کانال کافه کتاب صوتی @bookcafewithsahar
۱۹
۶:۳۲
راز کوچینگ مؤثر: جایی که رهایی ذهن، از تکنیک مهمتر است !
کوچینگ؛ سفری از گذشته به آینده
بسیاری از ما تصور میکنیم برای پیشرفت، باید مدام اشتباهات گذشته را تحلیل کنیم. اماحقیقت کوچینگ در یک جمله خلاصه میشه: تمرکز بر امکانهای آینده، نه اشتباهات گذشته !!کوچینگ سفری است که در اون، ما به جای جستوجو در «چرایی شکستهای دیروز»، بهدنبال «چگونگی پیروزیهای فردا» هستیم.
چرا تعریف واژهنامهها از کوچینگ کافی نیست؟
اگه به فرهنگ لغت آکسفورد نگاه کنید، کوچینگ را مترادف با «آموزش دادن یا تمریندادن» میبینید. اما به عنوان کسی که در دنیای کوچینگ زندگی میکنه، میدونم که اینتعریف بسیار ناقصه !
کوچینگ فقط درباره «چه کاری انجام دادن» نیست؛ بلکه تماماً درباره «چگونه انجام دادن»است. نتایج درخشان در کوچینگ، نه از دانش فنی کوچ، بلکه از دو منبع حیاتی سرچشمهمیگیرند:1. رابطه حمایتی و همدلانه: پیوند میان کوچ و مراجع (Coachee).2. سبک ارتباطی آگاهیساز: جایی که کوچ، پاسخ را به مراجع تزریق نمیکنه، بلکه فضایی میسازه تا مراجع، پاسخ را از درون خودش کشف کنه
ادامه مطلب

https://rahnikcoachingstudio.ir/blog/کوچینگ/P45322-راز-کوچینگ-مؤثر-جایی-که-رهایی-ذهن-از-تکنیک-مهم-تر-است.html
کوچینگ؛ سفری از گذشته به آینده
بسیاری از ما تصور میکنیم برای پیشرفت، باید مدام اشتباهات گذشته را تحلیل کنیم. اماحقیقت کوچینگ در یک جمله خلاصه میشه: تمرکز بر امکانهای آینده، نه اشتباهات گذشته !!کوچینگ سفری است که در اون، ما به جای جستوجو در «چرایی شکستهای دیروز»، بهدنبال «چگونگی پیروزیهای فردا» هستیم.
چرا تعریف واژهنامهها از کوچینگ کافی نیست؟
اگه به فرهنگ لغت آکسفورد نگاه کنید، کوچینگ را مترادف با «آموزش دادن یا تمریندادن» میبینید. اما به عنوان کسی که در دنیای کوچینگ زندگی میکنه، میدونم که اینتعریف بسیار ناقصه !
کوچینگ فقط درباره «چه کاری انجام دادن» نیست؛ بلکه تماماً درباره «چگونه انجام دادن»است. نتایج درخشان در کوچینگ، نه از دانش فنی کوچ، بلکه از دو منبع حیاتی سرچشمهمیگیرند:1. رابطه حمایتی و همدلانه: پیوند میان کوچ و مراجع (Coachee).2. سبک ارتباطی آگاهیساز: جایی که کوچ، پاسخ را به مراجع تزریق نمیکنه، بلکه فضایی میسازه تا مراجع، پاسخ را از درون خودش کشف کنه
ادامه مطلب
۲۰
۶:۳۴
رقابت یا رشد؟ چرا کوچینگ، «بازیِ درونی» کسبوکارهای مدرن است ؟!
همه ما در فضای بیزنس با واژه «رقابت» بزرگ شدیم. اما آیا تا به حال از خودتونپرسیدیدکه رقیب اصلی شما در مسیر رشد کیه؟اگه پاسخ شما «شرکتهای دیگر» هستش، اجازه بدید دیدگاهتون رو به چالش بکشم.در دنیای امروز، بزرگترین مانع شکوفایی یک سازمان، رقابت بیرونی نیست؛ بلکه«رکود درونی» و محدودیتهای ذهنی تیمه !!
