سوالی که مطرح می شود این است :آیا پرواز پهپاد ها در زمان آتش بس مطابق حقوق بین الملل /حقوق جنگ، نقض آتش بس و تجاوز علنی است؟ آنچه امروز در فضای امنیتی منطقه و در میانه توافقات شکننده آتشبس شاهد آن هستیم، یعنی استمرار حضور ریزپرندهها و هواگردهای شناسایی-تهاجمی (UAVs & MAVs) در حریم هوایی کشورهای مستقل، «مصداق بارز «تجاوز فنی مستمر» و نقض سیستماتیک قواعد آمره است.» برخلاف حقوق دریاها که مفهوم «عبور بیضرر» را برسمیت میشناسد، در حقوق بینالملل هوایی و بر اساس «اصل حاکمیت مطلق و انحصاری بر فضای فوقانی» (مقرر در ماده ۱ کنوانسیون پاریس ۱۹۱۹ و کنوانسیون شیکاگو ۱۹۴۴)، «هرگونه ورود بدون اذن به قلمرو هوایی، نقض تمامیت ارضی (Territorial Integrity) محسوب میشود.» پرواز ریزپرندهها در زمان آتشبس، از منظر حقوقی هیچ تفاوتی با ورود تانکها به خاک یک کشور ندارد و تجاوز محسوب می شود. سوءاستفاده از شرایط آتشبس برای کسب برتری نظامی یا تجدید قوا، ممنوع است. فعالیت هواگردهای جاسوسی برای «هدفیابی مجدد»، در حکم نقضِ اصلِ «بنای بر حسن نیت» در توافقات بینالمللی است. از منظر دکترین حقوقی، این تحرکات «عملیات رزمی غیرفیزیکی» تلقی شده و حقِ دفاع مشروعِ پیشدستانه را بر اساس ماده ۵۱ منشور ملل متحد فعال میسازد.» به علاوه تداوم پرواز این هواگردها بر فراز مناطق مسکونی که در هفته های اخیر حداقل دوبار برفراز تهران دیدیم ، مصداق بارز «شکنجه جمعی روانی» و نقض میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) است. ریزپرندهها با ایجاد فضای رعب و سلب آرامش از مردم، مرتکب جنایت علیه «امنیت بشری» میشوند که فراتر از یک تخلف ساده نظامی، یک جنایت حقوق بشری است. بر اساس گزارشهای کمیسیون حقوق بینالملل (ILC) در خصوص «مسئولیت دولتها»، زمانی که یک دولت (یا رژیم متخاصم) با ابزار ریزپرندهها مرتکب «فعل متخلفانه بینالمللی» میشود، «دولت متضرر حق دارد به منظور واداشتن طرف مقابل به پایبندی به تعهدات، دست به اقدامات متقابل (Retaliation) بزند.» لذا سرنگونی این ریزپرندهها نه تنها نقض آتشبس نیست، بلکه اقدامی در جهت صیانت از حقوق بینالملل و تنبیه متجاوز است
برای مطالعه نوشته های نویسنده تا برقراری دوباره اینترنت بین الملل لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
۶:۵۰
گاه نوشت های یک خبرنگار - نه خانمها مقدمند و نه آقایان
*دکتر رئوف پیشداراستاد دانشگاه و روزنامه نگارتمام بحث یک کلاس من امروز به این گذشت که خانم ها مقدمند یا آقایان! جواب پرسش روشن است هیچ کدام! هر مورد به جای خود. اینکه سوال در محیط دانشگاهی مطرح شود، خود بخود حاشیه سازی های بسیاری را بدنبال خواهد داشت و بحث ها شروع می شود. موافق و مخالف، جبهه بندی ها و جدل ها و نیاموخته ایم استدلالی و به قولی دو، دو تا، صحبت کنیم. بحث از سوار شدن به آسانسور شروع شد. ظرفیت آسانسور های دانشگاه ما ۵٠٠ کیلوگرم و به نوشته تابلوی نصب شده ۶ نفر است.دَر آسانسور که طبقه همکف باز می شود، شروع می کنند : بفرمائید ، بفرمائید، استاد بفرمائید و یکی از این شیرین زبانها می گوید : حق تقدم با خانم ها است! و بدنبال آن حمله ی همه جانبه! استاد ببخشید ظرفیت آسانسور رو همینطوری کشکی نوشته اند. ١٠ نفرم راحت جا میشه! امکان پیاده شدن ندارم. هر جوری که شده خودشان را تو آسانسور جا می کنند. خانم ها بسیار معذبند. یکی از آقایان دانشجو سیگار کشیده و خلاصه اگر ادوکلن بعضی خانم ها نبود، از انواع بوها مرده بودم. سرکلاس از همان دانشجویانی که بحث می کردند، می پرسم چند مورد نام ببرند که حق تقدم با خانم ها باشد و متقابلا چند جا که مردان مقدمند. استدلال کنید! هیچ کدام جز همین تعارف های معمول و ابتدایی را نمی دانند. تقصیر هم ندارند، کسی به آنها یاد نداده است. یک چیزی شنیده اند! از همه پرسیدم در ورود و خروج به آسانسور حق تقدم با کیست خانم یا آقا؟ در بالا و پائین رفتن از پله ها چی؟ در نشستن پشت میز یک رستوران چی؟ و پرسش های بسیار! گفتم در سوار شدن به آسانسور آقایان باید اول وارد شوند و در خروج ابتدا خانم ها و دلیلش هم ساده است؛ مردان بدن مقاوم تری دارند، اگر حادثه ای اتفاق بیفتد مردها تحمل پذیری بیشتری به نسبت خانم ها دارند و همین دلیل مجوزی است که خانم ها در ترک آسانسور باید مقدم داشته شوند. درباره بالا و پائین رفتن از پله ها هم توضیح دادم که یک آقا هرگز پشت سر یک خانم بخصوص اگر دامن به تن کرده باشد از پله ها بالا نمی رود/ حق تقدم با آقایان! و هنگام پائین آمدن از پله هم بهتر است خانم ها ابتدا حرکت کنند که معذوری نداشته باشند. بحث طولانی شد کتابهایی را به آنان برای آشنایی با این قواعد تقریبا بین المللی معرفی کردم ولی از آنها خواستم از این بعد عروسی و جشنی تشریف بردند یادشان بماند خانم ها در پذیرایی مقدمند و در اتوبوس! غر نزنند : خانم پیاده شو دیگه! خانم ها معمولا در مجالس بچه ها را همراه خود دارند و بعد لازم است برای صرف غذای بچه ها و خود تغییری در لباس بدهند. این یعنی وقت بیشتر! موقع پیاده شدن از اتوبوس، برای مردها دو دَر وجود دارد و خانم ها با مانتو و چادر بعضی وقتها هم بچه همراه با ساک و لباس بچه! باید از یک دَر وارد و خارج شوند! آقایان یاد بگیرند تو جشن و عروسی و خدای ناکرده مجلس عزا! هم اینکه غذای خود را خوردند جلوی در تالار جمع نشوند، باد گلو بزنند ، سیگار دود کنند و شاکی باشند : خانم بیا دیگه! مگه یه غذا چقدر طول داره!برای مطالعه نوشته های نویسنده تا برقراری دوباره اینترنت بین الملل لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
*دکتر رئوف پیشداراستاد دانشگاه و روزنامه نگارتمام بحث یک کلاس من امروز به این گذشت که خانم ها مقدمند یا آقایان! جواب پرسش روشن است هیچ کدام! هر مورد به جای خود. اینکه سوال در محیط دانشگاهی مطرح شود، خود بخود حاشیه سازی های بسیاری را بدنبال خواهد داشت و بحث ها شروع می شود. موافق و مخالف، جبهه بندی ها و جدل ها و نیاموخته ایم استدلالی و به قولی دو، دو تا، صحبت کنیم. بحث از سوار شدن به آسانسور شروع شد. ظرفیت آسانسور های دانشگاه ما ۵٠٠ کیلوگرم و به نوشته تابلوی نصب شده ۶ نفر است.دَر آسانسور که طبقه همکف باز می شود، شروع می کنند : بفرمائید ، بفرمائید، استاد بفرمائید و یکی از این شیرین زبانها می گوید : حق تقدم با خانم ها است! و بدنبال آن حمله ی همه جانبه! استاد ببخشید ظرفیت آسانسور رو همینطوری کشکی نوشته اند. ١٠ نفرم راحت جا میشه! امکان پیاده شدن ندارم. هر جوری که شده خودشان را تو آسانسور جا می کنند. خانم ها بسیار معذبند. یکی از آقایان دانشجو سیگار کشیده و خلاصه اگر ادوکلن بعضی خانم ها نبود، از انواع بوها مرده بودم. سرکلاس از همان دانشجویانی که بحث می کردند، می پرسم چند مورد نام ببرند که حق تقدم با خانم ها باشد و متقابلا چند جا که مردان مقدمند. استدلال کنید! هیچ کدام جز همین تعارف های معمول و ابتدایی را نمی دانند. تقصیر هم ندارند، کسی به آنها یاد نداده است. یک چیزی شنیده اند! از همه پرسیدم در ورود و خروج به آسانسور حق تقدم با کیست خانم یا آقا؟ در بالا و پائین رفتن از پله ها چی؟ در نشستن پشت میز یک رستوران چی؟ و پرسش های بسیار! گفتم در سوار شدن به آسانسور آقایان باید اول وارد شوند و در خروج ابتدا خانم ها و دلیلش هم ساده است؛ مردان بدن مقاوم تری دارند، اگر حادثه ای اتفاق بیفتد مردها تحمل پذیری بیشتری به نسبت خانم ها دارند و همین دلیل مجوزی است که خانم ها در ترک آسانسور باید مقدم داشته شوند. درباره بالا و پائین رفتن از پله ها هم توضیح دادم که یک آقا هرگز پشت سر یک خانم بخصوص اگر دامن به تن کرده باشد از پله ها بالا نمی رود/ حق تقدم با آقایان! و هنگام پائین آمدن از پله هم بهتر است خانم ها ابتدا حرکت کنند که معذوری نداشته باشند. بحث طولانی شد کتابهایی را به آنان برای آشنایی با این قواعد تقریبا بین المللی معرفی کردم ولی از آنها خواستم از این بعد عروسی و جشنی تشریف بردند یادشان بماند خانم ها در پذیرایی مقدمند و در اتوبوس! غر نزنند : خانم پیاده شو دیگه! خانم ها معمولا در مجالس بچه ها را همراه خود دارند و بعد لازم است برای صرف غذای بچه ها و خود تغییری در لباس بدهند. این یعنی وقت بیشتر! موقع پیاده شدن از اتوبوس، برای مردها دو دَر وجود دارد و خانم ها با مانتو و چادر بعضی وقتها هم بچه همراه با ساک و لباس بچه! باید از یک دَر وارد و خارج شوند! آقایان یاد بگیرند تو جشن و عروسی و خدای ناکرده مجلس عزا! هم اینکه غذای خود را خوردند جلوی در تالار جمع نشوند، باد گلو بزنند ، سیگار دود کنند و شاکی باشند : خانم بیا دیگه! مگه یه غذا چقدر طول داره!برای مطالعه نوشته های نویسنده تا برقراری دوباره اینترنت بین الملل لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام
۱۴:۳۴
یگان به جای خود
*دکتر رئوف پیشداراستاد دانشگاه و روزنامه نگار یگان / افراد به جای خود! از جلو نظام - این عبارت برای ما چه آقا و چه خانم از دوران مدرسه و صف ها و برای بعضی ها از همان دوران مدرسه و درس آموزش های نظامی و آمادگی های دفاعی آشناست. آقایانی که به سربازی رفته اند این فرمان را بیشتر و بهتر درک و حس کرده اند. پیام این فرمان، یک چیز است : هر کس در جای خودش و مرتبه ای که قرار دارد، قرار گیرد. سلسله مراتب را رعایت کند همان: «سرش به کار خودش، علم و دانش خود باشد!» در دنیای خارج از نظامی گری « جای خود» موقعیتی است که افراد براساس شایستگی و لیاقت و تلاش و کوشش، فهم و علم و تجربه و نه رابطه و رانت به آن رسیده باشند که اگر نبود، فرد باید به بیرون صف برود و برای بازگشت دوباره، الزامات و مقدماتی را طی کند و به روز رسانی شود. در یک ساختار سالم چنین اتفاقی یعنی آزمون و خطا رخ نمی دهد یا کمتر اتفاق می افتد، زیرا قائل به محاسبه جوانب هر کار قبل از هر فعل و یا ترک فعل اند. یکی از آفتهای که جامعه ما به آن مبتلا است، زیاد سخن گفتن و خود عالم پندار بعضی! و ورود به عرصه هایی است که صلاحیت خاص می خواهد و کسب آن به سالها تحصیل و تحقیق و پژوهش و طی مراحل علمی و تجربه اندوزی مستمر بویژه در حوزه هایی پُر ریسک مانند سلامت عمومی نیاز دارد.در این زمینه و حوزه با توسعه رسانه های ارتباطی الکترونیک با معضلی خیلی جدی روبرو هستیم که محترمانه اسم آنرا «شبه علم» گذاشته اند، حال آنکه اصلا علم نیست. بهانه من برای این نوشته و تکرار چند باره هشدار! ویدئوی کوتاهی است در شبکههای اجتماعی داخلی که در آن بزرگواری در کسوت روحانیت برگ درخت زیتون را نافع در درمان همه ی مشکلات گوارشی، کلیوی، قلب و عروق و خلاصه تمام دردها و بیماریهای بشر معرفی می کند. درباره خواص فراوان زیتون شکی نیست و علم هم آنرا ثابت کرده است، اما در عین حال صدها عارضه نیز برای افراط در مصرف و یا مصرف غلط آن مستندسازی شده است که در دسترس است. مساله دخالت در حوزه های تخصصی نه فقط در حوزه سلامت، در همه ی زمینه ها مثلا سیاست داخلی و خارجی ، سیاست دفاعی، مدیریت جنگ، مدیریت اقتصادی، امور مذهبی و سایر امور، زمانی حادتر می شود که به رسانه و بطور خاص رسانههای جریان اصلی کشیده می شود و با نهایت تأسف موارد و مصادیق آن بسیار است. اطلاع رسانی متعهدانه از کارکردهای رسانه است. آنچه رادیو و تلویزیون به جهت نقش مهمی که در کارکردهای رسانه بهویژه آموزش و آگاهیرسانی دارد و همچنین دیگر رسانه ها بايد بدانند این مهم است که باارزشترین سرمایه برای نهاد رسانه، «اعتماد عمومی» است. این مهم زمانی حاصل و ادامه مییابد که سه اصل صحت، دقت و سرعت، اساس کار رسانه باشد. صحت در کار رسانهای یعنی تا زمانی که اطمینان به تمام جوانب و چون و چرای یک فرآورده ارتباطی نداری، از ارسال آن روی خروجی خودداری کن، و دقت یعنی ملاحظه همه ی ابعاد کار و دروازهبانی صحیح و جامع، و سرعت انتشار محتوای رسانهای در اولين فرصت، و این سه با هم و همراه هم، و تفکیکناپذیرند و اگر جز این باشد، رسانه حتما اعتماد عمومی را از دست خواهد داد.برای مطالعه نوشته های نویسنده تا برقراری دوباره اینترنت بین الملل لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
*دکتر رئوف پیشداراستاد دانشگاه و روزنامه نگار یگان / افراد به جای خود! از جلو نظام - این عبارت برای ما چه آقا و چه خانم از دوران مدرسه و صف ها و برای بعضی ها از همان دوران مدرسه و درس آموزش های نظامی و آمادگی های دفاعی آشناست. آقایانی که به سربازی رفته اند این فرمان را بیشتر و بهتر درک و حس کرده اند. پیام این فرمان، یک چیز است : هر کس در جای خودش و مرتبه ای که قرار دارد، قرار گیرد. سلسله مراتب را رعایت کند همان: «سرش به کار خودش، علم و دانش خود باشد!» در دنیای خارج از نظامی گری « جای خود» موقعیتی است که افراد براساس شایستگی و لیاقت و تلاش و کوشش، فهم و علم و تجربه و نه رابطه و رانت به آن رسیده باشند که اگر نبود، فرد باید به بیرون صف برود و برای بازگشت دوباره، الزامات و مقدماتی را طی کند و به روز رسانی شود. در یک ساختار سالم چنین اتفاقی یعنی آزمون و خطا رخ نمی دهد یا کمتر اتفاق می افتد، زیرا قائل به محاسبه جوانب هر کار قبل از هر فعل و یا ترک فعل اند. یکی از آفتهای که جامعه ما به آن مبتلا است، زیاد سخن گفتن و خود عالم پندار بعضی! و ورود به عرصه هایی است که صلاحیت خاص می خواهد و کسب آن به سالها تحصیل و تحقیق و پژوهش و طی مراحل علمی و تجربه اندوزی مستمر بویژه در حوزه هایی پُر ریسک مانند سلامت عمومی نیاز دارد.