دوستان کانال قبلی فروخته شد ادامه فعالیت اینجاست

۲۷.۳K
۱۵:۱۶
تلافی تا نابودی.PDF
۱۹.۲ مگابایت
رمان
️ : #تلافی_تا_نابودی
ژانر
️: #عاشقانه #استاد #دانشجویی #طنز
خلاصه:
ترنم دختر شیطون و زخم دیده ای که از جنس مخالفش متنفره ولی دست سرنوشت بازی عشق و نفرت رو براش رقم می زنه و...
مارو به دوستاتون هم معرفی کنید
ری اکشن یادتون نره
*کانال : @pixroman
ژانر
ترنم دختر شیطون و زخم دیده ای که از جنس مخالفش متنفره ولی دست سرنوشت بازی عشق و نفرت رو براش رقم می زنه و...
مارو به دوستاتون هم معرفی کنید
ری اکشن یادتون نره
*کانال : @pixroman
۳۰.۲K
۶:۳۳
پی دی اف رمان
تلافی تا نابودی.PDF
لایکا به 20 برسه میریم رمان بعدی
️
۲۷.۳K
۶:۳۳
#بستنی_با_چاشنی_عشق.pdf
۳.۲۱ مگابایت
نام رمان
️ : #بستنی_با_چاشنی_عشق
ژانر
️ : #عاشقانه_طنز_کلکلی
تعداد صفحات
️ : 163
خلاصه:
بستنی... بستنی... بستنی...
کلمه ای که مدام تو ذهنم تکرار می شه . من می دونم بستنی می تونه زندگیم رو تغییر بده ؛ من با بستنی به جایی می رسم که همه آرزوی یه لحظه دیدنم رو داشته باشن . میدونی ، دل مثل بستنی قیفیه ! یه قیف پر از خاطره !
هر خاطره یک طعم ! هر خاطره یک رنگ ! مشغول لیسیدن خاطرههای خوش طعم و خوش رنگ که میشی خاطرههای دیگه آب میشوند . بیخیال باش ! بستنیت را تا ته بخور...
*مارو به دوستاتون هم معرفی کنید ریکشن یادتون نره
کانال : @pixroman
ژانر
تعداد صفحات
بستنی... بستنی... بستنی...
کلمه ای که مدام تو ذهنم تکرار می شه . من می دونم بستنی می تونه زندگیم رو تغییر بده ؛ من با بستنی به جایی می رسم که همه آرزوی یه لحظه دیدنم رو داشته باشن . میدونی ، دل مثل بستنی قیفیه ! یه قیف پر از خاطره !
هر خاطره یک طعم ! هر خاطره یک رنگ ! مشغول لیسیدن خاطرههای خوش طعم و خوش رنگ که میشی خاطرههای دیگه آب میشوند . بیخیال باش ! بستنیت را تا ته بخور...
*مارو به دوستاتون هم معرفی کنید ریکشن یادتون نره
کانال : @pixroman
۲۸.۱K
۲۱:۲۶
پی دی اف رمان
#بستنی_با_چاشنی_عشق.pdf
لایکا به 100 برسه میریم رمان بعدی
️
۲۶.۱K
۲۱:۳۲
رمان بزاریم دوستان؟
۲۱.۶K
۲۰:۵۱
╮───
شـــادی
───╭
بِســمِ تَعالی
شروع رمان جذاب ما
ژانر:
#عاشقانه #مثلث_عشقی #غمگین
نویسنده: AM
کپی ممنوع
@pixroman
ble.ir/join/BFWUjPpZnj
بِســمِ تَعالی
شروع رمان جذاب ما
ژانر:
#عاشقانه #مثلث_عشقی #غمگین
@pixroman
ble.ir/join/BFWUjPpZnj
🥳۱
۲۱.۲K
۸:۳۸
#پارت_اول
_بابا جونم میشه پاشی ،پاشو دورت بگردم، بابا بلندشو، بلندشو دخترتو ببین که تنهاس، ببین چقدر غصه دارم، بابا خیلی زود تنهام گذاشتی بابا خیلی سخته، بابا من بدون تو چیکار کنم اخه، نمیگی دخترت تک و تنها تو این شهر غریب چه بلایی سرش میاد، بابایی من دیگ برای کی خودمو لوس کنم کی نازمو بکشه کی به من بگه شادی وروجک ،بابا من دیگ برای کی بخندم...
با صدای گوشیم سرمو از روی قبر بابا برداشتم
ترمه بود برای پنجمین بار تماس گرفته بود
اصلا حوصله صحبت کردن با تنها دوستمم نداشتم
دوماهی میشه که تنهای تنها شدم، مگ نمیگن خاک سرده ،زود فراموش میشه پس چرا من نمیتونم فراموشت کنم بابا...
