هنرِ رها کردن
بومیان آفریقا روی تنه درخت حفرههایی ایجاد میکنند و در این حفرهها گردو میگذارند.
میمونها به هوای خوردن گردو، دست را داخل این حفرهها میکنند. وقتی گردو را در مشت میگیرند دیگر نمیتوانند دست خود را بیرون بیاورند. میمون همچنان جیغ میزند و بالا و پایین میپرد اما به فکرش نمیرسد که برای رهایی دستش را باز کند و از دام آزاد شود. در این وضعیت میمون نهایتاً شکار شکارچیان میشود.داستان این روزهای ما آدمها دقیقاً همین است. خیلی چیزها حکم همان گردوها را دارند که ما بهشون چسبیدیم.
ترس هایمان، نگرانی ها، ماندن در رابطه ناسالمی که هیچوقت دیده نمیشی، افکار منفی، حسادتها، مقایسه کردن ها، طمع، ولع بالاتر رفتن، توجه طلبی و میل ناسالم به تحسین دیگران، اهمیت دادن به قضاوتها و خیلی چیزهای دیگه که هرگز نه تنها خشنودی برای ما حاصل نمیکنند، بلکه افسردگی اضطراب تنها ارمغان اینها هستن.هنر در رها کردن است، خارج از چهارچوب مسمومی که یادگرفتم. نگاه کنیم بی آنکه بچسبیم و درگیر بشیم. گاهی هیچ کاری نکردن سختترین و البته بهترینه

نازنین باقرزاده |روانشناس
مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده کهکشان
شناسه:https://ble.ir/ravan_1404
بومیان آفریقا روی تنه درخت حفرههایی ایجاد میکنند و در این حفرهها گردو میگذارند.
میمونها به هوای خوردن گردو، دست را داخل این حفرهها میکنند. وقتی گردو را در مشت میگیرند دیگر نمیتوانند دست خود را بیرون بیاورند. میمون همچنان جیغ میزند و بالا و پایین میپرد اما به فکرش نمیرسد که برای رهایی دستش را باز کند و از دام آزاد شود. در این وضعیت میمون نهایتاً شکار شکارچیان میشود.داستان این روزهای ما آدمها دقیقاً همین است. خیلی چیزها حکم همان گردوها را دارند که ما بهشون چسبیدیم.
ترس هایمان، نگرانی ها، ماندن در رابطه ناسالمی که هیچوقت دیده نمیشی، افکار منفی، حسادتها، مقایسه کردن ها، طمع، ولع بالاتر رفتن، توجه طلبی و میل ناسالم به تحسین دیگران، اهمیت دادن به قضاوتها و خیلی چیزهای دیگه که هرگز نه تنها خشنودی برای ما حاصل نمیکنند، بلکه افسردگی اضطراب تنها ارمغان اینها هستن.هنر در رها کردن است، خارج از چهارچوب مسمومی که یادگرفتم. نگاه کنیم بی آنکه بچسبیم و درگیر بشیم. گاهی هیچ کاری نکردن سختترین و البته بهترینه
۳۱
۹:۳۵
۲۴
۷:۲۰
۲۴
۷:۲۰
۲۴
۷:۲۰
۲۴
۷:۲۰
۲۴
۷:۲۰
بیحوصلگی کودک 
«مامان، حوصلهم سر رفت.»
آیا این جمله رو زیاد از کودکتون میشنوید؟
معمولاً پاسخ شما چیه؟
اگه هر بار خیلی سریع میرید سراغ سرگرم کردن کودک، پیدا کردن یه فعالیت جدید، یا روشن کردن تلویزیون و تبلت، ممکنه ناخواسته فرصت کنار اومدن با بیحوصلگی رو از کودک بگیرید.
بیحوصلگی همیشه چیز بدی نیست.گاهی یعنی مغز کودک دنبال یه تجربهی جدید، یه بازی تازه، یا حتی کمی استراحت میگرده.
پس به جای اینکه سریع نجاتش بدید، میتونید بگید:
«آره عزیزم، حوصلهت سر رفته. میدونم سخته. منم گاهی حوصلهم سر میره. این یه حس عادیه. یعنی مغزت داره دنبال یه کاری میگرده. تو میتونی کمکم یاد بگیری انتخاب کنی بعدش چی کار کنی. میتونی یه بازی بسازی، نقاشی بکشی، کتاب بخونی، کمکم کنی، یا فقط چند دقیقه استراحت کنی. اگه خواستی، من میتونم چند تا پیشنهاد بدم، ولی انتخابش با خودته.»
