از یک سؤال ساده، تا یک ایده بزرگ…
از امروز شمارش معکوس شروع میشود…
آغاز جشنوارهای که قرار است دوباره جمعی از دانشآموزهای کنجکاو، خلاق و اهل فکر را کنار هم بیاورد.
رویانا برای کسانی است که از سؤال پرسیدن نمیترسند،
برای کسانی که دوست دارند فراتر از جوابهای معمولی فکر کنند
و برای کسانی که علم را فقط در کتابها نمیبینند.
اگر تو هم دوست داری ایدههایت را جدی بگیری،
این ۸ روز، شروع یک اتفاق خوب است.
به منظور اطلاعرسانی سریع و دقیق دومین دوره جشنواره علمی دانشآموزی رویانا، از شما دعوت میکنیم با عضویت در کانال بله جشنواره، از آخرین اطلاعیهها، اخبار، برنامهها، زمانبندیها، فراخوانها و سایر مطالب مرتبط با جشنواره باخبر شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله @Royana_Royan
شناسه کانال در پیام رسان شاد @royan_edu1401
۲۵۵
۱۸:۳۰
۷ روز تا جشنواره دانشآموزی رویانا
«تو بودی چهکار میکردی؟»
ظهر یک روز خیلی گرم، زنگ آخر خورده و حیاط مدرسه تقریباً خالی است.سکوت سنگین بعد از تعطیلی را فقط یک صدا میشکند:تِپ… تِپ… تِپ…صدای قطرههای آبی که از شیر آبخوریِ خراب، روی سیمان داغ حیاط میافتند و ثانیهای بعد، طوری تبخیر میشوند که انگار هیچوقت نبودهاند.بیشتر بچهها زیپ کولهپشتیهایشان را بالا میکشند و با عجله به سمت در خروجی میدوند تا زودتر به خنکی خانه برسند. خیلیها هم اصلاً این صدا را نمیشنوند. برایشان عادی شده. با خودشان میگویند: «خب لابد فردا سرایدار درستش میکند» یا «شیرآلات مدرسه قدیمی است دیگر، کاریش نمیشود کرد.»اما آن روز، سه نفر جلوی آبخوری ایستادند.
نه ژست قهرمانها را گرفتند و نه حرفهای بزرگ زدند. فقط ایستادند و زل زدند به چاله آب کوچکی که زیر شیر آب درست شده بود.
سیاوش دستش را برد زیر قطره بعدی. آب داغِ حیاط، پوست دستش را خنک کرد. پرسید: «فکر میکنی از زنگ اول تا الان، چقدر آب هدر رفته؟»سپهر کیفش را روی دوشش جابهجا کرد و گفت: «انقدر که میشد باغچه خشکشده پشت مدرسه را با آن نجات داد. ولی خب، ما که کاری از دستمان برنمیآید. لولهکش که نیستیم.»
کیان که داشت با بند کفشش ور میرفت، سرش را بالا آورد: «حتماً باید لولهکش باشیم؟ یعنی هیچ ترفند، ایده یا طرح سادهای وجود ندارد که بشود جلوی این هدررفت را گرفت؟ بدون اینکه بخواهیم کل لولهکشی مدرسه را به هم بریزیم؟ یعنی واقعاً هیچ راهی نیست جز تماشا کردن؟»سکوت شد.صدای چکه کردن آب انگار اینبار بلندتر و واضحتر شنیده میشد.تِپ… تِپ… تِپ…مغز هر سه نفرشان درگیر شده بود. آنها نمیخواستند فقط یک تماشاگر دیگر باشند…
این داستان همینجا تمام میشود. چون پایان واقعی آن در ذهن شماست.
اگر تو جای یکی از آنها جلوی آن آبخوری ایستاده بودی، چه فکر یا ایدهای به ذهنت میرسید؟ چطور میشد با سادهترین وسایل، جلوی این هدررفت را گرفت یا از این آب خروجی، استفاده مفیدی کرد؟
رویانا دقیقاً همینجاست.
جایی برای اینکه از کنار اتفاقات ساده و تکراری دور و برمان راحت رد نشویم. جایی برای اینکه مغزمان را به کار بیندازیم، فکر کنیم و برای مسائل واقعی، راهحلهای واقعی بسازیم.
فقط ۷ روز تا آغاز دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا باقی مانده…
فکرت را فعال کن. ما منتظر ایدههای تو هستیم.
