۴۶۵
۱۲:۲۰
ماجرای جالب حکم شهردار سیمرغ!باید سی تا مرغ کشت، برای یونسی خیرات کرد!
«همکار هما سعادت نزدیک بود یقه استاندار را بگیرد!»
ظهر روز سهشنبه، بیستویکمین روز از اسفند ۱۴۰۳، اعضای شورای شهر سیمرغ بعد از استماع سخنان یحیی علینژاد، یکی از چند گزینه تصدی سمت شهرداری، با اکثریت آرا صورتجلسهای را امضا و این چهره باسابقه اداری در حوزه مدیریت شهری را به استانداری معرفی میکنند. در این صورتجلسه که با شماره نامه ۶۲۵۶ تنظیم شده، امضای آقایان جواد شفیعی، حسن اسدی، اکبر اکبری، خیرالله ضیایی و مهدی حبیبی دیده میشود.شورای شهر در دوره انتقالی، «ملیحه کریمیان» که اصالتی فریدونکناری دارد و سابقه طولانی کار در شهرداری سیمرغ را در کارنامهاش ثبت کرده، به عنوان سرپرست معرفی میکند تا حکم قطعی شهردار منتخب صادر شود.علینژاد بلافاصله تلاش میکند با نماینده شهرستان که اتفاقاً اهل کیاکلاست ارتباط بگیرد. علی کشوری اما از این حرکت خوشش نیامد، یحیی را به حضور نمیپذیرد، حسب ظاهر شورا از رییس و اعضای شورا گله هم میکند که اگر با علینژاد بستید با من چیکار دارید، از علی کشوری انتظار کمک و مساعدت نداشته باشید. هر طور حساب کنید، نماینده مجلس است؛ موقعیتی بهمراتب مهمتر و اثرگذارتر در تصمیمسازی دارد.امام جمعه شهر اما برخلاف نماینده خیلی موافق تصدی مسئولیت توسط خانمها نبود. بارها در مجامع خصوصی و عمومی این گلایه را بر زبان آورد: «مدیریت نیاز به رجل سیاسی دارد، خانمها باید منزل را مدیریت کنند!»این مدت در فرایند رسیدگی استعلامات، علینژاد یک پایش شهرداری قائمشهر بود، یک پایش استانداری؛ بارها آمد و رفت، پاسخی که میشنید یک جمله تکراری بود: «کار در حال انجامه.»مهندس عبدالرضا دادبود، معاون عمرانی و محمدحسین قبادی مدیرکل دفتر شهری استانداری تلاش کردند این فرایند تسریع شود، گویا به سدی محکم در دفتر استاندار برخورد کردند. پیشنویس حکم آماده بود، امضا نمیشد، چرا؟ شاید بشود یک روز طرفین را پای میزگردی آورد تا علت را روشن بیان کنند.
پناه به دیوان عدالت اداریمدتی گذشت و کشور درگیر جنگ ۱۲ روزه شد. اولویتها قدری جابهجا شد، مخالفت نماینده مجلس و فشار به شورا برای تغییر تصمیم قبلی، یحیی را مجبور کرد به دیوان عدالت اداری پناه ببرد، از آنجا تظلمخواهی کند.شهردار منتخب از استانداری بابت تعلل در صدور حکم شکایت کرد، با این عنوان: «درخواست توقف روند غیرقانونی شهردار جدید و الزام استانداری به صدور حکم شهردار منتخب کیا کلا.»علینژاد در دادخواست خود عنوان میکند: «تمامی مراحل قانونی و استعلامات لازم انجام شد و صلاحیت اینجانب در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ توسط حراست استانداری مازندران تأیید گردید. همچنین پیشنویس حکم شهرداری در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ در کارتابل استاندار ثبت شد، اما با وجود تکمیل این مراحل، تاکنون حکم شهرداری صادر نشده و هیچ اقدام اجرایی از سوی استانداری صورت نگرفته است.» (برابر مستنادات موجود)استانداری نیز اعلام کرد: «صلاحیت نامبرده در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱تأیید و پیشنویس حکم انتصاب نیز آماده شده بود، اما قبل از صدور حکم، شورای اسلامی شهر در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۰به دلیل طولانی شدن روند تعیین صلاحیت، از انتخاب قبلی خود منصرف شد و فرد دیگری را به عنوان شهردار پیشنهادی معرفی کرد. این تصمیم طی نامههای رسمی به استانداری اعلام شد.»
