۱. نبودِ سیستم حمل ونقل عمومی کافی که افراد را به سمت استفاده از موتور در جابجاییهای شهری برده است.
۲. عدمِ جداسازیِ حرکتی در تقاطعها و معابرِ پرتردد که عابرِ پیاده را مستقیماً در مسیرِ ترافیکِ سواره قرار میدهد.
۳. طراحیِ غیرِبخشودنی (Unforgiving Road Design) که کوچکترین خطایِ انسانی را با مرگِ کاربر پاسخ میدهد.
۳۳۵
۱۲:۳۵
https://www.instagram.com/reel/DecWL0oTbtW/?xtok=d2ltZGc2ZXg3Ym50
۲۱۹
۱۷:۴۲
روز عصای سفید و آزمونِ سختِ مهندسیِ شهری🦯امروز، ۲۳ مهر (روز عصای سفید)، بهانهای است تا بپرسیم: شهرِ ما برای چه کسی طراحی شده است؟در نگاهِ مهندسیِ سنتزده، خیابان و پیادهرو تنها در تسخیرِ خودروها و افرادِ توانا معنا یافته است. اما عیارِ یک شهرِ انسانمحور در چگونگیِ زیستِ «آسیبپذیرترین اقشار» مشخص میشود.
طراحیِ همگانی (Universal Design) یک تزیینِ لوکس نیست؛ یک الزامِ ساختاری است. تا زمانی که معابرِ خود را بر مبنای ایمنیِ همهی شهروندان بازطراحی نکنیم، ادعایِ توسعهیافتگی، سرابی بیش نخواهد بود.
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
طراحیِ همگانی (Universal Design) یک تزیینِ لوکس نیست؛ یک الزامِ ساختاری است. تا زمانی که معابرِ خود را بر مبنای ایمنیِ همهی شهروندان بازطراحی نکنیم، ادعایِ توسعهیافتگی، سرابی بیش نخواهد بود.
۴۸۲
۱۷:۳۳
یادداشت روز | فضای سبز، بخشی از زیرساخت حملونقل و بقای شهرفضای سبز در شهر فقط برای زیبایی یا استراحت نیست؛ بلکه یک جزء اساسی از زیرساخت حملونقل پایدار است. درختانِ سایهانداز، مسیرهای پیادهی دلپذیرتر میسازند و تجربهی دوچرخهسواری و پیادهروی را بهبود میدهند. وقتی مسیر رفتن به ایستگاه، مدرسه یا محل کار امن، خنک و خوشایند باشد، انتخابِ شیوههای پایدارِ سفر آسانتر میشود.
اما این زیرساخت حیاتی امروز زیر فشار شدیدی قرار دارد. از یکسو، نگاههای سنتی و خودرودمحور در مدیریت شهری هنوز هم گاه به درختان و فضاهای سبز به چشم «مانع ترافیکی» یا «فضای قابل تسخیر برای عرض معابر و ساختوساز» نگاه میکنند؛ رویکردی مخرب که به بهانهی تسریعِ حرکت سواره، با بریدن درختان و چیدن حاشیهی پیادهروها، تنفسِ شهر را قطع میکند. از سوی دیگر، بحرانهای اکولوژیک نظیر تنشهای شدید آبی، خشکسالیهای متوالی و هجوم آفات (مانند بحرانهایی که بوستانهای جنگلی بزرگی مثل چیتگر و فضاهای سبز تهران را تهدید میکنند) پیکرهی سبز شهر را از درون میخشکاند.
عواقب از بین رفتن این فضاها صرفاً از دست رفتن منظر طبیعی نیست؛ وقتی سایه و سبزینگی از معابر حذف شوند، جزایر گرمایی شهری گسترش مییابند، ایمنی و سلامت عابران پیاده تحتالشعاع قرار میگیرد و رغبت به سفرهای غیرموتوری به صفر میرسد. خیابانی که درخت و انسان در آن جایی نداشته باشند، فقط دالانی برای عبور خشن خودروهاست.
