#لنز ۱
درسهایی از زودپز
#سکان
درسهایی از زودپز
#سکان
۲۹
۶:۲۴
#لنز ۱
رهبرانی که شبیه زودپزهای قدیمیاندا
از کودکی تصویری در ذهنم مانده که هرگز فراموشش نکردهام. در خانه ما یک زودپز از نوع قدیمی وجود داشت. از همان مدلهایی که امروز دیگر کمتر کسی به خاطر میآورد. گاهی اوقات مادرم هنگام آشپزی ناگهان با شنیدن صدایی خاص، همه چیز را رها میکرد، با شتاب به سمت آشپزخانه می رفت و در را می بست یا اگر داخل آن بود، بیرون میآمد و در را پشت سرش میبست. آن روزها آشپزخانهها هنوز اُپن نبودند. درِ آشپزخانه بسته میشد و ما منتظر میماندیم. چند دقیقه بعد، وقتی صداها فروکش میکرد، مادرم با احتیاط در را باز میکرد و نتیجه تقریباً همیشه یکسان بود؛محتویات زودپز به هر سوپرتاب شده بود. در و دیوار آشپزخانه، کابینتها، میز و صندلیها، ظرفهای شستهشدهای که با دقت چیده شده بودند و حتی خود اجاق گاز، همگی زیر لایهای از مواد غذایی پوشیده شده بودند. انگار انفجاری کوچک رخداده بود.سالها بعد فهمیدم مسئله اصلی آن زودپزها، وجود فشار نبود. اصلاً فلسفه وجودی زودپز، ایجاد فشار است. مسئله این بود که فشار راه مطمئنی برای تخلیه شدن نداشت."وقتی بخار درون ظرف جمع میشد و جایی برای خروج تدریجی آن وجود نداشت، دیر یا زود از جایی غیرقابل پیشبینی و با شدتی مخرب بیرون میزد." شاید به همین دلیل بودکه نسلهای بعدی زودپزها به تدریج تغییر کردند. مهندسان تلاش نکردند فشار را حذف کنند؛ چنین چیزی اساساً ممکن نبود. آنها به دنبال راههایی برای مدیریت فشار بودند. سوپاپهای اطمینان، دریچههای تخلیه، مکانیزمهای چندلایه ایمنی و مسیرهای کنترلشده خروج بخار، همگی با یک هدف طراحی شدند:"فشار باید راهی برای خروج داشته باشد." در بسیاری از سازمانها، مدیران و رهبران هنوز شبیه همان زودپزهای قدیمی عمل میکنند که هیچ، مسیر بروزهیجانی را بر سایر افراد تیم یا سازمانشان هم می بندند چرا که در پارادایم غالبِ "اینجا محل کار است" گرفتار آمده اند. آنها تصور میکنند حرفهای بودن یعنی ناراحتی خود را نشان ندادن، خشم خود را بروز ندادن، اضطراب خود را پنهان کردن، ترسهایشان را انکار کردن و ....آنها هرچه تجربه می کنند را به درون می ریزند (بافرض اینکه به مدیریت هیجان، از دیدِ غالب، مسلط باشند)، خستگیها و ناامیدیهایشان را فرو می برند و هر آنچه در درونشان میگذرد، پشت چهرهای آرام، خونسرد و کنترلشده مخفی می کنند.از بیرون شاید همه چیز منظم به نظر برسد. اما واقعیت این است که هیجانهای سرکوبشده ناپدید نمیشوند. همانگونه که بخار درون زودپز از بین نمیرود. آنها فقط متراکمتر میشوند. فشار بیشتری ایجاد میکنند و منتظر لحظهای میمانند که از نقطهای دیگر خود را نشان دهند. گاه در قالب یک تصمیم عجولانه. گاه در قالب یک واکنش تند و نامتناسب. گاه در قالب فرسودگی روانی و فرسودگی شغلیِ منتج از آن. گاه در قالب کاهش کیفیت قضاوت و تصمیمگیری و گاه در قالب آسیب دیدن روابطی که سالها برای ساختن آنها زمان صرف شده است.در این میان، یکی از رایجترین سوء برداشتها در حوزه #رهبری آن است که مدیریت هیجان را با مهار هیجان اشتباه میگیرند. گویی هدف این است که هیچ بخاری از سیستم خارج نشود. در حالی که شاید مسئله دقیقاً برعکس باشد. هیجانها بخشی از واقعیت انسانیاند؛ همانقدر طبیعی که فشار در یک زودپز. پرسش اصلی این نیست که چگونه آنها را حذف کنیم. پرسش این است که آیا برای آنها سوپاپهای مناسبی طراحی کردهایم یا نه. زیرا تاریخ زودپزها به ما یک درس ساده اما عمیق میدهد:"سیستمهای پایدار، سیستمهایی نیستند که در آنها هیچ فشاری وجود ندارد. بلکه سیستمهایی هستند که فشار در آنها راهی ایمن، تدریجی و آگاهانه برای خروج پیدا میکند."
