بازارسال شده از s
.
خلاصه کتاب #اعتماد به نفس 
" />
نویسنده: باربارا دی آنجلیس
اعتماد به نفس چیست؟اعتماد به نفس یعنی باور داشتن به تواناییها، ارزشها و شایستگیهای خود، حتی در شرایطی که نتیجه مشخص نیست یا دیگران ما را تأیید نمیکنند. تفاوت آن با عزتنفس:عزتنفس: «من ارزشمندم چون انسانم.»اعتماد به نفس: «من میتوانم، چون توانمندم.»
مثال: فردی ممکن است مهارت سخنرانی بالایی داشته باشد (اعتماد به نفس)، ولی در درون احساس بیارزشی کند (عزتنفس پایین).
ریشههای کمبود اعتماد به نفس
عوامل شکلگیری آن:
انتقاد بیش از حد والدین یا معلمانکودک با شنیدن مداوم "تو نمیتونی"، باور میکنه واقعاً ناتوانه.
تجربه شکست در گذشتهیک تجربه بد میتونه در ناخودآگاه فرد به ترس از تکرار تبدیل بشه.
مقایسه با دیگران«اون از من بهتره» باعث سرخوردگی و حس بیکفایتی میشه.
وابستگی به تأیید دیگران
مثال: دختری که در کودکی به خاطر ظاهرش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه در بزرگسالی حتی با داشتن ظاهر جذاب، هنوز حس خوبی نسبت به خودش نداشته باشه.
علائم کمبود اعتماد به نفس
ترس از قضاوت شدن
تعلل در انجام کارها
نپذیرفتن تعریف و تمجید
وابستگی شدید به دیگران
ناتوانی در «نه» گفتن
حسادت و رقابت ناسالم
مثال: فردی که همیشه به جای خودش، دیگران را در اولویت قرار میدهد، چون از دست دادن تایید آنها برایش ترسناکتر از نادیده گرفتن نیازهای خود است.
چطور اعتماد به نفس را بسازیم؟
1. خودشناسی و پذیرش خودتمرین: لیستی از 10 ویژگی مثبت خودت بنویس.مثلاً: من شنونده خوبیامبا احساسات دیگران همدلی میکنمتوانایی حل مسئله دارمنکته: پذیرفتن نقاط ضعف هم بخشی از عزتنفسه.
2. تغییر گفتوگوی درونی تمرین: وقتی ذهنات میگه: «نمیتونم این کار رو انجام بدم»، فوراً بگو: «شاید سخت باشه، ولی من تلاش میکنم و یاد میگیرم.»مثال: به جای «من همیشه خراب میکنم» بگو:«هر کسی اشتباه میکنه. این فرصتی برای یادگیریه.»
3. اقدام بدون کمالگرایی نکته: اعتماد به نفس از "اقدام کردن" میاد، نه از منتظر ماندن برای آمادگی کامل.تمرین: کاری که همیشه از انجامش میترسیدی (مثل صحبت در جمع) رو با نسخه سادهش شروع کن. مثلاً اول در جمع دوستان صحبت کن.
4. دوری از مقایسه تمرین: هر روز یک جمله بنویس که فقط روی رشد شخصی تو تمرکز داشته باشه:«امروز نسبت به دیروز یک قدم جلوترم.»
مثال: به جای حسرت خوردن برای موفقیت دیگران، سعی کن ازشون یاد بگیری.
5. نه گفتن را تمرین کن تمرین: هفتهای یک بار در موقعیتی که مایل نیستی، با احترام و صراحت بگو «نه».
مثال: اگر کسی خواست وقتت رو بگیره و نمیتونی، بگو: «متأسفم، الان فرصت ندارم، اما شاید در فرصت دیگهای بتونم کمک کنم.»
عشق به خود، پایه اعتماد به نفس«وقتی خودت را دوست نداری، دیگران هم تو را کامل نمیبینند.»
تمرین «آینه»: هر روز جلوی آینه بایست و با صدای بلند بگو: «من خودم را دوست دارم. من لایق بهترینها هستم.» این تمرین ساده، اگر هر روز انجام شود، تأثیر عمیقی روی باورهای درونیات دارد.
فصل ششم: اعتماد به نفس در روابطافرادی که اعتماد به نفس دارند:خود را وابسته به عشق دیگران نمیداننداز صمیمیت نمیترسند، ولی مرزهای سالم دارندبه دیگران اجازه نمیدهند از آنها سوءاستفاده کنند
مثال: فردی با اعتماد به نفس، اگر رابطهای ناسالم باشد، با شجاعت از آن خارج میشود، حتی اگر تنها بماند.
