لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل سید روح‌الله شجاعی کیاسریس
۸۰۴ عضو

سید روح‌الله شجاعی کیاسری

شغلم گرافیک مطبوعاتیه، سرگرمی‌ام شوخی با مسئولین! بهم میگن «فت‌الله» بس که برای دوستان فتا زحمت ایجاد می‌کنم!undefined
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۶ تیر
thumbnail
undefined۲

۴۶۵

۱۲:۲۰

thumbnail
ماجرای جالب حکم شهردار سیمرغ!باید سی تا مرغ کشت، برای یونسی خیرات کرد!undefined «همکار هما سعادت نزدیک بود یقه استاندار را بگیرد!»
ظهر روز سه‌شنبه، بیست‌ویکمین روز از اسفند ۱۴۰۳، اعضای شورای شهر سیمرغ بعد از استماع سخنان یحیی علی‌نژاد، یکی از چند گزینه تصدی سمت شهرداری، با اکثریت آرا صورت‌جلسه‌ای را امضا و این چهره باسابقه اداری در حوزه مدیریت شهری را به استانداری معرفی می‌کنند. در این صورت‌جلسه که با شماره نامه ۶۲۵۶ تنظیم شده، امضای آقایان جواد شفیعی، حسن اسدی، اکبر اکبری، خیرالله ضیایی و مهدی حبیبی دیده می‌شود.شورای شهر در دوره انتقالی، «ملیحه کریمیان» که اصالتی فریدونکناری دارد و سابقه طولانی کار در شهرداری سیمرغ را در کارنامه‌اش ثبت کرده، به عنوان سرپرست معرفی می‌کند تا حکم قطعی شهردار منتخب صادر شود.علی‌نژاد بلافاصله تلاش می‌کند با نماینده شهرستان که اتفاقاً اهل کیاکلاست ارتباط بگیرد. علی کشوری اما از این حرکت خوشش نیامد، یحیی را به حضور نمی‌پذیرد، حسب ظاهر شورا از رییس و اعضای شورا گله هم می‌کند که اگر با علی‌نژاد بستید با من چیکار دارید، از علی کشوری انتظار کمک و مساعدت نداشته باشید. هر طور حساب کنید، نماینده مجلس است؛ موقعیتی به‌مراتب مهم‌تر و اثرگذارتر در تصمیم‌سازی دارد.امام جمعه شهر اما برخلاف نماینده خیلی موافق تصدی مسئولیت توسط خانم‌ها نبود. بارها در مجامع خصوصی و عمومی این گلایه را بر زبان آورد: «مدیریت نیاز به رجل سیاسی دارد، خانم‌ها باید منزل را مدیریت کنند!»این مدت در فرایند رسیدگی استعلامات، علی‌نژاد یک پایش شهرداری قائم‌شهر بود، یک پایش استانداری؛ بارها آمد و رفت، پاسخی که می‌شنید یک جمله تکراری بود: «کار در حال انجامه.»مهندس عبدالرضا دادبود، معاون عمرانی و محمدحسین قبادی مدیرکل دفتر شهری استانداری تلاش کردند این فرایند تسریع شود، گویا به سدی محکم در دفتر استاندار برخورد کردند. پیش‌نویس حکم آماده بود، امضا نمی‌شد، چرا؟ شاید بشود یک روز طرفین را پای میزگردی آورد تا علت را روشن بیان کنند.
