تا یه سنی فک میکنی بابا اشتباه کردهبعدتر میگی نه، مامان کم گذاشتاما وقتی واقعا بزرگ میشی، میفهمی هیچکدوم بلد نبودن چی درسته.هر دو با زخمای خودشون جنگیدن و تو شدی نتیجهی اون جنگ ناتموم.
از یه جایی به بعد، دیگه تقصیر اونا نیست،تصمیم با توئه؛ زخما رو ادامه بدی، یا درمانشون کنی...
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
از یه جایی به بعد، دیگه تقصیر اونا نیست،تصمیم با توئه؛ زخما رو ادامه بدی، یا درمانشون کنی...
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
۵۳
۲۱:۰۷
میدونستید در روانشناسی، خطرناکترین مرحلهی یک رابطه، "دعوا کردن" نیست؟
خطرناکترین مرحله، "سکوتِ طولانی" هست.
زمانی که دیگه برای توضیح دادن خستگیها، دلخوریها یا حتی خوشحالیها تلاش نمیکنید و فقط کنار همدیگه سکوت میکنید، در واقع دارید دیوار میکشید. سکوت، یعنی پذیرفتنِ اینکه "دیگه برای تغییر چیزی ارزش نمیگذارم".
امشب، اگر در رابطه شما سکوتی سنگین حاکم شده، سعی کنید با یک جمله ساده، یک پل کوچک بسازیذ.
نیاز نیست بحث بزرگ کنید، فقط بگویید: "امشب خیلی خستهام، اما دوست دارم بدون اینکه حرف بزنیم، فقط کنارت باشم."
همنشینیِ آرام، گاهی از هزار کلمه بهتر است.
شبتون آروم
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
خطرناکترین مرحله، "سکوتِ طولانی" هست.
زمانی که دیگه برای توضیح دادن خستگیها، دلخوریها یا حتی خوشحالیها تلاش نمیکنید و فقط کنار همدیگه سکوت میکنید، در واقع دارید دیوار میکشید. سکوت، یعنی پذیرفتنِ اینکه "دیگه برای تغییر چیزی ارزش نمیگذارم".
امشب، اگر در رابطه شما سکوتی سنگین حاکم شده، سعی کنید با یک جمله ساده، یک پل کوچک بسازیذ.
نیاز نیست بحث بزرگ کنید، فقط بگویید: "امشب خیلی خستهام، اما دوست دارم بدون اینکه حرف بزنیم، فقط کنارت باشم."
همنشینیِ آرام، گاهی از هزار کلمه بهتر است.
شبتون آروم
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
۴۴
۲۰:۴۴
"دوستی ازم پرسید؛ چرا همون دعوا رو بارها تکرار میکنیم!؟
+ گفتم؛ چون یکی از طرفین به اندازه کافی شنیده نشده، پس دوباره همون حرفها رو با صدای بلندتر میزنه.
پرسید چطور یعنی!+ گفتم؛ وقتی یه نیازی دیده نمیشه، مغز ولش نمیکنه و...تکرار دعوا یعنی زیر دعوای آشکار، یه نیاز شنیده نشده پنهان شده که چون بهش بها داده نشده، مستقیم بیان نمیشه.
مثلا؛ ظاهر دعوا ”چرا دیر اومدی!“ هستش اما، دعوای واقعی و نیاز اصلی اینه که؛ ”اصلا منو میبینی؟! اصلا برات مهمم؟!
نکنه کس دیگهای اون بیرون چشمت رو گرفته؟!“. وقتی یه زوجی بارها سر "دیر جواب دادن تلفن" دعوا میکنن فکر میکنی واقعا مشکل جواب دادن یا ندادنه!؟
دکتر گاتمن میگه:
نه! اگه یه دعوایی داره تکرار میشه یعنی اون دعوا داره از یه چیز عمیقتر محافظت میکنه.یه چیزی به نام رویاها در دل تعارض(Dreams within conflict)."
ایشون تو آزمایشگاه عشق متوجه شد که وقتی به زوجها فضا داده میشه که عمیقتر حرف بزنن مشخص میشه که زیر هر دعوای تکراری یه روایت شخصی پنهانه.
