انجمن سلولهای بنیادی ایران (سبا)
#شخصیت_برجسته #سلول_های_بنیادی @sabastemcell
آشنایی با چهرهها: پروفسور اروینگ وایسمنIrving Weissmanاروینگ وایسمن یکی از شناختهشدهترین دانشمندان در زمینهٔ سلولهای بنیادی و زیستشناسی دستگاه ایمنی است. او زادهٔ ۱۹۳۹ در ایالات متحدهٔ آمریکا است و نامش بیش از همه با پژوهشهای پیشگامانه دربارهٔ شناسایی و جداسازی سلولهای بنیادی خونساز گره خورده است. بسیاری او را از چهرههای بنیادین پژوهشهای نوین سلولهای بنیادی میدانند.
وایسمن در دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به همراه همکارانش موفق شد سلولهای بنیادی خونساز را با دقت بالا شناسایی و جداسازی کند. این دستاورد به دانشمندان اجازه داد رفتار و ویژگیهای این سلولها را بهتر بشناسند و درک دقیقتری از چگونگی ساخته شدن سلولهای خونی در بدن به دست آورند.
پژوهشهای او نقش مهمی در پیشرفت پیوند مغز استخوان و درمان بیماریهای خونی ایفا کرد. همچنین یافتههای او به گسترش دانش مربوط به سلولهای بنیادی سرطانی کمک کرد و راه را برای طراحی روشهای درمانی تازه در برابر برخی سرطانها هموار ساخت.
فعالیتهای او تنها به پژوهش محدود نمانده است. وایسمن سالها در دانشگاه استنفورد به آموزش و پرورش پژوهشگران جوان پرداخته و جایزههای علمی گوناگونی در آمریکا و جهان دریافت کرده است. نام او در میان اثرگذارترین دانشمندان حوزهٔ سلولهای بنیادی و زیستپزشکی دیده میشود.
برای شناخت بیشتر زندگی فردی و کاری او میتوان به نوشتهها، گفتوگوها و گزارشهای علمی منتشرشده از سوی Stanford University و مرکزهای پژوهشی سلولهای بنیادی مراجعه کرد.
هیربد جدیدی
@sabastemcell
وایسمن در دههٔ ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به همراه همکارانش موفق شد سلولهای بنیادی خونساز را با دقت بالا شناسایی و جداسازی کند. این دستاورد به دانشمندان اجازه داد رفتار و ویژگیهای این سلولها را بهتر بشناسند و درک دقیقتری از چگونگی ساخته شدن سلولهای خونی در بدن به دست آورند.
پژوهشهای او نقش مهمی در پیشرفت پیوند مغز استخوان و درمان بیماریهای خونی ایفا کرد. همچنین یافتههای او به گسترش دانش مربوط به سلولهای بنیادی سرطانی کمک کرد و راه را برای طراحی روشهای درمانی تازه در برابر برخی سرطانها هموار ساخت.
فعالیتهای او تنها به پژوهش محدود نمانده است. وایسمن سالها در دانشگاه استنفورد به آموزش و پرورش پژوهشگران جوان پرداخته و جایزههای علمی گوناگونی در آمریکا و جهان دریافت کرده است. نام او در میان اثرگذارترین دانشمندان حوزهٔ سلولهای بنیادی و زیستپزشکی دیده میشود.
برای شناخت بیشتر زندگی فردی و کاری او میتوان به نوشتهها، گفتوگوها و گزارشهای علمی منتشرشده از سوی Stanford University و مرکزهای پژوهشی سلولهای بنیادی مراجعه کرد.
@sabastemcell
۱۴
۵:۲۲
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی بنیان، محققان دانشگاه ویگو در اسپانیا با استفاده از رویکرد سنتز جهتدار تنوع (DOS)، بلوک ساختمانی کلیدی برای تولید آنالوگهای کلسیتریول با زنجیرههای جانبی حاوی گوگرد توسعه دادند.کلسیتریول، شکل فعال هورمونی ویتامین D3، به دلیل اثرات ضدتوموری قوی در برابر انواع سرطانها شناخته شده است. اما عوارض کلسمیک آن در دوزهای درمانی، کاربرد بالینیاش را محدود میکند.این مطالعه با هدف تولید سینتونی چندمنظوره، امکان سنتز مجموعهای از آنالوگهای جدید را فراهم کرد که خواص زیستی بهبودیافتهای دارند.آنالوگهایی مانند 22-تیاکلسیتریول (TCT) با جایگزینی اتم کربن در موقعیت C-22 با گوگرد، فعالیت زیستی قویتری با عوارض کمتر نشان دادند.فرآیند سنتز شامل:اکسیداسیون آلیلیکاحیای استریوشیمیاییبازآرایی سیگماتروپیکاین مراحل منجر به تولید سینتون ۶ شد. ساختار این ترکیب با کریستالوگرافی اشعه ایکس تأیید شد.این پژوهش راه را برای توسعه داروهای نوین با سمیت کمتر باز میکند و بر اهمیت DOS در شیمی دارویی تأکید دارد.جایگزینی اتم کربن در موقعیت C-22 زنجیره جانبی با اتم گوگرد، نهتنها خواص زیستی بهبودیافتهای از خود نشان دادن کند. این مطالعه گامی کلیدی در مسیر توسعه داروهای نوین با اثربخشی بالاتر و سمیت کمتر محسوب میشود و پتانسیل تحول در درمانهای مبتنی بر ویتامین D را دارد.