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
اما این زیرساخت حیاتی امروز زیر فشار شدیدی قرار دارد. از یکسو، نگاههای سنتی و خودرودمحور در مدیریت شهری هنوز هم گاه به درختان و فضاهای سبز به چشم «مانع ترافیکی» یا «فضای قابل تسخیر برای عرض معابر و ساختوساز» نگاه میکنند؛ رویکردی مخرب که به بهانهی تسریعِ حرکت سواره، با بریدن درختان و چیدن حاشیهی پیادهروها، تنفسِ شهر را قطع میکند. از سوی دیگر، بحرانهای اکولوژیک نظیر تنشهای شدید آبی، خشکسالیهای متوالی و هجوم آفات (مانند بحرانهایی که بوستانهای جنگلی بزرگی مثل چیتگر و فضاهای سبز تهران را تهدید میکنند) پیکرهی سبز شهر را از درون میخشکاند.
عواقب از بین رفتن این فضاها صرفاً از دست رفتن منظر طبیعی نیست؛ وقتی سایه و سبزینگی از معابر حذف شوند، جزایر گرمایی شهری گسترش مییابند، ایمنی و سلامت عابران پیاده تحتالشعاع قرار میگیرد و رغبت به سفرهای غیرموتوری به صفر میرسد. خیابانی که درخت و انسان در آن جایی نداشته باشند، فقط دالانی برای عبور خشن خودروهاست.
۲۵۴
۷:۵۸
پارکلت (Parklet)در شهرسازیِ مدرن، به زبانِ ساده یعنی: تبدیلِ یک یا چند جای پارکِ خودرو در حاشیهی خیابان به یک «ریزفضایِ عمومی و انسانی» برای نشستن، مکث و تنفس.اگر بخواهیم دقیقتر و با عینکِ مهندسیِ «رهیافت» به آن نگاه کنیم:
کالبدِ یک پارکلت چیست؟پارکلتها معمولاً سکوهایِ چوبی یا فلزیِ همسطح با پیادهرو هستند که روی سطحِ آسفالتِ خیابان (دقیقاً همان جایی که یک خودرو پارک میشد) نصب میشوند و به جایِ آهن، با نیمکت، گلدانهایِ سرسبز، نورپردازی، میزهای کوچکِ کافهای یا فضایِ پارکِ دوچرخه پر میشوند.
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
۴۱۹
۱۰:۰۰
موضوع ایجاد خطوط یا مسیرهای ویژه برای موتورسیکلتها در تهران، از منظر مهندسی ترافیک و ایمنی شهری، یک شمشیر دولبه و مقولهای بهشدت حساس است. نگاهِ کارشناسیِ «رهیافت» به این پدیده را میتوان در چند محور کلیدی خلاصه کرد:
۱. اصلِ مسئله: فرار از یک بحرانِ واقعیآمارها نشان میدهند که نزدیک به نیمی از تصادفاتِ فوتی تهران (حدود ۴۸ درصد) را موتورسواران تشکیل میدهند و سهم بزرگی از این حوادث مرگبار در بزرگراهها رخ میدهد. اینکه مدیریت شهری به فکر ساماندهی این قشر آسیبپذیر در معابر افتاده، در اصلِ ضرورتِ ماجرا قابل درک است؛ چرا که موتورها سالهاست بدون انضباط مشخصی میان خودروها رها شدهاند.
۲. چالشهای مهندسی و خطاهای اجرایی (چرا این طرح نگرانکننده است؟)- تضاد سرعت و هندسه معابر: بزرگراههای تهران برای سرعتهای بالا و خودروهای سواری طراحی شدهاند. ایجاد یک مسیر ویژه در بزرگراه (اگر صرفاً با یک خطکشی ساده یا جداکنندههای غیرایمن جدا شود) به جای حل مسئله، تداخلِ حرکتیِ خطرناکی ایجاد میکند.
- فرهنگ و رفتار ترافیکی: موتورسیکلت در کلانشهرها به دلیل انعطافپذیری بالایی که دارد، عادت کرده است هرجا فضای خالی دید عبور کند. وقتی مسیر ویژهای ایجاد میشود، رانندگان موتور به محض شلوغ شدن آن مسیر، به خطوط خودروها سرریز میشوند و بالعکس؛ یعنی انضباط ایجاد نمیشود بلکه آشفتگی کانالیزه میشود!
- استاندارد نبودن طراحی: در بسیاری از کشورها، مسیرهای دوچرخه یا موتورِ سبک (Micromobility) در معابر فرعی و خیابانهای با سرعت کنترلشده (Traffic-Calmed Streets) تعبیه میشوند، نه در دلِ بزرگراههای پرسرعت. بزرگراه جای عبور خودروهای سنگین و سواری با سرعت بالاست؛ اختلاط آن با موتورسیکلت بدون جداسازی کالبدیِ استاندارد و ایمن (Physical Separation)، به معنای افزایش نقطهایِ تصادفات فوتی است.
