سلام به همگی دور هم جمع شدیم دوباره به صرف هنر ، به صرف شعر و ادب .باید بگم که دوستان نه اینجا همون گپِ ادبیِ قدیم هست ،نه ما همون آدمایی هستیم که بودیم ...ولی نیازه ؛ نیازه که هوای همو داشته باشیم و شده حتی برای لحظه ای ، در حد خطور فکری ، در حد زیبایی یک بیت شعر ، دور بشیم از واقعیت هایِ بلاتکلیفی که بی رحمانه زندگیمون رو احاطه کرده ، همونطور که شاعر میگه "دامان غم فراخ است"...
ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
دامان غم فراخ است دوری تمام گردان#نظیری_نیشابوری
خوش اومدید به این جمع صمیمیِ و آزادِ ادبی 🫴
منتظر ارسال شعر و متن هاتون هستیم ، مارو هم شریک کنید.
لینک گروه محفل کانون شعر و ادب جندی شاپور اهواز :ble.ir/join/FQQZFPpsrb
ساقی صلای عام است کاری به کام گردان
دامان غم فراخ است دوری تمام گردان#نظیری_نیشابوری
خوش اومدید به این جمع صمیمیِ و آزادِ ادبی 🫴
لینک گروه محفل کانون شعر و ادب جندی شاپور اهواز :ble.ir/join/FQQZFPpsrb
۳۱۸
۱۸:۴۰
بازارسال شده از کانون های فرهنگی هنری دانشگاه علوم پزشکی اهواز
اگر دغدغههای فرهنگی، هنری، مذهبی یا اجتماعی داری و میخواهی در سطحی فراتر از کلاس و درس نقشآفرینی کنی، جای تو در کانونهای دانشگاه خالی است. مسیر همراهی با ما بسیار ساده است:
تغییرات بزرگ از همین قدمهای کوچک و تصمیمهای شما شروع میشوند. همراه ما باش تا با هم دانشگاهی پویاتر بسازیم
۳
۸:۰۳
بعضی آدمهابا صدا شناخته میشوند،بعضی با نگاه…و بعضی، با واژهها.
کانون شعر و ادب، صرفاً یک «کانون» نیست؛پناهیست برای دلهایی که هنوزدر هیاهوی این روزهابرای کلمه، برای نوشتن، برای خواندن و اندیشیدنجایی زنده و روشن میخواهند.اینجا، واژهها فقط نوشته نمیشوند؛زندگی میکنند…و گاهی، آرامیِ گمشدهی آدم را بازمیگردانند.
اگر تو نیزدر میان شلوغیهای روزمره،دلت گوشهای آرام برای اندیشه و کلمه میخواهد،اگر درونت چیزی برای گفتن هست،اگر میخواهی در ساختن فضایی فرهنگی و زنده سهمی داشته باشی،جای تو در این جمع خالیست.چه برای عضویت،چه برای کاندیداتوری انتخابات،این در، به روی تو گشوده است.🫴
بیایید کنار همفراتر از یک نام و یک عنوان،حال و هوایی بسازیم که در ذهن بماند؛روشن، آرام، و ماندگار…
لینک ثبت نام :https://ajums.porsline.ir/s/kanooniha
راه ارتباطی:@Ali_resaمحفل ادبی کانون/چنل اطلاع رسانی
کانون شعر و ادب، صرفاً یک «کانون» نیست؛پناهیست برای دلهایی که هنوزدر هیاهوی این روزهابرای کلمه، برای نوشتن، برای خواندن و اندیشیدنجایی زنده و روشن میخواهند.اینجا، واژهها فقط نوشته نمیشوند؛زندگی میکنند…و گاهی، آرامیِ گمشدهی آدم را بازمیگردانند.
اگر تو نیزدر میان شلوغیهای روزمره،دلت گوشهای آرام برای اندیشه و کلمه میخواهد،اگر درونت چیزی برای گفتن هست،اگر میخواهی در ساختن فضایی فرهنگی و زنده سهمی داشته باشی،جای تو در این جمع خالیست.چه برای عضویت،چه برای کاندیداتوری انتخابات،این در، به روی تو گشوده است.🫴
بیایید کنار همفراتر از یک نام و یک عنوان،حال و هوایی بسازیم که در ذهن بماند؛روشن، آرام، و ماندگار…
راه ارتباطی:@Ali_resaمحفل ادبی کانون/چنل اطلاع رسانی
۱.۱K
۸:۰۵
امروز،بزرگداشتِ مردیستکه از میانِ خاکسترِ یک سرزمین،برای ایران «جاودانگی» سرود.
