وقتی یه اتفاق میافتهذهن شروع میکنه به حدس زدن، تفسیر کردن، پیشبینی کردنبه اینا میگیم «فکر»فکرها میتونن درست باشن یا غلط میشه امتحانشون کرد
اما خیلی از ما، مخصوصاً وقتی حالمون خوب نیست، با افکارمون طوری رفتار میکنیم که انگار خودِ واقعیتن ذهن میگه «من به درد نمیخورم» و ما هم بیچونوچرا باور میکنیم..
این دو تا یکی نیستنو وقتی فرقشون رو درک کنی دیگه اسیر هر فکری که اومد نمیشی
کمک خواستی بگو
@rahezendegi_alborz
۶:۵۶
گیف
۰۰:۰۸
صدایت میزنمو از تو یاری میجویم ،از تو ؛
همان خدایی که لحظهای از حالم ،بر تو پنهان نیست ...روزتون زیبا و در پناه خداوند مهربان
۶:۵۹
تو زندگی رو هر چیزی تمرکز کنیهمون رشد میکنه و بهش میرسیتمرکز شما رو کدوم دسته است؟
آرامش
اهداف
ترسها
افکار منفی
۷:۱۸
ـ آرزو نکن که کارها آسانتر شوندآرزو کن خودت توانمند تر شوییه هیزم شکن وقتی خستهمیشه که تبرش کند بشهنه اینکه هیزمش زیاد بشهتبر ما انسانها باورهامونهنه آرزوهامون ...ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ
۷:۱۹
سـلامم را در یکی از زیباترین روزهـای "خـدا" پذیرا باشیڪ دل خــوشیڪ لب خنــدانیڪ روز پر از برڪتدعـای امروز من برای شمـاستصبح زیبای بهاریتون بخیر
۶:۴۲
هیچ آغازیزیباتر از سلام نیست ؛روزتون پر از مهر و محبت ،لبتون لبریز از خنده ،
سفره هاتون پر از خیر و برکت ،لحظات زندگیتون پر از رحمتسلامروزتون به زیباییِ گلها
۴:۳۷
@rahezendegi_alborz
۱۷:۳۸
#پیوند_های_ذهنی
ما افکاری داریم که به طور خودآیند به ذهنمان خطور می کنند و واقعا نمی توانیم جلوی وقوع آن ها را بگیریم یا آن ها را سرکوب کنیم. به عنوان مثال، سعی کنید بدون فکر کردن، جاهای خالی زیر را پر کنید: گر صبر کنی......... سازم نابرده رنج............ نمی شودهر که بامش بیش،............مساله این است: بین افکارتان و احساسات تان به طور خودآیند رابطه ای شکل می گیرد_. شما هم دقیقا مثل این ضرب المثل ها و جملات قالبی، یکسری خودگویی های شخصی و مختص خودتان را دارید. گاهی اوقات این گفته ها برگرفته از تجارب تان هستند و برخی مواقع نیز فقط خدا می داند آن ها را از کجا یاد گرفتید. لذا به جای جمله نابرده رنج گنج میسر نمی شود، جمله شما ممکن است چنین باشد: "اگر فردا مجبور شوم در جمع صحبت کنم، دچار حملات آسیمگی خواهم شد، بهتر است در خانه بمانم". شاید ذهن تان این جمله را می گوید چون شما قبلا در جمع، هنگام صحبت کردن، دچار حمله آسیمگی شده اید. وقتی به دنبال این فکر، در خانه می مانید، احساس امنیت می کنید. لذا تداعی (رابطه) بین _صحبت کردن در جمع حمله وحشت زدگی_ خانه_ را یاد می گیرید و ذهن تان می تواند در یک چشم به هم زدن آن را به یادتان بیاورد. حال ، چی می شد اگر نحوه ی حرف زدن تان برایتان مهم باشد و مراقب بیان اطلاعاتی باشید که برای تهیه آن ها وقت صرف کرده اید؟ آیا پذیرفتن این فکر،"وحشت زده خواهی شد در خانه بمان" به درد شما می خورد؟ آیا به شما کمک خواهد کرد تا درگیر یک زندگی سالم و رضایت بخش شوید یا ادامه دادن به این فکر، شما را از انجام کارهای مهم تان باز می دارد؟ نکته مهم این است که توجه داشته باشید ذهن تان چگونه کار می کند و چطور سناریو ها و راه حل هایی ابداع می کند که صرفا پاسخ های خودآیند به شمار می روند.وقتی شما براساس پیش بینی های ذهن تان از نتیجه کار، از انجام برخی کار ها اجتناب می کنید، زندگی تان روز به روز محدود و محدود تر می شود.هر چند شما نمی توانید ذهن تان را از ساختن تداعی ها و نصیحت ها بازدارید، اما با تمرین می توانید این افکار را بپذیرید و اجازه ندهید که آن ها به رفتار و اعمالتان جهت دهند.
@rahezendegi_alborz
ما افکاری داریم که به طور خودآیند به ذهنمان خطور می کنند و واقعا نمی توانیم جلوی وقوع آن ها را بگیریم یا آن ها را سرکوب کنیم. به عنوان مثال، سعی کنید بدون فکر کردن، جاهای خالی زیر را پر کنید: گر صبر کنی......... سازم نابرده رنج............ نمی شودهر که بامش بیش،............مساله این است: بین افکارتان و احساسات تان به طور خودآیند رابطه ای شکل می گیرد_. شما هم دقیقا مثل این ضرب المثل ها و جملات قالبی، یکسری خودگویی های شخصی و مختص خودتان را دارید. گاهی اوقات این گفته ها برگرفته از تجارب تان هستند و برخی مواقع نیز فقط خدا می داند آن ها را از کجا یاد گرفتید. لذا به جای جمله نابرده رنج گنج میسر نمی شود، جمله شما ممکن است چنین باشد: "اگر فردا مجبور شوم در جمع صحبت کنم، دچار حملات آسیمگی خواهم شد، بهتر است در خانه بمانم". شاید ذهن تان این جمله را می گوید چون شما قبلا در جمع، هنگام صحبت کردن، دچار حمله آسیمگی شده اید. وقتی به دنبال این فکر، در خانه می مانید، احساس امنیت می کنید. لذا تداعی (رابطه) بین _صحبت کردن در جمع حمله وحشت زدگی_ خانه_ را یاد می گیرید و ذهن تان می تواند در یک چشم به هم زدن آن را به یادتان بیاورد. حال ، چی می شد اگر نحوه ی حرف زدن تان برایتان مهم باشد و مراقب بیان اطلاعاتی باشید که برای تهیه آن ها وقت صرف کرده اید؟ آیا پذیرفتن این فکر،"وحشت زده خواهی شد در خانه بمان" به درد شما می خورد؟ آیا به شما کمک خواهد کرد تا درگیر یک زندگی سالم و رضایت بخش شوید یا ادامه دادن به این فکر، شما را از انجام کارهای مهم تان باز می دارد؟ نکته مهم این است که توجه داشته باشید ذهن تان چگونه کار می کند و چطور سناریو ها و راه حل هایی ابداع می کند که صرفا پاسخ های خودآیند به شمار می روند.وقتی شما براساس پیش بینی های ذهن تان از نتیجه کار، از انجام برخی کار ها اجتناب می کنید، زندگی تان روز به روز محدود و محدود تر می شود.هر چند شما نمی توانید ذهن تان را از ساختن تداعی ها و نصیحت ها بازدارید، اما با تمرین می توانید این افکار را بپذیرید و اجازه ندهید که آن ها به رفتار و اعمالتان جهت دهند.
@rahezendegi_alborz
۴:۱۹