موفقیت در زندگی با اعتماد به نفس «افراد موفق، الزماً باهوشترین یا زیباترین نیستند؛ آنها فقط بیشتر از خودشان مطمئناند.»
تمرین هدفگذاری:یک هدف شخصی کوچک بنویس (مثلاً 5 کیلو کاهش وزن).مسیرهای ممکن برای رسیدن را بنویس.هر هفته یک قدم بردار.در پایان هفته، خودت را تشویق کن، حتی اگر فقط یک قدم کوچک برداشتهای.
اعتماد به نفس ساختنی است،نه ذاتیبا تمرین و آگاهی ایجاد میشودخوددوستی پایهی اعتماد به نفس است تا زمانی که خود را نپذیرفتهای، اعتماد واقعی شکل نمیگیرد.
اقدام، مهمتر از آمادگی است.با عملگرایی ترسها را از بین میبری.وقتی خودت را قبول داری، نیازی به اثبات به دیگران نداری..در کانال روانیکا با ما همراه شوید .https://ble.ir/ravanika_now
اعتماد به نفس چیست؟اعتماد به نفس یعنی باور داشتن به تواناییها، ارزشها و شایستگیهای خود، حتی در شرایطی که نتیجه مشخص نیست یا دیگران ما را تأیید نمیکنند. تفاوت آن با عزتنفس:عزتنفس: «من ارزشمندم چون انسانم.»اعتماد به نفس: «من میتوانم، چون توانمندم.»
مثال: فردی ممکن است مهارت سخنرانی بالایی داشته باشد (اعتماد به نفس)، ولی در درون احساس بیارزشی کند (عزتنفس پایین).
مثال: دختری که در کودکی به خاطر ظاهرش مورد تمسخر قرار گرفته، ممکنه در بزرگسالی حتی با داشتن ظاهر جذاب، هنوز حس خوبی نسبت به خودش نداشته باشه.
مثال: فردی که همیشه به جای خودش، دیگران را در اولویت قرار میدهد، چون از دست دادن تایید آنها برایش ترسناکتر از نادیده گرفتن نیازهای خود است.
مثال: به جای حسرت خوردن برای موفقیت دیگران، سعی کن ازشون یاد بگیری.
مثال: اگر کسی خواست وقتت رو بگیره و نمیتونی، بگو: «متأسفم، الان فرصت ندارم، اما شاید در فرصت دیگهای بتونم کمک کنم.»
عشق به خود، پایه اعتماد به نفس«وقتی خودت را دوست نداری، دیگران هم تو را کامل نمیبینند.»
مثال: فردی با اعتماد به نفس، اگر رابطهای ناسالم باشد، با شجاعت از آن خارج میشود، حتی اگر تنها بماند.
موفقیت در زندگی با اعتماد به نفس «افراد موفق، الزماً باهوشترین یا زیباترین نیستند؛ آنها فقط بیشتر از خودشان مطمئناند.»
اقدام، مهمتر از آمادگی است.با عملگرایی ترسها را از بین میبری.وقتی خودت را قبول داری، نیازی به اثبات به دیگران نداری..در کانال روانیکا با ما همراه شوید .https://ble.ir/ravanika_now
۵
۱۶:۳۲
انسان از آغاز تاریخ، همواره با پرسشهایی بنیادین درباره معنای زندگی، رنج، مرگ، تنهایی و سرنوشت روبهرو بوده است. در میان تمامی منابعی که بشر برای پاسخ به این دغدغههای عمیق به آنها پناه برده، مذهب و معنویت جایگاهی ویژه داشتهاند. مذهب و معنویت نهتنها نظامی از باورها و ارزشها را در اختیار انسان قرار میدهند، بلکه به او کمک میکنند تا در برابر فشارهای روانی، بحرانهای زندگی و نااطمینانیهای آینده، احساس امنیت، امید و آرامش بیشتری را تجربه کند.در دنیای امروز نیز، با وجود پیشرفتهای علمی و فناوری، اضطراب، افسردگی، احساس پوچی و بحران هویت همچنان از مهمترین مشکلات بشر محسوب میشوند. بسیاری از روانشناسان معتقدند که بخشی از این مشکلات ناشی از فاصله گرفتن انسان از منابع معنابخش زندگی است. از این رو، توجه به نقش مذهب و معنویت در سلامت روان بیش از گذشته اهمیت یافته است.مذهب و معنویت را میتوان از مهمترین منابع تابآوری روانی دانست. فردی که به وجود هدفی فراتر از مشکلات روزمره باور دارد، معمولاً در مواجهه با ناکامیها، بیماریها، فقدان عزیزان و بحرانهای زندگی، استقامت بیشتری نشان میدهد. این افراد اغلب رویدادهای دشوار را صرفاً یک شکست یا مصیبت نمیبینند، بلکه آنها را بخشی از مسیر رشد و تکامل انسانی تلقی میکنند.