۳. راهحلِ مهندسی؛ چه باید کرد؟شهرداری تهران باید در این زمینه تغییر رویه دهد و بهجای تسهیل گسترش استفاده از موتورسیکلت، به سمت توسعه واقعی و یکپارچه حملونقل عمومی و پاک حرکت کند؛ از توسعه مترو و اتوبوسرانی گرفته تا فراهمکردن زیرساختهای ایمن و جذاب برای پیادهروی، دوچرخهسواری و استفاده از اسکوتر برقی.
سیاستگذاری حملونقل باید متناسب با طول سفرها باشد: پیادهروی برای سفرهای کوتاه، دوچرخه و اسکوتر برقی برای سفرهای تا پنج کیلومتر ــ که بنا بر آمار مورد اشاره، حدود ۴۰ درصد سفرهای شهری را تشکیل میدهند ــ و حملونقل عمومی برای سفرهای طولانیتر. البته تحقق این الگو مستلزم ایجاد مسیرهای ایمن، پیوسته و جذاب برای پیادهها و دوچرخهسواران، ساماندهی استفاده از اسکوترها و ارتقای کیفیت و دسترسپذیری حملونقل عمومی است.
تهران برای کاهش ترافیک و تصادفات، بیش از مسیر ویژه موتورسیکلت، به شهری نیاز دارد که در آن پیادهروی لذتبخش، دوچرخهسواری ایمن و حملونقل عمومی انتخابی سریع، راحت و قابل اعتماد باشد.
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
۱. اصلِ مسئله: فرار از یک بحرانِ واقعیآمارها نشان میدهند که نزدیک به نیمی از تصادفاتِ فوتی تهران (حدود ۴۸ درصد) را موتورسواران تشکیل میدهند و سهم بزرگی از این حوادث مرگبار در بزرگراهها رخ میدهد. اینکه مدیریت شهری به فکر ساماندهی این قشر آسیبپذیر در معابر افتاده، در اصلِ ضرورتِ ماجرا قابل درک است؛ چرا که موتورها سالهاست بدون انضباط مشخصی میان خودروها رها شدهاند.
۲. چالشهای مهندسی و خطاهای اجرایی (چرا این طرح نگرانکننده است؟)- تضاد سرعت و هندسه معابر: بزرگراههای تهران برای سرعتهای بالا و خودروهای سواری طراحی شدهاند. ایجاد یک مسیر ویژه در بزرگراه (اگر صرفاً با یک خطکشی ساده یا جداکنندههای غیرایمن جدا شود) به جای حل مسئله، تداخلِ حرکتیِ خطرناکی ایجاد میکند.
- فرهنگ و رفتار ترافیکی: موتورسیکلت در کلانشهرها به دلیل انعطافپذیری بالایی که دارد، عادت کرده است هرجا فضای خالی دید عبور کند. وقتی مسیر ویژهای ایجاد میشود، رانندگان موتور به محض شلوغ شدن آن مسیر، به خطوط خودروها سرریز میشوند و بالعکس؛ یعنی انضباط ایجاد نمیشود بلکه آشفتگی کانالیزه میشود!
- استاندارد نبودن طراحی: در بسیاری از کشورها، مسیرهای دوچرخه یا موتورِ سبک (Micromobility) در معابر فرعی و خیابانهای با سرعت کنترلشده (Traffic-Calmed Streets) تعبیه میشوند، نه در دلِ بزرگراههای پرسرعت. بزرگراه جای عبور خودروهای سنگین و سواری با سرعت بالاست؛ اختلاط آن با موتورسیکلت بدون جداسازی کالبدیِ استاندارد و ایمن (Physical Separation)، به معنای افزایش نقطهایِ تصادفات فوتی است.
۳. راهحلِ مهندسی؛ چه باید کرد؟شهرداری تهران باید در این زمینه تغییر رویه دهد و بهجای تسهیل گسترش استفاده از موتورسیکلت، به سمت توسعه واقعی و یکپارچه حملونقل عمومی و پاک حرکت کند؛ از توسعه مترو و اتوبوسرانی گرفته تا فراهمکردن زیرساختهای ایمن و جذاب برای پیادهروی، دوچرخهسواری و استفاده از اسکوتر برقی.
