لوگوی پیام رسان بلهدانلود «بله»
عکس پروفایل صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانص
۵۸ عضو

صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوان

صبا کوکبیفارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد مشاوره خانواده از دانشگاه علامه طباطباییundefined️مشاور کودک و نوجوانundefined️تسهیلگر والدگریundefined️مربی مهارت‌های زندگی کودکان
مشاهده در اپلیکیشن بلهمشاهده در وب بله
۲۴ اردیبهشت
بزرگ‌ترها اغلب خیال می‌کنند اعتمادبه‌نفس چیزی است که کودک باید بیاموزد، اما بچه‌های کوچک ذاتا شکست‌ناپذیرند؛ چیزی که در واقع آن‌ها می‌آموزند "نداشتن اعتمادبه‌نفس" است.
undefined دوستان من - فردریک بکمن undefined
این یعنی اگر ما با "نکن، نمی‌تونی، میفته، می‌شکنه، می‌ریزه، الان خراب می‌کنی و..." شک‌وتردید رو در دل بچه‌ها نکاریم و نگرانی‌های بی‌مورد خودمون رو بهشون انتقال ندیم، بچه‌ها خودبه‌خود اعتمادبه‌نفس دارن و اگر شکست هم بخورن، دوباره تلاش می‌کنن و یه راهی پیدا می‌کنن. امکانِ نشدن و نتونستن از قبل برای بچه‌ها تعریف نشده. این ماییم که این دید رو در ذهن اون‌ها می‌کاریم؛ با ترسوندنشون از شکست و نتونستن و جلوگیری از تلاش‌کردنشون.
یک روش دیگه‌ای هم که ما "عدم اعتمادبه‌نفس" رو به بچه‌ها آموزش میدیم، وقتیه که همه کارهای بچه‌ها رو خودمون انجام می‌دیم. سریع می‌پریم دکمه‌های لباسش رو می‌بندیم، اگر خرابکاری‌ای کرد و چیزی ریخت رو زمین خودمون تنهایی می‌پریم جمعش می‌کنیم، بعد از بازی اسباب‌بازی‌هاش رو تنهایی جمع می‌کنیم و با رفتارهایی از این دست، این پیام رو به بچه می‌دیم که "همه کارهات رو خودم باید انجام بدم چون تو نمی‌تونی و از پسش برنمیای".به همین صورت هیچ مسئولیتی به بچه‌ها نمی‌دیم درحالیکه بچه‌ها در هر سنی باید مسئولیت‌هایی متناسب با سن و توانایی‌هاشون داشته باشن و با انجام همین مسئولیت‌هاست که احساس توانمند بودن و اعتمادبه‌نفس و همچنین مسئولیت‌پذیر بودن در اون‌ها تقویت میشه.
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک #اعتماد_به_نفس #بریده_کتاب
undefined۵

۱۶۸

۱۱:۲۴

۲۷ اردیبهشت
بچه‌ها الگوی ارتباطی ما (والدین) رو در روابط خودشون کپی می‌کنن.
برای مثال، شما وقتی از دست فرزندتون ناراحت می‌شید، چیکار می‌کنید؟داد و فریاد می‌کنید؟تنبیه می‌کنید؟ (انتقام)قهر می‌کنید؟ (سکوت و بی‌توجهی)صحبت می‌کنید؟
بدونید که فرزندتون به احتمال زیاد در مدرسه، مهدکودک و بعدا در روابط دیگرش مثل دوستی‌ها، روابط عاطفی، در ارتباط با همسر و... همین الگو رو پیاده می‌کنه.
بچه‌ای رو می‌شناختم که وقتی از دست دوستانش عصبانی می‌شد، خیلی تهدید می‌کرد؛ می‌گفت میام فلان می‌کنمتااا، می‌زنمتااا. بعدا مادرش رو دیدم و فهمیدم تهدید کردن یکی از روش‌های ارتباطی ایشونه. اگر والدین این بچه یه جایی روش خودشون رو اصلاح نکنن یا خودش وقتی بزرگ‌تر شد خودش رو اصلاح نکنه، همین الگو رو بعدا با همسرش اجرا می‌کنه. آخه هیچوقت هیچ‌جور دیگه‌ای نبوده و الگوهای دیگری رو هم ندیده، قطعا بعد از ازدواج هم یهویی عوض نمیشه!
همین میشه که یک نفر در ارتباط زوجی وقتی دلخور میشه، همسرش رو از ارتباط با خودش محروم می‌کنه. سکوت می‌کنه، قهر می‌کنه، بی‌توجهی و نادیده گرفتن رو پیش می‌گیره. بعدا وقتی کنکاش می‌کنی، می‌بینی که این در واقع روش ارتباطی والدینش بوده، وقتی که رفتار نامناسبی از خودش سر می‌زده.
خوشبختانه، روش‌های ارتباطی مثبت هم همین قدرت رو دارن. هرچقدر ارتباط ما با فرزندمون مثبت‌تر و بیشتر بر مبنای پذیرش، شنوندگی و همدلی باشه، فرزندمون باقی ارتباطاتش رو هم در همین قالب اجرا می‌کنه.
خوشبختانه‌تر اینکه این الگوهای ارتباطی غیرقابل‌تغییر نیستن. پس اگر متوجه شدید که تا الان روش نامناسبی داشتید، می‌تونید امیدوار باشید و از حالا برای تغییرش تلاش کنید و بدونید که تلاش شما قطعا روی فرزندتون هم تاثیر مثبتی خواهد گذاشت.
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان #والدگری #فرزندپروری
undefined۸