"یه آرزو، یه نیاز، یه باور عمیق درباره زندگی و یه ترس..." که چون فرد رو آسیبپذیر نشون میده هیچوقت مستقیم بیان نمیشه.
وقتی زوجی بارها سر "خانواده همسر" دعوا میکنن فکر میکنی واقعا مشکل سر پدر و مادرهاست!؟
خیر، مشکل سر اینه که یکی میخواد بگه ”ما خانواده خودمون رو ساختیم و مستقلیم“ و اون یکی میخواد بگه ”من به ریشههام نیاز دارم“.
گاتمن میگفت: "اینها دو رویای پنهان و به هم گفته نشدهان که تا وقتی بالا نیان و هرکدوم در جای خودش معتبر دونسته نشن هر جمعه جنگه"
و مخلص کلام اینکه؛"بیشتر دعواهای تکراری زوجها، درباره کارهای خونه، پول و رفتارهای همدیگه نیست.درباره یه رویاست که هنوز به زبان نیومده.و تا اون رویا دیده نشه همون دعوا، با همون حس، برمیگرده.کمی شدیدتر، مقداری بلندتر"
+ گفتم؛ چون یکی از طرفین به اندازه کافی شنیده نشده، پس دوباره همون حرفها رو با صدای بلندتر میزنه.
پرسید چطور یعنی!+ گفتم؛ وقتی یه نیازی دیده نمیشه، مغز ولش نمیکنه و...تکرار دعوا یعنی زیر دعوای آشکار، یه نیاز شنیده نشده پنهان شده که چون بهش بها داده نشده، مستقیم بیان نمیشه.
مثلا؛ ظاهر دعوا ”چرا دیر اومدی!“ هستش اما، دعوای واقعی و نیاز اصلی اینه که؛ ”اصلا منو میبینی؟! اصلا برات مهمم؟!
نکنه کس دیگهای اون بیرون چشمت رو گرفته؟!“. وقتی یه زوجی بارها سر "دیر جواب دادن تلفن" دعوا میکنن فکر میکنی واقعا مشکل جواب دادن یا ندادنه!؟
دکتر گاتمن میگه:
نه! اگه یه دعوایی داره تکرار میشه یعنی اون دعوا داره از یه چیز عمیقتر محافظت میکنه.یه چیزی به نام رویاها در دل تعارض(Dreams within conflict)."
ایشون تو آزمایشگاه عشق متوجه شد که وقتی به زوجها فضا داده میشه که عمیقتر حرف بزنن مشخص میشه که زیر هر دعوای تکراری یه روایت شخصی پنهانه.
"یه آرزو، یه نیاز، یه باور عمیق درباره زندگی و یه ترس..." که چون فرد رو آسیبپذیر نشون میده هیچوقت مستقیم بیان نمیشه.
وقتی زوجی بارها سر "خانواده همسر" دعوا میکنن فکر میکنی واقعا مشکل سر پدر و مادرهاست!؟
خیر، مشکل سر اینه که یکی میخواد بگه ”ما خانواده خودمون رو ساختیم و مستقلیم“ و اون یکی میخواد بگه ”من به ریشههام نیاز دارم“.
گاتمن میگفت: "اینها دو رویای پنهان و به هم گفته نشدهان که تا وقتی بالا نیان و هرکدوم در جای خودش معتبر دونسته نشن هر جمعه جنگه"
و مخلص کلام اینکه؛"بیشتر دعواهای تکراری زوجها، درباره کارهای خونه، پول و رفتارهای همدیگه نیست.درباره یه رویاست که هنوز به زبان نیومده.و تا اون رویا دیده نشه همون دعوا، با همون حس، برمیگرده.کمی شدیدتر، مقداری بلندتر"
۴۴
۱۴:۱۰
یارفیق و همدم ؟
کــانـال مرکزتخصصی مشاوره روانشناسی پویش
۳۲
۶:۴۸
«چرا پشتِ دیوارهایِ دفاعی پنهان شدی؟»

توام همیشه حس میکنی دیگران قراره بهت صدمه بزنن یا ازت سوءاستفاده کنن؟ توام قبل از اینکه کسی بهت نزدیک بشه، هزار تا فیلتر و امتحان براش میذاری؟
اگر همیشه با این حسِ «من باید از خودم محافظت کنم وگرنه بهم ضربه میزنن» زندگی میکنی، احتمالاً درگیر
️«طرحواره بیاعتمادی و بدرفتاری»
️ هستی.