رهبران نیز از این قاعده مستثنی نیستند.آنچه سازمانها را به خطر میاندازد، وجود هیجان نیست. زودپزهای بدون سوپاپاند.و خارج از تصور نیست که این موضوع چه اثراتی بر عملکرد سازمانها خواهد داشت.
طراحی سوپاپها و استفاده از آنها یک مهارت اساسی است. خاصه در فضای بحران، چه درونی چه بیرونی. خاصه امروزِ ما که همزمان درگیر هر دوی آنها هستیم.
با ما #هم_مسیر بمانید.#رهبری #توسعه #سرمایه_انسانی#هیجان #مدیریت_هیجان#هم_مسیر_ارتقای_عملکرد_سازمانها
رهبرانی که شبیه زودپزهای قدیمیاندا
از کودکی تصویری در ذهنم مانده که هرگز فراموشش نکردهام. در خانه ما یک زودپز از نوع قدیمی وجود داشت. از همان مدلهایی که امروز دیگر کمتر کسی به خاطر میآورد. گاهی اوقات مادرم هنگام آشپزی ناگهان با شنیدن صدایی خاص، همه چیز را رها میکرد، با شتاب به سمت آشپزخانه می رفت و در را می بست یا اگر داخل آن بود، بیرون میآمد و در را پشت سرش میبست. آن روزها آشپزخانهها هنوز اُپن نبودند. درِ آشپزخانه بسته میشد و ما منتظر میماندیم. چند دقیقه بعد، وقتی صداها فروکش میکرد، مادرم با احتیاط در را باز میکرد و نتیجه تقریباً همیشه یکسان بود؛محتویات زودپز به هر سوپرتاب شده بود. در و دیوار آشپزخانه، کابینتها، میز و صندلیها، ظرفهای شستهشدهای که با دقت چیده شده بودند و حتی خود اجاق گاز، همگی زیر لایهای از مواد غذایی پوشیده شده بودند. انگار انفجاری کوچک رخداده بود.سالها بعد فهمیدم مسئله اصلی آن زودپزها، وجود فشار نبود. اصلاً فلسفه وجودی زودپز، ایجاد فشار است. مسئله این بود که فشار راه مطمئنی برای تخلیه شدن نداشت."وقتی بخار درون ظرف جمع میشد و جایی برای خروج تدریجی آن وجود نداشت، دیر یا زود از جایی غیرقابل پیشبینی و با شدتی مخرب بیرون میزد." شاید به همین دلیل بودکه نسلهای بعدی زودپزها به تدریج تغییر کردند. مهندسان تلاش نکردند فشار را حذف کنند؛ چنین چیزی اساساً ممکن نبود. آنها به دنبال راههایی برای مدیریت فشار بودند. سوپاپهای اطمینان، دریچههای تخلیه، مکانیزمهای چندلایه ایمنی و مسیرهای کنترلشده خروج بخار، همگی با یک هدف طراحی شدند:"فشار باید راهی برای خروج داشته باشد." در بسیاری از سازمانها، مدیران و رهبران هنوز شبیه همان زودپزهای قدیمی عمل میکنند که هیچ، مسیر بروزهیجانی را بر سایر افراد تیم یا سازمانشان هم می بندند چرا که در پارادایم غالبِ "اینجا محل کار است" گرفتار آمده اند. آنها تصور میکنند حرفهای بودن یعنی ناراحتی خود را نشان ندادن، خشم خود را بروز ندادن، اضطراب خود را پنهان کردن، ترسهایشان را انکار کردن و ....آنها هرچه تجربه می کنند را به درون می ریزند (بافرض اینکه به مدیریت هیجان، از دیدِ غالب، مسلط باشند)، خستگیها و ناامیدیهایشان را فرو می برند و هر آنچه در درونشان میگذرد، پشت چهرهای آرام، خونسرد و کنترلشده مخفی می کنند.از بیرون شاید همه چیز منظم به نظر برسد. اما واقعیت این است که هیجانهای سرکوبشده ناپدید نمیشوند. همانگونه که بخار درون زودپز از بین نمیرود. آنها فقط متراکمتر میشوند. فشار بیشتری ایجاد میکنند و منتظر لحظهای میمانند که از نقطهای دیگر خود را نشان دهند. گاه در قالب یک تصمیم عجولانه. گاه در قالب یک واکنش تند و نامتناسب. گاه در قالب فرسودگی روانی و فرسودگی شغلیِ منتج از آن. گاه در قالب کاهش کیفیت قضاوت و تصمیمگیری و گاه در قالب آسیب دیدن روابطی که سالها برای ساختن آنها زمان صرف شده است.در این میان، یکی از رایجترین سوء برداشتها در حوزه #رهبری آن است که مدیریت هیجان را با مهار هیجان اشتباه میگیرند. گویی هدف این است که هیچ بخاری از سیستم خارج نشود. در حالی که شاید مسئله دقیقاً برعکس باشد. هیجانها بخشی از واقعیت انسانیاند؛ همانقدر طبیعی که فشار در یک زودپز. پرسش اصلی این نیست که چگونه آنها را حذف کنیم. پرسش این است که آیا برای آنها سوپاپهای مناسبی طراحی کردهایم یا نه. زیرا تاریخ زودپزها به ما یک درس ساده اما عمیق میدهد:"سیستمهای پایدار، سیستمهایی نیستند که در آنها هیچ فشاری وجود ندارد. بلکه سیستمهایی هستند که فشار در آنها راهی ایمن، تدریجی و آگاهانه برای خروج پیدا میکند."
