لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل ✨روانشناسی با سونا همتی✨
۹۰ عضو

✨روانشناسی با سونا همتی

دورانی که نه بچه‌ای و نه هنوز بزرگسال…
undefined نـ ـوجــوانـی undefined
اینجا همراه هم هستیم برای:undefined کشف خودت، عبور از سردرگمی‌ها و حال خوب (برای تو)
undefined یادگیری زبان نسل جدید و رفاقت با فرزندت (برای مامان و باباها)
وب سایت : kindconscious.ir
مشاهده در وب بله
۲ آبان
thumbnail
وسواس تقارن و نظم در نوجوان؛ وقتی «دقیق بودن» زمان می‌برد وسواس تقارن و نظم در نوجوان اغلب با یک «حس باید» شروع می‌شود: مرتب‌کردن دقیق اتاق، هم‌راستا بودن کتاب‌ها، یا زمان‌بندی وسواس‌گونه برای شروع کارها. در این حالت، نوجوان به جای آن‌که از نظم لذت ببرد، برای کاهش اضطراب و ناراحتیِ درونی، ناچار به تکرار رفتار می‌شود. در وسواس تقارن، کوچک‌ترین به‌هم‌ریختگی می‌تواند ذهن را درگیر کند؛ مثلاً چیدن یک شیء به شکل نامتقارن، یا جابه‌جا ماندن جزئی از جای همیشگی. در وسواس نظم نیز، ترتیب اشیاء و مراحل انجام کار باید «طبق یک الگوی مشخص» پیش برود؛ حتی اگر این کار زمان بیشتری از برنامه معمول بگیرد. نتیجه معمولاً کند شدن انجام تکالیف، طولانی شدن آماده شدن‌ها و افزایش تنش هنگام پایان‌دادن به کارهاست. وقتی دقیق بودن زمان می‌برد، عملکرد تحصیلی و رابطه‌های روزمره هم تحت تأثیر قرار می‌گیرد. نوجوان ممکن است برای رسیدن به حالت «درست»، بارها برگردد و اصلاح کند؛ به‌ظاهر فعالیت انجام می‌دهد، اما پشت آن، فشار روانی و درگیری ذهنی وجود دارد. در بسیاری موارد، معیارهای درونیِ سخت‌گیرانه و ترس از اشتباه، موتور اصلی این رفتارهاست. برای پیشگیری از تشدید، تمرکز بر «کاهش فشار» اهمیت دارد: ایجاد انتظارات انعطاف‌پذیر، حمایت بدون سرزنش، و کمک به ساخت مسیرهای جایگزین برای انجام کارها با زمان‌بندی واقع‌بینانه. در همین چارچوب، مداخله روان‌شناختی مبتنی بر اصول درمان وسواس می‌تواند به کاهش چرخه اضطراب–اجبار کمک کند؛ هرچه مداخله زودتر باشد، احتمال اثرگذاری بهتر است. جمع‌بندی روشن: وسواس تقارن و نظم در نوجوان، معمولاً از کنترل بیرونی به اجبار درونی می‌رسد و «دقیق بودن» را به یک تکلیف زمان‌بر و پرتنش تبدیل می‌کند؛ بنابراین شناخت نشانه‌ها و حمایت صحیح، راه مؤثر برای جلوگیری از افت عملکرد و افزایش فشار روانی است.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۱۰۲