سینا خسروی#اخبار_سلولهای_بنیادی
@sabastemcell
منبع: پایگاه اطلاعرسانی بنیان
@sabastemcell
منبع: پایگاه اطلاعرسانی بنیان
۲۶
۵:۲۲
🧫اصول اولیه کشت سلول (Cell Culture Basics)
کشت سلول به معنای رشد و نگهداری سلولها در محیطی مصنوعی خارج از بدن است. برای زنده ماندن و تکثیر سلولها باید شرایطی مشابه بدن فراهم شود.
1. محیط کشت (Culture Medium)
محیط کشت در واقع غذای سلولهاست و مواد مورد نیاز آنها را تأمین میکند.
مواد اصلی موجود در محیط کشت:• گلوکز (منبع انرژی)• اسیدهای آمینه• ویتامینها• نمکهای معدنی• بافرها برای تنظیم pH• فاکتورهای رشد و مکملها
محیطهای رایج:
DMEMRPMI-1640MEMα-MEM
2. سرم (Serum)
معمولاً به محیط کشت، 5 تا 20 درصد سرم جنین گاوی (Fetal Bovine Serum یا FBS) اضافه میشود.
نقشهای FBS:• تأمین فاکتورهای رشد• تأمین هورمونها• کمک به چسبیدن سلولها به سطح فلاسک• افزایش بقا و تکثیر سلولها
به همین دلیل اغلب محیط کشت کامل شامل:
DMEM + 10% FBS + 1% Pen/Strep است
3. آنتیبیوتیکها
برای کاهش آلودگیهای باکتریایی و قارچی از آنتیبیوتیکها استفاده میشود.
رایجترین ترکیبات:• Penicillin• Streptomycin• Gentamicin• Amphotericin B (ضد قارچ)
نکته مهم:بسیاری از آزمایشگاههای حرفهای استفاده دائمی از آنتیبیوتیک را توصیه نمیکنند، زیرا ممکن است آلودگیهای پنهان (مانند مایکوپلاسما) را مخفی کرده و روی رفتار سلولها اثر بگذارد. استفاده کوتاهمدت در کشتهای اولیه رایجتر است.
4. انکوباتور CO₂
سلولهای پستانداران معمولاً در شرایط زیر نگهداری میشوند:
دما: 37 درجه سانتیگراد
رطوبت: حدود 95%🫧 CO₂: حدود 5%
علت وجود CO₂ چیست؟
بیشتر محیطهای کشت حاوی سدیم بیکربنات هستند. CO₂ با این سیستم بافری تعادل برقرار میکند و pH محیط را در محدوده مناسب حفظ میکند. اگر CO₂ وجود نداشته باشد، pH محیط تغییر کرده و سلولها آسیب میبینند. بیشتر سلولهای پستانداران در pH حدود 7.2 تا 7.4 بهترین رشد را دارند.
5. شرایط استریل
بزرگترین دشمن کشت سلول آلودگی است.
برای جلوگیری از آلودگی:• کار در هود لامینار فلو• استفاده از دستکش و وسایل استریل• ضدعفونی با اتانول 70٪• کنترل منظم آلودگیهای باکتریایی، قارچی و مایکوپلاسما
حتی مقدار کمی آلودگی میتواند کل کشت را از بین ببرد. (PMC)
راهنمای کشت سلول های جانوری(ATCC):
https://www.atcc.org/resources/culture-guides/animal-cell-culture-guide
ATCC Animal Cell Culture Guide
ترانه رحیمیان
#آموزش_سلول_های_بنیادی
@sabastemcell
کشت سلول به معنای رشد و نگهداری سلولها در محیطی مصنوعی خارج از بدن است. برای زنده ماندن و تکثیر سلولها باید شرایطی مشابه بدن فراهم شود.
1. محیط کشت (Culture Medium)
محیط کشت در واقع غذای سلولهاست و مواد مورد نیاز آنها را تأمین میکند.