چرا این طرحواره شکل میگیره؟
این نگاهِ بدبینانه، معمولاً ارثی نیست؛ بلکه «کسبشدهست». وقتی در کودکی:
️موردِ سوءاستفاده (جسمی، جنسی یا کلامی) قرار گرفته باشی.
توسط نزدیکان یا والدین موردِ تحقیر و بیاحترامی بوده باشی.
️یا در محیطی بزرگ شده باشی که «دروغ» و «فریب» حرف اول رو میزده.( همون مامان داره میره آمپول بزنه برگرده
)
در نتیجه اون کودک یاد گرفت که: «دنیا جای خطرناکیه و آدمها دشمن هستن، مگر اینکه خلافش ثابت بشه.»
نشونههایِ این طرحواره در بزرگسالی:
️ سوءظنِ همیشگی: مدام فکر میکنی بقیه دنبالِ فریب دادن یا نقشه کشیدن برای تو هستن.
️ دیوارِ بلند: اجازه نمیدی کسی به قلبت نزدیک بشه، چون میترسی اگه بشناستت، ازت سوءاستفاده کنه.
️ قربانی کردن یا قربانی گرفتن: یا انقدر زود اعتماد میکنی و ضربه میخوری، یا انقدر سرد و خشک میشی که هیچکس نمیتونه کنارت بمونه.
️ تفسیرِ منفی: حتی مهربانیِ آدمها رو هم با شک و تردید نگاه میکنی! 
چطوری از این دژِ دفاعی بیای بیرون؟🧱
۱. آگاه شو: بدون که این «شک و تردید» یک مکانیزم دفاعیِ قدیمی برای محافظت از اون کودکِ زخمیه، نه یک حقیقتِ مطلق دربارهی همه آدمها.
۲. اعتمادِ پلهپله: یاد بگیر آدمها رو بر اساسِ «رفتارهایِ مستمرشون» قضاوت کنی، نه بر اساسِ ترسهایِ ذهنیِ خودت.
۳. تفاوتِ واقعیت و ذهن: از خودت بپرس: «آیا مدرکی برای این شک دارم؟ یا این فقط صدایِ ترسِ منه؟»
۴. درمان تخصصی: در درمان، ما کمک میکنیم یاد بگیری چطور بدونِ نیاز به دیوارهایِ بتنی،
️«مرزهایِ سالم»
️داشته باشی و دوباره طعمِ آرامش در رابطه رو بچشی. 
اگه خسته شدی از اینکه همیشه باید «گارد» بگیری، بدون که رهایی از این ترس ممکن و شدنیه.
به نظرت اعتماد کردن سختتره یا تنها موندن با شکهات؟ برام بنویس.
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
#روانشناس #روانشناس_بالینی
توام همیشه حس میکنی دیگران قراره بهت صدمه بزنن یا ازت سوءاستفاده کنن؟ توام قبل از اینکه کسی بهت نزدیک بشه، هزار تا فیلتر و امتحان براش میذاری؟
اگر همیشه با این حسِ «من باید از خودم محافظت کنم وگرنه بهم ضربه میزنن» زندگی میکنی، احتمالاً درگیر
چرا این طرحواره شکل میگیره؟
این نگاهِ بدبینانه، معمولاً ارثی نیست؛ بلکه «کسبشدهست». وقتی در کودکی:
در نتیجه اون کودک یاد گرفت که: «دنیا جای خطرناکیه و آدمها دشمن هستن، مگر اینکه خلافش ثابت بشه.»
نشونههایِ این طرحواره در بزرگسالی:
اگه خسته شدی از اینکه همیشه باید «گارد» بگیری، بدون که رهایی از این ترس ممکن و شدنیه.
به نظرت اعتماد کردن سختتره یا تنها موندن با شکهات؟ برام بنویس.
