مسئله سریعالقلم نیست؛ مسئله تحمل نقد است
پیریت
در روزهای گذشته، ویدئویی از سخنرانی دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، در شبکههای اجتماعی بار دیگر منتشر شد؛ سخنرانیای که در فضای سیاسی امروز کشور ایراد نشده اما در چنین فضایی مورد توجه گرفته است. او در این سخنان، همانند بسیاری از آثار و گفتارهای خود، تحلیلی انتقادی از سیاست خارجی و جایگاه ایران در نظام بینالملل ارائه میدهد.
اما آنچه بیش از خود این سخنرانی جلب توجه کرد، موجی از حملات رسانهای و شخصی علیه او بود؛ حملاتی که بیش از آنکه پاسخی به استدلالهای مطرحشده باشد، رنگ و بوی تخریب شخصیت و تسویهحساب سیاسی داشت.
فارغ از اینکه با تحلیلهای دکتر سریعالقلم موافق باشیم یا مخالف، یک پرسش اساسی پیش روی ما قرار دارد؛ آیا در ایران هنوز میتوان درباره مسائل مهم سیاست خارجی و توسعه، بحثی دانشگاهی و مبتنی بر استدلال داشت، یا هر دیدگاه متفاوتی باید با هجمههای رسانهای پاسخ داده شود؟
دکتر سریعالقلم، مانند هر پژوهشگر دیگری، ممکن است در برخی تحلیلهای خود درست یا نادرست گفته باشد. این ویژگی ذاتی علم است؛ هیچ نظریهای مصون از نقد نیست. اما نقد علمی، با تخریب شخصیت تفاوت دارد. اگر استدلالی نادرست است، بهترین پاسخ، ارائه استدلالی دقیقتر و مستندتر است، نه حمله به سابقه، انگیزه یا شخصیت گوینده.
واقعیت آن است که شمار استادان ایرانی که در حوزه روابط بینالملل و توسعه، دههها پژوهش مستمر، تدریس دانشگاهی و انتشار آثار علمی داشته باشند، چندان زیاد نیست. محمود سریعالقلم یکی از این چهرههاست؛ همانگونه که در سایر شاخههای دانش، استادان شناختهشدهای در عرصه علم درخشیده و میدرخشند و سرمایههای علمی کشور به شمار میآیند. طبیعی است که میتوان با دیدگاههای آنان موافق یا مخالف بود، اما انکار جایگاه علمی آنان، کمکی به ارتقای کیفیت گفتوگو نمیکند.
نگرانکنندهتر آن است که در سالهای اخیر، به جای آنکه اندیشهها در فضای دانشگاه و رسانه با استدلال نقد شوند، خودِ صاحبان اندیشه به سوژه منازعات سیاسی تبدیل میشوند. این روند، نه تنها به غنای گفتوگوی عمومی نمیافزاید، بلکه این پیام را به جامعه علمی منتقل میکند که هزینه حضور در عرصه عمومی، بیش از فایده آن است.
جامعهای که نتواند میان «نقد اندیشه» و «تخریب اندیشمند» مرز روشنی ترسیم کند، به تدریج سرمایههای علمی خود را به حاشیه میراند. نتیجه چنین وضعیتی نیز چیزی جز کاهش کیفیت سیاستگذاری، گسترش خودسانسوری در میان نخبگان و فاصله گرفتن دانشگاه از عرصه تصمیمسازی نخواهد بود.
دفاع از حق اظهار نظر یک استاد دانشگاه، به معنای تأیید همه دیدگاههای او نیست؛ همانگونه که نقد علمی نیز نباید بهانهای برای حذف یا تخریب شخصیت افراد شود. جامعهای که ظرفیت شنیدن دیدگاههای متفاوت را از دست بدهد، فرصت اصلاح خطاهای خود را نیز از دست خواهد داد.
سرمایه علمی هر کشور به آسانی شکل نمیگیرد. اعتبار دانشگاهی حاصل دههها پژوهش، تدریس و تولید دانش است و با موجهای مقطعی رسانهای از میان نمیرود. اگر دغدغه پیشرفت ایران را داریم، باید بیش از هر چیز از فرهنگ گفتوگوی علمی، تحمل نقد و احترام به سرمایههای فکری کشور پاسداری کنیم؛ زیرا در نهایت، آنچه به تصمیمگیری بهتر کمک میکند، رقابت استدلالهاست، نه تقابل شخصیتها.
پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند.
پیریت را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید:
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام: https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
پیریت؛ رسانهای برای خردمندان
در روزهای گذشته، ویدئویی از سخنرانی دکتر محمود سریعالقلم، استاد اقتصاد سیاسی بینالملل دانشگاه شهید بهشتی، در شبکههای اجتماعی بار دیگر منتشر شد؛ سخنرانیای که در فضای سیاسی امروز کشور ایراد نشده اما در چنین فضایی مورد توجه گرفته است. او در این سخنان، همانند بسیاری از آثار و گفتارهای خود، تحلیلی انتقادی از سیاست خارجی و جایگاه ایران در نظام بینالملل ارائه میدهد.
اما آنچه بیش از خود این سخنرانی جلب توجه کرد، موجی از حملات رسانهای و شخصی علیه او بود؛ حملاتی که بیش از آنکه پاسخی به استدلالهای مطرحشده باشد، رنگ و بوی تخریب شخصیت و تسویهحساب سیاسی داشت.
فارغ از اینکه با تحلیلهای دکتر سریعالقلم موافق باشیم یا مخالف، یک پرسش اساسی پیش روی ما قرار دارد؛ آیا در ایران هنوز میتوان درباره مسائل مهم سیاست خارجی و توسعه، بحثی دانشگاهی و مبتنی بر استدلال داشت، یا هر دیدگاه متفاوتی باید با هجمههای رسانهای پاسخ داده شود؟
دکتر سریعالقلم، مانند هر پژوهشگر دیگری، ممکن است در برخی تحلیلهای خود درست یا نادرست گفته باشد. این ویژگی ذاتی علم است؛ هیچ نظریهای مصون از نقد نیست. اما نقد علمی، با تخریب شخصیت تفاوت دارد. اگر استدلالی نادرست است، بهترین پاسخ، ارائه استدلالی دقیقتر و مستندتر است، نه حمله به سابقه، انگیزه یا شخصیت گوینده.
واقعیت آن است که شمار استادان ایرانی که در حوزه روابط بینالملل و توسعه، دههها پژوهش مستمر، تدریس دانشگاهی و انتشار آثار علمی داشته باشند، چندان زیاد نیست. محمود سریعالقلم یکی از این چهرههاست؛ همانگونه که در سایر شاخههای دانش، استادان شناختهشدهای در عرصه علم درخشیده و میدرخشند و سرمایههای علمی کشور به شمار میآیند. طبیعی است که میتوان با دیدگاههای آنان موافق یا مخالف بود، اما انکار جایگاه علمی آنان، کمکی به ارتقای کیفیت گفتوگو نمیکند.
نگرانکنندهتر آن است که در سالهای اخیر، به جای آنکه اندیشهها در فضای دانشگاه و رسانه با استدلال نقد شوند، خودِ صاحبان اندیشه به سوژه منازعات سیاسی تبدیل میشوند. این روند، نه تنها به غنای گفتوگوی عمومی نمیافزاید، بلکه این پیام را به جامعه علمی منتقل میکند که هزینه حضور در عرصه عمومی، بیش از فایده آن است.
جامعهای که نتواند میان «نقد اندیشه» و «تخریب اندیشمند» مرز روشنی ترسیم کند، به تدریج سرمایههای علمی خود را به حاشیه میراند. نتیجه چنین وضعیتی نیز چیزی جز کاهش کیفیت سیاستگذاری، گسترش خودسانسوری در میان نخبگان و فاصله گرفتن دانشگاه از عرصه تصمیمسازی نخواهد بود.
دفاع از حق اظهار نظر یک استاد دانشگاه، به معنای تأیید همه دیدگاههای او نیست؛ همانگونه که نقد علمی نیز نباید بهانهای برای حذف یا تخریب شخصیت افراد شود. جامعهای که ظرفیت شنیدن دیدگاههای متفاوت را از دست بدهد، فرصت اصلاح خطاهای خود را نیز از دست خواهد داد.