undefinedپناه به دیوان عدالت اداریمدتی گذشت و کشور درگیر جنگ ۱۲ روزه شد. اولویت‌ها قدری جابه‌جا شد، مخالفت نماینده مجلس و فشار به شورا برای تغییر تصمیم قبلی، یحیی را مجبور کرد به دیوان عدالت اداری پناه ببرد، از آنجا تظلم‌خواهی کند.شهردار منتخب از استانداری بابت تعلل در صدور حکم شکایت کرد، با این عنوان: «درخواست توقف روند غیرقانونی شهردار جدید و الزام استانداری به صدور حکم شهردار منتخب کیا کلا.»علی‌نژاد در دادخواست خود عنوان می‌کند: «تمامی مراحل قانونی و استعلامات لازم انجام شد و صلاحیت اینجانب در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ توسط حراست استانداری مازندران تأیید گردید. همچنین پیش‌نویس حکم شهرداری در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ در کارتابل استاندار ثبت شد، اما با وجود تکمیل این مراحل، تاکنون حکم شهرداری صادر نشده و هیچ اقدام اجرایی از سوی استانداری صورت نگرفته است.» (برابر مستنادات موجود)استانداری نیز اعلام کرد: «صلاحیت نامبرده در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱تأیید و پیش‌نویس حکم انتصاب نیز آماده شده بود، اما قبل از صدور حکم، شورای اسلامی شهر در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۰به دلیل طولانی شدن روند تعیین صلاحیت، از انتخاب قبلی خود منصرف شد و فرد دیگری را به عنوان شهردار پیشنهادی معرفی کرد. این تصمیم طی نامه‌های رسمی به استانداری اعلام شد.»
undefinedانتصاب پرسر و صدای اولین شهردار زن مازندراناما در حالی که پرونده اختلاف بر سر انتخاب شهردار همچنان در دیوان عدالت اداری جریان داشت، استانداری مسیر دیگری را انتخاب کرد. «ملیحه کریمیان» که تا آن زمان به عنوان سرپرست شهرداری امور را اداره می‌کرد، با حکم استاندار و حمایت نماینده مجلس به عنوان شهردار کیاکلا منصوب شد.هم‌زمان نیز این انتصاب با تبلیغات گسترده رسانه‌ای به عنوان «انتصاب نخستین شهردار زن در تاریخ مازندران» معرفی شد؛ اتفاقی که در شرایطی رخ داد که پرونده حقوقی مربوط به انتخاب قبلی شورای شهر هنوز در جریان بود، اختلاف میان شهردار منتخب و استانداری همچنان در دیوان عدالت اداری دنبال می‌شد.
undefinedرأی دیوان؛ به نفع شهردار منتخبدیوان عدالت اداری بعد از دریافت دفاعیات دو طرف، در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۴ رأی به نفع شهردار منتخب داد. دیوان با استناد به مواد ۱۰ و ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری، حکم به ورود شکایت صادر کرد و اقدام استانداری در خودداری از صدور حکم انتصاب یحیی را غیرقانونی دانست.استانداری اما از فرصت ۲۰ روزه برای اعتراض استفاده نکرد. همانطور که عنوان شد رأی در ۲۹ آذر ابلاغ شد و استانداری ۱۶ روز بعد از پایان مهلت قانونی، یعنی پنجم بهمن، تازه یادش آمد که باید اعتراض کند، اما دیر شده بود. در نتیجه رأی شعبه ۳۶ قطعی و از سوی شعبه ۳۲ تجدید نظر دیوان لازم‌الاجرا شد.
ادامه در پست بعدی...
undefined۳
undefined۲