۱۶۷
۲۲:۰۰
🟨 با وجود این مزایا، باید توجه داشت که هر نوع دینداری الزاماً به سلامت روان منجر نمیشود. دینداری سالم با عشق، امید، انعطافپذیری، مسئولیتپذیری و پذیرش همراه است؛ اما دینداری ناسالم ممکن است با ترس افراطی، احساس گناه مزمن، سختگیری شدید نسبت به خود و دیگران و نگرشهای انعطافناپذیر همراه شود. در چنین شرایطی، مذهب به جای آنکه منبع آرامش باشد، میتواند منشأ تعارض و فشار روانی گردد.در نهایت میتوان گفت که مذهب و معنویت از قدرتمندترین منابع آرامش روانی انسان هستند. آنها به زندگی معنا میبخشند، امید را تقویت میکنند، تابآوری را افزایش میدهند، احساس امنیت ایجاد میکنند، روابط اجتماعی را غنا میبخشند و انسان را در مواجهه با اضطرابهای وجودی یاری میرسانند. در جهانی که انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری با استرس، تنهایی و بحران معنا روبهرو است، توجه به بعد معنوی زندگی میتواند یکی از مهمترین راههای دستیابی به سلامت روان، رضایت از زندگی و آرامش درونی باشد.با ما درکانال تحلیلی_آموزشی روانیکا همراه شوید .«روانیکا»
شناسه:https://ble.ir/ravanika_now
۲۰۳
۲۲:۰۱
اهمیت و ضرورت سواد روانشناختی در زندگی مدرن
انسان از نخستین روزهای حضور خود بر روی زمین همواره در پی شناخت جهان پیرامون بوده است. او برای درک طبیعت، قوانین فیزیک، ساختار بدن و رازهای جهان هستی هزاران سال تلاش کرده است، اما شاید مهمترین و پیچیدهترین موضوعی که همواره با آن روبهرو بوده، شناخت خود انسان باشد. ذهن انسان، با تمام افکار، احساسات، باورها، انگیزهها، تصمیمها و رفتارهایش، یکی از پیچیدهترین و ناشناخته ترین پدیدههای انسان است و با وجود پیشرفتهای عظیم علمی و فناوری، هنوز بسیاری از انسانها خود را بهدرستی نمیشناسند و نمیدانند چرا در شرایط مختلف به شیوهای خاص فکر میکنند، احساس میکنند یا رفتار نشان میدهند.
در دنیای امروز، انسان بیش از هر زمان دیگری با انبوهی از چالشهای روانی و اجتماعی روبهرو است. سرعت سرسامآور تغییرات، گسترش فناوری، نفوذ شبکههای اجتماعی، فشارهای اقتصادی، رقابتهای شغلی، تغییر سبک زندگی، کاهش ارتباطات عمیق انسانی و افزایش تنشهای روزمره، سلامت روان را به یکی از مهمترین دغدغههای جوامع تبدیل کرده است و باعث گردیده بسیاری از افراد روزانه با اضطراب، استرس، ناامیدی، خشم، تعارضهای خانوادگی، فرسودگی شغلی، احساس تنهایی و مشکلات ارتباطی دستوپنجه نرم میکنند، بیآنکه بدانند چگونه این مسائل را مدیریت کنند.
در چنین شرایطی، همانگونه که سواد خواندن و نوشتن، سواد رسانهای و سواد مالی برای زندگی ضروری هستند، سواد روانشناختی نیز به یکی از نیازهای اساسی انسان معاصر تبدیل شده است. سواد روانشناختی به معنای توانایی استفاده از دانش روانشناسی برای درک خود، شناخت دیگران، مدیریت هیجانها، تصمیمگیری آگاهانه، حل مسئله، ایجاد روابط سالم و حفظ سلامت روان است. این سواد به افراد کمک میکند تا زندگی خود را آگاهانهتر اداره کنند و در مواجهه با دشواریهای زندگی، واکنشهایی منطقیتر، انعطافپذیرتر و سازگارانهتر داشته باشند.
