بازارسال شده از Fundemy
عزیزی و نصرتی: حسرت جام جهانی را میخوریم
تلخترین حسرت، نه شکست است و نه نرسیدن؛ تلخترین حسرت، لحظهای است که در دل شب، با خودت میگویی: میتوانستم بیشتر بدوم، اما توقف کردم. میتوانستم بالاتر بروم، اما ترسیدم
باورهای محدودکننده، ما را زندانی میکند. مدام در گوشمان زمزمه میکنند: این کار خیلی سخت است، این راه شدنی نیست، تو استعدادش را نداری. اما آیا واقعاً کار سخت است؟ یا ما آنقدر به حصارهای ذهنیمان عادت کردهایم که هر دیواری را کوهی صعبالعبور میبینیم؟
حسرتِ امروز را به پشیمانیِ فردا تبدیل نکن. بگذار کار سخت باشد، بگذار استاندارد بالا باشد، بگذار بار سنگین باشد. حتی اگر زمین بخوری، زمین خوردنت در مسیرِ یک هدفِ والا، هزاران برابر ارزشمندتر از ایستادنِ بیدردِ تو در حاشیهٔ امن زندگیات است.
امروز را طوری زندگی کن که اگر ده سال دیگر به عقب نگاه کردی، به جای افسوس، به خودت لبخند بزنی و بگویی: آفرین به تو که جنگیدی و خودت را دستِ کم نگرفتی.
آدرس سایت:Fundemy.ir
http://ble.ir/fundemy
تلخترین حسرت، نه شکست است و نه نرسیدن؛ تلخترین حسرت، لحظهای است که در دل شب، با خودت میگویی: میتوانستم بیشتر بدوم، اما توقف کردم. میتوانستم بالاتر بروم، اما ترسیدم
باورهای محدودکننده، ما را زندانی میکند. مدام در گوشمان زمزمه میکنند: این کار خیلی سخت است، این راه شدنی نیست، تو استعدادش را نداری. اما آیا واقعاً کار سخت است؟ یا ما آنقدر به حصارهای ذهنیمان عادت کردهایم که هر دیواری را کوهی صعبالعبور میبینیم؟
حسرتِ امروز را به پشیمانیِ فردا تبدیل نکن. بگذار کار سخت باشد، بگذار استاندارد بالا باشد، بگذار بار سنگین باشد. حتی اگر زمین بخوری، زمین خوردنت در مسیرِ یک هدفِ والا، هزاران برابر ارزشمندتر از ایستادنِ بیدردِ تو در حاشیهٔ امن زندگیات است.
امروز را طوری زندگی کن که اگر ده سال دیگر به عقب نگاه کردی، به جای افسوس، به خودت لبخند بزنی و بگویی: آفرین به تو که جنگیدی و خودت را دستِ کم نگرفتی.
آدرس سایت:Fundemy.ir
http://ble.ir/fundemy
۱۲
۲۰:۱۰
انسان موجودی اجتماعی است و برای بقا به اعتماد نیاز دارد. وقتی کسی دو رویی نشان میدهد، در واقع «قرارداد نانوشتهٔ» صداقت را زیر پا میگذارد. ممکن است این حس به شما القا میشود که «نمیتوانم روی قضاوتهایم حساب کنم و اشتباه کردم که به او اعتماد کردم و این تهدیدی برای احساس امنیت روانی انسان است.
راهکار مواجهه با عدم صداقت دیگران
انتظارات خود را واقعبینانه کنید: همه مردم شجاعت گفتن حقیقت را ندارند. پذیرش این واقعیت تلخ، باعث میشود دفعه بعد که با چنین رفتاری مواجه شدید، شدت ناراحتیتان کمتر شود و بیشتر به یک ناظر تبدیل شوید تا قربانی عدم صداقت دیگران
http://ble.ir/reflect
انتظارات خود را واقعبینانه کنید: همه مردم شجاعت گفتن حقیقت را ندارند. پذیرش این واقعیت تلخ، باعث میشود دفعه بعد که با چنین رفتاری مواجه شدید، شدت ناراحتیتان کمتر شود و بیشتر به یک ناظر تبدیل شوید تا قربانی عدم صداقت دیگران
http://ble.ir/reflect
۲۵۸
۱۴:۱۱
خیلی اوقات در فضای مجازی یا جمع دوستانه با یک نظر سیاسی کاملاً مخالف مواجه میشویم که به دلایل زیر شکل میگیرد:
🟣 منابع اطلاعاتی متفاوت افراد
🟣 ارزشهای متفاوت
🟣 تفاوت در نگرش نسبت به تغییر
در این اختلافات سیاسی شاید اولین احساسمان آزردگی یا حتی خشم باشد. اما اگر صادق باشیم، همیشه این مخالفت نیست که ما را ناراحت میکند؛ بلکه نحوه بیان آن است.