انتصاب پرسر و صدای اولین شهردار زن مازندراناما در حالی که پرونده اختلاف بر سر انتخاب شهردار همچنان در دیوان عدالت اداری جریان داشت، استانداری مسیر دیگری را انتخاب کرد. «ملیحه کریمیان» که تا آن زمان به عنوان سرپرست شهرداری امور را اداره میکرد، با حکم استاندار و حمایت نماینده مجلس به عنوان شهردار کیاکلا منصوب شد.همزمان نیز این انتصاب با تبلیغات گسترده رسانهای به عنوان «انتصاب نخستین شهردار زن در تاریخ مازندران» معرفی شد؛ اتفاقی که در شرایطی رخ داد که پرونده حقوقی مربوط به انتخاب قبلی شورای شهر هنوز در جریان بود، اختلاف میان شهردار منتخب و استانداری همچنان در دیوان عدالت اداری دنبال میشد.
رأی دیوان؛ به نفع شهردار منتخبدیوان عدالت اداری بعد از دریافت دفاعیات دو طرف، در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۴ رأی به نفع شهردار منتخب داد. دیوان با استناد به مواد ۱۰ و ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری، حکم به ورود شکایت صادر کرد و اقدام استانداری در خودداری از صدور حکم انتصاب یحیی را غیرقانونی دانست.استانداری اما از فرصت ۲۰ روزه برای اعتراض استفاده نکرد. همانطور که عنوان شد رأی در ۲۹ آذر ابلاغ شد و استانداری ۱۶ روز بعد از پایان مهلت قانونی، یعنی پنجم بهمن، تازه یادش آمد که باید اعتراض کند، اما دیر شده بود. در نتیجه رأی شعبه ۳۶ قطعی و از سوی شعبه ۳۲ تجدید نظر دیوان لازمالاجرا شد.
ادامه در پست بعدی...
ظهر روز سهشنبه، بیستویکمین روز از اسفند ۱۴۰۳، اعضای شورای شهر سیمرغ بعد از استماع سخنان یحیی علینژاد، یکی از چند گزینه تصدی سمت شهرداری، با اکثریت آرا صورتجلسهای را امضا و این چهره باسابقه اداری در حوزه مدیریت شهری را به استانداری معرفی میکنند. در این صورتجلسه که با شماره نامه ۶۲۵۶ تنظیم شده، امضای آقایان جواد شفیعی، حسن اسدی، اکبر اکبری، خیرالله ضیایی و مهدی حبیبی دیده میشود.شورای شهر در دوره انتقالی، «ملیحه کریمیان» که اصالتی فریدونکناری دارد و سابقه طولانی کار در شهرداری سیمرغ را در کارنامهاش ثبت کرده، به عنوان سرپرست معرفی میکند تا حکم قطعی شهردار منتخب صادر شود.علینژاد بلافاصله تلاش میکند با نماینده شهرستان که اتفاقاً اهل کیاکلاست ارتباط بگیرد. علی کشوری اما از این حرکت خوشش نیامد، یحیی را به حضور نمیپذیرد، حسب ظاهر شورا از رییس و اعضای شورا گله هم میکند که اگر با علینژاد بستید با من چیکار دارید، از علی کشوری انتظار کمک و مساعدت نداشته باشید. هر طور حساب کنید، نماینده مجلس است؛ موقعیتی بهمراتب مهمتر و اثرگذارتر در تصمیمسازی دارد.امام جمعه شهر اما برخلاف نماینده خیلی موافق تصدی مسئولیت توسط خانمها نبود. بارها در مجامع خصوصی و عمومی این گلایه را بر زبان آورد: «مدیریت نیاز به رجل سیاسی دارد، خانمها باید منزل را مدیریت کنند!»این مدت در فرایند رسیدگی استعلامات، علینژاد یک پایش شهرداری قائمشهر بود، یک پایش استانداری؛ بارها آمد و رفت، پاسخی که میشنید یک جمله تکراری بود: «کار در حال انجامه.»مهندس عبدالرضا دادبود، معاون عمرانی و محمدحسین قبادی مدیرکل دفتر شهری استانداری تلاش کردند این فرایند تسریع شود، گویا به سدی محکم در دفتر استاندار برخورد کردند. پیشنویس حکم آماده بود، امضا نمیشد، چرا؟ شاید بشود یک روز طرفین را پای میزگردی آورد تا علت را روشن بیان کنند.
