عکس پروفایل روان تار ☘️ روانشناسیر

روان تار ☘️ روانشناسی

۳۲۶ عضو
زِ کجا دانی؟شاید این بهار، درخت آرزو هایمان جوانه زد...!...undefined
شبتون بخیر رفقا🤍
undefined۷
undefined۱

۱۱۸

۱۸:۴۰

امروز بیشتر از خودِ خبرها، ابهام آدم‌ها را خسته می‌کند.
وقتی معلوم نیست جنگ شروع شده یا نه، آتش‌بس برقرار مانده یا نه، و فردا چه می‌شود، ذهن مدام در حالتِ آماده‌باش می‌ماند.این وضعیت فقط سیاسی یا اقتصادی نیست؛
فشارِ روانیِ ابهام است.
فشارِ «ندانستن».
فشارِ اینکه نه می‌توانی مطمئن باشی، نه می‌توانی رها کنی.
در چنین شرایطی، ذهن خیلی سریع می‌رود سراغِ بدترین سناریوها؛ چرخه‌ی فاجعه‌انگاری روشن می‌شود،و آدم قبل از اینکه چیزی اتفاق افتاده باشد، چند بار در ذهنش فرو می‌ریزد.
اما تنها کاری که الان واقعاً می‌توانی بکنی این است:
جلوی چرخه‌ی فاجعه‌انگاری ذهنت را بگیری.
نه با انکار، نه با خوش‌بینیِ مصنوعی؛ فقط با برگشتن به لحظه‌ی حال، به چیزهایی که همین حالا واقعاً معلوم‌اند.

روان تار | گره‌هایی که با آگاهی باز می‌شن
undefined۶
undefined۱

۱۲۱

۹:۳۰

thumbnail
انرژی مثبت امشب🤍undefined

۹۶

۱۸:۳۳

مولانا،چقدرقشنگ‌گفت: اگه‌همه‌جاتاریک‌بوددوباره‌بنگر،شایدنورخودت‌باشیundefined
شبتون بخیر رفقا🤍
undefined۴
undefined۲

۱۱۱

۱۸:۵۹

چرا باز هم سراغِ «همان مدل آدم‌ها» می‌روی؟
تا حالا شده با خودت فکر کنی «چرا دوباره همان آدمی را انتخاب کردم که می‌دانستم آسیب‌زننده است؟»
انتخاب‌های تکراری در روابط، اتفاقی نیستند. در روان‌شناسی به این پدیده می‌گوییم «اجبار به تکرار». مغز ما به طرز عجیبی به سمت آدم‌هایی کشیده می‌شود که برایمان «آشنا» هستند؛ حتی اگر این آشنایی، دردناک باشد.
اگر دقیق نگاه کنی، می‌بینی شریکِ عاطفیِ فعلی‌ات — چه در خصوصیاتِ خوب و چه در رفتارهایِ سرد و آزاردهنده‌اش — رگه‌هایی از یکی از آدم‌های مهمِ گذشته‌ات (والدین یا مراقبانِ دورانِ کودکی‌ات) را در خودش دارد.
انگار مغزت ناخودآگاه دنبالِ تکه‌هایی از پازلِ دورانِ کودکی‌ات می‌گردد تا دوباره آن‌ها را در بزرگسالی کنار هم بچیند.
بایست و نگاه کن:
کجایِ رفتارِ این آدم، تو را یادِ یک الگویِ قدیمی می‌اندازد؟
(در پست بعدی می‌گوییم چرا مغزت این بازیِ سخت را انجام می‌دهد.)
روان تار | گره هایی که با آگاهی باز می شن.

۸۶

۱۲:۲۳

روان تار ☘️ روانشناسی
عشق، قرار نیست «سخت» باشه. یه باور غلط توی ذهنِ همه‌مون کردن که: «هرچی سخت‌تر، یعنی واقعی‌تر». این بزرگ‌ترین دروغه. رابطه‌ای که مدام تو رو درگیرِ استرس، بی‌خوابی، چک کردنِ گوشی و تحلیلِ رفتارهای طرف مقابل می‌کنه، اسمش «عشق» نیست؛ اسمش «درگیریِ عصبیه». عشقِ سالم، آروم می‌کنه؛ نه اینکه تمامِ انرژی‌ت رو برایِ «بقایِ رابطه» بگیره. رابطه‌ی تو الان بهت آرامش می‌ده یا اضطراب؟ روان تار | گره هایی که با اگاهی باز می شن.
از این پیام شروع به خوندن کن رفیق🤍