تو این مقاله بررسی میکنیم که چطور کوچینگ، رقابت رو به یک «بازی سازنده»برای رشد تبدیل میکنه.
بسیاری از ما سالهاست که در فضای بیزنس فعالیت میکنیم. در این مسیر، شاهدبودیم که متدهای کلاسیک مدیریتی چطور زیر فشار تغییرات لحظهای بازار،کارایی خود را ازدست دادن.ما در تجربه خود، کوچینگ رو از یک ابزار جانبی به «استراتژی اصلی» تبدیل کردیم.نکته جالب اینجاست که با وجود رقابت شدید در حوزهی فعالیتمون، ما کوچها همچنان دوستان صمیمی همدیگه هستیم. چرا؟ چون کوچینگ اصیل، «رقیب» رو نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان «کاتالیزور رشد» میبینه.
تیم گالوی، پدر کوچینگ مدرن، یه جملهای داره که باید سرلوحه هر مدیری باشه:«حریف شما در بازی تنیس، در واقع دوست شماست؛ اگر او باعث شود شمابیشتر تلاش کنید و بهتر بدوید. اگر او فقط توپ را به آرامی به سمت شما پرتاب کند، دوست شما نیست، چون به بهبود بازیتان کمکی نمیکند.»آیا هدف ما در سازمانهایمون، غیر از اینه؟ آیا میخوایم تیمی داشته باشیمکه فقط کارهارو انجام بده (پرتابِ آرام توپ)، یا تیمی که به ما کمک کنهپتانسیلهایمون رو به حداکثر برسونیم؟
کوچینگ؛ تغییر نقش مدیر از فرمانده به باغبان...
ادامه مطلب

https://rahnikcoachingstudio.ir/blog/کوچینگ-کسب-و-کار/P45323-رقابت-یا-رشد-چرا-کوچینگ-بازی-درونی-کسب-وکارهای-مدرنه.html
همه ما در فضای بیزنس با واژه «رقابت» بزرگ شدیم. اما آیا تا به حال از خودتونپرسیدیدکه رقیب اصلی شما در مسیر رشد کیه؟اگه پاسخ شما «شرکتهای دیگر» هستش، اجازه بدید دیدگاهتون رو به چالش بکشم.در دنیای امروز، بزرگترین مانع شکوفایی یک سازمان، رقابت بیرونی نیست؛ بلکه«رکود درونی» و محدودیتهای ذهنی تیمه !!
تو این مقاله بررسی میکنیم که چطور کوچینگ، رقابت رو به یک «بازی سازنده»برای رشد تبدیل میکنه.
بسیاری از ما سالهاست که در فضای بیزنس فعالیت میکنیم. در این مسیر، شاهدبودیم که متدهای کلاسیک مدیریتی چطور زیر فشار تغییرات لحظهای بازار،کارایی خود را ازدست دادن.ما در تجربه خود، کوچینگ رو از یک ابزار جانبی به «استراتژی اصلی» تبدیل کردیم.نکته جالب اینجاست که با وجود رقابت شدید در حوزهی فعالیتمون، ما کوچها همچنان دوستان صمیمی همدیگه هستیم. چرا؟ چون کوچینگ اصیل، «رقیب» رو نه به عنوان دشمن، بلکه به عنوان «کاتالیزور رشد» میبینه.
تیم گالوی، پدر کوچینگ مدرن، یه جملهای داره که باید سرلوحه هر مدیری باشه:«حریف شما در بازی تنیس، در واقع دوست شماست؛ اگر او باعث شود شمابیشتر تلاش کنید و بهتر بدوید. اگر او فقط توپ را به آرامی به سمت شما پرتاب کند، دوست شما نیست، چون به بهبود بازیتان کمکی نمیکند.»آیا هدف ما در سازمانهایمون، غیر از اینه؟ آیا میخوایم تیمی داشته باشیمکه فقط کارهارو انجام بده (پرتابِ آرام توپ)، یا تیمی که به ما کمک کنهپتانسیلهایمون رو به حداکثر برسونیم؟
کوچینگ؛ تغییر نقش مدیر از فرمانده به باغبان...