۱۴۰

۱۲:۵۲

۱ خرداد
الان که دقیقا جنگ نظامی برقرار نیست، چه حالی دارید؟آیا حالتون دقیقا خوبه؟ آرومید؟ حالت عادی دارید؟یا بازم یه اضطرابی ته دلتون هست؟ یه اضطرابی ناشی از ابهام و ندونستن اینکه بالاخره چی میشه؟ الان کجای کاریم؟ جنگیم؟ صلحیم؟ دوباره شروع میشه؟ نمیشه؟شده گاهی فکر کنید که "جنگ بد بود اما حداقل تکلیفمون مشخص بود!" ؟
می‌دونید که بچه‌ها هم در روزمره این احساسات و ابهامات رو تجربه می‌کنن؟منظورم درمورد جنگ نیستا! کِی تجربه‌اش می‌کنن؟ زمانی که ما باهاشون قهر می‌کنیم!
منظورم از قهر چیه؟ حرف نزدن و نادیده گرفتن شخص مقابل، بدون اینکه براش توضیحی بدیم که چی شده و از چی ناراحتیم.
شنیدید میگن رابطه‌ای که توش جنگ و دعوا هست بهش امید بیشتری هست تا رابطه‌ای که کلا خاموش شده و طرفین به هم کاری ندارن؟ این گزاره درستیه و در تمام روابط صدق می‌کنه؛ حتی والد-فرزندی.
داد و فریاد کردن، دعوا کردن و تنبیه کردن و کلا انواع پرخاشگری قطعا بده! شاید عجیب باشه اما قهر کردن و بی‌توجهی و قرار دادن بچه‌ها در این ابهام و تعلیق بدتر و آسیبش بیشتره! اگه بیشتر هم نباشه، حداقل به همون بدی پرخاش کردن هست.در واقع قهر و بی‌توجهی هم یه جور پرخاشگریه؛ اما پرخاشگری و خشمی پنهان و غیرمستقیم.
همونطور که ما الان از بلاتکلیفی اوضاع جنگ و زندگیمون داریم آزار می‌بینیم، بچه‌ها (و باقی افراد!) هم وقتی که ما بدون هیچ توضیحی باهاشون سرد و مبهم میشیم، آزار می‌بینن.
قبلا در این پست درمورد اهمیت شفاف‌سازی و اینکه چرا لازمه، توضیح داده بودم.
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
undefined۳

۱۳۳

۱۶:۱۰

۷ خرداد
undefinedگاهی ما دو یا چندتا فرزند داریم که یکیشون خیلی عاقل و مستقله و کارش درسته. همون بچه‌ای که خیالمون ازش راحته و زیاد نگرانش نیستیم چون مطمئنیم از پس خودش برمیاد.
گاهی در مقابل این بچه، خواهر یا برادری وجود داره که دقیقا برعکسش عمل می‌کنه. همون بچه‌ای که خیلی نیازمند توجه و مراقبت شماست. همونی که نگرانید بالاخره یه کاری دست خودش و شما بده. یا نه، اصلا بچه دردسرسازی نیست اما بچه‌ای با بیماری یا نیازهای ویژه‌ست.
می‌دونید؟ در چنین شرایطی، اون بچه مستقل کاردرسته معمولا به این خاطر اینجوری شده که دیده من مجبورم خودم از پس خودم بربیام، چون ۱) همه از من همین انتظار رو دارن و ۲) دیگران اکثر اوقات حواسشون به اون یکی بچه‌ست.
https://ble.ir/sabakokabi#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
undefined۱
undefined۱