در این زمینه و حوزه با توسعه رسانه های ارتباطی الکترونیک با معضلی خیلی جدی روبرو هستیم که محترمانه اسم آنرا «شبه علم» گذاشته اند، حال آنکه اصلا علم نیست. بهانه من برای این نوشته و تکرار چند باره هشدار! ویدئوی کوتاهی است در شبکههای اجتماعی داخلی که در آن بزرگواری در کسوت روحانیت برگ درخت زیتون را نافع در درمان همه ی مشکلات گوارشی، کلیوی، قلب و عروق و خلاصه تمام دردها و بیماریهای بشر معرفی می کند. درباره خواص فراوان زیتون شکی نیست و علم هم آنرا ثابت کرده است، اما در عین حال صدها عارضه نیز برای افراط در مصرف و یا مصرف غلط آن مستندسازی شده است که در دسترس است. مساله دخالت در حوزه های تخصصی نه فقط در حوزه سلامت، در همه ی زمینه ها مثلا سیاست داخلی و خارجی ، سیاست دفاعی، مدیریت جنگ، مدیریت اقتصادی، امور مذهبی و سایر امور، زمانی حادتر می شود که به رسانه و بطور خاص رسانههای جریان اصلی کشیده می شود و با نهایت تأسف موارد و مصادیق آن بسیار است. اطلاع رسانی متعهدانه از کارکردهای رسانه است. آنچه رادیو و تلویزیون به جهت نقش مهمی که در کارکردهای رسانه بهویژه آموزش و آگاهیرسانی دارد و همچنین دیگر رسانه ها بايد بدانند این مهم است که باارزشترین سرمایه برای نهاد رسانه، «اعتماد عمومی» است. این مهم زمانی حاصل و ادامه مییابد که سه اصل صحت، دقت و سرعت، اساس کار رسانه باشد. صحت در کار رسانهای یعنی تا زمانی که اطمینان به تمام جوانب و چون و چرای یک فرآورده ارتباطی نداری، از ارسال آن روی خروجی خودداری کن، و دقت یعنی ملاحظه همه ی ابعاد کار و دروازهبانی صحیح و جامع، و سرعت انتشار محتوای رسانهای در اولين فرصت، و این سه با هم و همراه هم، و تفکیکناپذیرند و اگر جز این باشد، رسانه حتما اعتماد عمومی را از دست خواهد داد.برای مطالعه نوشته های نویسنده تا برقراری دوباره اینترنت بین الملل لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام
۵:۳۶
بازارسال شده از رئوف پیشدار -Raouf pishdar
امارات هم به جریان میانجی صلح پیوست
دکتر رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
امارات هم به عربستان و قطر در درخواست برای عدم ازسرگیری جنگ با ایران پیوسته است. این سه یک محور جدید به موازات تلاشهای پاکستان برای خاتمه جنگ در خلیج فارس را تشکیل می دهند و هیاتی قطری نیز در همین راستا جمعه هفته گذشته اوّل خردادماه ١۴٠۵ به تهران آمد.
گزارش شده است که هیأت مذاکره کننده قطری با هماهنگی ایالات متحده وارد تهران شده است تا به دستیابی به توافقی برای پایان جنگ با ایران و حل مسائل باقیمانده کمک کند.
در سوی دیگر، پاکستان همچنان تلاش های خود را در نزدیک سازی دیدگاههای تهران و واشنگتن برای ترک مخاصمه ادامه می دهد. این جریان که حمایت روسیه و چین را نیز دارد، بیشتر مورد توجه تهران است و جدی گرفته می شود.
الحاق امارات به حلقه مذاکره کنندگان همسایه با ایران از این حیث در اندازه خودش می تواند یک تحول محسوب شود که توجه داشته باشیم ابوظبی نزدیکترین رابطه را با اسرائیل در میان همسایه های جنوبی ایران در خلیج فارس دارد.
امارات و اسرائیل در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ در کاخ سفید «توافقنامهٔ صلح ابراهیم»: پیمان صلح، برقراری روابط دیپلماتیک و عادیسازی کامل روابط بین خود را امضاء کردند. امارات نخستین کشور حوزه خلیج فارس و بعد از مصر (۱۹۷۹) و اردن (۱۹۹۴) سومین کشور عرب است که با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کرد و به عادی سازی روابط خود با اسرائیل از طریق توافقنامه پرداخت. «امارات در جنگ غزه از اسرائیل حمایت کرد.»/ - خبرآنلاین
اسنادی که اخیراً منتشر شد نشان می دهد که در اوج جنگ با ایران افزون بر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر و «داوید برنیا» رئیس سابق موساد، «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش اسرائیل نیز به همراه تعدادی از مقامات ارشد نظامی این رژیم به امارات رفته و تل آویو کمکهای نظامی و پرسنلی در اختیار ابوظبی گذاشته است.
امارات در حوزه خلیج فارس نزدیکترین و علنی ترین رابطه را بویژه در حوزه نظامی با اسرائیل دارد که نه مقبول ایران و نه مورد قبول عربستان سعودی است و یکی از دلایل اوج گیری اختلافات ابوظبی و ریاض در ماههای اخیر، همین رابطه با اسرائیل و توسعه حضور آن است.
غریبآبادی معاون وزیر امور خارجه ایران گفته است که : «امارات به ایران خیانت کرد. امارات نقشی قابل توجه در حمایت و تسهیل تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است.»/ ایرنا - به علاوه این ، اسنادی نظامی که منتشر شد این گمان را به یقین مبدل ساخت که امارات همراه با اسرائیل و آمریکا در چند حمله هوایی به ایران مشارکت داشته است که پاسخ ایران به آن ، حمله موشکی و پهپادی به مراکز آمریکایی و اسرائیلی در امارات بود که سقوط بازار امارات را در پی داشت، بازار بورس ریزش سنگین کرد، درآمدهای ارزی ناشی از گردشگری آسیب دید و میل به خروج سرمایه بویژه از بخش مسکن شیخ نشین دوبی شدت گرفت.
امارات در اوایل جنگ تلاش کرده بود که عربستان و کشورهای دیگر خلیج فارس را متقاعد کند که بهطور مشترک به ایران حمله کنند، اما موفق نشد. «بلومبرگ» همان زمان نوشت که محمد بن زاید (حاکم امارات) در ابتدای جنگ تلفنی با دیگر سران منطقه، از جمله محمد بن سلمان (ولیعهد سعودی) تماس گرفت و خواستار به راه انداختن یک کارزار نظامی جمعی علیه ایران شد، اما بقیه کشورها پیشنهاد او را رد کردند.
در آن دوره دولت ترامپ نیز خواهان آن بود که عربستان سعودی و قطر با طرح نظامی امارات علیه ایران همراه شوند و اسرائیل نیز از آن حمایت می کرد اما آنچه مانع تشکیل این ائتلاف شد، واقع بینی دوحه و ریاض بود که دریافتند گسترش آتش در منطقه به نفع هیچ یک نیست تا جایی که «محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی» وزیر امورخارجه قطر بارها گفت؛ ما و ایران به صورت تاریخی همسایه های هم بوده ایم و خواهیم بود.
برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام - رئوف پیشدار
صفحه اختصاصی ام در خبرگزاری فارس Farsnews.ir/raofpishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
دکتر رئوف پیشدار
استاد دانشگاه و روزنامه نگار
امارات هم به عربستان و قطر در درخواست برای عدم ازسرگیری جنگ با ایران پیوسته است. این سه یک محور جدید به موازات تلاشهای پاکستان برای خاتمه جنگ در خلیج فارس را تشکیل می دهند و هیاتی قطری نیز در همین راستا جمعه هفته گذشته اوّل خردادماه ١۴٠۵ به تهران آمد.
گزارش شده است که هیأت مذاکره کننده قطری با هماهنگی ایالات متحده وارد تهران شده است تا به دستیابی به توافقی برای پایان جنگ با ایران و حل مسائل باقیمانده کمک کند.
در سوی دیگر، پاکستان همچنان تلاش های خود را در نزدیک سازی دیدگاههای تهران و واشنگتن برای ترک مخاصمه ادامه می دهد. این جریان که حمایت روسیه و چین را نیز دارد، بیشتر مورد توجه تهران است و جدی گرفته می شود.
الحاق امارات به حلقه مذاکره کنندگان همسایه با ایران از این حیث در اندازه خودش می تواند یک تحول محسوب شود که توجه داشته باشیم ابوظبی نزدیکترین رابطه را با اسرائیل در میان همسایه های جنوبی ایران در خلیج فارس دارد.
