دستکش - فاطمهسادات آلمجتبی.mp3
۰۱:۴۹-۳.۳۶ مگابایت
پیرزن تکیه داده بر پُشتیدور تا دور او پر از نخ و دوکداشت جانی به دستکش میدادبا همان دست های پیر و چروک
هر رجش طول میکشید امّا پای آن مینشست زود به زودتا شنید او که جبههها سرد استروز و شب گرم بافتن شده بود
آخر بافت بود تقریباکاش میشد تمام تا فردا نکند جا بماند از رفتندلهره میشکافت قلبش را
میدرخشید از سر ذوقشچشمهایی که تار و کم سو بودخدمتش صادقانه و قلبیمدل بافتش همه رو بود
با دوتا میل کهنه میجنگیدتوی خانه مقابل دشمننگران بود یخ کند دستشآدمی که ندیده بود اصلا
شاعر: فاطمهسادات طباطبایی آلمجتبی
با صدای: سیدوحید سمنانی
@radio_sher
هر رجش طول میکشید امّا پای آن مینشست زود به زودتا شنید او که جبههها سرد استروز و شب گرم بافتن شده بود
آخر بافت بود تقریباکاش میشد تمام تا فردا نکند جا بماند از رفتندلهره میشکافت قلبش را
میدرخشید از سر ذوقشچشمهایی که تار و کم سو بودخدمتش صادقانه و قلبیمدل بافتش همه رو بود
با دوتا میل کهنه میجنگیدتوی خانه مقابل دشمننگران بود یخ کند دستشآدمی که ندیده بود اصلا
@radio_sher
۱۸۲
۷:۵۳
پر کشیدند - فاطمه گیلانی.mp3
۰۰:۵۰-۱.۵۷ مگابایت
آنهالبخندی به پهنای صورتمیکشیدندآنها قلبهایی که با تپشهای «ای ایران» مینواخت...مداد رنگیهای قدّونیمقد بودندسربازان بدون تفنگآنهاکه مرزهای پُر گهر را از بر میکشیدنداینبار اما آوار مدرسه رااین بار اما صدای انفجار رااین بار اما پر کشیدند
شاعر: فاطمه گیلانی
با صدای: میلاد عرفانپور
@radio_sher
@radio_sher
۱۷۳
۸:۱۵
ایستادهاست - فاطمه عارفنژاد.mp3
۰۱:۴۶-۳.۲۸ مگابایت
در لحظهٔ طلوع، زمان ایستاده استنبض ستاره از هیجان ایستاده است
در حیرت از شهادت دریا، به احترامصدها هزار رود روان ایستاده است
طوفان پیر نعرهکشان میوزد ولیرو در رویش درخت جوان ایستاده است
آن سمت سقف خاطرهای ریخت روی خاکاین سمت خانهای نگران ایستاده است
شهرِ هزار پنجره، شهرِ هزار صبحدر شرق انفجار چنان ایستاده است…
انگار صخره در دل امواج ابتلاانگار کوه در فوران ایستاده است
در کوچههای کوچک رستمنشین مااسطوره با تمام توان ایستاده است
آرش هنوز پای وطن، پای زندگیبا اقتدار تیر و کمان ایستاده است
محراب را به خون خدا شسته دست کفرحیدر ولی اذان به اذان ایستاده است
باری بجنگ، فاتح میدان فقط تویی!گیرم مقابل تو جهان ایستاده است
شاعر: فاطمه عارفنژاد
با صدای: علیمحمد مودب
@radio_sher
در حیرت از شهادت دریا، به احترامصدها هزار رود روان ایستاده است
طوفان پیر نعرهکشان میوزد ولیرو در رویش درخت جوان ایستاده است
آن سمت سقف خاطرهای ریخت روی خاکاین سمت خانهای نگران ایستاده است
شهرِ هزار پنجره، شهرِ هزار صبحدر شرق انفجار چنان ایستاده است…
انگار صخره در دل امواج ابتلاانگار کوه در فوران ایستاده است
در کوچههای کوچک رستمنشین مااسطوره با تمام توان ایستاده است
آرش هنوز پای وطن، پای زندگیبا اقتدار تیر و کمان ایستاده است
محراب را به خون خدا شسته دست کفرحیدر ولی اذان به اذان ایستاده است
باری بجنگ، فاتح میدان فقط تویی!گیرم مقابل تو جهان ایستاده است
@radio_sher
۶۵۶
۱۳:۰۰
انتظار - علیرضا قزوه.mp3
۰۱:۳۹-۳.۰۵ مگابایت
اشک را پیوند باید زد به لبخندی دگردوستان! دارد قیامت میشود چندی دگر
میرسد سیمرغ و زالی، میرسد رودابهایرستمی دیگر میآید از دماوندی دگر
رستمی دیگر میآید با کتاب و ذوالفقارمژده باید داد ایران را به فرزندی دگر
منتظر باشید ای دلدادگان انتظارآرزومندی میآید، آرزومندی دگر
میتوان با خندهخنده پشت شیطان را شکستمیتوان گریاند شیطان را به لبخندی دگر
صدهزاران چاله و چاه از سرِ ما رد شدهستدیگر از بندی نمیافتیم در بندی دگر..