۵۱۹

۲۰:۳۴

سید روح‌الله شجاعی کیاسری
undefined ماجرای جالب حکم شهردار سیمرغ! باید سی تا مرغ کشت، برای یونسی خیرات کرد! undefined «همکار هما سعادت نزدیک بود یقه استاندار را بگیرد!» ظهر روز سه‌شنبه، بیست‌ویکمین روز از اسفند ۱۴۰۳، اعضای شورای شهر سیمرغ بعد از استماع سخنان یحیی علی‌نژاد، یکی از چند گزینه تصدی سمت شهرداری، با اکثریت آرا صورت‌جلسه‌ای را امضا و این چهره باسابقه اداری در حوزه مدیریت شهری را به استانداری معرفی می‌کنند. در این صورت‌جلسه که با شماره نامه ۶۲۵۶ تنظیم شده، امضای آقایان جواد شفیعی، حسن اسدی، اکبر اکبری، خیرالله ضیایی و مهدی حبیبی دیده می‌شود. شورای شهر در دوره انتقالی، «ملیحه کریمیان» که اصالتی فریدونکناری دارد و سابقه طولانی کار در شهرداری سیمرغ را در کارنامه‌اش ثبت کرده، به عنوان سرپرست معرفی می‌کند تا حکم قطعی شهردار منتخب صادر شود. علی‌نژاد بلافاصله تلاش می‌کند با نماینده شهرستان که اتفاقاً اهل کیاکلاست ارتباط بگیرد. علی کشوری اما از این حرکت خوشش نیامد، یحیی را به حضور نمی‌پذیرد، حسب ظاهر شورا از رییس و اعضای شورا گله هم می‌کند که اگر با علی‌نژاد بستید با من چیکار دارید، از علی کشوری انتظار کمک و مساعدت نداشته باشید. هر طور حساب کنید، نماینده مجلس است؛ موقعیتی به‌مراتب مهم‌تر و اثرگذارتر در تصمیم‌سازی دارد. امام جمعه شهر اما برخلاف نماینده خیلی موافق تصدی مسئولیت توسط خانم‌ها نبود. بارها در مجامع خصوصی و عمومی این گلایه را بر زبان آورد: «مدیریت نیاز به رجل سیاسی دارد، خانم‌ها باید منزل را مدیریت کنند!» این مدت در فرایند رسیدگی استعلامات، علی‌نژاد یک پایش شهرداری قائم‌شهر بود، یک پایش استانداری؛ بارها آمد و رفت، پاسخی که می‌شنید یک جمله تکراری بود: «کار در حال انجامه.» مهندس عبدالرضا دادبود، معاون عمرانی و محمدحسین قبادی مدیرکل دفتر شهری استانداری تلاش کردند این فرایند تسریع شود، گویا به سدی محکم در دفتر استاندار برخورد کردند. پیش‌نویس حکم آماده بود، امضا نمی‌شد، چرا؟ شاید بشود یک روز طرفین را پای میزگردی آورد تا علت را روشن بیان کنند. undefinedپناه به دیوان عدالت اداری مدتی گذشت و کشور درگیر جنگ ۱۲ روزه شد. اولویت‌ها قدری جابه‌جا شد، مخالفت نماینده مجلس و فشار به شورا برای تغییر تصمیم قبلی، یحیی را مجبور کرد به دیوان عدالت اداری پناه ببرد، از آنجا تظلم‌خواهی کند. شهردار منتخب از استانداری بابت تعلل در صدور حکم شکایت کرد، با این عنوان: «درخواست توقف روند غیرقانونی شهردار جدید و الزام استانداری به صدور حکم شهردار منتخب کیا کلا.» علی‌نژاد در دادخواست خود عنوان می‌کند: «تمامی مراحل قانونی و استعلامات لازم انجام شد و صلاحیت اینجانب در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ توسط حراست استانداری مازندران تأیید گردید. همچنین پیش‌نویس حکم شهرداری در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱ در کارتابل استاندار ثبت شد، اما با وجود تکمیل این مراحل، تاکنون حکم شهرداری صادر نشده و هیچ اقدام اجرایی از سوی استانداری صورت نگرفته است.» (برابر مستنادات موجود) استانداری نیز اعلام کرد: «صلاحیت نامبرده در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۱تأیید و پیش‌نویس حکم انتصاب نیز آماده شده بود، اما قبل از صدور حکم، شورای اسلامی شهر در تاریخ ۱۴۰۴/۰۴/۱۰به دلیل طولانی شدن روند تعیین صلاحیت، از انتخاب قبلی خود منصرف شد و فرد دیگری را به عنوان شهردار پیشنهادی معرفی کرد. این تصمیم طی نامه‌های رسمی به استانداری اعلام شد.» undefinedانتصاب پرسر و صدای اولین شهردار زن مازندران اما در حالی که پرونده اختلاف بر سر انتخاب شهردار همچنان در دیوان عدالت اداری جریان داشت، استانداری مسیر دیگری را انتخاب کرد. «ملیحه کریمیان» که تا آن زمان به عنوان سرپرست شهرداری امور را اداره می‌کرد، با حکم استاندار و حمایت نماینده