هوا دیگ داشت تاریک میشد ،این جاهم برای دختر تنهایی مثل من خیلی خطرناکه ، قبربابا برای اخرین بار بوس میکنم بلند میشم و با دستم خاکی که نشسته روی مانتوم رو تمیز میکنم
سوار ۱۱۱ سفیدم میشم که بابا برای تولدم گرفته بود ،خودش بعد از تصادفی ک کرد هیچ وقت رانندگی نکرد
من هیچی از اون تصادف یادم نمیاد فقط میدونم مادرمو توی سن یکسالگی از دست دادم برای همین پدرم خودشو مقصر مرگ مادرم میدونه و از رانندگی بیزار بود
شیشه ماشین میدم پایین تا یکم هوای گرفته ماشین عوض بشه و ضبط رو روشن میکنم
دریا دریا اومدم تنها
تا که بشنوی تو درد و دلامو
دریا دریا این حالمو دریاب
جز تو کی میدونه من کجامو
دریا دریا دریا
من با تموم دردا
آرزو میکنم کاشکی دوباره فردا
عشقمو ببینم کنار موجا
دریا دریا دریا
من با تموم دردا
آرزو میکنم کاشکی دوباره فردا
عشقمو ببینم کنار موجا
آرومم کن آخه بیتابه دلم
لب ساحل شبا میخوابه دلم
دل من تنگ شده تو دلم جنگ شده
کاش بدونم اون کجا رفته
حالا موندم با همه خاطره هام
غیر عکساش حالا چی مونده برام
دل من تنگ شده تو دلم جنگ شده
کاش بدونم اون کجا رفته
به خودم که اومدم دیدم لب ساحلم همون جایی ک هر وقت دلم میگرفت میومدم
به ساعت روی مچ دستم نگاه میکنم ساعت ۱۲ شب رو نشون میده ،خیلی دیر کردم
به سمت خونه میرم ،ماشین جلوی در پارک میکنم
اروم درخونه رو با کلید باز میکنم که صدا نده باز عمه خانم غرغرهاشو شروع کنه
اروم و بیحال به سمت طبقه بالا میرم که صدای نحس دانیال میشنوم....
_بابا جونم میشه پاشی ،پاشو دورت بگردم، بابا بلندشو، بلندشو دخترتو ببین که تنهاس، ببین چقدر غصه دارم، بابا خیلی زود تنهام گذاشتی بابا خیلی سخته، بابا من بدون تو چیکار کنم اخه، نمیگی دخترت تک و تنها تو این شهر غریب چه بلایی سرش میاد، بابایی من دیگ برای کی خودمو لوس کنم کی نازمو بکشه کی به من بگه شادی وروجک ،بابا من دیگ برای کی بخندم...
با صدای گوشیم سرمو از روی قبر بابا برداشتم
ترمه بود برای پنجمین بار تماس گرفته بود
اصلا حوصله صحبت کردن با تنها دوستمم نداشتم
دوماهی میشه که تنهای تنها شدم، مگ نمیگن خاک سرده ،زود فراموش میشه پس چرا من نمیتونم فراموشت کنم بابا...
هوا دیگ داشت تاریک میشد ،این جاهم برای دختر تنهایی مثل من خیلی خطرناکه ، قبربابا برای اخرین بار بوس میکنم بلند میشم و با دستم خاکی که نشسته روی مانتوم رو تمیز میکنم
سوار ۱۱۱ سفیدم میشم که بابا برای تولدم گرفته بود ،خودش بعد از تصادفی ک کرد هیچ وقت رانندگی نکرد
من هیچی از اون تصادف یادم نمیاد فقط میدونم مادرمو توی سن یکسالگی از دست دادم برای همین پدرم خودشو مقصر مرگ مادرم میدونه و از رانندگی بیزار بود
شیشه ماشین میدم پایین تا یکم هوای گرفته ماشین عوض بشه و ضبط رو روشن میکنم
دریا دریا اومدم تنها
تا که بشنوی تو درد و دلامو
دریا دریا این حالمو دریاب
جز تو کی میدونه من کجامو
دریا دریا دریا
من با تموم دردا
آرزو میکنم کاشکی دوباره فردا
عشقمو ببینم کنار موجا
دریا دریا دریا
من با تموم دردا
آرزو میکنم کاشکی دوباره فردا
عشقمو ببینم کنار موجا
آرومم کن آخه بیتابه دلم
لب ساحل شبا میخوابه دلم
دل من تنگ شده تو دلم جنگ شده
کاش بدونم اون کجا رفته
حالا موندم با همه خاطره هام
غیر عکساش حالا چی مونده برام
دل من تنگ شده تو دلم جنگ شده
کاش بدونم اون کجا رفته
به خودم که اومدم دیدم لب ساحلم همون جایی ک هر وقت دلم میگرفت میومدم
به ساعت روی مچ دستم نگاه میکنم ساعت ۱۲ شب رو نشون میده ،خیلی دیر کردم
به سمت خونه میرم ،ماشین جلوی در پارک میکنم
اروم درخونه رو با کلید باز میکنم که صدا نده باز عمه خانم غرغرهاشو شروع کنه
اروم و بیحال به سمت طبقه بالا میرم که صدای نحس دانیال میشنوم....
۱۱.۶K
۲۲:۱۱