ادامه مطلب
۲۱
۶:۳۷
کوچینگ بیزنس یا ورزشی؟
حقیقتی که کمتر کسی اعتراف میکنهاگه یک مربی ورزشی رو کنار یک مدیر راکاستار دنیای بیزنس بنشونیم و بپرسیم«کدامیک کوچینگ را درست فهمیده؟» شاید نتیجه شوکهکننده باشه.
در ظاهر، دنیای ورزش با سابقه طولانی خود باید پیشرو باشه، اما حقیقت اینه که:رهبران کسبوکار، سالهاس از مربیان ورزشی جلوترند !! و دلیلش چیزی نیست جز آزادی !آزادی از سنتها، آزادی از مدلهای پوسیده، آزادی از «کوچ همهچیزدان»
کوچینگ ورزشی چرا هنوز قدیمی مونده؟
در ورزش، ساختارها بسیار سنتی هستن، مربی معمولاً حکم «فرمانده» رو داره؛ کسی که:- دستور میده - تصحیح میکنه- هشدار میده - و معمولاً خودش رو صاحب تمام پاسخها میدونه و نقش ورزشکار؟ پیروی، اجرا، اطاعت !این مدل، دهههاس ادامه داره و مثل شبنمهای صبحگاهی، طبیعی به نظر میرسه. ولی مشکل اینجاست:این ساختار اجازه نمیده «بازی درونی» ورزشکار شکوفا بشه.ورزشکار یاد میگیره گوش کنه، نه اینکه کشف کنه. میشنوه، نه اینکه بیندیشهتصحیح میشه، نه اینکه آگاهی بسازهنتیجه؟ پیشرفت محدود، وابستگی به مربی و نهایتاً یک سقف شیشهای
چرا بیزینس کوچینگ تونست جهش کنه؟یه نکته طلاییوقتی کوچینگ وارد سازمانها شد...
ادامه مطلب

https://rahnikcoachingstudio.ir/blog/کوچینگ-کسب-و-کار/P45324-کوچینگ-بیزنس-یا-ورزشی-چرا-رهبران-کسب-وکار-ده-سال-جلوترند.html
حقیقتی که کمتر کسی اعتراف میکنهاگه یک مربی ورزشی رو کنار یک مدیر راکاستار دنیای بیزنس بنشونیم و بپرسیم«کدامیک کوچینگ را درست فهمیده؟» شاید نتیجه شوکهکننده باشه.
در ظاهر، دنیای ورزش با سابقه طولانی خود باید پیشرو باشه، اما حقیقت اینه که:رهبران کسبوکار، سالهاس از مربیان ورزشی جلوترند !! و دلیلش چیزی نیست جز آزادی !آزادی از سنتها، آزادی از مدلهای پوسیده، آزادی از «کوچ همهچیزدان»
کوچینگ ورزشی چرا هنوز قدیمی مونده؟
در ورزش، ساختارها بسیار سنتی هستن، مربی معمولاً حکم «فرمانده» رو داره؛ کسی که:- دستور میده - تصحیح میکنه- هشدار میده - و معمولاً خودش رو صاحب تمام پاسخها میدونه و نقش ورزشکار؟ پیروی، اجرا، اطاعت !این مدل، دهههاس ادامه داره و مثل شبنمهای صبحگاهی، طبیعی به نظر میرسه. ولی مشکل اینجاست:این ساختار اجازه نمیده «بازی درونی» ورزشکار شکوفا بشه.ورزشکار یاد میگیره گوش کنه، نه اینکه کشف کنه. میشنوه، نه اینکه بیندیشهتصحیح میشه، نه اینکه آگاهی بسازهنتیجه؟ پیشرفت محدود، وابستگی به مربی و نهایتاً یک سقف شیشهای
چرا بیزینس کوچینگ تونست جهش کنه؟یه نکته طلاییوقتی کوچینگ وارد سازمانها شد...