مواد اصلی موجود در محیط کشت:• گلوکز (منبع انرژی)• اسیدهای آمینه• ویتامینها• نمکهای معدنی• بافرها برای تنظیم pH• فاکتورهای رشد و مکملها
محیطهای رایج:
DMEMRPMI-1640MEMα-MEM
2. سرم (Serum)
معمولاً به محیط کشت، 5 تا 20 درصد سرم جنین گاوی (Fetal Bovine Serum یا FBS) اضافه میشود.
نقشهای FBS:• تأمین فاکتورهای رشد• تأمین هورمونها• کمک به چسبیدن سلولها به سطح فلاسک• افزایش بقا و تکثیر سلولها
به همین دلیل اغلب محیط کشت کامل شامل:
DMEM + 10% FBS + 1% Pen/Strep است
3. آنتیبیوتیکها
برای کاهش آلودگیهای باکتریایی و قارچی از آنتیبیوتیکها استفاده میشود.
رایجترین ترکیبات:• Penicillin• Streptomycin• Gentamicin• Amphotericin B (ضد قارچ)
نکته مهم:بسیاری از آزمایشگاههای حرفهای استفاده دائمی از آنتیبیوتیک را توصیه نمیکنند، زیرا ممکن است آلودگیهای پنهان (مانند مایکوپلاسما) را مخفی کرده و روی رفتار سلولها اثر بگذارد. استفاده کوتاهمدت در کشتهای اولیه رایجتر است.
4. انکوباتور CO₂
سلولهای پستانداران معمولاً در شرایط زیر نگهداری میشوند:
علت وجود CO₂ چیست؟
بیشتر محیطهای کشت حاوی سدیم بیکربنات هستند. CO₂ با این سیستم بافری تعادل برقرار میکند و pH محیط را در محدوده مناسب حفظ میکند. اگر CO₂ وجود نداشته باشد، pH محیط تغییر کرده و سلولها آسیب میبینند. بیشتر سلولهای پستانداران در pH حدود 7.2 تا 7.4 بهترین رشد را دارند.
5. شرایط استریل
بزرگترین دشمن کشت سلول آلودگی است.
برای جلوگیری از آلودگی:• کار در هود لامینار فلو• استفاده از دستکش و وسایل استریل• ضدعفونی با اتانول 70٪• کنترل منظم آلودگیهای باکتریایی، قارچی و مایکوپلاسما
حتی مقدار کمی آلودگی میتواند کل کشت را از بین ببرد. (PMC)
راهنمای کشت سلول های جانوری(ATCC):
https://www.atcc.org/resources/culture-guides/animal-cell-culture-guide
ATCC Animal Cell Culture Guide
#آموزش_سلول_های_بنیادی
@sabastemcell
۱۲
۸:۱۸
دژنراسیون ماکولا وابسته به سن یکی از شایعترین علل کاهش بینایی و نابینایی در جهان است و میلیونها نفر را در سنین بالا درگیر میکند. با وجود پیشرفتهای فراوان در درمانهای دارویی، تاکنون هیچ روشی نتوانسته سلولهای از دسترفته شبکیه را به طور واقعی جایگزین کند. اکنون پژوهشگران پروژه «لندن برای درمان نابینایی» گام جدیدی در مسیر پزشکی بازساختی برداشتهاند و نخستین بیمار را در یک کارآزمایی بالینی نسل جدید تحت درمان قرار دادهاند.
@sabastemcell
https://www.bonyannews.ir/News/ID/38666/درمان-نابینایی-با-سلولهای-بنیادی-وارد-مرحله-جدید-شد
۱۰
۸:۱۹
آیا میدونستین دانشمندا تونستن سلولهای بالغ بدن رو وادار کنن «سنشون رو فراموش کنن»؟
در سال ۲۰۰۶، شینیا یاماناکا کشف کرد که فقط با فعال کردن چهار ژن خاص، میشه یک سلول بالغ، مثل سلول پوست، رو دوباره به حالتی شبیه سلولهای بنیادی جنینی برگردوند. به این چهار ژن، فاکتورهای یاماناکا گفته میشه.
اما این ماجرا یک روی تاریک هم داره...
سلولی که دوباره به حالت بنیادی برمیگرده، اگر بهدرستی کنترل نشه، ممکنه بیوقفه تقسیم بشه و زمینه تشکیل تومور یا سرطان رو فراهم کنه. به همین دلیل، دانشمندان هنوز با احتیاط زیادی روی استفاده درمانی از این فناوری کار میکنن.
