخ تورم تک‌رقمی؛
۲۹. یادگیری از ژاپن و سنگاپور: در انضباط، بوروکراسی، رانندگی و وفای به عهد؛
۳۰. انتقال به فرهنگ حکمرانی مبتنی بر: Facts and Figures.
undefined منبع: وبسایت دکتر محمود سریع‌القلم
undefined "پیریت" نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
undefinedپیریت را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام:https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۹

۲۳:۴۵

۱۳ مهر
آنچه نیلی گفت
۱. «آن چیزی که در کشور ما وجود دارد، به هیچ‌وجه قابل مقایسه با اصلاحات ساختاری کشورهای دیگر نیست؛ چون تصمیم‌گیرنده ما، فارغ از اینکه چه کسی رئیس‌جمهور باشد، همچنان نگاه اقتصاد دستوری دولتی دارد.»
۲. «برنامه ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ هیچ‌گونه ربطی به بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول ندارد. ما اصلاً وامی از بانک جهانی نگرفتیم.»
۳. «بحران بدهی‌های خارجی سال ۱۳۷۳ ناشی از این بود که ما {از بانک جهانی} وام نگرفتیم. چیزی به نام یوزانس درست شد؛ یعنی قرض بگیریم، اما اسمش را نیاوریم. یوزانس یک وام بسیار گران‌ بود.»
۴. «این مکتب‌گرایی سوسیالیسم، لیبرالیسم، نئولیبرالیسم و... را کنار بگذارید. اقتصاد می‌خواهید یاد بگیرید، بروید اقتصاد بخوانید. در آن همه‌چیز هست. خود علم اقتصاد را یاد بگیرید.»
۵. «رشته من اقتصاد کلان است. اینکه نقدینگی تورم درست می‌کند، هیچ چیز مکتبی نیست؛ اصلاً موضوع مکتب نیست. اینها {رابطه نقدینگی و تورم} هیچ ربطی به نئولیبرالیسم، لیبرالیسم، فریدمن و بانک جهانی ندارد.»
۶. «آقای احمدی‌نژاد در ۱۳۸۹ قیمت بنزین را افزایش می‌دهد، آن را هم می‌اندازند گردن نئولیبرال‌ها. اینها هیچ ربطی به نئولیبرالیسم، لیبرالیسم، فریدمن و بانک جهانی ندارد. والله به هیچ‌کدام از اینها ربطی ندارد.»
۷. «{سیاست‌گذار می‌گوید} هم نقدینگی را لازم دارم و هم تورم پایین را؛ هم نرخ ارز پایین را می‌خواهم و هم صادرات زیاد را؛ هم قیمت انرژی پایین باشد و هم کمبود بنزین نداشته باشیم. اقتصاد یک اسب چموش است که اگر اشتباه کنید، شما را خیلی محکم زمین می‌زند.»
۸. «در برنامه سوم توسعه تورم پایین آمد، نرخ ارز تک‌نرخی شد، توزیع درآمد بهتر شد و تسهیلات دستوری کمتر شد. برنامه سوم توسعه جزو افتخاراتم است، به هر اندازه‌ای که در آن نقش داشته‌ام.»
۹. «حرف‌هایی که {درباره مکاتب اقتصادی} در انگلستان زده می‌شود، از روی سیری است. ما الان مشکل گرسنگی داریم، مشکل دارو داریم. ما مسئولیت تاریخی داریم و باید با مسئولیت‌پذیری صحبت کنیم.»
۱۰. «گیرم افرادی مثل ما را هم کنار گذاشتید؛ از این کشور چه می‌ماند؟ چرا باید سرمایه خودمان را خودمان به باد بدهیم؟ این دوران‌ها می‌گذرد؛ کشور ما باید بماند. همدیگر را تخریب نکنیم.»
۱۱. «من اقتصاد خواندم برای اینکه به کشور خودم کمک بکنم. من را از در بیرون کردند، از پنجره داخل آمدم. رها نکردم؛ چون این کشور برای ماست و باید کاری کنیم که درست بشود، ولی مسالمت‌آمیز، با استدلال و منطق.»
۱۲. «من و آقای دکتر طبیبیان در مدرسه‌های زیرِ معمولی درس خوانده‌ایم. من فکر می‌کنم دولت در قبال کودکی که در خانواده فقیر متولد شده مسئولیت دارد؛ آن کودک باید آموزش درست دریافت کند. اگر منظور از چپ جدید این است که دولت در قبال آموزش و بهداشت مسئولیت دارد، من چپ جدید هستم.»
۱۳. «فرض کنید افرادی مثل من سبب شده‌اند کشور به اینجا برسد. حالا باید فردا چه کنیم؟ تورم باید پایین باشد، دولت باید متوازن شود، درآمد جامعه باید افزایش یابد و تولید و خدمات باید بتوانند کار کنند. هرچه اقتصاد رشد کند، می‌توانید رفاه ایجاد کنید؛ چه در بهداشت و چه در آموزش‌وپرورش.»
۱۴. «با فکت در این کتاب گفته‌ام بیشترین فقرای ما شاغلین ما هستند. بنگاه اقتصادی نمی‌تواند به اندازه نیاز کارگرش به او حقوق بدهد. چرا؟ چون راه نفس آن بنگاه را بسته‌اند.»
۱۵. «منتقد اقتصادی در دنیا نمی‌شناسم؛ کسی که بگوید کار من فقط انتقاد است. ما مثل پزشک هستیم. کار پزشک این است که بیمار را مداوا کند.»
۱۶. «از دعوا کردن با همدیگر به جایی نمی‌رسیم، همان‌طوری که از دعوا کردن با دنیا به جایی نرسیدیم. اگر می‌خواهیم صلح باشد، باید بتوانیم مسالمت‌آمیز با هم صحبت کنیم.»
۱۷. «{اینکه گفته شود} برخی از این سیاست‌ها باعث شده جوان ما پرچم آمریکا را در دست بگیرد، خیلی خطرناک است. نرویم در این کانال که عده‌ای با اجرای سیاست‌های اقتصادی باعث چنین اتفاقاتی شده‌اند. ما مستعد جنگ‌های داخلی هستیم.»
۱۸. «مشی کلی من تغییر نکرده است. من همیشه حرف خودم را در دولت‌ها زده‌ام و هزینه‌اش را داده‌ام.»
۱۹. «مدتی‌ست فکر می‌کنم که آدم باید با جامعه کار کند تا با سیاستمدار. شاید ۳۰ سال پیش می‌شد خیلی کارها کرد؛ الان دیگر نمی‌شود.»
۲۰. «این کتاب {ناتوانی دولت‌ها در یادگیری} را بخوانید. خیلی از حرف‌هایی که من تا به حال نزده بودم، در این کتاب زدم. یا به این نتیجه می‌رسید که من دروغ گفته‌ام و نئولیبرال بوده‌ام، یا اینکه می‌گویید حرف منطقی زده است.»
پی‌نوشت: این موارد از سخنان مسعود نیلی در رونمایی از کتاب «ناتوانی دولت‌ها در یادگیری»، استخراج شده است.
undefined "پیریت" نوعی سنگ معدنی‌ست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمین‌شناسان به آن "طلای بی‌خردان" می‌گویند.
https://ble.ir/pirit
undefined پیریت؛ رسانه‌ای برای خردمندان

۵

۹:۲۳