این سؤال سالهاست ذهن خیلیها را مشغول کرده.
اما شاید سؤال دقیقتر این باشد:
«کدام بخش از یک شغل را میتوان به ربات سپرد؟»
یک شغل معمولاً فقط انجام یک کار نیست. ممکن است بخشی از آن تکراری و قابل پیشبینی باشد و بخشی دیگر به خلاقیت، ارتباط با انسانها یا تصمیمگیری نیاز داشته باشد.
رباتها معمولاً در کارهایی که:
اما این الزاماً به معنی ناپدید شدن کامل یک شغل برای انسان نیست.
«انسانی که بلد است با ربات کار کند، یا انسانی که بلد نیست؟»
#رباتیک_در_یک_دقیقه
@RoboRoEdu
۷۵
۱۷:۲۹
«گپی با والدین»
چرا بعضی بچهها از سختی فرار میکنند؟
وقتی کودک با یک کار سخت روبهرو میشود، ممکن است خیلی زود بگوید:«نمیتونم.»«سخته.»«ولش کن.»
ما هم شاید فکر کنیم کودک تنبل است یا حوصله تلاش کردن ندارد.اما همیشه اینطور نیست.
گاهی کودک هنوز یاد نگرفته با سختی روبهرو شود.
اگر کودک همیشه با اولین مشکل کمک بگیرد، ممکن است یاد بگیرد:
«وقتی کار سخت شد، باید یک نفر دیگر آن را برایم حل کند.»
از طرف دیگر، اگر کار آنقدر سخت باشد که کودک احساس کند هیچ شانسی برای موفقیت ندارد، احتمالاً خیلی زود کنار میکشد.
یادگیری معمولاً جایی اتفاق میافتد که کار نه خیلی آسان باشد و نه کاملاً غیرممکن.
دفعه بعد که کودک با یک کار سخت روبهرو شد، لازم نیست فوراً کار را برایش انجام دهید.
فقط بپرسید:
«کدوم قسمت کار برات سختتره؟»
بعد کمک کنید همان مشکل بزرگ را به یک قدم کوچکتر تبدیل کند.
مثلاً به جای اینکه بگوید:«من نمیتونم این پروژه رو انجام بدم.»
برسد به:«فعلاً باید بفهمم اولین قدم چیه.»
همین تغییر کوچک، شروع یک مهارت بزرگ است.
#گپ_با_والدین
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ
@RoboRoEdu
چرا بعضی بچهها از سختی فرار میکنند؟
وقتی کودک با یک کار سخت روبهرو میشود، ممکن است خیلی زود بگوید:«نمیتونم.»«سخته.»«ولش کن.»
ما هم شاید فکر کنیم کودک تنبل است یا حوصله تلاش کردن ندارد.اما همیشه اینطور نیست.
اگر کودک همیشه با اولین مشکل کمک بگیرد، ممکن است یاد بگیرد:
«وقتی کار سخت شد، باید یک نفر دیگر آن را برایم حل کند.»
از طرف دیگر، اگر کار آنقدر سخت باشد که کودک احساس کند هیچ شانسی برای موفقیت ندارد، احتمالاً خیلی زود کنار میکشد.
یادگیری معمولاً جایی اتفاق میافتد که کار نه خیلی آسان باشد و نه کاملاً غیرممکن.
فقط بپرسید:
«کدوم قسمت کار برات سختتره؟»
بعد کمک کنید همان مشکل بزرگ را به یک قدم کوچکتر تبدیل کند.
مثلاً به جای اینکه بگوید:«من نمیتونم این پروژه رو انجام بدم.»
برسد به:«فعلاً باید بفهمم اولین قدم چیه.»
همین تغییر کوچک، شروع یک مهارت بزرگ است.
#گپ_با_والدین
@RoboRoEdu
۷۶
۱۷:۳۰
هر پستی که اینجا میبینی، با یک سؤال شروع شده...
یک سؤال از یک کودک،یک دغدغه از یک پدر یا مادر،یا یک کنجکاوی که ارزش داشت دنبالش بریم.
روبورو هم اتفاقا از یک سؤال شروع شد:
«اگر هر کودک از همان سالهای اول زندگی یاد بگیرد خودش را بشناسد، ارزش خودش را ببیند و بداند که میتواند سازندهی مسیر خودش باشد، چه چیزی در آینده تغییر خواهد کرد؟»
ما باور داریم رشد فقط یاد گرفتن چند مهارت نیست؛رشد یعنی کودکی که سؤال میپرسد، خودش را کشف و ابراز میکند، تواناییهایش را میشناسد و یاد میگیرد در ساختن آیندهی خودش نقش داشته باشد.