متأسفانه بسیاری از مردم تصور میکنند روانشناسی تنها زمانی کاربرد دارد که فرد به یک اختلال روانی مبتلا شده باشد و جهت بهبود نیاز به مراجعه به روانشناس داشته باشد. این برداشت نادرست باعث شده است که ظرفیت عظیم روانشناسی در پیشگیری از مشکلات، ارتقای کیفیت زندگی و توسعه فردی کمتر شناخته شود. در حالی که روانشناسی علمی است که میتواند از انتخاب همسر و تربیت فرزند گرفته تا مدیریت هیجانها، موفقیت شغلی، تصمیمگیری، ارتباط مؤثر، حل تعارض، افزایش تابآوری و دستیابی به رضایت از زندگی، نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
امروزه سازمانهای بینالمللی، دانشگاهها و متخصصان سلامت روان بر این باورند که ارتقای سواد روانشناختی جامعه، یکی از مؤثرترین راهبردها برای پیشگیری از بسیاری از آسیبهای فردی و اجتماعی است. جامعهای که شهروندان آن از دانش روانشناختی بیشتری برخوردار باشند، از سلامت روان بالاتر، روابط انسانی سالمتر، خشونت کمتر، مشارکت اجتماعی بیشتر و کیفیت زندگی مطلوبتری برخوردار خواهد بود.
هدف آن نیست که انسانها به یک متخصص روانشناسی تبدیل شوند؛ بلکه بتوانند پلی را میان دانش علمی روانشناسی و زندگی روزمره خود ایجاد کنند.بنابراین از سوی متخصصان و مشاوران تلاش می شود مفاهیم علمی روانشناسی را، به زبانی ساده، روان و کاربردی ارائه دهند تا هر انسانی، صرفنظر از میزان تحصیلات یا شغل خود، بتواند از آنها در زندگی شخصی، خانوادگی و اجتماعی بهره ببرد.
برای دریافت آموزش و مشاوره آنلاین و حضوری با ما همراه شوید. آدرس :نوشهر خیابان ستارخان شمالی روبروی آزمایشگاه دکتر محسنی ساختمان کیا طبقه پنچم واحد ۹غربی تماس: ۰۱۱-۵۲۳۵۱۵۰۵ ۰۹۳۰-۸۸۴۱۸۸۹https://ble.ir/ravanika_now
۱۸۷
۸:۱۲
۱۵۴
۱۲:۴۷
*تاثیر خودشیفتگی در شبکه های اجتماعی بر سلامت روان
گیر افتادن در لایکها، کامنتها و سلفیهای بیپایان مساله ای است، اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه این پلتفرمها ممکن است رفتارهای خودشیفتگی را تقویت کنند؟
خودشیفتگی به تمرکز بیش از حد بر خود، احساس بزرگی و برتری نسبت به دیگران و نیاز عمیق به تحسین اشاره دارد.در حالی که برخی از ویژگیهای خودشیفتگی میتواند قسمتی از یک تصویر سالم از خود باشد، زمانی که روابط و زندگی روزمره را تحت الشعاع قرار دهد، قطعا مشکلساز خواهد شد.
بین حضور گاه به گاه در رسانههای اجتماعی و وسواس در جستجوی تحسین تفاوت وجود دارد. خودشیفتگی زمانی مشکلساز میشود که منجر به روابط ناسالم یا احساس تحریف ارزش خود شود.درکانال تحلیلی-اموزشی روانیکا باماهمراه باشید@ravanika_now
گیر افتادن در لایکها، کامنتها و سلفیهای بیپایان مساله ای است، اما آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه این پلتفرمها ممکن است رفتارهای خودشیفتگی را تقویت کنند؟
خودشیفتگی به تمرکز بیش از حد بر خود، احساس بزرگی و برتری نسبت به دیگران و نیاز عمیق به تحسین اشاره دارد.در حالی که برخی از ویژگیهای خودشیفتگی میتواند قسمتی از یک تصویر سالم از خود باشد، زمانی که روابط و زندگی روزمره را تحت الشعاع قرار دهد، قطعا مشکلساز خواهد شد.
