#سی_روز_سی_پرونده روز ششم
اتاق ۸۶
پرونده والدین | P-001
چرا بعد از مادر شدن احساس میکنم خودم گم شدم؟
زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
@room86
۸۳
۱۸:۵۶
#سی_روز_سی_پرونده روز ششم
اتاق ۸۶
پرونده والدین | P-001
چرا بعد از مادر شدن احساس میکنم خودم گم شدم؟
گزارش پروندهاین جملهها برات آشناست؟«دیگه نمیدونم خودم کیام...»«همه منو فقط به اسم "مامانِ فلانی" میشناسن.»«انگار زندگی قبلیم پاک شده.»«همه از بچه میپرسن... هیچکس از حال من نمیپرسه.»«وقتی یه ساعت برای خودم وقت میذارم، عذاب وجدان میگیرم.»«گاهی دلم برای خودِ قبلیم تنگ میشه...»
سؤال پروندهچرا بعضی مادرها بعد از بچهدار شدن احساس میکنن خودشون رو گم کردن؟
گزارش اتاق ۸۶مادر شدن گاهی تمام نقشهای قبلی رو زیر سایه خودش میبره.
قبل از مادر شدن، شاید همزمان دوست، همسر، دختر، شاغل، ورزشکار یا هنرمند بودی.اما بعد از تولد بچه، کمکم همه چیز حول یک نقش میچرخه:«مادر بودن.»مغز هم برای مراقبت از نوزاد، اولویتها رو تغییر میده.
اگر در این بین هیچ زمانی برای نیازها، علایق و هویت شخصی باقی نمونه، کمکم این سؤال شکل میگیره:
«من غیر از مادر بودن، دیگه کی هستم؟»این احساس، خیلی از مادرها تجربه میکنن؛ اما کمتر دربارهش حرف میزنن، چون میترسن قضاوت بشن یا فکر کنن مادر خوبی نیستن.در حالی که دلتنگِ خودِ قبلی شدن، به معنی دوست نداشتن فرزندت نیست.گاهی فقط یعنی بخشی از هویتت مدتیه دیده نشده.
مأموریت فوریامروز فقط ۲۰ دقیقه برای کاری وقت بذار که هیچ ربطی به مادری نداره.نه برای همسر.نه برای بچه.فقط برای خودت.حتی اگر فقط نوشیدن یک فنجان چای، کتاب خوندن یا پیادهروی کوتاه باشه.
مأموریت بلندمدت
۳۰ روز آینده، هر شب این جمله را کامل کن:«امروز من فقط مادر نبودم؛ من...»مثلاً:...یک دوست خوب بودم....یک کتاب خواندم....خندیدم....چیزی یاد گرفتم....استراحت کردم....نقاشی کشیدم.این تمرین ساده، مغز را مجبور میکند هر روز شواهدی پیدا کند که هویت تو فقط به «مادر بودن» محدود نیست.
پرونده در حال بررسی است...هر بار که به جای فراموش کردن خودت، برای خودت هم وقت گذاشتی...یک مدرک جدید به نفع تو ثبت میشود.
زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
@room86
قبل از مادر شدن، شاید همزمان دوست، همسر، دختر، شاغل، ورزشکار یا هنرمند بودی.اما بعد از تولد بچه، کمکم همه چیز حول یک نقش میچرخه:«مادر بودن.»مغز هم برای مراقبت از نوزاد، اولویتها رو تغییر میده.
اگر در این بین هیچ زمانی برای نیازها، علایق و هویت شخصی باقی نمونه، کمکم این سؤال شکل میگیره:
«من غیر از مادر بودن، دیگه کی هستم؟»این احساس، خیلی از مادرها تجربه میکنن؛ اما کمتر دربارهش حرف میزنن، چون میترسن قضاوت بشن یا فکر کنن مادر خوبی نیستن.در حالی که دلتنگِ خودِ قبلی شدن، به معنی دوست نداشتن فرزندت نیست.گاهی فقط یعنی بخشی از هویتت مدتیه دیده نشده.
۳۰ روز آینده، هر شب این جمله را کامل کن:«امروز من فقط مادر نبودم؛ من...»مثلاً:...یک دوست خوب بودم....یک کتاب خواندم....خندیدم....چیزی یاد گرفتم....استراحت کردم....نقاشی کشیدم.این تمرین ساده، مغز را مجبور میکند هر روز شواهدی پیدا کند که هویت تو فقط به «مادر بودن» محدود نیست.
پرونده در حال بررسی است...هر بار که به جای فراموش کردن خودت، برای خودت هم وقت گذاشتی...یک مدرک جدید به نفع تو ثبت میشود.