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله @Royana_Royan
شناسه کانال در پیام رسان شاد @royan_edu1401
«تو بودی چهکار میکردی؟»
ظهر یک روز خیلی گرم، زنگ آخر خورده و حیاط مدرسه تقریباً خالی است.سکوت سنگین بعد از تعطیلی را فقط یک صدا میشکند:تِپ… تِپ… تِپ…صدای قطرههای آبی که از شیر آبخوریِ خراب، روی سیمان داغ حیاط میافتند و ثانیهای بعد، طوری تبخیر میشوند که انگار هیچوقت نبودهاند.بیشتر بچهها زیپ کولهپشتیهایشان را بالا میکشند و با عجله به سمت در خروجی میدوند تا زودتر به خنکی خانه برسند. خیلیها هم اصلاً این صدا را نمیشنوند. برایشان عادی شده. با خودشان میگویند: «خب لابد فردا سرایدار درستش میکند» یا «شیرآلات مدرسه قدیمی است دیگر، کاریش نمیشود کرد.»اما آن روز، سه نفر جلوی آبخوری ایستادند.
نه ژست قهرمانها را گرفتند و نه حرفهای بزرگ زدند. فقط ایستادند و زل زدند به چاله آب کوچکی که زیر شیر آب درست شده بود.
سیاوش دستش را برد زیر قطره بعدی. آب داغِ حیاط، پوست دستش را خنک کرد. پرسید: «فکر میکنی از زنگ اول تا الان، چقدر آب هدر رفته؟»سپهر کیفش را روی دوشش جابهجا کرد و گفت: «انقدر که میشد باغچه خشکشده پشت مدرسه را با آن نجات داد. ولی خب، ما که کاری از دستمان برنمیآید. لولهکش که نیستیم.»
کیان که داشت با بند کفشش ور میرفت، سرش را بالا آورد: «حتماً باید لولهکش باشیم؟ یعنی هیچ ترفند، ایده یا طرح سادهای وجود ندارد که بشود جلوی این هدررفت را گرفت؟ بدون اینکه بخواهیم کل لولهکشی مدرسه را به هم بریزیم؟ یعنی واقعاً هیچ راهی نیست جز تماشا کردن؟»سکوت شد.صدای چکه کردن آب انگار اینبار بلندتر و واضحتر شنیده میشد.تِپ… تِپ… تِپ…مغز هر سه نفرشان درگیر شده بود. آنها نمیخواستند فقط یک تماشاگر دیگر باشند…
این داستان همینجا تمام میشود. چون پایان واقعی آن در ذهن شماست.
اگر تو جای یکی از آنها جلوی آن آبخوری ایستاده بودی، چه فکر یا ایدهای به ذهنت میرسید؟ چطور میشد با سادهترین وسایل، جلوی این هدررفت را گرفت یا از این آب خروجی، استفاده مفیدی کرد؟
جایی برای اینکه از کنار اتفاقات ساده و تکراری دور و برمان راحت رد نشویم. جایی برای اینکه مغزمان را به کار بیندازیم، فکر کنیم و برای مسائل واقعی، راهحلهای واقعی بسازیم.
فقط ۷ روز تا آغاز دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا باقی مانده…
فکرت را فعال کن. ما منتظر ایدههای تو هستیم.
شناسه کانال در پیام رسان بله @Royana_Royan
شناسه کانال در پیام رسان شاد @royan_edu1401
۲۵۹
۱۵:۳۵
5 روز تا جشنواره دانشآموزی رویانا
«تو بودی چهکار میکردی؟»
عصر پنجشنبه است. بوی چای تازهدم توی آشپزخانه پیچیده.
مامان دارد روی تخته، خیار و گوجهها را برای سالاد خرد میکند و تهماندهی سبزیجات، پوست چند تا موزِ سیاه شده و تفالههای چای را با یک حرکتِ دست، میریزد توی سطل زباله.
نورا کنار پنجره ایستاده و آبپاش به دست، زل زده به گلدان «پتوس» گوشه اتاق. لبههای برگهایش زرد شده و دیگر آن شادابی قبل را ندارد.
نگاه نورا بین سطل زباله و گلدانش در رفت و آمد است. توی ذهنش یک معادلهی جالب دارد شکل میگیرد:
پوست موز مساوی است با پتاسیم…
تفاله چای یعنی نیتروژن…
و پوست تخممرغهای صبحانه هم پر از کلسیم است.
«اینها زباله نیستند، دقیقاً همان غذاییاند که گلدانم لازم دارد!»
نورا میداند که نمیتواند اینها را همینطوری روی خاک گلدان بریزد؛ چون اگر این کار را بکند، ظرف چند روز تمام خانه پر از پشههای ریز (پشه کوره) میشود و بوی گندیدگی همهجا را برمیدارد. او توی آپارتمان زندگی میکند و حیاطی هم ندارند که بخواهد چاله بکند.
نگاهی به کابینت پایین ظرفشویی میاندازد. چند تا دبه و ظرف پلاستیکی خالیِ ماست آنجا افتاده. با خودش فکر میکند: «باید یک راهی باشد… یک ترفند ساده با همین وسایل خانه که بشود این پسماندها را به یک کود تقویتی عالی تبدیل کرد، بدون اینکه بویی توی خانه بپیچد.»