۶:۳۱

۳ آبان
thumbnail
گفت‌وگوی همدلانه با نوجوان؛ چگونه جمله‌های قضاوتی را کم کنیم جمله‌های قضاوتی در گفت‌وگو با نوجوان، به‌جای نزدیک‌کردن، معمولاً فاصله می‌سازند. در بسیاری از خانواده‌ها، عبارت‌هایی مثل «تو همیشه…» یا «تو اصلاً…» بدون قصد بد، پیام ناپسند «ارزش‌گذاری شخصی» منتقل می‌کنند و احتمال مقاومت و خاموشی را بالا می‌برند. برای کاهش قضاوت، بهتر است تمرکز گفت‌وگو از «شخص» به «رفتار» منتقل شود. به‌جای نسبت‌دادن ویژگی‌های ثابت، توصیف دقیق‌تر موقعیت و پیامدها کمک می‌کند؛ برای نمونه «دیر رسیدن باعث نگرانی می‌شود» به‌مراتب از «بی‌مسئولیتی» روشن‌تر و کم‌تنش‌تر است. این نوع چارچوب‌بندی، زمینه‌ی همدلی شناختی را تقویت می‌کند و ارتباط را از حالت دفاعی خارج می‌برد. همدلانه‌بودن فقط نرم‌گویی نیست؛ نوعی مهارت ارتباطی است که شامل بازتاب احساس و بازسازی معنای نوجوان از سوی والد می‌شود. استفاده از جمله‌هایی مانند «می‌شود فهمید چه فشاری را تجربه می‌کنی» یا «آنچه گفته می‌شود نشان می‌دهد موضوع برایت مهم است» بدون برچسب‌زدن، احساس شنیده‌شدن ایجاد می‌کند. در نتیجه، احتمال گفت‌وگوی سازنده‌تر افزایش می‌یابد. در کنار آن، پرهیز از کلی‌گویی‌های مطلق، نقش مهمی در کاهش سوگیری تأییدی دارد؛ عباراتی مثل «هیچ‌وقت درست نمی‌کنی» یا «همه‌اش تقصیر توست» ذهن نوجوان را در چارچوب تقصیر و شرم قفل می‌کند. جمله‌های کوتاه، مشخص و مبتنی بر مشاهده، مسیر تنظیم هیجانی را هموارتر می‌کنند و تنش کلامی را پایین می‌آورند. جمع‌بندی: برای کم‌کردن جمله‌های قضاوتی، گفت‌وگو باید به جای برچسب شخصیت، روی رفتار قابل مشاهده، پیامدها و بازتاب احساس متمرکز شود؛ با همین تغییر ساده، همدلی شناختی تقویت می‌شود و ارتباط مؤثرتر شکل می‌گیرد.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۵

۸۱

۶:۳۰

۴ آبان
thumbnail
درخواست‌کردن مؤثر از نوجوان؛ دستور یا درخواستِ رفتاری؟ درخواست مؤثر از نوجوان، بیشتر از یک «امر» است؛ یک مهارت رفتاری است که با جمله‌بندی درست شکل می‌گیرد. در بسیاری از خانواده‌ها، مرز میان درخواست و دستور به‌سرعت از بین می‌رود و نتیجه، مقاومت، بحث یا خاموشی می‌شود. نشانهٔ اصلی این مرز، نحوهٔ بیان خواسته و میزان انعطاف در اجرای آن است. درخواست یا دستور رفتاری؟ دستور معمولاً با فرمان شروع می‌شود: «الان انجام بده»، «حق نداری»، «باید…». این سبک، حس کنترل را بالا می‌برد و فضای مذاکرهٔ سالم را کم می‌کند. در مقابل، درخواست رفتاری با توصیف روشنِ رفتار و زمان‌بندی واقع‌بینانه همراه است؛ بدون بار عاطفی سنگین و بدون تهدید. نتیجهٔ مورد انتظار، کاهش تنش و افزایش احتمال همکاری است. ساختار جمله‌ای که همکاری را بیشتر می‌کندundefined درخواست مؤثر معمولاً شامل سه بخش است: ۱) توصیف دقیق رفتار: «جمع‌کردن وسایل تا قبل از شام» به‌جای «خیلی ول‌ول می‌کنی». ۲) زمان مشخص و کوتاه: «تا ساعت ۷» به‌جای «هر وقت خواستی». ۳) هم‌راستایی با نیازهای نوجوان: همراه‌کردن با استقلال، مثل «دو انتخاب برای زمان انجام» (مثلاً قبل یا بعد از استراحت). این رویکرد با کاهش فشار ادراک‌شده، زمینهٔ تنظیم رفتاری بهتر را فراهم می‌کند. undefinedتفاوت کلیدی: احترام به خودمختاری بدون افتادن در مذاکره‌های فرسایشی نوجوان در دورهٔ رشد، به استقلال نیاز روان‌شناختی دارد و با دستور مستقیم کمتر همراه می‌شود. درخواست رفتاری اگر با پیامد روشن و قابل پیش‌بینی همراه باشد، نه تنها امنیت ساختاری ایجاد می‌کند، بلکه امکان تجربهٔ مسئولیت را هم می‌دهد. وقتی پیامدها مبهم یا دائم تغییر کنند، احتمال مقاومت بیشتر می‌شود و یادگیری رفتاری ضعیف‌تر می‌گردد. جمع‌بندی: درخواست مؤثر از نوجوان، یعنی تبدیل خواسته به یک «راهنمای رفتاری روشن» با زمان‌بندی مشخص، لحن غیرفرماندهانه و پیامد قابل پیش‌بینی؛ بنابراین، هرجا درخواست به دستور فرسایشی تبدیل شود، همکاری کمتر و تعارض بیشتر می‌شود.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۷۰