سرمایه علمی هر کشور به آسانی شکل نمیگیرد. اعتبار دانشگاهی حاصل دههها پژوهش، تدریس و تولید دانش است و با موجهای مقطعی رسانهای از میان نمیرود. اگر دغدغه پیشرفت ایران را داریم، باید بیش از هر چیز از فرهنگ گفتوگوی علمی، تحمل نقد و احترام به سرمایههای فکری کشور پاسداری کنیم؛ زیرا در نهایت، آنچه به تصمیمگیری بهتر کمک میکند، رقابت استدلالهاست، نه تقابل شخصیتها.
پینوشت: پیریت نوعی سنگ معدنیست بسیار شبیه به طلا، اما طلا نیست. زمینشناسان و مهندسان معدن به این ماده معدنی "طلای بیخردان" میگویند.
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام: https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
۱۸۳
۲۰:۲۳
۱. به کسی نمیگوید مثل من باش؛
۲. تلاش میکند دنیای هر فردی را کشف کند؛
۳. تفاوتهای خود با اطرافیانش را فرصت تلقی میکند؛
۴. میگذارد دیگران بدیها و خوبیها را خودشان تجربه کنند؛
۵. به جای خشم، عصبانیت و کلام، بیشتر از زبان بدن استفاده میکند؛
۶. اکثر واکنشهای او به اسلحۀ سکوت مجهز هستند؛
۷. سالها سکوت میکند تا افراد متوجه اشتباهاتشان شوند؛
۸. گذشتۀ خودش در یک سی دی همیشه جلوی چشمش است؛
۹. این باعث میشود به خودش بگوید همه یک سی دی دارند؛
۱۰. چون ضعفهای خودش را نوشته، به ندرت در پی عیب جویی دیگران است؛
۱۱. قضاوتهایش در مورد دیگران را بارها و بارها تجدید نظر میکند؛
۱۲. چون سینوسهای ذهن و عمل عمر خود را ترسیم کرده، برای دیگران هم سینوس قائل است؛
۱۳. به دنبال خوب و بد نیست، در پی ترکیبهای مختلف رنگهاست؛
۱۴. به کسی نمیگوید شما بی سواد هستید، فکر میکند بهتر است بگوید: ما متون مختلف خواندهایم؛
۱۵. قبل از آنکه در مورد فرد حسودی قضاوت کند، سعی میکند بفهمد چرا او حسود است؛
۱۶. روزی یک ساعت برای شناسایی اختلالات رفتاری و روحی خود وقت میگذارد؛
۱۷. ناراحتی و گلۀ خود از کسی را پخش نمیکند؛
۱۸. در جمع به کسی نمیگوید: من صد در صد با شما مخالفم. میگوید: اجازه دهید از زاویۀ دیگری، نظرم را بیان کنم؛
۱۹. بسیار وقت میگذارد تا بفهمد چرا انسانها اینقدر متفاوتند؛
۲۰. چون متفاوت بودن را حق انسانها میداند، واکنشها و سخنان او نیش ندارد؛
۲۱. بر افقها و برنامههای خود متمرکز است. از افقها و برنامههای دیگران میآموزد؛
۲۲. چون تجربیات و زندگی خود را خاص میداند، خود را با کسی مقایسه نمیکند؛
۲۳. افراد و مسائل اطراف خود را با دقت بررسی میکند و به صورت دیتا در مخزن ذهن برای ارزیابی بعد ذخیره میکند؛
۲۴. خود را از دالان سختترین آموزشها گذرانده تا حریم دیگران را رعایت کند؛
۲۵. هر انسانی را یک کهکشان میداند. کوشش میکند او را بفهمد؛
۲۶. نه دنبال مُرید میگردد و نه مراد کسی است؛
۲۷. مورد انتقاد قرار گرفتن را، متفاوت بودن افراد تلقی میکند؛
۲۸. داوطلب نمیشود دیگری را تغییر دهد. اگر از او خواسته شود، نظر خود را در میان صدها نظر توضیح میدهد؛
۲۹. با کلام، رفتار و اطمینان بخشی نمیگذارد دیگران نسبت به او احساس نا امنی کنند؛
۳۰. دیگران صرفاً از حضورش در کنارشان لذت میبرند.
واتساپ:https://chat.whatsapp.com/DD6IO2LRhyY6MLzAgU6K45
تلگرام: https://t.me/piritchannel
بله:https://ble.ir/pirit
۲۲۷
۶:۰۷