در خانهی روبورو با هم یاد میگیریم، خودمان را بهتر میشناسیم و موضوعات مختلف را تجربه میکنیم.
برای اینکه راحتتر مطالب مورد علاقهات را پیدا کنی، هر موضوع در هشتگ خودش قرار گرفته:
🟣 #گپ_با_والدیندربارهی نکاتی میخوانیم که به والدین کمک میکند کودکشان را بهتر بشناسند؛ از تربیت و روانشناسی رشد گرفته تا نگاههایی که دید تازهای برای همراهی با مسیر رشد فرزند ایجاد میکند.
🟢 #دنیای_رباتیکآموزشهای کاملتر رباتیک؛ از مفاهیم پایه تا ساخت و تجربهی پروژههای مختلف برای کسانی که دوست دارند دنیای رباتها را عمیقتر یاد بگیرند.
🟡 #باهم_بسازیم (بهزودی)فعالیتها و پروژههای ساده برای ساختن، تجربه کردن و یاد گرفتن در کنار هم.
🟠 #RoboRo (بهزودی)خبر کلاسها، کارگاهها، پروژهها و اتفاقهای تازهی خانوادهی RoboRo.
خوشحالیم که به خونهی RoboRo آمدی.
امیدواریم هر بار که از اینجا میروی، فقط یک جواب با خودت نبری...
بلکه یک سؤال تازه هم همراهت باشد؛چون رشد، از همان لحظهای شروع میشود که جرئت میکنیم سؤال بعدی را بپرسیم.
۷۹
۱۷:۳۰
«گپی با والدین»
چرا کودکی که همیشه الگو میگیرد، کمتر فرصت خلاق بودن دارد؟
وقتی کودک قرار است چیزی بسازد، خیلی راحت است که یک نمونه جلویش بگذاریم و بگوییم:
«همین رو بساز.»
اینطوری احتمالاً سریعتر به نتیجه میرسد.اما چه چیزی را از دست میدهد؟
وقتی کودک فقط از روی یک الگو کپی میکند، بیشتر تلاشش صرف این میشود که بفهمد:
«چطور همین را تکرار کنم؟»
اما وقتی فرصت طراحی کردن داشته باشد، سؤالهای دیگری در ذهنش شکل میگیرد:
اگر اینطوری بسازم چی؟
میشود بهترش کرد؟
اگر این قسمت را تغییر بدهم چه اتفاقی میافتد؟
اینجاست که خلاقیت وارد ماجرا میشود.
خلاقیت یعنی همیشه چیزی کاملاً جدید از هیچ بسازیم؟
نه.
گاهی یعنی به چیزی که از قبل وجود دارد، از یک زاویه جدید نگاه کنیم.
یک ماشین را میتوانی فقط ماشین ببینی.
اما میتوانی از خودت بپرسی:
اگر پرواز کند چه؟
اگر روی آب حرکت کند چه؟
اگر به جای چهار چرخ، شکل دیگری داشته باشد چه؟
یک قدم کوچک:
دفعه بعد که کودک چیزی را ساخت، به جای اینکه بگویی:
«دقیقاً مثل نمونه بساز.»
بگو:
«حالا اگر قرار بود یک چیزش رو خودت تغییر بدی، چی رو تغییر میدادی؟»
همین سؤال ساده میتواند شروع خلاقیت باشد.
#گپ_با_والدین
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ
@RoboRoEdu
چرا کودکی که همیشه الگو میگیرد، کمتر فرصت خلاق بودن دارد؟
وقتی کودک قرار است چیزی بسازد، خیلی راحت است که یک نمونه جلویش بگذاریم و بگوییم:
«همین رو بساز.»
اینطوری احتمالاً سریعتر به نتیجه میرسد.اما چه چیزی را از دست میدهد؟
«چطور همین را تکرار کنم؟»
اما وقتی فرصت طراحی کردن داشته باشد، سؤالهای دیگری در ذهنش شکل میگیرد:
اینجاست که خلاقیت وارد ماجرا میشود.
نه.
گاهی یعنی به چیزی که از قبل وجود دارد، از یک زاویه جدید نگاه کنیم.