مجلس به عنوان شهردار کیاکلا منصوب شد. هم‌زمان نیز این انتصاب با تبلیغات گسترده رسانه‌ای به عنوان «انتصاب نخستین شهردار زن در تاریخ مازندران» معرفی شد؛ اتفاقی که در شرایطی رخ داد که پرونده حقوقی مربوط به انتخاب قبلی شورای شهر هنوز در جریان بود، اختلاف میان شهردار منتخب و استانداری همچنان در دیوان عدالت اداری دنبال می‌شد. undefinedرأی دیوان؛ به نفع شهردار منتخب دیوان عدالت اداری بعد از دریافت دفاعیات دو طرف، در تاریخ ۲۹ آذر ۱۴۰۴ رأی به نفع شهردار منتخب داد. دیوان با استناد به مواد ۱۰ و ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری، حکم به ورود شکایت صادر کرد و اقدام استانداری در خودداری از صدور حکم انتصاب یحیی را غیرقانونی دانست. استانداری اما از فرصت ۲۰ روزه برای اعتراض استفاده نکرد. همانطور که عنوان شد رأی در ۲۹ آذر ابلاغ شد و استانداری ۱۶ روز بعد از پایان مهلت قانونی، یعنی پنجم بهمن، تازه یادش آمد که باید اعتراض کند، اما دیر شده بود. در نتیجه رأی شعبه ۳۶ قطعی و از سوی شعبه ۳۲ تجدید نظر دیوان لازم‌الاجرا شد. ادامه در پست بعدی...
undefinedآغاز فصلی تازه برای اجرای حکماما ماجرا از اینجا تازه شروع شد. زنگ‌های مکرر به علی‌نژاد، ابتدا کمی تهدید، سپس وعده و وعید؛ یحیی اما پایش را کرده بود توی یک کفش، می‌گفت: «من حکم قانونی خودم را می‌خواهم، ولو شده یک روز شهردار باشم.»داستان اما به همین‌جا ختم نشد. با قطعی شدن رأی، پرونده وارد مرحله اجرای احکام دیوان عدالت اداری شد. اخطارهای اجرای رأی یکی پس از دیگری به استانداری مازندران ابلاغ شد، اما همچنان خبری از اجرای حکم نبود.
استمرار این وضعیت باعث شد شعبه ۶ اجرای احکام، علاوه بر صدور دستور قضایی برای وصول پرونده، در ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ دستور احضار مهدی یونسی رستمی برای تفهیم اتهام استنکاف از اجرای رأی را صادر کند؛ اقدامی که ممکن بود به برکناری وی از سمت استانداری مازندران بی‌انجامد.ِ دیوان موضوع را صرفاً یک اختلاف اداری نمی‌دانست، احتمال سرپیچی از اجرای یک حکم قطعی را در حال بررسی بود.یک روز بعد، ابلاغیه رسمی به استانداری ارسال شد و در ادامه، دو لایحه دفاعیه از سوی نمایندگان حقوقی استانداری در تاریخ‌های ۲۷ خرداد و ۲ تیر ۱۴۰۵ در سامانه ثبت شد. پرونده حالا از مرحله صدور رأی عبور کرده و به مرحله پاسخگویی درباره چرایی اجرا نشدن حکم رسیده بود؛ حکمی که دیوان عدالت اداری شش ماه قبل آن را قطعی و لازم‌الاجرا اعلام کرده بود.
undefinedپایان ماجرا یا آغاز یک مسیر تازه؟در حالی که پرونده وارد فاز پیچیده‌تری شده بود، برخی خبرها از تلاش برای استفاده از ظرفیت‌های قانونی دیگر حکایت داشت. بر اساس اطلاعاتی که به دست ما رسیده، با درخواست اعمال ماده ۷۹ قانون دیوان عدالت اداری، حکم انفصال استاندار متوقف شده و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه هم‌عرض ارجاع شده است. بله، ظاهراً در بعضی پرونده‌ها، رأی قطعی هم پایان کار نیست؛ همیشه یک راه دیگر برای ادامه بازی وجود دارد.
پی‌نوشتاگر روزی از اهالی سیمرغ شنیدید که می‌گویند: «باید سی تا مرغ کشت، برای یونسی خیرات کرد»، بدانید این فقط یک مثل محلی نیست؛ خلاصه چند ماه رفت‌وآمد میان شورای شهر، استانداری، دیوان عدالت اداری، اجرای احکام، حکم قطعی، استنکاف، انتصاب اولین شهردار زن مازندران و البته پرونده‌ای است که ظاهراً هنوز هم آخرین برگش نوشته نشده است!و یک نکته جالب دیگر؛ یحیی علی‌نژاد پیش‌تر در سریال پایتخت هم حضور کوتاهی داشت. زمانی که شخصیت «هما سعادت» به عضویت شورای شهر علی‌آباد شیرگاه درآمد، یحیی در چند سکانس در نقش یکی از اعضای شورای شهر مقابل دوربین ظاهر شد. انگار قصه پر غصه مدیریت شهری، این بار از قاب تلویزیون به دنیای واقعی آمده است.
سید روح‌الله شجاعی کیاسریundefined بله | اینستاگرام | ایکس
undefined۶
undefined۲