اینکه طرف مقابل، واقعیتها را آنگونه که من میبینم نمیبیند، اما برای گفتن حرفش جرات دارد و صادقانه بیان میکند خوب است، اما نباید همراه با برچسب زدن، تحقیر و تمسخر باشد.
در یک گفتگوی سالم فرد:• حرفش را رک میزند، حتی اگر خوشایند نباشد.• منبع اطلاعاتش را میگوید (حتی اگر اشتباه باشد، قابل بحث است).• باور دارد که من هم حق دارم فکر دیگری داشته باشم.• هدفش «قانعکردن» است، نه «تحقیرکردن».• به دنبال فهمیدن دیدگاه طرف مقابل است نه قانع کردن اجباری،(تغییر دیدگاه زمانبر است)
• قبول کنیم که لزومی ندارد همه مسائل سیاسی را حل کنیم. میتوانیم با هم مخالف باشیم، اما بر سر اصول بزرگتری مثل «حفظ کرامت انسانی» یا «پیشرفت کشور» با هم اشتراک نظر داشته باشیم.
• مهم این است که بدون آنکه دشمن یکدیگر شویم، اختلاف داشته باشیم.
http://ble.ir/reflectble.ir/join/5budxnvizR
🟣 منابع اطلاعاتی متفاوت افراد
🟣 ارزشهای متفاوت
🟣 تفاوت در نگرش نسبت به تغییر
در این اختلافات سیاسی شاید اولین احساسمان آزردگی یا حتی خشم باشد. اما اگر صادق باشیم، همیشه این مخالفت نیست که ما را ناراحت میکند؛ بلکه نحوه بیان آن است.
اینکه طرف مقابل، واقعیتها را آنگونه که من میبینم نمیبیند، اما برای گفتن حرفش جرات دارد و صادقانه بیان میکند خوب است، اما نباید همراه با برچسب زدن، تحقیر و تمسخر باشد.
• قبول کنیم که لزومی ندارد همه مسائل سیاسی را حل کنیم. میتوانیم با هم مخالف باشیم، اما بر سر اصول بزرگتری مثل «حفظ کرامت انسانی» یا «پیشرفت کشور» با هم اشتراک نظر داشته باشیم.
• مهم این است که بدون آنکه دشمن یکدیگر شویم، اختلاف داشته باشیم.
http://ble.ir/reflectble.ir/join/5budxnvizR
۲۸۸
۶:۳۷
دانشمندان با استفاده از تجهیزات سبک نصبشده روی سر کبوترها دریافتند که این پرندگان در زمان پرواز برخلاف انتظار، به اطراف نگاه نمیکنند و نگاهشان قفل میشود.انسان هم اگر میخواهد پرواز کند و اوج بگیرد به خیلی از موضوعات نباید نگاه کند و به آن نباید توجه کند.
️ ble.ir/join/5budxnvizR
️ @reflect
۵۰۰
۱۸:۴۹
بازارسال شده از Fundemy
جمال موسیالا، ستاره ۲۳ ساله تیم ملی آلمان، در آستانه جام جهانی ۲۰۲۶ با مصاحبهای جسورانه نشان داد که نهتنها یک بازیکن فنی، بلکه یک ذهنیت قوی و آگاه دارد. او در پاسخ به نظرات یورگن کلوپ و توماس مولر که معتقد بودند دنیس اونداف باید جای او در ترکیب اصلی قرار بگیرد، بهصراحت گفت: «من هیچکدام از حرفهای کارشناسان را نه تماشا میکنم و نه میخوانم» و تأکید کرد که «ذهن آرام برای من از همه چیز مهمتر استموسیالا آگاهانه تصمیم گرفته که محتوای نقدهای بیرونی را مصرف نکند. این یک «مرزگذاری شناختی» فعال است، نه انکار یا فرار. او میداند که قرار گرفتن در معرض نظرات منتقدان، انرژی ذهنیاش را تحلیل میبرد و تمرکزش را بر هم میزند. در روانشناسی ورزشی، این دقیقاً همان چیزی است که به آن «کنترل توجه انتخابی» (Selective Attention) میگویند.