اینجا، نوبت ذهن توست که وارد کار شود…
اگر تو جای نورا بودی، با یک ظرف پلاستیکی ساده، کمی خاک و پسماندهای آشپزخانه چهکار میکردی؟ چطور میشد توی همان فضای کوچک آپارتمان یک کارخانه کوچکِ تولید کود خانگی راه انداخت؟
رویانا یعنی همین نگاه متفاوت!
اینکه زبالههای روزمره را ببینی، اما به جای دور ریختن، از خودت بپرسی «چطور میتوانم از این یک چیز باارزش بسازم؟»
جشنواره رویانا جایی است برای بچههایی که راهحل میسازند.
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
«تو بودی چهکار میکردی؟»
عصر پنجشنبه است. بوی چای تازهدم توی آشپزخانه پیچیده.
مامان دارد روی تخته، خیار و گوجهها را برای سالاد خرد میکند و تهماندهی سبزیجات، پوست چند تا موزِ سیاه شده و تفالههای چای را با یک حرکتِ دست، میریزد توی سطل زباله.
نورا کنار پنجره ایستاده و آبپاش به دست، زل زده به گلدان «پتوس» گوشه اتاق. لبههای برگهایش زرد شده و دیگر آن شادابی قبل را ندارد.
نگاه نورا بین سطل زباله و گلدانش در رفت و آمد است. توی ذهنش یک معادلهی جالب دارد شکل میگیرد:
پوست موز مساوی است با پتاسیم…
تفاله چای یعنی نیتروژن…
و پوست تخممرغهای صبحانه هم پر از کلسیم است.
«اینها زباله نیستند، دقیقاً همان غذاییاند که گلدانم لازم دارد!»
نورا میداند که نمیتواند اینها را همینطوری روی خاک گلدان بریزد؛ چون اگر این کار را بکند، ظرف چند روز تمام خانه پر از پشههای ریز (پشه کوره) میشود و بوی گندیدگی همهجا را برمیدارد. او توی آپارتمان زندگی میکند و حیاطی هم ندارند که بخواهد چاله بکند.
نگاهی به کابینت پایین ظرفشویی میاندازد. چند تا دبه و ظرف پلاستیکی خالیِ ماست آنجا افتاده. با خودش فکر میکند: «باید یک راهی باشد… یک ترفند ساده با همین وسایل خانه که بشود این پسماندها را به یک کود تقویتی عالی تبدیل کرد، بدون اینکه بویی توی خانه بپیچد.»
اینجا، نوبت ذهن توست که وارد کار شود…
اگر تو جای نورا بودی، با یک ظرف پلاستیکی ساده، کمی خاک و پسماندهای آشپزخانه چهکار میکردی؟ چطور میشد توی همان فضای کوچک آپارتمان یک کارخانه کوچکِ تولید کود خانگی راه انداخت؟
اینکه زبالههای روزمره را ببینی، اما به جای دور ریختن، از خودت بپرسی «چطور میتوانم از این یک چیز باارزش بسازم؟»
جشنواره رویانا جایی است برای بچههایی که راهحل میسازند.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
۲۲۴
۵:۳۹
4 روز تا جشنواره دانشآموزی رویانا
«تو بودی چهکار میکردی؟»
خورشید داشت غروب می کرد. متین، عرق پیشانیاش را با پشت دستِ خاکآلودش پاک کرد و به کیسههای بذری که قرار بود فردا در دل خاک کاشته شوند، خیره شد.
پدرش چند قدم آنطرفتر، با چهرهای نگران ایستاده بود. مشتی از خاک مزرعه را برداشت، نگاهی به آن انداخت و زیر لب گفت: «متین، آفتهای خاک امسال خیلی زیاد شدهاند. این بذرها قبل از اینکه حتی فرصت جوانه زدن پیدا کنند، از بین میروند. فردا باید برویم شهر؛ یک سم قویِ شیمیایی لازم داریم تا بذرها را قبل از کاشتن، حسابی به آن آغشته کنیم.»
متین اما ساکت بود. او به سمهای شیمیایی فکر نمیکرد. یاد کتابی افتاد که دیشب خوانده بود؛ اینکه چطور سموم شیمیایی شاید آفت را از بین ببرند، اما همزمان بافت مفید خاک را هم میکشند و نفوذشان به آبهای زیرزمینی یعنی یک فاجعهی بزرگ.
او میخواست جور دیگری به مسئله نگاه کند. همان روز عصر، دست به کار شد. به جای رفتن سراغ مواد شیمیایی، به سراغ طبیعتِ اطراف و انبار کوچک خانهشان رفت. او میدانست در طبیعت گیاهان وحشی و خودرویی وجود دارند که به خاطر عطر تند و طعم تلخشان، هیچ آفتی به آنها نزدیک نمیشود.