ادامه در پست بعدی...
۵۱۹
۲۰:۳۴
سید روحالله شجاعی کیاسری
ماجرای جالب حکم شهردار سیمرغ! باید سی تا مرغ کشت، برای یونسی خیرات کرد!
«همکار هما سعادت نزدیک بود یقه استاندار را بگیرد!» ظهر روز سهشنبه، بیستویکمین روز از اسفند ۱۴۰۳، اعضای شورای شهر سیمرغ بعد از استماع سخنان یحیی علینژاد، یکی از چند گزینه تصدی سمت شهرداری، با اکثریت آرا صورتجلسهای را امضا و این چهره باسابقه اداری در حوزه مدیریت شهری را به استانداری معرفی میکنند. در این صورتجلسه که با شماره نامه ۶۲۵۶ تنظیم شده، امضای آقایان جواد شفیعی، حسن اسدی، اکبر اکبری، خیرالله ضیایی و مهدی حبیبی دیده میشود. شورای شهر در دوره انتقالی، «ملیحه کریمیان» که اصالتی فریدونکناری دارد و سابقه طولانی کار در شهرداری سیمرغ را در کارنامهاش ثبت کرده، به عنوان سرپرست معرفی میکند تا حکم قطعی شهردار منتخب صادر شود. علینژاد بلافاصله تلاش میکند با نماینده شهرستان که اتفاقاً اهل کیاکلاست ارتباط بگیرد. علی کشوری اما از این حرکت خوشش نیامد، یحیی را به حضور نمیپذیرد، حسب ظاهر شورا از رییس و اعضای شورا گله هم میکند که اگر با علینژاد بستید با من چیکار دارید، از علی کشوری انتظار کمک و مساعدت نداشته باشید. هر طور حساب کنید، نماینده مجلس است؛ موقعیتی بهمراتب مهمتر و اثرگذارتر در تصمیمسازی دارد. امام جمعه شهر اما برخلاف نماینده خیلی موافق تصدی مسئولیت توسط خانمها نبود. بارها در مجامع خصوصی و عمومی این گلایه را بر زبان آورد: «مدیریت نیاز به رجل سیاسی دارد، خانمها باید منزل را مدیریت کنند!» این مدت در فرایند رسیدگی استعلامات، علینژاد یک پایش شهرداری قائمشهر بود، یک پایش استانداری؛ بارها آمد و رفت، پاسخی که میشنید یک جمله تکراری بود: «کار در حال انجامه.» مهندس عبدالرضا دادبود، معاون عمرانی و محمدحسین قبادی مدیرکل دفتر شهری استانداری تلاش کردند این فرایند تسریع شود، گویا به سدی محکم در دفتر استاندار برخورد کردند. پیشنویس حکم آماده بود، امضا نمیشد، چرا؟ شاید بشود یک روز طرفین را پای میزگردی آورد تا علت را روشن بیان کنند.