یک ماشین را میتوانی فقط ماشین ببینی.
اما میتوانی از خودت بپرسی:
یک قدم کوچک:
دفعه بعد که کودک چیزی را ساخت، به جای اینکه بگویی:
«دقیقاً مثل نمونه بساز.»
بگو:
«حالا اگر قرار بود یک چیزش رو خودت تغییر بدی، چی رو تغییر میدادی؟»
همین سؤال ساده میتواند شروع خلاقیت باشد.
#گپ_با_والدین
@RoboRoEdu
۷۶
۱۹:۱۴
اما یک ربات باید برای هر قدمش بجنگد!
وقتی تو راه میروی، لازم نیست قبل از هر قدم بنشینی و حساب کنی:
«اگر پایم را اینجا بگذارم، آیا میافتم؟»
بدنت این کار را در لحظه انجام میدهد.اما برای یک ربات، برداشتن یک قدم یعنی یک مشکل بزرگ:
اگر پایش را جلو بگذارد، وزن بدنش به جلو منتقل میشود.
پس باید بتواند قبل از اینکه تعادلش را از دست بدهد، حرکت بعدیاش را تنظیم کند.
کمی به چپ خم شد؟
باید واکنش نشان دهد.
زمین ناهموار شد؟
باید حرکتش را تغییر دهد.
پایش دقیقاً جایی که انتظار داشت قرار نگرفت؟
باید دوباره تعادلش را پیدا کند.
الان بدنم کجاست؟دارم به کدام سمت میافتم؟قدم بعدی را کجا بگذارم؟چقدر نیرو وارد کنم؟
و این کار را برای هر قدم، دوباره و دوباره انجام دهد.
حس کردن
است.
شاید به همین دلیل است که راه رفتن برای ما کاملاً عادی به نظر میرسد؛چون بدنمان سالهاست این مسئلهی پیچیده را آنقدر خوب حل کرده که ما دیگر متوجه پیچیدگیاش نمیشویم.
#رباتیک_در_یک_دقیقه
@RoboRoEdu
۷۹
۱۴:۱۸
«دنیای رباتیک»
اگر یک وسیله هوشمند باشد، حتماً ربات هم هست؟
احتمالاً اولین جوابت «بله» است...
اما اگر اینطور باشد، یعنی گوشی موبایل، تلویزیون و حتی ماشینحساب هم ربات هستند!پس چرا به آنها ربات نمیگوییم؟
چون هوشمند بودن با ربات بودن فرق دارد.
یک ربات فقط نباید قابلیتهای زیادی داشته باشد؛ باید بتواند:
از محیط اطرافش اطلاعات بگیرد.
دربارهی آن اطلاعات تصمیم بگیرد.
و متناسب با آن، کاری انجام دهد.
مثلاً:
🧮 ماشینحساب جواب سؤال تو را حساب میکند، اما محیط اطرافش را درک نمیکند.
تلویزیون هوشمند امکانات زیادی دارد، اما خودش براساس اتفاقات محیط تصمیم نمیگیرد.
اما یک جاروبرقی رباتیک مسیرش را بررسی میکند، مانعها را تشخیص میدهد و جهت حرکتش را تغییر میدهد.
به همین دلیل، هر وسیلهی هوشمندی ربات نیست.
جمعبندی
«هوشمند» بودن فقط یک ویژگی است.اما «ربات» بودن یعنی بتوانی محیط را درک کنی، تصمیم بگیری و عمل کنی.
همین تفاوت کوچک، مرز بین یک وسیلهی هوشمند و یک ربات است.
#دنیای_رباتیک
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ
@RoboRoEdu
اگر یک وسیله هوشمند باشد، حتماً ربات هم هست؟
احتمالاً اولین جوابت «بله» است...
اما اگر اینطور باشد، یعنی گوشی موبایل، تلویزیون و حتی ماشینحساب هم ربات هستند!پس چرا به آنها ربات نمیگوییم؟
چون هوشمند بودن با ربات بودن فرق دارد.
یک ربات فقط نباید قابلیتهای زیادی داشته باشد؛ باید بتواند:
مثلاً:
🧮 ماشینحساب جواب سؤال تو را حساب میکند، اما محیط اطرافش را درک نمیکند.
«هوشمند» بودن فقط یک ویژگی است.اما «ربات» بودن یعنی بتوانی محیط را درک کنی، تصمیم بگیری و عمل کنی.
