لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل رسانیوم | resaniumر
۶۳۹ عضو

رسانیوم | resanium

رسانیوم؛استودیوی راهکارهای نوآورانه ارتباطی و رسانه‌ای
undefinedhttp://instagram.com/resanium.irundefinedhttps://ble.ir/resaniumundefinedhttps://t.me/resanium
undefinedhttps://www.aparat.com/resanium

undefined Admin: @resanium_admin
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۹ آبان ۱۴۰۳
thumbnail
undefined همونطور که قبلاً هم گفتیم، جشنواره «کتاب و رسانه» امسال پنج تا جایزه ویژه و جذاب داره:
undefined جایزه ویژه «ناشر فعال در استفاده از بستر‌های رسانه‌ای» برای موفق‌ترین ناشر در استفاده مؤثر و مطلوب از بسترهای رسانه‌ای انتشاراتundefined جایزه ویژه «رسانه حامی کتاب» برای با اهتمام‌ترین رسانه عمومی نسبت به عرصه کتاب و نشرundefined جایزه ویژه «شخصیت فعال رسانه‌ای کتاب» برای اثرگذارترین کنش‌گر رسانه‌ای در عرصه کتاب و نشرundefined جایزه ویژه «برترین ویترین - رسانه کتاب‌فروشی‌ها» برای خلاق‌ترین کتاب‌فروشی در استفاده از ویترین به مثابه رسانه
و جایزه پنجم که برای اولین بار اهدا میشه:undefined جایزه ویژه «آثار منتخب اهالی صنعت نشر کتاب» که خودش سه بخش داره: برای آثار برگزیده‌شده توسط پدیدآورندگان، ناشران و کتاب‌فروشان!
undefined برای کسب اطلاعات بیشتر، مطالعه آیین‌نامه و شرکت در جشنواره به نشانی https://resane.ketab.ir مراجعه کنید.
امیدواریم شما از برندگان این دوره باشید!

undefined رسانیوم#پیشران_ارتباطات_کاربردیundefinedhttp://instagram.com/resanium.irundefinedhttps://t.me/resaniumundefinedhttps://ble.ir/resanium
undefined۲

۱.۹K

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined۲

۱.۹K

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined۲

۱.۹K

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined۲

۱.۹K

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined۲

۱.۹K

۱۰:۴۵

thumbnail
undefined۲

۱.۹K

۱۰:۴۵

۲۵ مرداد ۱۴۰۴
thumbnail
undefined یک سالِ گذشته، از آن سال‌هایی نبود که بتوان به‌راحتی از کنار آن عبور کرد. از آن سال‌هایی بود که انگار خودش تصمیم گرفته باشد سخت بگیرد، سنگین باشد و هر روزش را با یک چالش تازه تعریف کند. سالی که نه فقط تقویمش پر از اتفاق بود، که زیر پوست روزهایش نیز التهاب موج می‌زد. هر بار که خیال می‌کردی شاید اوضاع کمی آرام شده، خبری، تصمیمی یا تغییری از راه می‌رسید و همه‌چیز را دوباره تکان می‌داد.
ما در رسانیوم، درست در میانه‌ همین تلاطم‌ها، مشغول ساختن بودیم؛ نه در حاشیه، که درست در متنِ اتفاقاتی که به‌سادگی می‌توانستند ما را متوقف کنند. تنها سرمایه‌مان، باورمان بود و تیمی که با همه‌ محدودیت‌ها و دل‌نگرانی‌ها، نگاهش به آینده بود. در شرایطی که ثبات، چیزی شبیه رویا بود، ما باید تصمیم می‌گرفتیم، برنامه می‌ریختیم، کار می‌کردیم و تحویل می‌دادیم. شده بودیم شبیه یک قایق کوچک، در میانه‌ دریایی ناآرام که فقط با اعتماد به هم، می‌خواستیم خودمان را به ساحل برسانیم. موج‌ها پشت‌سر‌هم می‌آمدند؛ از فضای سیاسی گرفته تا تحولات اقتصادی، از دل‌نگرانی‌های عمومی تا سایه‌ ابهام روی تصمیم‌گیری‌های روزمره. هر کدام از این موج‌ها کافی بود تا قایق‌ کوچکی مثل ما را واژگون کند. اما ما ایستادیم. نه بدون لرزش، نه بدون ترس، بلکه با یاد گرفتنِ هر روزه‌ تاب‌آوری در دل بی‌ثباتی.
ما ماندیم، ساختیم و شاید مهم‌تر از همه، یاد گرفتیم که چطور در دل بحران، امید را زنده نگه داریم. سالی که گذشت، سال ساده‌ای نبود اما رسانیوم، در دل همین سالِ نه‌چندان ساده، استوارتر از همیشه، به فعالیت خود ادامه داد. فصل‌های دیگری در راه است؛ شاید دوباره پرچالش، شاید حتی سخت‌تر. اما ما مطمئنیم و امیدوار، به پشتوانه اعتماد به خانواده‌ای که دوستش داریم؛ خانواده رسانیوم.
undefinedhttp://instagram.com/resanium.irundefinedhttps://t.me/resaniumundefinedhttps://ble.ir/resanium
undefined۳
undefined۲