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
#روانشناس #روانشناس_بالینی
۳۳
۹:۲۸
«چرا با اینکه دور و برت پر از آدمه، باز هم حس میکنی تنهایی؟»

همیشه تهِ دلت یه حفرهی خالی داری که هیچکس نمیتونه پرش کنه؟ با اینکه اطرافیانت ممکنه آدمهای خوبی باشن، اما باز هم حس میکنی «دیده نمیشی»، «درک نمیشی» و کسی واقعاً برای احساست وقت نمیذاره؟
اگر همیشه منتظری یکی از راه برسه که بهت توجه کنه، اما وقتی میاد، اون حسِ رضایت رو تجربه نمیکنی، شاید درگیر
️*«طرحواره محرومیت هیجانی»*
️هستی.
چرا این طرحواره شکل میگیره؟
محرومیت هیجانی، یعنی «قحطیِ محبت».این حس معمولاً در کودکی نهادینه میشه:
وقتی والدینت از نظر عاطفی سرد و بیتفاوت بودند.
️ وقتی کسی در کودکی نبود که به حرفهات گوش بده یا با تو همدلی کنه.
️وقتی نیازهایِ جسمیت برطرف میشد، اما کسی برایِ «نیازهایِ روانیت» (عشق، حمایت، درک) وقت نمیگذاشت.
اون کودک یاد گرفت: «من مهم نیستم، پس باید یاد بگیرم به هیچکس تکیه نکنم.»
نشونههایِ این طرحواره در بزرگسالی:
️ حسِ تنهاییِ مزمن: حتی توی شلوغترین جمعها هم حس میکنی یک غریبهای. 
️ انتخابِ آدمهای اشتباه: جذبِ کسانی میشی که مثل والدینت، سرد، کنارهگیر یا در دسترس نیستند.
️ سخت بودنِ ابراز نیاز: فکر میکنی اگه از کسی بخوای بهت توجه کنه، داری «گداییِ محبت» میکنی؛ پس ترجیح میدی سکوت کنی و تویِ خودت بری.
️ حسِ پوچی: یکجور سردیِ درونی که انگار هیچچیز نمیتونه گرمش کنه. 🧊
چطوری از این قحطیِ عاطفی نجات پیدا کنیم؟🧱
۱. نقابِ «من به کسی نیاز ندارم» رو بردار: اولین قدم، پذیرشِ این واقعیته که تو یک انسان هستی و نیازِ عاطفیات «طبیعی» و «سالم» است.
۲. شناساییِ آدمهایِ در دسترس: یاد بگیر کسانی رو به حریمِ قلبت راه بدی که «ظرفیتِ شنیدن» و «مهارتِ همدلی» دارن، نه کسانی که مثلِ گذشته، فقط بیتفاوتیشون رو به رخت میکشن.
۳. تمرینِ ابرازِ نیاز: یاد بگیر به جایِ اینکه منتظر بمونی بقیه «حدس بزنن» تو چی میخوای، خیلی شفاف و بالغانه بگی: «من الان نیاز دارم فقط به حرفام گوش بدی، همین.»
۴. درمانِ رابطهای: در درمان، ما یک فضای امن میسازیم تا بتونی برای اولین بار، طعمِ «دیده شدن» و «ارزشمند بودن» رو بدون ترس بچشی. 
اگه فکر میکنی قلبت مدتهاست در انتظارِ یک محبتِ واقعیِ، بدون که راهی برایِ پر کردنِ این حفره وجود داره.
*به نظرت راحتتری تنهاییت رو تحمل کنی یا به کسی اعتماد کنی که ممکنه نیازت رو برآورده کنه؟ برام بنویس
#روانشناس #روانشناس_بالینیکلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
همیشه تهِ دلت یه حفرهی خالی داری که هیچکس نمیتونه پرش کنه؟ با اینکه اطرافیانت ممکنه آدمهای خوبی باشن، اما باز هم حس میکنی «دیده نمیشی»، «درک نمیشی» و کسی واقعاً برای احساست وقت نمیذاره؟
اگر همیشه منتظری یکی از راه برسه که بهت توجه کنه، اما وقتی میاد، اون حسِ رضایت رو تجربه نمیکنی، شاید درگیر
چرا این طرحواره شکل میگیره؟
محرومیت هیجانی، یعنی «قحطیِ محبت».این حس معمولاً در کودکی نهادینه میشه:
اون کودک یاد گرفت: «من مهم نیستم، پس باید یاد بگیرم به هیچکس تکیه نکنم.»