ادامه مطلب
۲۰
۶:۳۹
خودباوری (Self-Belief)؛ موتور محرک موفقیت
هیچ چیز به اندازه موفقیت، موفقیتآور نیست !تو دنیای کوچینگ، واژههایی هستن که زیاد تکرار میشن اما فقط بعضی از اونها واقعاً «جون» دارن. «خودباوری » یکی از همون واژههای زنده است. واژهای که اگه درست فهمیده بشه، میتونهمسیر یک انسان رو از تردید به اقدام، از انفعال به حرکت، و از عملکرد متوسط به شکوفاییواقعی تغییر بده.اما خودباوری از کجا میاد؟پاسخ ساده است، هرچند اجرای اون ساده نیست: خودباوری از موفقیتهای کوچک ساخته میشه !
هیچ چیز به اندازه موفقیت، «موفقیتآور» نیست.
یعنی وقتی فرد یک بار، فقط یک بار، تجربه کنه که میتونه از پس یک چالش واقعی بربیاد،درون او چیزی روشن میشه که با هیچ نصیحتی روشن نمیشه. این همون لحظهایه کهاعتمادبهنفس از یک مفهوم ذهنی، به یک تجربه زیسته تبدیل میشه.
و اینجاست که کوچینگ معنا پیدا میکنه: کوچینگ قرار نیست فقط آگاهی بده؛ قراره تجربه پیروزی بسازه.
خودباوری چیست و چرا برای عملکرد، حیاتیه؟خودباوری یعنی فرد در عمق ذهن و بدنش باور داشته باشه که:- میتونه از پس مسئله بربیاد،- میتونه تصمیم بگیره،- میتونه اشتباه کنه و دوباره بلند بشه،- و میتونه نتیجهای متفاوت از گذشته خلق کنه.فردی که خودباوری داره، معمولاً منتظر اجازه نمیمونه تا شروع کنه. او به جای آنکه دائم توذهنش بگه «نکنه نتونم؟»، آرومآروم وارد میدون میشه و میگه: «بذار امتحان کنم.»در محیط کار، این تفاوت بسیار حیاتیه. چون سازمانها فقط با دانش و مهارت حرکت نمیکنن؛ سازمانها با جرأت عملزندهمیمونن؛ و جرأت عمل، مستقیم به خودباوری وصله.
نقش کوچینگ در ساختن خودباوری: چرا نتیجه، غیرقابلمذاکره است؟ ...
ادامه مطلب
هیچ چیز به اندازه موفقیت، موفقیتآور نیست !تو دنیای کوچینگ، واژههایی هستن که زیاد تکرار میشن اما فقط بعضی از اونها واقعاً «جون» دارن. «خودباوری » یکی از همون واژههای زنده است. واژهای که اگه درست فهمیده بشه، میتونهمسیر یک انسان رو از تردید به اقدام، از انفعال به حرکت، و از عملکرد متوسط به شکوفاییواقعی تغییر بده.اما خودباوری از کجا میاد؟پاسخ ساده است، هرچند اجرای اون ساده نیست: خودباوری از موفقیتهای کوچک ساخته میشه !
هیچ چیز به اندازه موفقیت، «موفقیتآور» نیست.
یعنی وقتی فرد یک بار، فقط یک بار، تجربه کنه که میتونه از پس یک چالش واقعی بربیاد،درون او چیزی روشن میشه که با هیچ نصیحتی روشن نمیشه. این همون لحظهایه کهاعتمادبهنفس از یک مفهوم ذهنی، به یک تجربه زیسته تبدیل میشه.