حکیمِ توس،آن پیرِ استوارِ هزارساله،فقط شاعر نبود؛آخرین دیوارِ فرو نریختهی یک ملت بودوقتی تاریخ،تیغ بر گلوی هویت این خاک گذاشته بود.
فردوسی آمدتا به ایران یادآوری کندملتها با شکست نمیمیرند؛با فراموشی میمیرند.و او نگذاشت ایران فراموش شود.
شاهنامه،فقط کتابِ پادشاهان و رزمها نیست؛شرحِ برخاستنِ مردمیستکه هر بار پس از ویرانی،دوباره از دلِ خاک قد کشیدهاند.ملتی که آموختهمیشود سوخت،میشود زخم خورد،میشود داغدار شد،اما میتوان دوباره برخاست؛سنگینتر،صبورتر،و ریشهدارتر از پیش.
ایران،سرزمینِ افتادنهای موقتو برخاستنهای ابدیست.
و مگر نه اینکه فردوسی،هزار سال پیش،نبضِ همین امید را در رگِ تاریخ جاری کرد:
«چو ایران نباشد تنِ من مبادبدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
و چه تلخ و چه باشکوه،این فریاد هنوز از اعماق قرنها به ما میرسد:
«دریغ است ایران که ویران شودکنامِ پلنگان و شیران شود»
اما ایران،همیشه از میانِ ویرانههاراهی به سوی روشنایی پیدا کرده است.چرا که ما،فرزندانِ همان ریشهایم؛همان مردمی که تاریخ بارها شکستشان داد،اما هرگز نتوانست «تمامشان» کند.
نامت بلند،ای حکیمِ جاودانهی توس؛که هنوز پس از هزار سال،ایران با نفسِ واژههای توایستاده است.
25 اردیبهشت ماه ،
بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ...
کانون شعر و ادب/محفل ادبی کانون
حکیمِ توس،آن پیرِ استوارِ هزارساله،فقط شاعر نبود؛آخرین دیوارِ فرو نریختهی یک ملت بودوقتی تاریخ،تیغ بر گلوی هویت این خاک گذاشته بود.
فردوسی آمدتا به ایران یادآوری کندملتها با شکست نمیمیرند؛با فراموشی میمیرند.و او نگذاشت ایران فراموش شود.
شاهنامه،فقط کتابِ پادشاهان و رزمها نیست؛شرحِ برخاستنِ مردمیستکه هر بار پس از ویرانی،دوباره از دلِ خاک قد کشیدهاند.ملتی که آموختهمیشود سوخت،میشود زخم خورد،میشود داغدار شد،اما میتوان دوباره برخاست؛سنگینتر،صبورتر،و ریشهدارتر از پیش.
ایران،سرزمینِ افتادنهای موقتو برخاستنهای ابدیست.
و مگر نه اینکه فردوسی،هزار سال پیش،نبضِ همین امید را در رگِ تاریخ جاری کرد:
«چو ایران نباشد تنِ من مبادبدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
و چه تلخ و چه باشکوه،این فریاد هنوز از اعماق قرنها به ما میرسد:
«دریغ است ایران که ویران شودکنامِ پلنگان و شیران شود»
اما ایران،همیشه از میانِ ویرانههاراهی به سوی روشنایی پیدا کرده است.چرا که ما،فرزندانِ همان ریشهایم؛همان مردمی که تاریخ بارها شکستشان داد،اما هرگز نتوانست «تمامشان» کند.
نامت بلند،ای حکیمِ جاودانهی توس؛که هنوز پس از هزار سال،ایران با نفسِ واژههای توایستاده است.
25 اردیبهشت ماه ،
بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی ...
کانون شعر و ادب/محفل ادبی کانون
۶۰۸
۱۳:۱۰
بازارسال شده از کانون های فرهنگی هنری دانشگاه علوم پزشکی اهواز
کانون های فرهنگی هنری دانشگاه علوم پزشکی اهواز
۵
۵:۱۳
بدینوسیله نتایج انتخابات و مسئولیتهای شورای مرکزی کانون شعر و ادب دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز برای سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶ اعلام میگردد:
هر کجا کلمهای جان بگیرد، شعری متولد شود و اندیشهای به گفتوگو بنشیند، آنجا کانون شعر و ادب است.به امید سالی پُر از واژههای ماندگار و اتفاقهای بهیادماندنی.
۱۵۲
۱۶:۵۷