#ترافیک #ترافيكTrafficاز ریشهی تفریق است.یعنی متفرق شدنتفريق = تفريك= ترفيك =تْرَفيك
۱۸۱
۱۶:۰۴
#الكشوانية#كشواني#کشوانیهدر عتبات عالیات در عراق به کفشداری می گویند الکشوانيَّة که دگرگون شدۀ کَفشبانی است. (کِشواني = کَفشبانی)
۱۳۴
۳:۳۴
ریشهشناسی
#فارسی يا #پارسی؟ دگرگون شدنِ پارسی به فارسی ربطی به زبان عربی ندارد. دليل اين دگرگونی «نرمشدگیِ زبان» است. به چند نمونه ديگر بنگريد: گَوسِپَنت = گوسفند سپيد = سفيد پالوده = فالوده اسپنت = اسفند اگر به دليل اينکه در عربی پ نيست پارسی به فارسی تبديل شده است؛ در اين صورت گَوسِپَنت بايد جوسفنت میشد. در زبانهای اروپايی نيز همين نرم شدگی ديده میشود: پاتِر = فاذِر پدر در فارسی پادْرِ (Padre) در اسپانيايی که در انگليسی فاذِر شده است. (father) پَر در فارسی فِذِر در انگلیسی (Feather) پُر در فارسی فُل در انگليسی (full) پا در فارسی فوت در انگليسی (foot)
#تبديل_حرف_پ_به_ف گاهی به خاطر تأثير عربی بر فارسی نيست؛ مانند: #گوسپند (گُو سِپَنت) = گوسْفند حیوان مقدّس سپید = سِفيد(پور) به معنای پسر که در برخی گویشهای تاتی (فور) شده است.گاهی پ به دليل تو پُر بودن تلفّظ به ف تبدیل شده است.شايد پارسی هم که فارسی شده است به همين دليل باشد. در عربی به ايرانیان اَلْفُرْس می گويند.جالب است که در انگلیسی نيز که با فارسی همريشه است حرف پ در فارسی به ف در انگلیسی تبدیل شده است. مثال:پا = فوت footپَر = فِذِر featherپُر = فُل Fullپدر = فاذِر Fatherپنج = فايْو Fiveفشار = پوش push
برگرفته از دانشنامه نامها و واژه ها انتشارات مدرسه
برگرفته از دانشنامه نامها و واژه ها انتشارات مدرسه
۱۵۷
۹:۴۹
#عربی_در_انگليسی#غزال Gazella که در اصل غزال نيز از واژۀ کُردی کَژال است.#مخزن Magazine به معنای خشاب اسلحه ، انباری ، زرادخانه و مجله #معجون Majoon در عربی به معنای خمیر ولی انگلیسی آن به معنای نوعی ماده مخدر است.بخشی از دانشنامه نامها و واژه ها انتشارات مدرسه
۱۹۶
۹:۴۹
#جات در گذشتهی دور در زبان پارسی واژگانی مانند زنده، مرده، فرشته،برنامه، تازه به گونهی زندَگ، مُردَگ، فرشتَگ، برنامگ و تازگ گفته میشدهسپس واج "گ" از پایان آن افتادو زندَه، مردَه، فرشتَه، برنامَه و تازَه شد.امروزه زبر پایانی این واژهها به زیر دگرگون شده است.هنوز کردهای فَهلَوی (فَیلی) واج گ را در این واژهها بر زبان میآورند.اینکه گفته میشود هنگام جمع بستن زنده با الف و نون حرف ه به گ تبدیل میگردد به خاطر ندانستن این نکته است.رُزنامج در عربی برگرفته از روزنامگ است. رزنامجات جمع آن است و موجب شده به غلط نشانهی جات نیز به عنوان نشانهای از نشانههای جمع در فارسی راه یابد. غلط رایج کمکم در زبان جا باز میکند و نادرست شمردن آن پسندیده نیست.
دانشنامه نامها و واژهها. انتشارات مدرسه. عادل اشکبوس.
دانشنامه نامها و واژهها. انتشارات مدرسه. عادل اشکبوس.
۱۵۹
۹:۰۵
#خوارزمدر زبان فارسی خوارزم را خارَزم میخوانیم. در عربی خُوارِزم گفته و نوشته میشود.اما نه این است و نه آن است.
خُوارزِم است.
در ازبکی نیز خُرَزم گویندخُوار یعنی پایین. هنوز در زبان کردی، لری و لکی خُوار یا هُوار به معنای پایین کاربرد دارد.هنوز بسیاری از ایرانیان زِم یا زِو را به معنای زمین به کار میبرند. خُوار زِم یعنی سرزمین پایین.ایرانیان ساکن غرب فلات ایران آنجا را چنین نامیدهاند.#خوارزم امروزه در ازبکستان و ترکمنستان واقع است.@rishehshenasi
۲۰۰
۱۷:۳۹
#اسماعیل#إسماعيل#إسمعيل
اِسماعیل در اصل (اِسماع+ ئيل) نام پسرانه به زبان عبری:יִשְׁמָעֵאל به معنای (خدا شنید) است. يعني (آنكه خدا ندای او را شنيد.) معادل (سمع الله) در عربي است.
اِسماعیل در اصل (اِسماع+ ئيل) نام پسرانه به زبان عبری:יִשְׁמָעֵאל به معنای (خدا شنید) است. يعني (آنكه خدا ندای او را شنيد.) معادل (سمع الله) در عربي است.
۲۲۲
۵:۳۹
#مهیا#محیا
مهیا:
مهیا نام دخترانه فارسی است. یعنی زیبا همچو ماه. مه+ی+ا مهیا در اَوِستایی به معنای بزرگ است.
مَحیا:
محیا نام دخترانه عربی است. یعنی زندگی.
مهیا:
مَحیا:
۲۲۶
۱۹:۰۶
#ناديا: نام دخترانۀ غربی با ريشۀ 《اسلاو》 به معنای 《اميد》 است. اين نام با الهام از نام ژيمناستيک كار برجستۀ رومانيايی 《ناديا كومانِچی》 Nadia Comaneci در ايران و جهان محبوبيّت يافت. برخی پنداشتهاند ريشهاش عربی (نَديَّة: تر، نمناک، انجمن، باشگاه يا ناديَة: ندا دهنده) است؛ امّا چنين نيست و اين شباهت تصادفی است.
۱۶۰
۲۱:۲۷
#میلادمیلاد نام پسرانهی فارسی است و پیوندی به واژهی عربی میلاد بر وزن مفعال از ریشهی وَلَدَ ندارد.میلاد در عربی زادروز است.میلاد در فارسی به معنای نیرومند و از ریشهی میل ابزار فلزی باریک و بلند است. میل + اد مانند هفتاد. هشتاد. نُهاد یا نود. فرهاد. وزان سوی گودرزِ گشواد بودچو گیو و چو شیدوش و میلاد بودفردوسی
۸۴
۴:۵۰