متین با ترکیب عصارهی همین گیاهانِ سادهی اطراف مزرعه و چند مادهی طبیعی و بیضرر که در هر خانهای پیدا میشد، یک کود محافظ ساخت.پدر با تعجب پرسید: «داری چهکار میکنی پسرم؟ با این مواد ساده میخواهی جلوی آن آفتهای سرسخت را بگیری؟»متین لبخندی زد و گفت: «بابا، زمینِ ما مریض شده، نباید به آن سمّ بدهیم. من کودی ساختهام که مثل یک سپرِ طبیعی دور بذرها را میگیرد. اینطوری هم آفتها فراری میشوند و هم خاک مزرعهمان مسموم نمیشود.»او کودی ساخته بود که نه آزمایشگاه پیشرفتهای میخواست و نه مواد گرانقیمتی. بوی تندی داشت، اما برای بذرها، بوی زندگی و رویش میداد.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
به نظر تو متین از چه فرمول و چه مواد طبیعی استفاده کرد؟
چطور میشود با سادهترین موادی که در طبیعت یا خانه پیدا میشوند، یک «آفتکش ارگانیک» یا یک «کود طبیعی» برای محافظت از بذرها ساخت که هم ارزان باشد و هم دوستدار محیط زیست؟
رویانا یعنی همین!
یعنی به جای انتخاب راحتترین راه (مثل خریدن یک سم شیمیایی)، به دنبال علمیترین و پایدارترین راه بگردی.
فقط 4 روز تا آغاز دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا باقی مانده…
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
«تو بودی چهکار میکردی؟»
خورشید داشت غروب می کرد. متین، عرق پیشانیاش را با پشت دستِ خاکآلودش پاک کرد و به کیسههای بذری که قرار بود فردا در دل خاک کاشته شوند، خیره شد.
پدرش چند قدم آنطرفتر، با چهرهای نگران ایستاده بود. مشتی از خاک مزرعه را برداشت، نگاهی به آن انداخت و زیر لب گفت: «متین، آفتهای خاک امسال خیلی زیاد شدهاند. این بذرها قبل از اینکه حتی فرصت جوانه زدن پیدا کنند، از بین میروند. فردا باید برویم شهر؛ یک سم قویِ شیمیایی لازم داریم تا بذرها را قبل از کاشتن، حسابی به آن آغشته کنیم.»
متین اما ساکت بود. او به سمهای شیمیایی فکر نمیکرد. یاد کتابی افتاد که دیشب خوانده بود؛ اینکه چطور سموم شیمیایی شاید آفت را از بین ببرند، اما همزمان بافت مفید خاک را هم میکشند و نفوذشان به آبهای زیرزمینی یعنی یک فاجعهی بزرگ.
او میخواست جور دیگری به مسئله نگاه کند. همان روز عصر، دست به کار شد. به جای رفتن سراغ مواد شیمیایی، به سراغ طبیعتِ اطراف و انبار کوچک خانهشان رفت. او میدانست در طبیعت گیاهان وحشی و خودرویی وجود دارند که به خاطر عطر تند و طعم تلخشان، هیچ آفتی به آنها نزدیک نمیشود.
متین با ترکیب عصارهی همین گیاهانِ سادهی اطراف مزرعه و چند مادهی طبیعی و بیضرر که در هر خانهای پیدا میشد، یک کود محافظ ساخت.پدر با تعجب پرسید: «داری چهکار میکنی پسرم؟ با این مواد ساده میخواهی جلوی آن آفتهای سرسخت را بگیری؟»متین لبخندی زد و گفت: «بابا، زمینِ ما مریض شده، نباید به آن سمّ بدهیم. من کودی ساختهام که مثل یک سپرِ طبیعی دور بذرها را میگیرد. اینطوری هم آفتها فراری میشوند و هم خاک مزرعهمان مسموم نمیشود.»او کودی ساخته بود که نه آزمایشگاه پیشرفتهای میخواست و نه مواد گرانقیمتی. بوی تندی داشت، اما برای بذرها، بوی زندگی و رویش میداد.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
به نظر تو متین از چه فرمول و چه مواد طبیعی استفاده کرد؟
چطور میشود با سادهترین موادی که در طبیعت یا خانه پیدا میشوند، یک «آفتکش ارگانیک» یا یک «کود طبیعی» برای محافظت از بذرها ساخت که هم ارزان باشد و هم دوستدار محیط زیست؟
یعنی به جای انتخاب راحتترین راه (مثل خریدن یک سم شیمیایی)، به دنبال علمیترین و پایدارترین راه بگردی.