امارات و اسرائیل در تاریخ ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۰ در کاخ سفید «توافقنامهٔ صلح ابراهیم»: پیمان صلح، برقراری روابط دیپلماتیک و عادیسازی کامل روابط بین خود را امضاء کردند. امارات نخستین کشور حوزه خلیج فارس و بعد از مصر (۱۹۷۹) و اردن (۱۹۹۴) سومین کشور عرب است که با اسرائیل روابط دیپلماتیک برقرار کرد و به عادی سازی روابط خود با اسرائیل از طریق توافقنامه پرداخت. «امارات در جنگ غزه از اسرائیل حمایت کرد.»/ - خبرآنلاین
اسنادی که اخیراً منتشر شد نشان می دهد که در اوج جنگ با ایران افزون بر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر و «داوید برنیا» رئیس سابق موساد، «ایال زامیر» رئیس ستاد ارتش اسرائیل نیز به همراه تعدادی از مقامات ارشد نظامی این رژیم به امارات رفته و تل آویو کمکهای نظامی و پرسنلی در اختیار ابوظبی گذاشته است.
امارات در حوزه خلیج فارس نزدیکترین و علنی ترین رابطه را بویژه در حوزه نظامی با اسرائیل دارد که نه مقبول ایران و نه مورد قبول عربستان سعودی است و یکی از دلایل اوج گیری اختلافات ابوظبی و ریاض در ماههای اخیر، همین رابطه با اسرائیل و توسعه حضور آن است.
غریبآبادی معاون وزیر امور خارجه ایران گفته است که : «امارات به ایران خیانت کرد. امارات نقشی قابل توجه در حمایت و تسهیل تجاوز نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران ایفا کرده است.»/ ایرنا - به علاوه این ، اسنادی نظامی که منتشر شد این گمان را به یقین مبدل ساخت که امارات همراه با اسرائیل و آمریکا در چند حمله هوایی به ایران مشارکت داشته است که پاسخ ایران به آن ، حمله موشکی و پهپادی به مراکز آمریکایی و اسرائیلی در امارات بود که سقوط بازار امارات را در پی داشت، بازار بورس ریزش سنگین کرد، درآمدهای ارزی ناشی از گردشگری آسیب دید و میل به خروج سرمایه بویژه از بخش مسکن شیخ نشین دوبی شدت گرفت.
امارات در اوایل جنگ تلاش کرده بود که عربستان و کشورهای دیگر خلیج فارس را متقاعد کند که بهطور مشترک به ایران حمله کنند، اما موفق نشد. «بلومبرگ» همان زمان نوشت که محمد بن زاید (حاکم امارات) در ابتدای جنگ تلفنی با دیگر سران منطقه، از جمله محمد بن سلمان (ولیعهد سعودی) تماس گرفت و خواستار به راه انداختن یک کارزار نظامی جمعی علیه ایران شد، اما بقیه کشورها پیشنهاد او را رد کردند.
در آن دوره دولت ترامپ نیز خواهان آن بود که عربستان سعودی و قطر با طرح نظامی امارات علیه ایران همراه شوند و اسرائیل نیز از آن حمایت می کرد اما آنچه مانع تشکیل این ائتلاف شد، واقع بینی دوحه و ریاض بود که دریافتند گسترش آتش در منطقه به نفع هیچ یک نیست تا جایی که «محمد بن عبدالرحمن بن جاسم آل ثانی» وزیر امورخارجه قطر بارها گفت؛ ما و ایران به صورت تاریخی همسایه های هم بوده ایم و خواهیم بود.
برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام - رئوف پیشدار
۶:۵۹
بازارسال شده از رئوف پیشدار
سوم خرداد روز خدایی آزادی خرمشهر
از بایگانی نوشته هایم - خدا بود، خرمشهر بود و ما
*دکتر رئوف پیشدار استاد دانشگاه و روزنامه نگار اپيزود اول : عمليات بيت المقدس كه شروع شد دشمن كنار اهواز بود .چند كيلومتري با آن فاصله داشت . يك ذره پشت خط آهن – جاده را عراقي ها گرفته بودند . پادگان حميد در اشغال بود . سايت ها دراختيار دشمن بود . دژ را عراقي ها همان اول جنگ گرفته بودند و… آزاد سازي خرمشهر حالا ديگر به يك خواست تمام و كمال ملّي تبديل شده بود . بچه و بزرگ همه به خرمشهر فكر مي كردند .سقوط خرمشهر داغ بزرگي بر دل و روح هر ايراني بود. همه مي دانستند كه عمليات آزاد سازي خرمشهر در راه است . ماهها بود كه تداركات لازم در جريان بود. حتي در ترمينال هاي تهران هم همه راننده ها مي دانستند كه عمليات بزرگي نزديك است . اتوبوس توي ترمينال ها كم بود . وقتي كسي سراغ اتوبوسي را مي گرفت جواب هاهمه يكي بود : نيرو برده اند منطقه ! ستون پنجم دشمن شديدا فعال بود. همان هايي كه دشمن را راهنمايي مي كردند كه در جنگ شهرها در همين تهران كجا ها را بزند كه بيشترين تلفات را بگيرد. ما كه نمي توانستيم جزييات حملات هوايي و موشكي دشمن را براي جلوگيري از بهره برداري دشمن روي خط بدهيم ،هميشه مورد انتقاد بوديم كه اخبار را " سانسور " ! مي كنيم. در دزفول يكي ازخطباي جمعه بالاي منبر و در جمع گفت : الان ماههاست كه صحبت از آزادي خرمشهر مي شود پس چرا اقدام نمي كنيد … حفاظت اطلاعات خيلي جدي گرفته نمي شد . دشمن تمامي اطلاعات را از تحركات نيروهاي ما داشت . دشمن آنقدر هم ذبون و ذليل نبود كه توي بعضي فيلم ها نشان مي دهند. و اصلا اين طور نبود كه يكي با يك كلاشينكوف صدها ! مزدور متجاوز را از پاي درآورد و به خودش كوچكترين آسيبي نرسد. خير ! جنگ بود و واقعيتي به نام جنگ – آتش بود و خون – و سينه هاي مرداني كه قهرمانانه دربرابر دشمن سينه سپر كرده بودند. عمليات كه شروع شد دشمن تمام توانش را به صحنه آورده بود. سپاه ويژه صدام – گارد ويژه رياست جمهوري عراق - لشكر هاي متعدد زرهي – قبضه هاي بي شمار توپخانه – كاتيوشاهاي بسيار كه با هر شليك چهل موشك مي فرستادند بالاي سر ما - و انبوه متجاوزان كه صف به صف جلو مي آمدند. و جوانهايي بودند مانند دسته گل كه هيچ ترسي در دلشان نبود.خودشان را هر لحظه به خدا نزديك تر و نزديك تر مي ديدند. " يا علي بن ابيطالب " رمز عمليات بزرگي بود كه ماهها بود هر ايراني هر روز با اميد به اجراي آن مي خوابيد و بيدار مي شد.