و اینجاست که کوچینگ معنا پیدا میکنه: کوچینگ قرار نیست فقط آگاهی بده؛ قراره تجربه پیروزی بسازه.
خودباوری چیست و چرا برای عملکرد، حیاتیه؟خودباوری یعنی فرد در عمق ذهن و بدنش باور داشته باشه که:- میتونه از پس مسئله بربیاد،- میتونه تصمیم بگیره،- میتونه اشتباه کنه و دوباره بلند بشه،- و میتونه نتیجهای متفاوت از گذشته خلق کنه.فردی که خودباوری داره، معمولاً منتظر اجازه نمیمونه تا شروع کنه. او به جای آنکه دائم توذهنش بگه «نکنه نتونم؟»، آرومآروم وارد میدون میشه و میگه: «بذار امتحان کنم.»در محیط کار، این تفاوت بسیار حیاتیه. چون سازمانها فقط با دانش و مهارت حرکت نمیکنن؛ سازمانها با جرأت عملزندهمیمونن؛ و جرأت عمل، مستقیم به خودباوری وصله.
نقش کوچینگ در ساختن خودباوری: چرا نتیجه، غیرقابلمذاکره است؟ ...
ادامه مطلب
۵۳۱
۶:۴۲
جوهر کوچینگ
چرا کوچینگ به جای آموزش دادن، قفل پتانسیل انسان رو باز میکنه؟
در بسیاری از سازمانها هنوز یک باور قدیمی حاکمه: اینکه برای رشد افراد باید به اونها دانش بیشتری آموزش داد، دستورهای واضحتر داد و نظارت دقیقتری اعمال کرد.اما تجربه واقعی رشد انسانی چیز دیگهای نشون میده ؛ بسیاری از افراد با وجود آموزشهای فراوان، همچنان در عملکرد خود متوقف میمونن ، نه به این دلیل که دانش کافی ندارن، بلکه به این دلیل که پتانسیل واقعی اونها هنوز فعال نشده!اینجاست که مفهوم کوچینگ معنا پیدا میکنه…کوچینگ از یک پرسش اساسی شروع میشه:
اگه تواناییهای واقعی انسان از قبل در درون او وجود داشته باشه، نقش یک رهبر، مربی یا کوچ چی خواهد بود؟
تعریف واقعی کوچینگ از نگاه تیموتی گالوی ، یکی از پیشگامان تفکر مدرن کوچینگ، تعریف بسیار دقیقی ارائه میده که امروزه به یکی از پایههای اصلی کوچینگ تبدیل شده:«کوچینگ یعنی آزاد کردن پتانسیلهای یک فرد برای به حداکثر رساندن عملکرد او.
کوچینگ یعنی کمک به افراد برای یادگیری، به جای اینکه به آنها آموزش داده شود.»این تعریف یک تفاوت اساسی رو آشکار میکنه :در آموزش سنتی، تمرکز بر انتقال دانشه، اما در کوچینگ، تمرکز بر فعال کردن توانمندیهای درونی فرد هستش !کوچ باور داره که بسیاری از پاسخها، خلاقیتها و راهحلها در درون خود فرد وجود داره؛ فقط باید شرایطی ایجاد بشه که این تواناییها آشکار بشن.
ریشههای عمیق کوچینگ: بازگشت به فلسفه سقراط
جالبه بدونیم که این نگاه چندان هم جدید نیست.بیش از دو هزار سال پیش، سقراط فیلسوف یونانی، دقیقاً همین رویکرد رو در آموزش به کار میبرد. او معتقد بود حقیقت در درون انسانها وجود داره و نقش معلم این نیست که پاسخها رو تحمیل کنه. در عوض، معلم باید با پرسیدن سؤالهای عمیق، ذهن شاگرد رو فعال کنه تا او خودش به کشف پاسخ برسه.این روش که امروزه به نام گفتگوی سقراطی شناخته میشه، یکی از اولین نمونههای تاریخی تفکر کوچینگه.اما در دوران مدرن، با گسترش سیستمهای صنعتی و مدیریتی، این نگاه انسانی کمکم کنار گذاشته شد. مدیریت به تدریج تبدیل شد به مجموعهای از دستورها، قوانین و کنترلها.