فقط 4 روز تا آغاز دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا باقی مانده…
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
۱۸۰
۹:۲۱
به نام پروردگار دانایی و توانایی
سپاس و ستایش خدای را که به ما نیروی اندیشیدن و توانایی آموختن ارزانی داشت و مسیر جستجوگری و کشف دانایی را پیش رویمان گشود.
همراهان گرامی، دبیران ارجمند و دانشآموزان پژوهشگر و خلاق دومین دوره جشنواره دانشآموزی رویانا
سلام و درود؛
بسیار خرسندیم که در مسیر پویایی، تحقیق و نوآوری همقدم ما هستید. برای اینکه بتوانیم در این مسیر علمی به بهترین شکل در کنار شما باشیم، پاسخگوی سوالاتتان باشیم و آخرین اخبار، اطلاعیهها، راهنماها و نتایج جشنواره را با شما به اشتراک بگذاریم، راههای ارتباطی زیر طراحی و در دسترس شما قرار گرفته است.
خواهشمندیم جهت سهولت در هماهنگیها و کسب اطلاعات بهروز، از طریق کانالها و پلهای ارتباطی زیر با دبیرخانه جشنواره در تماس باشید:
کانال رسمی جشنواره در پیامرسان بله:
ble.ir/join/8wjMdPapge
کانال رسمی جشنواره در شبکه آموزشی شاد:
https://shad.ir/royan_edu1401
ارتباط تلفنی مستقیم با دبیرخانه جشنواره:
تلفن تماس: ۲۳۵۶۲۰۰۰-۰۲۱ (داخلی ۱۶۹۸)
کارشناس جشنواره رویانا: سرکار خانم اسماء منصوری
پاسخگویی به سوالات تخصصی، ابهامات ثبتنام و موارد فنی
یادآوری: برای از دست ندادن فرصتها و مهلتهای ارسال آثار، پیشنهاد میکنیم هماکنون عضو کانالهای ما در پیامرسانهای بله و شاد شوید.
منتظر حضور پرشور، آثار درخشان و ایدههای نوآورانه شما در دومین دوره جشنواره رویانا هستیم!
دبیرخانه دومین دوره جشنواره دانشآموزی رویانا
سپاس و ستایش خدای را که به ما نیروی اندیشیدن و توانایی آموختن ارزانی داشت و مسیر جستجوگری و کشف دانایی را پیش رویمان گشود.
همراهان گرامی، دبیران ارجمند و دانشآموزان پژوهشگر و خلاق دومین دوره جشنواره دانشآموزی رویانا
سلام و درود؛
بسیار خرسندیم که در مسیر پویایی، تحقیق و نوآوری همقدم ما هستید. برای اینکه بتوانیم در این مسیر علمی به بهترین شکل در کنار شما باشیم، پاسخگوی سوالاتتان باشیم و آخرین اخبار، اطلاعیهها، راهنماها و نتایج جشنواره را با شما به اشتراک بگذاریم، راههای ارتباطی زیر طراحی و در دسترس شما قرار گرفته است.
خواهشمندیم جهت سهولت در هماهنگیها و کسب اطلاعات بهروز، از طریق کانالها و پلهای ارتباطی زیر با دبیرخانه جشنواره در تماس باشید:
ble.ir/join/8wjMdPapge
https://shad.ir/royan_edu1401
تلفن تماس: ۲۳۵۶۲۰۰۰-۰۲۱ (داخلی ۱۶۹۸)
کارشناس جشنواره رویانا: سرکار خانم اسماء منصوری
پاسخگویی به سوالات تخصصی، ابهامات ثبتنام و موارد فنی
منتظر حضور پرشور، آثار درخشان و ایدههای نوآورانه شما در دومین دوره جشنواره رویانا هستیم!
دبیرخانه دومین دوره جشنواره دانشآموزی رویانا
۱۱۵
۱۰:۳۱
3 روز تا جشنواره دانشآموزی رویانا
«تو بودی چهکار میکردی؟»
باد که میوزید، آسمانِ خوزستان رنگ خاک به خود میگرفت. آوا پنجره اتاقش را بست، اما گردِ قهوهایرنگی که روی دفترچهاش نشست، نشان داد که خاکِ خوزستان راهش را به همهجا پیدا میکند.
او عاشق این خاکِ گرم و باارزش بود؛ خاکی که روزگاری جلگهای حاصلخیز بود، اما حالا ذرهذره با باد همسفر میشد و شهر را در آغوش غبار میکشید.