بین حضور گاه به گاه در رسانههای اجتماعی و وسواس در جستجوی تحسین تفاوت وجود دارد. خودشیفتگی زمانی مشکلساز میشود که منجر به روابط ناسالم یا احساس تحریف ارزش خود شود.درکانال تحلیلی-اموزشی روانیکا باماهمراه باشید@ravanika_now
۱۴۶
۱۱:۰۵
بازارسال شده از s
وقتی یک زخم روانی به سلامت جسم نیز آسیب میزند.
بسیاری از افراد تصور میکنند کینه تنها یک احساس درونی است که به روابط انسانی محدود میشود، اما یافتههای روانشناسی، علوم اعصاب و پزشکی نشان میدهد که کینه میتواند بر عملکرد مغز، دستگاه عصبی، سیستم ایمنی و حتی سلامت قلب و عروق نیز تأثیر بگذارد. به بیان دیگر، کینه فقط یک تجربه روانی نیست، بلکه یک تجربه زیستی نیز هست.هرگاه انسان حادثهای دردناک، مانند خیانت، تحقیر یا بیعدالتی را تجربه میکند، مغز آن رویداد را بهعنوان یک تهدید ثبت میکند. در این شرایط، ساختارهایی مانند آمیگدال (بادامه مغز) که مسئول پردازش ترس و تهدید هستند، فعال میشوند. همزمان:
«روانیکا»
۱
۹:۱۱
بازارسال شده از s
آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که پس از یک گفتوگوی ساده، ساعتها یا حتی روزها به آن فکر کنید؟ یا اشتباهی که سالها پیش مرتکب شدهاید، هنوز هم گاهی در ذهن شما زنده شود و احساس شرمندگی یا پشیمانی را دوباره تجربه کنید؟ شاید هم شبها، درست زمانی که همهچیز آرام است، ذهن شما شروع به مرور نگرانیهای فردا کند. این همان پدیدهای است که روانشناسان آن را «نشخوار ذهنی» مینامند، چرخهای از افکار تکراری که به جای حل کردن مشکلات، آنها را در ذهن بزرگتر و سنگینتر میکند.نشخوار ذهنی برخلاف تصور بسیاری از مردم به معنای زیاد فکر کردن نیست. انسان موجودی اندیشمند است و تفکر یکی از ارزشمندترین تواناییهای اوست. مسئله از جایی آغاز میشود که فکر کردن از یک ابزار برای حل مسئله به چرخهای بیپایان و فرساینده تبدیل میشود در این حالت ذهن بارها و بارها یک موضوع را مرور میکند اما هیچ گام تازهای برای حل آن برنمیدارد.پرسش اساسی این است که:
۱
۲۱:۵۱
بازارسال شده از s
چرا برخی همسران همیشه کوتاه میآیند؟
زندگی مشترک، میدان نبرد نیست اما گاهی چنان رنگ رقابت به خود میگیرد که یکی باید پیروز شود و دیگری شکست بخورد در چنین فضایی، اغلب یک نفر زودتر از دیگری عقب مینشیند، سکوت میکند و برای پایان دادن به تنش میگوید: «اشکالی ندارد، هر طور تو صلاح میدانی.» بسیاری این رفتار را نشانه عشق، گذشت یا اخلاقمداری میدانند، اما آیا همیشه چنین است؟
انسانها فقط با زبانشان وارد رابطه نمیشوند آنها با تمام گذشته خود وارد زندگی مشترک میشوند. خاطرات، تجربهها، ترسها، باورها و زخمهایی که سالها در وجودشان شکل گرفته در لحظههای تعارض دوباره جان میگیرند. به همین دلیل گاهی آنچه در ظاهر یک اختلاف ساده بر سر مسائل روزمره به نظر میرسد در واقع رویارویی دو جهان روانی متفاوت است.
برخی افراد برای حفظ آرامش از خواستههای خود میگذرند آنها از مشاجره خسته میشوند و ترجیح میدهند سکوت کنند. اما همیشه پشت این سکوت، آرامش وجود ندارد. گاهی سکوت، از ترس برخاسته است ترس از اینکه مخالفت، محبت را کمرنگ کند، احترام را از بین ببرد یا رابطه را به خطر بیندازد. این افراد به جای آنکه احساس واقعی خود را بیان کنند، آن را در دل نگه میدارند و به امید فروکش کردن اختلاف از کنار آن عبور میکنند.اما احساسات، برخلاف اشیا با نادیده گرفتن از بین نمیروند آنها در گوشهای از ذهن و قلب باقی میمانند و به تدریج به دلخوری، رنجش و فاصله عاطفی تبدیل میشوند. بسیاری از روابطی که امروز سرد و بیروح به نظر میرسند نتیجه سکوت های پیاپی افراد به هنگام نرسیدن به خواسته ها و دیده نشدن احساسات شان میباشد.
