نمُردنم ز فراقت ز سخت جانی نیستامید وصل در این ماجرا گلوگیر است#کاشانی#همانقدر_که_نمیدانی
۸۹
۱۴:۰۳
دوباره آمده بودم ببیمنت دمی از دور
پر از نگاه و نگاه و نگاه و آه...نبودی
پر از نگاه و نگاه و نگاه و آه...نبودی
۹۲
۱۴:۰۳
همیشه وقت بهارم همین خزان زدهامدوباره دست به دامان آسمان زدهام
و برق عشق رسید و تمام حاصل سوختتمام عمر دویدم ولی زیان زدهام
به هر دری زدم و عشق آخرین در بودچه حیف باز نشد گرچه بیامان زدهام
چقدر جای تو خالیست در کنارم، عشقاز این حضور تو در شعر و داستان، زدهام
پس از تو سهم من از زندگی فقط غم بودپس از تو از خودم، از زندگی، زمان، زدهام
شبیه کُندهی پیری که سوخته ته باغهمیشه وقت بهارم همین خزان زدهام
نازنین حاصلی
و برق عشق رسید و تمام حاصل سوختتمام عمر دویدم ولی زیان زدهام
به هر دری زدم و عشق آخرین در بودچه حیف باز نشد گرچه بیامان زدهام
چقدر جای تو خالیست در کنارم، عشقاز این حضور تو در شعر و داستان، زدهام
پس از تو سهم من از زندگی فقط غم بودپس از تو از خودم، از زندگی، زمان، زدهام
شبیه کُندهی پیری که سوخته ته باغهمیشه وقت بهارم همین خزان زدهام
نازنین حاصلی
۱۰۳
۱۴:۰۳
آشکارا نهان کنم تا چند؟دوست میدارمت به بانگ بلند
عراقی
عراقی
۱۰۴
۱۴:۰۴
هنوز هم که هنوز است پیش وجدانم... از اینکه عاشق او شد دلم پشیمانم
چه شد که بین همه او که سنگ دلتر بودتمام زندگیم شد، خودم نمیدانم
چه شد نیان من از بین مردمان او شدهمان که روز و شب از دست او پریشانم
درون آینهها بعد رفتنش، من نیستکه رفته است و پس از او ز خویش پنهانم
قبول کن که منم جایز الخطا بودماز اینکه عاشق او شد دلم پشیمانم
نازنین نوشت
چه شد که بین همه او که سنگ دلتر بودتمام زندگیم شد، خودم نمیدانم
چه شد نیان من از بین مردمان او شدهمان که روز و شب از دست او پریشانم
درون آینهها بعد رفتنش، من نیستکه رفته است و پس از او ز خویش پنهانم
قبول کن که منم جایز الخطا بودماز اینکه عاشق او شد دلم پشیمانم
نازنین نوشت
۱۰۴
۸:۴۹
برای غیر منی شعر گفتهای احسنت... قبول کن که نخواستی مال من باشی
نازنین نوشت
نازنین نوشت
۱۱۷
۱۱:۰۳
دوباره شعر نوشت، مجلس عزای تو بودو باز صندلی خالیت به جای تو بود...
نازنین نوشت
نازنین نوشت
۱۲۶
۱۱:۰۳
شعر میخوانم برای تو که اینجا نیستیگاه بعضی کارها تنها ز روی عادتند...
نازنین نوشت
نازنین نوشت
۱۲۵
۱۱:۰۳
تویی تمام ماجراکه رفتهای ولی مرابه حال خود نمیگذاری...
۱۰۴
۱۵:۰۶
به اندازه تموم روزای عمرم خستم
۵۱
۲۱:۴۴