در اخبار شنیده بود که برای تثبیت خاک و جلوگیری از گرد و غبار، از «مالچهای نفتی» استفاده میکنند. اما آوا خوب میدانست این لایه سیاه، گرما را جذب میکند و نفسِ موجودات زنده و گیاهانِ نیمهجانِ خاک را میگیرد. او با خودش فکر کرد: «چرا برای نجات طبیعت، از جنس خودِ طبیعت استفاده نکنیم؟»
آوا تصمیم گرفت یک «مالچ زیستی» (بیومالچ) بسازد. او به سراغ ضایعات کشاورزی خوزستان رفت؛ چیزهایی مثل الیاف خرما، ساقه کاه، و صمغهای گیاهیِ بومی که در گرمای شدید دوام میآوردند. او این مواد را با هم ترکیب کرد تا پوششی طبیعی و چسبنده ایجاد کند؛ پوششی که مثل یک پتوی محافظ روی خاک قرار میگرفت، جلوی برخورد باد را میگرفت، رطوبت را حفظ میکرد و بعد از مدتی هم جذبِ خودِ زمین میشد تا خاک را تقویت کند.
وقتی اولین نمونهی کوچک مالچ زیستیاش را روی خاکِ خشک باغچه تست کرد و دید که چطور ذرات خاک در برابر بادِ سشوارِ خانگیاش تکان نمیخورند، چشمانش از خوشحالی برق زد. او فرمولی پیدا کرده بود که خاک خوزستان را سر جایش نگه میداشت، بدون اینکه ذرهای به محیط زیست آسیب بزند.
رویانا یعنی همین!
یعنی بنبستهای محیطزیستی را ببینی، اما به جای ناامیدی، به دنبال یک راهکارِ سبز و علمی بگردی. رویانا منتظر ایده و فرمولهای خلاقانه توست.
فقط ۳ روز تا آغاز دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا باقی مانده…
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
«تو بودی چهکار میکردی؟»
باد که میوزید، آسمانِ خوزستان رنگ خاک به خود میگرفت. آوا پنجره اتاقش را بست، اما گردِ قهوهایرنگی که روی دفترچهاش نشست، نشان داد که خاکِ خوزستان راهش را به همهجا پیدا میکند.
او عاشق این خاکِ گرم و باارزش بود؛ خاکی که روزگاری جلگهای حاصلخیز بود، اما حالا ذرهذره با باد همسفر میشد و شهر را در آغوش غبار میکشید.
در اخبار شنیده بود که برای تثبیت خاک و جلوگیری از گرد و غبار، از «مالچهای نفتی» استفاده میکنند. اما آوا خوب میدانست این لایه سیاه، گرما را جذب میکند و نفسِ موجودات زنده و گیاهانِ نیمهجانِ خاک را میگیرد. او با خودش فکر کرد: «چرا برای نجات طبیعت، از جنس خودِ طبیعت استفاده نکنیم؟»
آوا تصمیم گرفت یک «مالچ زیستی» (بیومالچ) بسازد. او به سراغ ضایعات کشاورزی خوزستان رفت؛ چیزهایی مثل الیاف خرما، ساقه کاه، و صمغهای گیاهیِ بومی که در گرمای شدید دوام میآوردند. او این مواد را با هم ترکیب کرد تا پوششی طبیعی و چسبنده ایجاد کند؛ پوششی که مثل یک پتوی محافظ روی خاک قرار میگرفت، جلوی برخورد باد را میگرفت، رطوبت را حفظ میکرد و بعد از مدتی هم جذبِ خودِ زمین میشد تا خاک را تقویت کند.
وقتی اولین نمونهی کوچک مالچ زیستیاش را روی خاکِ خشک باغچه تست کرد و دید که چطور ذرات خاک در برابر بادِ سشوارِ خانگیاش تکان نمیخورند، چشمانش از خوشحالی برق زد. او فرمولی پیدا کرده بود که خاک خوزستان را سر جایش نگه میداشت، بدون اینکه ذرهای به محیط زیست آسیب بزند.
یعنی بنبستهای محیطزیستی را ببینی، اما به جای ناامیدی، به دنبال یک راهکارِ سبز و علمی بگردی. رویانا منتظر ایده و فرمولهای خلاقانه توست.
فقط ۳ روز تا آغاز دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا باقی مانده…
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
۱۵۶
۱۱:۳۹
2 روز تا جشنواره دانشآموزی رویانا
«تو بودی چهکار میکردی؟»
آفتاب دزپات میتابید و پدر نگرانِ نهالهایی بود که در خاکِ سفتِ باغ، جانِ جوانه زدن نداشتند. رو به محمدامین کرد و گفت: «این زمین دیگر رمقی برای ریشهها ندارد.»
محمدامین اما به جای کودهای گرانقیمت، نقشهی دیگری داشت. او شروع کرد به طراحی «چالههای زیستی». او خاک را مثل یک سازهی مهندسی، لایهلایه چید: لایهای از چوبهای خرد شده برای حبسِ رطوبت، لایهای از برگهای پوسیده بلوط برای تغذیه، و لایهای از خاکِ غنیشدهی بومی.