۱۰۹

۱۶:۲۷

undefinedمشکل اینجاست که ما فکر می‌کنیم این بچه خیلی احتیاجی به کمک ما نداره پس زیادی اون رو به حال خودش می‌ذاریم؛ غافل از اینکه هر دو بچه‌ان و هردو به توجه کافی ما احتیاج دارن. اینکه یه بچه خوب از پس خودش برمیاد نباید باعث بشه که ما ناخواسته حمایتمون رو ازش بگیریم چون اینجور بچه‌ها بصورت افراطی مستقل میشن. میشن همون افراد بررگسالی که اصرار دارن از کسی کمک نگیرن و تنهایی از پس مشکلات بر بیان. میشن همون افرادی که ظاهر خودشون رو خوب نشون میدن تا آب تو دل کسی تکون نخوره اما در واقع پشت این نقاب ظاهرا محکم و مستقل، کلی درد و فشار هست.https://ble.ir/sabakokabi#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
undefined۱

۱۰۹

۱۶:۲۷

undefined و تمام
حالا چه کنیم؟۱. به اون بچه‌ای که خیالتون ازش راحته هم در مواقع حساس پیشنهاد کمک و حمایت بدید: درس و امتحان، انتخاب رشته و... بهش در مواقع مختلف اطمینان بدید که هروقت مشکلی بود می‌تونه روی کمک شما حساب کنه.
۲. توجهتون رو بین بچه‌ها پخش کنید. با اون بچه مستقله هم زمان شخصی بگذرونید، زمانی که مخصوص خود اون و شما باشه.
۳. اگر خودتون اون بچه زيادی مستقله بودید که الان بزرگ شدید، بدونید که والدین شما به بهترین شکلی که بلد بودن برای شما والدگری کردن. حالا شما آگاه‌ترید و می‌تونید در جهت رسیدن به یک "استقلال سالم" برای خودتون قدم بردارید.
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
undefined۲

۱۱۹

۱۶:۲۸

۸ خرداد
صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوان
undefined گاهی ما دو یا چندتا فرزند داریم که یکیشون خیلی عاقل و مستقله و کارش درسته. همون بچه‌ای که خیالمون ازش راحته و زیاد نگرانش نیستیم چون مطمئنیم از پس خودش برمیاد. گاهی در مقابل این بچه، خواهر یا برادری وجود داره که دقیقا برعکسش عمل می‌کنه. همون بچه‌ای که خیلی نیازمند توجه و مراقبت شماست. همونی که نگرانید بالاخره یه کاری دست خودش و شما بده. یا نه، اصلا بچه دردسرسازی نیست اما بچه‌ای با بیماری یا نیازهای ویژه‌ست. می‌دونید؟ در چنین شرایطی، اون بچه مستقل کاردرسته معمولا به این خاطر اینجوری شده که دیده من مجبورم خودم از پس خودم بربیام، چون ۱) همه از من همین انتظار رو دارن و ۲) دیگران اکثر اوقات حواسشون به اون یکی بچه‌ست. https://ble.ir/sabakokabi #مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
این الگوی خواهر و برادری که یکیشون توجه ویژه والدین رو داره و اون یکی اجبارا مستقل شده رو میشه در سریال Parenthood دید.
در یک خانواده یک پسر مبتلا به اوتیسم داریم و دختری که اجبارا مستقل شده، اکثر اوقات سعی می‌کنه خودش کارهاش رو پیش ببره ولی چند بار محدود هم در طول سریال به والدینش اشاره می‌کنه که منم احتیاج به کمک و توجه دارم ولی شما همه حواستون به برادرمه.
و در خانواده دیگه‌ای یک دختر "دردسرساز" داریم و پسری که سعی می‌کنه اصلا دردسرساز نباشه و اسباب زحمت نباشه؛ در واقع خشم و ناراحتیش رو اکثر اوقات سرکوب می‌کنه و خیلی تو خودشه و زیادی با هرچیزی کنار میاد.
من دوتا برادر شبیه به مورد دوم رو بین مراجعینم دارم و اون بچه مستقله کاملا احساسات ناخوشایندش رو سرکوب می‌کنه و هر وقت مسئله ناراحت‌کننده‌ای رو تعریف کنه، سریع پشت‌بندش میگه "چیزی نیست، گذشت، اشکالی نداره، من ناراحت نشدم" 🥲درحالیکه برادرش خیلی راحت و جسورانه احساسات ناخوشایندش رو بروز میده. این بچه‌ها هردو باید از برچسب‌هایی که بهشون خورده رها بشن: یکی از برچسب "بچه خوب" و اون یکی از برچسب "بچه بد".
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان #معرفی_سریال
undefined۳
undefined۱