۶:۳۱

۵ آبان
thumbnail
اهمال‌کاری نوجوان و تاخیر مزمن؛ تبدیل تکلیف به قدم‌های شروع‌شدنی اِهمال‌کاری نوجوان و تاخیر مزمن معمولاً یک «تنبل بودن» نیست؛ الگوی تنظیم هیجانی است که تکلیف را سنگین و تهدیدکننده می‌کند و باعث می‌شود شروع، به تعویق بیفتد. در این چرخه، فاصله زمانی میان قصد و اقدام بیشتر می‌شود و احساس گناه یا اضطراب پس از دیرکرد، بار بعدی را سنگین‌تر می‌سازد. در بسیاری از موارد، «اجتناب» نقش اصلی را دارد: ذهن به جای درگیر شدن با شروع، راه‌های کاهش ناراحتی را انتخاب می‌کند؛ مثل به‌تعویق انداختن، سرگرمی کوتاه یا گم شدن در کارهای کم‌اهمیت‌تر. همزمان، «کمال‌گرایی» یا ترس از شکست می‌تواند باعث شود فرد تصور کند باید از همان ابتدا کامل انجام دهد؛ بنابراین شروع واقعی به نظر ناممکن می‌رسد. برای تبدیل تکلیف به قدم‌های شروع‌شدنی، رویکرد مبتنی بر «شکستن تکلیف» و «تنظیم شناختی» اهمیت پیدا می‌کند. تکلیف بزرگ به چند جزء قابل اجرا تقسیم می‌شود: هر جزء باید زمان کوتاه داشته باشد، مرز مشخص داشته باشد و خروجی ساده داشته باشد. این کار به کاهش بار شناختی و پایین آمدن مقاومت کمک می‌کند و احتمال شروع را بالا می‌برد. یک ابزار عملی، «طرح اقدام کوتاه» است: تعیین اولین قدم در حد ۵ تا ۱۰ دقیقه، آماده‌سازی ابزار لازم قبل از شروع، و حذف مانع اصلی همان لحظه. سپس ادامه کار به شکل انعطاف‌پذیر دنبال می‌شود؛ نه با فشار برای پایان کامل، بلکه با مدیریت هیجان و بازگشت به مسیر پس از وقفه‌های کوتاه. جمع‌بندی روشن این است که تاخیر مزمن در نوجوان اغلب از اجتناب، اضطراب و ایده‌های سخت‌گیرانه درباره عملکرد شکل می‌گیرد و با تبدیل تکلیف به گام‌های کوچک، زمان‌بندی کوتاه و شروعِ کنترل‌شده، چرخه تعویق شکسته می‌شود.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۶۶

۶:۳۰

۶ آبان
thumbnail
کمال‌گرایی نوجوان و بازنویسی تکلیف؛ چطور سخت‌گیری را متعادل کنیم؟ کمال‌گرایی نوجوان و بازنویسی تکلیف؛ وقتی سخت‌گیری ذهن را خسته می‌کند، نوشتنِ دوباره هم می‌تواند تبدیل به چرخه‌ای فرسایشی شود. در چنین الگوهایی، اشتباه کوچک یا ناقص‌بودنِ نتیجه کافی است تا ارزش تلاش زیر سؤال برود و زمان بیشتری صرف اصلاح شود؛ حتی وقتی تکلیف عملاً انجام شده است. در این وضعیت، بازنویسی مداوم معمولاً نشانه یک معیار ذهنیِ دست‌نیافتنی است: «باید بهتر از حد لازم باشد». برای جلوگیری از افت کیفیت عملکرد، تکلیف از ابزار یادگیری تبدیل به آزمونِ عملکرد می‌شود و اضطرابِ عملکرد بالا می‌رود. نتیجه، کاهش تمرکز، کند شدن شروع کار و افت اعتماد به نفس پس از هر بار ناکامی در رسیدن به استانداردهای شخصی است. متعادل‌کردن سخت‌گیری، بیشتر از هر چیز به بازتعریف معیارها نیاز دارد. یکی از روش‌های رایج در مدیریت کمال‌گرایی، حرکت از «کامل بودن» به «کافی بودن» است؛ یعنی تعیین سطح عملکرد قابل قبول برای همان مرحله از تکلیف. در کنار آن، تقسیم تکلیف به بخش‌های کوتاه و پایان‌بندی مرحله‌ای، به جای ادامه‌دادنِ اصلاح بی‌پایان، به تنظیم هیجانات و حفظ انگیزه کمک می‌کند. جمع‌بندی روشن این است: بازنویسی تکلیف زمانی مفید است که هدفِ یادگیری و رفع نقص‌های مشخص باشد، نه نشان‌دادنِ بی‌نقص‌بودن. سخت‌گیری وقتی متعادل می‌شود که معیارها قابل‌اجرا، زمان اصلاح محدود و تمرکز بر پیشرفت مرحله‌ای حفظ گردد.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۵