خرمشهر فقط يك شهر نبود و نيست . خرمشهر يك ايران بود و هست . نماد مقاومت يك ملت – نماد بغض هاي در گلو خفته – خرمشهر همه چيز ايران و ايراني بود. رزمنده دليري همان موقع گفت : خرمشهر ناموس هر ايراني است . دست و پاي هر كسي را كه بخواهد حتي فكر دست درازي به آن را داشته باشد ، قطع خواهيم كرد. روي جاده اهواز – خرمشهر كلي خودروي جنگي رو به سمت بعثي ها گرفته بودند. تو صحراي سوخته هيچ كس فكر مين هايي را كه زير پايش بود ، نمي كرد . اگر مين نبود آنقدر آهن پاره و مهمات طول جنگ روي زمين ريخته بود كه هر كدام مي توانست تبديل به مساله اي شود. هيچ كس به فكر جانش نبود . همه به جان ملت ، "خرمشهر" فكر مي كردند. عمليات كه شروع شد راديو هنوز ساكت بود. ساعتي بود كه نبرد بسيار سختي در خطوط جريان داشت . رزمنده ها از تمامي محورها پيش مي آمدند . آتش شديد توپخانه بود و كاتيوشا – خمپاره و خمسه خمسه بعثي ها - آتش مستقيم تانك – تيربار – آرپي جي – تك تيراندازهاي مزدور مسلح به سيمينوف ، همه جا آتش بود و دود - بشكه هاي پر از مواد منفجره – فو گاز – خطوط سخت دفاعي – سخت تر از هر ديواري كه فكر كنيد . چند ضلعي – از چند متر تا چند ده متر و گاه چند صد متر ! يكجا ديوارها جلو بود و جايي ديگر عقب – خاكريز هاي كيلومتري پر از انواع مواد منفجره - خط اول دشمن شكسته شد. راديو به صدا در آمد : ملت بزرگ ايران ، ملت قهرمان ايران ، فرزندان بزرگ و غيور و شيردل شما ساعتي پيش عمليات بزرگ بيت المقدس را آغاز كردند و… دشمن از بخشي از جاده عقب زده شد . پادگان حميد در آستانه فتح قرار گرفت . راديو خبر آنرا داد و گفت :رزمندگان اسلام همچنان و با قدرت به پيش مي روند و دشمن ذبون هر لحظه وادار به عقب نشيني مي شود. دشمن به سختي مقاومت مي كرد. دستور به عقب نشيني نداشتند . يا بايد مي ماندند و مي جنگيدند و يا مي مردند. اين دستور "صد دام " بود!. اولين دسته اسرا را به اهواز انتقال دادند. اهواز يكپارچه شور و هيجان بود . در خيابانها فقط خودروهاي نظامي در حركت بودند . ايستگاههاي صلواتي داير بود. كاروانهاي پشتيباني پشت سر هم كمك هاي مردمي را به مناطق جنگي مي برد. پير زني يك جاي همين كشور كنار جاده از آنهايي كه به خرمشهر مي آمدند ، خواهش مي كرد تا بقچه اي را كه در دست داشت از او بگيرند و به
از بایگانی نوشته هایم - خدا بود، خرمشهر بود و ما
*دکتر رئوف پیشدار استاد دانشگاه و روزنامه نگار اپيزود اول : عمليات بيت المقدس كه شروع شد دشمن كنار اهواز بود .چند كيلومتري با آن فاصله داشت . يك ذره پشت خط آهن – جاده را عراقي ها گرفته بودند . پادگان حميد در اشغال بود . سايت ها دراختيار دشمن بود . دژ را عراقي ها همان اول جنگ گرفته بودند و… آزاد سازي خرمشهر حالا ديگر به يك خواست تمام و كمال ملّي تبديل شده بود . بچه و بزرگ همه به خرمشهر فكر مي كردند .سقوط خرمشهر داغ بزرگي بر دل و روح هر ايراني بود. همه مي دانستند كه عمليات آزاد سازي خرمشهر در راه است . ماهها بود كه تداركات لازم در جريان بود. حتي در ترمينال هاي تهران هم همه راننده ها مي دانستند كه عمليات بزرگي نزديك است . اتوبوس توي ترمينال ها كم بود . وقتي كسي سراغ اتوبوسي را مي گرفت جواب هاهمه يكي بود : نيرو برده اند منطقه ! ستون پنجم دشمن شديدا فعال بود. همان هايي كه دشمن را راهنمايي مي كردند كه در جنگ شهرها در همين تهران كجا ها را بزند كه بيشترين تلفات را بگيرد. ما كه نمي توانستيم جزييات حملات هوايي و موشكي دشمن را براي جلوگيري از بهره برداري دشمن روي خط بدهيم ،هميشه مورد انتقاد بوديم كه اخبار را " سانسور " ! مي كنيم. در دزفول يكي ازخطباي جمعه بالاي منبر و در جمع گفت : الان ماههاست كه صحبت از آزادي خرمشهر مي شود پس چرا اقدام نمي كنيد … حفاظت اطلاعات خيلي جدي گرفته نمي شد . دشمن تمامي اطلاعات را از تحركات نيروهاي ما داشت . دشمن آنقدر هم ذبون و ذليل نبود كه توي بعضي فيلم ها نشان مي دهند. و اصلا اين طور نبود كه يكي با يك كلاشينكوف صدها ! مزدور متجاوز را از پاي درآورد و به خودش كوچكترين آسيبي نرسد. خير ! جنگ بود و واقعيتي به نام جنگ – آتش بود و خون – و سينه هاي مرداني كه قهرمانانه دربرابر دشمن سينه سپر كرده بودند. عمليات كه شروع شد دشمن تمام توانش را به صحنه آورده بود. سپاه ويژه صدام – گارد ويژه رياست جمهوري عراق - لشكر هاي متعدد زرهي – قبضه هاي بي شمار توپخانه – كاتيوشاهاي بسيار كه با هر شليك چهل موشك مي فرستادند بالاي سر ما - و انبوه متجاوزان كه صف به صف جلو مي آمدند. و جوانهايي بودند مانند دسته گل كه هيچ ترسي در دلشان نبود.خودشان را هر لحظه به خدا نزديك تر و نزديك تر مي ديدند. " يا علي بن ابيطالب " رمز عمليات بزرگي بود كه ماهها بود هر ايراني هر روز با اميد به اجراي آن مي خوابيد و بيدار مي شد.خرمشهر فقط يك شهر نبود و نيست . خرمشهر يك ايران بود و هست . نماد مقاومت يك ملت – نماد بغض هاي در گلو خفته – خرمشهر همه چيز ايران و ايراني بود. رزمنده دليري همان موقع گفت : خرمشهر ناموس هر ايراني است . دست و پاي هر كسي را كه بخواهد حتي فكر دست درازي به آن را داشته باشد ، قطع خواهيم كرد. روي جاده اهواز – خرمشهر كلي خودروي جنگي رو به سمت بعثي ها گرفته بودند. تو صحراي سوخته هيچ كس فكر مين هايي را كه زير پايش بود ، نمي كرد . اگر مين نبود آنقدر آهن پاره و مهمات طول جنگ روي زمين ريخته بود كه هر كدام مي توانست تبديل به مساله اي شود. هيچ كس به فكر جانش نبود . همه به جان ملت ، "خرمشهر" فكر مي كردند. عمليات كه شروع شد راديو هنوز ساكت بود. ساعتي بود كه نبرد بسيار سختي در خطوط جريان داشت . رزمنده ها از تمامي محورها پيش مي آمدند . آتش شديد توپخانه بود و كاتيوشا – خمپاره و خمسه خمسه بعثي ها - آتش مستقيم تانك – تيربار – آرپي جي – تك تيراندازهاي مزدور مسلح به سيمينوف ، همه جا آتش بود و دود - بشكه هاي پر از مواد منفجره – فو گاز – خطوط سخت دفاعي – سخت تر از هر ديواري كه فكر كنيد . چند ضلعي – از چند متر تا چند ده متر و گاه چند صد متر ! يكجا ديوارها جلو بود و جايي ديگر عقب – خاكريز هاي كيلومتري پر از انواع مواد منفجره - خط اول دشمن شكسته شد. راديو به صدا در آمد : ملت بزرگ ايران ، ملت قهرمان ايران ، فرزندان بزرگ و غيور و شيردل شما ساعتي پيش عمليات بزرگ بيت المقدس را آغاز كردند و… دشمن از بخشي از جاده عقب زده شد . پادگان حميد در آستانه فتح قرار گرفت . راديو خبر آنرا داد و گفت :رزمندگان اسلام همچنان و با قدرت به پيش مي روند و دشمن ذبون هر لحظه وادار به عقب نشيني مي شود. دشمن به سختي مقاومت مي كرد. دستور به عقب نشيني نداشتند . يا بايد مي ماندند و مي جنگيدند و يا مي مردند. اين دستور "صد دام " بود!. اولين دسته اسرا را به اهواز انتقال دادند. اهواز يكپارچه شور و هيجان بود . در خيابانها فقط خودروهاي نظامي در حركت بودند . ايستگاههاي صلواتي داير بود. كاروانهاي پشتيباني پشت سر هم كمك هاي مردمي را به مناطق جنگي مي برد. پير زني يك جاي همين كشور كنار جاده از آنهايي كه به خرمشهر مي آمدند ، خواهش مي كرد تا بقچه اي را كه در دست داشت از او بگيرند و به