کوچینگ مدرن در واقع تلاشی برای بازگردوندن همون نگاه عمیق انسانی به رشد و یادگیریه.
استعاره دانه بلوط: ...
ادامه مطلب

https://rahnikcoachingstudio.ir/blog/کوچینگ/P45326-جوهر-کوچینگ.html
چرا کوچینگ به جای آموزش دادن، قفل پتانسیل انسان رو باز میکنه؟
در بسیاری از سازمانها هنوز یک باور قدیمی حاکمه: اینکه برای رشد افراد باید به اونها دانش بیشتری آموزش داد، دستورهای واضحتر داد و نظارت دقیقتری اعمال کرد.اما تجربه واقعی رشد انسانی چیز دیگهای نشون میده ؛ بسیاری از افراد با وجود آموزشهای فراوان، همچنان در عملکرد خود متوقف میمونن ، نه به این دلیل که دانش کافی ندارن، بلکه به این دلیل که پتانسیل واقعی اونها هنوز فعال نشده!اینجاست که مفهوم کوچینگ معنا پیدا میکنه…کوچینگ از یک پرسش اساسی شروع میشه:
اگه تواناییهای واقعی انسان از قبل در درون او وجود داشته باشه، نقش یک رهبر، مربی یا کوچ چی خواهد بود؟
تعریف واقعی کوچینگ از نگاه تیموتی گالوی ، یکی از پیشگامان تفکر مدرن کوچینگ، تعریف بسیار دقیقی ارائه میده که امروزه به یکی از پایههای اصلی کوچینگ تبدیل شده:«کوچینگ یعنی آزاد کردن پتانسیلهای یک فرد برای به حداکثر رساندن عملکرد او.
کوچینگ یعنی کمک به افراد برای یادگیری، به جای اینکه به آنها آموزش داده شود.»این تعریف یک تفاوت اساسی رو آشکار میکنه :در آموزش سنتی، تمرکز بر انتقال دانشه، اما در کوچینگ، تمرکز بر فعال کردن توانمندیهای درونی فرد هستش !کوچ باور داره که بسیاری از پاسخها، خلاقیتها و راهحلها در درون خود فرد وجود داره؛ فقط باید شرایطی ایجاد بشه که این تواناییها آشکار بشن.
ریشههای عمیق کوچینگ: بازگشت به فلسفه سقراط
جالبه بدونیم که این نگاه چندان هم جدید نیست.بیش از دو هزار سال پیش، سقراط فیلسوف یونانی، دقیقاً همین رویکرد رو در آموزش به کار میبرد. او معتقد بود حقیقت در درون انسانها وجود داره و نقش معلم این نیست که پاسخها رو تحمیل کنه. در عوض، معلم باید با پرسیدن سؤالهای عمیق، ذهن شاگرد رو فعال کنه تا او خودش به کشف پاسخ برسه.این روش که امروزه به نام گفتگوی سقراطی شناخته میشه، یکی از اولین نمونههای تاریخی تفکر کوچینگه.اما در دوران مدرن، با گسترش سیستمهای صنعتی و مدیریتی، این نگاه انسانی کمکم کنار گذاشته شد. مدیریت به تدریج تبدیل شد به مجموعهای از دستورها، قوانین و کنترلها.
کوچینگ مدرن در واقع تلاشی برای بازگردوندن همون نگاه عمیق انسانی به رشد و یادگیریه.
استعاره دانه بلوط: ...