۶۳۴

۱۲:۲۲

thumbnail
undefined اولین نشان ما، مثل اولین جرقه‌ یک رویا بود. ترکیبی از قرمز پرشور و سیاه استوار که دانش، حرکت و رسانه را در دل خود جای داده بود. تایپوگرافی ساده و بی‌ادعا، اما پر از معنا. آن روز، مثل برافراشتن پرچمی بود بر آغاز راهی که می‌دانستیم آسان نخواهد بود. اما هر رویا برای زنده ماندن، باید رشد کند. ما هم دل به تغییر دادیم. پس‌زمینه کنار رفت و فرم نماد، شفاف و منسجم شد. هویت بصری‌مان نفسی تازه کشید؛ ساده‌تر، متوازن‌تر، اما همچنان ریشه‌دار، مثل درختی که شاخه‌هایش رو به آسمان می‌رود، ولی پایش محکم در خاک است. بعد از مدتی، زمان پالایش رسید. با جسارت، جزئیات اضافه را تراشیدیم، خطوط تزئینی را کم کردیم و فرم کلی را به خالص‌ترین شکلش رساندیم. لوگوی ما، مانند خودمان، شفاف‌تر و هدفمندتر شد؛ آماده برای فصل تازه‌ای از مسیر.و اکنون… پس از پنج سال، لوگوی ما به کامل‌ترین و پخته‌ترین شکل خود رسیده است؛ آزاد و جسور، در رنگی سرمه‌ای که آرامش و اعتماد را روایت می‌کند. آشناست، چون ریشه‌هایش همان است؛ تازه است، چون از دل تجربه‌ها و تغییرها جان دوباره گرفته. درست در همین لحظه است که گذشته و آینده در هم گره می‌خورند؛ لحظه‌ بلوغ یک هویت؛ جایی که به‌خوبی می‌دانیم از کجا آمده‌ایم و با اطمینان به سوی آینده گام برمی‌داریم.این تحول حاصل تلاش تیم ارتباطات و برندینگ رسانیوم بود که ثمره‌اش هویتی جدید با عطر و بویی تازه است. از امروز رسانیوم در لباسی نو همراه شما خواهد بود.

undefinedhttp://instagram.com/resanium.irundefinedhttps://t.me/resaniumundefinedhttps://ble.ir/resanium
undefined۴
🥳۲