پناه به دیوان عدالت اداری مدتی گذشت و کشور درگیر جنگ ۱۲ روزه شد. اولویتها قدری جابهجا شد، مخالفت نماینده مجلس و فشار به شورا برای تغییر تصمیم قبلی، یحیی را مجبور کرد به دیوان عدالت اداری پناه ببرد، از آنجا تظلمخواهی کند. شهردار منتخب از استانداری بابت تعلل در صدور حکم شکایت کرد، با این عنوان: «درخواست توقف روند غیرقانونی شهردار جدید و الزام استانداری به صدور حکم شهردار منتخب کیا کلا.» علینژاد در دادخواست خود عنوان میکند: «تمامی مراحل قانونی و استعلامات لازم انجام شد و صلاحیت اینجانب در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ توسط حراست استانداری مازندران تأیید گردید. همچنین پیشنویس حکم شهرداری در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ در کارتابل استاندار ثبت شد، اما با وجود تکمیل این مراحل، تاکنون حکم شهرداری صادر نشده و هیچ اقدام اجرایی از سوی استانداری صورت نگرفته است.» (برابر مستنادات موجود) استانداری نیز اعلام کرد: «صلاحیت نامبرده در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱تأیید و پیشنویس حکم انتصاب نیز آماده شده بود، اما قبل از صدور حکم، شورای اسلامی شهر در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۰به دلیل طولانی شدن روند تعیین صلاحیت، از انتخاب قبلی خود منصرف شد و فرد دیگری را به عنوان شهردار پیشنهادی معرفی کرد. این تصمیم طی نامههای رسمی به استانداری اعلام شد.»
انتصاب پرسر و صدای اولین شهردار زن مازندران اما در حالی که پرونده اختلاف بر سر انتخاب شهردار همچنان در دیوان عدالت اداری جریان داشت، استانداری مسیر دیگری را انتخاب کرد. «ملیحه کریمیان» که تا آن زمان به عنوان سرپرست شهرداری امور را اداره میکرد، با حکم استاندار و حمایت نماینده مجلس به عنوان شهردار کیاکلا منصوب شد. همزمان نیز این انتصاب با تبلیغات گسترده رسانهای به عنوان «انتصاب نخستین شهردار زن در تاریخ مازندران» معرفی شد؛ اتفاقی که در شرایطی رخ داد که پرونده حقوقی مربوط به انتخاب قبلی شورای شهر هنوز در جریان بود، اختلاف میان شهردار منتخب و استانداری همچنان در دیوان عدالت اداری دنبال میشد.
رأی دیوان؛ به نفع شهردار منتخب دیوان عدالت اداری بعد از دریافت دفاعیات دو طرف، در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۴ رأی به نفع شهردار منتخب داد. دیوان با استناد به مواد ۱۰ و ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری، حکم به ورود شکایت صادر کرد و اقدام استانداری در خودداری از صدور حکم انتصاب یحیی را غیرقانونی دانست. استانداری اما از فرصت ۲۰ روزه برای اعتراض استفاده نکرد. همانطور که عنوان شد رأی در ۲۹ آذر ابلاغ شد و استانداری ۱۶ روز بعد از پایان مهلت قانونی، یعنی پنجم بهمن، تازه یادش آمد که باید اعتراض کند، اما دیر شده بود. در نتیجه رأی شعبه ۳۶ قطعی و از سوی شعبه ۳۲ تجدید نظر دیوان لازمالاجرا شد. ادامه در پست بعدی...
استمرار این وضعیت باعث شد شعبه ۶ اجرای احکام، علاوه بر صدور دستور قضایی برای وصول پرونده، در ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ دستور احضار مهدی یونسی رستمی برای تفهیم اتهام استنکاف از اجرای رأی را صادر کند؛ اقدامی که ممکن بود به برکناری وی از سمت استانداری مازندران بیانجامد.ِ دیوان موضوع را صرفاً یک اختلاف اداری نمیدانست، احتمال سرپیچی از اجرای یک حکم قطعی را در حال بررسی بود.یک روز بعد، ابلاغیه رسمی به استانداری ارسال شد و در ادامه، دو لایحه دفاعیه از سوی نمایندگان حقوقی استانداری در تاریخهای ۲۷ خرداد و ۲ تیر ۱۴۰۵ در سامانه ثبت شد. پرونده حالا از مرحله صدور رأی عبور کرده و به مرحله پاسخگویی درباره چرایی اجرا نشدن حکم رسیده بود؛ حکمی که دیوان عدالت اداری شش ماه قبل آن را قطعی و لازمالاجرا اعلام کرده بود.