ادامه مطلب
۲۱
۶:۴۶
رهبر کوچمحور؛ چرا مدیران بزرگ مانند «باغبانان دانا» عمل میکنند؟
در بسیاری از سازمانها هنوز یک تصویر قدیمی از مدیریت وجود داره: مدیر کسیه که باید پاسخها رو بدونه، تصمیم بگیره، دستور بده و بر اجرای کارها نظارت کنه.در چنین مدلی، قدرت مدیر از کنترل میاد.اما تجربه سازمانهای پیشرو نشون داده که این مدل، اگرچه ممکنه در کوتاهمدت کارها رو پیش ببره، در بلندمدت باعث خاموش شدن خلاقیت، مسئولیتپذیری و انگیزه در افراد میشه.اینجاست که یک رویکرد متفاوت وارد میدون میشه: رهبری کوچمحور !!
در این رویکرد، مدیر نه یک فرمانده، بلکه شبیه به یک باغبان دانا عمل میکنه !
استعاره باغبان دانا: درک عمیق رشد انسانبرای فهم بهتر این نگاه، تصور کنید یک باغبان در حال پرورش نهالهای بلوطه…
یک باغبان باتجربه میدونه که در سالهای ابتدایی رشد، مهمترین بخش یک درخت بلوط چیزی نیست که روی سطح زمین دیده میشه، بلکه مهمترین بخش اون ریشه اصلی یا Tap Root هستش. این ریشه عمیق به سمت پایین رشد میکنه تا آب و مواد مغذی رو از لایههای عمیق خاک جذب کنه ؛ اگه این ریشه سالم و قوی رشد کنه، درخت میتونه سالها بعد به یک درخت قدرتمند و پایدار تبدیل بشه.اما اگه این ریشه آسیب ببینه، رشد درخت برای مدت طولانی مختل خواهد شد.
در بسیاری از نهالستانهای تجاری، نهالها در گلدانهای کوچیک رشد میکنن، ریشه اصلی در ته گلدان پیچ میخوره و هنگام جابهجایی ممکنه بشکنه.
نتیجه چی میشه؟ درختی که میتونست عظیم و قدرتمند باشه، تبدیل میشه به درختی با رشد محدود.
وقتی مدیریت ...
ادامه مطلب

https://rahnikcoachingstudio.ir/blog/صاحبین-و-مدیران-کسب-و-کارهای-sme/P45327-رهبر-کوچ-محور-چرا-مدیران-بزرگ-مانند-باغبانان-دانا-عمل-می-کنند.html
در بسیاری از سازمانها هنوز یک تصویر قدیمی از مدیریت وجود داره: مدیر کسیه که باید پاسخها رو بدونه، تصمیم بگیره، دستور بده و بر اجرای کارها نظارت کنه.در چنین مدلی، قدرت مدیر از کنترل میاد.اما تجربه سازمانهای پیشرو نشون داده که این مدل، اگرچه ممکنه در کوتاهمدت کارها رو پیش ببره، در بلندمدت باعث خاموش شدن خلاقیت، مسئولیتپذیری و انگیزه در افراد میشه.اینجاست که یک رویکرد متفاوت وارد میدون میشه: رهبری کوچمحور !!
در این رویکرد، مدیر نه یک فرمانده، بلکه شبیه به یک باغبان دانا عمل میکنه !
استعاره باغبان دانا: درک عمیق رشد انسانبرای فهم بهتر این نگاه، تصور کنید یک باغبان در حال پرورش نهالهای بلوطه…
یک باغبان باتجربه میدونه که در سالهای ابتدایی رشد، مهمترین بخش یک درخت بلوط چیزی نیست که روی سطح زمین دیده میشه، بلکه مهمترین بخش اون ریشه اصلی یا Tap Root هستش. این ریشه عمیق به سمت پایین رشد میکنه تا آب و مواد مغذی رو از لایههای عمیق خاک جذب کنه ؛ اگه این ریشه سالم و قوی رشد کنه، درخت میتونه سالها بعد به یک درخت قدرتمند و پایدار تبدیل بشه.اما اگه این ریشه آسیب ببینه، رشد درخت برای مدت طولانی مختل خواهد شد.