۸۳
۱۸:۵۷
اما یه قانون داره:قبل از شروع، اگه ذهنت گفت:«بعداً انجامش میدم.»«الان حوصله ندارم.»«بذار اول آماده بشم.»«وقتی شرایط بهتر شد شروع میکنم.»
هیچکدوم رو با خودت بحث نکن.فقط به خودت بگو:«باشه، ولی اول ۱۰ دقیقه.»
بعد از ۱۰ دقیقه، از خودت بپرس:«واقعاً خودِ کار سخت بود، یا شروع کردنش؟»و این جمله رو برای خودت کامل کن:«من بیشتر از خودِ انجام دادن، از __ میترسیدم.»
۸۲
۷:۴۵
#آینه
آخرین باری که گفتی:
«من فقط آدم صبوریام.»واقعاً صبور بودی؟
یا از درگیری، بحث و ناراحت کردن دیگران میترسیدی؟
مثلاً این فکرها توی سرت میآمد:ولش کن، نمیخوام بحث بشه.اگه بگم ناراحت میشه.بیخیال، خودم تحمل میکنم.ارزش دعوا کردن نداره.
شاید چیزی که اسمش را صبوری گذاشتهای،همیشه صبر نباشد؛گاهی ترس از تعارض است.

@room86
آخرین باری که گفتی:
«من فقط آدم صبوریام.»واقعاً صبور بودی؟
یا از درگیری، بحث و ناراحت کردن دیگران میترسیدی؟
مثلاً این فکرها توی سرت میآمد:ولش کن، نمیخوام بحث بشه.اگه بگم ناراحت میشه.بیخیال، خودم تحمل میکنم.ارزش دعوا کردن نداره.
شاید چیزی که اسمش را صبوری گذاشتهای،همیشه صبر نباشد؛گاهی ترس از تعارض است.
۸۳
۷:۴۵
#سی_روز_سی_پرونده روز هفتم
اتاق ۸۶
پرونده روزمره | R-004
چرا قبل از هر سفر یا مهمونی، هزار بار سناریو میسازم؟
زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
@room86
۸۸
۸:۰۰
#سی_روز_سی_پرونده روز هفتم
اتاق ۸۶
پرونده روزمره | R-004
چرا قبل از هر سفر یا مهمونی، هزار بار سناریو میسازم؟
---
گزارش پرونده
«اگه اونجا کسی رو نشناسم چی؟»«اگه یه اتفاقی بیفته چی؟»«اگه دیر برسم چی؟»«اگه لباس مناسبی نپوشیده باشم چی؟»«اگه حوصلهم سر بره چی؟»«اگه یه چیزی بگم و بقیه بد برداشت کنن چی؟»«اگه مسیر رو اشتباه برم؟»«اصلاً شاید بهتره نرم...»«اگه تصادف کنیم ...»
و هنوز حتی از خونه بیرون نرفتی!
---
سؤال پرونده
چرا قبل از اینکه اتفاقی بیفته، ذهنمون چندین بار اون اتفاق رو زندگی میکنه؟
---
گزارش اتاق ۸۶
ذهنت ابهام رو خیلی دوست نداره.وقتی نمیدونه قراره چه اتفاقی بیفته، شروع میکنه جاهای خالی رو با احتمالهای مختلف پر کردن.برای همین قبل از یک مهمونی، سفر یا موقعیت ناآشنا، ذهنت ممکنه دهها سناریو بسازه.مشکل از جایی شروع میشه که مغز فقط احتمالهای معمولی رو بررسی نمیکنه؛ میره سراغ «بدترین حالت ممکن».
«اگه خراب کنم چی؟»«اگه گم بشم چی؟»«اگه همه متوجه اضطرابم بشن چی؟»
این کار در کوتاهمدت ممکنه حس کنترل بده.
چون با خودت میگی:«اگر همهچیز رو پیشبینی کنم، آمادهام.»اما در عمل، ممکنه تبدیل بشه به یک چرخه:
نگرانی → سناریوسازی → آرامش موقت → پیدا شدن یک احتمال جدید → نگرانی دوباره
و اینجاست که به جای آماده شدن برای سفر، داری چند بار قبل از سفر، اضطرابش رو تجربه میکنی.
البته فکر کردن به برنامه و آماده شدن کاملاً طبیعی و مفیده.مسئله وقتی جدیتر میشه که نگرانی زیاد، غیرقابلکنترل و مختلکننده بشه و باعث بشه از موقعیتهایی که دوست داری دوری کنی.
---
مأموریت فوری
قبل از سفر یا مهمونی بعدی،هر سناریویی که ذهنت میسازه، فقط در یکی از این سه دسته قرارش بده:
🟢 احتمالاً اتفاق نمیافته🟡 ممکنه اتفاق بیفته، ولی از پسش برمیام
واقعاً نیاز به برنامهریزی داره
فقط برای دسته سوم کاری انجام بده.بقیه رو فعلاً حل نکن.