سیاستگذاری حملونقل باید متناسب با طول سفرها باشد: پیادهروی برای سفرهای کوتاه، دوچرخه و اسکوتر برقی برای سفرهای تا پنج کیلومتر ــ که بنا بر آمار مورد اشاره، حدود ۴۰ درصد سفرهای شهری را تشکیل میدهند ــ و حملونقل عمومی برای سفرهای طولانیتر. البته تحقق این الگو مستلزم ایجاد مسیرهای ایمن، پیوسته و جذاب برای پیادهها و دوچرخهسواران، ساماندهی استفاده از اسکوترها و ارتقای کیفیت و دسترسپذیری حملونقل عمومی است.
تهران برای کاهش ترافیک و تصادفات، بیش از مسیر ویژه موتورسیکلت، به شهری نیاز دارد که در آن پیادهروی لذتبخش، دوچرخهسواری ایمن و حملونقل عمومی انتخابی سریع، راحت و قابل اعتماد باشد.
۴۸۴
۹:۴۴
یادداشت روز| آیا طرح ترافیک تهران در مسیر درستی قرار دارد؟۱. مسأله کجاست؟ (از بلیتِ ثابت به عوارضِ بیعدالتی)سالهاست طرح ترافیک در تهران بر پایه یک نگاه «ایستا و نقطهای» چرخیده است؛ ورودی ثابتی میگیریم و اجازه میدهیم خودرو هرچقدر دلش خواست در محدوده بچرخد و آلودگی تولید کند. نتیجه؟ خودرویی که ساعتها در معابر مرکزی ترافیک ایجاد میکند، به اندازهی کسی که ماشین را در پارکینگ متوقف میکند عوارض میدهد. این یعنی شکستِ مدیریت تقاضا.
۲. طرح جدید (عوارض مبتنی بر پیمایش): گامی به جلو اما مشروطسندِ بازنگری طرح ترافیک تهران بهدرستی روی مفهوم «عوارض مبتنی بر پیمایش، زمان، مکان و آلایندگی» دست گذاشته است. اینکه هزینهی تردد با توجه به مسافت پیمودهشده، ازدحام لحظهای معابر و میزان آلایندگی خودرو متغیر باشد، کاملاً منطبق بر اصول اقتصاد حملونقل و مهندسی ترافیک است. اما پاشنهی آشیل این طرح چیست؟
کمبود زیرساخت نظارتی: نیاز به حداقل ۲۵۰ دوربین جدید نشان میدهد که زیرساخت فیزیکی ما هنوز آمادهی این تحول دیجیتال نیست.خطرِ بازتولید ترافیک در حاشیهها: اگر عوارض مرکز شهر هوشمند نشود، ترافیک صرفاً به پشت مرزهای طرح (حاشیهی محدودههای طرح) پمپاژ میشود.۳. دنیا چه کرده است؟ (نگاهی به تجربیات جهانی)
در شهرهای پیشروِ دنیا، عوارض تراکم (Congestion Pricing) صرفاً یک ابزار درآمدی برای شهرداری نیست، بلکه ابزاری برای مهندسی رفتار سفر است:
لندن (Congestion Charge & ULEZ): ورود به محدودهی مرکزی دارای نرخ مشخص و بالا بر اساس ساعت روز است و خودروهای آلاینده جریمهی تصاعدی پرداخت میکنند. درآمد حاصله بهطور مستقیم صرف توسعه مترو و اتوبوسرانی حومهای میشود.استکهلم (Stockholm Congestion Taxes): پس از اجرای آزمایشیِ عوارض متغیر مبتنی بر ساعت و ترافیک (که در ساعات اوج ترافیک گرانتر است)، ترافیک شهر حدود ۲۰ درصد کاهش و استفاده از حملونقل عمومی رشد چشمگیری پیدا کرد. نکته کلیدی در استکهلم این بود که قبل از اجرای طرح، ظرفیت حملونقل عمومی به حد مطلوب رسیده بود.سنگاپور (ERP - Electronic Road Pricing): پیشرفتهترین سیستم عوارض پیمایشی و لحظهای جهان که قیمتگذاری بر اساس سرعتِ لحظهایِ معبر انجام میشود؛ یعنی اگر سرعت معبری از حد مشخصی کمتر شود، نرخ عوارض خودبهخود بالا میرود تا تقاضا کنترل شود.۴. جمعبندی مهندسی «رهیافت»طرح ترافیک تهران اگر صرفاً بهانهای برای افزایش درآمد شهرداری یا تغییر روشهای دریافت پول باشد، گرهای از ترافیک باز نخواهد کرد. تغییر از سیستم سنتی به عوارض پیمایشی و هوشمند زمانی موفق خواهد بود که سه شرط همزمان محقق شوند:
1. توسعه همزمان و بیدریغ حملونقل عمومی (تا شهروند گزینه جایگزینِ واقعی داشته باشد).2. شفافیت و دقت بالا در زیرساختهای نظارتی (دوربینها و الگوریتمهای پردازش داده).3. جلوگیری از تبدیل شدن معابر به کالای لوکس؛ نظام عوارض نباید طوری طراحی شود که دسترسی به شهر صرفاً به قدرت خرید افراد گره بخورد.
