عکس پروفایل مجموعه ادبی‌ روایتخانه م

مجموعه ادبی‌ روایتخانه

۴۳۰ عضو
undefinedundefined
دو تا رفیق تو بازارچه آهنگرها بودند وقتی هم را از دور می دیدند هرکی زود تر اون یکی را می‌دید بلند میگفت :یا حقاو ن می گفت: یا علی تو بغل هم می‌گفتند :حق با علی.پیر بودند، ولی علی (ع)شریک قدیمی رفاقتشون بود.خدایا رفاقت با علی و اهل و بیت را از ما ...نه اشتباه دعا کردم خدا یا ما را از رفاقت اهل بیت محروم نکنundefined
#غدیری‌ام🍃undefinedحسین نجاتی
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا

۳۴

۱۰:۳۸

undefinedundefined
"هو الحق "
پیام اکرام و اطعام عید غدیر را که در کانال خیریه حنان میگذارم، پیامک‌های واریزی سرازیر می‌شوند. از آن طرف یکی از خیرین تماس می‌گیرد و می‌گوید «من قصد کردم کل امسال هر چی بسته غذایی خواستید بدید من هم یک خانواده رو تقبل کنم. فقط بهم بگو خرج یک خانواده چقدره.»کمی بعد یکی از حاجیان خیریه تماس می‌گیرد و می‌گوید «من به تعداد خانواده‌ها بسته گوشت میدم. برات میارم»خانمی تماس می‌گیرد که مقداری عروسک و کتاب داستان در حد نو دارد و به زودی به دستم میرساند.دوستی از نروژ پیام می‌دهد که من صدقه دختردار شدنم را ندادم. الان میریزم.مادرم ۱۱ بسته سویا برایم می‌آورد. ...پیگیری و پیغام و پسغام‌های دیگران به وجدم می‌آورد. شهید مرتضی عبدالهی هم به گفته همسرش برای غدیر سر از پا نمی‌شناخت و هر کاری می‌توانست برای امیرالمومنین میکرد. مردم همه انگار امسال شهیدوار شده‌اند. به عکس زمینه گوشی ام نگاه میکنم. لبخند مثل گلاب آقا مطمئنم می‌کند که امسال این همه مشارکت در امور خیریه کوچک ما، عیدی این سید بلند بالاست. گوشی را به سینه ام می‌چسبانم، عید امامت امیرالمومنین را به پدر ایران تبریک میگویم و قربان صدقه‌ آقای شهیدم میروم.
#غدیری‌ام🍃undefinedطیبه براتی
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا

۳۰

۱۳:۱۱

thumbnail
در این فکر که نشانه عشق چیست؟ نوزادی را دیدم، که اولین کلماتش در این دنیا را میشنید. به خود گفتم، شاید عشق را بشود در این لحظه دید. وقتی میان آواهای گوناگون و کلمات بسیار، عالمی بلند مرتبه، نام الله، محمد(صلوات الله علیه) و علی(علیه السلام) را دم گوشش زمزمه می کنند.
#غدیری‌ام🍃#فیلم_نوشتundefinedفاطمه سعیدی مقدم
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا

۳۰

۱۴:۳۴

thumbnail
#تکنیک‌های‌نویسندگی

undefined قدرت روایت در «نشان دادن مسیر، نه نتیجه» undefined
undefined️ یکی از ظریف‌ترین اشتباه‌ها در نویسندگی این است که نویسنده می‌خواهد نتیجه احساس یا مفهوم را مستقیم به خواننده بگوید.
undefined️ اما روایت حرفه‌ای، به جای گفتنِ مقصد، مسیر رسیدن به احساس را نشان می‌دهد.
undefined️در واقع، خواننده نباید بداند شخصیت ناراحت است؛ باید ناراحتی را تجربه کند.
undefined️ این یعنی نویسنده به‌جای تفسیر، لحظه‌ها را طراحی می‌کند: رفتارها، مکث‌ها، واکنش‌ها و تضادهای درونی را طوری می‌چیند که معنا خودش از دل موقعیت بیرون بیاید.
undefined️روایت سطح‌بالا، معنا را نمی‌گوید، آشکار می‌کند و این آشکار شدن تدریجی، همان چیزی است که داستان را زنده و ماندگار می‌سازد.
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا

۲۸

۱۶:۵۱

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefinedundefined
آیه ها و روایت های نورانی ما میگویند:به وجود شماست که قطره های آب متشکل از هیدروژن و اکسیژن در جهان ماده نقش می بندند. به وجود شما میان رودها و دریاها سرریز میشود. بعد رودها و دریاها به اقیانوس‌ها می‌ریزد و در همه ی این مسیر، ذره به ذره ی اتم آب، ذکر شما را میگوید و مولکول‌هاش از یادتان شکل های شفاف و درخشان هندسی به خودش میگیرد.تفسیر آیه های خدا میگویند به وجود شماست که آب، از میان ریزه سوراخ های دوش حمام یا شیر لوله کشی ها جریان می یابد. از کاسه و قدح و لیوان‌های ما گوارا میشود و دوباره به چرخه ی حمد روزگار برمی‌گردد...روایت ها میگویند بقای زمین و زمان تا امروز، به وجود شما و جد نورانی تان امیرالمؤمنین برقرار مانده آقا، ممنونیم..."بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَری‌ وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأرضُ و السَّماء"
پ. ن: زاینده رود اصفهان به شهر اصفهان رسید. ۱۲ خرداد ۱۴۰۵
#غدیری‌ام💚#عهد_با_وارثِ_غدیر undefinedمنیر پرویزیان
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا

۳۸

۱۹:۰۵

thumbnail
undefinedundefined
شبی که طبق معمول زیر قولِ صهیونی اش زده بود و لبنان را دوباره زد، هی بعضی ها آمدند وسط گفتند چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام و فلان و از اینجور مثَل ها. خب ضرب المثلشان اتفاقا به جاست چون لابد حواسشان نیست که ما همگی زیرِ سقفِ یک خانه نشسته ایم! چراغ خانه هم نورش را به همه مان یکدست پاشیده وللّه!همگی زیر چادر یک مادریم و توی خیمه ی یک حیدر.همه ی مایی که اهالیِ محله و مرامِ یک پیامبریم. بابای همه مان است خب!ایرانی باشیم یا یمنی یا از لبنان و غزه یا حتی آلمان!همگی از محله ی امیرالمؤمنینِ عالَمیم.که جان مان به فداش و شُکرِ بی حد و عددش.
پ.ن: حمله هوایی رژیم صهیونیستی به شهرک الغازیه جنوب لبنان،خرداد ۱۴۰۵
#غدیری‌ام💚#فیلم_نوشت undefinedمنیر پرویزیان
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا

۲۴

۹:۱۴

thumbnail
به خدا آنقدر خون شهدایمان را به پرچم هایمان نگه میداریم و روی پا می ایستیم تا روزی که وصل شویم به آن ابرهای بالا آقا.مارا رها نکنی یک وقت! اگر به هر دلیلی عقب افتادیم یا توی کشاکش راه‌ها گم شدیم، مارا دوباره خودت بجور و توی این روشنیِ مسیرِ بالا راه بینداز!ما غیر از شما سرپرستی نداریم که پیدا کردنِ گم شده ها را بلد باشد...
#غدیری‌ام💚#عکس_نوشتundefinedمنیر پرویزیان
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا
undefined۲

۱۹

۱۲:۰۱

thumbnail
undefinedundefined
به ما سفارش کردند برای عید غدیر در مسجدالحرام توزیع شکلات و ...نداشته باشیم. اسباب دردسر می‌شود.ولی انگار به برخی شیعیان کشورهای دیگر چنین سفارشی نشده.undefinedاین چندمین نذری است که تو نیم ساعت پیش گرفتم.آرام و ساکت و بی سر و صدا شکلات و شیرینی توزیع می‌شد.فقط چشم‌هایمان می‌توانست به هم تبریک بگوید و یکدیگر را در آغوش بگیرند.
#غدیری‌ام💚#زائر_خانه‌ی_نورundefinedمرضیه احمدی
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا
undefined۱

۱۷

۱۳:۵۸

thumbnail
undefinedundefined
اگر غدیر فراموش نمیشد، عاشورایی وجود نداشت. سری بر نیزه بلند نمیشد و کودکی در فقدان پدر جان نمیداد.داستان غدیر و عاشورا هنوز هم پا برجاست.خون های ریخته شده تاوان ولایت برحقیست که بر قلب عده‌ای پذیرا نشد...و آن گاه که همگی بر ولایت حق سر خم کنیم نوری از آسمان ها ظهور خواهدکرد و تاریکی جای خود را به عظمت خورشیدی عالم تاب خواهد داد. ان شاالله
#غدیری‌ام🍃#عکس_نوشتundefinedهدا‌سادات حامی
undefined روایت‌های ناب جنگ رمضان را در روایتخانه دنبال کنید:
بله | ایتا
undefined۱

۵

۱۶:۱۴