او به پدر گفت: «این لایهها مثل یک باتری عمل میکنند؛ هر جا که ریشه برسد، غذای همان لحظهاش آماده است.» مدتی بعد، وقتی جوانههای نیرومند از دلِ آن چالهها سر برآوردند، پدر فهمید که دانشِ پسرش، جانِ دوبارهای به باغ بخشیده است.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
اگر تو میخواستی به جوانهزنی درختان کمک کنی از چه راه راهی پیش میرفتی؟
رویانا یعنی همین!
یعنی درکِ عمیقِ طبیعت و تبدیل آن به یک طراحی هوشمندانه.
فقط ۲ روز تا آغاز جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا…
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
«تو بودی چهکار میکردی؟»
آفتاب دزپات میتابید و پدر نگرانِ نهالهایی بود که در خاکِ سفتِ باغ، جانِ جوانه زدن نداشتند. رو به محمدامین کرد و گفت: «این زمین دیگر رمقی برای ریشهها ندارد.»
محمدامین اما به جای کودهای گرانقیمت، نقشهی دیگری داشت. او شروع کرد به طراحی «چالههای زیستی». او خاک را مثل یک سازهی مهندسی، لایهلایه چید: لایهای از چوبهای خرد شده برای حبسِ رطوبت، لایهای از برگهای پوسیده بلوط برای تغذیه، و لایهای از خاکِ غنیشدهی بومی.
او به پدر گفت: «این لایهها مثل یک باتری عمل میکنند؛ هر جا که ریشه برسد، غذای همان لحظهاش آماده است.» مدتی بعد، وقتی جوانههای نیرومند از دلِ آن چالهها سر برآوردند، پدر فهمید که دانشِ پسرش، جانِ دوبارهای به باغ بخشیده است.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
اگر تو میخواستی به جوانهزنی درختان کمک کنی از چه راه راهی پیش میرفتی؟
یعنی درکِ عمیقِ طبیعت و تبدیل آن به یک طراحی هوشمندانه.
فقط ۲ روز تا آغاز جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا…
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
۲۳۶
۱۱:۱۶
1 روز تا شروع جشنواره دانشآموزی رویانا
«تو بودی چهکار میکردی؟»
نیکو دختری از مازندران زیبا
توی آشپزخانه ایستاده بود و به تکههای گوشت روی میز نگاه میکرد.
همیشه این سوال توی ذهنش بود که از کجا میشود فهمید یک ماده غذایی واقعاً سالم است یا نه؛
فقط با بو کردن؟
فقط با تاریخ روی بسته؟
یا میشود راه دقیقتری پیدا کرد؟
او به این فکر افتاد که شاید بتوان با چیزی ساده، طبیعی و در دسترس، فساد مواد غذایی را تشخیص داد.
نه با دستگاههای گران، نه با آزمایشگاههای عجیب؛
بلکه با چیزی که حتی در خانه هم بشود ساخت.
فکرش او را رساند به آب لبو.
نیکو میدانست بعضی رنگدانههای طبیعی به تغییرات محیط واکنش نشان میدهند.
برای همین با عصاره طبیعی آب لبو، یک نمونه «کاغذ هوشمند» طراحی کرد؛
کاغذی که قرار بود کنار مواد غذایی قرار بگیرد و اگر شرایط به سمت فساد میرفت، تغییر رنگ بدهد.
او آزمایش را در آشپزخانه خانهشان شروع کرد.
چند نمونه را کنار گوشت مرغ و گوشت قرمز گذاشت و با دقت، ساعتبهساعت تغییرات را یادداشت کرد.
هر بار که رنگ کاغذ کمی عوض میشد، هیجانش بیشتر میشد.
انگار آن کاغذ داشت به زبان خودش حرف میزد:
«این ماده غذایی دیگر مثل قبل سالم نیست.»
برای نیکو، این فقط یک آزمایش ساده نبود.
او داشت ثابت میکرد که حتی در یک آشپزخانه معمولی هم میشود ایدهای علمی را جدی گرفت؛
ایدهای که هم طبیعی باشد، هم کاربردی، هم به درد زندگی واقعی بخورد.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
اگر تو جای نیکو بودی، برای ساخت یک کاغذ هوشمند طبیعی از چه مواد دیگری استفاده میکردی؟
به نظرت چه عصارههای گیاهی دیگری میتوانند به تشخیص فساد مواد غذایی کمک کنند؟
رویانا یعنی همین؛
یعنی از دل سوالهای ساده، ایدههایی بیرون بیاید که به زندگی واقعی مردم کمک کند.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
«تو بودی چهکار میکردی؟»
نیکو دختری از مازندران زیبا
توی آشپزخانه ایستاده بود و به تکههای گوشت روی میز نگاه میکرد.