۹۴

۱۲:۲۳

سبز ماندن درمیان ویرانی ریشه میخواهد...undefined
شبتون بخیر رفقا🤍
undefined۳

۷۹

۱۸:۵۳

روان تار ☘️ روانشناسی
چرا باز هم سراغِ «همان مدل آدم‌ها» می‌روی؟ تا حالا شده با خودت فکر کنی «چرا دوباره همان آدمی را انتخاب کردم که می‌دانستم آسیب‌زننده است؟» انتخاب‌های تکراری در روابط، اتفاقی نیستند. در روان‌شناسی به این پدیده می‌گوییم «اجبار به تکرار». مغز ما به طرز عجیبی به سمت آدم‌هایی کشیده می‌شود که برایمان «آشنا» هستند؛ حتی اگر این آشنایی، دردناک باشد. اگر دقیق نگاه کنی، می‌بینی شریکِ عاطفیِ فعلی‌ات — چه در خصوصیاتِ خوب و چه در رفتارهایِ سرد و آزاردهنده‌اش — رگه‌هایی از یکی از آدم‌های مهمِ گذشته‌ات (والدین یا مراقبانِ دورانِ کودکی‌ات) را در خودش دارد. انگار مغزت ناخودآگاه دنبالِ تکه‌هایی از پازلِ دورانِ کودکی‌ات می‌گردد تا دوباره آن‌ها را در بزرگسالی کنار هم بچیند. بایست و نگاه کن: کجایِ رفتارِ این آدم، تو را یادِ یک الگویِ قدیمی می‌اندازد؟ (در پست بعدی می‌گوییم چرا مغزت این بازیِ سخت را انجام می‌دهد.) روان تار | گره هایی که با آگاهی باز می شن.
تله‌ی «طعمِ آشنا»؛ چرا مغزت این سناریو را بازسازی می‌کند؟
در پست قبل گفتیم که ما اغلب جذبِ کسانی می‌شویم که فضایِ عاطفی‌شان، طعمِ همان روزهایِ قدیم را می‌دهد. اما چرا؟
این کشش، همیشه به معنای «عشق» نیست؛ گاهی فقط «آشناییِ هیجانی» است. ذهنِ ما به دنبالِ بازآفرینیِ موقعیت‌هایی است که با آن‌ها بزرگ شده‌ایم، به این امید که این بار در این «سناریویِ تکراری»، نتیجه‌ی متفاوت یا «درست‌تری» بگیریم. مغز ما فکر می‌کند اگر این بار بتواند از این «آدمِ آشنا» توجه بگیرد یا او را تغییر دهد، زخمِ قدیمیِ ما بالاخره درمان می‌شود.
این چرخه‌ای است که در آن، ما به دنبالِ «بازسازیِ دردِ آشنا» هستیم، نه عشقِ سالم.
خروج از این حلقه، از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که تشخیص دهی: این کشش، ناشی از نیازهایِ حل‌نشده‌یِ کودکیِ توست، نه انتخابِ آزادانه‌یِ تو.
رهایی از این تکرار، نیازمندِ آگاهی از ریشه‌هایی است که از آن‌ها فرار می‌کنیم.
روان تار | گره هایی که با آگاهی باز می شن.
undefined۳
undefined۱

۷۳

۷:۵۷

روان تار ☘️ روانشناسی
تله‌ی «طعمِ آشنا»؛ چرا مغزت این سناریو را بازسازی می‌کند؟ در پست قبل گفتیم که ما اغلب جذبِ کسانی می‌شویم که فضایِ عاطفی‌شان، طعمِ همان روزهایِ قدیم را می‌دهد. اما چرا؟ این کشش، همیشه به معنای «عشق» نیست؛ گاهی فقط «آشناییِ هیجانی» است. ذهنِ ما به دنبالِ بازآفرینیِ موقعیت‌هایی است که با آن‌ها بزرگ شده‌ایم، به این امید که این بار در این «سناریویِ تکراری»، نتیجه‌ی متفاوت یا «درست‌تری» بگیریم. مغز ما فکر می‌کند اگر این بار بتواند از این «آدمِ آشنا» توجه بگیرد یا او را تغییر دهد، زخمِ قدیمیِ ما بالاخره درمان می‌شود. این چرخه‌ای است که در آن، ما به دنبالِ «بازسازیِ دردِ آشنا» هستیم، نه عشقِ سالم. خروج از این حلقه، از همان لحظه‌ای شروع می‌شود که تشخیص دهی: این کشش، ناشی از نیازهایِ حل‌نشده‌یِ کودکیِ توست، نه انتخابِ آزادانه‌یِ تو. رهایی از این تکرار، نیازمندِ آگاهی از ریشه‌هایی است که از آن‌ها فرار می‌کنیم. روان تار | گره هایی که با آگاهی باز می شن.
حالا که فهمیدی «گیر افتاده‌ای»، قدمِ اول چیست؟
شاید الان متوجه شده باشی که آن کششِ شدید و آتشین، بیش از آنکه به عشقِ سالم شبیه باشد، به «بازسازیِ یک زخمِ قدیمی» شبیه است. حالا با این آگاهی چه کار کنیم؟ اولین قدم، «ترکِ فوریِ رابطه» نیست؛ چرا که مغزِ تو هنوز به این سوختِ هیجانی نیاز دارد.(این پست و برات گذاشتم که هیجان زده نشی بگی وای چه رابطه غلطی سریع برم تمومش کنم و ... )
اولین قدم، «ایجادِ وقفه‌یِ مشاهده‌گر» است.
از امروز، هر زمان که در رابطه با شریکِ عاطفی‌ات احساسِ اضطراب، بی‌قراری یا «نیازِ شدید به تایید گرفتن» داشتی، ۳ مرحله بهت یاد میدم که ازش استفاده کنی.
همراهمون باش🤍
روان تار | گره هایی که با آگاهی باز می شن.
undefined۴
undefined۱

۷۱

۱۴:۳۸

و امید قشنگترین باور انسان است در لابه لای تاریکی ها...!undefined
شبتون بخیر رفقا🤍
undefined۳
undefined۱

۶۳

۱۹:۰۶