موسیالا یک اصل ساده اما عمیق را به ما یادآوری میکند:
همهٔ نظرات ارزش شنیده شدن ندارند.نه به این معنا که از نقد فرار کنیم. بلکه به این معنا که مرز بگذاریم بین صداهایی که به رشدمان کمک میکنند و صداهایی که فقط ذهنمان را شلوغ میکنند.او گفت: میتوانم حدس بزنم چه میگویند.این یعنی سالها تجربه به او آموخته که بیشتر نقدها تکراری، کلیشهای و زودگذرند. ارزش واقعی یک انسان را نمیسنجند. فقط در لحظه قضاوت میکنند نه مسیر رشد فرد را.
ما هم هر روز در زندگی در معرض نظرات دیگران هستیم.
آدمهایی که میگویند:
«تو بهاندازهٔ کافی خوب نیستی.» «فلانی بهتر از توست.» «این تصمیمت اشتباه بود.» «چرا این کار را نکردی؟» «بهجای تو باید کس دیگری بود.»
بعضی از این صداها از بیرون میآیند. بعضیشان اما از درون خودمانموسیالا در شرایطی که همه میگفتند «او نباید بازی کند»، گل زد.نه به خاطر اینکه نشنید.به خاطر اینکه نذاشت آن صداها به ذهنش نفوذ کند.
http://ble.ir/reflect http://ble.ir/fundemy
موسیالا یک اصل ساده اما عمیق را به ما یادآوری میکند:
ما هم هر روز در زندگی در معرض نظرات دیگران هستیم.
آدمهایی که میگویند:
«تو بهاندازهٔ کافی خوب نیستی.» «فلانی بهتر از توست.» «این تصمیمت اشتباه بود.» «چرا این کار را نکردی؟» «بهجای تو باید کس دیگری بود.»
http://ble.ir/reflect http://ble.ir/fundemy
۵
۵:۰۶
اندکی تأمل
به عنوان یک مربی کسبوکار و استاد دانشگاه وقتی با افراد مختلف صحبت میکنم، هر کدام با نگاه متفاوتی شرایط جنگی را تفسیر میکنند. در این شرایط جنگی، نگرانی از آینده، فشار اقتصادی و خسارات جانی، مالی و زیرساختی کشور، ناکارآمدی حکومت باعث شده تا گروهی از افراد ناامید یا عصبی بشوند. این احساسات قابل درک و واقعی هستند. شاید بد نباشد کمی مکث کنیم و چند سؤال را بدون عجله و بدون پیشفرض از خودمان بپرسیم.
تقاضا میکنم به این سؤالات فکر کنیم، نه اینکه پاسخهای آماده و از قبل شنیده از دیگران و رسانهها را از حافظه خود بازیابی کنیم. ۱. آیا همه مشکلاتی که امروز میبینیم، فقط به داخل کشور و شیوه حکمرانی مربوط است؟ یا بخشی از آن به شرایط جهانی، فشارها و رقابت قدرتهای بزرگ یا حتی فرهنگ خودمان هم برمیگردد؟ اما سوال دوم : فرض کنید اصلا نظام جمهوری اسلامی بر ایران حاکم نبود. تصور کنید یک حکومتی بود که ایده آل ذهنی شما بود. شبیه هر کشوری که در حال حاضر برایتان مطلوب است. ۲. تصور کنید یک یا چند کشور قدرتمند به شما میگویند که باید حتما فلان محصول را از ما خریداری کنی یا به فلان کشور این خدمات یا صادرات را نداشته باشی، یا بگویند نباید در زمینه هوش مصنوعی، هستهای یا هر حوزه دیگری به صورت مستقل توسعهای انجام دهی و باید مطابق نظر ما این کار را انجام دهی و اگر موافقت نکنی، تحریمهایی بر کشور تو اعمال خواهیم نمود. یا مثلا بگوید من حتما میخواهم پایگاه نظامی در کشور تو بزنم و اگر موافقت نکنی با تحریم مواجه خواهی شد.
لازم به ذکر است که این تصور دور از واقعیت نیست در بازار ایران خیلیها به تامینکنندگان میگویند که اگر فقط با من کار کنی من با تو کار میکنم و حق نداری به سازمانهای دیگر بفروشی یا در نظام بینالملل، تحریمهایی که علیه روسیه و چین یا سایر کشورها توسط آمریکا انجام شده است.