پینوشتاگر روزی از اهالی سیمرغ شنیدید که میگویند: «باید سی تا مرغ کشت، برای یونسی خیرات کرد»، بدانید این فقط یک مثل محلی نیست؛ خلاصه چند ماه رفتوآمد میان شورای شهر، استانداری، دیوان عدالت اداری، اجرای احکام، حکم قطعی، استنکاف، انتصاب اولین شهردار زن مازندران و البته پروندهای است که ظاهراً هنوز هم آخرین برگش نوشته نشده است!و یک نکته جالب دیگر؛ یحیی علینژاد پیشتر در سریال پایتخت هم حضور کوتاهی داشت. زمانی که شخصیت «هما سعادت» به عضویت شورای شهر علیآباد شیرگاه درآمد، یحیی در چند سکانس در نقش یکی از اعضای شورای شهر مقابل دوربین ظاهر شد. انگار قصه پر غصه مدیریت شهری، این بار از قاب تلویزیون به دنیای واقعی آمده است.
سید روحالله شجاعی کیاسری
۶۶۸
۲۰:۳۵
۸۲۸
۱۳:۱۹
۵۷۹
۱۵:۴۶
بانو جان/ سارا علیزاده
۵۷۶
۷:۴۷
اکنون که در آستانه بیستوهفتمین سالروز وقوع سیل ویرانگر نکا قرار داریم با بهرهگیری از فناوری هوش مصنوعی و بر پایه تصاویر آرشیوی و روایتهای شاهدان عینی، تلاش شده است صحنههای آن روزهای تلخ به شکلی مستند و وفادار به واقعیت بازسازی شوند؛ تا این بخش از تاریخ نکا برای نسلهای آینده ماندگار بماند.
سهشنبه، چهارم مرداد ۱۳۷۸، یکی از تلخترین روزهای تاریخ شهر نکا رقم خورد. سیلابی سهمگین که بامداد آن روز به شهر هجوم آورد، نزدیک به یکسوم نکا را زیر آب برد و جان حدود ۴۰ نفر از شهروندان و مسافران را گرفت یا آنان را مفقود کرد. رودخانه مهربانرود نکا تا آن زمان هرگز شاهد سیلی با چنین گستردگی و ویرانگری نبود.
بیشترین خسارت به محلههای شهید کاظمی (کمربندی فعلی)، علمیه، خیابان شهرداری، راهآهن، کوچه اسماعیلی و کوی شهید بهشتی وارد شد. در میان این مناطق، کوچههای چمازی، زیارتی و شهید بهشتی بیشترین تلفات و خسارات را متحمل شدند؛ جایی که خانهها، مغازهها و خاطرات سالها زندگی، تنها در چند ساعت در میان گلولای و خروش آب از بین رفت.
آغاز این فاجعه به شامگاه سوم مرداد بازمیگشت. از حدود ساعت ۲۰:۳۰ بارش شدید باران آغاز شد و تا سپیدهدم بدون وقفه ادامه یافت. حجم عظیمی از آبهای جاری از ارتفاعات حوضه آبریز نکارود به سمت شهر سرازیر شد و حوالی ساعت ۳:۳۰ بامداد، موج اصلی سیلاب به نکا رسید. بسیاری از مردم با صدای خروشان آب و فریاد همسایگان از خواب بیدار شدند و در تاریکی شب، هراسان به سوی تپهها و مناطق مرتفع شهر پناه بردند.
