رمان کودک و نوجوان
دوستان متاسفانه حداکثر حجم فایل می تونه ۲۰ مگابایت باشه و این داستان چهل و پنج مگابایت حجم داره
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت: @roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی: https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
سعیم رو می کنم که داستان رو پست کنم
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
۵۶
۱۴:۴۵
#کتاب
دوستان می خواهم یک کتاب خیلی بحث برانگیز رو براتون ترجمه کنم . کتاب نوکرونومیکون خلق شده توسط اچ.پی. لاوکرافت

کتاب ۱۸۹ صفحه است و در ایران منتشر نشده . اگر اعضای کانال مون کمی بالاتر بره این کتاب رو رایگان ، در اختیار شما می گذارم . · نویسنده (ساختگی): عبدالرحزاد، شاعر دیوانهی یمنی (اختهی ذهن لاوکرافت) · خلقشده توسط: اچ. پی. لاوکرافت (H.P. Lovecraft) در دههی ۱۹۲۰ · سال انتشار (نسخههای جعلی): بسته به ناشر متفاوت است؛ مثلاً انتشارات Avon Books در ۱۹۸۰ و Editorial Maxtor در ۲۰۲۲ · کشور منتشر کننده (نسخههای جعلی): معمولاً ایالات متحده یا اسپانیا · موضوع: کتابی جعلی دربارهی موجودات باستانی (Old Ones)، احضار ارواح و جنها و جادوی سیاه که خواندن آن باعث جنون میشود · ژانر: فراطبیعی، وحشت کیهانی (Cosmic Horror) · محبوبیت: بسیار بالا در میان طرفداران لاوکرافت و فرهنگ پاپ؛ آنقدر محبوب که کتابفروشیها و کتابخانهها مدام درخواست نسخهی واقعی آن را داشتند و این باعث چاپ نسخههای جعلی متعدد شد · بین کتابهای شبیه: آثاری از رابرت دابلیو. چمبرز (The King in Yellow) و سایر کتابهای جعلی دنیای اسطورههای کثولو مانند Book of Eibon و De Vermis Mysteriis
"اگر کسی سعی کند نوکرونومیکون را بنویسد، تمام کسانی را که از اشارههای مرموز به آن به خود میلرزیدند، ناامید خواهد کرد." — اچ. پی. لاوکرافت
نکتهی کلیدی: خود لاوکرافت بارها در نامههایش نوشته که این کتاب را کاملاً از تخیل خود ساخته است و در دنیای واقعی وجود ندارد . بنابراین نسخههایی که با عنوان "نوکرونومیکون" در بازار هستند، در واقع کتابهایی جعلی هستند که توسط ناشران مختلف برای فروش نوشته شدهاند و ربطی به متن اصلی (که وجود خارجی ندارد) ندارند .باوجود اینکه شخص لاوکرفت در نامهای به طرز صریحی بیان میکند که نکرونومیکون کتابی خیالی و ساخته او است اما از نخستین اشارات به آن، بیشتر طرفداران لاوکرفت به حقیقی بودن کتاب باور داشتهاند. مرگ عجیب پدر و مادر لاوکرفت در اثر بیماریهای روانی و کابوسهای شبانه متعدد او از جمله عواملی بودند که موجب گسترش این تئوری در میان طرفداران وی و ارتباط لاوکرفت با عالم غیب شدند. کنت گرانت، ساحر معروف بریتانیایی و شاگرد آلیستر کراولی، خالق آیین تلما، در کتاب احیای جادویی خود، مدعی میشود که کراولی و لاوکرفت از نیروهای غیبی یکسانی استفاده میکردند و این نیروها در رویاهای لاوکرفت ظهور کردند و آنها را تحت تأثیر خود قرار دادند. او همچنین ادعا میکند که نکرونومیکون کتابی کیهانی از آکاشیک است که از طریق آیینهایی جادویی و رؤیاها میتوان به مطالب آن دسترسی داشت. از آنجایی که لاوکرفت گفته بود ایده نکرونومیکون برگرفته و با الهام از کابوسی بوده است ادعای کنت گرانت بهشدت مورد توجه قرار گرفت.