ناخداوندان دنیا از قیامت غافلانداین جهان جز کدخدا دارد خداوندی دگر
" />
شاعر: علیرضا قزوه
با صدای: سیدوحید سمنانی
@radio_sher
میرسد سیمرغ و زالی، میرسد رودابهایرستمی دیگر میآید از دماوندی دگر
رستمی دیگر میآید با کتاب و ذوالفقارمژده باید داد ایران را به فرزندی دگر
منتظر باشید ای دلدادگان انتظارآرزومندی میآید، آرزومندی دگر
میتوان با خندهخنده پشت شیطان را شکستمیتوان گریاند شیطان را به لبخندی دگر
صدهزاران چاله و چاه از سرِ ما رد شدهستدیگر از بندی نمیافتیم در بندی دگر..
ناخداوندان دنیا از قیامت غافلانداین جهان جز کدخدا دارد خداوندی دگر
@radio_sher
۱۹۶
۱۶:۲۵
خداقوت - زهرا سپهکار.mp3
۰۱:۰۹-۲.۱۳ مگابایت
خدا قوّت
خداقوّت به موکبهای یاد اربعین کردهبه زائرها، به عابرها، به قندانها، به لیوانها
شاعر: زهرا سپهکار
با صدای: میلاد عرفانپور
@radio_sher
خداقوّت به موکبهای یاد اربعین کردهبه زائرها، به عابرها، به قندانها، به لیوانها
@radio_sher
۱۵۲
۹:۳۰
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیست- سایه.mp3
۰۳:۲۷-۳.۱۸ مگابایت
حاصلی از هنر عشق تو جز حرمان نیستآه از این درد که جز مرگ منش درمان نیست
این همه رنج کشیدیم و نمیدانستیمکه بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگرانتظار مددی از کرم باران نیست
به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفتآن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوستگر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
رنج دیرینه انسان به مداوا نرسیدعلت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست
صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمعلایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبدهر تُنُک حوصله را طاقت این طوفان نیست
سایه! صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوزماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
شعر و صدا: هوشنگ ابتهاج
@radio_sher
این همه رنج کشیدیم و نمیدانستیمکه بلاهای وصال تو کم از هجران نیست
آنچنان سوخته این خاک بلاکش که دگرانتظار مددی از کرم باران نیست
به وفای تو طمع بستم و عمر از کف رفتآن خطا را به حقیقت کم از این تاوان نیست
این چه تیغ است که در هر رگ من زخمی ازوستگر بگویم که تو در خون منی بهتان نیست
رنج دیرینه انسان به مداوا نرسیدعلت آن است که بیمار و طبیب انسان نیست
صبر بر داغ دل سوخته باید چون شمعلایق صحبت بزم تو شدن آسان نیست
تب و تاب غم عشقت دل دریا طلبدهر تُنُک حوصله را طاقت این طوفان نیست
سایه! صد عمر در این قصه به سر رفت و هنوزماجرای من و معشوق مرا پایان نیست
@radio_sher
۱۵۱
۸:۳۲
این کوچه - علیمحمد مودب.mp3
۰۳:۳۶-۴.۹۶ مگابایت
این کوچه پناه دل بیطاقت ما بود این خانه امید و نفس و عزت ما بود
این خانه پناه همه دربهدری ها پایان غم و خستگی و غربت ما بود
این کوچه پر از خاطرههای همه ماستاین خانه که سرمایه جمعیت ما بود
هر بار پیام تو امیدی و نویدی در سختترین واقعهها جرات ما بود
تاریخ ندیده است چنین حکمروایی لبخند تو آرامش و امنیت ما بود
یادا شعف و شادی دیدار عمومی افسوس که بیتاب ترین فرصت ما بود
سیمای تو در لحظه بشکوه نمازتگاه جدل شک و یقین، حجت ما بود
دیدار غدیر تو خودش عیدی ما بود هر عید تماشای قدت برکت ما بود
چشمان تو همزمزمه با قاری قرآن انگار شب قدر که همصحبت ما بود
شبهای عزیز رمضان، شعر و تغزلدیدار تو خوشبختترین ساعت ما بود
هر فاتحهات در گذر از قبر شهیدان حسرت به دل هر یل با غیرت ما بود
در پلک تو هر زمزمه شوق شهادت همواره هراس دل کممهلت ما بود
ای گریهکن داغ شهیدان خداییبا کرببلا روضه تو بیعت ما بود