حالا سؤال اینه:اگر روزی بتونیم سلولهای بدن رو هر بار دوباره «جوان» کنیم، آیا مرز طبیعی بین پیری و جوانی از بین میره؟ و اگر سلولها دیگه پیر نشن آیا ممکنه بهای این جوانی، افزایش خطر سرطان باشه؟🫣
#آیا_میدونستین#سهشنبه_دانستنی@sabastemcell
۸
۸:۱۹
کاربرد سلولهای بنیادی در درمان فلج ناشی از آسیب نخاعی
آسیب نخاعی یکی از شدیدترین آسیبهای دستگاه عصبی است که میتواند در اثر تصادف، سقوط از ارتفاع، آسیبهای ورزشی یا برخی بیماریها ایجاد شود. در این حالت، مسیر انتقال پیامهای عصبی بین مغز و اندامها مختل میشود و فرد ممکن است بخشی یا تمام توانایی حرکت، حس یا کنترل عملکردهایی مانند مثانه و روده را از دست بدهد. از آنجا که سلولهای عصبی نخاع توانایی محدودی در ترمیم خود دارند، درمان این آسیب همواره یکی از بزرگترین چالشهای علم پزشکی بوده است.
در سالهای اخیر، سلولهای بنیادی به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین گزینهها برای درمان آسیب نخاعی مطرح شدهاند. این سلولها علاوه بر توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلولهای بدن، میتوانند با ترشح مولکولهای محافظتکننده، کاهش التهاب، جلوگیری از مرگ سلولهای عصبی و تحریک بازسازی بافت آسیبدیده، شرایط مناسبتری را برای ترمیم نخاع فراهم کنند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران معتقدند نقش اصلی سلولهای بنیادی تنها جایگزینی سلولهای از بین رفته نیست، بلکه ایجاد محیطی مناسب برای بازسازی سیستم عصبی است.
در حال حاضر انواع مختلفی از سلولهای بنیادی، از جمله سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهای بنیادی عصبی و سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC)، در مطالعات آزمایشگاهی و کارآزماییهای بالینی مورد بررسی قرار گرفتهاند. هر کدام از این سلولها مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارند و هنوز مشخص نیست کدام نوع، بهترین گزینه برای درمان آسیب نخاعی خواهد بود.
اما علم تا امروز به کجا رسیده است؟
نتایج مطالعات چند سال اخیر نشان میدهد که در برخی بیماران، تزریق سلولهای بنیادی توانسته باعث بهبود نسبی قدرت عضلانی، افزایش حس اندامها، کاهش دردهای نوروپاتیک و بهبود عملکرد مثانه و روده شود. با این حال، این بهبودها معمولاً محدود بودهاند و در همه بیماران مشاهده نشدهاند. به همین دلیل، هنوز هیچ درمان مبتنی بر سلولهای بنیادی موفق به دریافت تأییدیه به عنوان درمان قطعی فلج ناشی از آسیب نخاعی نشده است.
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای اخیر این است که سلولهای بنیادی به تنهایی کافی نیستند. امروزه بسیاری از مطالعات بر درمانهای ترکیبی تمرکز دارند؛ یعنی استفاده همزمان از سلولهای بنیادی، تحریک الکتریکی نخاع، توانبخشی فشرده، داربستهای زیستی و مهندسی بافت. این رویکردها با هدف افزایش بقای سلولهای پیوندی، هدایت رشد آکسونها و بازسازی ارتباطات عصبی طراحی شدهاند و نتایج اولیه آنها امیدوارکننده بوده است.
در مجموع، میتوان گفت سلولهای بنیادی هنوز درمان قطعی فلج ناشی از آسیب نخاعی نیستند، اما بدون تردید یکی از مهمترین و پیشرفتهترین مسیرهای تحقیقاتی پزشکی بازساختی به شمار میروند. اگر روند پیشرفت فعلی ادامه پیدا کند، انتظار میرود در سالهای آینده درمانهای ترکیبی بتوانند به بهبود قابل توجه عملکرد حرکتی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسیب نخاعی کمک کنند؛ هرچند بازگرداندن کامل عملکرد نخاع در آسیبهای شدید، همچنان یکی از بزرگترین چالشهای علم پزشکی باقی مانده است.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشترISSCR (International Society for Stem Cell Research)Nature Reviews NeurologyThe Lancet NeurologyStem Cells: Scientific Facts and Fiction
چند اصطلاح تخصصیسلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC):سلولهای بالغ بدن (مانند سلولهای پوست) که با روشهای ژنتیکی دوباره به حالت شبهجنینی بازگردانده میشوند و توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلولها را پیدا میکنند.
نوروتروفیک فاکتورها (Neurotrophic Factors):پروتئینهایی که از سلولهای عصبی محافظت کرده، بقای آنها را افزایش میدهند و رشد و ترمیم رشتههای عصبی را تحریک میکنند.