---
مأموریت بلندمدت
از این به بعد، به جای اینکه برای هر اتفاق دهها سناریو بسازی، برای موقعیتهای مهم فقط یک سؤال ثابت از خودت بپرس:
«اگر چیزی طبق برنامه پیش نرفت، آیا میتونم همون موقع باهاش کنار بیام؟»
هدف این نیست که مطمئن بشی هیچ اتفاق بدی نمیافته.هدف اینه که کمکم به مغزت یاد بدی:«من برای همهچیز آماده نیستم؛ ولی برای روبهرو شدن با خیلی چیزها آمادهام.»
این تفاوت کوچیک، وابستگی تو به پیشبینی کردن رو کم میکنه.
---
وضعیت پرونده: باز
اگر یک روز قبل از مهمونی یا سفر، ذهنت شروع کرد به ساختن سناریوهای پشت سر هم...و تو به جای اینکه همهشون رو حل کنی، گفتی:«باشه. اگر اتفاق افتاد، همون موقع باهاش روبهرو میشم.»یعنی پرونده داره کمکم بسته میشه.تحقیقات ادامه دارد...
زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
@room86
---
«اگه اونجا کسی رو نشناسم چی؟»«اگه یه اتفاقی بیفته چی؟»«اگه دیر برسم چی؟»«اگه لباس مناسبی نپوشیده باشم چی؟»«اگه حوصلهم سر بره چی؟»«اگه یه چیزی بگم و بقیه بد برداشت کنن چی؟»«اگه مسیر رو اشتباه برم؟»«اصلاً شاید بهتره نرم...»«اگه تصادف کنیم ...»
و هنوز حتی از خونه بیرون نرفتی!
---
چرا قبل از اینکه اتفاقی بیفته، ذهنمون چندین بار اون اتفاق رو زندگی میکنه؟
---
ذهنت ابهام رو خیلی دوست نداره.وقتی نمیدونه قراره چه اتفاقی بیفته، شروع میکنه جاهای خالی رو با احتمالهای مختلف پر کردن.برای همین قبل از یک مهمونی، سفر یا موقعیت ناآشنا، ذهنت ممکنه دهها سناریو بسازه.مشکل از جایی شروع میشه که مغز فقط احتمالهای معمولی رو بررسی نمیکنه؛ میره سراغ «بدترین حالت ممکن».
«اگه خراب کنم چی؟»«اگه گم بشم چی؟»«اگه همه متوجه اضطرابم بشن چی؟»
این کار در کوتاهمدت ممکنه حس کنترل بده.
چون با خودت میگی:«اگر همهچیز رو پیشبینی کنم، آمادهام.»اما در عمل، ممکنه تبدیل بشه به یک چرخه:
نگرانی → سناریوسازی → آرامش موقت → پیدا شدن یک احتمال جدید → نگرانی دوباره
و اینجاست که به جای آماده شدن برای سفر، داری چند بار قبل از سفر، اضطرابش رو تجربه میکنی.
البته فکر کردن به برنامه و آماده شدن کاملاً طبیعی و مفیده.مسئله وقتی جدیتر میشه که نگرانی زیاد، غیرقابلکنترل و مختلکننده بشه و باعث بشه از موقعیتهایی که دوست داری دوری کنی.
---
قبل از سفر یا مهمونی بعدی،هر سناریویی که ذهنت میسازه، فقط در یکی از این سه دسته قرارش بده:
🟢 احتمالاً اتفاق نمیافته🟡 ممکنه اتفاق بیفته، ولی از پسش برمیام
فقط برای دسته سوم کاری انجام بده.بقیه رو فعلاً حل نکن.
---
از این به بعد، به جای اینکه برای هر اتفاق دهها سناریو بسازی، برای موقعیتهای مهم فقط یک سؤال ثابت از خودت بپرس:
«اگر چیزی طبق برنامه پیش نرفت، آیا میتونم همون موقع باهاش کنار بیام؟»
هدف این نیست که مطمئن بشی هیچ اتفاق بدی نمیافته.هدف اینه که کمکم به مغزت یاد بدی:«من برای همهچیز آماده نیستم؛ ولی برای روبهرو شدن با خیلی چیزها آمادهام.»
این تفاوت کوچیک، وابستگی تو به پیشبینی کردن رو کم میکنه.
