در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
داستان فیلم "راهبه" (The Nun) در سال ۱۹۵۲ در یک صومعه دورافتاده و متروکه در رومانی آغاز میشود. جایی که یک راهبه در شرایطی مرموز جان خود را از دست داده است. کلیسا، کشیش برک را به همراه راهبه ایرنه، که سابقهای در مواجهه با اتفاقات ماوراءالطبیعه دارد، برای تحقیق به منطقه میفرستد.
آنها پس از رسیدن به صومعه، با فضایی سنگین و ترسناک مواجه میشوند و به تدریج متوجه حضور یک نیروی اهریمنی باستانی به نام "مورگ" (Valak) میشوند که در صومعه ساکن شده و سعی در باز کردن دروازهای به جهنم دارد. این موجود که به شکل یک راهبه ظاهر میشود، از ترس و ناامیدی تغذیه میکند. راهبه ایرنه درمییابد که او نقشی کلیدی در مقابله با این شر و محافظت از دروازه دارد.
در نهایت، پس از درگیریهای متعدد و ترسناک، ایرنه با استفاده از ایمان و قدرت خود موفق میشود مورگ را برای مدتی عقب براند و دروازه جهنم را ببندد. اما در صحنه پایانی فیلم مشخص میشود که این موجود شیطانی کاملاً نابود نشده و در وقایع بعدی سری فیلمهای "احضار" دوباره پدیدار خواهد شد.#اوین
آنها پس از رسیدن به صومعه، با فضایی سنگین و ترسناک مواجه میشوند و به تدریج متوجه حضور یک نیروی اهریمنی باستانی به نام "مورگ" (Valak) میشوند که در صومعه ساکن شده و سعی در باز کردن دروازهای به جهنم دارد. این موجود که به شکل یک راهبه ظاهر میشود، از ترس و ناامیدی تغذیه میکند. راهبه ایرنه درمییابد که او نقشی کلیدی در مقابله با این شر و محافظت از دروازه دارد.
در نهایت، پس از درگیریهای متعدد و ترسناک، ایرنه با استفاده از ایمان و قدرت خود موفق میشود مورگ را برای مدتی عقب براند و دروازه جهنم را ببندد. اما در صحنه پایانی فیلم مشخص میشود که این موجود شیطانی کاملاً نابود نشده و در وقایع بعدی سری فیلمهای "احضار" دوباره پدیدار خواهد شد.#اوین
۱۹۹
۱۲:۲۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
رمان:رویا فروشی دالرگات.کتاب اول

#پارت سوم مقدمه:مغازه تاریخی مرید سوم:ه- رویای یک زوج نابارور که تولد یک سه قلو را پیش بینی میکند اثر بیبی نپ راکابای .پنی در حالی که در خودکارش را میجود سعی میکند پاسخ را بیابد سوال گول زننده است.سال ۱۹۹۹ خیلی وقت پیش بود پس رویاپردازان جوانی مثل کیک اسلامبر و واوا اسلیپ لند نمیتوانند گزینههای صحیحی باشند با خودکارش روی آن دو گزینه خط میکشد زندگی به عنوان پدر و مادرم برای یک هفته اثر یاسوز اترا چه سالی منتشر شد اگر حافظه پنی یاری میکرد این رویا مال همین اواخر بود رویاهای اترا معمولاً پیش از انتشار ه شدت تبلیغ و معرفی میشدند و یک عبارت معروف این تبلیغات هنوز در ذهن پنی نقش بسته است وینده و شور و شوق میگوید هنوز خودتو زحمت میدی که بچههاتو دعوا کنی مجبورشون کن تو خواب یک هفته به جای تو زندگی کنند اون وقت همه چی حل میشه تنی بین دو گزینه باقیمانده مردد است و دست آخر گزینه ه را انتخاب یکند دستش را به سمت قهرش یبرد تا یک جرعه از آن بنوشد که یک دفعه یک پنجه پشمالو به برگه سوالاتش ربه میزند و پنی آن قطع شوکه میشود که تقریباً یوان قهوه اش را میریزد صاحب پنجه بزرگ بدون مقدمه میگوید نخیر گزینه اول درسته کیک اسلنبرگ تو سال ۱۹۹۹ شروع به کار کرد و شروع تاریخی داشت چون همون سال جایزه بزرگ رو برد ن ۶ ماه تمام پولمو جمع کردم تا رویاشو بخرم اون واضحترین رویایی بود که تو عمرم دیدم احساس اینکه ها اقیانوس رو میشکافتند و تماشای منظره زیر موجها بینظیر بود انقدر واقعی بود که وقتی بیدار شدم از اینکه یه نهنگ قاتل به دنیا نیومدن ناراحت شدم اون یه نابغه است میدونی اون موقع چند سالش بود فقط ۱۳ طوری به خود میبالد که انگار این موفقیت او بوده است.#تارا.