#کاربرد_های_درمانی#سلول_های_بنیادی #آسیب_نخاعی #علوم_اعصاب #StemCells #SpinalCordInjury
آیدا سالمی
@sabastemcell
آسیب نخاعی یکی از شدیدترین آسیبهای دستگاه عصبی است که میتواند در اثر تصادف، سقوط از ارتفاع، آسیبهای ورزشی یا برخی بیماریها ایجاد شود. در این حالت، مسیر انتقال پیامهای عصبی بین مغز و اندامها مختل میشود و فرد ممکن است بخشی یا تمام توانایی حرکت، حس یا کنترل عملکردهایی مانند مثانه و روده را از دست بدهد. از آنجا که سلولهای عصبی نخاع توانایی محدودی در ترمیم خود دارند، درمان این آسیب همواره یکی از بزرگترین چالشهای علم پزشکی بوده است.
در سالهای اخیر، سلولهای بنیادی به عنوان یکی از امیدوارکنندهترین گزینهها برای درمان آسیب نخاعی مطرح شدهاند. این سلولها علاوه بر توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلولهای بدن، میتوانند با ترشح مولکولهای محافظتکننده، کاهش التهاب، جلوگیری از مرگ سلولهای عصبی و تحریک بازسازی بافت آسیبدیده، شرایط مناسبتری را برای ترمیم نخاع فراهم کنند. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران معتقدند نقش اصلی سلولهای بنیادی تنها جایگزینی سلولهای از بین رفته نیست، بلکه ایجاد محیطی مناسب برای بازسازی سیستم عصبی است.
در حال حاضر انواع مختلفی از سلولهای بنیادی، از جمله سلولهای بنیادی مزانشیمی، سلولهای بنیادی عصبی و سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC)، در مطالعات آزمایشگاهی و کارآزماییهای بالینی مورد بررسی قرار گرفتهاند. هر کدام از این سلولها مزایا و محدودیتهای خاص خود را دارند و هنوز مشخص نیست کدام نوع، بهترین گزینه برای درمان آسیب نخاعی خواهد بود.
اما علم تا امروز به کجا رسیده است؟
نتایج مطالعات چند سال اخیر نشان میدهد که در برخی بیماران، تزریق سلولهای بنیادی توانسته باعث بهبود نسبی قدرت عضلانی، افزایش حس اندامها، کاهش دردهای نوروپاتیک و بهبود عملکرد مثانه و روده شود. با این حال، این بهبودها معمولاً محدود بودهاند و در همه بیماران مشاهده نشدهاند. به همین دلیل، هنوز هیچ درمان مبتنی بر سلولهای بنیادی موفق به دریافت تأییدیه به عنوان درمان قطعی فلج ناشی از آسیب نخاعی نشده است.
یکی از مهمترین یافتههای پژوهشهای اخیر این است که سلولهای بنیادی به تنهایی کافی نیستند. امروزه بسیاری از مطالعات بر درمانهای ترکیبی تمرکز دارند؛ یعنی استفاده همزمان از سلولهای بنیادی، تحریک الکتریکی نخاع، توانبخشی فشرده، داربستهای زیستی و مهندسی بافت. این رویکردها با هدف افزایش بقای سلولهای پیوندی، هدایت رشد آکسونها و بازسازی ارتباطات عصبی طراحی شدهاند و نتایج اولیه آنها امیدوارکننده بوده است.
در مجموع، میتوان گفت سلولهای بنیادی هنوز درمان قطعی فلج ناشی از آسیب نخاعی نیستند، اما بدون تردید یکی از مهمترین و پیشرفتهترین مسیرهای تحقیقاتی پزشکی بازساختی به شمار میروند. اگر روند پیشرفت فعلی ادامه پیدا کند، انتظار میرود در سالهای آینده درمانهای ترکیبی بتوانند به بهبود قابل توجه عملکرد حرکتی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به آسیب نخاعی کمک کنند؛ هرچند بازگرداندن کامل عملکرد نخاع در آسیبهای شدید، همچنان یکی از بزرگترین چالشهای علم پزشکی باقی مانده است.
منابع پیشنهادی برای مطالعه بیشترISSCR (International Society for Stem Cell Research)Nature Reviews NeurologyThe Lancet NeurologyStem Cells: Scientific Facts and Fiction
چند اصطلاح تخصصیسلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC):سلولهای بالغ بدن (مانند سلولهای پوست) که با روشهای ژنتیکی دوباره به حالت شبهجنینی بازگردانده میشوند و توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلولها را پیدا میکنند.
نوروتروفیک فاکتورها (Neurotrophic Factors):پروتئینهایی که از سلولهای عصبی محافظت کرده، بقای آنها را افزایش میدهند و رشد و ترمیم رشتههای عصبی را تحریک میکنند.
