نزدیک به سه سال از غروب موسیقیدان، آهنگساز و آوازخوان شهیر تاجیکستان، زندهیاد "دولتمند/ خُلف/خالُف/ خالاف" میگذرد. اما نمیدانم چرا هرگاه دل و جانم هوای "شاه خراسان" میکند اثر ماندگار اوست که بر روح و روانم طنیناندازست:
شاه پناهم بده، خستۀ راه آمدم
آه نگاهم مكن، غرق گناه آمدم...
شاه پناهم بده، خستۀ راه آمدم
آه نگاهم مكن، غرق گناه آمدم...
۲۴
۹:۱۲
در آستانۀ پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگیِ سازمان ملل متحد (یونسکو) میگوید که از سال ۲۰۲۱ تاکنون حدود ۲.۴ میلیون دختر در افغانستان از آموزش محروم شدهاند. یونسکو سهشنبه (۲۰ اسد) با نشر گزارشی گفت که زنان نیز از سال ۲۰۲۲ از تحصیل در دانشگاهها منع شدهاند و همچنان با محدودیتهای شدید در زمینۀ اشتغال و مشارکت در زندگیِ عمومی روبهرو هستند.
یونسکو در بیانیهای گفته است که افغانستان تنها کشور در جهان است که در آن دختران و زنان بهطور رسمی از تحصیل در دورۀ متوسطه و آموزش عالی منع شدهاند. این نهاد هشدار داده است که این ممنوعیت «افغانستان را با خطر ازدستدادن ظرفیتهایش برای دههها، افزایش فقر و آسیبهای جبرانناپذیر» مواجه میکند.
یونسکو برآورد کرده است که ممنوعیت تحصیل دختران و زنان میتواند تا سال ۲۰۶۶ باعث خروج ۶۰۰ هزار زن از بازار کار شود، مجموع زیانهای درآمدی را به ۹.۶ میلیارد دالر برساند و خطر ازدواج زودهنگام را افزایش دهد. یونسکو گفته است محدودیت تحصیل زنان در آموزش عالی همچنین کمبود آموزگاران زن را تشدید خواهد کرد. به گفتۀ این نهاد، بیش از دو میلیون کودک در دورۀ ابتدایی به دلایلی غیر از ممنوعیتهای اعمالشده علیه دختران و زنان، از مکتب بازماندهاند.
یونسکو برآورد میکند که افغانستان تا سال ۲۰۳۰ با کمبود بیش از ۱۱ هزار آموزگار زن واجد شرایط مواجه خواهد شد. هودا جبریان، هماهنگکنندۀ برنامۀ یونسکو برای آموزش در شرایط اضطراری، در یک نشست خبری گفت: «بسیاری از آموزگاران کشور را ترک کردهاند و آنهایی که در نظام آموزشی باقی مانده بودند از ادامۀ تدریس منع شدهاند.» او افزود: «تصمیم برای منع زنان از تدریس به پسران، نه تنها شمار قابلتوجهی از آموزگاران و مربیان واجد شرایط را از نظام آموزشی خارج کرده، بلکه باعث شده است پسران توسط آموزگاران مرد فاقد صلاحیت آموزش ببینند. در نتیجه، یا آموزگاران مرد فاقد صلاحیت داریم یا اصلاً آموزگاری نداریم.»
یونسکو گفته است بیش از ۹۰ درصد کودکان ۱۰ساله در افغانستان نمیتوانند یک متن ساده را بخوانند و نرخ باسوادی در این کشور ۳۷ درصد است.
طالبان پس از بازگشت به قدرت، نخست دختران بالاتر از صنف ششم را از آموزش منع کردند و سپس دروازههای دانشگاهها و انستیتوتهای طبی را بستند. با وجود انتقادهای گستردۀ جهانی از این اقدامات طالبان در پنج سال گذشته، این گروه از موضع خود عقبنشینی نکرده است.
با وجود این محدودیتها، یونسکو گفته است که همچنان تلاش میکند روند آموزش در افغانستان متوقف نشود. این نهاد افزوده است که از طریق برنامههای سوادآموزی مبتنی بر جامعه، آموزش مهارتها و حمایتهای روانی-اجتماعی، فرصتهای آموزشی جایگزین فراهم میکند.