در بسیاری از نهالستانهای تجاری، نهالها در گلدانهای کوچیک رشد میکنن، ریشه اصلی در ته گلدان پیچ میخوره و هنگام جابهجایی ممکنه بشکنه.
نتیجه چی میشه؟ درختی که میتونست عظیم و قدرتمند باشه، تبدیل میشه به درختی با رشد محدود.
وقتی مدیریت ...
ادامه مطلب
۴۹۹
۶:۴۸
چگونه خودباوری در دیگران ساخته میشه؟
اگه هدف ما رشد انسانهاس، باید بدونیم که خودباوری فقط با «نتیجه» ساخته نمیشه؛ بلکهبا نوع رابطهای که با فرد برقرار میکنیم نیز شکل میگیره.برای اینکه فرد بتونه خودباوری رو درون خودش بسازه، باید چند چیز رو تجربه کنه:1) باور شدنآدمها قبل از اینکه خودشونو باور کنن، نیاز دارن احساس کنن کسی اونهارو باور داره. این باور از طریق لحن، نگاه، اعتماد و نوع برخورد منتقل میشه.
2) اعتماد شدنوقتی به فرد اعتماد میکنیم، به او پیام میدیم که:« تو توانمندی » اعتماد، یکی از قویترین خوراکهای روانی رشده !!
3) حق تصمیمگیریفردی که همیشه براش تصمیم گرفته میشه، کمکم یاد میگیره به خودش تکیه نکنه. اما وقتی اجازه داره انتخاب کنه، اشتباه کنه، دوباره تصمیم بگیره و مسئولیت بپذیره، عضلهی خودباوری در او تقویت میشه.
4) برخورد برابریکی از بنیادیترین نیازهای انسان، احترامه. حتی اگر عنوان شغلی پایینتر باشه، اگر با فرد مثل یک «برابر» برخورد بشه، عزتنفس واحساس ارزشمندی او تقویت میشه. این دقیقاً جاییه که مدیر کوچ از مدیر دستوری متمایز میشه.
سوی تاریک ماجرا: رفتارهایی که خودباوری رو نابود میکنن...
ادامه مطلب
اگه هدف ما رشد انسانهاس، باید بدونیم که خودباوری فقط با «نتیجه» ساخته نمیشه؛ بلکهبا نوع رابطهای که با فرد برقرار میکنیم نیز شکل میگیره.برای اینکه فرد بتونه خودباوری رو درون خودش بسازه، باید چند چیز رو تجربه کنه:1) باور شدنآدمها قبل از اینکه خودشونو باور کنن، نیاز دارن احساس کنن کسی اونهارو باور داره. این باور از طریق لحن، نگاه، اعتماد و نوع برخورد منتقل میشه.
2) اعتماد شدنوقتی به فرد اعتماد میکنیم، به او پیام میدیم که:« تو توانمندی » اعتماد، یکی از قویترین خوراکهای روانی رشده !!
3) حق تصمیمگیریفردی که همیشه براش تصمیم گرفته میشه، کمکم یاد میگیره به خودش تکیه نکنه. اما وقتی اجازه داره انتخاب کنه، اشتباه کنه، دوباره تصمیم بگیره و مسئولیت بپذیره، عضلهی خودباوری در او تقویت میشه.
4) برخورد برابریکی از بنیادیترین نیازهای انسان، احترامه. حتی اگر عنوان شغلی پایینتر باشه، اگر با فرد مثل یک «برابر» برخورد بشه، عزتنفس واحساس ارزشمندی او تقویت میشه. این دقیقاً جاییه که مدیر کوچ از مدیر دستوری متمایز میشه.
سوی تاریک ماجرا: رفتارهایی که خودباوری رو نابود میکنن...
ادامه مطلب
۵۸۳
۶:۴۹
۵۲۰
۱۷:۳۷