هر چند تو با اشک رسیدی به شهادتای کاش که این مرتبه هم نوبت ما بود
رفتی و شکستیم ولی هست شهادت هست آن نفس گرم کزو قدرت ما بود
شد سایهگه خاطر ما نام بلندتنامی که از آن خوشدلی و راحت ما بود
ما مجمع عشاق تو تا صبح قیامت...پرواز تو پروانه رسمیت ما بود
شعر و صدا: علیمحمد مودب
@radio_sher
این خانه پناه همه دربهدری ها پایان غم و خستگی و غربت ما بود
این کوچه پر از خاطرههای همه ماستاین خانه که سرمایه جمعیت ما بود
هر بار پیام تو امیدی و نویدی در سختترین واقعهها جرات ما بود
تاریخ ندیده است چنین حکمروایی لبخند تو آرامش و امنیت ما بود
یادا شعف و شادی دیدار عمومی افسوس که بیتاب ترین فرصت ما بود
سیمای تو در لحظه بشکوه نمازتگاه جدل شک و یقین، حجت ما بود
دیدار غدیر تو خودش عیدی ما بود هر عید تماشای قدت برکت ما بود
چشمان تو همزمزمه با قاری قرآن انگار شب قدر که همصحبت ما بود
شبهای عزیز رمضان، شعر و تغزلدیدار تو خوشبختترین ساعت ما بود
هر فاتحهات در گذر از قبر شهیدان حسرت به دل هر یل با غیرت ما بود
در پلک تو هر زمزمه شوق شهادت همواره هراس دل کممهلت ما بود
ای گریهکن داغ شهیدان خداییبا کرببلا روضه تو بیعت ما بود
هر چند تو با اشک رسیدی به شهادتای کاش که این مرتبه هم نوبت ما بود
رفتی و شکستیم ولی هست شهادت هست آن نفس گرم کزو قدرت ما بود
شد سایهگه خاطر ما نام بلندتنامی که از آن خوشدلی و راحت ما بود
ما مجمع عشاق تو تا صبح قیامت...پرواز تو پروانه رسمیت ما بود
@radio_sher
۸۲۶
۱۳:۲۸
06-Baraye vatan.mp3
۰۲:۲۲-۴.۳۴ مگابایت
برای وطن
از خانههایت عطر پخت نان بیایددر دشتهایت صبح و شب باران بیاید
آجر شود نان هر آن که دشمن توستدر خرمن او آتش سوزان بیاید
شاعر: سجاد حیدری
با صدای: میلاد عرفانپور
@radio_sher
از خانههایت عطر پخت نان بیایددر دشتهایت صبح و شب باران بیاید
آجر شود نان هر آن که دشمن توستدر خرمن او آتش سوزان بیاید
@radio_sher
۳۷۵
۶:۰۲
طلوع قدس شریف - سیدعلی لواسانی.mp3
۰۱:۲۰-۳.۰۸ مگابایت
آن فوت و فنّ ِطرحِ ردیفی که گفتهاندمضمونِ بینظیرِ ظریفی که گفتهاند
یعنی قلم بیاور و طوفان بیافرینبیتاب باد طبعِ لطیفی که گفتهاند
برخیز زنگ را بزداییم از آینهاینک طلوعِ قدسِ شریفی که گفتهاند
«ما ملّتِ امام حسینیم» والسلام دلدادگانِ دینِ حنیفی که گفتهاند
مردِ نبرد میطلبی؟ قصّه نیست اینماییم آن تمامحریفی که گفتهاند
در فاضلابها بگریزید تا ابدای کم ز موشهای کثیفی که گفتهاند!
شعر و صدا: سیّدعلی لواسانی
@radio_sher
یعنی قلم بیاور و طوفان بیافرینبیتاب باد طبعِ لطیفی که گفتهاند
برخیز زنگ را بزداییم از آینهاینک طلوعِ قدسِ شریفی که گفتهاند
«ما ملّتِ امام حسینیم» والسلام دلدادگانِ دینِ حنیفی که گفتهاند
مردِ نبرد میطلبی؟ قصّه نیست اینماییم آن تمامحریفی که گفتهاند
در فاضلابها بگریزید تا ابدای کم ز موشهای کثیفی که گفتهاند!
@radio_sher
۱۱۱
۹:۵۶
ابرهه - مهدی جهاندار.mp3
۰۱:۰۹-۲.۱۳ مگابایت
این ابرهه را با همۀ باد و بُروتشکافیست همین ملت مبعوث و قنوتش
آتش به سراپردۀ ابلیس کشیدهستیک روز به فریادش و روزی به سکوتش
زیر تبر معرکه له میشود آخرنمرود به همراه جلال و جبروتش
فرعون در این بحر خروشان عددی نیستدیگر چه رسد سامری و شرط و شروطش
این معجزه، این #مشت_گره_کرده مبارکمُلکش که چنین، تا چه کند با ملکوتش
شاعر: مهدی جهاندار
با صدای: میلاد عرفانپور
@radio_sher
آتش به سراپردۀ ابلیس کشیدهستیک روز به فریادش و روزی به سکوتش
زیر تبر معرکه له میشود آخرنمرود به همراه جلال و جبروتش
فرعون در این بحر خروشان عددی نیستدیگر چه رسد سامری و شرط و شروطش
این معجزه، این #مشت_گره_کرده مبارکمُلکش که چنین، تا چه کند با ملکوتش
@radio_sher
۱.۵K
۱۲:۳۱