با این جواب، شما کودک رو تنها نمیذارید؛ اما به جاش یادش میدید که بیحوصلگی یه بحران نیست، یه فرصته برای فکر کردن، انتخاب کردن و خلاق شدن.

نازنین باقرزاده |روانشناس
مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده کهکشان
شناسه:https://ble.ir/ravan_1404
«مامان، حوصلهم سر رفت.»
آیا این جمله رو زیاد از کودکتون میشنوید؟
معمولاً پاسخ شما چیه؟
اگه هر بار خیلی سریع میرید سراغ سرگرم کردن کودک، پیدا کردن یه فعالیت جدید، یا روشن کردن تلویزیون و تبلت، ممکنه ناخواسته فرصت کنار اومدن با بیحوصلگی رو از کودک بگیرید.
بیحوصلگی همیشه چیز بدی نیست.گاهی یعنی مغز کودک دنبال یه تجربهی جدید، یه بازی تازه، یا حتی کمی استراحت میگرده.
پس به جای اینکه سریع نجاتش بدید، میتونید بگید:
«آره عزیزم، حوصلهت سر رفته. میدونم سخته. منم گاهی حوصلهم سر میره. این یه حس عادیه. یعنی مغزت داره دنبال یه کاری میگرده. تو میتونی کمکم یاد بگیری انتخاب کنی بعدش چی کار کنی. میتونی یه بازی بسازی، نقاشی بکشی، کتاب بخونی، کمکم کنی، یا فقط چند دقیقه استراحت کنی. اگه خواستی، من میتونم چند تا پیشنهاد بدم، ولی انتخابش با خودته.»
با این جواب، شما کودک رو تنها نمیذارید؛ اما به جاش یادش میدید که بیحوصلگی یه بحران نیست، یه فرصته برای فکر کردن، انتخاب کردن و خلاق شدن.
۳۹
۱۰:۰۲
کسی که با هیولاها میجنگد، باید مراقب باشد که در حینِ نبرد، خودش به یک هیولا تبدیل نشود. و اگر تو برای مدتی طولانی به یک مغاک (پرتگاه) خیره شوی، آن مغاک هم به تو خیره خواهد شد.
- فریدریش نیچه
مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده کهکشان
شناسه:https://ble.ir/ravan_1404
- فریدریش نیچه
۲۶
۱۹:۵۴
ویژگیهای افراد با سبک دلبستگی اضطرابی:
افراد اضطرابی به محض اینکه کسی را ابژه ی خودشان می کنند ، گزارش لحظه به لحظه از حال بدی خودشان به طرف مقابل می دهند ، طوری که طرف مقابل را خسته می کنند ، در ضمن همیشه ترس از دست دادن ابژه و پیکره دلبستگی خود را دارند.این افراد غالبا مادران اضطرابی داشته اند و بیشتر اوقات با مادرشان ( یا پیکره اصلی دلبستگی خودشان ) تله پاتی اضطراب دارند یعنی حتی وقتی در کنار ابژه ی خود نیستند، با حس ششم خود اضطراب او را دریافت می کنند.
از نظر سبب شناسی اکثر افرادی که سبک دلبستگی اضطرابی دارند سابقه ی اضطراب جدایی در گذشته داشته اند و یکی از دغدغه های اصلی آنها در کودکی والان ترس از دست دادن است.آنها بیشتر اوقات نگران این هستند که پیکره دلبستگی شان آنها را دوست نداشته باشد و دائما سوال « دوستم داری ؟ » را از ابژه های خود می پرسند.در کودکی هم اضطرابی ها همیشه سعی می کرده اند کاری کنند تا مادرشان آنها را دوست داشته باشد و همیشه برایشان سخت بوده از مادرشان دور شوند.حتی اگر مادر آنها به آشپزخانه می رفته دنبال او میرفته اند و همیشه به مادر چسبیده بوده اند. البته از نظر علت و معلولی مادران آنها بیش حساسیت و بیش مراقب بوده اند و مادر بخاطر اضطراب خودش بچه را بیش از حد به خودش چسبانده است. حتی مادران اضطرابی در نوزادی اصلا از بچه دور نمی شده اند و اکثر اوقات بیش از حد بچه را بغل کرده اند .
اضطرابی ها خیلی لمسی و کلامی هستند و همیشه دوست دارند طرف مقابل ، آنها را بغل کند و بیش از حد از نظر بدنی به ابژه ی خود می چسبند.احساسات درونی خود را خیلی زود بروز می دهند و به محض اینکه گوش شنوایی پیدا کنند درباره خودشان صحبت می کنند ، بنابراین لایه های پنهان در شخصیت خودندارند.بیشتر اوقات اضطرابی ها از طرف دیگران به دهن لق بودن و حراف بودن متهم می شوند.
