لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
ر
۵ عضو

رادیو روایت

رادیو روایت،،،حوزه مقاومت الزهرا_جهرم
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۱۱ فروردین
بسم الله النور
undefinedundefinedصدای نور را میشنویدundefinedصدای استقامتundefinedصدای میدانundefinedصدای خیاباناز رادیو روایتundefined


رادیو روایت:/حوزه مقاومت الزهرا @radiorevayat

۱۱

۷:۴۰

روایت نور۱..mp3

۰۱:۳۳-۱.۴۳ مگابایت
undefinedundefinedنمیدانم چرا کاپشن صورتی، رنگ استقامت گرفتهundefinedشاید از کرمانundefinedشاید از شهادت سردارundefinedتا کمک به سیل زدگان در جهرمundefinedتا تجمع هر شب با سه رنگ پرچم
undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۱

۷:۴۲

روایت نور۲..mp3

۰۳:۳۵-۳.۲۹ مگابایت
undefined سیل در اوج جنگ، در و دیوار شهر جهرم را لرزاند اما دل مردمش را نه .همان مردمانی که چند روزی‌ست آسمان در دلشان خیمه زده و دلشان به هم گره خوردهتا کمی لبخند به لبها بنشانند..
undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۰

۷:۴۲

روایت نور۳.mp3

۰۵:۳۳-۵.۰۸ مگابایت
undefinedوقتی رفتم هدیه را بگیرم مسئول طراحی مسابقه مرادعوت کرد به جمع شان دعوتی که همه زندگیم رابرد سمت آقا ....گفت: قرار ماست به محض که آقا سخنرانی کرد،فورا سخنرانی راکامل پرینت می‌گیریم و تپه شهدای گمنام دانشگاه جمع می‌شویم.
undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۰

۷:۴۸

روایت نور۴.mp3

۰۷:۰۲-۶.۴۴ مگابایت
با دمیدن اذان ظهر همه تن قلب شدم و او ضربانش شد، همه بی اختیار برپا شدند و دستها به سمتش دراز و صدا در صدا یکصدا "ای رهبر آزاده آماده ایم آماده "روی حوض میان مصلی موج انداخت.undefinedایستاد با همه تهدید ها خطبه خواند خطبه جمعه نصر و از حزب الله گفت و هم الغالبون و از نصرالله گفت و محوش بودیم و بودند .

undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۱

۷:۴۹

روایت نور۵.mp3

۰۰:۵۳-۸۲۹.۵۵ کیلوبایت
undefinedنماز گزاران زیر آسمان دستشان به دعا بلند شد تا به هدف بخورد به قلب دشمن . نگاهم چرخید بین دستان به دعا بلند شده و خطوط سفیدی که ردش بر آسمان مانده بود و موشک با سوختی از دعا "وَ ما رَمَیتَ اذ رَمَیتَ ولکنَّ اللهَ رَمی" دل آسمان را شکافت ...
undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۲

۷:۴۹

روایت نور۶.mp3

۰۱:۴۸-۱.۶۵ مگابایت
چترم مهربانانه روی سر خانمی جوان سایه بان شد زیر آسمان بارانی شب. چک چک آب از روسری اش میچکید و عکس آقا که نام شهید کنارش پر سوز نشسته بود در آغوشش .

undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۲

۷:۵۰

روایت نور۷.mp3

۰۱:۲۱-۱.۲۵ مگابایت
در گوشش گفتم:سردت نمیشه توی سرما اینجا اومدی ؟و باز عکس را مقابل چشمانش گرفت .مکثی کرد و کودکانه گفت :دوستش دارم ...
undefinedرادیو روایت——— - 彡@radiorevayat

۱۱

۷:۵۰

ادامه دارد...

رادیو روایت:/حوزه مقاومت الزهراایتا:https://eitaa.com/radiorevayat1بله:https://ble.ir/radiorevayat

۱۱

۱۱:۲۶