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
دوستان می خواهم یک کتاب خیلی بحث برانگیز رو براتون ترجمه کنم . کتاب نوکرونومیکون خلق شده توسط اچ.پی. لاوکرافت
"اگر کسی سعی کند نوکرونومیکون را بنویسد، تمام کسانی را که از اشارههای مرموز به آن به خود میلرزیدند، ناامید خواهد کرد." — اچ. پی. لاوکرافت
نکتهی کلیدی: خود لاوکرافت بارها در نامههایش نوشته که این کتاب را کاملاً از تخیل خود ساخته است و در دنیای واقعی وجود ندارد . بنابراین نسخههایی که با عنوان "نوکرونومیکون" در بازار هستند، در واقع کتابهایی جعلی هستند که توسط ناشران مختلف برای فروش نوشته شدهاند و ربطی به متن اصلی (که وجود خارجی ندارد) ندارند .باوجود اینکه شخص لاوکرفت در نامهای به طرز صریحی بیان میکند که نکرونومیکون کتابی خیالی و ساخته او است اما از نخستین اشارات به آن، بیشتر طرفداران لاوکرفت به حقیقی بودن کتاب باور داشتهاند. مرگ عجیب پدر و مادر لاوکرفت در اثر بیماریهای روانی و کابوسهای شبانه متعدد او از جمله عواملی بودند که موجب گسترش این تئوری در میان طرفداران وی و ارتباط لاوکرفت با عالم غیب شدند. کنت گرانت، ساحر معروف بریتانیایی و شاگرد آلیستر کراولی، خالق آیین تلما، در کتاب احیای جادویی خود، مدعی میشود که کراولی و لاوکرفت از نیروهای غیبی یکسانی استفاده میکردند و این نیروها در رویاهای لاوکرفت ظهور کردند و آنها را تحت تأثیر خود قرار دادند. او همچنین ادعا میکند که نکرونومیکون کتابی کیهانی از آکاشیک است که از طریق آیینهایی جادویی و رؤیاها میتوان به مطالب آن دسترسی داشت. از آنجایی که لاوکرفت گفته بود ایده نکرونومیکون برگرفته و با الهام از کابوسی بوده است ادعای کنت گرانت بهشدت مورد توجه قرار گرفت.
۲۷
۱۹:۱۹
#دیالوگ #فیلم
۱. فیلم Five Easy Pieces (۱۹۷۰)
این دیالوگ در یک غذاخوری شکل میگیرد، جایی که شخصیت «بابی» سعی دارد غذایی خارج از منو سفارش دهد و با قوانین خشک رستوران درگیر میشود .
بابی: «آقا، من تخممرغ ساده میخوام، بدون سیبزمینی، یه قهوه و یه طرف نان تست گندم.»پیشخدمت: «ما نان تست اضافی سرو نمیکنیم.»بابی: «شما که ساندویچ درست میکنید، نه؟»پیشخدمت: «میخواید با مدیر صحبت کنید؟»بابی: «خب، تا جایی که براتون راحته، ساده میگیرمش. یه املت ساده و یه ساندویچ سالاد مرغ با نان تست گندم، بدون مایونز، بدون کره، بدون کاهو، و یه قهوه.»پیشخدمت: «شماره دو، ساندویچ سالاد مرغ. بدون کره، کاهو و مایونز، و یه قهوه. چیز دیگهای؟»بابی: «آره، حالا فقط کاری که باید بکنید اینه که مرغ رو حذف کنید، نان تست رو بیارید، و صورتحساب ساندویچ سالاد مرغ رو به من بدید، و هیچ قانونی رو زیر پا نذاشتید.»پیشخدمت: «پس میخواید مرغ رو حذف کنم، ها؟»بابی: «نه، میخوام نگهش دارید بین زونوهاتون.»
---
۲. اسکچ Chappelle's Show (۲۰۰۴)
این دیالوگ معروف از اسکچ «داستانهای واقعی هالیوودی چارلی مورفی» نشأت گرفته، جایی که دیو چپل نقش ریک جیمز را بازی میکند. این جمله به یک میم اینترنتی محبوب تبدیل شد .