همین تفاوت کوچک، مرز بین یک وسیلهی هوشمند و یک ربات است.
#دنیای_رباتیک
@RoboRoEdu
۶۴
۱۴:۲۴
«گپی با والدین»
چرا کودک باید بتواند با شما مخالفت کند؟
گاهی وقتی کودک با نظر ما مخالفت میکند، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد این است:
«لجبازه.»«گوش نمیده.»«چرا همیشه باید مخالفت کنه؟»
اما مخالفت همیشه به معنی بیاحترامی نیست.
گاهی کودک فقط نظر متفاوتی دارد.و این تفاوت میتواند فرصتی باشد برای اینکه یاد بگیرد:
نظر خودش را توضیح دهد، دلیل بیاورد، نظر دیگران را بشنود و اگر دلیل بهتری دید، نظرش را تغییر دهد.
تفکر انتقادی یعنی نه هر چیزی را بدون فکر قبول کنیم و نه فقط برای مخالفت، مخالفت کنیم.
یعنی بتوانیم بپرسیم:
چرا این را فکر میکنم؟
دلیل من چیست؟
آیا نظر دیگری هم ممکن است درست باشد؟
دفعه بعد که کودک با شما مخالفت کرد، قبل از اینکه بگویید:
«چون من میگم.»
یک سؤال بپرسید:
«چرا اینطور فکر میکنی؟»
نه برای اینکه حتماً نظرش را تغییر دهید.برای اینکه یاد بگیرد فکرش را بررسی کند و بتواند آن را توضیح دهد.
#گپ_با_والدین
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ
@RoboRoEdu
چرا کودک باید بتواند با شما مخالفت کند؟
گاهی وقتی کودک با نظر ما مخالفت میکند، اولین چیزی که به ذهنمان میرسد این است:
«لجبازه.»«گوش نمیده.»«چرا همیشه باید مخالفت کنه؟»
اما مخالفت همیشه به معنی بیاحترامی نیست.
نظر خودش را توضیح دهد، دلیل بیاورد، نظر دیگران را بشنود و اگر دلیل بهتری دید، نظرش را تغییر دهد.
تفکر انتقادی یعنی نه هر چیزی را بدون فکر قبول کنیم و نه فقط برای مخالفت، مخالفت کنیم.
یعنی بتوانیم بپرسیم:
«چون من میگم.»
یک سؤال بپرسید:
«چرا اینطور فکر میکنی؟»
نه برای اینکه حتماً نظرش را تغییر دهید.برای اینکه یاد بگیرد فکرش را بررسی کند و بتواند آن را توضیح دهد.
#گپ_با_والدین
@RoboRoEdu
۵۰
۱۴:۳۸
«دنیای رباتیک»
اگر قرار باشد یک کار خطرناک انجام شود، تو داوطلب میشوی یا یک ربات؟
فرض کن باید وارد ساختمانی شوی که هر لحظه ممکن است فرو بریزد...
یا به جایی بروی که پر از مواد سمی است...
یا ساعتها یک کار کاملاً تکراری را با دقتی انجام دهی که حتی یک اشتباه هم نباید در آن وجود داشته باشد.
اینجاست که رباتها وارد میشوند.نه چون از انسان باهوشترند...بلکه چون برای بعضی کارها، مناسبترند.
رباتها خسته نمیشوند.
تمرکزشان از بین نمیرود.
از محیطهای خطرناک نمیترسند.
و میتوانند بعضی کارها را بارها و بارها با دقت بالا تکرار کنند.
اما یک سؤال مهم...
اگر رباتها اینقدر توانمند هستند، پس چرا همهجا جای انسانها را نگرفتهاند؟
چون هنوز چیزهایی وجود دارد که هیچ رباتی نمیتواند مثل یک انسان انجام دهد.
خلاقیت
همدلی
قضاوت در شرایط پیچیده
و پیدا کردن راهحلهای کاملاً جدید
رباتها رقیب انسان نیستند؛ آنها ابزارهایی هستند که به انسان کمک میکنند کارهایی را بهتر انجام دهد.
جمعبندی
قدرت واقعی رباتها این نیست که جای انسان باشند...قدرت واقعیشان این است که کنار انسان، کارهایی را انجام دهند که برای ما سخت، خطرناک یا تکراری است.