اضطرابی ها در عاشق شدن خیلی وابسته و چسبنده ی طرف مقابل می شوند و مستعد باج دادن در روابط صمیمی برای گرفتن محبت هستند. همچنین به ندرت قهر می کنند و یا به راحتی منت کشی می کنند و غالبا طرف مقابل خود را پررو می کنند .سبک تعاملی اضطرابی ها مهرطلب است و بیش از حد به ابژه ی عشقی خود وابسته می شوند.اضطرابی ها موقع شکست عشقی خیلی اذیت می شوند و مدتها طول می کشد تا زخم شکست عشقی آنها خوب شود.از طرفی اضطرابی ها موقع تجربه ی تکروماها همه ی اطرافیان خود را درگیر مشکل خود می کنند و گزارش لحظه به لحظه ای از حال درونی خود می دهند. در واقع تحمل ابهام در آنها خیلی کم است .

نازنین باقرزاده |روانشناس
مرکز تخصصی مشاوره ازدواج و خانواده کهکشان
شناسه:https://ble.ir/ravan_1404
افراد اضطرابی به محض اینکه کسی را ابژه ی خودشان می کنند ، گزارش لحظه به لحظه از حال بدی خودشان به طرف مقابل می دهند ، طوری که طرف مقابل را خسته می کنند ، در ضمن همیشه ترس از دست دادن ابژه و پیکره دلبستگی خود را دارند.این افراد غالبا مادران اضطرابی داشته اند و بیشتر اوقات با مادرشان ( یا پیکره اصلی دلبستگی خودشان ) تله پاتی اضطراب دارند یعنی حتی وقتی در کنار ابژه ی خود نیستند، با حس ششم خود اضطراب او را دریافت می کنند.
از نظر سبب شناسی اکثر افرادی که سبک دلبستگی اضطرابی دارند سابقه ی اضطراب جدایی در گذشته داشته اند و یکی از دغدغه های اصلی آنها در کودکی والان ترس از دست دادن است.آنها بیشتر اوقات نگران این هستند که پیکره دلبستگی شان آنها را دوست نداشته باشد و دائما سوال « دوستم داری ؟ » را از ابژه های خود می پرسند.در کودکی هم اضطرابی ها همیشه سعی می کرده اند کاری کنند تا مادرشان آنها را دوست داشته باشد و همیشه برایشان سخت بوده از مادرشان دور شوند.حتی اگر مادر آنها به آشپزخانه می رفته دنبال او میرفته اند و همیشه به مادر چسبیده بوده اند. البته از نظر علت و معلولی مادران آنها بیش حساسیت و بیش مراقب بوده اند و مادر بخاطر اضطراب خودش بچه را بیش از حد به خودش چسبانده است. حتی مادران اضطرابی در نوزادی اصلا از بچه دور نمی شده اند و اکثر اوقات بیش از حد بچه را بغل کرده اند .
اضطرابی ها خیلی لمسی و کلامی هستند و همیشه دوست دارند طرف مقابل ، آنها را بغل کند و بیش از حد از نظر بدنی به ابژه ی خود می چسبند.احساسات درونی خود را خیلی زود بروز می دهند و به محض اینکه گوش شنوایی پیدا کنند درباره خودشان صحبت می کنند ، بنابراین لایه های پنهان در شخصیت خودندارند.بیشتر اوقات اضطرابی ها از طرف دیگران به دهن لق بودن و حراف بودن متهم می شوند.
اضطرابی ها در عاشق شدن خیلی وابسته و چسبنده ی طرف مقابل می شوند و مستعد باج دادن در روابط صمیمی برای گرفتن محبت هستند. همچنین به ندرت قهر می کنند و یا به راحتی منت کشی می کنند و غالبا طرف مقابل خود را پررو می کنند .سبک تعاملی اضطرابی ها مهرطلب است و بیش از حد به ابژه ی عشقی خود وابسته می شوند.اضطرابی ها موقع شکست عشقی خیلی اذیت می شوند و مدتها طول می کشد تا زخم شکست عشقی آنها خوب شود.از طرفی اضطرابی ها موقع تجربه ی تکروماها همه ی اطرافیان خود را درگیر مشکل خود می کنند و گزارش لحظه به لحظه ای از حال درونی خود می دهند. در واقع تحمل ابهام در آنها خیلی کم است .
۷
۹:۲۸