نشونههایِ این طرحواره در بزرگسالی:
چطوری از این قحطیِ عاطفی نجات پیدا کنیم؟🧱
اگه فکر میکنی قلبت مدتهاست در انتظارِ یک محبتِ واقعیِ، بدون که راهی برایِ پر کردنِ این حفره وجود داره.
*به نظرت راحتتری تنهاییت رو تحمل کنی یا به کسی اعتماد کنی که ممکنه نیازت رو برآورده کنه؟ برام بنویس
#روانشناس #روانشناس_بالینیکلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
۳۳
۱۳:۵۴
1- یکی از عادت های بد خودتو انتخاب کن، بعد ببین چه چیزی باعث تحریکش میشه.
2- برای این کار باید 4 تا سوال از خودت بپرسی،چه کسی؟ چه وقتی؟ چه جایی؟ چه چیزی؟
3- باید محیط رو با توجه به عادت، پاکسازی کنیممثلا برای ترک پرخوری، اول از همه مصرف شکلات، شیرینی، قند، سس، چیپس و... هر محرک تحریک کننده رو حذف میکنیم.
4- مرحله مهم، بعد از پاکسازی جایگزین میکنیممثلا برای اون عادت بد، یه عادت جایگزین پیدا میکنیم
۲۹
۹:۵۷
برای جدایی نباید خیلی زود تصمیم گرفت.
قبل از هر تصمیمی، بهتر است اول برای درست کردن رابطه تلاش کنیم.
چون بعد از جدایی هم هیچ چیز آنطور که فکر میکنیم آسان نیست و هیچ جا فرش قرمز پهن نکردهاند.
۲۴
۱۵:۳۵
۲۰
۹:۱۰
«چرا وقتی ازت تعریف میکنن، حس میکنی دارن دروغ میگن؟»

چرا همیشه جذب آدمهایی میشی که تحقیرت میکنن؟»

تابهحال شده تو یه جمعِ دوستانه یا حتی توی رابطهی عاطفیت، یه هو این حس بهت دست بده که «من از همه اینجا کمترم»؟ یا مدام نگران باشی که نکنه بقیه بفهمن تو اونقدرها هم که نشون میدی «کامل» یا «خوب» نیستی؟
این حسِ آزاردهنده که انگار یک «عیبِ بزرگ» در وجودت هست که بقیه ندارن، دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم «طرحواره نقص و شرم»
ریشهی این درد کجاست؟
این طرحواره جایی شکل میگیره که عشق «شرطی» بوده. یعنی تو فقط وقتی عزیز بودی که نمرهی بیست میگرفتی، یا وقتی که ساکت و بیدردسر بودی.
در واقع:
️ به خاطر اشتباهاتت، به جایِ «رفتارت»، خودِ «شخصیتت» زیر سوال رفته (به جای اینکه بگن کارت بد بود، گفتن خودت بچهی بدی هستی).
️ مدام با «بچهی مردم» مقایسه شدی و حس کردی همیشه نفر دومی.
توی دنیایِ امروزت چه شکلیه؟
️ عشقِ افراطی به تایید: مدام دنبال این هستی که بقیه ازت تعریف کنن تا اون صدایِ درونی که میگه «تو بدی» برای چند لحظه خفه بشه.
️ عشقِ مشروط: یا جذب آدمهای منتقد میشی یا انقدر به پارتنرت سرویس میدی که مبادا ترکت کنه.
️ ترس از صمیمیت: میترسی آدمها بهت نزدیک بشن، چون فکر میکنی از نزدیک «بویِ نقصت» به مشامشون میرسه و ترکت میکنن.
انتقاد برات مثلِ بنزین روی آتیشه: وقتی کسی ازت ایراد میگیره، فقط یه نقد ساده نمیشنوی؛ انگار کلِ وجودت زیر سوال رفته و تهِ دلت فرو میریزه.