#کاربرد_های_درمانی#سلول_های_بنیادی #آسیب_نخاعی #علوم_اعصاب #StemCells #SpinalCordInjury
@sabastemcell
۷
۸:۲۰
🧬سلولهای بنیادی پرتوان القایی (iPSC)؛ انقلابی در پزشکی نوین
فکر کنین بتونیم یه سلول معمولی پوست یا خون رو دوباره به یه سلول جوان و همهکاره تبدیل کنیم؛ سلولی که بتونه به تقریباً هر نوع سلول بدن تبدیل بشه. توی فناوری سلولهای بنیادی پرتوان القایی (Induced Pluripotent Stem Cells یا iPSCs) دقیقا این کار رو انجام میدیم.
iPSC چیه؟
iPSC سلولیه که اولش یه سلول بالغ و تخصصیافته (مثلاً سلول پوست) بوده، اما دانشمندان با وارد کردن چند ژن خاص، اونو به حالت اولیه و «پرتوان» برگردوندن.
این سلولها از نظر توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلولهای بدن، شباهت زیادی به سلولهای بنیادی جنینی دارن.
چرا این کشف مهمه؟
قبل از این، برای بهدست آوردن سلولهای بنیادی پرتوان معمولاً از جنین استفاده میشد که با چالشهای اخلاقی همراه بود. اما iPSCها از سلولهای خود فرد ساخته میشن و این مشکل رو تا حد زیادی برطرف میکنن.
کاربردهای iPSC
مطالعه بیماریها: دانشمندان میتونن از سلولهای بیماران iPSC بسازند و بیماری را تو آزمایشگاه بررسی کنن.
آزمایش داروها: داروهای جدید را میتونیم روی سلولهای مشتقشده از iPSC آزمایش کنیم.
پزشکی بازساختی: در آینده ممکنه از این سلولها برای جایگزینی سلولهای آسیبدیده در بیماریهایی مثل پارکینسون، دیابت یا آسیبهای نخاعی استفاده بشه.
این فناوری چطور کشف شد؟
در سال ۲۰۰۶، دانشمند ژاپنی شینیا یاماناکا نشون داد که با وارد کردن چند فاکتور ژنتیکی به سلولهای بالغ میتونیم اون ها رو به حالت پرتوان برگردونیم. این کشف انقدر مهم بود که تو سال ۲۰۱۲ جایزه نوبل پزشکی رو دریافت کرد.لینک مقالع شینیا یاماناکا: https://www.cell.com/cell/fulltext/S0092-8674(06)00976-7
آیا iPSCها کامل هستن؟
هنوز نه. یکی از چالشها اینه که بعضی از این سلولها ممکنه رفتار غیرطبیعی داشته باشن یا خطر تشکیل تومور داشته باشن. به همین دلیل تحقیقات گستردهای برای افزایش ایمنی اون ها در حال انجامه
ترانه رحیمیان
#آموزش_سلول_های_بنیادی
@sabastemcell
فکر کنین بتونیم یه سلول معمولی پوست یا خون رو دوباره به یه سلول جوان و همهکاره تبدیل کنیم؛ سلولی که بتونه به تقریباً هر نوع سلول بدن تبدیل بشه. توی فناوری سلولهای بنیادی پرتوان القایی (Induced Pluripotent Stem Cells یا iPSCs) دقیقا این کار رو انجام میدیم.
iPSC چیه؟
iPSC سلولیه که اولش یه سلول بالغ و تخصصیافته (مثلاً سلول پوست) بوده، اما دانشمندان با وارد کردن چند ژن خاص، اونو به حالت اولیه و «پرتوان» برگردوندن.
این سلولها از نظر توانایی تبدیل شدن به انواع مختلف سلولهای بدن، شباهت زیادی به سلولهای بنیادی جنینی دارن.
چرا این کشف مهمه؟
قبل از این، برای بهدست آوردن سلولهای بنیادی پرتوان معمولاً از جنین استفاده میشد که با چالشهای اخلاقی همراه بود. اما iPSCها از سلولهای خود فرد ساخته میشن و این مشکل رو تا حد زیادی برطرف میکنن.
کاربردهای iPSC
این فناوری چطور کشف شد؟
در سال ۲۰۰۶، دانشمند ژاپنی شینیا یاماناکا نشون داد که با وارد کردن چند فاکتور ژنتیکی به سلولهای بالغ میتونیم اون ها رو به حالت پرتوان برگردونیم. این کشف انقدر مهم بود که تو سال ۲۰۱۲ جایزه نوبل پزشکی رو دریافت کرد.لینک مقالع شینیا یاماناکا: https://www.cell.com/cell/fulltext/S0092-8674(06)00976-7
آیا iPSCها کامل هستن؟
هنوز نه. یکی از چالشها اینه که بعضی از این سلولها ممکنه رفتار غیرطبیعی داشته باشن یا خطر تشکیل تومور داشته باشن. به همین دلیل تحقیقات گستردهای برای افزایش ایمنی اون ها در حال انجامه
#آموزش_سلول_های_بنیادی
@sabastemcell
۶
۸:۲۰
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، در سالهای اخیر، پزشکان و محققان حوزه هماتولوژی و پیوند سلولهای بنیادی شاهد تحول بزرگی بودهاند. روش جدیدی که بر پایه ترکیب خون بند ناف چندین اهداکننده (پولد) و سلولهای پیشساز گسترشیافته بنا شده، نتایج بسیار امیدوارکنندهای در درمان بیماران مبتلا به لوسمی و دیگر سرطانهای خون نشان داده است.