یکی از عوامل اصلی شدت خسارات، مسدود بودن دهانه پل نکا بود. تنه درختان، شاخهها و گلولایی که از سیل سه هفته قبل در دهانه پل باقی مانده و پاکسازی نشده بود، مسیر عبور آب را بست. این انسداد باعث تشکیل دریاچهای پشت پل، بازگشت آب به داخل شهر و افزایش مداوم سطح آب شد. سرانجام فشار سیلاب یکی از مسیرهای پل ارتباطی شهر را تخریب کرد و آب با شدت بیشتری وارد خیابانها و محلههای اطراف شد.
در مدت کوتاهی، منازل مسکونی، مغازهها، ادارات، تأسیسات شهری و اموال شخصی و دولتی در آب و گل فرو رفتند. پس از فروکش کردن سیل، لایهای ضخیم از گل، لجن و آوار سراسر شهر را پوشاند. گرمای روزهای بعد نیز این گل خشکشده را به گردوغبار تبدیل کرد و زندگی را برای مردم دشوارتر ساخت.
در بسیاری از مناطق شهر و روستاهای اطراف، آب، برق و دیگر خدمات عمومی برای چندین روز قطع بود. خانوادههای سیلزده ناچار شدند به خانه اقوام و آشنایان، مساجد، مدارس و دیگر اماکن عمومی واقع در نقاط مرتفع شهر پناه ببرند.
سید روحالله شجاعی کیاسری
بله | اینستاگرام | ایکس
سهشنبه، چهارم مرداد ۱۳۷۸، یکی از تلخترین روزهای تاریخ شهر نکا رقم خورد. سیلابی سهمگین که بامداد آن روز به شهر هجوم آورد، نزدیک به یکسوم نکا را زیر آب برد و جان حدود ۴۰ نفر از شهروندان و مسافران را گرفت یا آنان را مفقود کرد. رودخانه مهربانرود نکا تا آن زمان هرگز شاهد سیلی با چنین گستردگی و ویرانگری نبود.
بیشترین خسارت به محلههای شهید کاظمی (کمربندی فعلی)، علمیه، خیابان شهرداری، راهآهن، کوچه اسماعیلی و کوی شهید بهشتی وارد شد. در میان این مناطق، کوچههای چمازی، زیارتی و شهید بهشتی بیشترین تلفات و خسارات را متحمل شدند؛ جایی که خانهها، مغازهها و خاطرات سالها زندگی، تنها در چند ساعت در میان گلولای و خروش آب از بین رفت.
آغاز این فاجعه به شامگاه سوم مرداد بازمیگشت. از حدود ساعت ۲۰:۳۰ بارش شدید باران آغاز شد و تا سپیدهدم بدون وقفه ادامه یافت. حجم عظیمی از آبهای جاری از ارتفاعات حوضه آبریز نکارود به سمت شهر سرازیر شد و حوالی ساعت ۳:۳۰ بامداد، موج اصلی سیلاب به نکا رسید. بسیاری از مردم با صدای خروشان آب و فریاد همسایگان از خواب بیدار شدند و در تاریکی شب، هراسان به سوی تپهها و مناطق مرتفع شهر پناه بردند.
یکی از عوامل اصلی شدت خسارات، مسدود بودن دهانه پل نکا بود. تنه درختان، شاخهها و گلولایی که از سیل سه هفته قبل در دهانه پل باقی مانده و پاکسازی نشده بود، مسیر عبور آب را بست. این انسداد باعث تشکیل دریاچهای پشت پل، بازگشت آب به داخل شهر و افزایش مداوم سطح آب شد. سرانجام فشار سیلاب یکی از مسیرهای پل ارتباطی شهر را تخریب کرد و آب با شدت بیشتری وارد خیابانها و محلههای اطراف شد.
در مدت کوتاهی، منازل مسکونی، مغازهها، ادارات، تأسیسات شهری و اموال شخصی و دولتی در آب و گل فرو رفتند. پس از فروکش کردن سیل، لایهای ضخیم از گل، لجن و آوار سراسر شهر را پوشاند. گرمای روزهای بعد نیز این گل خشکشده را به گردوغبار تبدیل کرد و زندگی را برای مردم دشوارتر ساخت.