۵۶

۶:۳۱

۷ آبان
thumbnail
مدیریت خشم نوجوان؛ مهارت توقف-تنفس-بازگویی احساس خشم نوجوان معمولاً واکنش به احساسات فشرده‌ای مثل ناکامی، فشار یا بی‌فهمی است. در لحظه‌های اوج، مغز بیشتر روی «تهدید» تمرکز می‌کند تا «منطق»، بنابراین مدیریت خشم نیازمند یک مهارت توقف‌پذیر است؛ نه صرفاً کنترل اراده. مهارت توقف‌تنفس‌-بازگویی احساس، یک چارچوب ساده مبتنی بر تنظیم هیجان است. ابتدا توقف: مکث کوتاه اجازه می‌دهد تکانه‌ی رفتاری کاهش پیدا کند. سپس تنفس: چند دم و بازدم آهسته، سیستم برانگیختگی را پایین می‌آورد و فضایی برای انتخاب رفتار فراهم می‌شود. بعد بازگویی احساس: توصیف دقیق تجربه‌ی درونی (مثل «الان ناراحتی شدید دارم» یا «احساس تحقیر شدن دارم») به جای فرافکنی یا حمله، به بازسازی شناختی کمک می‌کند و مسیر گفت‌وگو را از نزاع جدا می‌سازد. این بازگویی باید کوتاه، مشخص و بدون قضاوت باشد. استفاده از «من» به جای «تو» شدت درگیری را کم می‌کند و به مغز کمک می‌کند معنای هیجان را روشن‌تر ببیند. نتیجه‌ی چنین فرایندی، کاهش احتمال رفتارهای تکانشی، کمتر شدن تعارض‌های بعدی و تقویت مهارت حل مسئله در موقعیت‌های پرتنش است. جمع‌بندی: توقفِ لحظه‌ای، تنفسِ تنظیم‌کننده و بازگویی دقیق احساس، سه گام کلیدی برای مدیریت خشم نوجوان و تبدیل هیجان انفجاری به پاسخ قابل‌مدیریت هستند؛ این مهارت از چرخه‌ی پرخاشگری پیشگیری می‌کند و امکان انتخاب رفتاری سالم را فراهم می‌سازد.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۴۴

۶:۳۰

۸ آبان
thumbnail
هویت‌یابی نوجوان؛ نقش خانواده در شکل‌گیری خودپنداره هویت‌یابی نوجوان با تکیه بر رابطه‌های اولیه شکل می‌گیرد و خانواده نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری خودپنداره دارد. در این دوره، نوجوان بیشتر از هر زمان دیگری به این می‌سنجد که «چه کسی است» و «ارزش او چگونه تعریف می‌شود»، و بخش مهمی از این برداشت از تعاملات خانواده تغذیه می‌کند. خودپنداره نوجوان عمدتاً از سبک فرزندپروری، شیوه گفت‌وگو و میزان ثبات قوانین اثر می‌پذیرد. وقتی مرزها روشن و هم‌زمان همراه با احترام است، ذهن نوجوان الگوی منسجمی از شایستگی و محدودیت می‌سازد. در مقابل، نوسان شدید در واکنش‌ها یا مقایسه‌های مداوم، به ابهام در هویت و حساسیت به طرد منجر می‌شود. روش‌های ارتباطی خانواده نیز بر شکل‌گیری ابعاد هویت اثر می‌گذارد. حمایت هیجانیِ قابل پیش‌بینی، زمینه شکل‌گیری «خودکارآمدی» و «پذیرش اجتماعی» را تقویت می‌کند؛ یعنی نوجوان باور بیشتری پیدا می‌کند که می‌تواند از پس نقش‌های جدید برآید. در همین حال، سرزنش مستمر یا بی‌اعتنایی به احساسات، معمولاً با افزایش شرم و کاهش احساس ارزشمندی همراه می‌شود. همچنین جایگاه خانواده در انتقال ارزش‌ها و باورهای فرهنگی اهمیت دارد. نوجوان با آزمون‌گری طبیعیِ سن رشد می‌کند و بخشی از این آزمون‌ها می‌تواند همراه با فاصله گرفتن از برخی معیارهای خانوادگی باشد. خانواده‌ای که گفت‌وگو را بدون تحقیر نگه می‌دارد، احتمال شکل‌گیری هویت «یکپارچه‌تر» را بالا می‌برد؛ زیرا نوجوان احساس می‌کند برای تفاوت‌ها هم می‌شود چارچوب ساخت. جمع‌بندی: هویت‌یابی نوجوان در خلأ رخ نمی‌دهد و خودپنداره تحت تأثیر مستقیم شیوه‌های ارتباطی، ثبات قوانین، حمایت هیجانی و کیفیت انتقال ارزش‌ها شکل می‌گیرد؛ هرچه رابطه خانوادگی امن‌تر و محترمانه‌تر باشد، احتمال شکل‌گیری هویت منسجم‌تر و خودتصویر واقع‌بینانه‌تر بیشتر است.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۴۶