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
۲. طرح جدید (عوارض مبتنی بر پیمایش): گامی به جلو اما مشروطسندِ بازنگری طرح ترافیک تهران بهدرستی روی مفهوم «عوارض مبتنی بر پیمایش، زمان، مکان و آلایندگی» دست گذاشته است. اینکه هزینهی تردد با توجه به مسافت پیمودهشده، ازدحام لحظهای معابر و میزان آلایندگی خودرو متغیر باشد، کاملاً منطبق بر اصول اقتصاد حملونقل و مهندسی ترافیک است. اما پاشنهی آشیل این طرح چیست؟
کمبود زیرساخت نظارتی: نیاز به حداقل ۲۵۰ دوربین جدید نشان میدهد که زیرساخت فیزیکی ما هنوز آمادهی این تحول دیجیتال نیست.خطرِ بازتولید ترافیک در حاشیهها: اگر عوارض مرکز شهر هوشمند نشود، ترافیک صرفاً به پشت مرزهای طرح (حاشیهی محدودههای طرح) پمپاژ میشود.۳. دنیا چه کرده است؟ (نگاهی به تجربیات جهانی)
لندن (Congestion Charge & ULEZ): ورود به محدودهی مرکزی دارای نرخ مشخص و بالا بر اساس ساعت روز است و خودروهای آلاینده جریمهی تصاعدی پرداخت میکنند. درآمد حاصله بهطور مستقیم صرف توسعه مترو و اتوبوسرانی حومهای میشود.استکهلم (Stockholm Congestion Taxes): پس از اجرای آزمایشیِ عوارض متغیر مبتنی بر ساعت و ترافیک (که در ساعات اوج ترافیک گرانتر است)، ترافیک شهر حدود ۲۰ درصد کاهش و استفاده از حملونقل عمومی رشد چشمگیری پیدا کرد. نکته کلیدی در استکهلم این بود که قبل از اجرای طرح، ظرفیت حملونقل عمومی به حد مطلوب رسیده بود.سنگاپور (ERP - Electronic Road Pricing): پیشرفتهترین سیستم عوارض پیمایشی و لحظهای جهان که قیمتگذاری بر اساس سرعتِ لحظهایِ معبر انجام میشود؛ یعنی اگر سرعت معبری از حد مشخصی کمتر شود، نرخ عوارض خودبهخود بالا میرود تا تقاضا کنترل شود.۴. جمعبندی مهندسی «رهیافت»طرح ترافیک تهران اگر صرفاً بهانهای برای افزایش درآمد شهرداری یا تغییر روشهای دریافت پول باشد، گرهای از ترافیک باز نخواهد کرد. تغییر از سیستم سنتی به عوارض پیمایشی و هوشمند زمانی موفق خواهد بود که سه شرط همزمان محقق شوند:
1. توسعه همزمان و بیدریغ حملونقل عمومی (تا شهروند گزینه جایگزینِ واقعی داشته باشد).2. شفافیت و دقت بالا در زیرساختهای نظارتی (دوربینها و الگوریتمهای پردازش داده).3. جلوگیری از تبدیل شدن معابر به کالای لوکس؛ نظام عوارض نباید طوری طراحی شود که دسترسی به شهر صرفاً به قدرت خرید افراد گره بخورد.