شهلای، ۲۸ساله، که در یک برنامه سوادآموزی و خیاطی تحت حمایت یونسکو در نورستان شرکت میکند، گفته است: «این برنامه زندگیام را تغییر داد. یادگیری خواندن همهچیز را تغییر داد. برای نخستینبار توانستم مراحل خیاطی را خودم بنویسم و در خانه آنها را تمرین کنم تا در آن مهارت پیدا کردم. تنها آرزویم این است که به هر دختر در جامعه ما نیز همین فرصت داده شود.»
یونسکو افزوده است که از سال ۲۰۲۱ تاکنون، بیش از ۶۹ هزار نفر از این برنامهها بهرهمند شدهاند، که ۷۳ درصد آنان را زنان تشکیل میدهند.
#️⃣ #تحصیل #دختران_افغانستان #زنان_افغانستان
۲۹
۱۷:۰۶
خوشبختانه در هفتههای اخیر در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی بنا به اظهارات جاهلانه فردی به ساحت شخصیت علی شریعتی که آن معلم عزیز را شیاد خوانده بود برای اهل فکر و اندیشه که با آثار و افکار آن عزیز سفرکرده آشنایی و انس نداشتهاند این مجال و مکث پیش آید که به این نکته عمیقتر بیندیشند که واقعا علی شریعتی که بود و چه کرد؟من هم در این مجال کوتاه نمیخواهم تحلیل شخصی یا افاضاتم را درباره شریعتی اضافه نمایم که اگر شریعتی دهه چهل و پنجاه هجری خورشیدی نبود بماند که دیگر جریانات منسوب به دین و مذهب در مقابل هجمههای فکری-علمی مارکسیسم چیزی در چنته برای عرضه برای مخاطب نسل جوان آن روز و حتی به زعم من امروز نداشته و ندارند، علاوه بر این به یک معنا "چیزی از خوانش اجتماعی-سیاسی دین و مذهب در وقوع انقلابی که انفجار نور بود ابتر و ناکام میماند.*بهترین مواجهه با افراد مراجعه مستقیم به آثار آنهاست. یکی از بهترین آثاری که به زعم نگارنده هم معرِّف شریعتی است و هم به پرسش او که بود و چه کرد پاسخ میدهد، سخنرانی معروف "پدر! مادر! مامتهمیم" اوست که میخواهم گزیده و پارههایی از آن به اشتراک بگذارم. من این کتاب را مجددا پس از سالها در سفر طهران-قم وقت کردم نگاهی بیندازم. نسخهای که من دارم "چاپ هفدهم" از این اثر است که در ١٢٨ صفحه توسط انتشارات قلم (تهران) منتشر شده است و بخشهایی را که در پیامهای بعدی از این کتاب با شما شریک خواهم ساخت از این نسخه هست. اما دیدم این کتاب با ویراستاری جدید و مناسبتری هم توسط انتشارات سپیدهباوران چاپ و منتشر شده است که نسخه الکترونیکی آن در طاقچه قابل دریافت میباشد. بنا به توضیحی که در نسخه الکترونیکی این کتاب در طاقچه آمده است:*«این متن، حاصل سخنرانی دکتر علی شریعتی است که در تاریخ ٨/ ٨/ ١٣۵٠ در حسینیه ارشاد ایراد شده و سپس توسط خود ایشان به نگارش درآمده است. این سخنرانی سپس در کتاب "مذهب علیه مذهب" از مجموعه آثار دکتر شریعتی گنجانده شده است.»
