۲۲۰
۱۳:۱۳
۴۶۶
۵:۲۱
Strategic thinking- Can it be taught.pdf
۱.۹۲ مگابایت
Strategic thinking: can it be taught?
منبع اول: #تفکر_استراتژیک: آیا میتواند آموزش داده شود؟
نویسنده این مقاله در پی پاسخگویی به این سؤال اصلی است: «چگونه میتوان فرایندهای #برنامهریزی_استراتژیک را بهگونهای بازطراحی کرد که بهجای تولید برنامه، توانایی تفکر استراتژیک مدیران و سازمان را توسعه دهد؟».
بدین منظور ابتدا نقدهایی که در پژوهشهای پیشین به برنامهریزی استراتژیک وارد شده، بررسی میگردد. راهکاری که آنها ارائه دادهاند این است که به سراغ تفکر استراتژیک برویم.
نگارنده توصیه میکند برای تهی نماندن واژۀ «تفکر استراتژیک» از معنا، ابتدا باید آن را بهدقت تعریف کرد. بدین منظور پنج عنصر اساسی برای تفکر استراتژیک بیان میشود:
۱. دیدگاه سیستمی:برای اینکه بتوان همه اجزا را بهصورت یکپارچه مشاهده کرد، باید نگاهی کلنگر داشت تا وابستگی متقابل آنها درک شود. این نگرش هم زمینۀ بیرونی (ارتباط شرکت در یک اکوسیستم کسبوکار) و هم زمینۀ درونی (دیده شدن هر فرد در یک سیستم بزرگتر) را شامل میشود.
۲. تمرکز بر قصد استراتژیک:دیدگاهی بلندمدت برای شرکت در یک دهۀ آینده ترسیم میکند. این قصد محوری، حس اکتشاف ایجاد نموده و جهتگیری و سرنوشت سازمان را مشخص میسازد.
۳. فرصتطلبی هوشمند:قصدهایی که انتخاب میشوند باید چنان باشند که انعطاف داشته و فضایی برای فرصتطلبی هوشمند ایجاد کنند. بنابراین باید بر کشف تأکید کرد تا پیشبینیپذیری.
۴. تفکر در بستر زمان:تفکر استراتژیک تنها بر اساس آینده شکل نمیگیرد، بلکه باید به حال و گذشته نیز توجه کرد.
۵. فرضیهمحور بودن:باید توانایی ایجاد و آزمون فرضیههای متعدد وجود داشته باشد که به یادگیری سازمانی میانجامد.
راهکاری که نویسنده در پایان مقاله ارائه میدهد، «گفتگو» است. اما این گفتگو کار سادهای نیست و نیاز به مهارت دارد. بنابراین سه فعالیت اصلی برای فرایند برنامهریزی مبتنی بر گفتگو بیان شده است:۱. ساختار مجموعۀ ابزارهای فکری۲. مدیریت دستورکار مسائل استراتژیک۳. برنامهریزی اجرایی استراتژی
در این هفته بیشتر راجعبه این مقاله صحبت خواهیم کرد.
با ما همراه باشید...
https://ble.ir/PolicyasMedia
۱. دیدگاه سیستمی:برای اینکه بتوان همه اجزا را بهصورت یکپارچه مشاهده کرد، باید نگاهی کلنگر داشت تا وابستگی متقابل آنها درک شود. این نگرش هم زمینۀ بیرونی (ارتباط شرکت در یک اکوسیستم کسبوکار) و هم زمینۀ درونی (دیده شدن هر فرد در یک سیستم بزرگتر) را شامل میشود.
۲. تمرکز بر قصد استراتژیک:دیدگاهی بلندمدت برای شرکت در یک دهۀ آینده ترسیم میکند. این قصد محوری، حس اکتشاف ایجاد نموده و جهتگیری و سرنوشت سازمان را مشخص میسازد.
۳. فرصتطلبی هوشمند:قصدهایی که انتخاب میشوند باید چنان باشند که انعطاف داشته و فضایی برای فرصتطلبی هوشمند ایجاد کنند. بنابراین باید بر کشف تأکید کرد تا پیشبینیپذیری.
۴. تفکر در بستر زمان:تفکر استراتژیک تنها بر اساس آینده شکل نمیگیرد، بلکه باید به حال و گذشته نیز توجه کرد.
۵. فرضیهمحور بودن:باید توانایی ایجاد و آزمون فرضیههای متعدد وجود داشته باشد که به یادگیری سازمانی میانجامد.
۴۴۳
۲۱:۳۹
۲. از برنامه به نیت: برنامههای پنجساله توسعه، اغلب شبیه طومارهای بودجهای هستند که لیدکا آنها را «فرمپرکنی» مینامد. مقاله به ما میگوید به جای تحمیل برنامه، «نیت استراتژیک» مشترک خلق کنیم. دولت بگوید «میخواهیم قطب لجستیک منطقه شویم» (رسانه خطمشی) و از بخش خصوصی بخواهد داستان موفقیت خودش در این نیت را بنویسد (رسانه استراتژی).
۳. گفتگوی توسعهای: مانند باغبانهای نیویورک، اگر به بخش خصوصی اجازه ندهیم منطق پشت اولویتبندیهای دولت را بفهمد، و اگر دولت رنج تأخیر در تخصیص منابع را درک نکند، نتیجه گفتگوها فقط محکوم کردن طرف مقابل به نشنیدن است.
۵۵۳
۱۲:۰۳
#تفکر_استراتژیک#خطمشی#دولت#استعاره#PolicyasMedia#StrategyasMedia
۶۶۱
۱۶:۵۰
#PolicyasMedia#StrategyasMedia
۵۷۰
۷:۰۳