۶۷۵

۱۲:۲۴

۲۶ مرداد ۱۴۰۴
thumbnail
پویش «تهران می‌خواند» با ابتکار باغ کتاب تهران و طراحی و اجرای «رسانیوم» شکل گرفته تا بخشی از تبلیغات شهری و مترو به کتاب و کتاب‌خوانی اختصاص یافته و چهره شهر از انحصار پیام‌های تجاری بیرون آید.نخستین ایستگاه این حرکت در روز خبرنگار رقم خورد؛ روزی که به‌خودی‌خود یادآور یکی از مهم‌ترین بازیگران عرصه رسانه است. در این رویداد، تصویر ۳۶ خبرنگار و روزنامه‌نگار صاحب کتاب، همراه با تصویر کتاب‌هایشان در سطح شهر و ایستگاه‌های مترو به نمایش درآمد و بیش از ۵۷۰ پوستر اکران شد. «تهران می‌خواند» تلاشی است برای بازگرداندن کتاب به جریان زندگی شهری؛ حرکتی که در مناسبت‌های گوناگون ادامه خواهد یافت تا کتاب و نویسندگان بیش‌از پیش در قاب شهر دیده شوند و یادآور باشند که در هیاهوی تهران، هنوز می‌توان صدای کتاب را شنید.
آنچه این پویش را متمایز می‌کند، تلاقی سه ضلع مهم رسانه‌ای است: نخست، روز خبرنگار که به اهالی رسانه ادای احترام می‌کند؛ دوم، کتاب که خود یکی از کهن‌ترین و اثرگذارترین رسانه‌های تاریخ است و سوم، کمپین شهری که در قامت رسانه‌ای فراگیر و پرنفوذ، روایت تازه‌ای از ارتباط با جامعه می‌سازد.این پویش فرهنگی در روزها و مناسبت‌های پیش‌ِرو نیز ادامه خواهد داشت تا هربار به بهانه‌ای، کتاب مهمان نگاه رهگذران شهر شده و طنین کلمات، گوشه‌گوشه تهران را پر کند.

undefinedhttp://instagram.com/resanium.irundefinedhttps://t.me/resaniumundefinedhttps://ble.ir/resanium
undefined۷
undefined۱
undefined۱

۷۳۳

۱۶:۲۴

۱۷ شهریور ۱۴۰۴
thumbnail
undefined رسانیوم یک استودیوی خلاق رسانه‌ای و ارتباطیه که نگاهش به مدیریت دانش کمی فرق می‌کنه. ما مدیریت دانش رو فقط جمع‌آوری و ثبت اطلاعات نمی‌دونیم؛ برای ما دانش، از دل ارتباطات و مخصوصاً گفتگوها به‌وجود میاد. وقتی این تجربه‌ها توی تعاملات جریان پیدا کنن و در قالب‌های رسانه‌ای نشان داده بشن، تازه ارزش واقعی‌شون معلوم می‌شه.
undefined یکی از نمونه‌های مهم این رویکرد، پروژه‌ «تجربه‌نگاری راه‌اندازی و بهره‌برداری پتروشیمی گچساران» بود. پتروشیمی گچساران، یک ابرپروژه صنعتیه که کلی تجربه‌ ارزشمند در دل خودش داره؛ از تصمیم‌های مدیریتی گرفته تا چالش‌های فنی و همکاری‌های انسانی. این چیزها معمولاً تو گزارش‌های رسمی جایی ندارن و به‌راحتی از دست می‌رن. ما توی رسانیوم این تجربه‌ها رو از دل روایت‌ها و گفتگوها بیرون کشیدیم و تبدیلشون کردیم به دانشی زنده که می‌تونه الهام‌بخش باشه.برای اینکه این دانش بتونه بین آدم‌ها بچرخه و دست‌به‌دست بشه، قراره خروجی‌های این گفتگوها رو در شکل‌های مختلف مثل کتاب، فیلم و پادکست منتشر کنیم. این‌طوری هر کسی بسته به نیازش می‌تونه از اون‌ها استفاده کنه؛ چه مدیر باشه، چه متخصص، چه علاقه‌مند عادی.
undefined برای ما، تجربه‌نگاری یعنی معماری دانش؛ معماری‌ای که مصالحش تجربه‌ست، ستون‌هاش با ارتباط و گفتگو ساخته می‌شه و نمای ظاهریش با رسانه شکل می‌گیره.

undefined️ راستی! اگه سؤالی درباره پتروشیمی گچساران داشتی حتماً از ما بپرس! اتفاقاتی که برای راه‌اندازی گچساران افتاده اصلاً از جنس اتفاقات رایج پتروشیمی‌های دیگه نیست؛ چیزی شبیه مجموعه‌ای از معجزه‌های عجیب و غریب که توسط آدم‌های عجیب و غریب‌تر رقم خورده!

undefinedhttp://instagram.com/resanium.irundefinedhttps://t.me/resaniumundefinedhttps://ble.ir/resanium
undefined۶
undefined۱

۷۷۰

۱۶:۰۴