۱۳۳

۱۵:۰۶

۷ تیر
قبلا فکر می‌کردم بچه‌ها اهل این نیستن که بشینن با کسی صحبت کنن. اما طی تجربه چند ساله‌ام از ارتباط با بچه‌ها (چه تجربه کاری و چه با بچه‌های فامیل) متوجه شدم که اتفاقا بچه‌ها معمولا دوست دارن بشینن با شما صحبت کنن و از همه چی بگن، به شرط اینکه شما واقعا باهاشون ارتباط برقرار کنید.
ما معمولا وقتی با بچه‌ها صحبت می‌کنیم، جدیشون نمی‌گیریم، کمتر از صحبت کردن با یک آدم بزرگسال بهشون بها میدیم، شاید زیادم گوش نکنیم چی میگن و فقط آهان و اوهوم کنیم که بگذره. ولی وقتی میگم واقعا باهاشون ارتباط برقرار کنیم، یعنی چجوری؟
بطور کلی یعنی خودمون رو مشتاق شنیدن صحبت‌هاشون نشون بدیم (حتی اگه نیستیم)؛ بطور جزئی یعنی به ادامه صحبت تشویقشون کنیم،راجع به چیزی که دارن تعریف می‌کنن ازشون سوال بپرسیم،عبارات تشویق‌کننده بگیم مثل "چه جالب، عجب!، آهان!، بعدش چی شد؟ تو چیکار کردی؟"،خودش و چیزی که راجع بهش صحبت می‌کنه رو قضاوت نکنیم و پالس منفی نسبت بهشون ندیم
و در کل رشته ارتباط رو از طریق زبان کلامی و بدنی حفظ کنیم تا این پیام رو بهشون برسونیم که واقعا برای من مهمه که بدونم چی داری تعریف می‌کنی، روزت چطور گذشته، علاقمندی تو چیه، چه چیزی تو رو ناراحت/خوشحال و... کرده. خب تا زمانی که موقع صحبت کردن طرف مقابل ما سرمون تو گوشی باشه، فکرمون به چیز دیگه‌ای مشغول باشه و هیچ اشتیاقی از خودمون نشون ندیم، قطعا اون فرد مقابل چه بچه باشه چه بزرگسال، دوست نخواهد داشت که دفعات بعدی هم چیزی رو برای ما تعریف کنه و از مسائلش به ما بگه.
پس اگر براتون مهمه که فرزندتون وقتی به نوجوانی رسید باهاتون صحبت کنه و یه دیوار ارتباطی بینتون نکشه، می‌تونید بذرش رو در کودکیش بکارید؛ با همین صحبت‌کردن‌های امن و مشتاقانه راجع به ساده‌ترین چیزهایی که بچه‌ها درموردشون صحبت می‌کنن، اگر هم فرزندتون همین الان هم نوجوانه، می‌تونید از همین الان شروع کنیدundefined
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
undefined۶