---
اگر یک روز قبل از مهمونی یا سفر، ذهنت شروع کرد به ساختن سناریوهای پشت سر هم...و تو به جای اینکه همهشون رو حل کنی، گفتی:«باشه. اگر اتفاق افتاد، همون موقع باهاش روبهرو میشم.»یعنی پرونده داره کمکم بسته میشه.تحقیقات ادامه دارد...
۱۳۱
۸:۰۰
#بازی_مغز
دو تا متن رو سریع بخون
داستان اول:سارا وارد اتاق شد، کیفش را روی صندلی گذاشت و کنار پنجره نشست.
داستان دوم:سارا وارد اتاق شد، کیفش را کنار صندلی گذاشت و کنار پنجره نشست.سؤال:
چی عوض شد؟بدون برگشتن به متن اول جواب بده.
زینب سادات میرزارضایی | روانشناس
@room86
دو تا متن رو سریع بخون
داستان اول:سارا وارد اتاق شد، کیفش را روی صندلی گذاشت و کنار پنجره نشست.
داستان دوم:سارا وارد اتاق شد، کیفش را کنار صندلی گذاشت و کنار پنجره نشست.سؤال:
چی عوض شد؟بدون برگشتن به متن اول جواب بده.
۱۵۴
۸:۲۰
واقعیت اینه که هیچکدوم از ما با بلد بودن اینکه چطور زندگی کنیم به دنیا نمیایم.باید یادش بگیریم. ✦
توی این دوره قراره با هم تمرین کنیم که:
𓂃 ♡ احساساتمونو بفهمیم و مدیریتشون کنیم𓂃 ⟡ بهتر حرف بزنیم و بهتر شنیده بشیم𓂃 رابطههای سالمتری بسازیم𓂃 ◌ وقتی استرس داریم، بهتر باهاش کنار بیایم𓂃 ⊹ برای مشکلات، راههای مختلف پیدا کنیم𓂃 ◇ هر چیزی رو سریع باور نکنیم𓂃 ✦ خلاقانهتر فکر کنیم
یعنی قراره دربارهی چیزایی حرف بزنیم که واقعاً توی زندگی روزمرهمون اتفاق میافتن.نه نصیحتهای تکراری.نه «باید اینطوری باشی»های همیشگی. 🥱
اینجا قراره خودت رو بهتر بشناسی، بهتر فکر کنی و برای زندگی واقعی آمادهتر بشی.
𓆩 ویژه نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ سال 𓆪𓂃 ارائهدهنده: زینب سادات میرزارضایی 𓂃زندگی رو فقط قرار نیست تجربه کنیم؛قراره یاد بگیریم چطور بهتر زندگیش کنیم. ✦
اگر قم زندگی میکنی و دوست داری در این دوره شرکت کنی یا اطلاعات بیشتری در موردش پیدا کنی به آیدی خودم پیام بده
@Zeinabmirzarezaei
توی این دوره قراره با هم تمرین کنیم که:
𓂃 ♡ احساساتمونو بفهمیم و مدیریتشون کنیم𓂃 ⟡ بهتر حرف بزنیم و بهتر شنیده بشیم𓂃 رابطههای سالمتری بسازیم𓂃 ◌ وقتی استرس داریم، بهتر باهاش کنار بیایم𓂃 ⊹ برای مشکلات، راههای مختلف پیدا کنیم𓂃 ◇ هر چیزی رو سریع باور نکنیم𓂃 ✦ خلاقانهتر فکر کنیم
یعنی قراره دربارهی چیزایی حرف بزنیم که واقعاً توی زندگی روزمرهمون اتفاق میافتن.نه نصیحتهای تکراری.نه «باید اینطوری باشی»های همیشگی. 🥱
اینجا قراره خودت رو بهتر بشناسی، بهتر فکر کنی و برای زندگی واقعی آمادهتر بشی.
𓆩 ویژه نوجوانان ۱۲ تا ۱۵ سال 𓆪𓂃 ارائهدهنده: زینب سادات میرزارضایی 𓂃زندگی رو فقط قرار نیست تجربه کنیم؛قراره یاد بگیریم چطور بهتر زندگیش کنیم. ✦
اگر قم زندگی میکنی و دوست داری در این دوره شرکت کنی یا اطلاعات بیشتری در موردش پیدا کنی به آیدی خودم پیام بده
۷۴
۱۳:۵۶
اگه شرایط تراپی رفتن رو ندارید این سایت مثل تراپیسته.احساس لحظهایتون رو بهش میگید و اون کلی پیشنهاد متناسب با حالتون بهتون میده؛ از آهنگ و پادکست گرفته تا فیلم، غذا، مدیتیشن و کلی چیز خوب دیگه.
https://try.clearmind.plus/
@room86
https://try.clearmind.plus/
@room86
۸۰
۸:۲۱
۸۰
۸:۲۱