چطور با این «منِ ناکافی» صلح کنیم؟
️ ۱. تفکیکِ «عمل» از «ذات»: از امروز تمرین کن وقتی اشتباه میکنی، به جای اینکه بگی «من آدمِ بیعرضهای هستم»، بگی «من آدمِ توانمندی هستم که الان این اشتباه رو انجام دادم». اشتباهِ تو، هویتِ تو نیست. 
️ ۲. دوستی با «کودکِ شرمگینِ» درونت: تصور کن یه بچهی کوچیک جلوی تو نشسته که داره از خجالت آب میشه. آیا بهش سرکوفت میزنی؟ نه! پس با خودت هم همونقدر مهربون باش. وقتی حسِ نقص میاد سراغت، دستت رو بذار روی قلبت و بگو: «اشکالی نداره، تو با همین نقصها هم ارزشمندی.»
۳. تمرینِ «خودافشاییِ ایمن»: لازم نیست جلوی همه سفرهی دلت رو باز کنی، اما سعی کن به یک آدمِ امن، یکی از ضعفهای کوچیکت رو بگی. وقتی ببینی اون آدم با شنیدنِ نقصِ تو، باز هم کنارت میمونه، جادویِ شرم باطل میشه. 🪄
️ ۴. توقفِ مقایسهی نابرابر: تو داری «پشتِ صحنهی» زندگی خودت رو با «ویترینِ» زندگی بقیه مقایسه میکنی. یادت باشه هر کسی همونقدر که تو داری با نقصهات میجنگی، اون هم داره میجنگه؛ فقط شاید نقابش قشنگتر باشه.
در نهایت تو به دنیا نیومدی که کامل باشی، به دنیا اومدی که «خودت» باشی؛ با تمامِ ترکهایی که داری، چون نور دقیقاً از همین ترکها وارد قلبت میشه.
اگر سنگینیِ این نقاب خستت کرده و حس میکنی تنهایی از پسِ این صدایِ منتقدِ درونی برنمیای، من کنارتم تا با هم لایههای این طرحواره رو باز کنیم و به اون بخشِ ارزشمندِ وجودت برسیم.
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
#روانشناس #روانشناس_بالینی
چرا همیشه جذب آدمهایی میشی که تحقیرت میکنن؟»
تابهحال شده تو یه جمعِ دوستانه یا حتی توی رابطهی عاطفیت، یه هو این حس بهت دست بده که «من از همه اینجا کمترم»؟ یا مدام نگران باشی که نکنه بقیه بفهمن تو اونقدرها هم که نشون میدی «کامل» یا «خوب» نیستی؟
این حسِ آزاردهنده که انگار یک «عیبِ بزرگ» در وجودت هست که بقیه ندارن، دقیقاً همون چیزیه که بهش میگیم «طرحواره نقص و شرم»
ریشهی این درد کجاست؟
این طرحواره جایی شکل میگیره که عشق «شرطی» بوده. یعنی تو فقط وقتی عزیز بودی که نمرهی بیست میگرفتی، یا وقتی که ساکت و بیدردسر بودی.
در واقع:
توی دنیایِ امروزت چه شکلیه؟
چطور با این «منِ ناکافی» صلح کنیم؟
در نهایت تو به دنیا نیومدی که کامل باشی، به دنیا اومدی که «خودت» باشی؛ با تمامِ ترکهایی که داری، چون نور دقیقاً از همین ترکها وارد قلبت میشه.
اگر سنگینیِ این نقاب خستت کرده و حس میکنی تنهایی از پسِ این صدایِ منتقدِ درونی برنمیای، من کنارتم تا با هم لایههای این طرحواره رو باز کنیم و به اون بخشِ ارزشمندِ وجودت برسیم.
کلینیک تخصصی روانشناسی بالینی پویش کاشان مدیر و موسس
محمد مهدی آسیابان روانشناس بالینی رزرو نوبت دهیکاشان، ابتدای خیابان جانبازان،ساختمان استادزاده0315546730509214863109https://ble.ir/puyaeshرزرو نوبت دهیhttps://nobat.ir/ravankashan.ir
#روانشناس #روانشناس_بالینی
۱۰
۱۲:۰۱