حالا شما به عنوان مقام ارشد این حکومت مطلوب در ایران در این شرایط چه میکنی؟ کاملا نظر آنها را میپذیری، کاملا مخالفت و تقابل میکنی، یا نظر آنها را میپذیری و فقط در کمیت و کیفیت آن مذاکره میکنی؟ من نمیدانم پاسخ شما چیست اما میدانم، سه نیاز بنیادین روانشناختی انسانها بر اساس نظریه خودتعیینگری عبارتند از: ️
استقلال و آزادی عمل ️
ارتباط و تعامل ️
احساس شایستگی و توانمندی در دنیایی که زورگویان و سلطهگران، نیاز آزادی عمل و احساس شایستگی مردم را در سرتاسر دنیا زیر پا گذاشتند و رابطه ارباب و رعیتی به اشکال مختلف وجود دارد؛ افرادی هستند که دوست دارند نیازهای روانشناختی آنها هم تامین شود و فقط نیازهای مادی کافی نیست. زیرا انسان فقط با رفاه مادی زندگی نمیکند.(البته این به این معنا نیست که مشکلات داخلی، ضعفها یا نارضایتیها نادیده گرفته شوند. اتفاقاً دیدن و اصلاح آنها ضروری است) حس استقلال، آزادی عمل در تصمیم گیری و عزت، برای خیلیها به اندازه نان شب مهم است و در دنیای انتخاب رنجها، افرادی رنجهای زندگی عزتمندانه و مستقل را به رفاه اقتصادی همراه با رنج تحقیر و تمسخر توسط سلطهگران، ترجیح میدهند. جالب اینجاست که حتی ترامپ چند روز پیش در پاسخ به پرسش خبرنگار که چرا ایرانیان باید بخوان که زیرساختهاشون رو منفجر کنید تا برقشون قطع بشه؟ آیا این مجازات ایرانیان به خاطر اقدامات رژیم نیست؟ گفت: اونا حاضرن رنج بکشن. پیامهایی از ایرانیها به دست ما میرسه که از ما میخوان به بمباران ادامه بدیم. یعنی حتی او هم بر انتخاب رنج تمرکز میکند که مثلا رنج عدم آزادی را انتخاب میکنید یا رنج خراب شدن زیرساختها. یعنی یک جنایت جنگی و غیرقانونی و غیراخلاقی را به این اصل ارتباط میدهد!
این انتخاب آسانی نیست؛ گاهی بین آسانتر زندگی کردن و خودت تصمیم گرفتن باید یکی را انتخاب کرد.
هیچ کشوری بینقص نیست و هیچ سیستمی خالی از خطا نیست. کشورهای دیگر چه با وعده کمک چه با تهدید، اول به فکر منافع خودشان هستند و تجربه نشان داده تکیه به بیرون، راه حل واقعی نیست.
بنابراین شاید این جنگ را بتوان با توجه به حضور سلطهگران در دنیا و عدم تامین نیازهای روانشناختی نگاه کرد فارغ از هرگونه نگاه ایدئولوژیک یا دینی یا اینکه نظام فعلی ناکارآمد بوده است. 🟢شاید بتوان همزمان تصویر کاملتری را دید؛ هم واقعیتهای داخلی و هم فشارهای بیرونی ble.ir/join/5budxnvizR
مرزها و حقوق فردی و اجتماعی را بشناسیم و عدالت را برای خود و دیگران بخواهیم.
http://ble.ir/reflect
۲۷۷
۱۷:۰۶
بازارسال شده از Fundemy
http://ble.ir/reflecthttp://ble.ir/fundemy
۱۸
۱۹:۳۱
اندکی تأمل
اشتباهات کارکنان در سازمان یا اطرافیان خود را فرصت یادگیری ببینید. یک رهبر کمک میکند تا بفهمیم: چه شد؟ چرا اشتباه رخ داد؟ چطور تکرار نشود؟ اگر این مسیر طی شود، توصیف اتفاق، بررسی علل وقوع، یافتن راهکارهای پیشگیرانه، از تکرار اشتباه جلوگیری میشود و زمینه سرزنش کارکنان و اطرافیان کاهش مییابد.