۲۰
۷:۱۲
مخالفان یا تکفیرکنندگان طالب و امارت اسلامی، ٢۴ اَسَد/مُرداد (مصادف با ١۵ آگوست) را "یَومُالنَّحس" و روز نکبت و سیاهی افغانستان میدانند و روایتمیکنند که بعد از بیست سال یک نظام پوشالی فرو پاشید در حالی که کیست که نداند زُعما و شِبهبزرگانی که امروزه به "اپوزیسیون طالبان" در قصینقاط جهان شُهره و فراریاند خود بزرگترین عامل در فروپاشی آن نظام توخالی و از دست دادن آن فرصت بیست سالهاند که علاوه بر خودشان مردمانی را نیز آواره و پناهنده کشورهای دور و نزدیک نمودند.در طرف مقابل مدافعان یا تطهیرکنندگان طالب و امارت اسلامی، با تعابیری همچون "روز استقلال و آزادی کشور" و غیره آنچنان این روز را روایت و تصویر میکنند انگار به قدرت رسیدن مجدد آن جریان در فضای افغانستان معجزه الهی بوده و این روز "یَومُالله"ست و این جریان واقعا یک جریان بومی و اصیل کشور است، تازه اگر نگوییم "تنها جریان اصیل منطقه". گذشته از شک و تردیدهای مهمی که در خصوص ماهیت طالبان وجود دارد. واقعیات افغانستان در سالروز پنجمین سال به قدرت رسیدن این جریان خود به تنهایی گواه است که افغانستان در چه وضعیتی به سر میبرد و چنانچه انتحاریکنندکان دیگر خودتَرکانی نمیکنند و از بخت بلندشان چندان جریان قدرت سیاسی اپوزیسیونی هم مقابلشان در داخل و خارج افغانستان وجود ندارد؛ اینها توجیهات مناسبی نَه برای امنیت داخلی کشور و نَه مشروعیت و ادامه بقا و استمرارشان نیست.با این حال ٢۴ اَسَد/مُرداد همچون ٢۴ سرطان/تیر و ٧ ثَور/اریبهشت بدون تردید در زمره مهمترین روزهای تاریخ افغانستانِ معاصر است که میبایست هرچه بیشتر در کم و کیف وقوع و زمینهها و ریشههای آن اندیشید.یکی از پیامدهای سقوط نظام مرسوم به جمهوریت در افغانستان و سربرآوردن دوباره طالبان، به وجود آمدنِ دوگانه بسیار انحرافی و گمراهکننده تطهیر یا تکفیرِ طالبان بوده است که متأسفانه بر فضای فهم تحولات و مسائل افغانستان تا همین امروز، بسیار سایه سنگین انداخته است که زمینههای آن را بیشتر از داخل افغانستان، بیشتر در خارج از افغانستان و ناظر به شبکههای اجتماعی و فضای مجازی میتوان ردیابی و ریشهشناسی نمود. اما آنچه در این میان مهم و شایان توجه هست این است که دوگانه تطهیر-تکفیر طالبان، همانطور که بارها دربارهاش گفته و نوشتهام یک دوگانه کاذب در فهم ٢۴ اَسَد/مُرداد ١۴٠٠ هجری خورشیدی و پیامدهای این روز است که چنانچه به دام آن گرفتار شویم نمیتوانیم فهم درستی از افغانستان و روایت آن روز افغانستان داشته باشیم.چهار سال پیش در مصاحبهای مفصل تحت عنوان "نحوه مواجهه با طالبان؛ تعامل یا تقابل؟!" که در سایت شعوبا منتشر شده است نظر و نگاهم را در خصوص این دوگانه تعامل یا تقابل تشریح کردهام و کماکان هم بر همان نظر هستم که چنانچه جریان حاکم فعلی در افغانستان به حداقلهایی از "خرد و عقلانیت حکمرانی" برسد و به بسیاری از اقتضائات سیاست و حکومت در عصر مدرن تن بدهد تعامل با آن، به مراتب عقلانیتر از تقابل با آن است.که به تعبیر سروده زندهیاد سیداسماعیل بلخی که این شعر را سال ١٣٣۶ در زندان و سیاهچالههای نظام سلطنتی کابل سروده بود:سیر پرگار بسی طی شد و دور گیتیهمهجا پرتو صبح آمد و شام است اینجامگر از صحنۀ بُستان طبیعت دوریم؟پخته شد میوۀ هر کشور و خام است اینجاما از این مدرسه ناکام روانیم چرا؟کامجویان همه در جُستن کام است اینجابردگان سرخوش و آزاد به هرجا اماملتی بر درِ یک شخص غلام است اینجادیگران را به فلک سبقتِ دانش به دوامرفتن ما به عقب هم به دوام است اینجا