در بسیاری از مناطق شهر و روستاهای اطراف، آب، برق و دیگر خدمات عمومی برای چندین روز قطع بود. خانوادههای سیلزده ناچار شدند به خانه اقوام و آشنایان، مساجد، مدارس و دیگر اماکن عمومی واقع در نقاط مرتفع شهر پناه ببرند.
۹۹۲
۰:۲۹
خردسال بودیم در حالی که به سقف چوبی منزل نگاه میکردیم این آواز را زمزمه میکردیم، «مشتی بیه پلوری، و بین مرد یاغی...» در فرهنگ و باور مردم تبرستان، «محسن احمدیان» معروف به مشتی از عیاران بزرگ خطه تبرستان به حساب میآید، نسخه وطنی رابینهود، نعوذ بالله!در روزگار سخت جنگی، ادبیات، شعر، موسیقی و در مجموع فرهنگ و باور محلی میتونه ما رو باز بهم پیوند بده، «پرور» روستایی در سمنان امروز که روزگاری جزو مازندران، در ارتفاعات دودانگه به شمار میاومد.همین الان روی شخصیت این آدم دعواست، اما این قطعه کوتاه از شعر محلی که توسط خشایار و پدرش استاد محمدرضا اسحاقی زیر پِلورِ عمارتشان در گرجیمحله بهشهر ما رو برد به دوران کودکیمان، شبهای سرد زمستان با نوای دوتار...
بر پایه روایتهای شفاهی، آغاز مبارزهاش به اختلاف بر سر زمینهای پدریاش برمیگرده. گفته شده پس از آنکه فردی بانفوذ زمین خانوادهاش را تصرف کرد، پیگیریهای قانونی نتیجهای نداشت، مشدی راه اعتراض مسلحانه را برگزید و به کوهستان پناه برد. سالها در مناطق کوهستانی البرز با نیروهای دولتی درگیر بود و به تدریج به شخصیتی افسانهای در میان مردم تبدیل شد.
مشدی علاوه بر مبارزه، به سرودن اشعار محلی شهرت داشت. اشعاری از او در انتقاد از سیاستهای رضاشاه، بهویژه کشف حجاب، نقل شده، گفته شده بخشی از سرودههایش را بر ستونهای چوبی خانه خود حک کرده بود. علاقه او به شاهنامه و فرهنگ حماسی ایران نیز در روایتهای مربوط به زندگیش بازتاب یافت و در شکلگیری سیمای اسطورهاش نقش داشت.
تاریخ فوتش رو بین سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ عنوان کردند، او در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی زندگی میکرد.
سید روحالله شجاعی کیاسری
بله | اینستاگرام | ایکس
بر پایه روایتهای شفاهی، آغاز مبارزهاش به اختلاف بر سر زمینهای پدریاش برمیگرده. گفته شده پس از آنکه فردی بانفوذ زمین خانوادهاش را تصرف کرد، پیگیریهای قانونی نتیجهای نداشت، مشدی راه اعتراض مسلحانه را برگزید و به کوهستان پناه برد. سالها در مناطق کوهستانی البرز با نیروهای دولتی درگیر بود و به تدریج به شخصیتی افسانهای در میان مردم تبدیل شد.
مشدی علاوه بر مبارزه، به سرودن اشعار محلی شهرت داشت. اشعاری از او در انتقاد از سیاستهای رضاشاه، بهویژه کشف حجاب، نقل شده، گفته شده بخشی از سرودههایش را بر ستونهای چوبی خانه خود حک کرده بود. علاقه او به شاهنامه و فرهنگ حماسی ایران نیز در روایتهای مربوط به زندگیش بازتاب یافت و در شکلگیری سیمای اسطورهاش نقش داشت.
تاریخ فوتش رو بین سالهای ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ عنوان کردند، او در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی زندگی میکرد.
۳۷۰
۸:۲۷
۲۷۲
۳:۴۰
فرماندار تنکابن: کافهها منبع مهم خبر هستند.
۲۷۹
۱۸:۱۳