همیشه این سوال توی ذهنش بود که از کجا میشود فهمید یک ماده غذایی واقعاً سالم است یا نه؛
فقط با بو کردن؟
فقط با تاریخ روی بسته؟
یا میشود راه دقیقتری پیدا کرد؟
او به این فکر افتاد که شاید بتوان با چیزی ساده، طبیعی و در دسترس، فساد مواد غذایی را تشخیص داد.
نه با دستگاههای گران، نه با آزمایشگاههای عجیب؛
بلکه با چیزی که حتی در خانه هم بشود ساخت.
فکرش او را رساند به آب لبو.
نیکو میدانست بعضی رنگدانههای طبیعی به تغییرات محیط واکنش نشان میدهند.
برای همین با عصاره طبیعی آب لبو، یک نمونه «کاغذ هوشمند» طراحی کرد؛
کاغذی که قرار بود کنار مواد غذایی قرار بگیرد و اگر شرایط به سمت فساد میرفت، تغییر رنگ بدهد.
او آزمایش را در آشپزخانه خانهشان شروع کرد.
چند نمونه را کنار گوشت مرغ و گوشت قرمز گذاشت و با دقت، ساعتبهساعت تغییرات را یادداشت کرد.
هر بار که رنگ کاغذ کمی عوض میشد، هیجانش بیشتر میشد.
انگار آن کاغذ داشت به زبان خودش حرف میزد:
«این ماده غذایی دیگر مثل قبل سالم نیست.»
برای نیکو، این فقط یک آزمایش ساده نبود.
او داشت ثابت میکرد که حتی در یک آشپزخانه معمولی هم میشود ایدهای علمی را جدی گرفت؛
ایدهای که هم طبیعی باشد، هم کاربردی، هم به درد زندگی واقعی بخورد.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
اگر تو جای نیکو بودی، برای ساخت یک کاغذ هوشمند طبیعی از چه مواد دیگری استفاده میکردی؟
به نظرت چه عصارههای گیاهی دیگری میتوانند به تشخیص فساد مواد غذایی کمک کنند؟
رویانا یعنی همین؛
یعنی از دل سوالهای ساده، ایدههایی بیرون بیاید که به زندگی واقعی مردم کمک کند.
حالا نوبت توست که فکر کنی…
شناسه کانال در پیام رسان بله ble.ir/join/8wjMdPapge
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
۴۹
۹:۳۵
دومین دوره جشنواره ملی علمی دانشآموزی رویانا
از فردا ۲۵ تیرماه شروع میشه.
این جشنواره به همت پژوهشگاه رویان جهاد دانشگاهی برگزار میشه؛
جایی که اسمش با پیشرفتهای علمی بزرگ، پژوهشهای ارزشمند، سلولهای بنیادی، درمان ناباروری و افتخارآفرینی علمی ایران گره خورده.
حالا نوبت شماست…
اگه ایده داری،
اگه دوست داری متفاوت فکر کنی و واقعی وارد دنیای علم بشی،
رویانا دقیقاً جای توئه.
اینجا قراره ایدههات دیده بشن،
فکر کردنت جدی گرفته بشه
و خلاقیتت به یک مسیر واقعی وصل بشه.
فردا شروع یک جشنواره ملیه
شروع مسیری که تو رو به اندیشیدن، کشف، ساختن و درخشیدن برسونه.
*پس آماده باش…
رویانا از فردا شروع میشه!*
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله @Royana_Royan
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
از فردا ۲۵ تیرماه شروع میشه.
این جشنواره به همت پژوهشگاه رویان جهاد دانشگاهی برگزار میشه؛
جایی که اسمش با پیشرفتهای علمی بزرگ، پژوهشهای ارزشمند، سلولهای بنیادی، درمان ناباروری و افتخارآفرینی علمی ایران گره خورده.
حالا نوبت شماست…
اگه ایده داری،
اگه دوست داری متفاوت فکر کنی و واقعی وارد دنیای علم بشی،
رویانا دقیقاً جای توئه.
اینجا قراره ایدههات دیده بشن،
فکر کردنت جدی گرفته بشه
و خلاقیتت به یک مسیر واقعی وصل بشه.
فردا شروع یک جشنواره ملیه
شروع مسیری که تو رو به اندیشیدن، کشف، ساختن و درخشیدن برسونه.
*پس آماده باش…
رویانا از فردا شروع میشه!*
اگر میخواهید هیچ یک از اخبار و اطلاعیههای مهم جشنواره را از دست ندهید، حتماً در این کانالها عضو شوید.
شناسه کانال در پیام رسان بله @Royana_Royan
شناسه کانال در پیام رسان شاد https://shad.ir/royan_edu1401
۴۶
۹:۵۰
شمارش معکوس شروع دومین دوره جشنواره علمی دانشآموزی رویانا

۲۲ ساعت و ۳۰ دقیقه
۴۲
۹:۵۵