#دنیای_رباتیک
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ
@RoboRoEdu
اگر قرار باشد یک کار خطرناک انجام شود، تو داوطلب میشوی یا یک ربات؟
فرض کن باید وارد ساختمانی شوی که هر لحظه ممکن است فرو بریزد...
یا به جایی بروی که پر از مواد سمی است...
یا ساعتها یک کار کاملاً تکراری را با دقتی انجام دهی که حتی یک اشتباه هم نباید در آن وجود داشته باشد.
اینجاست که رباتها وارد میشوند.نه چون از انسان باهوشترند...بلکه چون برای بعضی کارها، مناسبترند.
اما یک سؤال مهم...
اگر رباتها اینقدر توانمند هستند، پس چرا همهجا جای انسانها را نگرفتهاند؟
چون هنوز چیزهایی وجود دارد که هیچ رباتی نمیتواند مثل یک انسان انجام دهد.
قدرت واقعی رباتها این نیست که جای انسان باشند...قدرت واقعیشان این است که کنار انسان، کارهایی را انجام دهند که برای ما سخت، خطرناک یا تکراری است.
#دنیای_رباتیک
@RoboRoEdu
۴۵
۹:۳۴
«رباتیک در یک دقیقه»
یک تخممرغ را بردار؛ بدون اینکه بهش فکر کنی.
برای تو برداشتن یک تخممرغ، حتی ارزش فکر کردن هم ندارد...اما برای یک ربات، میتواند یکی از سختترین کارها باشد!
چرا؟
چون تو وقتی تخممرغ را برمیداری، لازم نیست به خودت بگویی:
چقدر فشار وارد کنم که نیفتد؟یا چقدر فشار بدهم که نشکند؟دستم را با چه سرعتی جلو ببرم؟
بدنت اینها را تقریباً خودکار تنظیم میکند.
اما یک ربات باید این مسئله را حل کند.اول باید بفهمد تخممرغ کجاست و دقیقاً چطور قرار گرفته. بعد باید دستش را به سمت آن ببرد و در لحظهای که به تخممرغ نزدیک میشود، میزان نیرویی را که وارد میکند کنترل کند.
چون اگر خیلی آرام بگیرد...
میافتد.اگر کمی بیش از حد محکم بگیرد...
تخممرغ میشکند.
و اینجاست که یک چیز جالب دربارهی دست انسان مشخص میشود:دست ما فقط حرکت نمیکند؛ مدام بازخورد میگیرد و خودش را تنظیم میکند.
وقتی چیزی را میگیری، از طریق پوست، ماهیچهها و مفاصل، اطلاعاتی دربارهی فشار و وضعیت دستت دریافت میکنی و مغزت در همان لحظه حرکت را اصلاح میکند.
مهندسان رباتیک هم برای نزدیک کردن ربات به این توانایی، از حسگرها و سیستمهای کنترل استفاده میکنند تا ربات بتواند بفهمد:با چقدر نیرو گرفتم؟چقدر فشار لازم است؟الان باید دستم را شلتر کنم یا محکمتر؟
شاید برای همین، ساختن رباتی که بتواند یک تخممرغ را مثل انسان بردارد، خیلی سختتر از ساختن رباتی باشد که فقط یک حرکت را هزار بار تکرار کند.
#رباتیک_در_یک_دقیقه
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ@RoboRoEdu
یک تخممرغ را بردار؛ بدون اینکه بهش فکر کنی.
برای تو برداشتن یک تخممرغ، حتی ارزش فکر کردن هم ندارد...اما برای یک ربات، میتواند یکی از سختترین کارها باشد!
چرا؟
چون تو وقتی تخممرغ را برمیداری، لازم نیست به خودت بگویی:
چقدر فشار وارد کنم که نیفتد؟یا چقدر فشار بدهم که نشکند؟دستم را با چه سرعتی جلو ببرم؟
بدنت اینها را تقریباً خودکار تنظیم میکند.
اما یک ربات باید این مسئله را حل کند.اول باید بفهمد تخممرغ کجاست و دقیقاً چطور قرار گرفته. بعد باید دستش را به سمت آن ببرد و در لحظهای که به تخممرغ نزدیک میشود، میزان نیرویی را که وارد میکند کنترل کند.
چون اگر خیلی آرام بگیرد...
و اینجاست که یک چیز جالب دربارهی دست انسان مشخص میشود:دست ما فقط حرکت نمیکند؛ مدام بازخورد میگیرد و خودش را تنظیم میکند.