روش نوین: سلولهای پیشساز گسترشیافته تجمیعی
در این رویکرد جدید، از چندین واحد خون بند ناف استفاده میشود تا سلولهای پیشساز (پروژنیتور سلها) استخراج و در آزمایشگاه گسترش یابند. محصول نهایی به نام دیلانوبیسل (dilanubicel) شناخته میشود. این محصول سلولهای پیشساز گسترشیافته است که به صورت غیرپیوندگیر (non-engrafting) عمل میکنند؛ یعنی خودشان به طور دائم در بدن بیمار مستقر نمیشوند، اما به عنوان یک پشتیبان موقت عمل کرده و به بازسازی سریعتر سیستم ایمنی و خونسازی کمک میکنند.
چرا این روش برای بیماران لوسمی مناسب است؟
لوسمی یا سرطان خون، بیماری است که در آن سلولهای خونی غیرطبیعی به سرعت تکثیر میشوند و سلولهای سالم را از بین میبرند. درمان اصلی اغلب شیمیدرمانی شدید است که مغز استخوان را نابود میکند. در این شرایط، پیوند سلولهای بنیادی تنها راه بازسازی سیستم خونسازی سالم است
این دستاورد نشان میدهد که با ترکیب هوشمندانه فناوری آزمایشگاهی و منابع طبیعی بدن (خون بند ناف)، میتوان بر بسیاری از موانع درمانی غلبه کرد. آینده پیوند سلولهای بنیادی روشنتر از همیشه به نظر میرسد و بیماران بیشتری میتوانند با امید و اطمینان بیشتری به درمان بپردازند.
سینا خسروی #اخبار_سلول_های_بنیادی # درمان سرطان # لوسمی @sabastemcell
https://www.bonyannews.ir/News/ID/38675/پیشروی-شگفتانگیز-در-پیوند-خون-بند-ناف-امیدی-تازه-برای-بیماران-سرطان-خون
روش نوین: سلولهای پیشساز گسترشیافته تجمیعی
در این رویکرد جدید، از چندین واحد خون بند ناف استفاده میشود تا سلولهای پیشساز (پروژنیتور سلها) استخراج و در آزمایشگاه گسترش یابند. محصول نهایی به نام دیلانوبیسل (dilanubicel) شناخته میشود. این محصول سلولهای پیشساز گسترشیافته است که به صورت غیرپیوندگیر (non-engrafting) عمل میکنند؛ یعنی خودشان به طور دائم در بدن بیمار مستقر نمیشوند، اما به عنوان یک پشتیبان موقت عمل کرده و به بازسازی سریعتر سیستم ایمنی و خونسازی کمک میکنند.
چرا این روش برای بیماران لوسمی مناسب است؟
لوسمی یا سرطان خون، بیماری است که در آن سلولهای خونی غیرطبیعی به سرعت تکثیر میشوند و سلولهای سالم را از بین میبرند. درمان اصلی اغلب شیمیدرمانی شدید است که مغز استخوان را نابود میکند. در این شرایط، پیوند سلولهای بنیادی تنها راه بازسازی سیستم خونسازی سالم است
این دستاورد نشان میدهد که با ترکیب هوشمندانه فناوری آزمایشگاهی و منابع طبیعی بدن (خون بند ناف)، میتوان بر بسیاری از موانع درمانی غلبه کرد. آینده پیوند سلولهای بنیادی روشنتر از همیشه به نظر میرسد و بیماران بیشتری میتوانند با امید و اطمینان بیشتری به درمان بپردازند.
https://www.bonyannews.ir/News/ID/38675/پیشروی-شگفتانگیز-در-پیوند-خون-بند-ناف-امیدی-تازه-برای-بیماران-سرطان-خون
۶
۸:۲۰
آیا میدونستین دانشمندا سلولهای بنیادی رو به فضا فرستادن تا رازهای بدن انسان رو کشف کنن؟!
در محیط بیوزنی، رفتار سلولهای بنیادی با روی زمین فرق میکنه. به همین دلیل، پژوهشگران این سلولها رو به ایستگاه فضایی بینالمللی فرستادن تا تأثیر نبودِ جاذبه رو بر رشد، تقسیم و تبدیل شدن اونها به سلولهای مختلف بررسی کنن.