۶۶۸

۲۰:۳۵

۲۸ تیر
thumbnail
undefinedپدر به وعده‌اش عمل کرد!یک کارگر آرامستان در بابل، آن هم در میانسالی، حالا پدر هشت فرزند شده؛ خبری که هر جور حسابش کنی، جلب توجه می‌کند.اردیبهشت پارسال خبرنگار صداوسیما برای تهیه گزارش از این خانواده راهی بابل شد؛ شهری که می‌گویند با حدود ۶۰۰ هزار نفر جمعیت، پرجمعیت‌ترین شهرستان مازندران است. آخر گزارش هم یک جمله گفت که حالا دوباره وایرال شده؛ اینکه «اگر مسئولان همت کنند، تعداد اعضای این خانواده دو رقمی می‌شود.»یک سال گذشته. نمی‌دانم مسئولان چقدر همت کردند، اما چیزی که مشخص است عدد ده در شناسنامه خانواده آقای واسع دیده می‌شود.
undefinedجمعیت دغدغه یک استانمازندران چند سالی است که از نظر فرزندآوری وارد وضعیت نگران‌کننده‌ای شده. اصطلاح کارشناسی‌اش این است که پنجره جمعیتی استان بسته شده. طبیعی است که صداوسیما هم با ساخت چنین گزارش‌هایی بخواهد مردم را به فرزندآوری تشویق کند؛ بودجه هم برای این کار در نظر گرفته می‌شود. اینکه این تبلیغات چقدر اثر داشته، قضاوتش با شما.اما یک واقعیت را نمی‌شود نادیده گرفت؛ تصمیم مردم برای بچه‌دار شدن، بیشتر از هر چیز به وضعیت معیشت گره خورده است. سال‌هاست از بهبود اقتصاد حرف می‌زنیم، اما هنوز فاصله زیادی با اهدافی که خودمان در برنامه‌های توسعه نوشتیم داریم.
undefinedروی دیگر ماجرا؛ قضاوت‌های فضای مجازیموضوع این یادداشت، مثل ویدیویی که منتشر کردم، دو بخش دارد.اول، واکنش‌هایی که به این خبر در فضای مجازی شکل گرفت. بخشی از این واکنش‌ها از دایره نقد خارج شد و رنگ و بوی تمسخر گرفت؛ تا جایی که خود خبرنگار گزارش، بنیامین مرشدی، مجبور شد توضیح بدهد. او در چند استوری نوشت که از نزدیک با این خانواده زندگی کرده و تصویری کاملاً متفاوت دیده است. می‌گوید پسر بزرگ خانواده آرزو دارد قاضی شود و از همین حالا کتاب‌های حقوق می‌خواند. دختر خانواده چند جزء قرآن حفظ کرده و مادر هم دانشجوی دکترای علوم و حدیث است.
undefinedتشویق کافی نیست، حمایت هم لازم استاما بخش دوم، که به نظرم مهم‌تر است، خودِ وضعیت این خانواده است.اینکه مادر و نوزاد سالم هستند، خبر خیلی خوبی است. پزشکان، اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل و کادر بیمارستان آیت‌الله روحانی هم با خوشحالی از این موضوع گفتند. اینکه فرزندآوری در سنین پایین‌تر از نظر علمی کم‌خطرتر است هم حرف درستی است.اما نباید فراموش کنیم پدر این خانواده یک کارگر ساده آرامستان شهرداری است. خانواده‌ای با هشت فرزند، فارغ از اینکه چه نگاهی به موضوع فرزندآوری داشته باشیم، به حمایت جدی نیاز دارد.با رئیس بهزیستی شهرستان هم صحبت کردم. می‌گفت چند بسته معیشتی و کمک‌های محدودی انجام شده، اما واقعاً این‌ها جوابگوی نیاز چنین خانواده‌ای نیست.
undefinedدر این وانفسای کاهش جمعیت، سرمایه انسانی را جدی بگیریمشاید بعضی‌ها بگویند مگر خودت را با ایلان ماسک یا کریستیانو رونالدو مقایسه کردی که این همه فرزند آوردی؟ خب معلوم است که پشتوانه مالی آن‌ها قابل مقایسه نیست. این حرف کاملاً درست است. اما از یک زاویه دیگر هم می‌شود به موضوع نگاه کرد؛ سرمایه انسانی هم سرمایه است. اگر واقعاً دغدغه کاهش جمعیت و افت نرخ باروری در مازندران را داریم، حمایت از خانواده‌ای مثل خانواده آقای واسع نباید فقط در حد یک گزارش تلویزیونی یا چند تیتر خبری بماند.در گفت‌وگو با مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری هم این موضوع را پیگیری کردم. ایشان می‌گفتند تقریباً بخش قابل توجهی از تعهدات دولت برای این خانواده، از جمله واگذاری زمین، پرداخت تسهیلات و برخی حمایت‌های دیگر، انجام شده یا در حال انجام است.
undefinedکلام آخربا این حال، به نظرم این خانواده همچنان نیازمند توجه ویژه است. پدری که کارگر ساده آرامستان است و مسئولیت تأمین زندگی هشت فرزند را بر عهده دارد، طبیعتاً با حمایت‌های معمول نمی‌تواند از پس همه هزینه‌های امروز برآید. اگر قرار است از چنین خانواده‌هایی به عنوان نماد سیاست‌های جمعیتی یاد کنیم، حمایت از آن‌ها هم باید ویژه و متناسب با شرایطشان باشد؛ هم از سوی مسئولان استانی و هم در سطح ملی.در پایان فقط یک خواهش دارم؛ فارغ از هر نظری که درباره سیاست‌های جمعیتی دارید، درباره این خانواده اخلاق‌مدارانه‌تر قضاوت کنیم. پشت این خبر، یک پدر، یک مادر و هشت فرزند زندگی می‌کنند. مراقب کامنت‌ها و قضاوت‌هایمان باشیم.
undefinedسید روح‌الله شجاعی کیاسریundefined بله | اینستاگرام | ایکس
undefined۷