۱۶:۱۶
بازارسال شده از رئوف پیشدار
رزمندگان بدهند. راننده كاميوني كه آنرا گرفت نگاهي به درونش انداخت .چند قطعه نان بود و چند تخم مرغ آپ پز ! چند دانه گردو و فندق و مشتي كشمش ! ظهر بود . يك جا تو جاده اهواز – خرمشهر ميهمان بچه هاي مازندران شديم . شديدا مي جنگيدند . كلي هم شهيد و مجروح داده بودند. لقمه ناني به ما دادند و دعوت كردند " خرمشهر ميهمان ما باشيد " . دلم مي خواست اسلحه اي داشتم كه قدرتش فراتر از قلم بود . آموزش نظامی كافي نديده بودم . ترجيح دادم همپاي بچه ها جلو بروم و دلاورمرديهاي آنها را براي ملتي گزارش كنم كه شاهد بودم اشك هاي پاك و از روي شوق خود را با شنيدن هر خبري از پيش روي رزمندگان اسلام به سوي خرمشهر از صورتهايش پاك مي كردند كه حالا مي شد بعد از ماهها اشغال خرمشهر خنده را روي آن ديد. راديو خبر از آزاد سازي پادگان حميد داد و ساعتي بعد فتح قهرمانانه سايت ها اگر چه دشمن هيچ چيز از آن باقي نگذاشته بود . پادگان دژ به تسخير رزمندگان اسلام در آمد و… جنگ با شدتي باور نكردني ادامه داشت. اربابان متجاوز حالا شديدا دستپاچه شده بودند . سازمان ملل ! فعال شده بود. تلفن هاي شيوخ مرتجعي كه صدام را سالها با پول هاي نفت پشتيباني كردند يك سر اشغال بود. استكبار محور چرخش ماهواره هايش را تغيير داده بود و هر آنچه اطلاعات بدست مي آورد را يكسر به اتاق جنگ عراقي ها در بغداد مي فرستاد . اپيزود دوم : در كنار فرودگاه مهرآباد جمعيت زيادي اجتماع كرده بودند. هر جنگنده اي كه بلند مي شد و فرود مي آمد ،مردم براي خلبانش هورا مي كشيدند . يك تپه خاكي جنوب ميدان آزادي كنار ديوار فرودگاه بود . مردم بلند شدن و نشستن هواپيماهاي جنگي را از روي آن مي ديدند . صداها و هزاران شاخه گل از روي همين ديوار نثار خلبانان شجاعي شد كه از صبح يكسره به منطقه جنگي مي رفتند و باز مي گشتند . بسياري شيريني بدست كنار در پادگانهاي نظامي در تهران ايستاده بودند . خرمشهري هايي كه خانه و زندگي خود را از دست داده و به تهران آمده بودند از جمله درهتلي كنار پل سيد خندان مستقر بودند. جشن و سرور بزرگي در اين محل جريان داشت . جوانهاي خرمشهري رفته بودند شهرشان – پيرمردها و زنها و بچه ها كه مانده بودند همه دعا مي كردند. مردم براي تبريك گويي به ديدار آنها رفته بودند. هواپيماهاي سي 130 يكي پس از ديگري در مهر آباد فرود مي آمدند . مجروحين منطقه عملياتي را به تهران مي آوردند. كنار خيابان پر بود از مردمي كه براي استقبال از فرزندان غيور خود صف كشيده بودند . خيابان آزادي كاملا از رفت و آمد خودروهاي متفرقه خالي شده بود. راه فقط براي آمبولانس هايي باز بود كه رزمندگان مجروح را از فرودگاه تحويل مي گرفتند تا به بيمارستان ببرند. روي خط سفيد وسط خيابان آزادي از فرودگاه تا مركز شهر گل چيده شده بود . تهران هرگز چنين استقبال مردمي را نديده بود . ملت به استقبال قهرمانان خود آمده بود.اپيزود سوم : شهر به تمامي شور و شادماني بود. همه جا چراغ ها را روشن كرده بودند . شب هايي را به ياد مي آوردند كه به محض شنيدن آژير احتمال حمله هواپي دشمن بايد سريعا محلي را به عنوان پناهگاه انتخاب مي كردند . بايد شيشه ها را بگونه اي مي پوشاندند كه دشمن نتواند شهر را تشخيص دهد. درجبهه ها حالا دشمن به دريوزگي افتاده بود. صداي بوق شادماني خودروها لحظه اي قطع نمي شد. با عبور هر آمبولانس از خيابان ، مردم براي رزمنده مجروحي كه در آن قرار داشت ، پيوسته و كاملا هماهنگ كف مي زدند. ملت در استقبال از قهرمانان خود سنگ تمام گذاشته بود. راديو همچنان خبر پيش روي رزمندگان اسلام را مي داد. راديو گفت : ملت قهرمان ايران – ملت سربلند ايران ، فرزندان غيور شما با كشته ، مجروح و اسير كردن هزاران نفر از متجاوزان در چندين نقطه از خاك مقدس ايران زمين به نوار مرزي رسيدند و بخش هاي بزرگي از كشور را از لوث وجود متجاوزان پاك كردند. نبرد بي امان سپاه اسلام با متجاوزان بعثي ادامه دارد. راديو وعده كرد كه به زودي خبرهاي تازه تري را از خبرنگاران خبرگزاري جمهوري اسلامی «ایرنا» و واحد مركزي خبر دو ارگان خبري فعال آن روزهاي كشور درباره عمليات بزرگ بيت المقدس خواهد داد.من خبرنگار ایرنا بودم. شب چندم عمليات بود . هركس توي شهر حالا هر كاري را كه مي توانست براي جبهه مي كرد . يك عده غذا درست مي كردند. يك عده هم دارو و وسايل پانسمان جمع مي كردند. يك عده هم داوطلبانه با خودرو كنار بيمارستانها مستقر شده بود تا هركاري را كه مسئولين بيمارستانها از آنها بخواهند سريعا و بدون وقفه انجام دهند و عده آنهايي كه درصف اهداي خون نشسته بودند را نمي شد شمرد . راديو خبر از پيروزي هاي تازه داد. جاده شلمچه فتح شد – سه راهي پليس راه آزاد شد – رزمندگان اسلام حالا به ديوارهاي خرمشهر رسيده اند. اطلاعيه هاي نظامي پشت سر هم جزييات عمليات در جريان را گزارش مي كنند. راديو پيوسته
۱۶:۱۶
بازارسال شده از رئوف پیشدار
مارش نظامي و سرودهاي حماسي پخش مي كند.خلبان شجاع ارتش با فانتوم چند بار تلاش کرد پل عراقی ها را روی اروند بزند ، پدافند قدرتمند عراقی ها نگذشت. این بار با غرشی شیر مانند از میان آتش ضدهوایی ها گذشت و با یک بمب کمر پل را شکست. دهها هزار عراقی این سوی اروند ماندند. ارتش عراق در خرمشهر کاملا فروریخت. خوزستان سرزمين پاك ايران … حالا حتما تلقن مقامات ايراني به صدا در آمده است . كي است ؟ نمي دانم شايد يكي از همان حاميان بي شمار صدام ! غربي و يا شرقي ؟ هيچ فرقي نمي كند! آنها همه براي ما يكي هستند . يكي شان پول مي داد و ديگري اسلحه و آن اصلي تر ! هم پول ، هم حمايت سياسي و هم نظامي و اطلاعاتي ! درخواستشان هم حتما يكي است توقف عمليات و … اينها همان هايي بودند كه با تمام توان به خدمت صدام آمده بودند . راديو دقايق طولاني بود كه فقط مارش نظامي پخش مي كرد و هر ازگاهي هم سرودي حماسي – اطلاعيه هاي نظامي ستاد مشترك ارتش هم مي آمد . گوينده راديو وعده مي داد :شنوندگان عزيز – ملت قهرمان و دلير ايران – امت هميشه در صحنه – توجه فرماييد – توجه فرماييد و… و مارش نظامي ادامه مي يافت و گوينده ادامه مي داد : تا لحظاتي ديگر خبرهاي غرور آفريني را از جبهه هاي نبرد با دشمن متجاوز به اطلاع شما خواهيم رساند. مارش نظامي ادامه مي يافت و… ساعتي بود كه نفس ها همه در سينه ها حبس شده بود. مي شد حس كرد كه خرمشهر – شهر خون و قيام – شهر مقاومت – شهر حماسه – شهر ايستادگي و پايمردي – شهر نخل هاي سربريده – شهر بلم و كارون – شهر سروهاي هميشه سربلند – شهر شعله هاي هميشه مردانه آزاد شده است . همه گوش و دل به راديو سپرده بودند . گوينده راديو : ملت بزرگ ايران – ملت سربلند و هميشه در صحنه – ملت انقلابي ايران اسلامي – زير صداي گوينده مارش نظامي پخش مي شد – توجه فرماييد – توجه فرماييد – خرمشهر شهر مقاومت و ايثار – شهر پايمردهاي مردان بزرگ - شهر خون و قيام آزاد شد و… پيام امام روح و جان بيشتري به ملت داد . امام (ره)گفت : خرمشهر را خدا آزاد كرد . و ساعتي بعد اين صداي كويتي پور بود كه در مسجد جامع خرمشهر مي خواند و راديو پخش مي كرد : محمد نبودي ببيني شهر آزاد گشته - خون شهيدان پرثمر گشته و... هر قلبي كه دلش براي ايران تپيده است – هر چشمي كه صبح به روي ايران باز شده است – حالا لبريز از اشك شوق بود. بسياري از شوق بسيار با صداي بلند گريه مي كردند . درخيابان آزادي آمبولانس ها در حركت بودند . ملت همچنان با نثار شاخه هاي گل بر آمبولانس ها ، مقدم فرزندان غيورشان را گرامي مي داشتند . يك ملت به فرزندانش افتخار مي كرد. منزل شهدا گلباران شد – همه به ديدار خانواده شهدا آمده بودند. جلوي بيمارستانها مملو از جمعيت بود. همه براي خدمتي التماس ! مي كردند. گفتند درگوشه اي ديگر از شهر مادرم! راديدند كه ناي راه رفتن نداشت – سالها بود كه از درد كمر مي ناليد – پاهايش خيلي سال بود كه ياري اش نمي كرد . چادرش را به كمر بسته بود و در وسط چهار راه كه حالا از تراكم خودروها بسته شده بود و يك سر صداي بوق و شادماني مردم ، جعبه شيريني به دست ميان مردم شيريني پخش مي كرد .نوشتم و چاپ شد : تو را اي شهر خون – ديگر نخواهم خواند خونين شهر – تو را اي شهر خون – خرم خواهم كرد و… آن روز خدا بود – خرمشهر بود – و ما بوديم – و حالا و فردا ، خدا كه هميشه هست و خواهد بود – خرمشهر هم خواهد بود – و اما شما – جوانان عزيز – پاينده بمانيد با ايران و خرمشهر – و وطني خرم تر از هر زماني ! كه مسئوليت شما است .*برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام - رئوف پیشدار
صفحه اختصاصی ام در خبرگزاری فارس Farsnews.ir/raofpishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
۱۶:۱۶
ایران و آمریکا ؛ شاید صلح
*دکتر رئوف پیشدار استاد دانشگاه و روزنامه نگار ایران با احتیاط توام با تذکر آمادگی دفاعی برای مقابله با هر تهدیدی، آمریکا با موکول کردن پاسخ به روز یکشنبه سوّم خردادماه ١۴٠۵ ، ولی میانجی پاکستانی با خوشحالی و تبریک، به استقبال یادداشت تفاهمی رفته اند که گفته شده میان ایران و آمریکا برای توقف جنگ در شرف حصول است. در این مرحله، ایران و آمریکا به جنگ پایان می دهند، بخشی از دارایی های مسدود شده ایران آزاد می شود و محاصره دریایی ایران لغو می شود و ایران اجازه می دهد که عبور و مرور شناورها از تنگه هرمز جریان پیدا کند. همه ی این موارد نیاز به دستورکار اجرایی دارد که درباره جزئیات آن اطلاعاتی منتشر نشده است و همگی حدس و گمان است. آنچه قطعی شده است؛ در این مرحله از مذاکرات درباره موضوع هستهای و جزییات رفع تحریم بحث نمیشود. ایران و آمریکا در این مرحله بر نهایی کردن یادداشت تفاهم متمرکز شده اند.. «رفع تحریمها یکی از موضوعات مورد بحث در هر گفت و گویی با طرفهای آمریکایی است. نظرات دو طرف به هم نزدیک شده است نزدیکتر شدن دیدگاهها به معنای رسیدن به یک توافق کامل نیست.» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران /https://irna.ir/xjXp9g در گفت و گوها، موضوع لبنان نیز مورد توجه بوده است. وزیر امور خارجه ایران در پیام به دبیر کل حزب الله لبنان گفته است: «جمهوری اسلامی ایران تا آخرین لحظه از حمایت از جنبشهای حقطلب و آزادیخواه، در رأس آنها حزباللهِ مقاوم و پیروز، هرگز دست نخواهد کشید/در آخرین پیشنهادی که جمهوری اسلامی ایران از طریق میانجی پاکستانی با هدف پایان دادن دائمی و پایدار به جنگ ارائه کرد، بر ضرورت شمول لبنان در آتشبس تأکید شد.» https://irna.ir/xjXpcj در همین حال، «محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان پس از بازگشت از تهران دستاوردهای مذاکرات با مقامهای تهران را به سفیر ایران تبریک گفت. در حالیکه امید به صلح ریشه می دواند؛ پنتاگون می گوید که آماده اجرای دستور حمله است و متقابلاً سپاه پاسداران هم مهیای هر سناریویی و البته« با رویکرد و شگفتیهای جدید در میدان» است، این یعنی امید به صلح به مویی بسته است و صحبت از آن زود هنگام است. اکنون، پس از متوقفشدن جنگ و آغاز مذاکرات آتشبس، اسرائیل تا حد زیادی از مذاکرات آمریکا و ایران کنار گذاشته شده است.نتانیاهو امیدوار بود که جنگ، حکومت ایران را سرنگون کند، برنامه هستهای آن را نابود سازد و موشکهایش را از بین ببرد. در عمل هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاد. در عوض، ترامپ به سمت پایاندادن به درگیری تغییر مسیر داد و اسرائیل را به حاشیه راند و نفوذ آن را بر هر توافق نهایی محدود کرد.حالا باید دید اسرائیل این کنار گذاشته شدن از روند گفت و گوی ایران و آمریکا را چگونه تحمل خواهد کرد و این بار چگونه روند آشتی را برهم خواهد زد. جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران هزینه بسیار سنگینی را به اقتصاد جهان تحمیل کرده است. برآورد شده این جنگ تاکنون دستکم ۲۵ میلیارد دلار خسارت و هزینه روی دست شرکتها و بنگاههای اقتصادی جهان گذاشته است. فقط شرکتهای هواپیمایی با ۱۵ میلیارد دلار زیان، بزرگترین قربانی این بحران معرفی شدهاند. پیش بینی شده است که خسارت جنگ در هفته های آتی که ذخایر استراتژیک نفتی بیشتر تخلیه خواهد شد ، خود را واقعی تر نشان دهد. دولت آمریکا هفته گذشته حدود ۹.۹ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت خود را وارد بازار کرد. اقدامی که بهعنوان نشانهای از درماندگی واشنگتن توصیف شده است. بلومبرگ هشدار داده اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، خطر رکود جهانی و بحران شدید اقتصادی افزایش مییابد.