در سوی دیگر، افرادی نیز هستند که کوتاه آمدن را نه از سر ترس، بلکه از سر خردمندی انتخاب میکنند. آنها میدانند که همه اختلافها ارزش جنگیدن ندارند گاهی حفظ احترام، شنیدن حرف طرف مقابل و رسیدن به یک راهحل مشترک، بسیار ارزشمندتر از اثبات حقانیت خود است. این نوع گذشت رابطه را ضعیف نمیکند بلکه اعتماد و امنیت را افزایش میدهد.
مرز میان این دو نوع کوتاه آمدن بسیار باریک اما سرنوشتساز است. اگر فرد بتواند خواستهها و احساسات خود را آزادانه بیان کند و سپس آگاهانه تصمیم به مصالحه بگیرد، این رفتار نشانه پختگی است. اما اگر احساس کند حق مخالفت ندارد، از ترس واکنش همسر سکوت کند یا همواره نیازهای خود را قربانی کند دیگر سخن از گذشت نیست بلکه از دست دادن تدریجی خود است.
یک رابطه سالم رابطهای نیست که در آن هیچ اختلافی وجود نداشته باشد بلکه رابطهای است که در آن هر دو نفر بتوانند بدون ترس از تحقیر، قهر یا طرد شدن، نظر خود را بیان کنند. امنیت واقعی زمانی شکل میگیرد که هیچیک از زوجین برای حفظ عشق، مجبور نباشد صدای درون خود را خاموش کند.
شاید بد نباشد هر یک از ما گاهی از خود بپرسیم: آیا من برای حفظ رابطه کوتاه میآیم، یا برای حفظ خودم سکوت میکنم؟ پاسخ صادقانه به این پرسش میتواند کیفیت بسیاری از روابط را دگرگون کند. عشق زمانی عمیق و ماندگار میشود که در کنار «ما»، «من» نیز فرصت نفس کشیدن داشته باشد.علی صالحی روانشناس و روان درمانگر بالینی
با ما برای دریافت خدمات مشاوره بصورت آنلاین و حضوری همراه شوید.آدرس:نوشهر خیابان ستارخان شمالی روبروی آزمایشگاه دکتر محسنی ساختمان کیا طبقه پنچم واحد ۹غربی ۰۱۱-۵۲۳۵۱۵۰۵ ۰۹۳۰-۸۸۴۱۸۸۹«روانیکا»
شناسه:https://ble.ir/ravanika_now
زندگی مشترک، میدان نبرد نیست اما گاهی چنان رنگ رقابت به خود میگیرد که یکی باید پیروز شود و دیگری شکست بخورد در چنین فضایی، اغلب یک نفر زودتر از دیگری عقب مینشیند، سکوت میکند و برای پایان دادن به تنش میگوید: «اشکالی ندارد، هر طور تو صلاح میدانی.» بسیاری این رفتار را نشانه عشق، گذشت یا اخلاقمداری میدانند، اما آیا همیشه چنین است؟
۱
۱۸:۱۸
بازارسال شده از s
در بسیاری از جوامع هنوز هم مراجعه به روانشناس با نوعی برچسب اجتماعی همراه است گویی تنها کسانی باید به مشاور مراجعه کنند که دچار بیماریهای شدید روانی هستند. همین باور نادرست باعث میشود بسیاری از افراد سالها با رنجهای روانی زندگی کنند بیآنکه از کمک تخصصی بهره بگیرند. در حالی که سلامت روان همانند سلامت جسم نیازمند مراقبت، پیشگیری و درمان بهموقع است.واقعیت این است که هیچکس از فشارهای زندگی مصون نیست شکستهای عاطفی، تعارضهای خانوادگی، استرسهای شغلی، سوگ، اضطراب، تغییرات اجتماعی و حتی موفقیتهای بزرگ میتوانند تعادل روانی انسان را تحت تأثیر قرار دهند. تفاوت افراد نه در تجربه این مشکلات بلکه در شیوه مواجهه با آنهاست. زمانی که تواناییهای فرد برای سازگاری با شرایط کاهش مییابد مشاوره روانشناختی به یک ضرورت تبدیل میشود نه یک انتخاب تجملی.
۱
۱۸:۲۴