۸۲۸

۱۳:۱۹

thumbnail

۵۷۹

۱۵:۴۶

۳۰ تیر
thumbnail
بانو جان/ سارا علیزاده
undefined۹

۵۷۶

۷:۴۷

۱ مرداد
thumbnail
اکنون که در آستانه بیست‌وهفتمین سال‌روز وقوع سیل ویرانگر نکا قرار داریم با بهره‌گیری از فناوری هوش مصنوعی و بر پایه تصاویر آرشیوی و روایت‌های شاهدان عینی، تلاش شده است صحنه‌های آن روزهای تلخ به شکلی مستند و وفادار به واقعیت بازسازی شوند؛ تا این بخش از تاریخ نکا برای نسل‌های آینده ماندگار بماند.
سه‌شنبه، چهارم مرداد ۱۳۷۸، یکی از تلخ‌ترین روزهای تاریخ شهر نکا رقم خورد. سیلابی سهمگین که بامداد آن روز به شهر هجوم آورد، نزدیک به یک‌سوم نکا را زیر آب برد و جان حدود ۴۰ نفر از شهروندان و مسافران را گرفت یا آنان را مفقود کرد. رودخانه مهربان‌رود نکا تا آن زمان هرگز شاهد سیلی با چنین گستردگی و ویرانگری نبود.
بیشترین خسارت به محله‌های شهید کاظمی (کمربندی فعلی)، علمیه، خیابان شهرداری، راه‌آهن، کوچه اسماعیلی و کوی شهید بهشتی وارد شد. در میان این مناطق، کوچه‌های چمازی، زیارتی و شهید بهشتی بیشترین تلفات و خسارات را متحمل شدند؛ جایی که خانه‌ها، مغازه‌ها و خاطرات سال‌ها زندگی، تنها در چند ساعت در میان گل‌ولای و خروش آب از بین رفت.
آغاز این فاجعه به شامگاه سوم مرداد بازمی‌گشت. از حدود ساعت ۲۰:۳۰ بارش شدید باران آغاز شد و تا سپیده‌دم بدون وقفه ادامه یافت. حجم عظیمی از آب‌های جاری از ارتفاعات حوضه آبریز نکارود به سمت شهر سرازیر شد و حوالی ساعت ۳:۳۰ بامداد، موج اصلی سیلاب به نکا رسید. بسیاری از مردم با صدای خروشان آب و فریاد همسایگان از خواب بیدار شدند و در تاریکی شب، هراسان به سوی تپه‌ها و مناطق مرتفع شهر پناه بردند.
یکی از عوامل اصلی شدت خسارات، مسدود بودن دهانه پل نکا بود. تنه درختان، شاخه‌ها و گل‌ولایی که از سیل سه هفته قبل در دهانه پل باقی مانده و پاکسازی نشده بود، مسیر عبور آب را بست. این انسداد باعث تشکیل دریاچه‌ای پشت پل، بازگشت آب به داخل شهر و افزایش مداوم سطح آب شد. سرانجام فشار سیلاب یکی از مسیرهای پل ارتباطی شهر را تخریب کرد و آب با شدت بیشتری وارد خیابان‌ها و محله‌های اطراف شد.
در مدت کوتاهی، منازل مسکونی، مغازه‌ها، ادارات، تأسیسات شهری و اموال شخصی و دولتی در آب و گل فرو رفتند. پس از فروکش کردن سیل، لایه‌ای ضخیم از گل، لجن و آوار سراسر شهر را پوشاند. گرمای روزهای بعد نیز این گل خشک‌شده را به گردوغبار تبدیل کرد و زندگی را برای مردم دشوارتر ساخت.