وقتی چیزی را میگیری، از طریق پوست، ماهیچهها و مفاصل، اطلاعاتی دربارهی فشار و وضعیت دستت دریافت میکنی و مغزت در همان لحظه حرکت را اصلاح میکند.
#رباتیک_در_یک_دقیقه
۳۶
۱۴:۱۶
«گپی با والدین»
چرا بچهام برای سادهترین تصمیمها هم از من اجازه میگیره؟
«مامان اینو بپوشم؟»«این رو بردارم؟»«به نظرت اینو بنویسم؟»«این کارو بکنم یا اون یکی؟»
اولش شاید فکر کنیم:
«چه خوب، به من اعتماد داره.»
و واقعاً هم خوبه که کودک بتواند از ما کمک بگیرد. اما اگر تقریباً برای هر تصمیم کوچکی منتظر نظر ما باشد، یک سؤال مهم وجود دارد:
نکند آنقدر به جای او تصمیم گرفتهایم که خودش فرصت تصمیم گرفتن نداشته؟
کودک وقتی خودش انتخاب میکند، فقط بین دو گزینه یکی را انتخاب نمیکند.
دارد تمرین میکند:
فکر کند، دلیل بیاورد، انتخاب کند، نتیجه انتخابش را ببیند و اگر لازم بود، دفعه بعد تصمیمش را تغییر دهد.
اما وقتی ما همیشه سریع میگوییم:
«این بهتره.»«اون رو انتخاب کن.»«این کارو نکن.»
کودک ممکن است کمکم به جای اینکه از خودش بپرسد:
«من چی فکر میکنم؟»
منتظر بماند تا ببیند:
«مامان یا بابا چی فکر میکنه؟»
از امروز لازم نیست همه تصمیمها را به کودک بسپارید.
فقط برای تصمیمهای کوچک، قبل از اینکه جواب بدهید، یک مکث کنید و بپرسید:
«خودت کدوم رو انتخاب میکنی؟ چرا؟»
اگر انتخابش اشتباه بود، فوراً اصلاحش نکنید.
بگذارید انتخاب کند، نتیجهاش را ببیند و از آن یاد بگیرد.
چون قرار نیست همیشه شما بهترین تصمیم را برای کودک بگیرید.
قرار است کمکم کودکی تربیت شود که بتواند برای خودش تصمیم بگیرد.
#گپ_با_والدین
دستهای کوچک، ذهنهای بزرگ
@RoboRoEdu
چرا بچهام برای سادهترین تصمیمها هم از من اجازه میگیره؟
«مامان اینو بپوشم؟»«این رو بردارم؟»«به نظرت اینو بنویسم؟»«این کارو بکنم یا اون یکی؟»
اولش شاید فکر کنیم:
«چه خوب، به من اعتماد داره.»
و واقعاً هم خوبه که کودک بتواند از ما کمک بگیرد. اما اگر تقریباً برای هر تصمیم کوچکی منتظر نظر ما باشد، یک سؤال مهم وجود دارد:
نکند آنقدر به جای او تصمیم گرفتهایم که خودش فرصت تصمیم گرفتن نداشته؟
کودک وقتی خودش انتخاب میکند، فقط بین دو گزینه یکی را انتخاب نمیکند.
دارد تمرین میکند:
فکر کند، دلیل بیاورد، انتخاب کند، نتیجه انتخابش را ببیند و اگر لازم بود، دفعه بعد تصمیمش را تغییر دهد.
اما وقتی ما همیشه سریع میگوییم:
«این بهتره.»«اون رو انتخاب کن.»«این کارو نکن.»
کودک ممکن است کمکم به جای اینکه از خودش بپرسد:
«من چی فکر میکنم؟»
منتظر بماند تا ببیند:
«مامان یا بابا چی فکر میکنه؟»
فقط برای تصمیمهای کوچک، قبل از اینکه جواب بدهید، یک مکث کنید و بپرسید:
«خودت کدوم رو انتخاب میکنی؟ چرا؟»
اگر انتخابش اشتباه بود، فوراً اصلاحش نکنید.
بگذارید انتخاب کند، نتیجهاش را ببیند و از آن یاد بگیرد.
چون قرار نیست همیشه شما بهترین تصمیم را برای کودک بگیرید.
قرار است کمکم کودکی تربیت شود که بتواند برای خودش تصمیم بگیرد.
#گپ_با_والدین
@RoboRoEdu
۱۵
۸:۰۱