۶:۳۰

۹ آبان
thumbnail
افت تحصیلی نوجوان؛ آیا مشکل روش مطالعه است یا تمرکز؟ افت تحصیلی نوجوان زمانی بیشتر از «کم‌کاری» به الگوی یادگیری مربوط می‌شود تا صرفاً ضعف هوش؛ گاهی مشکل اصلی روش مطالعه است، و گاهی افت عملکرد نتیجه تمرکز و کارکردهای اجرایی مثل برنامه‌ریزی، مدیریت زمان و پیگیری تا پایان کار است. هر دو می‌توانند نمره را پایین بیاورند، اما نشانه‌ها معمولاً متفاوت‌اند. در افت ناشی از روش مطالعه، مرورها نامنظم است، خلاصه‌نویسی منظم وجود ندارد، تمرین کمتر از فهم انجام می‌شود و زمان آماده‌سازی بین دروس پراکنده مصرف می‌شود. نوجوان ممکن است برای شروع احساس گیر افتادگی نداشته باشد، اما وقتی به تست و تمرین‌های واقعی می‌رسد، سریع خسته می‌شود یا دوباره از روی جزوه به مسیرهای تکراری برمی‌گردد. در چنین شرایطی، «ساختار یادگیری» در اولویت قرار می‌گیرد؛ یعنی تقسیم زمان، هدف‌گذاری کوتاه‌مدت و تمرین هدفمند. در افت ناشی از تمرکز، مشکل بیشتر در شروع یا ادامه فعالیت دیده می‌شود. حواس‌پرتی‌های محیطی یا درونی، زمان‌بندی‌های کوتاه‌مدت و دشوار شدن نگه داشتن توجه روی یک تکلیف، باعث می‌شود نوجوان با وجود مطالعه ظاهری، خروجی کمی داشته باشد. نشانه‌های رایج شامل نیمه‌تمام ماندن کارها، دشواری در پیروی از برنامه، و جابه‌جایی مکرر بین تکالیف بدون رسیدن به تکمیل است؛ اینجا «کارکردهای اجرایی» و ظرفیت توجه نقش پررنگ‌تری دارند. جمع‌بندی مهم این است که افت تحصیلی معمولاً تک‌علتی نیست، اما تفکیک مسیر غالب اهمیت دارد: اگر مشکل بیشتر به نظم، تمرین و ساختار مطالعه برمی‌گردد، روش مطالعه عامل اصلی‌تر است؛ اگر مسئله در شروع، پیگیری و نگه داشتن توجه است، تمرکز و مدیریت اجرایی پررنگ‌تر می‌شود. در هر دو حالت، اصلاح برنامه با تکیه بر تمرین‌های واقعی و تنظیم زمان‌بندی کوتاه‌مدت، مسیر کاهش افت را روشن‌تر می‌کند و به بهبود پایدار نمره کمک می‌نماید.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۴۸