در بسیاری از مناطق شهر و روستاهای اطراف، آب، برق و دیگر خدمات عمومی برای چندین روز قطع بود. خانواده‌های سیل‌زده ناچار شدند به خانه اقوام و آشنایان، مساجد، مدارس و دیگر اماکن عمومی واقع در نقاط مرتفع شهر پناه ببرند.
undefinedسید روح‌الله شجاعی کیاسریundefined بله | اینستاگرام | ایکس
undefined۱۲

۹۹۲

۰:۲۹

۲ مرداد
thumbnail
خردسال بودیم در حالی که به سقف چوبی منزل نگاه می‌کردیم این آواز را زمزمه می‌کردیم، «مشتی بیه پلوری، و بین مرد یاغی...» در فرهنگ و باور مردم تبرستان، «محسن احمدیان» معروف به مشتی از عیاران بزرگ خطه تبرستان به حساب می‌آید، نسخه وطنی رابین‌هود، نعوذ بالله!در روزگار سخت جنگی، ادبیات، شعر، موسیقی و در مجموع فرهنگ و باور محلی می‌تونه ما رو باز بهم پیوند بده، «پرور» روستایی در سمنان امروز که روزگاری جزو مازندران، در ارتفاعات دودانگه به شمار می‌اومد.همین الان روی شخصیت این آدم دعواست، اما این قطعه کوتاه از شعر محلی که توسط خشایار و پدرش استاد محمدرضا اسحاقی زیر پِلورِ عمارتشان در گرجی‌محله بهشهر ما رو برد به دوران کودکی‌مان، شب‌های سرد زمستان با نوای دوتار...
بر پایه روایت‌های شفاهی، آغاز مبارزه‌اش به اختلاف بر سر زمین‌های پدری‌اش برمی‌گرده. گفته شده پس از آنکه فردی بانفوذ زمین خانواده‌اش را تصرف کرد، پیگیری‌های قانونی نتیجه‌ای نداشت، مشدی راه اعتراض مسلحانه را برگزید و به کوهستان پناه برد. سال‌ها در مناطق کوهستانی البرز با نیروهای دولتی درگیر بود و به تدریج به شخصیتی افسانه‌ای در میان مردم تبدیل شد.
مشدی علاوه بر مبارزه، به سرودن اشعار محلی شهرت داشت. اشعاری از او در انتقاد از سیاست‌های رضاشاه، به‌ویژه کشف حجاب، نقل شده، گفته شده بخشی از سروده‌هایش را بر ستون‌های چوبی خانه خود حک کرده بود. علاقه او به شاهنامه و فرهنگ حماسی ایران نیز در روایت‌های مربوط به زندگیش بازتاب یافت و در شکل‌گیری سیمای اسطوره‌اش نقش داشت.
تاریخ فوتش رو بین سال‌های ۱۳۱۶ تا ۱۳۱۸ عنوان کردند، او در اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی زندگی می‌کرد.
undefinedسید روح‌الله شجاعی کیاسریundefined بله | اینستاگرام | ایکس
undefined۷
undefined۳