ریک جیمز (با بازی دیو چپل): «من ریک جیمزم، عوضی!»
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
۱. فیلم Five Easy Pieces (۱۹۷۰)
این دیالوگ در یک غذاخوری شکل میگیرد، جایی که شخصیت «بابی» سعی دارد غذایی خارج از منو سفارش دهد و با قوانین خشک رستوران درگیر میشود .
بابی: «آقا، من تخممرغ ساده میخوام، بدون سیبزمینی، یه قهوه و یه طرف نان تست گندم.»پیشخدمت: «ما نان تست اضافی سرو نمیکنیم.»بابی: «شما که ساندویچ درست میکنید، نه؟»پیشخدمت: «میخواید با مدیر صحبت کنید؟»بابی: «خب، تا جایی که براتون راحته، ساده میگیرمش. یه املت ساده و یه ساندویچ سالاد مرغ با نان تست گندم، بدون مایونز، بدون کره، بدون کاهو، و یه قهوه.»پیشخدمت: «شماره دو، ساندویچ سالاد مرغ. بدون کره، کاهو و مایونز، و یه قهوه. چیز دیگهای؟»بابی: «آره، حالا فقط کاری که باید بکنید اینه که مرغ رو حذف کنید، نان تست رو بیارید، و صورتحساب ساندویچ سالاد مرغ رو به من بدید، و هیچ قانونی رو زیر پا نذاشتید.»پیشخدمت: «پس میخواید مرغ رو حذف کنم، ها؟»بابی: «نه، میخوام نگهش دارید بین زونوهاتون.»
---
۲. اسکچ Chappelle's Show (۲۰۰۴)
این دیالوگ معروف از اسکچ «داستانهای واقعی هالیوودی چارلی مورفی» نشأت گرفته، جایی که دیو چپل نقش ریک جیمز را بازی میکند. این جمله به یک میم اینترنتی محبوب تبدیل شد .
ریک جیمز (با بازی دیو چپل): «من ریک جیمزم، عوضی!»
۲۳
۸:۰۱
#دیالوگ
· دفترچه خاطرات یک بیعرضه (جف کینی): این جمله از زبان شخصیت «گرگ هفلی» است که طنز تلخ و واقعگرایانهاش را نشان میدهد: "یک روز پولدار و مشهور میشوم، اما فعلاً در مدرسه راهنمایی با یک مشت احمق گیر کردم."· ماجراهای کاپیتان زیرشلواری (دیو پیلکی): این دیالوگ که از راوی است، با بازی با کلمات، شخصیتهای اصلی را معرفی میکند: "جورج و هارولد معمولاً بچههای مسئولیتی بودند. هر وقت اتفاق بدی میافتاد، معمولاً جورج و هارولد مسئولش بودند."· هری پاتر و سنگ جادو (جی.کی. رولینگ): این جمله را شخصیت «هرماینی گرنجر» (یا راوی) بعد از ماجرای غول کوهی بیان میکند و طنز موقعیت را با حس رفاقت درهم میآمیزد: "چیزهایی هست که نمیتوانی آنها را با کسی تقسیم کنی، مگر اینکه در نهایت از او خوشت بیاید، و از پا درآوردن یک غولِ سهونیممتری کوهستان یکی از آنهاست."· ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب (لوئیس کارول): این جمله از راوی است که با لحنی پوچگرایانه، توصیهای به ظاهر منطقی را بیان میکند. ترجمهای از این جمله بر اساس کتاب چنین است: "اگر از بطری که رویش نوشته 'زهر' زیاد بنوشی، دیر یا زود به حالت ناخوش خواهد شد."