نتایج تحقیقات نشون داده ریزگرانش میتونه روی رشد، تمایز و فعالیت ژنهای سلولهای بنیادی اثر بذاره. این یافتهها به شناخت بهتر بیماریهایی مثل پوکی استخوان، تحلیل عضلات و برخی بیماریهای مرتبط با افزایش سن کمک میکنه.
همچنین، در شرایط بیوزنی سلولها راحتتر ساختارهای سهبعدی تشکیل میدن؛ موضوعی که میتونه آینده مهندسی بافت و پزشکی بازساختی رو متحول کنه.
حالا سؤال اینه:به نظرت بزرگترین کشف پزشکی آینده روی زمین اتفاق میفته یا در مدار زمین؟
#آیا_میدونستین#سهشنبه_دانستنی@sabastemcell
۱۴
۸:۲۱
گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیان، آسیب نخاعی یکی از پیچیدهترین مشکلات پزشکی است که اغلب به از دست رفتن دائمی حرکت و احساس در بخشهایی از بدن منجر میشود. محدودیت توانایی طبیعی سیستم عصبی مرکزی برای بازسازی باعث شده است که درمانهای موجود بیشتر بر کنترل علائم، توانبخشی و جلوگیری از پیشرفت آسیب متمرکز باشند. در سالهای اخیر، پیشرفتهای حوزه سلولهای بنیادی و مهندسی بافت، امید تازهای برای بازسازی مسیرهای عصبی ایجاد کرده است. یکی از جدیدترین دستاوردها در این زمینه، توسعه ارگانوئیدهای نخاع انسانی است؛ ساختارهای سهبعدی آزمایشگاهی که از سلولهای بنیادی پرتوان انسانی تولید میشوند و قادرند برخی ویژگیهای مهم بافت نخاع واقعی را تقلید کنند.
ایده استفاده از سلولهای بنیادی برای بازسازی سیستم عصبی به چند دهه قبل بازمیگردد. در ابتدا دانشمندان تلاش کردند سلولهای بنیادی را مستقیماً به سلولهای عصبی تبدیل کرده و برای جایگزینی نورونهای آسیبدیده استفاده کنند. مطالعات اولیه نشان دادند که سلولهای بنیادی توانایی تمایز به سلولهای عصبی را دارند، اما مشکلاتی مانند کنترل دقیق تمایز، بقای سلولها پس از پیوند و ایجاد ارتباط صحیح با شبکه عصبی موجود، مانع از کاربرد گسترده این روش شد.
مطالعات جدید مربوط به ارگانوئید نخاع انسانی، پژوهشگران ابتدا سلولهای بنیادی پرتوان انسانی را در شرایط آزمایشگاهی ویژه کشت میدهند. سپس با استفاده از ترکیبی از فاکتورهای رشد و مولکولهای پیامرسان، مسیر تمایز این سلولها به سمت سلولهای عصبی نخاعی هدایت میشود. در این فرآیند، سلولهای بنیادی به تدریج به سلولهایی شبیه نورونهای نخاعی، سلولهای پیشساز عصبی و سلولهای گلیال تبدیل میشوند.
سینا خسروی #اخبار_سلول_های_بنیادی #پیوندــ نخاع
@sabastemcell
https://www.bonyannews.ir/News/ID/38692/تولد-نخاع-مصنوعی-از-سلول-بنیادی-امیدی-برای-بیماران-فلج
ایده استفاده از سلولهای بنیادی برای بازسازی سیستم عصبی به چند دهه قبل بازمیگردد. در ابتدا دانشمندان تلاش کردند سلولهای بنیادی را مستقیماً به سلولهای عصبی تبدیل کرده و برای جایگزینی نورونهای آسیبدیده استفاده کنند. مطالعات اولیه نشان دادند که سلولهای بنیادی توانایی تمایز به سلولهای عصبی را دارند، اما مشکلاتی مانند کنترل دقیق تمایز، بقای سلولها پس از پیوند و ایجاد ارتباط صحیح با شبکه عصبی موجود، مانع از کاربرد گسترده این روش شد.
مطالعات جدید مربوط به ارگانوئید نخاع انسانی، پژوهشگران ابتدا سلولهای بنیادی پرتوان انسانی را در شرایط آزمایشگاهی ویژه کشت میدهند. سپس با استفاده از ترکیبی از فاکتورهای رشد و مولکولهای پیامرسان، مسیر تمایز این سلولها به سمت سلولهای عصبی نخاعی هدایت میشود. در این فرآیند، سلولهای بنیادی به تدریج به سلولهایی شبیه نورونهای نخاعی، سلولهای پیشساز عصبی و سلولهای گلیال تبدیل میشوند.
@sabastemcell
https://www.bonyannews.ir/News/ID/38692/تولد-نخاع-مصنوعی-از-سلول-بنیادی-امیدی-برای-بیماران-فلج
۹
۱۷:۱۲