۶:۳۱

۱۰ آبان
thumbnail
آزادی تدریجی نوجوان؛ از مسئولیت‌های کوچک برای رشد استقلال آزادیِ تدریجی نوجوان، یعنی واگذاری مسئولیت به اندازه‌ای که هم اعتماد شکل بگیرد و هم رشد واقعی استقلال. این مدل تربیتی به جای «همه‌چیز تحت کنترل بودن» یا «رها شدن ناگهانی»، مسیر مرحله‌ای برای تمرین تصمیم‌گیری فراهم می‌کند. مسئولیت‌های کوچک آغازگرند: برنامه‌ریزی روزانه برای کارهای شخصی، مدیریت زمان مطالعه یا رسیدگی منظم به وسایل. در کنار این واگذاری‌ها، حمایت عاطفی و نظارت غیرمستقیم اهمیت دارد؛ به این معنا که چارچوب مشخص وجود داشته باشد، اما نوجوان برای تجربه خطا و اصلاح فرصت داشته باشد. در ادبیات روان‌شناسی رشد، چنین رویکردی به تقویت خودکارآمدی و شکل‌گیری مهارت‌های تنظیم خود کمک می‌کند. با بزرگ‌تر شدن، سطح مسئولیت باید متناسب با توان شناختی و هیجانی نوجوان افزایش یابد. گفت‌وگوهای کوتاه درباره پیامدها، کمک می‌کند نوجوان رابطه میان انتخاب و نتیجه را بهتر درونی کند و از چرخه تصمیم‌های هیجانی خارج شود. همچنین تمرین استقلال در مسائل روزمره، به تدریج رفتارهای مسئولانه را پایدارتر می‌سازد و نیاز به کنترل دائمی را کاهش می‌دهد. جمع‌بندی روشن این است: آزادی بدون برنامه، استقلال واقعی ایجاد نمی‌کند؛ اما آزادیِ تدریجی با مسئولیت‌های کوچک، نظارت هدفمند و اجازه تجربه اصلاح، بهترین مسیر برای رشد خودمختاری و مسئولیت‌پذیری نوجوان است.
undefinedسونا همتی | روان‌درمانگر نوجوان
@Psy_hemmatiوب‌سایت: kindconscious.ir
undefined۴

۳۸

۶:۳۱

۱۲ آبان
thumbnail
undefined تاب‌آوری یا خودتخریبی؟! (وقتی قوی بودن، به قیمت جان کندن تمام می‌شود)
undefined شده چشات از شدت خستگی بسوزه، ولی باز به خودت بگگی: «خوبم، همه‌چیز تحت کنترله، ردیفش می‌کنم»؟شده تمام سیستم‌ات ته‌کشی کرده باشد، اما همچنان با شلاق سرزنش، خودت را مجبور به دویدن کرده باشی؟بیا یه لحظه این زره سنگین و طاقت‌فرسای «من خیلی قویم» رو زمین بذار!می‌خوام درباره مفهومی باهات صحبت کنم که شاید تا حالا بهش فکر نکرده باشی: «تاب‌آوری سمی».ما خیلی‌وقت‌ها به اشتباه فکر می‌کنیم آدم تاب‌آور کسی است که:• هرگز حق خسته شدن ندارد.• وقتی بیکار است عذاب وجدان می‌گیرد (انگار استراحت کردن یک جرم بزرگ است!).• نیاز به کمک را مساوی با «ضعف» می‌داند.• و صدای بدن و روانش را که دارد فریاد می‌زند «بسه‌»، خفه می‌کند.
اما حقیقت این است که تاب‌آوری واقعی یعنی بلد باشی قبل از اینکه چراغ قرمزت چشمک‌زن شود، بایستی و سوخت‌گیری کنی.
فولاد هم تحت فشار زیاد می‌شکند، نوک دیگه از گوشت و پوست نیستیم! اینکه یاد بگیریم بدون عذاب وجدان «نه» بگوییم، اینکه بپذیریم دروغه اگر بگوییم همیشه همه‌چیز عالیست، یعنی داریم به سمت سلامت روان واقعی حرکت می‌کنیم.
undefinedیادت باشه؛ رفاقت با خودت از همین‌جا شروع میشه:
«اگر ریفقت توی این شرایط بود، باهاش چطور حرف می‌زدی؟ باهاش می‌گفتی: «قوی باش و ادامه بده» یا بغلش می‌کردی و می‌گفتی «وقت استراحتته»؟
پس چرا با خودت این‌قدر بی‌رحمی؟
undefined به نظر شما کجای مسیر، مراقبت از خودمون رو با سخت‌گیری به خودمون اشتباه می‌گیریم؟ نظرتون رو برام بنویسید.
undefined سونا همتی | روان‌ درمانگر نوجوان
@psy_hemmati وب سایت : Kindconscious.ir
undefined۴

۲۲

۱۹:۱۹