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
· دفترچه خاطرات یک بیعرضه (جف کینی): این جمله از زبان شخصیت «گرگ هفلی» است که طنز تلخ و واقعگرایانهاش را نشان میدهد: "یک روز پولدار و مشهور میشوم، اما فعلاً در مدرسه راهنمایی با یک مشت احمق گیر کردم."· ماجراهای کاپیتان زیرشلواری (دیو پیلکی): این دیالوگ که از راوی است، با بازی با کلمات، شخصیتهای اصلی را معرفی میکند: "جورج و هارولد معمولاً بچههای مسئولیتی بودند. هر وقت اتفاق بدی میافتاد، معمولاً جورج و هارولد مسئولش بودند."· هری پاتر و سنگ جادو (جی.کی. رولینگ): این جمله را شخصیت «هرماینی گرنجر» (یا راوی) بعد از ماجرای غول کوهی بیان میکند و طنز موقعیت را با حس رفاقت درهم میآمیزد: "چیزهایی هست که نمیتوانی آنها را با کسی تقسیم کنی، مگر اینکه در نهایت از او خوشت بیاید، و از پا درآوردن یک غولِ سهونیممتری کوهستان یکی از آنهاست."· ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب (لوئیس کارول): این جمله از راوی است که با لحنی پوچگرایانه، توصیهای به ظاهر منطقی را بیان میکند. ترجمهای از این جمله بر اساس کتاب چنین است: "اگر از بطری که رویش نوشته 'زهر' زیاد بنوشی، دیر یا زود به حالت ناخوش خواهد شد."
۲۰
۸:۲۲
#داستان #تلخ #ترسناک#داستانهایبنده
وای این دیوانهخانه تعطیل نخواهد شد ! سلام من جورج هستم ، کارمند کلبهی عجایبی که بیشتر ، به مانند دیوانهخانه است . زندگی من یکنواخت و تکراری است . هر روز تیکت های پخش و پلا شده را جمع می کنم و قفسه ها را گردگیری می کنم . همه اش از روی که پا به اینجا گذاشتم آغاز شد ، از آنروز بدون اینکه علاقه ای به اینکار ، داشته باشم ، خودم را شب هنگام به اینجا رساندم و تا ابدولدهر گرفتار شدم ، او یک شیطان واقعی است ، این کلبه هم سالها پیش توسط خدایان نفرین شد و او برای نجات یافتن خودش از تبعید به جهنم و بازگشت به زمین ، هرروز افراد بیشتری را به دام می اندازد.کار من بدون هیچ دستمزدی است ، صاحب اینجا را سالهاست ندیده ام . نمی دانم چرا ، هرروز برای او کسب درآمد می کنم . من اصلا زنده نیستم ، این مردک لعنتی مرا نفرین کرده تا ابد در کلبهٔ عجایب کار کنم و ، با جادوی سیاه کاری کرده روحم هیچ رامشی نداشته باشد . او می خواست با مشهور کردن این کلبه شیطان پرستی را ترویج کند ... خب من بروم انگار مالک اینجا می خواهد روحم را از هم بپاشاند. امیدوارم کارمندان بیشتری به اینجا نیایند ، چون عاقبت همهی آنها چیزی به جز این نخواهد شد . شیطان روحشان را خواهد بلعید . خدایان یونان همه از مالک کلبه هراس داشتند ، اما دست کم زئوس جرأت کرد و او را نفرین نمود . بگذریم از اینکه خدایان یونان کنون همه در جهنم به سر می برند ، به هر حال در گذشته مردم ابله بودند که آنان را پرستش می کردند ، هرچند خودم هم چیزی از آنها کم ندارم ، دستی دستی روح و جسمم را با کار کردن در کلبهٔ شیطان ، به فنا دادم .بگذریم در نهایت همان شیطان راز خدایان یونان را برملا کرد و مردم همه شان را به آتش کشیدند . اوه ده کارمند جدید ، خوش آمدید به پایان زندگی تا عزیزان !گمان کن شیطان کنون در جهنم نبود ، اکنون در جهنم اینقدر قدرت دارد در دنیای واقعی چه پدری از ما در می آورد ! تا ابد نفرین خواهید شد . زودتر فرار .... شیطان رسید.