۲۰۴
۹:۴۶
طراحی همگانی یا (Universal Design) در مهندسی ترافیک و شهرسازی به این اصلِ بنیادین اشاره دارد: «شهر باید برای همهی اقشار جامعه، با هر سطح از توانایی جسمی، سنی یا حرکتی، قابل استفاده و ایمن باشد؛ بدون نیاز به طراحیهای اختصاصی یا تفکیکشده.»
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
۱۵۴
۱۰:۳۷
در فرهنگ شهرنشینی ما، «حقِ پارکِ رایگان در حاشیهی معبر» یک مطالبهی بدیهی تلقی میشود؛ در حالی که از نظر اقتصاد حملونقل، حاشیهی معبر ارزشمندترین فضای عمومی شهر است که نباید با بهای ناچیز یا رایگان در اختیار نگهداریِ انفعالیِ خودرو قرار گیرد.وقتی حق توقف در معبر اصلی رایگان یا بسیار ناچیز باشد، دو پدیدهی مخرب رخ میدهد:
۱. ترافیکِ چرخشی (Cruising for Parking): نزدیک به ۳۰ درصد از خودروهایی که در معابر محلی و تجاریِ تهران میچرخند، صرفاً در جستوجوی یک جای پارکِ رایگان هستند؛ یعنی خودِ جستوجوی پارک، عامل اصلیِ تولیدِ ترافیک و آلودگی است.
۲. اشغال بلندمدت سرمایهی عمومی: یک خودروی تکسرنشین ساعتها فضای حیاتیِ معبر را اشغال میکند تا فرد به کارهای شخصی برسد، و شهروندان دیگر از دسترسی به این فضای عمومی محروم میشوند.
مدیریت حاشیهی معبر (Curb Management) با ابزارهایی مثل پارکومترهای هوشمند و تعرفهگذاریِ شناور، ابزارِ تنبیه نیست؛ بلکه جراحیِ اقتصادی برای چرخش سریعترِ فضا، عدالت در دسترسی و کاهش سفرهای غیرضروری با خودروی شخصی است. شهرِ هوشمند، فضایی را که متعلق به عموم است، به انحصار نگهداری انفعالیِ خودروها در نمیآورد.
لطفا این محتوا را با هدف ترویج آگاهیهای حملونقلی برای سایرین ارسال نمایید.
لینک کانال بله رهیافت
ble.ir/join/2Tr9Hvej8
۱. ترافیکِ چرخشی (Cruising for Parking): نزدیک به ۳۰ درصد از خودروهایی که در معابر محلی و تجاریِ تهران میچرخند، صرفاً در جستوجوی یک جای پارکِ رایگان هستند؛ یعنی خودِ جستوجوی پارک، عامل اصلیِ تولیدِ ترافیک و آلودگی است.
۲. اشغال بلندمدت سرمایهی عمومی: یک خودروی تکسرنشین ساعتها فضای حیاتیِ معبر را اشغال میکند تا فرد به کارهای شخصی برسد، و شهروندان دیگر از دسترسی به این فضای عمومی محروم میشوند.
مدیریت حاشیهی معبر (Curb Management) با ابزارهایی مثل پارکومترهای هوشمند و تعرفهگذاریِ شناور، ابزارِ تنبیه نیست؛ بلکه جراحیِ اقتصادی برای چرخش سریعترِ فضا، عدالت در دسترسی و کاهش سفرهای غیرضروری با خودروی شخصی است. شهرِ هوشمند، فضایی را که متعلق به عموم است، به انحصار نگهداری انفعالیِ خودروها در نمیآورد.
۱۷۶
۱۲:۳۳
دوست و همراه گرامی،
این پرسشنامه برای دریافت ارزیابی نظرات شما درباره طرح پیشنهادی بازطراحی خیابان شهید بهرامی در منطقه ۱۸ شهرداری تهران با رویکرد انسانمحور، تهیه شده است.
لطفاً پاسخها را بر اساس تصاویری که مشاهده میکنید ارائه کنید.
پیشاپیش از همراهی شما متشکریم. مهندسین مشاور رهیافت
https://survey.porsline.ir/s/yzipKxh5
پیشاپیش از همراهی شما متشکریم. مهندسین مشاور رهیافت
https://survey.porsline.ir/s/yzipKxh5
۵۳
۹:۱۳