رهبران نیز از این قاعده مستثنی نیستند.آنچه سازمانها را به خطر میاندازد، وجود هیجان نیست. زودپزهای بدون سوپاپاند.و خارج از تصور نیست که این موضوع چه اثراتی بر عملکرد سازمانها خواهد داشت.
طراحی سوپاپها و استفاده از آنها یک مهارت اساسی است. خاصه در فضای بحران، چه درونی چه بیرونی. خاصه امروزِ ما که همزمان درگیر هر دوی آنها هستیم.
با ما #هم_مسیر بمانید.#رهبری #توسعه #سرمایه_انسانی#هیجان #مدیریت_هیجان#هم_مسیر_ارتقای_عملکرد_سازمانها
۲۸
۹:۰۱
#توضیح :همراهان ارجمند درود،نکات برجسته مورد نظر از منابعی که معرفی می شوند، در مسیر برای شما انتقال خواهد یافت، اما اگر علاقمند هستید شخصا و یا زودتر در حوزه مورد نظر خود، مطالعه فرمایید، منابع با کد معرفی خواهند شد و مسیرهای دسترسی برای هر کدام از شما در هر زمانی که نیاز شد با ارسال کد مربوط به همان منبع، ارایه خواهد شد. پاسخ به پیامهای شما و کدهای ارسال شده در ساعت ۲۲ همان روز تقدیم می شود.با احترام و تشکر#سُکان
۲۴
۱۲:۳۶
#سُکان#معرفی_منابع: ۱
Emotionally Charged
برای اطلاعات بیشتر و تهیه، کد ۱ را در کامنت وارد یا از طریق پیام به شماره ۰۹۰۲۲۴۵۰۷۱۵ ارسال فرمایید.
Emotionally Charged
برای اطلاعات بیشتر و تهیه، کد ۱ را در کامنت وارد یا از طریق پیام به شماره ۰۹۰۲۲۴۵۰۷۱۵ ارسال فرمایید.
۲۸
۱۲:۳۶
#سکان #معرفی_منابع : ۲Emotional Agilityبرای اطلاعات بیشتر و تهیه، کد ۲ را در کامنت وارد یا از طریق پیام به شماره ۰۹۰۲۲۴۵۰۷۱۵ ارسال فرمایید.
۳۱
۱۲:۳۷
۱۹
۸:۰۵
#صحنه ۱مایکل (با بازی آدام سندلر) یک کنترل از راه دور جادویی دارد که با آن بخشهای خستهکننده زندگیاش (مثل مریضی، دعوا با همسر یا ترافیک) را جلو میزند. اما ناگهان متوجه میشود که کنترلر روی حالت "Auto-Pilot" (هدایت خودکار) رفته است. کنترلر بر اساس رفتارهای گذشته او، به طور اتوماتیک در لحظات تنشزا خودآگاه مایکل را خاموش میکند. مایکل با وحشت میبیند که سالها زندگی کرده اما خودش حضور نداشته و ناخودآگاهش بر اساس الگوی بقا همهچیز را جلو برده است.
#سکان
#سکان
۲۲
۸:۰۵
توضیح:۱-با توجه به محدودیت این اپلیکیشن از بابتحجمفایل برای به اشتراک گذاری، کیفیت ویدیو بسیار پایین آمده است. برای مشاهده کیفیت بالاتر می توانید درکانال تلگرام دسترسی داشته باشید.۲-ضمنپوزش از همه شما عزیزان، به دلیل معذورات فنی، امکان زیرنویس فارسی در #صحنه_۱ فراهم نشد. تمام تلاش خود را خواهیم کرد که در ادامه، این موضوع حل شود.با سپاس از تحمل وهمراهی و صبوری شما...
۲۴
۸:۰۷
#صحنه_۱Click
۲۵
۸:۱۱
#صحنه ۱
شما در کجای زندگی شخصیوحرفه ای، چه چیزهایی را به برداشت خودتان از دست داده اید؟ کجا و چقدر از سهم زندگی شما رویاتوپایلوت یا بقول همسر مایکل، دانا، یک اتوزامبی بوده اید؟
#سکان
شما در کجای زندگی شخصیوحرفه ای، چه چیزهایی را به برداشت خودتان از دست داده اید؟ کجا و چقدر از سهم زندگی شما رویاتوپایلوت یا بقول همسر مایکل، دانا، یک اتوزامبی بوده اید؟
#سکان
۲۰
۱۲:۳۵