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
وای این دیوانهخانه تعطیل نخواهد شد ! سلام من جورج هستم ، کارمند کلبهی عجایبی که بیشتر ، به مانند دیوانهخانه است . زندگی من یکنواخت و تکراری است . هر روز تیکت های پخش و پلا شده را جمع می کنم و قفسه ها را گردگیری می کنم . همه اش از روی که پا به اینجا گذاشتم آغاز شد ، از آنروز بدون اینکه علاقه ای به اینکار ، داشته باشم ، خودم را شب هنگام به اینجا رساندم و تا ابدولدهر گرفتار شدم ، او یک شیطان واقعی است ، این کلبه هم سالها پیش توسط خدایان نفرین شد و او برای نجات یافتن خودش از تبعید به جهنم و بازگشت به زمین ، هرروز افراد بیشتری را به دام می اندازد.کار من بدون هیچ دستمزدی است ، صاحب اینجا را سالهاست ندیده ام . نمی دانم چرا ، هرروز برای او کسب درآمد می کنم . من اصلا زنده نیستم ، این مردک لعنتی مرا نفرین کرده تا ابد در کلبهٔ عجایب کار کنم و ، با جادوی سیاه کاری کرده روحم هیچ رامشی نداشته باشد . او می خواست با مشهور کردن این کلبه شیطان پرستی را ترویج کند ... خب من بروم انگار مالک اینجا می خواهد روحم را از هم بپاشاند. امیدوارم کارمندان بیشتری به اینجا نیایند ، چون عاقبت همهی آنها چیزی به جز این نخواهد شد . شیطان روحشان را خواهد بلعید . خدایان یونان همه از مالک کلبه هراس داشتند ، اما دست کم زئوس جرأت کرد و او را نفرین نمود . بگذریم از اینکه خدایان یونان کنون همه در جهنم به سر می برند ، به هر حال در گذشته مردم ابله بودند که آنان را پرستش می کردند ، هرچند خودم هم چیزی از آنها کم ندارم ، دستی دستی روح و جسمم را با کار کردن در کلبهٔ شیطان ، به فنا دادم .بگذریم در نهایت همان شیطان راز خدایان یونان را برملا کرد و مردم همه شان را به آتش کشیدند . اوه ده کارمند جدید ، خوش آمدید به پایان زندگی تا عزیزان !گمان کن شیطان کنون در جهنم نبود ، اکنون در جهنم اینقدر قدرت دارد در دنیای واقعی چه پدری از ما در می آورد ! تا ابد نفرین خواهید شد . زودتر فرار .... شیطان رسید.
۲۷
۸:۵۹
#دیالوگ
«ما آن را می پذیریم، چون کسی که به خاطرش می جنگیم، ارزشش را دارد.»
بازی های گرسنگی — ایثارِ عاشقانه
«اندوه، مانند گردنبندی است که فقط یک آویز دارد... اما خاطرات، مهره های رنگی آن هستند.»
لاکپشت هایی که به پرواز عادت دارند — زیستن با فقدان
🫂 «گاهی قوی ترین کار دنیا، درخواست کمک کردن است.»
یک و نیم عاشق — آسیب پذیریِ قهرمانانه
«ما نمی توانیم ستاره ها را انتخاب کنیم، اما میتوانیم انتخاب کنیم که چطور به آنها نگاه کنیم.»
ستاره ها، تقدیر من نیستند — قدرتِ زاویهدید
🪞 «دوست یعنی کسی که آینه را آنقدر بالا بگیرد که تو خودت را در آن ببینی، نه عیب هایت را.»
هری پاتر و محفل ققنوس — رفاقتِ اصیل
---
«آنچه مهم است، با چشم دیده نمیشود؛ فقط با قلب میتوان درست دید.»
شازده کوچولو — عمقِ زندگی
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
🫂 «گاهی قوی ترین کار دنیا، درخواست کمک کردن است.»
🪞 «دوست یعنی کسی که آینه را آنقدر بالا بگیرد که تو خودت را در آن ببینی، نه عیب هایت را.»
---
۲۴
۱۰:۳۵
دوستان هر کدوم از پست های آخری رو که بیشتر دوست داشتید ، ممنون میشم به مجله ی بله پیشنهاد بدید
سپاسگزارم
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
۱۸
۱۷:۴۳
روی پیام می زنید و گزینه ی پیشنهاد به مجله رو انتخاب می کنید .
تا رمان بعدی با ما باش...
عضویت:@roman_kodack_nojavan
داستانهای اختصاصی:https://rubika.ir/page/roman_kodack_nojavan
خوشحال میشم نظرتو بدونم 
۱۸
۱۷:۴۳