۱۲۳

۱۶:۱۲

۲۴ تیر
چندتا دختربچه داشتن باهم صحبت می‌کردن و من صحبت‌هاشون رو می‌شنیدم. رسیدن به اینکه چقدر دوست دارن در آینده مادر بشن و بچه‌داری کنن. یکیشون گفت: نه بچه‌ها بچه‌داری خیلی سخته، اگه بچه‌دار بشی بدبخت میشی.ازش پرسیدم چرا بدبخت میشی؟گفت مامانم خیلی پشیمونه از بچه آوردن، میگه خیلی سختهگفتم آها.. خب البته بچه‌داری زحمت که زیاد داره ولی لحظات خوش هم خیلی دارهگفت مامانم قبلا خوشحال بود از اینکه بچه داره ولی الان دیگه اصلا، الان پشیمونه...
لازمه من توضیح بیشتری بدم که چرا باید حواسمون باشه جلوی بچه‌ها چی می‌گیم؟لازمه بگم که چرا نباید جلوی بچه‌ها با کسی درد دل کنیم؟ (یا حتی با خود بچه‌ها!)احتمالا متوجه هستید که این بچه چقدر می‌تونه مستعد احساس گناه باشه و باور داشته باشه که بار اضافی و اسباب زحمته و اگر وجود نداشت، حال مامانش بهتر بود؟الان تازه ۶ سالشه، اگر این باور رو شکل بده و روش بمونه، در نوجوونی و بزرگسالی می‌تونه خیلی براش چالش ایجاد کنه...
مامان/بابای عزیززندگی سخته، می‌دونم؛ سخت‌تر هم شده. حق دارید خسته و ناراضی باشید. اما قرار نیست بار این سختی رو روی دوش بچه‌ها بذاریم، نه حتی بصورت بار روانی. ما اگر از دنیا یک تصویر سیاه و سراسر سختی برای بچه‌ها ترسیم کنیم، بچه‌هامون رو فلج می‌کنیم. اینجوری اشتیاق برای تلاش کردن و بهتر شدن و امید رو ازشون می‌گیریم. کمک حرفه‌ای دریافت کنید، با دوستان و عزیزانتون هم درد دل بکنید، اما نه جلوی بچه‌ها. اگر از سختی‌های زندگی به بچه‌ها می‌گید، کنارش از امید و تلاش و موفقیت‌هاتون هم بگید.
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک
undefined۵
undefined۱

۹۵

۹:۲۳

۲۱ مرداد
اگر می‌خوایم فرزندمون (کودک و نوجوان) تحت تاثیر منفی افراد خارج از خانواده اعم از فامیل، دوستان، بچه‌های مدرسه، غریبه تو خیابون، فلان سلبریتی و... قرار نگیره، چیکار باید بکنیم؟
محدودش کنیم؟ نه.ارتباطش رو با اطرافیان قطع کنیم؟ نه.نذاریمش مهدکودک؟ نه.در همه کارها و روابطش سرکشی کنیم؟ نه.تهدیدش کنیم؟ نه.
فقط یک کار لازمه انجام بدیم:ارتباطمون رو باهاش قوی کنیم.
وقتی ارتباط درون خانوادگی محکم و قوی باشه، وقتی اعضا حامی و با هم صمیمی باشن، وقتی فرزند، والدینش رو امن بدونه، تاثیر شما روی فرزند خیلی بیشتر از تاثیر افراد خارج از خانواده خواهد بود.
در این صورت فرزندتون به حرف شما بیشتر بها خواهد داد تا به حرف دوستش یا هرکس دیگری.فرزندتون فلان رفتار ناسالم مثلا عموش رو تقلید نخواهد کرد، بلکه از رفتار شما تقلید خواهد کرد.فرزندتون تحت تاثیر جو غالب محیط (مثلا جامعه، مدرسه و...) قرار نخواهد گرفت. یا حتی اگرم قرار بگیره، اگر باهاش صحبت کنید و هدایتش کنید خیلی راحت‌تر می‌پذیره تا بچه‌ای که نسبت به خانواده و والدینش گارد داره.
پس چی شد؟روابط درون خانوادگی رو با فرزندتون تقویت کنید؛ یعنی رابطه پدر-فرزند، مادر-فرزند و حتی فرزندان با همدیگه.یک مهارت کلیدی که باعث تقویت رابطه مخصوصا رابطه با نوجوان میشه چیه؟ همدلی و گوش دادن.حتما این دوتا مهارت رو یاد بگیرید (بله، یادگرفتنی‌ان، ذاتی نیستن؛ پس اگر بلد نیستید، نگران نباشید، برید سرچ کنید، کتاب بخونید و یاد بگیرید).
undefined<img style=" />undefined صبا کوکبی ☆ مشاور کودک و نوجوانhttps://ble.ir/sabakokabi
#مشاوره_کودک #مشاوره_نوجوان
undefined۶

۴۴

۱۵:۱۷