۱۹۸
۱۰:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
رمان:کتابخانه ی ارواح 



#پارت اولدیش گفتار:چیز هایی که باید اول بدانید.عمو مونتی من یک کلاهبردار حرفهای بود هرچند که کراواتش را پشت رو میبست و موهای ناصاف مسخره سمت راست سرش را شانه نمیکرد تا مبادا خسته شود اما در گول زدن مردم در هر زمینهای که میخواست استاد بود او عاشق هدر دادن پولهایش هم بود و بیشتر پولش را صرف کشف این میکرد که چطور میتواند با روحها حرف بزند در خانواده ای از واسطه ها و روح زبان ها به دنیا آمده بود اما خودش معمولی بود و قدرت حرف زدن با روحها را نداشت روح زبان نامی بود که من روی خودم گذاشته بودم و او نمیتوانست این حقیقت را تحمل کند پس خودش را عوض کرد و باعث شد همه از او متنفر شوند اما پیشترها آدم خوبی بوده یادم میآید پدرم قبل از مرگش این را به مادرم میگفت اما بعدها وقتی مجبورم میکرد روی تشک دو نفره بدون فنر در اتاقی پر از اشیای ماورا الطبیعی بوگندو بخوابم یگر نمیتوانستم باور کنم هنوز هم آدم خوبی است خود من یک روح زبان هستم تا ۸ سالگیم طول کشید بتوانم قدرتم را کنترل کنم و اجازه ندهم کسی متوجه تواناییم بشود که این برای کسی به سن و سال من هنوز زود بود با وجود قدرت کنترلم هر چند وقت یکبار روحی از گوشهای بیرون میپرید و زهرهام را میترکاند و این باعث شد عمویم به قدرت ارتباطم با روحها پی ببرد یک هفته بعد از اینکه برای زندگی پیش او آمده بودم داشتم چمدان غول پیکری پر از چیزهای ماورالطبیعی را تمیز میکردند هنوز برچسب قیمت غازههای روحگیری که عمویم به آنها سر زده بود روی خیلی از آنها بود داشتم ظرفی شیشهای را که تویش چیزی مثل آب دماغ آبی بود یرون میکشیدند که صورتی وحشتناک خودش را به شیشه کوبید و سرم جیغ کشید.#تارا
۲۱۱
۱۱:۰۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
رمان "سووشون" اثر سیمین دانشور، داستانی زیبا و تأثیرگذار در دوران اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم است. این رمان به زیبایی زندگی، عشق، و مبارزات مردم ایران، به ویژه زنان، را در آن دوران به تصویر میکشد. داستان در شیراز اتفاق میافتد و شخصیت اصلی زن، زری، زنی جوان و شجاع است که در تلاش برای نجات خانواده و همسرش، درگیر وقایع سیاسی و اجتماعی زمانه میشود.
"سووشون" با زبانی شیوا و تصویری غنی، لایههای عمیقی از فرهنگ، تاریخ، و روح مقاومت مردم ایران را بازتاب میدهد. این اثر نه تنها یک روایت تاریخی است، بلکه نگاهی عمیق به چالشهای درونی و بیرونی انسانها، و جستجوی معنا در شرایط سخت دارد.
"سووشون" با زبانی شیوا و تصویری غنی، لایههای عمیقی از فرهنگ، تاریخ، و روح مقاومت مردم ایران را بازتاب میدهد. این اثر نه تنها یک روایت تاریخی است، بلکه نگاهی عمیق به چالشهای درونی و بیرونی انسانها، و جستجوی معنا در شرایط سخت دارد.
۱۹۵
۱۷:۵۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.