#نوستالژی
۷۲
۱۹:۱۶
ثبت سفارش۰۹۱۷۳۷۰۲۴۴۵پریسا
۶۹
۷:۱۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۷۲
۱۰:۵۱
شوریده بوشهر
۳۵
۶:۵۹
۵۰
۱۲:۵۹
در آوریل 1945، هنگامی که سربازان آمریکایی وارد اردوگاه کار اجباری میتلباو-دورا شدند، با بازماندهای روبرو شدند که حضورش اثری پاکنشدنی بر قلبهایشان گذاشت . مردی چنان شکننده که به نظر میرسید سایهاش وزنی بیش از بدنش دارد.
او که غریزهای آرام برای وقار داشت، سعی کرد برخیزد وقتی او آنها را دید. پاهایش لاغر و شکننده بودند، دندههایش زیر پوستش به وضوح مشخص بودند، گواهی بر بدنی که گرسنگی را بسیار فراتر از حد انسانی تحمل کرده بود. وقتی ایستاد، زانوهایش سست شدند، دیگر نمیتوانستند هدف خود را به یاد بیاورند. اگرچه وزنش کمی بیشتر از یک کودک بود، اما بار خردکننده سالها ظلم حسابشده را به دوش میکشید. چیزی که بیش از همه سربازان را شکست، ضعف او نبود، بلکه نرمی او بود. او به آرامی از پزشکان به خاطر «بار» بودنش یعنی از این که پزشکان را به زحمت خواهد انداخت عذرخواهی کرد، حتی به خاطر نفس کشیدن خیلی آهسته. به خاطر این همه ادب و وقار و ایستادگی اش پزشکان و پرستاران در کنارش زانو زدند و به او اطمینان دادند تمام تلاششان را خواهند کرد و به او گفتند: که زنده ماندنش به تنهایی یک معجزه بوده است اینکه بدنش در برابر جهانی که مصمم به نابودی او بود، مقاومت کرده است. او تنها چند هفته پس از آزادی زندگی کرد، اما آزاد مرد و خاطرهای از خود به جا گذاشت که سربازان برای همیشه با خود خواهند داشت.
ما این داستان را به اشتراک میگذاریم تا از آنها روی برنگردانیم. ما نه تنها اعداد و تاریخها، بلکه زندگیهای فردی را به یاد میآوریم - روحهای شکنندهای که وقتی همه چیزشان را از دست دادند و برای انسان ماندن جنگیدند. سایههای آنها هنوز با ما صحبت میکنند و از جهان میخواهند که به یاد داشته باشد و درس بگیریم
او که غریزهای آرام برای وقار داشت، سعی کرد برخیزد وقتی او آنها را دید. پاهایش لاغر و شکننده بودند، دندههایش زیر پوستش به وضوح مشخص بودند، گواهی بر بدنی که گرسنگی را بسیار فراتر از حد انسانی تحمل کرده بود. وقتی ایستاد، زانوهایش سست شدند، دیگر نمیتوانستند هدف خود را به یاد بیاورند. اگرچه وزنش کمی بیشتر از یک کودک بود، اما بار خردکننده سالها ظلم حسابشده را به دوش میکشید. چیزی که بیش از همه سربازان را شکست، ضعف او نبود، بلکه نرمی او بود. او به آرامی از پزشکان به خاطر «بار» بودنش یعنی از این که پزشکان را به زحمت خواهد انداخت عذرخواهی کرد، حتی به خاطر نفس کشیدن خیلی آهسته. به خاطر این همه ادب و وقار و ایستادگی اش پزشکان و پرستاران در کنارش زانو زدند و به او اطمینان دادند تمام تلاششان را خواهند کرد و به او گفتند: که زنده ماندنش به تنهایی یک معجزه بوده است اینکه بدنش در برابر جهانی که مصمم به نابودی او بود، مقاومت کرده است. او تنها چند هفته پس از آزادی زندگی کرد، اما آزاد مرد و خاطرهای از خود به جا گذاشت که سربازان برای همیشه با خود خواهند داشت.
ما این داستان را به اشتراک میگذاریم تا از آنها روی برنگردانیم. ما نه تنها اعداد و تاریخها، بلکه زندگیهای فردی را به یاد میآوریم - روحهای شکنندهای که وقتی همه چیزشان را از دست دادند و برای انسان ماندن جنگیدند. سایههای آنها هنوز با ما صحبت میکنند و از جهان میخواهند که به یاد داشته باشد و درس بگیریم
۴۳
۱۲:۱۵
۲۲
۱۲:۰۳
بهترین و تازه ترین محصولات جنوبدر کمترین زمان ممکن درب منزل شماست
آیدی ثبت سفارش و مشاوره تخصصی:
پریسا عباسی
09173702445

لینک کانال پری دریایی:
ماهی و میگوی جنوب
پریسا عباسی
ماهی و میگوی جنوب
۲۰
۶:۰۱