۸۶
۱۱:۱۰
با سلام و ارادتمحضر دوستان ارجمند.خانم بیرانوند از دوستان ایرانی موضوع رساله دکترایشان در رشته جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی درباره "دیاسپورای افغانستانیها و وضعیت مهاجرین افغانستانی در ایران" میباشد.ایشان برای بخش دادههای آماری رساله، به مصاحبه با سه نسل مهاجرین دارند:۱. کسانی که هنگام آمدن و مهاجرت به ایران بزرگسال بودند؛
۲. کسانی که از سن بچگی وارد ایران شدند؛
۳. متولدین در ایران.این مصاحبه نهایتا نیمساعت تا چهل دقیقه به طول میانجامد. آنها که ساکن شهر تهرانند میشود به صورت حضوری مصاحبه انجام گیرد و همچنین مصاحبه و گفتگو میتواند به صورت تماس گوگلمیتی انجام گیرد. از دوستان و وطنداران مهاجرم که این پیام را میخوانند تقاضامندم در راستای هرچه بهترشدن وضعیت مهاجرین در ایران هم که شده در چنین کارهای پژوهشی که نیاز بهشان هست، پیشقدم و مشتاقانه همراهی و همدلی داشته باشند.
آیدی تلگرام خانم بیرانوند:@N18_Beiranvand
آیدی ایتای خانم بیرانوند:@Beiranvand_N
ایشان در پیامرسان بله، شَرفِ حضور ندارند.
۲. کسانی که از سن بچگی وارد ایران شدند؛
۳. متولدین در ایران.این مصاحبه نهایتا نیمساعت تا چهل دقیقه به طول میانجامد. آنها که ساکن شهر تهرانند میشود به صورت حضوری مصاحبه انجام گیرد و همچنین مصاحبه و گفتگو میتواند به صورت تماس گوگلمیتی انجام گیرد. از دوستان و وطنداران مهاجرم که این پیام را میخوانند تقاضامندم در راستای هرچه بهترشدن وضعیت مهاجرین در ایران هم که شده در چنین کارهای پژوهشی که نیاز بهشان هست، پیشقدم و مشتاقانه همراهی و همدلی داشته باشند.
۲۷۲
۱۵:۳۵
کتابآرا؛ آغاز سفری به جَهانِ افغانستانشناسی 

در اولین قسمت از «کتابآرا»، سراغ کتابی رفتیم که بیش از آنکه یک "سفرنامه" باشد، تلنگری است به جامعهی ما. «چای سبز در پُل سُرخ» تنها یک روایت ایرانی از افغانستان نیست؛ دعوتنامهای است برای دیدن و درک ناگفتههای افغانستان عزیزمان. معرفی متفاوتِ «چای سبز در پل سرخ»؛ قسمت اول کتابآرا را از دست ندهید.
تا حالا شده با خواندنِ یک کتاب، دیدگاهت نسبت به یک کشور یا یک ملت کاملاً تغییر کنه
تجربهات رو برامون بنویس.
برای دیدن نسخهی کامل این گفتوگو و همراه شدن با ما در مسیر «کتابآرا»، کافیه به چنل یوتیوب آرامدیا سر بزنید.
در اولین قسمت از «کتابآرا»، سراغ کتابی رفتیم که بیش از آنکه یک "سفرنامه" باشد، تلنگری است به جامعهی ما. «چای سبز در پُل سُرخ» تنها یک روایت ایرانی از افغانستان نیست؛ دعوتنامهای است برای دیدن و درک ناگفتههای افغانستان عزیزمان. معرفی متفاوتِ «چای سبز در پل سرخ»؛ قسمت اول کتابآرا را از دست ندهید.
تا حالا شده با خواندنِ یک کتاب، دیدگاهت نسبت به یک کشور یا یک ملت کاملاً تغییر کنه
۱۰
۲۱:۴۳