۳۷۰

۸:۲۷

۳ مرداد
thumbnail
undefinedبعد از انتشار تصاویری از حضور فرماندار تنکابن در کافه‌ای که مزین شده به نام دریای کاسپین، شاهد واکنش‌های متفاوتی بودیم. اولین و عجیب‌ترین واکنش مربوط به خود آقای فرماندار است. مرتضی شکوهی عنوان کرد: «من به خاطر مواضع ضد صهیونیستی اسپانیا، بعد از گل این‌طور شادمانی کردم. چند دقیقه بیشتر آنجا حاضر نبودم. دیدار در چارچوب بازدیدهای نظارتی از اماکن گردشگری بود، به حواشی و کلیپ تقطیع شده توجه نکنید! صاحب رستوران نباید از تصاویرم استفاده می‌کرد که طور دیگر برداشت شود!»
undefinedاما واکنش امام جمعه تنکابن در خطبه دوم نماز جمعه امروز هم جالب توجه بود. حجت‌السلام هدایتی خواستار برخورد شدید با برگزارکنندگان مراسم شد. «آنچه یکشنبه شب در بازی فینال با حضور بانوان بی‌حجاب و عریان در مجتمع تجاری کاسپین گذشت جشن شادی نبود، عیاشی، عقده‌گشایی، حرمت شکنی و زیرپا گذاشتن ارزش‌های دینی بود. نباید به پلمب اکتفا کرد، مسئولان باید مجوزها را باطل کنند. آقای فرماندار برای حفظ جایگاه حقوقی‌اش از شرکت در چنین مجالس شیطنت آمیز حتی کوتاه مدت خودداری کند.»
undefinedاما رییس اصناف به پشتیبانی از فرماندار شکوهی درآمد و بیانیه داد. سعید هاشم‌پور نوشت: انتشار کلیپ‌ها و روایت‌های ناقص، به تشویش افکار عمومی و خدشه‌دار کردن سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. از رسانه‌ها و فعالان فضای مجازی می‌خواهیم با رعایت انصاف و اخلاق حرفه‌ای، در حفظ آرامش و وحدت ضمن قدردانی از دستگاه قضایی و حمایت از اقدامات قانونی، همواره در کنار مردم، اصناف و مدیران دلسوز برای ساختن شهری آباد، آرام و پیشرو خواهد بود. فرماندار ویژه شهرستان تنکابن با اجرای قانون، صیانت از ارزش‌های اسلامی، حمایت از اصناف قانون‌مدار و پیگیری پروژه‌های عمرانی، کارنامه‌ای درخشان از خود بر جای گذاشته است.
undefinedسید روح‌الله شجاعی کیاسریundefined بله | اینستاگرام | ایکس
undefined۲

۲۷۲

۳:۴۰

thumbnail
فرماندار تنکابن: کافه‌ها منبع مهم خبر هستند.
undefined۲
undefined۱

۲۷۹

۱۸:۱۳