️ ble.ir/join/5budxnvizR
سازمانها به اندازه كيفيت تصميمهاى مديران شان رشد نمى كنند! به اندازه فرهنگی كه مديران مىسازند رشد مى كنند. اگر فرهنگ شما بر پايه ترس باشد، افراد فقط از اشتباه كردن اجتناب مىكنند؛ اما اگر بر پايه یادگیری باشد، افراد هر روز بهتر از ديروز خواهند شد و همين، مزيت رقابتى واقعى هر كسب وكارى است.
http://ble.ir/reflect
http://ble.ir/reflect
۳۰۰
۱۴:۳۹
چرا بعد از باخت، این همه توهین!
هر بار که تیم محبوبمان میبازد، فضای مجازی پر میشود از فحش، طنزهای تلخ و تخریب شخصیتی یک مربی، یک بازیکن و.... اما آیا واقعاً آن پاس یا تصمیم اشتباه یا پنالتی خراب، منشأ این همه خشم است؟ آیا نتایج فوتبال مهمتر از احترام است؟
نه؛ این یک فرافکنی جمعی است.
آدلر (روانشناس) میگوید: کسانی که عمیقاً احساس بیارزشی یا ناکارآمدی میکنند، برای رهایی از این فشار درونی، نیاز فوری به تحقیر دیگری پیدا میکنند تا توهمی از برتری برای خود بسازند. توهین، نه از سرِ قدرت، که از سرِ درماندگی سرچشمه میگیرد.
ماجرای فوتبال چیست؟
فرد تحقیرکننده، در واقع تصویر شکست خورده خود را بر دیگری میافکند. او با ناسزا گفتن به آن بازیکن، برای لحظهای احساس قدرت میکند؛ که مثلا من میفهمم و مربی نمیفهمد، غافل از اینکه این تخریب، فقط آوار فروپاشی درونی خودش را روی دیگری میریزد.
بیایید به جای تخریب یکدیگر، شجاعت نقدِ ساختار را داشته باشیم. فوتبال، بازیِ اشتباهات انسانی است؛ اما جامعه، بازی مسئولیت پذیری جمعی.
🟢 توهین، سندِ ناتوانیِ گوینده است.
http://ble.ir/reflect
http://ble.ir/fundemy
هر بار که تیم محبوبمان میبازد، فضای مجازی پر میشود از فحش، طنزهای تلخ و تخریب شخصیتی یک مربی، یک بازیکن و.... اما آیا واقعاً آن پاس یا تصمیم اشتباه یا پنالتی خراب، منشأ این همه خشم است؟ آیا نتایج فوتبال مهمتر از احترام است؟
نه؛ این یک فرافکنی جمعی است.
آدلر (روانشناس) میگوید: کسانی که عمیقاً احساس بیارزشی یا ناکارآمدی میکنند، برای رهایی از این فشار درونی، نیاز فوری به تحقیر دیگری پیدا میکنند تا توهمی از برتری برای خود بسازند. توهین، نه از سرِ قدرت، که از سرِ درماندگی سرچشمه میگیرد.
فرد تحقیرکننده، در واقع تصویر شکست خورده خود را بر دیگری میافکند. او با ناسزا گفتن به آن بازیکن، برای لحظهای احساس قدرت میکند؛ که مثلا من میفهمم و مربی نمیفهمد، غافل از اینکه این تخریب، فقط آوار فروپاشی درونی خودش را روی دیگری میریزد.
🟢 توهین، سندِ ناتوانیِ گوینده است.
http://ble.ir/reflect
http://ble.ir/fundemy
۱۹۷
۷:۰۵
اندکی تأمل
برای اتحاد و یکپارچگی در بین مردم گفتگوی سازنده هم لازم است. پس در گفتوگوهای خود این موارد را در نظر داشته باشیم:
ایده فرد را از شخصیت و هویت او جدا کنیم. نقد افکار، به هیچ وجه نباید همراه با توهین و تحقیر باشد.
قبل از استدلال کردن با تنظیم هیجانات(مکث، تنفس عمیق) و درک دیدگاه همدیگر، تنش را کاهش دهیم.
️اختلاف نظر همیشه وجود دارد، ارزشها و اولویتهای همدیگر را بیان و درک کنیم و بر اشتراكات متمرکز شویم. ble.ir/join/5budxnvizR @reflect
اگر رازی برای موفقیت وجود داشته باشد، در توانایی درک دیدگاه شخص دیگر و دیدن موضوعات از زاویه آن شخص و همچنین از دیدگاه خودتان نهفته است.
هنری فورد
http://ble.ir/reflect
هنری فورد
http://ble.ir/reflect
۸۷
۶:۲۶