*دکتر رئوف پیشدار استاد دانشگاه و روزنامه نگار ایران با احتیاط توام با تذکر آمادگی دفاعی برای مقابله با هر تهدیدی، آمریکا با موکول کردن پاسخ به روز یکشنبه سوّم خردادماه ١۴٠۵ ، ولی میانجی پاکستانی با خوشحالی و تبریک، به استقبال یادداشت تفاهمی رفته اند که گفته شده میان ایران و آمریکا برای توقف جنگ در شرف حصول است. در این مرحله، ایران و آمریکا به جنگ پایان می دهند، بخشی از دارایی های مسدود شده ایران آزاد می شود و محاصره دریایی ایران لغو می شود و ایران اجازه می دهد که عبور و مرور شناورها از تنگه هرمز جریان پیدا کند. همه ی این موارد نیاز به دستورکار اجرایی دارد که درباره جزئیات آن اطلاعاتی منتشر نشده است و همگی حدس و گمان است. آنچه قطعی شده است؛ در این مرحله از مذاکرات درباره موضوع هستهای و جزییات رفع تحریم بحث نمیشود. ایران و آمریکا در این مرحله بر نهایی کردن یادداشت تفاهم متمرکز شده اند.. «رفع تحریمها یکی از موضوعات مورد بحث در هر گفت و گویی با طرفهای آمریکایی است. نظرات دو طرف به هم نزدیک شده است نزدیکتر شدن دیدگاهها به معنای رسیدن به یک توافق کامل نیست.» سخنگوی وزارت امور خارجه ایران /https://irna.ir/xjXp9g در گفت و گوها، موضوع لبنان نیز مورد توجه بوده است. وزیر امور خارجه ایران در پیام به دبیر کل حزب الله لبنان گفته است: «جمهوری اسلامی ایران تا آخرین لحظه از حمایت از جنبشهای حقطلب و آزادیخواه، در رأس آنها حزباللهِ مقاوم و پیروز، هرگز دست نخواهد کشید/در آخرین پیشنهادی که جمهوری اسلامی ایران از طریق میانجی پاکستانی با هدف پایان دادن دائمی و پایدار به جنگ ارائه کرد، بر ضرورت شمول لبنان در آتشبس تأکید شد.» https://irna.ir/xjXpcj در همین حال، «محسن نقوی» وزیر کشور پاکستان پس از بازگشت از تهران دستاوردهای مذاکرات با مقامهای تهران را به سفیر ایران تبریک گفت. در حالیکه امید به صلح ریشه می دواند؛ پنتاگون می گوید که آماده اجرای دستور حمله است و متقابلاً سپاه پاسداران هم مهیای هر سناریویی و البته« با رویکرد و شگفتیهای جدید در میدان» است، این یعنی امید به صلح به مویی بسته است و صحبت از آن زود هنگام است. اکنون، پس از متوقفشدن جنگ و آغاز مذاکرات آتشبس، اسرائیل تا حد زیادی از مذاکرات آمریکا و ایران کنار گذاشته شده است.نتانیاهو امیدوار بود که جنگ، حکومت ایران را سرنگون کند، برنامه هستهای آن را نابود سازد و موشکهایش را از بین ببرد. در عمل هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاد. در عوض، ترامپ به سمت پایاندادن به درگیری تغییر مسیر داد و اسرائیل را به حاشیه راند و نفوذ آن را بر هر توافق نهایی محدود کرد.حالا باید دید اسرائیل این کنار گذاشته شدن از روند گفت و گوی ایران و آمریکا را چگونه تحمل خواهد کرد و این بار چگونه روند آشتی را برهم خواهد زد. جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران هزینه بسیار سنگینی را به اقتصاد جهان تحمیل کرده است. برآورد شده این جنگ تاکنون دستکم ۲۵ میلیارد دلار خسارت و هزینه روی دست شرکتها و بنگاههای اقتصادی جهان گذاشته است. فقط شرکتهای هواپیمایی با ۱۵ میلیارد دلار زیان، بزرگترین قربانی این بحران معرفی شدهاند. پیش بینی شده است که خسارت جنگ در هفته های آتی که ذخایر استراتژیک نفتی بیشتر تخلیه خواهد شد ، خود را واقعی تر نشان دهد. دولت آمریکا هفته گذشته حدود ۹.۹ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت خود را وارد بازار کرد. اقدامی که بهعنوان نشانهای از درماندگی واشنگتن توصیف شده است. بلومبرگ هشدار داده اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، خطر رکود جهانی و بحران شدید اقتصادی افزایش مییابد.
۶:۵۶
در سه ماهگی جنگ، همگی شاخص ها دلالت بر شکست ترامپ دارد. با حفظ نفوذ ایران بر تنگه هرمز، مقاومت تهران در برابر امتیازدهی هستهای و پابرجا ماندن نظام، تردیدها در حال افزایش است که آیا ترامپ میتواند نتیجه این جنگ را به عنوان یک پیروزی ژئوپولیتیکی جلوه دهد یا خیر! « رویترز» در تحلیلی می گوید : ترامپ اکنون با این خطر روبهروست که آمریکا و متحدان عرب او در خلیج فارس از این جنگ در وضعیتی بدتر خارج شوند، در حالی که ایران، با وجود خسارات نظامی، ممکن است اهرم فشار بیشتری به دست آورد؛ زیرا نشان داده که قادر است کنترل تنگه هرمز را حفظ کند. برخی تحلیلگران هشدار دادهاند که این جنگ ممکن است ایران را بیشتر به سمت توسعه سلاح هستهای سوق دهد تا قادر باشد بیش از پیش از خود محافظت کند.اکنون ترامپ با انتخاب سختی مواجه است: یا پذیرش توافقی به نفع ایران برای خروج از این وضعیت، یا تشدید عملیات نظامی و خطر گرفتارشدن او در بحرانی طولانیتر و پرهزینهتر.» iribnews*برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام - رئوف پیشدار
صفحه اختصاصی ام در خبرگزاری فارس Farsnews.ir/raofpishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
۶:۵۶
گاه نوشت های یک خبرنگار - کاش با فرهنگش آمده بود
*دکتر رئوف پیشداراستاد دانشگاه و روزنامه نگار
دوشنبه چهارم خردادماه ١۴٠۵ - سر خط عابر پیاده جلوی میدان میوه و تره بار محل بی آنکه به من توجه کند، و حتی نشان دهد که من را می بیند، تَه گاز پراید سفید را می گیره که رد شه! اشاره می کنم که خط عابره!سرشو از شیشه بیرون می کند : برو گم شو سوسول!- چه بد! معلومه بی تربیت هم هستی!ترمز دستی ماشینو میکشه که یعنی!به سمتش می رم، گاز ماشینو می گیره و میره! دلم می خواست مثل این فیلم هایی که تو اینستاگرام سابق نشان می دادند، یک پاره آجر داشتم می گذاشتم تو شیشه ش! سردار سید ابوالفضل موسوی پور، رئیس پلیس راهور تهران بزرگ گفته است که در دو ماهه نخست سال ۱۴۰۵ بیش از ۱۲۰ هزار فقره تخلف حادثهساز برای رانندگان در معابر پایتخت اعمال قانون شده است.دو ماه اوّل سال جنگ بود، اغلب پلیس ها درگیر مسائل جنگ بودند که اگر نبودند آمار به کجا می رفت، نمی دانم. توجه داشته باشید آمار رئیس پلیس راهور فقط «تخلف حادثه ساز» بوده است و پلیس هم هر کجا نیست!
تو مترو صندلی هایی است که با تابلو و نوشته به دو زبان و شکل معین شده که اولویت نشستن با سالخوردگان و معلولین است.من ندیدم کسی رعایت کند.سالهایی که مترو داشت می آمد نوشتم که مترو سواری را بیاموزیم! سردبیر خط زد و پرسیدم چرا گفت : بد است به مردم بَر می خورد که یعنی ما مترو سواری بلند نیستیم!سالها گذشت و گذشت و دیدیم و می بینیم که همچنان مترو سواری بلد نیستیم!
گلایه کرده که چرا زنگ زدم جواب ندادی! و توجیه کرده که به همین خاطر من هم روزهای جنگ زنگ نزدم که مزاحم نباشم! مزاحم نباشم را خیلی حق به جانب، و دلیل مستحکم برای زنگ نزدن و احوالی نگرفتن بیان می کند. ایکاش یکی به ما یاد می داد هر وقت میل ما افتاد، اجازه نداریم گوشی را برداریم و زنگ بزنیم. اوّل ساعت را نگاه کن! شاید وقت کار است، مثل من معلم کلاس دارد، ساعت استراحت است، وقت نماز است. هر زمان وقت آزاد داشتیم، معنی اش این نیست که طرف مقابل ما هم وقتش آزاد است.
یک هفته ای بیشتر است که شدیداً بیمارم دکتر گفت : آنفولانزا است.ریه ام عفونت کرده است. تب و درد شدید دارم. قیمت دارو که نگو! شیر هم باز گران و گرانتر شده است. در حالی که افزایش ۲۰ درصدی قیمت محصولات لبنی از ابتدای خردادماه بهطور رسمی کلید خورده است، بررسیها نشان میدهد این جهش قیمتی، تنها برچسب قانونی بر واقعیتی است که بازار ماههاست با آن دستوپنج نرم میکند. در این میان، زنگ خطر سقوط سرانه مصرف لبنیات و تبعات سنگین آن بر سلامت عمومی، بلندتر از همیشه به صدا درآمده است.اگر مثل گذشته دستم به رئیس جمهوری می رسید می گفتم؛ مرد خدا! بیا این یارانه ات، چیزی هم می گذاریم روش، قیمت ها را به قبل از حذف ارز ترجیحی برگردان! اینکه دولت با همه ید و بيضا نمي تواند با دزدها، رانت خوارها و بیت المال خورها مقابله کند ، دلیلی نمی شود که مردم به چاه ویل گرانی انداخته شوند و در مقابل غول گرانی رها شوند.
برای مطالعه نوشته های نویسنده لطفاً لینک های زیر را دنبال کنید. ممنون خواهم شد لطف کنید این نوشته را برای دیگران نیز بفرستید. سپاس و احترام - رئوف پیشدار
صفحه اختصاصی ام در خبرگزاری فارس Farsnews.ir/raofpishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «بله»https://ble.ir/raouf_pishdar
شناسه: یادداشت های یک روزنامه نگار در «ایتا »eitaa.com/raoufpishdar
*دکتر رئوف پیشداراستاد دانشگاه و روزنامه نگار
۶:۰۸